مرور روزنامههای چهارشنبه ۱۶ اسفندماه
تجربه تلخ سیاسی برای پرفسور غیرسیاسی/تقلیل خواسته سیلزدگان به توزیع کنسرو چرا؟! /انتخابات و درسهایی برای همه
کارگران در انتظار تعیین مزد ۱۴۰۳، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی علیه دانشگاهیان! سیر تا پیاز بازار گوشت، مرغ و تخممرغ، ماموریتهای مجلس دوازدهم، خیز اقتصاد ایران برای جهش سرمایه گذاری، احیای ۲۴۰ هزار میلیارد تومان از سرمایههای راکد و انتقاد نمایندگان از حفرههای قانون جدید انتخابات، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز چهارشنبه ۱۶ اسفندماه در حالی چاپ و منتشر شد که دشتیاری، در انتظار دست یاری، سه واکنش شگفت انگیز به انتخابات، حاشیههای سیاسی بر پرونده هستهای ایران، بررسی آماری ۳ انتخابات دهم، یازدهم و دوازدهم و تشکر رهبر انقلاب از حرکت جهادی مردم در انتخابات در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
تجربه تلخ سیاسی برای پرفسور غیرسیاسی
روزنامه جوان طی یادداشتی در شماره امروز خود نوشت: پرفسور مجید سمیعی در ایران حضور ندارد، اما به دلیل رفت و آمدهایش به ایران و به دلیل آنکه پیوند خود را با سرزمین مادری قطع نکرده و از همه مهمتر، به دلیل اصالت ایرانی بودن مورد تکریم و افتخار و احترام مردم ایران است. او یک پزشک و جراح معروف ایرانی در سراسر جهان است و برخی حتی او را برترین جراح مغز و اعصاب جهان میدانند. او ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیانگذار آن بوده است.
در روزهای اخیر ویدئویی از حضور پرفسور سمیعی در کنسرت یکی از خوانندههای لس آنجلسی جنجالی شده است. او که در کنسرت ابی حضور یافته، در میانه کنسرت به روی سن دعوت میشود تا هم مورد تقدیر قرار گیرد و هم دقایقی صحبت کند، اما با حضور او در سن، کم کم صداهایی از حضار بلند میشود، باورکردنی نیست، اما پرفسور سمیعی را هو میکنند! و بعد هم شعارهایی علیه مقامات جمهوری اسلامی سر میدهند و اجازه نمیدهند پرفسور صحبت کند. حتی فریاد میزنند برو بیرون!
در این میان خواننده مذکور هم که سلطنتطلب و مخالف جمهوری اسلامی است، هیچ تلاشی برای آرام کردن فضا و ممانعت از توهین به مهمانی که خودشان روی سن دعوت کردهاند، نمیکند و بیاعتنا مشغول نوشیدن آب میشود! پرفسور سمیعی سن را ترک میکند و حاضران مکرر فریاد «زن، زندگی، آزادی» سر میدهند.
براندازان معتقد هستند جمهوری اسلامی قدر نخبگان ایران را نمیداند و در خارج از کشور آنها بیشتر تکریم میشوند. با این حال مواجه خودشان با یک نخبه تمام و کمال ایرانی با ۸۷ سال سن اینگونه است و دلیلش هم آن است که برخی مقامات جمهوری اسلامی جزو انبوه بیماران پرفسور سمیعی بودهاند. یعنی انتظار داشتهاند این جراح به خاطر دل براندازان دست از معالجه برخی بیماران خود بکشد و بگوید شما را درمان نمیکنم! از سویی ابراز ارادت او به امام رضا علیهالسلام هم در برنامه دورهمی به مذاق براندازان خوش نیامد.
پرفسور سمیعی همچون قریب به اتفاق پزشکان و بر مبنای سوگند پزشکی خود، اعلام کرده که «مداوای بیماران بدون توجه به مذهب و نژاد و پیشینه، وظیفه هر پزشکی است.» با این حال، عقل برانداز به چنین اموری قد نمیدهد و برای هر کاری تفتیش عقاید میکند.
