به بهانه اعدام جلاد بغداد؛
وقتی علی شیمیایی برای سربازان آمریکایی، صدای گوسفند درآورد
امروز حتی در «تکریت» و منطقه «عوجه»، کسی از اعدام علی حسن المجید ناراحت نیست. او حتی به عشیره خود نیز رحم نکرد. در جریان اعدام دامادهای صدام، او خطاب به صدام گفت: بزرگوار! بگذار ما خون ناپاکان را بریزیم و هم او بود که با کمک عدی، خانه دامادهای صدام را محاصره کرد و با موشک و آر پی جی، آنان را زیر آوار خانههایشان مدفون ساخت...

پرونده یکی از شقیترین جنایتکاران علیه بشریت در مرکز اعدام بغداد؛ همان محلی که هزاران بیگناه به دست جنایتکاران بعثی اعدام شده بودند، با حکم چهارم دادگاه جنایی عراق بسته شد.
به گزارش «تابناک»، علی حسنالمجید، معروف به علی شیمیایی، پسرعموی جنایتکار صدام، در حالی اعدام شد که انتظار میرفت او در جمع مردم دردمند حلبچه به دار مجازات آویخته شود.
احمد حسنالبکر، نخستین رئیسجمهور بعثیها درباره علی حسن المجید این گونه می گوید:" المجید انسان نیست. او حتی ویژگیهای جانوران دردنده را نیز ندارد؛ او موجودی پست است که تنها هنرش جنایت است."
احمد حسنالبکر در روزی که مجبورش کردند از قدرت کنار برود و در کودتای بدون خونریزی صدام از قدرت خلع شد، به آجودان خود گفت:" از هیچ چیز نمیترسم، به جز نگاههای پست پسرعمو و برادر ناتنی صدام."
البکر بر این باور بود که پسر بزرگ او به دست تیم علی حسنالمجید از پای درآمد.
بنا بر این گزارش، امروز حتی در «تکریت» و منطقه «عوجه»، کسی از اعدام علی حسن المجید ناراحت نیست. او حتی به عشیره خود نیز رحم نکرد. در جریان اعدام دامادهای صدام، او خطاب به صدام گفت: بزرگوار! بگذار ما خون ناپاکان را بریزیم و هم او بود که با کمک عدی، خانه دامادهای صدام را محاصره کرد و با موشک و آر پی جی، آنان را زیر آوار خانههایشان مدفون ساخت.
المجید، حتی در جریان انتقام عدی از برخی از عشایر تکریت که در جریان رسوایی اخلاقی تجاوز او به یک دختر عراقی روی داد، باز هم دست به جنایتی دیگر زد.
این گزارش ادامه میدهد، در زمان جنگ تحمیلی و در جریان یکی از مهمانیهای خصوصی صدام که مربوط به ازدواج قصی، پسر صدام بود، او در حالی که مست کرده بود، گفت: سرورم! باید برای شگون عروسی قصی، اسرای ایرانی را قربانی کنیم. این جنایتکار در قتل بیش از 426 اسیر ایرانی ـ برابر اسناد موجود ـ شرکت داشته است.
بر پایه شواهد موجود، پس از انتفاضه سال 1991 میلادی در جنوب عراق، او مأمور سرکوب شیعیان جنوب عراق شد و در حالی که از جنایات خود در کردستان عراق بازگشته بود، خود شخصا بازجویی از شیعیان بیدفاع عراقی را به عهده گرفت، تیرهای خلاص را در باتلاقهای مناطق جنوبی عراق، خود شخصا بر سر اسرای شیعه عراقی خالی میکرد و این در حالی بود که در پرونده جنایات علیه کردها که به پرونده «انفال» معروف بود، دستگیرشدگان کرد عراقی را با دینامیت منفجر میکرد و این کار برای او تبدیل به یک سرگرمی شده بود.
وی هنگامی که در روزهای پایانی عمر صدام، یکی از سه فرمانده اصلی ارتش عراق شده بود و برای رسیدگی مناطق جنوبی عراق از فرات مرکزی تا مرزهای عربستان و کویت را زیر سلطه داشت، باز هم به جنایات خود علیه مردم مسلمان عراق ادامه داد.
