مرور روزنامههای چهارشنبه ۲۱ شهریورماه؛
روحانی برود یا نرود؟ /ضرورت تشکیل یک نهاد مستقل برای مبارزه با فساد/با سخنرانی کردن امید به مردم بازنمیگردد
طرح اخذ مالیات از سکه و ارز روی میز سران قوا، احمدی نژاد از چه کسی دفاع میکند؟، توحش اجاره ها، بیم و امیدهای مرزی به نام کنکور، شورای نگهبان با لوایح FATF چه میکند؟، حمایت دولت از بخش خصوصی، آیا مهاجرت نخبگان افزایش یافته است؟، درآمد گردشگری مذهبی یک و نیم برابر بودجه عمرانی، سناریوهای حضور روحانی در سازمان ملل و شکاف در بازار ارز آزاد و ثانویه از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده شده است.

طرح اخذ مالیات از سکه و ارز روی میز سران قوا، احمدی نژاد از چه کسی دفاع میکند؟، توحش اجاره ها، بیم و امیدهای مرزی به نام کنکور، شورای نگهبان با لوایح FATF چه میکند؟، حمایت دولت از بخش خصوصی، آیا مهاجرت نخبگان افزایش یافته است؟، درآمد گردشگری مذهبی یک و نیم برابر بودجه عمرانی، سناریوهای حضور روحانی در سازمان ملل و شکاف در بازار ارز آزاد و ثانویه از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده شده است.
به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز چهارشنبه بیست و یکم شهریورماه در حالی چاپ و منتشر شدند که باید و نبایدهای حضور روحانی در سازمان ملل، حمایت دولت از بخش خصوصی در سخنان جهانگیری، سکه و دلار زیر تیغ مالیات و گره سیاسی مشکلات اقتصادی کشور عناوینی هستند که در صفحات نخست آنها برجستهتر از سایر موضوعات دیده میشوند.
روزنامه ایران سخنان روز گذشته اسحاق جهانگیری را با تیتر حمایت دولت از بخشخصوصی در صفحه نخست برجسته کرد و از قول او نوشت: تا جان در بدن دارم از بخش خصوصی حمایت میکنم. حساب بخش خصوصی سالم از رانت جویان جداست، شرایط امروز مدیرانی میطلبد که پای کار مردم بایستند.
روزنامه کیهان عنوان ۴ هزار شرکت کاغذی برای فرار از مالیات را از سخنان رئیس سازمان امور مالیاتی کشور تیتر یک امروزش کرد و در مطلبی دیگر با عنوان آقای آشنا! جنابعالی که موافقید چرا لاپوشانی میکنید؟! پاسخ توییتهای اخیر حسام الدین آشنا درباره با دیدگاههای روزنامه کیهان را داده است.
روزنامه وطن امروز گفتو گویی با عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان انجام داده و عنوان این گفت وگو شورای نگهبان با لوایح FATF چه میکند؟ را در کنار تصویری از او در صفحه نخست قرار داده است. این روزنامه دیروز و امروز تیتر یک خود را به موضوع عذرخواهی کردن یا نکردن عارف درباره مشکلات اختصاص داده است.
روزنامه اعتماد تصویری از حسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل را در نیم صفحه نخست خود چاپ و عنوان رفتن یا نرفتن مسأله این نیست را تیتر کرده است. موضوعی که به حضور یا عدم حضور رئیس جمهور در نشست سازمان ملل و شورای امنیت میپردازد.
{$sepehr_album_32205}
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای روزنامههای امروز را مرور میکنیم؛
ضرورت تشکیل یک نهاد مستقل برای مبارزه با فساد
حسین راغفر اقتصاددان طی یادداشتی کوتاه در روزنامه آرمان امروز درباره ضرورت تشکیل یک نهاد مستقل برای مبارزه با فساد نوشت: اقداماتی که در راستای مبارزه با فساد اقتصادی انجام میشود باید توسط دستگاه قضائی صورت گیرد. منتهی در برخی کشورها نهاد مستقلی را تاسیس و به آن قدرت فرادستگاهی داده و آنها شروع به معرفی و برخورد با فساد کردهاند. به هر حال در برخی کشورها یک قدرت فوقالعاده به این نهاد مستقل فرادستگاهی دادند تا آن بتواند با افراد و عناصر فاسد برخورد کند. در حال حاضر متاسفانه در بخشهایی از کشور ویروس فساد پراکنده شده و طبیعی است که این ویروس در حال گسترش است.