پرفسور سمیعی هیچ گاه سیاسی نبوده است. از خواننده تا مقام سیاسی را معاینه یا درمان کرده است و طبعاً وظیفه پزشکیاش همین است. اما حالا در کنسرت کسی حضور یافته که به نظر میرسد تعمداً او را به روی سن دعوت کرده تا ناسزا بشنود! و مانع این ناسزاگویی هم نمیشود. این اتفاق تجربه تلخی را برای او رقم میزند، اما عبرتآموز است و در واقع براندازان و از جمله خواننده مذکور، خود را اینگونه به پرفسور سمیعی و مردم ایران معرفی کردند.
انتخابات و درسهایی برای همه
میثم قهوه چیان طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار با عنوان انتخابات و درسهایی برای همه نوشت: رویدادهای سیاسی مهم و درسآموزند حتی اگر کسی از آنها درسی نگرفته باشد. چند روز پس از انتخابات مجلس شورای اسلامی همه جریانهای سیاسی خود را برنده انتخابات میدانند، به نظر میرسد واقعیت متفاوتتر است و همه از قضا باید از آن درس بیاموزند. این میل به تصاحب پیروزی، ناشی از ناواقعگرایی جریانها از درسگیری از واقعیت است، چیزی که میتواند رفتار غالب سیاسی در ایران باشد.
در واقع این انتخابات شاهد شرکت بسیاری از ایرانیان واجد رای بود، بوی نارضایتی هم از رایدهندگان و آرا باطله میآمد و هم از شصت درصدی که نیامدند. از سوئی نفس انتخابات میتواند هشداری باشد از قهرها و یاسها، احتمالا باید تجدیدنظرهایی جدی شود تا رضایت به چرخه انتخابات برگردد و قوای انتخابی شاهد کارایی بیشتری باشد و از سوئی دیگر همین نفس انتخابات میتواند به کسانی که از انتخابات مایوس شدهاند و یا آن را ابزاری عقیم برای رسیدن به نتیجهای سیاسی این پیام را میدهد که با اگر و اماهایی میتوان در انتخاباتی دیگر شرکت کرد، هر چند این اگر و اماها نسبی و ذهنی باشد و از هر منظری بتوان با نسخهای متفاوت بیان شود. در بدو نظر، اما میتوان دید که به رغم بسیاری از پیشبینیها انتخابات هنوز در شهرهای متوسط و کوچک کارزاری برای عرض اندام سیاسیون منطقهای است. کسانی که در زیر پروژکتور مرکز قرار نمیگیرند.
همین نشان از مشروعیت نظام سیاسی است که میتواند بسیاری را به پای صندوق رای بکشاند. برخی بر آنند که رشد سیاسی در شهرهای متوسط و کوچک کمتر است، اما به نظر میرسد این نحو نگاه از بالا باشد. زیست سیاسی در شهرهای غیرمرکز گفتمان دیگری دارد و آن تمایل به مشارکت در سیاست است. آنها در گفتمان عدم شرکت، باز زیر پروژوکتور روشنفکری مرکزگرا قرار میگیرند و دیده نمیشوند. هرچند نتوان نسخه واحدی باز در این زمینه پیچید، اما نیم نگاهی به آراء کُردی در استان آذربایجان غربی نشان از مشارکت بالای همان شهروندانی است که گمان برده میشد در نوک پیکان اعتراضات بنیادین هستند و به هیچ وجه دیگر در اتمسفر سیاسی وضع موجود قرار نخواهند گرفت. در این انتخابات هم، برخی از شرکتکنندگان در انتخابات، باخت خود را پای مخالفان خود نوشتند. حتی شنیده شد که گفتند مبلغان عدم شرکت در انتخابات باعث شدند تا مردم نیایند و مثلا روزنهای گشوده نشود. یا گفتند رد صلاحیتها و حکمرانی موجود ناامیدی ایجاد کرده است. این نیز بخشی از درس ناموزی از انتخابات بود.
