روایت معاون سازمان حفاظت محیط زیست از پروژه فاجعهبار تکثیر یوز ایرانی
از انداختن تقصیرها به گردن دولت قبل و نقد همه امور پروژه تا ناتوانی سازمان در رساندن بموقع شیر به توله یوزها و قصور دامپزشکان و کارشناس تغذیه!
نه تنها هیچ درخواست مشخصی برای انتقال تولهها به تهران مطرح نشد، بلکه برخی دامپزشکان از جمله دامپزشکان دفتر حیات وحش با هرگونه انتقال یوزها به تهران به دلیل آلودگی مخالف بودند. پس از بازگشت به تهران بنا به مشورت کارشناسان خارجی طی تماسی با استان بر استمرار معرفی تولهها به مادر تاکید کردم، اما به طور جدی اجرا نشد.
به گزارش «تابناک»؛ ساعاتی پس از آنکه خبر رسید دومین فرزند «ایران»، ماده یوز ایرانی که در شرایط اسارت بارور شده و سه قلو زاییده، در مسیر انتقال به تهران از دست رفت و مرد، یکی از مقامات سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان روی خط تماس تلفنی با رسانه ملی، تاکید کرد که «ما یک بخشی از خطا را میپذیریم؛ ما تجربه این کار را نداشتیم و حتما دامپزشکان خطاهایی در کارشان داشتهاند.»
اظهاراتی که برخی آن را عذرخواهی رسمی این سازمان انگاشته و حتی آن را تحسین کردند؛ شاید به این امید که مقدمه اصلاح امور در این سازمان باشد. هرچند دقت در سخنان آن شب حسن اکبری، معاون محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست کشورمان، نشان میداد که نه عذرخواهی صورت پذیرفته و نه فاجعه رقم خورده در نتیجه آن خطاهای مورد پذیرش عنوان شده است!

این را میشود از اظهارات اخیر مقام عالی رتبه سازمان در گفتگو با خبرگزاری دولت، ایرنا دریافت که حاوی نکات تامل برانگیز و حتی دردآوری است؛ گفت و گویی تفصیلی که به مانند مصاحبه تلویزیونی وی، هم پذیرش برخی خطاها را شامل میشود و هم بعضی انتقادها به دولت قبل در خصوص پروژه زادآوری یوز ایرانی در سایت تکثیر یوز در توران و کمبودها و مشکلاتی که با آن مواجه بوده و هست.
معاون سازمان در این گفتوگو (متن کامل آن را در فرمت پیدیاف، اینجا ببینید و بخوانید) با تاکید بر وضعیت بهتر تنها توله یوز باقی مانده و انتقال آن به پارک پردیسان پس از درمان توسط چندین متخصص داخلی و رادیولوژیست با مشورت متخصصین خارجی، بی آنکه اشاره کند این توله یوز مورد چه درمانی قرار گرفته، اظهاراتش درباره این فاجعه را با نقد محل پروژه آغاز کرده است.
«سایت تکثیر یوزپلنگ آسیایی در دولت قبل کلید خورد؛ ابتدا در پردیسان تهران تلاشهایی شد که به دلیل ناباروری دلبر، یوز ماده، این کار موفقیت آمیز نبود، اما تقریباً در انتهای دولت قبل که یوز جدیدی با نام ایران تقریباً بالغ شده بود به سایت توران در استان سمنان منتقل شد. شاید انتقال یوزها از تهران کار درستی بود، اما انتقال آنها به توران که مهمترین زیستگاه بازمانده یوزپلنگ آسیایی است، کاملاً اشتباه بود.»
