کارگران چگونه با ۲ و نیم میلیون تومان زندگی کنند؟
کاظم فرج اللهی با تاکید بر ضرورت ایجاد تشکل های مستقل، از ناکافی بودن مزد در سال جاری می گوید و از اینکه همین مصوبه ناچیز در بسیاری از کارگاه ها اجرا نمی شود.

به گزارش «تابناک» به نقل از ایلنا، در هفدهم خردادماه آخرین جلسه مزدی ۹۹ برگزار شد؛ بعد از برگزاری این جلسه که در آن حداقل دستمزد کارگران با اعمال ۲۶ درصد افزایش و حق مسکن ۳۰۰ هزار تومانی (که البته هنوز در مردادماه اجرایی نشده است) به حدود ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسید، رئیس سازمان بازرسی کشور از ترمیم دستمزد در نیمه دوم سال خبر داد اما رفتارهای دولت در عدم تصویب حق مسکن تا مردادماه و سوگیریهای وزارت کار نشان میدهد، این ترمیم، فقط یک وعده لفظی است و قرار نیست اجرایی شود.
کاظم فرج اللهی (فعال کارگری) در این رابطه با تاکید بر اینکه مزدی که به زحمت به ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان یا ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان میرسد، دریافتی حدود ۸۰ درصد کارگران ایران است؛ میگوید: با استیلای قراردادهای موقت و با مقررات زدایی از روابط کار، تقریباً ۸۰ درصد کارگران شاغل به خیل کارگران سادهی حداقلبگیر پیوستهاند و دریافتی آنها همین مبلغ ناچیزی است که در شورایعالی کار مصوب شده است.
سقوط قدرت خرید به چه معناست؟
سقوط قدرت خرید کارگران نشان می دهد که افزایش هزینههای زندگی افزایش ۲۶ درصدی مزد را کاملاً بلااثر کرده است؛ امروز یک کارگر با دستمزدی که میگیرد، توان خریدی به مراتب کمتر از سال قبل دارد و کمتر میتواند هزینههای زندگی خود را تامین کند.
وی ادامه میدهد: هر کس که دستی در کار داشته باشد و با خرج و دخل آشنا باشد، میداند که این رقم برای تامین نیازهای خانوار بسیار ناکافی است؛ ناگفته نماند که در همین جلسات رسمی در بهمن ماه سال گذشته، سبد معیشت حداقلی خانوار ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان تعیین شد. در همان زمان براساس محاسبات مستقل، خط فقر بین ۸ تا ۹ میلیون تومان تعیین شد. سوال اینجاست وقتی خط فقر بین ۸ تا ۹ میلیون تومان است و مبلغ ریالی سبد معاش خانوار، ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان است، چرا همچنان شورایعالی کار از پذیرش واقعیت سرباز میزند؟! چه اتفاقی باید بیفتد که این شورای سهجانبه متقاعد شود که دستمزد بسیار پایینتر از خط فقر حداقلی، دستمزدی بسیار ظالمانه است؟!
حالا که پنج ماه از سال جدید گذشته، تورم و هزینههای زندگی در چه وضعیتی قرار دارند؟ در بهار امسال بانک مرکزی ایران از تورم هدف ۲۰ تا ۲۴ درصدی خبر داد و اعلام کرد در سال جاری سیاستگذاریها به گونهای خواهد بود که به این تورم هدف برسیم؛ اما عملاً نه تنها این اتفاق نیفتاد و تورم بازهم بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد بود، بلکه افزایش ملموس هزینههای زندگی در بخشهای مختلف مانند خوراکی ها، مسکن و حمل و نقل از این اعداد نیز بسیار فراتر رفت.
فرج اللهی با تاکید بر اینکه با گذشت زمان مشخص شد که افزایش ۲۶ درصدی دستمزد خیلی زود زایل میشود؛ ادامه میدهد: الان که پنج ماه از سال گذشته، قدرت خرید واقعی کارگران بسیار کمتر از سال قبل یعنی سال ۹۸ است؛ یعنی اگر معادله تورم-دستمزد را بچینیم، درمییابیم که دستمزد بسیار عقبتر از تورم ایستاده است؛ سقوط قدرت خرید کارگران نشان میدهد که افزایش هزینههای زندگی، افزایش ۲۶ درصدی مزد را کاملاً بلااثر کرده است؛ امروز یک کارگر با دستمزدی که میگیرد، توان خریدی به مراتب کمتر از سال قبل دارد و کمتر میتواند هزینههای زندگی خود را تامین کند.