واقعیت، اما آن است که برخی از روشنفکران، میانهروان و روزنهگشایان خود را دارای اعتبار ذاتی میدانند و در صورتی که رای نیاورند شکست را به گردن مانعی به جز خود میاندازند حال آنکه چنین اعتباری وجود ندارد. اگر جریانی سیاسی نتوانسته باشد نتیجهای که میخواسته بگیرد، ابتدا باید نگاهی آسیبشناسانه به خود داشته باشد. به راستی چه ارتباط ارگانیکی بین روشنفکران و عموم مردم وجود دارد؟ چرا مردم نمیتوانند به روشنفکران و سیاستمداران اعتماد کنند و به دعوت ایشان گوش دهند؟ آیا اساسا مفاهمهای بین این دو وجود دارد؟ آیا سیاستمدارانی که از جناح اصلاحات در انتخابات شرکت نکردند هم دچار خطا شدند؟ آیا موافقان شرکت استدلالهایی کافی، عملکرد تشکیلاتی در صدد تبلیغات، عضوگیری در طول سالهای منتج به انتخابات در جهت خواست خود داشتهاند؟ آیا به صرف فرزند فلان شخصیت برجسته بودن عاملی برای پیروزی در سیاست است؟ آیا به فرض آنکه حرف آنها حقیقت است مسئولیت شکست را از گردنشان ساقط میکند؟
بحث اینجا آن نیست که باید در این انتخابات شرکت میشد و یا نه، بحث آن است که اگر عدهای در انتخابات شرکت کردند و باختند، ابتدا عامل شکست را در خود بجویند و نه اینکه مجدد به برج عاج خودمحوری برگردند تا دوباره خود را به مردم عرضه کنند. درس دیگر را جریان اصولگرا میتواند بگیرد. به راستی رایی که آنها باید از مردم میگرفتند همین چند هزار رای بود؟ آیا جایگاهی که آنها در صندوق رای دارند همین است؟ آیا آنها برنده نیامدن مردم نیستند؟ دلخوش بودن به چنین نتیجهای عواقب خوبی برای آنها در جمهوری ندارد، زیرا که انتخابات اُسّ و اساس این نظام است و پشت کردن به ذهنیت مردمی، تنها وقتی میتواند نتیجه بدهد که مردم حذف شوند. آنها از سوئی به چهل درصد مشارکت مردمی دلخوشاند که در بسیاری از شهرها رای باطله بخش قابل تجوهی از آرا بوده و کرسیهای زیادی از مجلس باید در دور دوم پر شوند و از سوئی مشتشان از رای مردم فقیر.
جریان اصولگرا به عنوان جریانی که این روزها در قدرت است این انتخابات را نه برگی زرین از پیروزیهای خود بلکه باید زنگ خطری برای خویش بداند و به خود و وضع و روز سیاسی خود باز بیاندیشد. در پایان نیمنگاهی به انتخابات نشان میدهد که بسیاری از چیزهای غیرانتخاباتی هستند که بسا مهمتر از آنند و بر صندوقهای رای موثر. صندوق رای عنصری جدا از پیش و پس از انتخابات نیست. رفتار حکومت با مردم، میزان آزادی بیان، تشکلها، میزان کارایی تشکلات سیاسی و ارتباط ارگانیکشان با پایگاه رای خود و سهولت فعل سیاسی میتواند آن را پر شور کند و کجرفتاریها میتواند آن را تنها به فرصتی برای جدال نیروهای خودی تبدیل سازد. بسیاری از خود میپرسند که حضورهای پر شور در انتخابات چه نتیجهای داشته است که باز داشته باشد، اما این زنگخطری است برای همه. چه برای اصلاحطلبان که بیش از همه قوه مجریه را در دست داشتهاند و چه برای اصولگرایان که خود را مدافعان راستین نظام میدانند. باری، این انتخابات برای همه درسآموز بود حتی اگر کسی از آن درسی نگرفته باشد.
تقلیل خواسته سیلزدگان به توزیع کنسرو چرا؟!