وی در تشریح دلایل اشتباه بودن انتخاب این محل گفته: «فاصله توران تا مرکز کشور بیش از ۶ ساعت و تا شهر سمنان که امکانات تخصصی دامپزشکی را تا حدودی دارد بیش از سه ساعت است؛ در محل سایت آنتن موبایل وجود ندارد و امکان ارتباط لحظهای میسر نیست، امکانات بسیار ضعیف بوده و برق سراسری هم ندارد... تمام اعتباری که برای این سایت قبلا پیش بینی شده بود و در سال ۱۴۰۰ در اختیار سازمان قرار گرفت ۶۰۰ میلیون تومان بود که بخشی از آن حقوق دو نگهبان سایت بود و مابقی حتی هزینه دوربینهای مورد نیاز سایت، تغذیه یوز و بدهکاریهای قبلی را هم تامین نمیکرد.»
اکبری در ادامه تاکید کرد که طرحی با عنوان «برنامه اقدام عاجل نجات یوز» تهیه و به سازمان ارسال شد که تامین اعتبار نشد و در نتیجه، امکان مالی برای اعزام کارشناسان به خارج از کشور برای آموزش به وجود نیامد و افزود: «همواره معتقد بودم عمده انرژی و اعتبارات سازمان میبایست برای حفاظت از زیستگاههای طبیعی یوز صرف شود و تکثیر در اسارت به دلیل اینکه یوزها قابل برگشت به طبیعت نیستند فقط به عنوان گزینهای برای حفظ ژنوم گونه میبایست ادامه پیدا کند و البته مهم هم بود.»
بدین ترتیب، این مقام عالی رتبه سازمان مدعی شده که تقریبا همه اقدامات دولت قبل در این پروژه و نیز صرف شدن اعتبارات سازمان در این مسیر هم اشتباه بوده، فرصت و امکان مالی برای اعزام کارشناسان به خارج و دریافت آموزش هم وجود نداشته و به رغم همه این فقدان و اشتباهات، تلاش شده تا یوزهای نر و ماده جفت گیری کنند و در بهمن ماه این اتفاق رقم خورده و موفقیت حاصل آمده است! با این یادآوری که اکبری تاکید دارد زنده گیری یوز نر، «فیروز» هم اشتباهی بوده که در دولت قبل رقم خورده است!

اما چرا به رغم همه این اشتباهات، به جفت گیری یوزها اصرار شد و تلاش کردند تا این اتفاق رقم بخورد؟ این سوالی است که معاون سازمان پاسخی برایش ارائه نکرده، اما در این گفتگو به نوعی به آن پاسخ داده است؛ «حدود سه هفته قبل از زایمان جلسات مکرری در اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان برگزار و کمیته فنی متشکل از کارشناسان استان، دفتر حیات وحش و دامپزشک معتمد برای فراهم کردن پیشنیازهای زایمان تولهها تشکیل شد. تصور ما بر این بود که طی این چند جلسه کارشناسی، تمام پیش نیازها و ضرورتهایی که برای یک زایمان موفق نیاز است فراهم شده است.»
ناگفته پیداست که با «تصور» نمیشود چنین پروژهای را به موفقیت رهنمون ساخت و اکبری هم به این مهم اذعان دارد، به گونهای که درباره چرایی نپذیرفتن تولهها توسط یوز مادر میگوید: «واقعیت اینکه تصور نمیکردیم مادر اصل تولهها را نپذیرد و عمده فکر ما بر این موضوع متمرکز بود که بعد از زایمان به تدریج فضای نگهداری یوزپلنگ و توله هایش را بزرگ تر، طعمههای کافی را فراهم و مقدمات بزرگ شدن تولهها در شرایط نیمه طبیعی به گونهای که برخورد کمتری با انسان داشته باشند را فراهم کنیم.»
رویایی دور دست که با واقعیت زاویه بزرگی داشت و در نتیجه وقتی عصر دهم اردیبهشت خبر رسید که دامپزشک مستقر در سایت نگران حال یوز باردار شده و سزارین تجویز کرده، ماجرا به وادی دیگری سوق یافت و جدیترین سوال بعد از تولد سه قلوها، این بود که آیا تولهها را به مادر بدهند یا خیر؟ ماجرایی که اکبری این گونه شرحش میدهد: «اولین سوالی که مدیر کل استان از بنده کرد این بود که آیا تولهها را پس از به هوش آمدن مادر به او برگردانیم یا خیر. اگرچه ابتدا مشکوک شدم به دلیل اینکه ترس از حمله مادر به تولههای ضعیف را داشتم، اما پس از هماهنگی با کارشناس حیات وحش در خارج از کشور که با مراکز تکثیر یوز در آفریقا ارتباط داشت پیغامی برای او فرستادم و قرار شد حتماً تولهها را به مادر برگردانند.»
