آخرین خبرپادشاه اردن هم اسرائیل را بزرگترین خطر منطقه می‌داند
1بازدید

کینه برادر خشمگین از وصیت ‌میلیاردی پدر

پسر خشمگین وقتی هیچ سهمی از ثروت میلیاردی پدرش به ارث نبرد دست به انتقام شومی زد. 27 تیرماه سال جاری زن جوانی به دادسرای شهید هاشمی (ناحیه 10) مراجعه کرد و پرده از انتقام شوم برادرش برداشت.

به گزارش «وطن امرو»، این زن به بازپرس بهرامی از شعبه 9 دادسرا گفت: 10 سال پیش برادرم به خاطر ازدواج با دختری ناآشنا از خانه‌مان طرد شد. پدرم مخالف این ازدواج بود ولی تنها برادرم اصرار داشت با دختر مورد علاقه‌اش ازدواج کند. پدرم وقتی اصرار‌هایش را دید به صورت صوری او را از ارث محروم کرد تا شاید نظرش عوض شود ولی برادرم با «محبوبه» ازدواج کرد و از همان روز آتش کینه در خانه‌مان شعله‌ور شد. سر هر مساله کوچکی پدر و برادرم با هم جر و بحث می‌کردند تا اینکه یک روز اختلافات بالا گرفت و دیگر «حسین» پا به خانه پدری‌ام نگذاشت. با وجود ناراحتی‌ها من و پدرم، حسین را دوست داشتیم و نگرانش بودیم و لحظه‌ای دوری‌اش را نمی‌توانستیم تحمل کنیم. دوستان و آشنایان برای بازگرداندنش تلاش کردند ولی فایده‌ای نداشت. پدرم مریض شد و در بستر بیماری افتاد و از 9 سال پیش منتظر بازگشت برادرم بود. حسین می‌دانست پدرم از دوری‌اش بیمار شده و بی‌تابی می‌کند ولی حتی یک بار هم سراغش را نگرفت. وقتی دیدم پدرم نمی‌تواند به تنهایی زندگی کند وی را پیش خود بردم و از وی مراقبت کردم. مادرم وقتی کودک بودیم در جریان یک تصادف جان خود را از دست داده بود. پدرم مرد ثروتمندی بود، از کودکی کار کرده بود و پس‌اندازهایش را برای من و برادرم اندوخته بود. رفتارهای برادرم خیلی شرم‌آور بود. در این 9 سال پدرم لحظه‌ای نبود که حسین را یاد نکند و نخواهد او را ببیند. با مرگ پدرم، سرانجام حسین به مراسم خاکسپاری آمد ولی از همان روز نخست به دنبال ارثیه‌اش بود. پدرم هیچ صحبتی از تقسیم ارث نکرده بود. برادرم پس از گذشت 7 روز خواست زودتر خانه و باغ‌های پدرم تقسیم شود. با اصرارهای حسین از وکیل خانوادگی‌مان خواستیم سهم‌مان را مشخص کند.

این زن افزود: وقتی وکیل در یک جلسه خانوادگی پرده از وصیتنامه پدرم برداشت، کینه حسین از همان روز شروع شد. پدرم ارثیه يك‌ونیم میلیاردی‌اش را به نام من کرده و هیچ سهمی برای برادرم نگذاشته بود. تنها در آخر وصیتنامه نوشته بود که همیشه در آرزوی دیدنت بودم به امید اینکه به خاکسپاری‌ام بیایی. حسین هر روز تماس‌های مرموزی داشت و مرا به مرگ تهدید می‌کرد. نمی‌خواستم به خاطر کینه برادرم زندگی‌ام را نابود کنم و به همسرم چیزی نگفتم.

زن جوان در ادامه افزود: پس از مراسم چهلم پدرم به همراه دخترم سوار خودرویم بودم که حسین در اتوبان در برابرم توقف کرد و با فریاد خواست که پیاده شویم. خیلی عصبانی بود. قفل فرمان را بیرون آورد و وحشیانه به سمت خودرویم حمله‌ور شد، شیشه‌ها و آینه را شکست و آن را تخریب کرد. سپس به سمت من و دخترم حمله‌ور شده و دست و پاهایمان را شکست و تهدیدم کرد اگر ارثیه را به وی نبخشم مرا خواهد کشت. وقتی از بیمارستان بیرون آمدم با مشورت همسرم تصمیم گرفتم به طرح شکایت بپردازم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.