محمد بلوچزهی طی یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان تقلیل خواسته سیلزدگان به توزیع کنسرو چرا؟! نوشت: با گذشت بیش از یک هفته از رخداد سیل بلوچستان و سرعت پایین خدماترسانی و رسیدگی به وضعیت بایسته سیلزدگان و مناطق سیلزده و نیز ورود گروههای مردمی و فعالان اجتماعی و مدنی برای امدادرسانی و کمک به آسیبدیدگان، در این میان باید توجه داشت که خواستهها و مطالبات اساسی مردم در هیاهوی توزیع مواد غذایی و کنسرو لوبیا و تن ماهی و آب معدنی گم شده است.
موضوعی که همواره طی سالهای گذشته در اینچنین شرایط و مواقعی برای آسیبدیدگان رخدادها و حوادث گوناگون اتفاق افتاده اکنون نیز در حال تکرار است و بیم آن میرود که باز دوباره با ورود احساسی و غیرکارشناسی گروههای مختلف مردمی به مناطق سیلزده و عدم نیازسنجی و اولویتگذاری درست اقدامات و خواستههای سیلزدگان و نیز تمرکز بیش از پیش بر توزیع اقلام غذایی که اتفاقا بسیاری از روستاهای سیلزده از پذیرش آن اجتناب میورزند سبب شده تا مدیریت سیل و سیلزدگان به انحراف کشیده شود. البته که در رخداد سیل اخیر بلوچستان پس از ورود دیرهنگام دولت به مناطق سیلزده و ناتوانی در مدیریت باید و شاید و به موقع سیل، این مردم محلی بودند که با پایبندی به مسئولیت اجتماعی خویش طبق معمول اینچنین حوادثی منتظر دولت نمانده و با ورود به موقع از مسوولان محلی و ملی جلو افتاده و آستین همت را بالا زده و ضعفهای دولت را در این خصوص پوشش داده و نیازهای اولیه حادثهدیدگان را نیز مرتفع کردهاند. شاید ورود گروههای مردمی و فعالان اجتماعی و مدنی را در ابتدای حادثه امری معمول و ضروری و نیز در راستای همان مسوولیت اجتماعی و وظیفه انسانی بتوان تلقی کرد، اما حال که بیش از یک هفته از سیلاب ویرانگر در شهرها و روستاهای مختلف بلوچستان میگذرد، انتظار میرود که دیگر دولت به عنوان نهاد خدمترسان و خدمتگزار مردم بیش از این از انفعال و کمتحرکی خارج شده و برای مدیریت بهتر سیل و مناطق سیلزده رشته این کلاف سردرگم را به دست بگیرد و پوششدهی خدمات را منسجم و کاراتر و ملموستر سازد.
همچنین دولت به منظور نیازسنجی واقعی و پاسخ گفتن به مطالبات مطلوب حادثهدیدگان و نیز ارایه خدمات اثربخش باید پا پیش گذاشته و از هرگونه هرجومرج در این آشفته بازار جلوگیری و گروههای داوطلبانه و بیبرنامگیها را مدیریت کرده و تمرکز کمکهای مردمی را از توزیع کنسرو لوبیا و تن ماهی به سمتوسوی کمکهای نقدی برای تقویت زیرساختها سوق میداد؛ و نیز از اینجا به بعد با گرفتن مدیریت خدماترسانی از دست گروههای محلی که تجربه چندانی در این باره ندارند و برای انسجام و سامانبخشی بهتر و پرهیز از هرگونه بیبرنامگی فرمان مدیریت را به دست ارگانهای تخصصی خود میسپرد تا در سایه اتکا به نگاه کارشناسانه و تجارب ارزشمند سازمانی در این خصوص اقدامات موثر و مطلوبی در راستای کاهش آلام سیلزدگان و آسیبدیدگان انجام میشد. همینطور حضور پرشور گروههای فعال مدنی و اجتماعی و ارسال محمولههای متعدد مواد غذایی از اقصی نقاط بلوچستان و نیز کشور طی چند روز گذشته سبب شده تا فشارهای روانی از دوش دولت کم شود و نیز فعالیت اندک ارگانهای مختلف دولتی در این هیاهو نیز اصلا به چشم نیاید. به راستی که در رخداد سیل اخیر بلوچستان با سرازیر شدن سیل کمکهای مردمی و گروههای داوطلبانه در همان ساعات و روزها نخست حادثه نهاد مدنیت به طرز معناداری گوی سرعت عمل و اقدام به موقع و سبقت را از دولت ربود.