بله! برای آنکه ببینند تولهها را به مادر بدهند یا نه، از توران به معاون سازمان زنگ زده اند، او هم به فردی در خارج از کشور پیام داده و نظرش را خواسته، بعد پیام دریافتی را احتمالا تلفنی به توران منعکس کرده تا به آن عمل شود، هرچند در نهایت همه این پروسه به نتیجه خاصی منجر نشده، چون هرچند تولهها ساعاتی در کنار مادر بودند، اما متاسفانه به دلیل سردی هوا در آشیانهها، امکان بازگرداندن تولهها به مادر به مدت زمان کافی فراهم نشد، زیرا مادر عکس العمل قابل قبولی نداشته و حاضر به گرم نگه داشتن تولهها نبود.
از اینجا به بعد چه شد؟ «بناچار با شرایط جدیدی روبرو شدیم که هیچ تجربهای در مورد آن در کشور وجود نداشت. با نظر مدیر کل استان یک نفر کارشناس که دکترای حیات وحش داشت برای شیر دادن به تولهها انتخاب شد و به رغم توانایی علمی که این کارشناس داشت، تجربه شیر دادن به تولههای کوچک را نداشت و در این زمینه خطا کرد.» این را معاون سازمان گفته تا مهر تایید بزند بر شایعهای که تاکید داشت علت مرگ اولین توله یوز، شیوه نادرست شیر دادن به بچه یوزها بوده که جان توله ضعیفتر را ربوده است!
اما چه شد که ابتدا خبر رسید تولهها همه ماده هستند و بعد مشخص شد که همه نر هستند؟ اکبری در این باره گفته: «پس از جراحی [سزارین] از مدیرکل محیط زیست استان جنسیت تولهها را سوال کردم و گفت هنوز مشخص نشده است. ابتدای روز یازدهم همکاران از ماده بودن دو توله صحبت کردند. با مدیرکل استان تماس گرفتم و تایید کرد که دو توله ماده و یکی از آنها هنوز نامعلوم، اما احتمالا ماده است. البته تشخیص جنسیت در تولههای گربه سانان مخصوصاً یوزپلنگ که بسیار کوچک هستند کار دشواری است و تعجیل آنها موجب بروز این خطا شد.»

واقعیت، اما بعد از مرگ توله یوز و کالبدگشایی اش مشخص شد. چهارمین روز از وضع حمل ایران و زمانی که اکبری به همراه یک دامپزشک به سایت تکثیر سر زد و به گفته خودش، «آن روز فرضیههایی توسط اینجانب در زمینه انتقال تولهها به پاسگاه دلبر و حتی به سمنان، تهران و همچنین زمان جفتگیری مجدد مادر مطرح شد. اما نه تنها هیچ درخواست مشخصی برای انتقال تولهها به تهران مطرح نشد بلکه برخی دامپزشکان از جمله دامپزشکان دفتر حیات وحش با هرگونه انتقال یوزها به تهران به دلیل آلودگی مخالف بودند. پس از بازگشت به تهران بنا به مشورت کارشناسان خارجی طی تماسی با استان بر استمرار معرفی تولهها به مادر تاکید کردم، اما به طور جدی اجرا نشد.»
بدین ترتیب مشخص میشود که از دید معاون سازمان حفاظت محیط زیست، حتی دامپزشکان دفتر حیات وحش هم در منتقل نشدن یوزها به تهران مقصر هستند و افزون بر آنها، اداره محیط زیست استان سمنان هم در معرفی تولهها به مادر قصور کرده است! قصوری که احتمالا زمینه ساز مرگ یکی دیگر از تولهها و نزدیک شدن سومین و آخرین توله به مرگ به بوده است، چراکه اگر یوز مادر توله هایش را میپذیرفت، تغذیه آنها را عهده دار میشد و فجایع ادامه نمییافت. کدام فجایع؟ بخوانید تا بهتر متوجه وخامت ماجرا شوید!