اگر قدرت فراقوهای نداشته باشیم، مشکل فساد همچنان وجود خواهد داشت و بیش از پیش گسترش خواهد یافت؛ بنابراین به چنین نهادی نیاز داریم که از سوی رهبری منصوب شده باشند و این قدرت را داشته باشند که به صورت فراجناحی و فوقالعاده تخصصی عمل کنند. درغیر این صورت وجود این نهاد باعث رشد بوروکراسی و افزایش هزینه میشود و نیز ملاحظات سیاسی، مانع از ارائه راهحل منطقی در مبارزه با فساد اقتصادی خواهد شد. با توجه به اینکه وضعیت موجود در کشور، وضعیت مناسبی نیست، وجود چنین نهادی تیر آخر خواهد بود و اگر این تیر به هدف نخورد، جز رشد بیاعتمادی اثری نخواهد داشت. در ترکیب این نهاد مستقل تحت نظارت رهبر انقلاب، ترکیبی از کارشناسان اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی باید حضور داشته باشند تا بتوانند موثر واقع شوند. همچنین این ترکیب باید مستقل از جناحبندیهای سیاسی باشد. متاسفانه این مسائل در ملاحظات جناحی، سیاسی و حزبی نادیده گرفته میشود. این مسائل اتفاقاتی است که تاکنون رخ داده است و به همین دلیل اعتماد مردم سلب شده و یا در معرض آسیب قرار گرفته است. سنگاپور از جمله کشورهایی است که این نهاد مستقل را تشکیل داده و به عنوان یک نمونه موفق در زمینه مبارزه با فساد اقتصادی مطرح است. قبل از آن سنگاپور کشوری فاسد به شمار میآمد و اکنون به کشوری موفق در زمینه مبارزه با فساد اقتصادی تبدیل شده است.
با سخنرانی کردن امید به مردم بازنمیگردد
چرا تنها دولت به عنوان متولی از بین رفتن امید در جامعه شناخته میشود؟ سوال این است که اساسا دولت به تنهایی میتواند از پس این مهم یعنی بازگشت امید به جامع برآید؟ چرا این روزها که دولت بیش از گذشته به عنوان یکی از عوامل نا امیدی مردم متهم شده، نه تنها کسی به کمکش نمیآید بلکه هر که از راه میرسد در این باره از خجالت دولت درمیآید. این سوال بهانه گفت وگو با عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاحطلب شده است.
عبدی به «اعتماد» میگوید: دلیل هجمههای اخیر به دولت درباره عامل اصلی ناامیدی مردم آن نیست که تنها دولت عامل پیدایش وضعیت فعلی است بلکه، چون دست مردم و فعالین سیاسی و اجتماعی به سایر ارکان تصمیمگیر کشور نمیرسد، دولت قربانی شده است. عبدی معتقد است وظیفه دولت آن نیست که با حرف امید به جامعه تزریق کند هرچند در ادامه میگوید دولت باید صادقانه با مردم صحبت کرده و بگوید که آیا واقعا خودش امیدوار است یا خیر. او شرط بازگشت امید به جامعه توسط دولت را صداقت و اثبات کارآمدی میداند. بخشهایی از گفتگو با عباس عبدی را در زیر میخوانید:

در کنار برخورد صادقانه، دولت باید نشان دهد کارایی لازم را دارا بوده و میتواند از موانع و بحرانهای موجود عبور کند. اما متاسفانه واقعیت آن است که چنین موضوعی اکنون در حکومت وجود خارجی ندارد. دولتی که نزدیک به دو ماه بدون سخنگو است، دولتی که چند وزارتخانه آن با سرپرست اداره میشود، دولتی که در شرایط حساس کنونی سفیرش در کشور مهمی، چون چین مشخص نیست، مردم به چه چیزی باید امیدوار باشند؟ اگر دولت وظایف مرتبط با خود را به درستی انجام دهد، مردم امیدوار خواهند شد. بنابراین اینکه مدام گفته شود مردم باید امید داشته باشند، کافی نیست. دولت اگر کار خود را درست انجام دهد، مردم با درک و بینش واقعی خود به ادامه راه امیدوار خواهند شد.