اما جالب اینکه، به هنگامی سرنگونی رژیم صدام ، علی حسنالمجید در ماشین حمل گوسفندان، جنوب عراق را به مقصد مناطق شمالی این کشور اشغال شده ترک کرد. او حتی در عشایر محل زادگاهش نیز منفور بود و آمریکایی ها در گزارش دستگیری وی مینویسند: دستگیری علی حسن المجید، آسانتر از دیگر مقامات رده بالای بعثی در عراق بود.
این گزارش میافزاید: پس از دستگیری، آمریکایی ها برای بازجویی از جلاد بغداد، چند شبانه روز به او بیخوابی دادند. او که به شدت ترسیده بود، هنگامی که در برابر بازجوی آمریکایی قرار گرفت و از او پرسیده شد که آیا درست است که وی با یک ماشین حمل گوسفند از جنوب عراق فرار کرده است، خطاب به او گفت: بله. و سپس بازجو از وی خواست که صدای گوسفند از خود درآورد و این بعثی جنایتکار چندین بار بع بع گوسفندان را برای سربازان آمریکایی تکرار کرد؛ چهره او در هم شکسته بود و موهای سر و صورتش که دیگر فرصت رنگ کردن به خود نداشتند سپید شده بود.
صدای گوسفندان از دهان مردی بیرون آمد که جنایات او در قبال مردم عراق و همچنین در جنگ تحمیلی علیه رزمندگان ایرانی زبانزد بوده است.
علی شیمیایی بسیار دیر اعدام شد. در جنایات صدام، او به عنوان بازوی راستش به شمار میرفت و خیلی پیش از این باید به دست عدالت سپرده میشد. مردم عراق امیدوارند برادران ناتنی صدام از «وطوان» و «السبعاوی» همچنین کسانی چون طارق عزیز، سلطان هاشم و دیگر جنایتکاران عراقی به جوخه مرگ سپرده شوند تا تاریخ شاهد باشد، جنایتکارانی که انسانهای مؤمن و بیگناه را قتل عام کردهاند، در همین سرای فانی با زبونی خواهند مرد.
به گزارش «تابناک»، علی حسنالمجید، معروف به علی شیمیایی، پسرعموی جنایتکار صدام، در حالی اعدام شد که انتظار میرفت او در جمع مردم دردمند حلبچه به دار مجازات آویخته شود.
احمد حسنالبکر، نخستین رئیسجمهور بعثیها درباره علی حسن المجید این گونه می گوید:" المجید انسان نیست. او حتی ویژگیهای جانوران دردنده را نیز ندارد؛ او موجودی پست است که تنها هنرش جنایت است."
احمد حسنالبکر در روزی که مجبورش کردند از قدرت کنار برود و در کودتای بدون خونریزی صدام از قدرت خلع شد، به آجودان خود گفت:" از هیچ چیز نمیترسم، به جز نگاههای پست پسرعمو و برادر ناتنی صدام."
البکر بر این باور بود که پسر بزرگ او به دست تیم علی حسنالمجید از پای درآمد.
بنا بر این گزارش، امروز حتی در «تکریت» و منطقه «عوجه»، کسی از اعدام علی حسن المجید ناراحت نیست. او حتی به عشیره خود نیز رحم نکرد. در جریان اعدام دامادهای صدام، او خطاب به صدام گفت: بزرگوار! بگذار ما خون ناپاکان را بریزیم و هم او بود که با کمک عدی، خانه دامادهای صدام را محاصره کرد و با موشک و آر پی جی، آنان را زیر آوار خانههایشان مدفون ساخت.
المجید، حتی در جریان انتقام عدی از برخی از عشایر تکریت که در جریان رسوایی اخلاقی تجاوز او به یک دختر عراقی روی داد، باز هم دست به جنایتی دیگر زد.
این گزارش ادامه میدهد، در زمان جنگ تحمیلی و در جریان یکی از مهمانیهای خصوصی صدام که مربوط به ازدواج قصی، پسر صدام بود، او در حالی که مست کرده بود، گفت: سرورم! باید برای شگون عروسی قصی، اسرای ایرانی را قربانی کنیم. این جنایتکار در قتل بیش از 426 اسیر ایرانی ـ برابر اسناد موجود ـ شرکت داشته است.