اکبری میگوید: «با تعویض شیر و همینطور تیمارگر یوز شرایط بهتر شد و دو توله یوز رشد نسبتا مناسبی داشتند، تا اینکه روز سه شنبه گذشته، تغییر در عادت دفع یکی از تولهها موجب نگرانی دامپزشک تیمارگر سایت شده بود. پس از هماهنگی با مدیر کل استان و با توصیه دامپزشک معتمد یک نفر متخصص داخلی دام سبک از دانشکده دامپزشکی سمنان به محل اعزام و طی تماس تلفنی دامپزشک معتمد، مقرر شد توله یوزها برای درمان به تهران منتقل شوند و متاسفانه در همان ابتدای مسیر یکی از تولهها تلف شد.»
اما ماجرای تعویض شیر چیست؟ معاون سازمان در این باره میگوید: «ناگفته نماند روز شنبه شیر تهیه شده با مارکی متفاوت که مورد توصیه دامپزشک معتمد بود تحویل مدیرکل استان شده، اما شیر تحویل شده در اولین فرصت به محل سایت منتقل نشد. عدهای علت مرگ توله دوم را استمرار استفاده از شیر رویال کنین عنوان میکنند و برخی این ادعا را قبول نداشته و به نحوه شیردهی، تشخیص دیر هنگام یبوست و گرفتگی دستگاه گوارش و ... نسبت میدهند.»
داستانی که البته در جریان است و ادامه دارد و از این رو بعید نیست که فجایع ثبت شده در آن پایان یافته یا کامل روایت شده باشد، به ویژه وقتی میدانیم که شنیدهها از عفونت ایران، یوز مادر بعد از سزارین حکایت دارد، به تاکید برخی احتمال مرگ این یوز بر اثر عفونت وجود دارد و گفته میشود که حتی در صورت رهایی این یوز از عفونت و مرگ، بعید نیست که توان زادآوری را از دست بدهد، گزارشهای تایید نشده بر وخامت حال تنها توله یوز باقیمانده تاکید دارد و سرنوشت احتمالی آن را مرگ زودرس اعلام میکند و... اتفاقهای شومی که امیدواریم رقم نخورند، اما وقتی میدانیم که سازمان محیط زیست در رساندن شیر خریداری شده به توله یوزها هم ناتوان است، امیدواری مان رنگ میبازد!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نظرم باید شیر شیر به خوردش می دادن نه شیر گاو
اون یوز ماده هم طفلکی ناقص شد با عمل سزارین. خدا کنه بلایی سرش نیاد.
ما ملت مثل اینکه عادت داریم تقصیر گردن این و آن بگذاریم بابا ما هم حیوان تکامل یافته هستیم والا حیوان چهار دست و پا عقل بیشتری دارد همه میگن نه اینا بلد نیستن اونا نفهم بودن بس کنید آخه من خودم محیط زیستی هستم به جای اینکه به فکر مقصر باشید چاره درد رابکنید فکر این توله یوز پلنگ بیچاره و مادرش باشید
وسیله ای داریم به نام هلیکوپتر که بنا بر اظهارات یکی از مقامات سابق در دوره ریاستش بیش از 14هزار ساعت با هلیکوپتر پرواز کرده است.
میشد ساعاتی از این وسیله ی نسبتا سریع، استفاده ی مناسبتری انجام داد و برای انتقال توله یوزها یا تجهیزات و دامپزشک به نزدیکی سایت توران از هلی کوبتر استفاده کرد.
