مقامات جمهوری اسلامی، توجه کنید؛ میخواهیم نهج البلاغه برایتان بخوانیم!
اگر رعیت بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میان بگذار... بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق، زیرا هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و رشته عمر را نبرد... هرگز مگوی که مرا بر شما امیر ساختهاند و باید فرمان من اطاعت شود. در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها... بدان که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجویی و گردنکشی است و در معاملت با مردم رعایت انصاف نکنند.

تابناک؛سید مسلم بهشتی نژاد: در این گزارش ما کمتر سخنی میگوییم؛سخنانی که در ادامه میآید را اگر یک نویسنده معمولی بنویسد،ممکن است در معرض اتهام قرار گیرد؛ پس در این گزارش، صرفا نامه حضرت علی علیه السلام را ـ که منشور حکومتی علوی برای مالک اشتر نخعی، نماد حاکمیت علوی در مصر است ـ بازخوانی میکنیم. این نامه را عهدنامه حضرت علی علیه السلام هم دانسته اند؛ نامه پنجاه و سوم نهج البلاغه که شاید مبسوطترین چارچوب حکومتی باشد که امام اول شیعیان آن را را برای حاکمیت علوی ترسیم کرده است. این نامه آنقدر زنده است و به قدری موضوعاتش برای امروز ما کاربردی که از همه مقامات جمهوری اسلامی میخواهیم با تابناک، بخشهایی از این عهدنامه را بخوانند.
اول: «ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی ونیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت». خیلی روشن و بدون پیرایه، میگوید ببین مردم درباره حکومت تو چه میگویند. یک حکومت خوب را از حرفهایی که مردم درباره او میزنند، تشخیص داد. ملاک تشخیص مردم است؛ ببین تو را نیکوکار میدانند یا بدکردار!
دوم: اگر رعیت بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میان نه و با این کار از بدگمانی شان بکاه، که، چون چنین کنی، خود را به عدالت پرودهای و با رعیت مدارا نمودهای. عذری که میآوری سبب میشود که تو به مقصود خود رسی و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و کشورت را امنیت بخشد. ولی پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک، رعایت نمای.
سوم: بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق، زیرا هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگران میسپارد.
چهارم: هرگز به خشمی که از آن، امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیر ساختهاند و باید فرمان من اطاعت شود، زیرا چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد، به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریخته است به تو بازمیگرداند.
پنجم: باید که برگزیدهترین وزیران تو کسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی که خداوند بر دوستانش نمیپسندد کمتر تو را یاری کنند و هر چند که این سخنان و کارها تو را ناخوش آید. به پرهیزگاران و راستگویان بپیوند، سپس از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشدهای، شادمانت ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی وادارد.
ششم: به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان از رعیت خود، گونهای نامهربانی است به آنها و سبب میشود که از امور ملک آگاهی اندکی داشته باشند. اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها و رنجهای آنان آگاه شود. آن وقت، بسا بزرگان که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، که بزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند، زیرا والی انسان است و نمیتواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد و حق را هم نشانههایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود؛ و تو یکی از این دو تن هستی: یا مردی هستی در اجرای حق گشادهدست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرمایی و در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری. یا مردی هستی که هیچ خواهش و نیازی را برنمیآوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزی نخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجی پدید نیاورد، زیرا آنچه از تو میخواهند یا شکایت از ستمی است یا درخواست عدالت در معاملتی.
هفتم: از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجام دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن است، حذر نمای. پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام رسان.
هشتم: بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند. زیرا بزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند. زودا که حجاب از برابر دیدگانت برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند. به هنگام خشم خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست به روی کس بر مدار و سخن زشت بر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن از دشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت یاد بازگشت به سوی پروردگارت شود.
نهم: در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها؛ و بیمشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونهای از ستم و خیانت است. کارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام سابقهای دیرین دارند. اینان به اخلاق شایستهترند و آبرویشان محفوظتر است و از طمعکاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب کارها بیشتر مینگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و از دست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز میدارد و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو خللی پدید آورند. پس در کارهایشان تفقد کن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.