حال اگر به چرایی توالی سیل طی این یکی، دو دهه اخیر در بلوچستان پاسخ گفته شود درخواهیم یافت که یکی از مهمترین دلایل تکرار سیل و کاهش بازه زمانی وقوع آن از هر ده سال یکبار به دو سال در میان گم شدن صدای مطالبات اساسی، چون احداث و ترمیم بندهای خاکی و حفاظتی روستاها، احداث سیلبندها، ترمیم راهها، احداث پل روی جادههایی که از دل رودخانهها میگذرد و ... در دل هیاهوی توزیع کنسرو لوبیا و تن ماهی است. بنابراین در چنین مواقعی رسانهها میتوانند در دل این همه هیاهوی توزیع اقلام غذایی که هیچ دردی را از مردم دوا نمیکند و همانطور که در گذشته نیز درمان نکرده به تحقق خواستههای اساسی مردم کمک کرده و تمرکز اینگونه فعالیتهای مقطعی را به سمت جمعآوری مبالغ نقدی برای اقدامات پایدار و ماندگار سوق دهند.
متاسفانه همواره با وقوع سیل طی این سالهای اخیر ارایه خدمات پساسیل از جمله مقاومسازی بافتهای فرسوده، مرمت و حفر چاههای آب شرب، استحکامبخشی فضاهای آموزشی و مدارس، جابهجایی و مدیریت اسکان روستاهای در معرض خطر سیل و اقدامات زیرساختیای از این قبیل به باد فراموشی سپرده شده که نتیجه این بیتوجهی برای تقویت زیرساختها وقوع سیل مداوم در بلوچستان بوده است. یکی دیگر از ضعفهایی که همواره در مواجههها با رخداد سیل در بلوچستان کاملا مشهود میشود، نبود ماشینآلات و تجهیزات لازم راهسازی و ترابری و خدماتی به منظور بازگشایی جادهها یا احداث بندهای خاکی و حفاظتی برای جلوگیری از ورود سبلاب به مناطق مسکونی و روستاهاست.
همچنین کمبود نیروی انسانی در پایگاههای امدادونجات هلالاحمر، مراکز اورژانس، محیط زیست و منابع طبیعی به منظور اتخاذ اقدامات پیشگیرانه وقوع سیل و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع طبیعی موجود از دیگر خلأهایی است که هرگز مرتفع نشده است. به هر روی اگر در سیل اخیر نیز اقدامات پساسیل و تقویت زیرساختهای اساسی و لازم منطقه جدی گرفته نشود مسلما توالی وقوع سیل به صورت سالانه اتفاق خواهد افتاد و بیش از پیش حیات انسانی را با تهدیدی جدی روبهرو خواهد ساخت.
1




















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
غیر ممکنه تو کنسرت ابی انسان با شخصیت پیدا بشه
سمیعی ویزیت عکس بیمار که نظر بده عمل بشه خوب میشه یا نه شصت میلیون تومنه... تازه نظر بده نه اینکه خودش عمل کنه... بعد خودش رفته کنسرت ابی که شما میگین خواننده لس انجلسی.... یعنی افکار شما رو قبول نداره حالا شما از هو شدنش تو یه محیط به اصطلاح فسق و فجور ناراحت شدین؟ حب علی هست یا بغض معاویه؟
به خدا خوراک لوبیا خیلی خوشمزه تر از تن ماهی است .
حالا حساب کن اینا تو مملکت یه کاره ای بشن کسانی که شعورشون در این سطح هست که شاید یکی از ده نخبه برتر حال حاضر دنیارو اینجوری هو میکنند و میگن برو بیرون با بقیه چیکار میکنند .