حالا اینا حیوان بودن البته حیوان هم گناه داره.ولی چقدر انسان که به دلیل نابلدی تعداد زیادی پزشک های بی سواد در کشور که الان زیر خاک هستن از اون بدتر چه تعداد انسان که به خاطر بی سوادی پزشک دست یا پاهاشون قطع شده و حالا هر روز دارن حسرت گذشته را میخورن. پسر خاله خودم یکی از این افراد هستش که دستش را دکتر اون شب میخواست قطع کنه جناب دکتر تازه برای قطع کردن دست خدا شاهده شیرینی هم میخواست اون شب تلخ را یادمه بردیمش مرکز استان یه بیمارستان دیگه پیش یه دکتر دیگه.اون دکتر با گرفت مبلغ بالایی از قطع شدن دستش جلوگیری کرد و دستش قطع نشد.در مملکت دو مدل مسئول داریم یه مدل اونایی هستن که بلد نیستن و قطع میکنن یه مدل دیگه اونایی هستن که ترممیم میدهند و راهکار را بلدند.اقایان مسئول شمایی که فقط قطع کردن بلدیی از خدا بترس چون خدا هم زندگی تو را قطع میکنه راه را برایی کسانی که راه کار بلدند و میتوانند ترمیم دهند باز کنید اگر میخواهید خوشی دنیا ونیکی اخرت را داشته باشید.
دقیقا مثل جراحی اقتصادی می مونه دوسوم مردن یک سوم هم ناقص شدن
از بی عرضگی دولتها به یوز پلنگ رسیدی
تو این مملکت انسانها به خاطر نداشتن پول دکتر دارو نابود میشوند آب از آب تکان نمیخورد حالا میخوان عدای خارجی ها را در بیارند
یک مشت بی سواد تو دامپزشکی دیگه بهتر از این نمیشه
یک مشت بی سواد سهمیه ای.
کشور از نیروهای کارآمد تهی شده هر کسی که سرش به تنش بیارزه از این مملکت فرار میکنه همه جا را ویران کرده اند
آقا میدادید دست دکتر شعبده بازی که شامپانزه باغ وحش را به کشتن داد !
واقعا امکانات موج میزنه! سه تا توله که با این همه بدبختی به دنیا اومدن رو گذاشتن روی پتوی گلبافت! حالا میگید اینها حیوون هستند و مهم نیست. ولی وجهه جهانیش خیلی مهمه و ضمن اینکه برای ما انسان ها هم در بیمارستان های دولتی به خصوص! امکانات بالاتر از این نیست!!
اون پتو از کجا معلومه که گلبافته ؟
من هرچی نگاه کردم نشانی از گلبافت ندیدم ! که شاید اگر گلبافت بود نتیجه این نمیشد ؟
ایول دقیقا! از دیوار اون اتاق تو عکس هم مشخصه که چقدر بهداشت و ... موج میزنه و امکان عفونت و ... اصلا نیست!!
در یک کلام باید استعفا می دادی، وقتی توان و اگاهی کاری را نداری، چرا خود را مدیون همه می کنی؟ بخدا ارزش ندارد.
لابد می گویی همه جا همینطور است!!!
به این کلیت قبول نداریم ولی هر کسی تخصصی در کار ندارد قبول نکند اینطوری برای همه خوب می شود.
چه کنیم باغم توله یوزها همه غمهای مابیکطرف غم جانکاه خرسها ویوزهاطرف دیگرکه فراموش شدنی نیستند این مصیبت رابعموم حیوان دوستان وانسان گریزان منجمله انجمن حمایت حیوانات ومحیط زیست حیوانات محترم ایران تسلیت میگوئیم وتقاضادارین ماراهم درغم خودشریک دارندماازآلودگی هوابمیریم جه اهمیتی دارددربرابرمرگ توله یوزعزیز
همه از حال و روز سازمان محیط زیست خبر داریم !! خدا نکنه یکیشون یه بلایی سرش بیاد..زمین و زمان رو بهم میریزن که ما مظلوم افتاده ایم ! برید وضعیت جنگلهای شمال و تالابهای کشور رو ببینید چطوری دارن به مافیا حال میدن...
