بازگشت مستضعفین؛
ادبيات بانك جهاني را فراموش كنيم
محمد خوش چهره

تصميمگيران و سياستگزاران كلان ما بعد از جنگ و از اولين برنامه توسعه، به خصوص در سالهاي اخير، با بهكار بردن واژههاي وارداتي از واژههاي پرمعنا و پرغنايي مانند محروم و مستضعف اجتناب كرده و بر اساس واژههاي نامانوس و بعضا بيمحتوايي مانند قشر آسيبپذير و جديدا دهكهاي درآمدي، كه واژهاي برخاسته از توصيههاي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول است، جامعه را دستهبندي ميكنند. در حاليكه تأكيد ويژه حضرت امام(ره) روي گروههاي محروم و مستضعف از نظر واژهشناسي مهم است.
ريشه واژه محروم و مستضعف، به فرهنگ غني ايراني - اسلامي ما برميگردد. خصوصا آموزههاي ديني ما كه بر اساس رويكرد عدالت محورانهاي كه دارد، مبين چنين واژههايي است. مستضعف از استضعاف ميآيد. يعني به ضعف كشيده شده. در حقيقت معني آن اين است كه شخص قابليت و توانايي دارد، اما محيط اجتماعي- اقتصادي حاكم و خصوصا تصميمات و سياستهاي ناعادلانه او را به ضعف كشيده، بدون آن كه خودش مقصر باشد.
براي مثال هر شخص حقوق بگير با درآمد مشخص و ثابت كه همه توانايياش را بهكار بسته و خانوادهاش را در شان و منزلت مطلوب خودش قرار داده، اگر يكباره در اثر سياستهاي نامناسب پولي، گرفتار تورم شود يا سياستهاي نادرست زمين و مسكن، چنان قيمت را بالا برد كه قدرت خريد او پايين آيد، ديگر نخواهد توانست، خودش را به نحو مطلوب اداره كند و ناچار بايد خجالت زده اهل خانه باشد. اما خود او در اين ميان بي گناه است. اين يعني مستضعف. يعني به ضعف كشيده شده، بدون اين كه خود بخواهد.
بنابراين مستضعف با فقير متفاوت است. مستضعف يعني شخصي كه در شأن و جايگاه اصلي خودش نيست. مصداق به ضعف كشيده شدن ميتواند عموميت داشته باشد. حتي ميتواند شامل اساتيد دانشگاه و خيلي از پزشكها هم باشد. كساني كه از حقوق حقه خود بينصيب ماندهاند. خيلي از كشاورزان ما هم ممكن است مصداق مستضعف باشند. يعني دولت بهجاي اين كه به اقتصاد كشاورز كه محور توسعه روستاهاست كمك كند تا اين قشر از دسترنج خود ارتزاق كند و كرامتش حفظ شود، با عدم حمايت از توليد و نهادههاي كشارزي، او را به ضعف كشانده و فقير كرده است. حالا از روي دلسوزي و كم اطلاعي تلاش ميكند پرداختهايي تحت عناوين مختلف نظير سهام عدالت و امثالهم انجام دهد. حال آن كه اصلا به ريشههاي استضعاف آنها توجه ندارد.
كشاورز ايراني محروم است، اما سيل قوي واردات ميوه، باغداري غني ما را بهطور جدي تهديد كرده است. در مقطعي نزديك 90 درصد روغن نباتي وارداتي بود. بخش عمدهاي از شكر وارداتي است، بالغ بر 90 درصد چاي وارداتي است. بخش قابل توجهي از برنج وارداتي است. و اين در حالي است كه امكان توليد داخلي همه آنها به شرط حمايت از كشاورز و توليدات كشاورزي فراهم است. پس اگر بهجاي پرداختهايي كه ميتواند جنبه مسكن داشته باشد، به رفع موانع توليد آنها بپردازيم، باعث ميشويم كه درآمدهاي پايدار با حفظ كرامت براي كشاورزان ايجاد شود. طوري كه ديگر لازم نيست در سفرهاي استاني به اميد دادن عريضه خود دنبال كاروان هيئت دولت بدود.