دهم: خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین: کسانی که بیچارگاناند از مساکین و نیازمندان و بینوایان و زمینگیران. در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمیهستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند. خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و از تو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش. برای اینان در بیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هر شهری، به آنان اختصاص ده. زیرا برای دورترینشان همان حقی است که نزدیکترینشان از آن برخوردارند؛ و از تو خواستهاند که حق همه را، اعم از دور و نزدیک، نیکو رعایت کنی. سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس امت خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست نمای. اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجال حکومت. کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن در کارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.
یازدهم: و بدان که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجویی و گردنکشی است و در معاملت با مردم رعایت انصاف نکنند. ریشه ایشان را با قطع موجبات آن صفات قطع کن. به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود بر دوش آنان نهند. پس لذت و گوارایی، نصیب ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد. اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوند پاداش شکیبایی تو را خواهد داد. هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان تو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار؛ هر چند تحمل آن بر تو سنگین آید که عاقبتی نیک و پسندیده است.
اول: «ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی ونیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت». خیلی روشن و بدون پیرایه، میگوید ببین مردم درباره حکومت تو چه میگویند. یک حکومت خوب را از حرفهایی که مردم درباره او میزنند، تشخیص داد. ملاک تشخیص مردم است؛ ببین تو را نیکوکار میدانند یا بدکردار!
دوم: اگر رعیت بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میان نه و با این کار از بدگمانی شان بکاه، که، چون چنین کنی، خود را به عدالت پرودهای و با رعیت مدارا نمودهای. عذری که میآوری سبب میشود که تو به مقصود خود رسی و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و کشورت را امنیت بخشد. ولی پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک، رعایت نمای.
سوم: بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق، زیرا هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگران میسپارد.
چهارم: هرگز به خشمی که از آن، امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیر ساختهاند و باید فرمان من اطاعت شود، زیرا چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد، به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریخته است به تو بازمیگرداند.
پنجم: باید که برگزیدهترین وزیران تو کسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی که خداوند بر دوستانش نمیپسندد کمتر تو را یاری کنند و هر چند که این سخنان و کارها تو را ناخوش آید. به پرهیزگاران و راستگویان بپیوند، سپس از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشدهای، شادمانت ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی وادارد.
ششم: به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان از رعیت خود، گونهای نامهربانی است به آنها و سبب میشود که از امور ملک آگاهی اندکی داشته باشند. اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها و رنجهای آنان آگاه شود. آن وقت، بسا بزرگان که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، که بزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند، زیرا والی انسان است و نمیتواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد و حق را هم نشانههایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود؛ و تو یکی از این دو تن هستی: یا مردی هستی در اجرای حق گشادهدست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرمایی و در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری. یا مردی هستی که هیچ خواهش و نیازی را برنمیآوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزی نخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجی پدید نیاورد، زیرا آنچه از تو میخواهند یا شکایت از ستمی است یا درخواست عدالت در معاملتی.
هفتم: از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجام دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن است، حذر نمای. پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام رسان.
هشتم: بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند. زیرا بزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند. زودا که حجاب از برابر دیدگانت برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند. به هنگام خشم خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست به روی کس بر مدار و سخن زشت بر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن از دشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت یاد بازگشت به سوی پروردگارت شود.
نهم: در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها؛ و بیمشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونهای از ستم و خیانت است. کارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام سابقهای دیرین دارند. اینان به اخلاق شایستهترند و آبرویشان محفوظتر است و از طمعکاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب کارها بیشتر مینگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و از دست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز میدارد و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو خللی پدید آورند. پس در کارهایشان تفقد کن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.
دهم: خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین: کسانی که بیچارگاناند از مساکین و نیازمندان و بینوایان و زمینگیران. در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمیهستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند. خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و از تو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش. برای اینان در بیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هر شهری، به آنان اختصاص ده. زیرا برای دورترینشان همان حقی است که نزدیکترینشان از آن برخوردارند؛ و از تو خواستهاند که حق همه را، اعم از دور و نزدیک، نیکو رعایت کنی. سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس امت خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست نمای. اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجال حکومت. کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن در کارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.
یازدهم: و بدان که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجویی و گردنکشی است و در معاملت با مردم رعایت انصاف نکنند. ریشه ایشان را با قطع موجبات آن صفات قطع کن. به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود بر دوش آنان نهند. پس لذت و گوارایی، نصیب ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد. اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوند پاداش شکیبایی تو را خواهد داد. هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان تو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار؛ هر چند تحمل آن بر تو سنگین آید که عاقبتی نیک و پسندیده است.