اگر این حیوانات نخواهند شما برای بقای آنها زحمت نکشیدف کی را باید ببینن . هر چیز را که شما روی آن دست می گذارید را نابود میکنید . کاری به آن حیوان نداشته تا فرزندان خود را طبیعی بدنیا بیاورد .
حماقت پشت حماقت..........
این هم مثل جراحی اقتصادی دولت است. سر و صدای زیاد، بس سوادی و سردرگمی، بی نظمی و تشویش و نهایتا فاجعه برگشت ناپذیر. راحت یک تفنگ بر می داشتید و همه یوز ها را خلاص می کردید.
در عوض بودجه ستاد امر به معروف کار میکند
برادر. بزرگوار جناب آقای دکتر اسکندری مدیرعامل محترم صندوق بازنشستگی کشوری
چنگ خمیده قامت میخواندد به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
(لسان الغیب حافط )
باسلام وعرض ادب و احترام
درخصوص موضوع احکام 15درصد و بلاتکلیف ماندن حقوق حقه بازنشستگان معزز وزارت بهداشت پیرو جلسه حضوری وتشکیل جلسه با روسای کانونها وفعالان مدیر ومدبر که اکثرا از مدیران دانشگاههاووزارت متبوع هستند موارد زیر به استحضار میرسد.
1- عدم اعمال 10درصد به آخرین احکام صادره(با اعمال 15 درصد ) هیچگونه توجیه قانونی ندارد.
2- با توجه به شکایت بازنشستگان و گرفتن بیش از 700 رای به نفع عزیزان که ظاهرا اداره کل حقوقی حضرتعالی را در جریان قرار نداده است وبرای تعدادی دادخواست تجدید ارائه کرده که جای سوال است (بدون هماهنگی با شما ) دست صندوق را بمنظورر اعمال قانونی برای صدور احکام باز گذاشت..
.....
لذا استدعا دارم دستور اکید فرمایید احکام جدید با اعمال 15 درصد صادر شود.
تا خدای بازنشستگان و خانواده آنهااز شما راضی و دعای عزیزان همراهتان باشد.
جناب دکترعزیز گره ای که با دست باز میشود را به دندان سپردن صلاح نیست.
....
برادر بزرگوارم حضرتعالی ومدیران محترم شاهد هستید سال قبل وبمدت 8ماه بعلت نبودن اعتبار بازنشستگان فهیم با توصیه های اینجانب ودرایت خودشان علیرغم جوسازی ودادن بیانیه های کذب عده ای علیه صندوق همچنین بد ترین نوع اهانتها به اینجانب. صبر کردند و امیدوار به درایت در حل مشکل توسط شما ومدیران من بزرگوار مجموعه..
.....
اما امسال این شما هستید که باید پاسخ این بزرگواران را با صدور احکام بدهید
این دولت است که باید احکام صادره از سوی مدیر عامل را فقط امضا کند
تا افزایش حقوقی قانونی بازنشستگان حداقلی بگیر تامین اجتماعی که زیر 4 میلیون تومان حقوق میگیرند انجام گیرد
متاسفانه دولت علیرعم اینکه 450 هرار میلیارد تومان بدهکار صندوق است
انه تنها بدهی اش را نمی پردازد
که اجازه نمیدهد تا خود میرعامل تامین اجتماعی بتواند از محل صندوق که متعلق به خود اعضا کارگران و بازنشستگان است
افزایش حقوق انها را انجام رساند
که اینکار دولت دقیقا بر خلاف ادعاهای بزرگی است که برای خودش نامگداری کرده
دولت محرومان فقط یک ادعای تو خالیست
چه مسئله مهمی
جمعش کنید
ظاهرا خواستند اقتصاد مقاومتی را برای توله ها پیاده کنند اگر اعتبار ندارید کلا وارد این پروژه نمی شدید ایشاله و ماشاله که جوابگو نیست.