اینا تهی مغزن !!! تعجب میکنم از پرفسور سمیعی کع متخصص مغزه چطور تشخیص نداده اینا اون بالا خونشون خالیست !!
باید یاد بگیریم به نظرات هم دیگر احترام بگذریم یعنی به اروپا هم رفتیم ولی هیچ تغییری نکردیم درانجا هم گروه فشار تشکیل شده
آیا برای روزنامه جوان دغدغه بی ارزش دیگری، مثلا گرانی دلار و قیمت ها درشب عید وجود نداشته است ؟!!!
وقتی مسئولین دائم شعار مرگ بر آین کشور و آن کشور و تمدن غرب و ... را می دهند و از مردم می خواهند به همین امکانات داخل بسنده کنند و سیاست هایشان هر روز مردم را فقیرتر کرده و...چرا برای مشکلات پزشکی خود عازم خارج می شوند؟!!!! دکتر سمیعی هم می توانست در همدلی با مردم همین موضوع را به آنها بگوید و آنها را به سایر پزشکان ارجاع دهد.
این دانشمند میتوانست مسئولان را به پزشکان داخلی معرفی کند نه این که با بالاترین امکانات در آلمان مداوا شوند
این جماعت کج فهم میخواهند همه چیز را سیاسی کنند. نمی دانند یک دانشمند و یک پزشک نباید سیاسی شود. زیر تیغ جراحی دوست و دشمن برای پزشک یکیست.
بدون شرح!!
مهدی محمدی مشار محمدباقر قالیباف در توئیتر نوشته: "در سال ۹۸ هر فرد به طور میانگین نام ۱۶ نفر را نوشته، اما این عدد در سال ۱۴۰۲ به ۱۱ نفر کاهش پیدا کرده" که برابر است با کاهش ده میلیونی آمارِ «نفر رأی» در انتخابات 1402
دکتر سمیعی جایگاه خودش را نمی شناسد،کسی که شان خود را تا حضور در کنسرت ابی پایین می آورد حقش همین است
این که مخفیانه یک مسول را برای معالجه به غرب پلید کثیف ببری و مردم در داخل کشور دنبال دارو و در مان بدوند نتیجه اش همین می شود .
نحوه برخورد با پروفسور سمیعی واقعا جای تاسف است و نشان می دهد هرگز جامعه ایرانی حداقل امادگی برای یک دموکراسی واقعی را ندارد!! اگر قرار باشد 10 نخبه حال حاضر ایران انتخاب شوند قطعا بسیاری ایشان را حتما جز یکی از گزینه ها قرار می دهند. این نوع برخورد و این همه از طرف جامعه ایرانیان خارج از کشور که معمولا از سطح فکری و فرهنگی و تحیلاتی بالاتر از متوسط جامعه ایرانی برخوردار هستند بسیار حرف دارد و جای تحلیل بسیار!!!! و متاسفانه نا امید کننده که این مملکت قرار نیست حالا حالاها ....
حالا فکر کنید اینایی که هر روز میان از جنایات اسرائیل دفاع یا ماله کشی می کنند و به کسی مثل پروفسور که ربطی به سیاست نداره، این چنین برخورد می کنن، روزی اگر کاره ای در این مملکت بشن!!! خدا آن روز را نیاره
نمیشه گفت ربطی به سیاست نداره .
خلاصه سلبریتی های هنری ،ورزشی،علمی و ... ، وقتی که در کنار مقامهای سیاسی دیده میشن ، به نوعی از شهرت خودشون برای مقبولیت اون مقام و مسول هزینه میکنن ، و به اونها مشروعیت میدن .
احتمالا بعضی از نفراتی هم که از پروفسور دارن حمایت میکنن هم طرفدارهای همون مقامات سیاسی هستن و طرفداریشون سیاسیه !!!
این اتفاق نمایش بی شعوری مردمی است که در کنسرت ابی حضور داشته اند و این گونه به این مقام علمی بی احترامی کرده اند ، واقعاً چقدر تک بعدی به قضایا نگاه می کنند .
گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بیقیمت اگر کاسهٔ زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
درپاسخ به شما
غفلت زده ی دار فنایم خدایا
ماتم زده ی رنگ و ریایم خدایا
دکتر سمیعی دکتر پولدارها و دولت مردان و آقازاده هاست آیا یک مستمند را در ایران معالجه کرده شما بگید. پس حقش است هو شود.
ندانسته حرف نزن خودم دیدم یک نفر که بسیار هم فقیر بود در روستای از رشت عمل کرد و مرتب هم پیگیر مراحل درمان و بهبودیش بود
وحید شقاقی شهری، کارشناس اقتصادی، به خبرگزاری ایلنا گفته که بانک مرکزی در حالی که «میگوید بازار آزاد ارز را قبول ندارد و به رسمیت نمیشناسد» اما «سکه را با دلار ۹۳ هزار تومانی حراج کرد.»
محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه نماز، گفت که قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷ «جلسه داشتم، اما تخته سیاه برای کلاس وجود نداشت. به همین خاطر از یک مقوا استفاده کردم و برای گچ از زغال و از جوراب برای تختهپاککن استفاده کردم و با همان شیوهها سورههای کوچک و قصههای قرآنی را نقل کردم.»
روزنامه ارمان ملی بهتره بگه فرزندان کدام یک از مسولین متهم اقتصادی نبوده اند!!
تقریبا همشون بوده اند.
هیچ روزنامه ای اشاره به شاهکار دلار ۶۱ و سکه ۳۷ میلیونی نکرده؟؟؟
عمو خاندوزی هم ادعای تلاش ناکام هجوم ارزی میفرمایند
روزنامه ها از واقعیتها چرا نمی نویسند
اسکندر مومنی، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: «مقامات طالبان که به ایران آمده بودند در مذاکره اظهار کردند تولید و کشت مواد مخدر کاهش پیدا کرده.» او افزود طالبان اشاره کردند «موادمخدر در انبارهاست و با به اتمام رسیدن انبارها، شاید ورود مواد مخدر به میزان ۹۰ درصد کاهش یابد.»
ای بابا
این یه قلم ارزون بود و در دسترس که با این خبر اینم میشه مال از ما بهترون
:::)))
به نظر من دکتر نباید اونجا می رفت چونکه در شان و شخصیت دکتر نبوده
شاید هم عمدا دعوتش کردند که تخریب بشه
از کسانی که در اینجور کنسرت ها شرکت می کنند بیشتر از این هم انتظار نمی رفت اینا سطح تفکرشون در همین حد میباشد اگر غیر از این اتفاق میافتاد باید تعجب میکردیم
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی:
تحقق تمدن نوین اسلامی یک پیش نیاز مهم و ضروری دارد و آن هم نهضت بازگشت به مسجد است.
کنسرو ماهی رو کم نبین 90000 تومان پولشه
یکی از موادی که مردم را ناراحت کرده و عموما در انتخابات شرکت نکرده اند گرانی و قطع یارانه آنهاست دولت به بهانه فروش کالای ارزان مردم را تشویق کرد تا از اعتبار یارانه خود استفاده کرده و کالا خرید کنند و حتی گفت میتوانید از اعتبار ماه بعد استفاده کرده یک ماه زودتر از یارانه خود استفاده کنید این یک ترفندی بیش برای حذف یارانه مردم نبود همانطوریکه من خودم شاهد ان بودم ویارانه بهمن را برایم واریز نکردند و کسی هم جوابگو نیست باز مسئولین سرشان را چون کبک زیر برف کنند
کاملا موافقم زمانی که برف ها آب بشوند و مسئولین سرشان را از آب بیروکنند کسی را پشت سرشان نخواهند دید پس زودتر کاری کنید
سمیهی غیر سیاسییه؟؟؟؟
متاسفانه این شرایط را خود دکتر سمیعی برای خود فراهم کرده است چرا که این فرد با آن موقعیت اجتماعی بالای خود با شرکت در یک برنامه بی ارزش و مبتذل و گوش دادن به عربده کشی یک فرد عرق خور که دو کلاس سواد نداره، شخصیت خود را تحقیر کرد. آخه فرد عاقل و دانا تو کجا ابی! کجا؟
فققققققققط شماها خوبین
دلش خواسته بره کنسرت اونم غیر از پروفسور بودن یک انسان هست و آزادی عمل دارد
خواهشنا منتشر کن خواهش می کنم
استاد منفی دادم به این خاطر که بدانی انهای که انجا بودن به دلیل شما با او برخورد بد نکردند دلیل دیگری داشت و لی شما راه دیگری را رفتید به شما در عالم سیاست میگن آپرچونیست
سیاستمداران غربی به خوبی توانسته آند توان ذهنی و اجرایی ایران را بجای سازندگی معطوف به ستیزه جویی با غرب کنند .با این روش انرژی ایران خنثی شد و مردم ایران شاهد پیشرفت کشورهای همسایه های عربی باشند.