متأسفانه ما در حال حاضر بهجاي آن كه به رونق اقتصاد ملي توجه كنيم و موانع را از بين ببريم و با كسب درآمدهاي مستمر و پايدار، موجب ارتقاي سطح رفاه جامعه شويم، عمدتا مشغول توزيع ثروت و دارايي متراكم شده 100 سال اخير هستيم كه اين روزها دولت تحت عنوان اصل 44 بخش قابل توجهي از آن را در قالب سهام عدالت و امثالهم مصرف ميكند. بهعبارت ديگر با خصوصيسازي داراييهاي متراكم شده كه مربوط به 100 سال گذشته است - نه يك دولت خاص - بخش قابل توجهي از پولهاي حاصله بهجاي مولد بودن و تزريق به توليد، ناشيانه مصرف ميشود. اين در حالي است كه به اعتقاد بسياري از صاحبنظران دلسوز طرح هدفمند كردن يارانهها در مقايسه با طرحها و برنامههايي كه ميتواند در كشور اجرا شود، اولويت اول نيست كه بخواهيم اين ميزان برايش وقت بگذاريم.
بايد به واژه مستضعف برگرديم و بعد بهدنبال ريشههاي محروميت و استضعاف باشيم. امتياز به كار بردن واژههايي نظير مستضعف و محروم اين است كه وقتي از اين واژهها استفاده ميكنيم، به طور طبيعي دنبال دلايل، ريشههاي محروميت و استضعاف ميگرديم. اين ريشههای يا برون زاست و يا درون زا؛ يا ناشي از سياستها و تصميمات است يا موارد ديگر. تشخيص ريشههای استضعاف، روشها براي تحقق عدالت را متفاوت ميكند.
بنابراين خيلي غيرقابل قبول است كه واژهايي نظير محروم و مستضعف را با واژههاي وارداتي دهك و اقشار آسيب پذير مقايسه كنيم و مثلا بگوييم دهك دهم 30 برابر دهك اول مثلا انرژي مصرف ميكند. اين نوع نگرشها و مقايسه از اساس اشتباه است. دهك اول يعني فقيرترين افرادي كه زير خط فقر هستند، مشكل مسكن دارند و و بيخانمان هستند. مشخص است كه افراد بيخانمان اصلا برق مصرف نميكنند يا نميتوانند خودرو داشته باشند كه بنزين مصرف كنند. پس نوع مقايسه و تقسيم بندي غلط است. اين موضوع فوق العاده مهم است. دليل آن قبل از آن كه نتوانستن مصرف باشد، مربوط به عدم تامين نيازهاي اساسي مانند سرپناه و مسكن است.
البته نبايد ناديده گرفت كه اشكال اقتصاد ايران مخصوصا پس از جنگ، اين بوده است كه اشرافيت در ايران، هزينه اشرافيت خود را نميپردازد. اين اشكال عمدتا ريشه در ضعف نظام مالياتي و تعرفهها دارد. بايد توجه داشت كه ايران اسلامي ما به هيچ وجه من الوجوه استحقاق فقر و اين حجم بيكاري را ندارد و اختلالات پيش آمده در اقتصاد ناشي از برخي ضعفهاي نظام تصميمگيري، اجرايي و قانونگذاري كشور است كه عموما پس از جنگ بهوجود آمده. بنابراين مشكلات به خود نظام يا ماهيت نظام بر نميگردد.
نگرشهاي حضرت امام(ره) بهعنوان بنيانگزار جمهوري اسلايم ايران و تأكيدات مقام معظم رهبري و مخصوصا قانون اساسي ما در حوزه اقصاد جنبههاي بسيار برجسته، مترقي و قابل دفاعي دارد، اما اعمال سلايق و باورهاي شخصي و عدم درك صحيح از برخي واژهها مانند عدالت، پيشرفت و ترقي زمينه ساز ايجاد اين مشكلات شده است.
*عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
منبع: پنجره
ريشه واژه محروم و مستضعف، به فرهنگ غني ايراني - اسلامي ما برميگردد. خصوصا آموزههاي ديني ما كه بر اساس رويكرد عدالت محورانهاي كه دارد، مبين چنين واژههايي است. مستضعف از استضعاف ميآيد. يعني به ضعف كشيده شده. در حقيقت معني آن اين است كه شخص قابليت و توانايي دارد، اما محيط اجتماعي- اقتصادي حاكم و خصوصا تصميمات و سياستهاي ناعادلانه او را به ضعف كشيده، بدون آن كه خودش مقصر باشد.
براي مثال هر شخص حقوق بگير با درآمد مشخص و ثابت كه همه توانايياش را بهكار بسته و خانوادهاش را در شان و منزلت مطلوب خودش قرار داده، اگر يكباره در اثر سياستهاي نامناسب پولي، گرفتار تورم شود يا سياستهاي نادرست زمين و مسكن، چنان قيمت را بالا برد كه قدرت خريد او پايين آيد، ديگر نخواهد توانست، خودش را به نحو مطلوب اداره كند و ناچار بايد خجالت زده اهل خانه باشد. اما خود او در اين ميان بي گناه است. اين يعني مستضعف. يعني به ضعف كشيده شده، بدون اين كه خود بخواهد.
بنابراين مستضعف با فقير متفاوت است. مستضعف يعني شخصي كه در شأن و جايگاه اصلي خودش نيست. مصداق به ضعف كشيده شدن ميتواند عموميت داشته باشد. حتي ميتواند شامل اساتيد دانشگاه و خيلي از پزشكها هم باشد. كساني كه از حقوق حقه خود بينصيب ماندهاند. خيلي از كشاورزان ما هم ممكن است مصداق مستضعف باشند. يعني دولت بهجاي اين كه به اقتصاد كشاورز كه محور توسعه روستاهاست كمك كند تا اين قشر از دسترنج خود ارتزاق كند و كرامتش حفظ شود، با عدم حمايت از توليد و نهادههاي كشارزي، او را به ضعف كشانده و فقير كرده است. حالا از روي دلسوزي و كم اطلاعي تلاش ميكند پرداختهايي تحت عناوين مختلف نظير سهام عدالت و امثالهم انجام دهد. حال آن كه اصلا به ريشههاي استضعاف آنها توجه ندارد.
كشاورز ايراني محروم است، اما سيل قوي واردات ميوه، باغداري غني ما را بهطور جدي تهديد كرده است. در مقطعي نزديك 90 درصد روغن نباتي وارداتي بود. بخش عمدهاي از شكر وارداتي است، بالغ بر 90 درصد چاي وارداتي است. بخش قابل توجهي از برنج وارداتي است. و اين در حالي است كه امكان توليد داخلي همه آنها به شرط حمايت از كشاورز و توليدات كشاورزي فراهم است. پس اگر بهجاي پرداختهايي كه ميتواند جنبه مسكن داشته باشد، به رفع موانع توليد آنها بپردازيم، باعث ميشويم كه درآمدهاي پايدار با حفظ كرامت براي كشاورزان ايجاد شود. طوري كه ديگر لازم نيست در سفرهاي استاني به اميد دادن عريضه خود دنبال كاروان هيئت دولت بدود.
متأسفانه ما در حال حاضر بهجاي آن كه به رونق اقتصاد ملي توجه كنيم و موانع را از بين ببريم و با كسب درآمدهاي مستمر و پايدار، موجب ارتقاي سطح رفاه جامعه شويم، عمدتا مشغول توزيع ثروت و دارايي متراكم شده 100 سال اخير هستيم كه اين روزها دولت تحت عنوان اصل 44 بخش قابل توجهي از آن را در قالب سهام عدالت و امثالهم مصرف ميكند. بهعبارت ديگر با خصوصيسازي داراييهاي متراكم شده كه مربوط به 100 سال گذشته است - نه يك دولت خاص - بخش قابل توجهي از پولهاي حاصله بهجاي مولد بودن و تزريق به توليد، ناشيانه مصرف ميشود. اين در حالي است كه به اعتقاد بسياري از صاحبنظران دلسوز طرح هدفمند كردن يارانهها در مقايسه با طرحها و برنامههايي كه ميتواند در كشور اجرا شود، اولويت اول نيست كه بخواهيم اين ميزان برايش وقت بگذاريم.