مدیریت کشور زیر صفر رسیده
مملکت رو آب ببره
مسیولین نامحترم رو خواب برده
سلام
خسته نباشی عرض میکنم خدمت کارشناسان محیط زیست
باید گفت این آسمان ریسمان بافی دیگر در ایران خریدار ندارد، سوء مدیریت در این اتفاق تلخ که گونه در حال انقراض را دارد به انقراض میکشاند موج میزند.
مگر میشود بدنیا آمدن توله هایی با این ارزش و حساسیت، نزد سازمان مربوط آنقدر کم اهمیت باشد که در برنامه خود تامین شیر مناسب نداشته باشد و یا با متخصصان دارای تجربه!!! تاکید میکنم دارای تجربه حتی خارجی، هماهنگ نشده باشد که در این کار مشارکت داشته باشد.
حتما باید توله اول بمیرد تا دریابیم تیمار کننده دارای تجربه عملی نیست و فقط پایان نامه تنظیم کرده!!
باید توله دوم بمیرد تا دریابیم شیر مناسب نخریدیم و یا در حمل آن دچار کمبود هستیم!!
توله سوم هم خواهد مرد!! چرا که در این پروژه همه چیز به شانس واگذار شده، نه تخصص و تجربه!!
انصافا پیگیری کنید تمامی افراد مرتبط با این پروژه از چه دانشگاهی و با چه رزومه علمی فارغ التحصیل شدند؟ و از آن مهمتر تجربه عملی آنها را هم بررسی کنید
سه تا توله ایران را نمی توانیم زنده نگه داریم!!! چطور می توانیم ایران را مدیریت کنیم
رزومه رو حال کن : سزارین یوز پلنگ
کدخدای جهان ( این مظهر ابهت و قدرت ) هفته پیش شیر توله یوزها رو فرستاده بود چرا باید از ۵ روز پیش تغذیه توله یوزها شروع بشه ؟!!!
در حال تست بودن که تراشه ای تو شیر ها نباشه بره تو بدن این توله ها بشن مزدور استکبار
مرگ بر امریکا!!!!!!!!
الآن اگر هر سه زنده بودن اسمی از دولت قبل نبود
حالا که خرابکاری شده مقصر شد دولت قبل
چرا نداره؟ مملکتم همینجور اداره میشه. دو سوم مردن و بقیه هم در آستانه ی مردنن!
حیات وحش مهم است قبول ولی حیات انسانی چطور ؟
ایکاش متن نامه حضرت امیر ع به مالک اشتر را بعنوان دستورالعمل حکومتی اجرا میکردند .
در جاییکه به او فرمان میدهد که اگر مسولیت هر کار را بدست اهلش و متخصص آن کار قرار ندهید
حتما باید منتطر و شاهد شکست و خرابی و خسارت و نارصایتی ها باشید .
این دقیقا نمونه یه مدیریت ایرانیه..تو کاری که تخصص ندارن تز میدن و حاضر نیستن از یه خارجی متخصص دعوت کنن و وقتی گند میزنن دنبال مقصر میگردن و هی کارشون رو توجیه میکنن یا اشتباه رو گردن دیگری می اندازن..
کی اینا تموم میشن خداااااااااا
این یک توله را هم بفرستید خارج از کشور بلکه زنده بماند
شاید بد نباشه قانوی وضع شود تا اگر هر دولتی که سر کار آمد و ایرادات و مسائل جامعه و کشور را به گردن دولتهای قبل از خود انداخت به یک نحوی نقره داغ بشه تا به این درک برسند که با علم به مسائل و مشکلات حاکم آنها برای رسیدن به پست و مقام سر و دست میشکاندند
مسیولین محترم فرصت سوزی را عادت خود کرده اند.
در کل تمام مشکلات مملکت در 4 دهه گذشته به خاطر دولت دکتر روحانی بوده است!