همین یازده بند را با ما بخوانید؛ سپس بنگرید که به کدام عمل می کنید و کدام را عمل نمی کنید. فراتر از آن بیندیشید که صد در صد خلاف کدام عمل می کنید!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید مدیران مملکت را مجبور کرد هزار بار از روی این فرمایشات ارزشمند رونویسی کنند. چون متاسفانه بر خلاف آن عمل میکنند.
تمام این دستورات برای مردم است نه برای کسانی که کشور را مدیریت میکنند.چون اگر اینطور باشه مدیران کشور ما نه پیرو پیامبرند نه امامان.
جالبه هرکس برداشت وخواسته خود را از دین بر می دارد. شما هم بخش هایی را درشت تر نوشته اید و اغراض سیاسی خود را دنبال میکنید وگرنه این فرامین باید مو به مو و بی کم و کاست برای همگان اجرا شود و این خاصه فقط حاکمان نیست حتی مدیران جامعه و حتی مدیران خانواده ها نیز می توانند اصول مدیریتی مولا علی (ع) را بکار ببرند.
دوربین مخفیه؟؟؟!!!!! ای کلک تابناک از دست تو
وظیفه حکومت ها ایجاد رفاه . آسایش و امنیت ملی برای ملت و کشور است . این هم جذابیت دارد و هم میتواند الگوی جهانی شود . زیرا منابع و ثروت مالی و هم انسانی را داریم.
دقیقا کدام مسئولین؟؟؟؟!!!
اگر ما تفاوت بین حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی را متوجه بشیم بسیاری از نقاط تاریک برامون روشن میشه!
از تابناک درخواست دارم حداقل یه مطلب در این مورد کار کنه
شما ها دلتون خوشه، در حال حاضر بدیهیات اولیه دین اسلام توسط مسئولین رعایت نمیشه، آنوقت شما برایشان نهج البلاغه می خوانید.
ای کاش نامه حضرت را در خصوص نحوه و نوع مجازات برای افرادی همچون مرتشعین ومختلصین نامحترم
را نیز می آوردید.
نهج البلاغه برای مردم عادی است نه مقامات ما!!!!!!!!!! هر جا به مقامات بر می گردد شما نادیده بگیرید!!!!
مدت هاست توی این قبرستان مرده ای وجود نداره .... برای چی و بر کی گریه می کنید ..... بنظر می رسه شما اید که در خوابید
با سلام
نامه حضرت علی (ع) به مالک را سال ها قبل دیده بودم . اخیرا بضرورت درس عربی این نامه را مجددا خواندم . مطالب نامه شفاف و گویاست . در باره ترجمه و شرح لغت به لغت آن علما کولاک کرده اند . شرح ها نوشته شده است . قلم فرسایی ها صورت گرفته اما دریغ و صد دریغ از یک جو عمل !!
حقیقتاً به نتیجه رسیدم که دلیل این همه مشکلات ما نیز بدلیل وقف در علوم نظری بدون اخلاق عملی است. جالب است که مسئولین ما اغلب روحانی و با کتاب خدا و نهج البلاغه آشنایند . اما فقط آنچه را می پسندیده اند عملی کرده اند . و باز هم جالب است که در این نامه مردم نه به دین اجبار شده اند نه به اجرای احکام فقهی مثلا حجاب .بعدالت توصیه شده است .با توجه به مفاد نامه ، مردم یا دردین مشترکند یا در خلقت برابر . انصاف در هرصورت اهمیت اساسی دارد .
پیشونی سر به مهرشون مشخصه همشون علامه دهرن اما..
بری تو اتاقشون ده تا کتاب نج البلاغه است
خنده دارترین آدمایی که دیدم اونایین که میگن : ببین ! ببین ! ما خیلی خوبیم ! چه آموزه هایی داریم!!!حیف که نمیتونیم اجراشون کنیم....ما خیلی فرهنگ داریم!!ولی همیشه از فرهنگ درست غربی ها میگیم....بابا ما فقط خوب حرف قشنگ میزنیم،اهل عمل نیستیم.
ان چیزی که این مسئولین رو شاد میکنه ، قدرت ابدی تا اخر عمره و بازنشستگی هم تو کار نباشه . فقط پیامبر اکرم و حضرت علی میتونه به داد مردم برسه .