مقررات گریزی مزدی چگونه اتفاق میافتد؟
مشکلات حوزه دستمزد در چند گروه است؛ هم مربوط به نقص قانون است (ترکیب نادرست شورایعالی کار و ضعفهای حقوقی و قانونی در زمینه آزادی تشکلیابی)، هم مربوط به نقض قانون است (نقض ماده ۴۱ قانون کار و ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی) و هم مربوط به عدم نظارت کافی است که منجر به عدم اجرای مصوبات مزدی میشود.
او در ادامه به «مقررات گزیزی مزدی» میپردازد: مصوبه مزدی امسال خلاف قانون است و با نقض صریح قانون (ماده ۴۱ قانون کار) تصویب شده است؛ یعنی عملاً غیرقانونی است؛ حالا همین مصوبه به کارگاهها میآید. ۷۰ تا ۸۰ درصد کارگران در کارگاههای کوچک زیر ۵۰ نفر یا زیر ۱۰ نفر کار میکنند و در بسیاری از این کارگاههای کوچک، تخلفات قانونی صورت میگیرد؛ کارگران در این کارگاههای کوچک به دلیل قرارداد موقتی بودن و محرومیت از هر نوع تشکل کارگری، به مجردی که اسم قانون کار را بیاورند، شغلشان را از دست میدهند؛ مشاهدات میدانی فعالان کارگری نشان میدهد که در کارگاههای کوچک، کوچکترین اعتراض و دادخواهی براساس قانون کار، برای کارگر به مثابه بیکاری و اخراج است؛ اگر همان موقع اخراج نشود، در زمان خاتمه مدت قرارداد، قراردادش تمدید نمیشود و اخراج میشود. بنابراین در پناه این بیقانونی، بسیاری از کارفرمایان کارگاههای کوچک، همین مزد حداقلی را به کارگران نمیپردازند یا از پرداخت مزایای جنبی دستمزد طفره میروند.
به گفته او در بسیاری از این کارگاههای کوچک، پایه سنوات، حق اولاد یا حتی حق مسکن به کارگران پرداخت نمیشود یا کمتر از میزان قانونی پرداخت میشود اما کارگران چارهای جز پذیرش ندارند چراکه عدم پذیرش به معنای تن دادن به بیکاری است.
این فعال کارگری اضافه میکند: مشکل فقط محدود به کارگاههای کوچک نیست. در بسیاری از کارگاههای بزرگ و در پروژههای مادر نفت و گاز، به دلیل برونسپاریها و سیطره شرکتهای پیمانکاری، بازهم بیحقوقسازی کارگران برقرار است؛ یعنی اکثر کارگران چون پیمانکاری هستند، کارگر ساده حداقلبگیر هستند و همین حقوق حداقلی مصوب شورایعالی کار را با ماهها تاخیر دریافت میکنند؛ تا جاییکه گاهاً برای دریافت دستمزد خود بعد از ماهها تاخیر، مجبور به برگزاری تجمع و اعتراض صنفی میشوند.
فرج اللهی مشکلات حوزه دستمزد را دسته بندی می کند: پس مشکلات حوزه دستمزد در چند گروه است؛ هم مربوط به نقص قانون است (ترکیب نادرست شورایعالی کار و ضعفهای حقوقی و قانونی در زمینه آزادی تشکلیابی)، هم مربوط به نقض قانون است (نقض ماده ۴۱ قانون کار و ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی) و هم مربوط به عدم نظارت کافی است که منجر به عدم اجرای مصوبات مزدی میشود؛ همه این مشکلات دست به دست هم دادهاند تا ۸۰ درصد کارگران ایران، از دستمزد کافی بیبهره باشند و حق اعتراض هم نداشته باشند.
هدف چیست؟
به گفته وی، باید از مسئولان و دولتیها پرسید یک خانواده کارگری «چگونه» باید با این رقم زندگی بکند؟ آیا خودشان میتوانند با دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، یک هفته از ماه را سر کنند که از کارگران توقع دارند با این مبلغ ناچیز، یک ماه زندگی یک خانواده را بگردانند؟!