بايد به واژه مستضعف برگرديم و بعد بهدنبال ريشههاي محروميت و استضعاف باشيم. امتياز به كار بردن واژههايي نظير مستضعف و محروم اين است كه وقتي از اين واژهها استفاده ميكنيم، به طور طبيعي دنبال دلايل، ريشههاي محروميت و استضعاف ميگرديم. اين ريشههای يا برون زاست و يا درون زا؛ يا ناشي از سياستها و تصميمات است يا موارد ديگر. تشخيص ريشههای استضعاف، روشها براي تحقق عدالت را متفاوت ميكند.
بنابراين خيلي غيرقابل قبول است كه واژهايي نظير محروم و مستضعف را با واژههاي وارداتي دهك و اقشار آسيب پذير مقايسه كنيم و مثلا بگوييم دهك دهم 30 برابر دهك اول مثلا انرژي مصرف ميكند. اين نوع نگرشها و مقايسه از اساس اشتباه است. دهك اول يعني فقيرترين افرادي كه زير خط فقر هستند، مشكل مسكن دارند و و بيخانمان هستند. مشخص است كه افراد بيخانمان اصلا برق مصرف نميكنند يا نميتوانند خودرو داشته باشند كه بنزين مصرف كنند. پس نوع مقايسه و تقسيم بندي غلط است. اين موضوع فوق العاده مهم است. دليل آن قبل از آن كه نتوانستن مصرف باشد، مربوط به عدم تامين نيازهاي اساسي مانند سرپناه و مسكن است.
البته نبايد ناديده گرفت كه اشكال اقتصاد ايران مخصوصا پس از جنگ، اين بوده است كه اشرافيت در ايران، هزينه اشرافيت خود را نميپردازد. اين اشكال عمدتا ريشه در ضعف نظام مالياتي و تعرفهها دارد. بايد توجه داشت كه ايران اسلامي ما به هيچ وجه من الوجوه استحقاق فقر و اين حجم بيكاري را ندارد و اختلالات پيش آمده در اقتصاد ناشي از برخي ضعفهاي نظام تصميمگيري، اجرايي و قانونگذاري كشور است كه عموما پس از جنگ بهوجود آمده. بنابراين مشكلات به خود نظام يا ماهيت نظام بر نميگردد.
نگرشهاي حضرت امام(ره) بهعنوان بنيانگزار جمهوري اسلايم ايران و تأكيدات مقام معظم رهبري و مخصوصا قانون اساسي ما در حوزه اقصاد جنبههاي بسيار برجسته، مترقي و قابل دفاعي دارد، اما اعمال سلايق و باورهاي شخصي و عدم درك صحيح از برخي واژهها مانند عدالت، پيشرفت و ترقي زمينه ساز ايجاد اين مشكلات شده است.
*عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
منبع: پنجره
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام كلمه مستضعف به معنايي كه فرموده اييد نيست.اين واژه از ريشه ضعف در باب استفعال است يعني طلب ضعف كردن و به هيچ روي معناي مورد نظر شما را نميدهد.در قياس ساده با واژه استكبار تالي فاسد برداشت شما از اين لفظ مشخص ميشود.البته مطالب اقتصادي كه فرموده اييد در تخصص بنده نيست.
اميدوارم دولت محترم از نظر كارشناسان استفاده نمايد
باتشکر از مقاله خوبتان انشااله که به صورت مدون باصبر تحمل و وبانقدمنصفانه وباثبات رویه منطقی وارائه راه کارها مناسب با شرایط کشور گامی موثر جهت بیرون رفت ازاین شرایط بردارید
اي داد بيدادچه كسي حرفه نخبگان گوش ميده شما ميگين رسالت خودتون انجام ميدين اما بايد كسي باشه كه گوش بده
دقيقا يادم هست كه در برنامه ي گفتگوي خبري شيركوند معاون وزير اقتصاد رو به ٤ ميخ كشيده بود اين دكتر خوش چهره. حالا اشكالي نداره. درست ميشه البته
اگر جنابعالي طرف مشورت در مسايل اقتصادي كشور قرار ميگيريد- مخاطب قراردادن ديگران و كوتاهي را به گردن ديگران انداختن برازنده نيست!