تابناک خودتو بیشتر. از این خسته نکن مجبور بشی وقت بذاری نهج البلاغ مرور کنی. مردم خسته اند , خسته و از شما بریده اند.
نویسنده محترم من کمی برام ابهام پیش اومئده که این مطلب رو برای چه کسی نوشتید؟؟ قطعا از نظر من این مطلب برای وزارتخانه ها و دولتمردان و رئیس جمهورهای محترم .....
صداي مردم بخاطر همين مطالب درآمد چون خيلي وقت است كه به سخنان زيبا و درست حضرت علي (ع) رسيدند. اما چه شد و چه كردند با مردم؟
بهترین داوران حکومتها ملتها هستند .
اگر امام علی بود که روزی صد دفعه باید ذوالفقار را می شست از خون مدیران و مسولین نالایق شما با همین کارهایتان خوش باشید و نام آن حضرت را نیاورید
از قیاست خنده آمد خلق را تمام مسئولین یک تار موی امام علی نمیشوند در عدالت و مروت و شجاعت و مردمداری
وقتی از تدریس نهج البلاغه در دانشگاهها جلوگیری شد نتیجه از این بهتر نمی شود.
درود بر تابناک . ما جوانان تشنه اخلاق و رفتار نیک هستیم . از خشونت در هر شکلی حتی با ترویج اخلاق با چماق مخالفیم . هر جا سخن از معرفت و دوستی و شادی و محبت باشه طرفداری میکنیم . از خشم و غضب بیزاریم
احسنت احسنت
اما اگر مسئولی گوشش به حرف های حضرت علی بدهکار نبود راه چاره چیست؟!
یاد ضرب المثل " من همانم که رستم بود پهلوان " افتادم خوب بود یک نظر سنجی با توجه به هریک از موارد فوق می گذاشتید نا مردم در خصوص مسئولین کشور نظر می دادند .
در مدرسه به فرزندم گفته اند اگر شیر بخورید می میرید
البته سخنان حضرت یک فرض پنهان داره و اون هم اینه که رابطه حکومت و مردم رابطه رعیت و حاکم هست که حالا حاکم باید حقوق مردم رو رعایت کنه. در حالیکه در دنیای مدرن این مفهموم کاملا از بین رفته البته به جز برخی کشورها.
در مجموع با توجه وضع و شرایط کنونی کشور مطلب خوبی بود اما توجه به چند نکته بنظر ضروریست. 1_ آنکه جمله معروف در این نامه است که حذف و یا سانسور شده و آن اینکه می گوید اگر مردم تحت حاکمیت تو در دین با تو برادر نیستند اما در انسانیت با تو یکی هستند. 2_ آنجا که می گوید کارگزاران ات را از آنها که سابقه در اسلام دارند انتخاب کن این استثنا و تبعیض قائل شدن خلاف اصل مطلب نامه، عدالت و اصل صلاحیت و شایستگی است. 3_ بایست به ماهیت ها و جوهر رخدادهایی تاریخی توجه کرد که چه شد مالک اشتر پیش از اینکه به مصر رسد مسموم شد و یا اینکه عمر خلافت علی بن ابو طالب بیش از 5 سال نبود و اتفاقات و جنگ های داخلی در طول آن 5 سال ریشه در چه جوهره و ماهیتی داشت که سر انجام حسن بن علی مجبور به تحویل خلافت به معاویه در ازای خراج گردید. 4_ گویند پایان هر رخداد و رویدادی را با آغاز و شروع آن بسنجید تا نیت ها و انگیزه ها از علت ها و ماهیت حوادت سره از ناصره آشکار گردد و در ابهام و تشویش نماید لذا در مقام کلام آخر با این سوال و پرسش اساسی پایان می دهم که ظهور و فروپاشی رعد آسای امپراطوری اسلام که یکی از حیرت ها و شگفتی های تاریخ است به چه علت بود؟
عالی عالی عالی رمز برتری علی بر همه مخلوقات تواضع عدالت وتجمیع همه ی خویی ها در وجود مبارک ایشان است ای کاش به توصیه های او عمل می کردیم
سال 2020 و ما تازه باید دعا کنیم (رعیت) حساب بشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
تفاوت حکومت خوب و بد در این است حکومت خوب بنزین و ملت ماشین است و حکومت بد ملت بنزین خودش ماشین و همه باید فدای خود کنه
دمت گرم تابناک
چقدر شبیه وضیعتی که الان هستیم همه موارد داره اجرا میشه
با سلام
سازمان ملل هم خیلی وقته بی خاصیته دقیقا مثل سازمان ملل ما مردم برای نوشته های شما که ازما دفاع میکنید ارزش قاءلیم ولی مسءولین نه.