بر پایه شواهد موجود، پس از انتفاضه سال 1991 میلادی در جنوب عراق، او مأمور سرکوب شیعیان جنوب عراق شد و در حالی که از جنایات خود در کردستان عراق بازگشته بود، خود شخصا بازجویی از شیعیان بیدفاع عراقی را به عهده گرفت، تیرهای خلاص را در باتلاقهای مناطق جنوبی عراق، خود شخصا بر سر اسرای شیعه عراقی خالی میکرد و این در حالی بود که در پرونده جنایات علیه کردها که به پرونده «انفال» معروف بود، دستگیرشدگان کرد عراقی را با دینامیت منفجر میکرد و این کار برای او تبدیل به یک سرگرمی شده بود.
وی هنگامی که در روزهای پایانی عمر صدام، یکی از سه فرمانده اصلی ارتش عراق شده بود و برای رسیدگی مناطق جنوبی عراق از فرات مرکزی تا مرزهای عربستان و کویت را زیر سلطه داشت، باز هم به جنایات خود علیه مردم مسلمان عراق ادامه داد.
اما جالب اینکه، به هنگامی سرنگونی رژیم صدام ، علی حسنالمجید در ماشین حمل گوسفندان، جنوب عراق را به مقصد مناطق شمالی این کشور اشغال شده ترک کرد. او حتی در عشایر محل زادگاهش نیز منفور بود و آمریکایی ها در گزارش دستگیری وی مینویسند: دستگیری علی حسن المجید، آسانتر از دیگر مقامات رده بالای بعثی در عراق بود.
این گزارش میافزاید: پس از دستگیری، آمریکایی ها برای بازجویی از جلاد بغداد، چند شبانه روز به او بیخوابی دادند. او که به شدت ترسیده بود، هنگامی که در برابر بازجوی آمریکایی قرار گرفت و از او پرسیده شد که آیا درست است که وی با یک ماشین حمل گوسفند از جنوب عراق فرار کرده است، خطاب به او گفت: بله. و سپس بازجو از وی خواست که صدای گوسفند از خود درآورد و این بعثی جنایتکار چندین بار بع بع گوسفندان را برای سربازان آمریکایی تکرار کرد؛ چهره او در هم شکسته بود و موهای سر و صورتش که دیگر فرصت رنگ کردن به خود نداشتند سپید شده بود.
صدای گوسفندان از دهان مردی بیرون آمد که جنایات او در قبال مردم عراق و همچنین در جنگ تحمیلی علیه رزمندگان ایرانی زبانزد بوده است.
علی شیمیایی بسیار دیر اعدام شد. در جنایات صدام، او به عنوان بازوی راستش به شمار میرفت و خیلی پیش از این باید به دست عدالت سپرده میشد. مردم عراق امیدوارند برادران ناتنی صدام از «وطوان» و «السبعاوی» همچنین کسانی چون طارق عزیز، سلطان هاشم و دیگر جنایتکاران عراقی به جوخه مرگ سپرده شوند تا تاریخ شاهد باشد، جنایتکارانی که انسانهای مؤمن و بیگناه را قتل عام کردهاند، در همین سرای فانی با زبونی خواهند مرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دامادهاي صدام دو برادر بودند كه از بستگان نسبي علي حسن المجيد بودند و بعد از پناهنده شدنشان به اردن و افشاي پشت پرده صدام حسابي صدام را عصباني كرده بودند و علي شيميايي هم از ترس اينكه به خاطر نسبت فاميلي با دامادهاي صدام مورد خشم صدام قرار نگيرد بعد از بازگشت دامادهاي صدام از اردن خودش مسئوليت سر به نيست كردن انان را به عهده گرفت.داستان بازگشت دامادها به عراق هم از اين قرار است كه حسين كامل كه داماد بزرگتر بوده در اردن با يك مامور بلند پايه سيا ديدار مي كند و به جاي حمايت مورد تمسخر وي قرار گزفته و شديدا افسرده مي شود مدتي بعد شخص صدام با حسين كامل تماس مي گيرد و تلفني به او وعده عفو ميدهد .هنگامي كه دو داماد صدام به همراه همسرانشان به مرز زميني عراق مي رسند عدي كه روابطش از سالها قبل با حسين كامل تيره بوده است در همان لب مرز امضاي طلاق دو خواهرش را مي گيرد و دو داماد را به يك خانه دور افتاده منتقل مي كند كه مدتي بعد علي شيميايي با ارپي جي دامادها را به قتل ميرساند اين مطلب را نوشتم تا بدانيد علت اينكه علي شيميايي در عشيره اش منفور بوده اين است نه به خاطر جناياتش عليه بقيه مردم عراق و ايران
دم یازجوی آمریکایی گرم جیگرم خونک شد
پناه برخدا , چه جانوارانی بر ملت عراق حکومت می کردند لعنت ابدی برآنان باد که الحق از قوم یزیدند.