بارزه با مفاسد اقتصادی باید اولویت اول باشد والا این حرفها همه کشک است
احسنت به آقای دکتر خوش چهره! فکر بکر ایشان تمام مشکلات محرومین را برطرف خواهد کرد. ما هم برای حل مشکلات اقتصادی از فردا می گیم مستضعفین!
سلام آقاي دكتر ضمن تشكر از مقاله خوب شما لطف كنيد در مقالات بعدي راههاي برون رفت از اين معضل بزرگ در مسير توسعه را با مدلهاي مشخص وكاربردي بيان فرماييد .با تشكر
استاد عزیز مگر کسی گوشش به این تذکرات بدهکاره.
با تشكر فراوان از اين مقاله پرمغز و موجز.
جهت استتحضار ادبیات جهانی را نمی شود فراموش کرد. این یعنی یک دیوار بلند دور خودمان بکشیم و احساس کنیم از همه عالم بهتریم. هر چند عده ای با تمام شجاعت اینچنین فکر میکنند و دیگران تنها پوزخند میزنند. پوزخندی که قبلا به شاه قاجار که خود را( قبله عالم ) میدانست میزدند.
اقای دکتر خوش چهره عزیز:انگونه که من فهمیدم 1-اشکال در اقتصاد کشورمان را ضعف نظام مالیاتی و تعرفه و ضعف در نظام تصمیم گیری و قانون گذاری و اجرائی دانسته اید و فاصله گرفتن از ادبیات اسلامی-ایرانی را مزید بر اشکال دانسته اید.2- اقتصاد یر مبنای لیبرال دموکراسی را به شرط نداشتن عیوب بند فوق برای کشور مناسب میدانید زیرا به عنوان یک عالم اقتصادی مدل اقتصادی مورد نظر خود را به صراحت بیان و تبیین نکرده اید.3- از فرهیختگان اقتصادی نظیر شما انتظار می رود اگر درد را بیان میکنند راه اجرائی درمان انرا نیز بر مبنای یک مدل علمی ارائه و مسئولیت اجرای انرا نیز به عهده بگیرند(تا این مدل مشخص نباشد به همه چیز میتوان ایراد گرفت).3-اینکه چه کاری درست نیست بخش کوچکی از قضییه است و اینکه کار درست کدام است و چگونه باید انرا انجام داد بخش اصلی است که معمولا"مغفول میماند.یکی از بزرگترین درد های کشور ما همین است همه ما درد ها را خوب بیان میکنیم ولی روش درمان نمیدهیم و مسئولیت انجام درمان را نمی پذیریم.4- لطفا" واژه های عدالت-پیشرفت وترقی و مستضعف و رویکرد عدالت محورانه را در چارچوب اقتصادی که ارائه میکنید توضیح دهید.5- مقاله قشنگی نوشته اید ولی به کار دنیای مردم نمی خورد.
با عرض سلام و تبریک سال نو خدمت تابناکی ها . روی سخنم با جناب دکتر خوش چهره است ، محض رضای خدا بر گردید و یک بار دیگر آن برنامه تلویزیونی که در آن به عنوان مدافع برنامه های اقتصادی آقای دکتر احمدی نژاد شرکت داشتید را بازبینی فرمایید!! همان برنامه ای که شک این حقیر سراپا تقصیر را در دادن رای به ایشان به یقین مبدل کرد. امیدوارم در پیشگاه خدا دلیل محکمه پسندی برای آن دفاع های فداکارانه و این انتقادات امروز داشته باشید.
اي بابا آقاي خوش چهره هم که منافق شد ميشه بگيد مدرکتون رو از کجا اورديد اصلاً شما افتصاد دانيد بگو ببينيم 5000 درصد ميشه چند برابر؟ با توکلي نسبتي داري؟ پارسال با سوروس چرا ديدار کردي؟ شريعتمداري باهم ديدتتون.
بهتر است با واژه ها بازی نکنیم و به فکر راه حل های واقع بینانه برای حل مشکلات روز افزون اقتصادی باشیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.