این فعال کارگری با بیان اینکه هدفشان تامین نیروی کار ارزان برای بورژوازی سودجو و پیمانکاران یا دلالان نیروی انسانی است که بر صنایع کشور استیلا یافتهاند؛ اضافه میکند: کار دولت و شورایعالی کار در تصویب دستمزدِ بسیار کمتر از خط فقر، خدمت به سرمایهداران با زیرپا گذاشتن منافع حیاتی بیش از ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور است.
آیا میتوان به شکایت در دیوان عدالت یا ترمیم مزد امید بست؟
اولین پیششرط، ایجاد نهادها و تشکلهای کارگری مستقل است؛ تا پیش از ایجاد این نهادها، امید به ترمیم مزد چندان جواب نمیدهد.
مساله اینجاست که تشکلهای رسمی از این دستمزد ناکافی به دیوان عدالت اداری شکایت بردهاند؛ آیا این مرجع قضایی از حقوق مزدی کارگران حمایت خواهد کرد؛ آیا این شکایت اصولاً به جایی خواهد رسید؟
فرج اللهی در این رابطه میگوید: تجدیدنظر در دستمزد به نظر میرسد یک وعده بوده است؛ اظهارات وزیر کار نشان میدهد که هیچ ارادهای برای ترمیم دستمزد وجود ندارد و از نظر دولت، کارگران باید با همین دستمزد ناچیز تا آخر سال سر کنند؛ در مورد شکایت به دیوان عدالت هم باید پرسید واقعاً آیا هیچ امیدی هست که به نفع کارگران رای دهند؛ من فکر میکنم با توجه به وضعیت اقتصادی موجود و توازن قوای موجود، امید چندانی نیست.
وی در پایان اضافه میکند: کارگران تشکل سازمان یافته یا منسجمی ندارند که بتوانند در چانهزنی در بالا و فشار از پایین، به بدنه دولت فشار بیاورند یا ساختار را مجاب نمایند که این مزد فعلی را لغو کند. هر نوع تجدیدنظر در دستمزد یا بهبود دستمزد، نیاز به نیروی سازمان یافتهی مستقل و قدرتمند دارد که هم از پایین فشار بیاورد و هم در بالا در سطوح کلان، چانهزنی کند؛ چون این الزامات را نداریم، من چشمانداز روشنی برای ابطال مزد فعلی یا تجدیدنظر در آن تحت هر عنوانی –ترمیم مزد یا بهبود معیشت- نمیبینم. اولین پیششرط، ایجاد نهادها و تشکلهای کارگری مستقل است؛ تا پیش از ایجاد این نهادها، امید به ترمیم مزد چندان جواب نمیدهد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
واقعاً چه طور؟ کاش یک نفر که 2.5 میلیون حقوق میگیره بیاد توضیح بده که ما هم یاد بگیریم. من با چندبرابر این مبلغ، بازم آخر ماه کم میارم.
تنها راهش رونق اقتصاد است که همه به حق خود برسند. تا وقتی که اقتصاد رونق ندارد، مالیات مالیات زورکی می گیرد، بیمه با جریمه های من درآوردی جریمه می کند و توان خرید پایین است همه دست به دست هم می دهند تا به نوعی پول بیشتر در بیاورند و هزینه ها را کم کنند به هر نحوی که شده.
حالا اونایی که ماهی دو نیم میگیرن هیچ، اونایی که هیچی نمیگیرن و هیچ کاری پیدا نکردن و .... اونا چیکار باید بکنن؟
خدا رو شکر کنید مثل پسر حداد عادل یک میلیون و هفتصد نمیگیرید وگرنه مثل اون در فقر و فلاکت زندگی میکردید
بهتر است بنويسيد چطور زنده بمانند
دو ملیون و نیم !!! ما که جز هیچ گروه صنفی حساب نمیشیم چکنیم.حتی کارگر هم نیستیم.البته فقط من این جور نیستم.تحصیل کرده متاهل اما ......