در شرایط فعلی دولت نمیتواند با سخنرانی برای به دست آوردن امید مردم تلاش کند، چون پیش از مردم، باید به امید نخبگان احترام گذاشت. امید نخبگانی یعنی دولت اگر میتواند ۴ اقتصاددان معرفی کند که از سیاستهای اقتصادی دولت دفاع کنند. نمیتواند. این نشان میدهد بخش مهمی از نخبگان اقتصادی در تصمیمگیریهای مهم نقشی ندارند. در حوزه اجتماعی و فرهنگی نیز این شرایط حاکم است. در حوزه سیاست خارجی با علم بر این موضوع که همه تصمیمگیریها بر عهده دولت نیست انتقادات جدی وجود دارد. دولت در این حوزه میتواند فعالتر باشد. با انجام اقدامات مناسب دولت به نخبگان ثابت میکند تا حد توان به وظایف خود عمل میکند. اگر دولت این اقدامات را انجام دهد امید نخبگان زنده میشود و به جامعه نیز سرریز خواهد شد. در صورت این اتفاق ما میتوانیم از بحران عبور کنیم. متاسفانه نقاط ضعف دولت فعلی آنچنان زیاد است که سبب شده نقاط ضعف سایر قوا آنطور که باید دیده نشود زیرا دولت ویترین حاکمیت است. دولت اگر خود را ترمیم کند، نقط ضعف سایر ارکان حکومت شفافتر خواهد شد که این مهم منجر به اصلاح سایر ساختارها نیز میشود. عبور از بحران به معنای دارا بودن برنامه و اتحاد در کل دستاندرکاران حکومتی است و اگر این مهم محقق شود امید به اندازه کافی به جامعه تزریق خواهد شد.
اگر شما با تکتک مسئولان صحبت کنید، ممکن است از مردم نیز ناامیدتر باشند، اما فرق مسئولان با مردم آن است که مردم صادق هستند و صریح اعلام میکنند و نیز قدرت اجرایی نداشته و کاری از دستشان ساخته نیست، در حالی که مسئولان وظیفه دارند کار کنند، اما کاری انجام نمیدهند.
کاربران فضای مجازی حق دارند نسبت به کلمه امید واکنش منفی نشان دهند زیرا امید بار معنایی خود را مانند اخلاق از دست داده است. در جامعهای که مسوولان با عملکرد خود وظیفه تزریق امید را دارند، ناامید هستند، صحبت از امید چه فایدهای دارد؟
اینکه مسوولی بگوید، چون به دولت رای دادهاید وضعیت همین بوده و باید تحمل کرد چه معنایی دارد؟ چطور زمانی که نیاز به رای مردم دارند این صحبتها مطرح نمیشود؟ اگر به دولت نقد میکنیم به این معنا نیست که بخشهای دیگر حاکمیت خالی از مشکل هستند، خیر.
مردم تمایزی میان دستگاه قضایی، مجلس، دولت قایل نبوده و مجموعه قوا را یک پکیج قلمداد میکنند. بنابراین لازمه این مهم آن است که تمامی ارکانهای حاکمیت و هر سه قوه از امید در جامعه صیانت کنند، اما در شرایط کنونی دست ما تنها به دولت میرسد نه سایر قوا و ارکانهای حاکمیت.
روحانی برود یا نرود؟
جلال خوشچهره در سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان تجربه بهرهمندی از تریبونهای جهانی نوشت: تحریم تریبونهای جهانی، به معنای خالی کردن جا برای دیگرانی است که میخواهند دیدگاههای خود را بر افکار عمومی و اصولا سیاست جهانی القا کنند. ایران سالها و در بزنگاههایی حساس به دلیل تحریم برخی تریبونها، فرصت را برای عرض اندام دیگرانی فرآهم کرد که اهداف خود را علیه تهران دنبال میکردند. اصلاح این وضع موقعیتهایی را ایجاد کرد که برجام، برجستهترین نتیجه آن است.
حضور در تریبونهای جهانی به مفهوم ایجاد رابطه بیواسطه با جهان سیاست است. واگذاری تبیین و انتشار دیدگاههای تهران در دفاع از اصول دیپلماسی خود به رسانهها و یا واسطهها، برخلاف تجربه مذاکرات هستهای با گروه ۵+۱ همواره برای مخالفان ایران فرصت ساز بود.