خداوند در كمين ظالمان است
به اميد روزي كه همه ظالمان و جنايتكاران به سزاي عملشان برسند
درودخدا به روح شهداي اسلام
این حیوان را باید زجر کش میکردند نه یکبار اعدام
هولناک ترین عذاب آخرت نصیبش باشه.خدا روحش را لعنت کند.
مرگ بر صدام يزيد كافر
اف بر این حیوان که نام انسان را یدک می کشید .
این جهان کوه است و فعل ما ندا
باز می گردد صدا ها را ندا
درود و سلام بر تمامي اسراي شهيد ايران عزيزمان
هنگامی که جنگ آغاز شد ، دوازده ساله بودم و در زادگاهم ، آبادان ، زندگی می کردیم . جان فشانی مردان و زنان جنگ را هیچ گاه از یاد نخواهم برد .
این قطعه کوتاه را به شهیدان جنگ - که براستی در من و همۀ مردم سرزمین مان زنده اند و پایانی ندارند - تقدیم می کنم :
« چشمه ام ؛ رودم ؛ موجم .
بارانم ؛ بی پایانم . »
ياد شهيدان عزيز اين مملکت گرامی باد واقعا بايد قدر و منزلت اين عزيزان هميشه باقی بماند و به ياد آنان وحدت و يکپارچگی مملکت عزيزمان فراموش نشود.
لعنت الله علي قوم الظالمين
ياد شهيدان هميشه جاودانه است چون آنها براي خدا و در راه خدا شهيد شدند و در نزد پروردگار عزيز و بزرگشان برخوردار و زنده اند. درود خدا و همه مؤمنين بر آنها باد.
تابناک تیترتو اصلاح کن.... جلاد حلبچه نه بغداد!!!!!
مدتها پیش در خبرها خوانده بودم که یک ژنرال عراقی که در کشتار سربازان ایرانی نقش زیادی داشته و حتی برای اهانت به ایران، ایرانی و اجساد سربازان ایرانی در هنگام بازدید از جبهه های جنگ، پای خود را روی اجساد سربازان ایرانی می گذاشته و از قدم زدن بر روی زمین خودداری میکرده است ، اینک در یک ویلا در لندن به زندگی آرامی مشغول است.
پس کجایند آقایانی که به عنوان سرویس های امنیتی ایران باید از صلابت ایران و ایرانی دفاع کنند؟ چرا سراغی از این حیوان جنایتکار دوران جنگ نمی گیرند.
عجب صبري خدا دارد . چه دارمكافاتي است اين دنيا . خدا لعنت كند هر چه مردم آزار است و انشاءالله كه با يزيد و يزيديان ديارش محشور شود.
یاد شهدای جنگ تحمیلی که از باارزشترین گوهرشان یعنی جانشان گذشتند که مادران ما و پدران ما و خواهران و کودکان ما در وطن آسوده باشند . واقعا اگر صدام و یاران جنایتکارش بر ایران عزیز چیره میشدند چه بر سر نسلها میامد ؟ کسانی که با هموطنانشان این کنند با ما چه میکردند !!! یاد همشان . یاد رشادتهاشان بخیر
عجب سفره ای پهن شد و چه عزیزانی رفتند و ما هستیم و خاطرات کم رنگ آنها و رنگهای پررنگ دنیای امروز !!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.