طی یک دهه اخیر سهم دستمزد در هزینه تولید در ایران همواره رو به کاهش بوده است و تقریبا به نصف رسیده است. این در حالی است که تولیدات داخلی همواره بیش از نرخ تورم افزایش قیمت داشته و این سبب صعودی شدن نرخ تورم است. بواقع سرمایه داران و صاحبان کسب و کار همواره از کاهش سهم دستمزد در هزینه تولید نفع برده اند . امروز کارخانه داران و بسیاری از تولید کنندگان از ثروتمندترین افراد جامعه هستند و این ناشی از تضعیف حقوق کارگران است. تولید کنندگان ما به جای بهبود بهره وری همواره با بهانه ایجاد تورم از حقوق کارگران می کاهند و متاسفانه دولت هم همیشه مدافع تولید کننده است.
شعب ابیطالب اشکنه
همون طور که پسر حداد عادل با دو میلیون و چهارصد هزار تومان اون هم با کدرک دکترای نانوتکنولوژی زندگی میکند.
ظاهرا پنجمین کشور غنی از منابع و ثروتمند جهانیم و همه این مشکلات از صدقه سری مسئولان است
همین توهمات جهان سومی ما را به اینجا رسانده ما یک کشور فقیر جهان سومی هستیم و تا زمانی که درامد سرانه ما بالا نرود دچار فقر و فلاکت خواهیم بود.
کارگران با دو و نیم میلیون در ماه زندگی نمی کنند با عذرخواهی از همه عزیزان کارگر، اونا با این مقدار حقوق بردگی می کنند....
2.5 میگیره که زنده باشه ولی زندگی نمیکنه
تازه همان قبلی ها را هم نمیدهند. همانند کارگران کنتورسازی که بیش از 30 ماه حقوق معوقه دارند وحکم دادگاه راهم دارند ولی امسال همگی اخراج شدند. حتمااتفاقی همانند هفت تپه وهپکو باید بیافتد تا مسئولین کاری بنمایند
برای هفت تپه و هپکو هم کاری نمی کنند .این شرکت ها ورشکسته هستند باید شرکت تعطیل،پرسنل اخراج و تحت پوشش بیمه بیکاری قرار گیرند خلاص
شماها قبلا فقط روی حقوق رسمی زوم می کردین ولی الان یک کی مبالغ را بالا تر بریدن و پیشرفت کردین هر چند هنوز باید بالا ببرید و کمتر از 3 تومان نیست چه بسا تا4 میلیون هم است این 80 درصد حقوق کارگران
در ضمن دستمزد را منطقه ای کنید ان وقت بخواهید حقوق ها را افزایش پیدا کند نه رو هوا یک چیزی بگویید
این 2600 که می فرمایید روزانه معادل 10 هزار تومان از ارزشش کم می شود.
همان جوری که یک نماینده با 22 میلیون و نیم داره زندگی میکنه !
مثلا من کارمند فکر میکنید بیشتر میگیرم؟ اونم با 24 سال سابقه :(
بله 6 میلیون
نصف انرا نفت بخرند
به همین خیال باش. همین نوع تفکر است که ظلم را بر ما افزون کرده
با کمک های مومنانه روزگار سپری می کنیم. فردا هم قیامتی هست و جوابی
از اقای حداد عادل بپرسید حتماً جواب قانع کننده ای دارند.
کارکردن در بیشتر از یک شغل و کار کردن بیشتر از یک عضو خانواده جواب سوال شماست
فدای کارانه پزشک.
من کارمند شرکتی با حقوق کارگری دانشگاه علوم پزشکی هستم. تحصیلات مهندسی و فوق لیسانس. کارانه پزشک 200 میلیون تومان در ماه
درآمد ماهیانه پزشک ساده 40 میلیون تومان در ماه
حتما در موسسه آموزشی فرزند حداد عادل که با دو فوق لیسانس فقط ماهی ۱۷۰۰۰۰۰ تومان حقوق می گیرد دروس انسانیت و زنگی مرتاضی را آموزش دیده اند.
کارگران زندگی نمیکنند.
در عرض این یکسال گذشته بخاطر اینکه حقوقم کفاف مخارج و هزینه های زندگی را نمی دهد، چندین بار مجبور به قرض شده ام. قرض هایی که بسختی توان پرداخت آنرا دارمو نمیتوانم پرداخت کنم.
از کجا بیارم؟؟؟؟؟؟؟ ار کجاااااااااا ؟؟؟؟؟
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چگونه جلوی خانواده ام عزت داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.