آنان در این فضا هرآنچه میخواستند میگفتند و در ایجاد همسویی با نگرشهای خود عمل میکردند. کافی است حضور رئیس جمهوری و وزیر امورخارجه را در محافل مختلف جهانی طی سالهای گذشته و به ویژه ماههای اخیر مرور کنیم. بهرغم تلاش گسترده واشنگتن در ایجاد تردید به برجام و دستاوردهای ایران در اینباره، آنان توانستهاند حمایت جامعه جهانی را از اصول سیاست خارجی ایران پایدار نگه دارند. در واقع ترجیح واشنگتن و متحدان منطقهای آن از جمله اسرائیل و عربستان، عکسالعمل انفعالی و یا عصبی تهران است.
آنان بر این نظرند که با دور شدن تهران از فرصتهایی که تریبونها و دیدارهای مستقیم در محافل جهانی ایجاد میکند، امکان بازگرداندن تهران به دوران انزوا بیشتر خواهد بود. شوربختانه برخی نگرشهای داخلی که همچنان بردیدگاههای آزمون شده خود اصرار دارند نیز مشوق پرهیز تهران از فرصتهایی هستند که حضور در تریبونهای جهانی ایجاد میکند.
حضور یا غیبت در تریبونهای جهانی، ربط مستقیم به اعتماد به نفس صاحبان آن دارد. وقتی پاسخهای مستدل برای پرسشها وجود دارد، اتهام زنندگان باید نگران حضور پرسش شوندگان باشند. در این باره یک مثال ساده گویای این منظور است. «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم اسرائیل با این گمان که ممکن است رئیس جمهوری ایران در اجلاس رئیسان کشورهای عضو شورای امنیت شرکت کند، پیشاپیش آمادگی خود را برای حضور در این نشست اعلام کرده است. هدف او از این کار پرهیز دادن تهران از مشارکت در جلسهای است که مبتکر آن «دونالد ترامپ» رئیس ایالات متحده آمریکا است. او نیک میداند که بالاترین مقام سیاسی اجرایی ایران در نشستی که نخست وزیر رژیم اسرائیل در آن حضور داشته باشد، هرگز حاضر نخواهد شد. اما تصمیم شرکت رئیس جمهوری در نشست پیشنهادی ترامپ با تمامیت نظام سیاسی است. همانگونه که انجام مذاکرات هستهای و سرانجام امضای توافقنامه برجام با تصمیم یکپارچه نظام صورت گرفت. اینکه برخی جریانها با زیر سوال بردن حضور ایران در محافل جهانی بخواهند، چون گذشته به اقدامهای ایذایی خود ادامه دهند، هیچ منافعی را برای کشور در بر ندارد. لازم است تهران با ارزیابی واقعی از توانایی استدلالهای خود در برابر اتهامهای تخریبگر ترامپ علیه برجام و سیاستهای منطقهای ایران، درباره حضور و یا عدم حضور در نشست سران کشورهای عضو شورای امنیت تصمیم بگیرد. اگرچه از پیش اقدامهای دولت افراطی ترامپ علیه تهران نزد افکار عمومی جهان فاقد ارزشهای اخلاقی و منطقی است. سیاستهای دولت ترامپ نزد افکار عمومی شناخته شده است. کافی است به مواضع اخیر این دولت در قبال دادگاه کیفری لاهه، تعطیل کردن دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین در نیویورک و سرانجام انتقال غیرقانونی سفارت آمریکا از تل آویو به بیتالمقدس توجه شود. همه این موارد را در کنار مخالفت واشنگتن با سازمان تجارت جهانی، چالشهای کور با اتحادیه اروپا و جنگ اقتصادی با چین و ... قرار داد؛ آنگاه به این نکته توجه کرد که آیا ترامپ از مشروعیت لازم برای محکوم کردن ایران در نشست سران کشورهای عضو شورای امنیت برخوردار است؟
21شهریور








تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بهتر است روحانی حرف نزند وبا اعصاب مردم بدبخت بازی نکند.