چه میشود کرد حالا بنویسید ما هم به این روزنه نوشته شما دلخوشیم.
نهج البلاغه پیش کش. همین قانون اساسی مملکت رو درست اجرا کنن مشکلات حل میشه. دولت و مجلس تو مملکتی به این بزرگی یکسال نتونستن چگونگی افزایش حقوق کارمندان رو با هم هماهنگ بشن. هر کدوم حرف خودش رو زد و تمام. شما انتطار دارین نهج البلاغه و منشور کوروش رو اجرا کنن؟ دل خوش سیری چند....
با درود؛ احتراما در مدیریت جدید جهانی در همه ی حوزه ها ؛ مهمترین رکن هدایت و مدیریت در تمامی دستگاه ها، عبارت است از مستند سازی تجربیات، که حضرت علی (ع) 14 قرن پیش آن را انجام داده است ولی متاسفانه ما در دانشگاه ها و ... آز این مستند سازی در رده علوم انسانی هیچ استفاده ای که نمی کنیم هیچ به آن لگد هم می زنیم و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل ... بدرود.
امیدوام روزی فرا رسد که در جلسات حکومت اعم از دولت، نهادها و غیره...بخش اعظم آن به تحلیل سخنان، دستورالعملها و نوع تعامل با مردم بجای دعواهای سیاسی و برنامه ریزی برای چند دسته کردن مردم به خودی و غیرخودی و ...پرداخته شود...
متاسفانه مشکل آن است که تا نام مسئول می آید فقط مسئولیتهای دولتی در نظر می آید در حالی که معادل دولتی هاِ مسئولهای دیگر هم داریم که همیشه با انتصابِ خود به جاهای دیگر خود را در امان قرارداده اند و هر کاری هم میکنند
پاره کن رشته ی تسبیح و مرنجان دین را!
اینهمه کش نده این مد " و لا الضااااااالین" را!
با عرض سلام ... اقای نویسنده واقایان منتقد خیلی ادعا وفلسفه بافی است .
فلسفه بافی ؟ خدایا همه رو هدایت کن
نهج البلاغه در زمان مهجور مانده ا یکاش مدیران مدعی خدمت این مطلب را نصب العین خود قرار میدادند.
ای بابا تابناک یاسین می خونی ...
تابى جون يكى به ميخ مى زنى يكى به نعل. منظورت از مسئولين دقيقا كيا هستن؟ همونهايى كه وضع كشور رو به اينجا (تحريم، نابسامانى اوضاع اقنصادى، سقوط اخلاقيات و تحقير شدن حتى از جانب كشورهاى به اصطلاح دوست) كشوندن؟ آيا فقط يك گروه خاصى از اين دستگاه حكومتى دخيل بودن ؟ آيا فقط مى شود اين قضيه رو به دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا متصل كرد؟ جوابشو خود شما بهتر از من مى دونين. ماهى رو هروقت از آب بگيرى تازه است از همين الان بايد اقدامات لازم رو كرد حتى اگر يكخورده به ضرر منافع شخصيمون باشه. ما در قبال اون بدبختايى كه در سالهاى آينده قراره كه به دنيا بيايىيم وظيفه داريم. اجازه بديم اونها جايى براى زندگى كردن تو آرامش نسبى داشته باشن روى اين كره خاكى كه همه كشورهاى ديگر مثل لاشخور منتظر هستن تا سهم خودشون رو از سرزمين ما بگيرن.
تابناک خدا پدر راهم بیامرزد
اگه نمینوشتی نامه حضرت علی به مالک اشتر هست من فکر میکردم سایت تابناک هم ضد نظام و انقلاب داره حرف میزنه !
هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود
عکس این سفارشات در مملکت ما صادق است و بلاد کفر نزدیکتر به این سفارشات.
کو گوش شنوا
باز نزدیک انتخابات شد کامنتا رو باز کردید!!
ولی پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.