تازه تا سه سال دیگر هم که دولت آقای رئیسی فلج و دنبال کوپن نان و تخم مرغ است هم مقصرش دولت روحانی است ! چی فکر کردی ؟
اگه اینها رو میدادن به یه آدم معمولی مطمئنا وضعشون بهتر بود
به قول مرحوم ناصر حجازی:همه چیزمون به همه چیزمون میاد
بابا این کاره نیستید و بدتر اینکه نمی خواهید باور کنید که این کاره نیستید
داستان چیز دیگه ای ، خودشونم میدونن ، ساده ای
ماباغم نداری وگرانی وکمبودونبودداروهای حیاتی برای درمان ونجات بیمارانمان ازمرگ میتوانیم بخوبی وباشادی وشعف کنار بیائیم ولی چه کنیم باغم نرسیدن شیربه توله خرسها وتوله سگها
که هرگزنمیتوانیم تحمل کنیم هروقت تصویرتوله خرسهای مظلوم وبیکناه رامیبینیم غممان تازه میشودواشکمان دریامیشود خوشا بحالمان که همیشه خندونیم
وقتی یه مشت بیسواد سهمیه ای میشن مسوول، نتیجه اوضاع همین میشه که میبینین. فکر نمیکردین توله ها رو نپذیره!!! وقتی برای ژست گرفتن جلوی دوربین همتون توله را رو دستمالی میکنین چه انتظاری داشتین؟ هرچقدر از بیسوادی بگن کمه
اتفاقا باید برای محیطبان که در کنار یوزها در اون شرایط سخت کار میکنه باید سهمیه ویژه ای در نظر بگیرن که اطلاعاتشون کامل بشه ....متخصص تهران نشین و لندن نشین میشه شیرخشک اشتباه ....یه مشت بچه متوهم شهرنشین فکر می کنن علم تو جزوات و کلاس های کنکوره .....علم اگه وسط میدون پیاده نشه میشه شیادان کارشناس نما
این چه برنامه ریزی بود که بدیهی ترین و ساده ترین اقدامات در آن پیش بینی نشده بود
مردم در سوریه وفلسطین دارن از گشنگی شهید میشوند بعد شما برای چندتا توله گربه سان خبر میزاری ؟ متاسفم برات تابناک
برای خودت متاسف باش که گرسنگی و گرفتاری مردم خودمون رو نمیبینی و سنگ غریبه ها رو به سینه میزنی اونم کسانی که پول ایران را میخواهند و اما تشنه خون ایرانی هستند.
همین دیشب اتفاقا مردم در سوریه و فلسطین در حال رقص و پایکوبی بودند به خاطر پیروزی های اخیر بر صهیونیزم
هر بیسوادی پست و مقام گرفته و هر کسی با پارتیبازی و رشوه دکتر و مهندس شده. وضعیت بهتر از این نمیشه. اگر توله ها را طبیعت رها می کردند زنده ماندن آنها شانس بیشتری داشت
دستتون در نکنه
هیچ کاری درست انجام نمیشه
ولی باید از مدیران فعلی تشکر کرد و کنافی السابق قبلی را را نفرین کرد
واقعا چرا هیچ مسئول دولتی خجالت نمیکشه
از سازمانی که فقط جاسوس از توش میکشن بیرون بهتر از این هم نمیشه.وقتی همه امور رو ول کنی همینه.حتی زندگی حیوانات رو هم به برجام گره زده بودند.
دولت قبل باید شیر را به موقع به توله میرساند.
دو تا نکهبان ماهی 7 توان گر می گرفتن در سال نفری 84 میلیون میشد و دو نفری حدود 170 پس 430 میلیون بقیه چه شده است؟
عجب کمدی، تراژدی صورت گرفته، همه بر وصف خیال و تصور در ملأ اعلی سیر میکردند
خداخیرت بده خندیدم بااینکه واقعا گریه دار و جای تاسف داره ولی خندیدم چون جواب زیرکانه ای بود هم به سایت تابناک وهم دولتها
اگر
این توله ها را به یک روستایی بی سواد سپرده بودند الان احتمالا هر سه سالم وسرحال در حال بازیگوشی بودند.
این را تعمیم بده به سایر ارگان ها و دستگاه ها و سازمان های دولتی.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.