بود ونبودش اثری ندارد
مردم چندین ساله بر این باورند که با رفتن یا ماندن افراد چون روحانی اتفاقی در وضعیت این کشور بوجود نمیاد
۱۰۰ درصد موافقیم روحانی برود
من به روحانی و قولهایش رای دادم حالا می بینم همه قولهایش زیر پا گذاشته شد از رای خود پشیمانم ما ایرانی ها قلب پاکی داریم وزود گول می خوریم
جلویسخنرانیهای اضافه در کشور باید گرفته شود این سخنرانیها نه تنها هیچ فایده ای نداره بلکه موجب اتلاف وقت مردمهممیشه
اعضای محترم شورای مزبور چون ملت ایران حرفهای روحانی را حفظ کرده اند چون 5سال است مدام تکرارمیشوند ونظر جدیدی اضافه نمیشود تورم باوجودیکه بیش از صددرصد است وملت با پوست وگوشت واستخوانشان لمس میکنند روحانی مدعی است تورم تک رقمی است وکنترل کرده ومدعی رشد اقتصادی وبهبود اقتصادی هم هست وبحرانی هم وجودندارد
برود ودرسازمان ملل یادآوری نماید آنچنان تورمی درمدت کوتاه برملت ایران تحمیل نمودم که احمدی نژاد درطول 8سال نتوانست تحمیل نماید و80درصد ملت فقط برای زنده ماندن تلاش میکنند
ازاقدامات مدبرانه خودش دراقتصادکشورصحبت کند وبگوید چگونه چندماه مانده به شروع تحریمها ارزش پول ملی ایران رادرقبال ارزهای بین المللی بی ارزش نمود دلاررااز 3000تومان به بالای 14هزارتومان رساند سکه 300هزارتومانی دوره احمدی نژاد رابه بالای 4میلیون تومان رساند واستخوانهای بازنشستگان وکارمندان وکارگران رازیر فشاراقتصادی خرد شد
مطمین باشید در سازمان ملل هم چون 5سال داخل کشور سعی وتلاش خواهدکرد باحرفهای تکراری وقت اعضا راچون ملت ایران تلف نماید به کدامیک ازوعده های سال 92 خودش عمل نموده حتی به وعده حداقلی بهبود اقتصادی بازنشستگان هم نتوانست عمل نماید ووضعیت اقتصادیآنان را وخیمترنمود
روحانی درمدت 5سال ثابت نموده مرد این کارنیست وکاندیدشدن وحمایت اصلاحطلبان ازایشان اشتباه محض بوده مگر ایشان در زمان رفع تحریمها وآزادشدن اموال تملک شده وافزایش قیمت نفت از45دلاربه بیش از70دلار وافزایش تولید وفروش نفت به میزان بیش ازسه میلیون بشکه چه اقدامی برای بهبود وضعیت اقتصادی اقشارآسیب پذیر چون کارگران وکارمندان وبازنشستگان بعمل آورد از چند ماه مانده به شروع تحریمها تورم بی سابقه کمرملت ایران راخرد نموده وروحانی طبق 5سال گذشته فقط حرفهای تکراری و.آمارعاری ازحقیقت ارایه میدهد لذا باید مجلس محترم وی رااستیضاح ومدیریت کشوررابه افراد امتحان پس داده وشایسته بدهند مانند مدیریت دوران 8سال جنگ و8سال دوره اصلاحات که باوجود قیمت پایین نفت اقتصاد کشورمناسب واقشارآسیب پذیر زندگی ساده وشرافتمندانه داشتند ومانند دوره روحانی زیرفشاراقتصادی به ذلت وخواری نیفتاده بودند
بنظر من اگر نرود بهتر است چونکه تا بحال تجربه نشون داده سخنرانی مسئولین در سازمان ملل بنفع مردم و کشور نبوده، اینکه ما بریم در سازمان ملل از جنایات آمریکا در دنیا صحبت کنیم و پرده برداری کنیم بی شک تاوانی دارد و هزینه آنرا همیشه طبق سنوات گذشته مردم ایران پرداخت کرده اند، در نتیجه نرفتن بهتر از رفتن است .
الان دیگه همه فهمیدن که دولت ها فقط شاخ و برگ هستند
بحث اومدن یا رفتن روحاني نیست سیستم بیماره و نیاز به جراحي داره تازماني که رانت و نهادهاي پرقدرت وجود داره
آش همینه
روحانی باید به سازمان ملل برود و در مجمع عمومی سازمان ملل در سخنرانی خود پیشنهاد کند که با توجه به اینکه بیت کوین در تاریکی کار میکند و طلا هم ماهیتی خاص خود دارد، برای جلوگیری از جنگ اقتصادی آمریکا با دنیا بهتر است سازمان ملل به عنوان یک کشور مستقل که دارای پرچم مستقل است برای خود بانکی مستقل و واحد پولی مستقل و بین المللی داشته باشد که مبنای تمام داد و ستدها در همه دنیا باشد و سیستمی نیز توسط همین سازمان جایگزین سوئیفت شود که توسط بانک مستقل همین سازمان و در داخل یکی از پایگاههای همین سازمان (مثلا در ژنو) فعالیت کند. اگر هم قرار است کشوری به هر دلیلی تحریم بانکی گردد، تنها با رای نود و پنج درصد از کشورهای عضو مجمع عمومی تحریم شود و شورای امنیت حق ورود به تحریم و حق وتو در این مورد را نداشته باشد.
نرفتن به نیویورک خواست کیهانی ها است و این همان روبرو نشدن با فرعون است و این بهانه خوبی به دشمنان ایران خواهد داد , کسی که منطق دارد و حرفهایش مردم پسند است چه نگرانی باید داشته باشد باید برود و محکم و قوی و بدون لکنت زبان موضع ایران را بیان کند
برای اداره مملکت به اقتصاددان نیاز است وگرنه با سخنرانی و موعظه و پند و اندرز هیچ چیز درست نمیشود...
نهاد مستقل برای مبارزه با فساد ؟ مگر ما نهاد مستقل هم داریم ؟؟؟؟؟؟؟
اگر حرف حق می زنیم نباید نگران باشیم برویم حتی گفتگو کنیم و ممکن است گفتگو ها منطقی باشد و حتی بهتر از قبل
بچه جون برو درس خودتو بخون و توی کار بزرگترها نیفت
با سلام آقای روحانی زمانی روی کار آمد که رئیس جمهور قبلی با حرفها و تصمیمات نسنجیده باعث شده بود سیل قطعنامه ها و تحریمها به سوی ایران روان شود و قیمتها هر روزه افزایش پیدا کند اقای روحانی با برجام توانست قطعنامه ها را کنسل و مقدار زیادی از تحریمها را بردارد و قیمتها هم بعد از برجام به ثبات نسبی رسید و مقداری زیادی جلوی سیل گرفته شود اما با کارشکنیهای خارجی و تعداد معدودی در داخل و بی کلاه ماندن سر امریکا از منافع برجام امریکا از برجام خارج شد و تحریمها را برگرداند اثرات روانی آن در داخل بسیار زیاد بود بعضیها عامدانه و بعضی هم از روی آینده نگری دست به کارهایی زدند تا قیمتها بشدت افزایش پیدا کرد الان هم دولت قدرتی نداره هیچ کس پشت سرش نیست و همه دنبال زمین گیرکردن دولت و اعتدال گرایان و اصلاح طلبها هستند تا جایی که دیگر نتوانند سر بلند کنند اقای روحانی دیگر به صلاح خودش و حزبش و طرفداراش نیست که دیگر در قدرت بماند ماندن اقای روحانی در مسند ریاست جمهوری فقط تلف کردن وقت به نفع رقبا می باشد
گرچه کارهایی که رقبای اقای روحانی کردند و در حال انجام آن هستند بشدت ضربه زده و رفتن آقای روحانی هم باعث متشنج شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور خواهد شد
روحانی برود و بسیاری از مسئولان ناکارامد را هم با خود ببرد!
برخی کشورها سازمانهای فراقوه ای مبارزه با فساد دارند. این سازمانها خوب هستند به شرطی که قدرتی فرا قوه ای داشته باشند. متاسفانه در ایران اگر همچنین سازمانی هم تشکیل شود، خود زمینه رانت را ایجاد خواهد کرد.
اگر روحانی به سازمان ملل برود و سخنرانی کند باید هر دو دقیقه به ترامپ عوضی بگوید «عالیجناب»! چه کار سختی است. اگر بگوید که اشتباه است و اگر نگوید از ادب سیاسی به دور است.
جناب آقای روحانی سلام ما فکر کردیم روی دیوار محکمی یادگاری نوشتیم ولی شما هم مثل بقیه دیوار محکمی نبودی نه میتوانید بگویید نمی توانم ویا نمی گذارند ونه کاری انجام میدهی اشتباه نفرمایید کار موقعی از نظر مردم کار است که ملموس باشد کارهایی که فقط خودتان میشنوید برای مردم ملموس نیست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.