این پروفسور آیا مستمندان ایرانی رو معالجه ورده یا فقط آقازاده ها ؟ سوال مردم این است .
اتفاقا یکی از دوستان ما که در روستاهای رشت زندگی میکرد و مستمند و فقیر بود رو عمل کرد
ناشناس بی اطلاع آری درزمان جنگ که شمانمیدانی کی وکجا بود ایشان بارها به ایران برای درمان رایگان بیماران وآموزش پزشکان به ایران مراجعه نمودند وپولی هم دریافت نکردند
جناب سمیعی می توانست مسئولین محترم جمهوری اسلامی و علمای اعلام را به پزشکان حاذق داخلی معرفی کند همانهایی که مردم عادی را درمان می کنند
حالا دیگه مقصر پروفسور سمیعی شد؟ عجبا!
احسنت نکته همینه
مگر خون بعضی ها رنگین تر هست که باید در آلمان زیر نظر سمیعی درمان شوند
بعد ما از ترس هزینه های عصب کشی دندان به جای درمان دندان رو بکشیم بندازیم دور
استدلال بچگانه ای آخرمگرامکانات مامثل غربی هااست پروفسورسمیعی قادرنیست امکاناتمان رابهبودبخشد ولی اگر یک اختلاس کم شود وپول آن صرف بهبود امکانات درمانی کشورگردد کمبودهاجبران میشودمضافاً به اینکه پزشکان خوبی داریم هرچند موردبی مهری قرارمیگیرندبنابراین جراح معروف گناهی ندارد که مورد بی خرمتی قرارگیرد
روزنامه ابتکار اعتراض دارد که اساسا چرا مردم نمی توانند به روشنفکران و سیاستمداران خود اعتماد کنند و در انتخابات مشارکت کنند. باید به این روزنامه یادآوری کرد که خود شما سالهاست که تبلیغ می کنید که روشنفکران و سیاستمداران افراد قابل اطمینانی نیستند ، حالا خودتان را الکی ناراحت نشان ندهید .
باید گفت مردم چندبارآزموده اند
و
آزموده را آزمودن خطاست
بعضی روزنامه ها مثل اعتماد خودشان هم نمی دانند چه می خواهند
وقتی دولت مسئولیت پذیر نیست مهم نیست برای مردم چه اتفاقی میوفته. میخواد حالا نتیجه انتخابات هر چی باشه یا مردمی که تو سیل گیر کردن، با وجود اینکه متخصصین مشکل این مناطق هزاران بار گوشزد کردن. دولت سعی میکنه با یه کنسرو سر و ته همه مشکلات هم بیاره.
تصاویر حضور پرفسور سمیعی را در کنسرت دیدیم . گفته شده است که در آخر الزمان مردم از دانشمندان خود می گریزند آنگونه که گوسفند از گرگ می گریزد
دقیقا ما هوچی گریم شما مذدور ببین از کجا نون میخوری بعد دقت کن کجای کار ایستاده ای
در ادامه گفته نشده از نخبگانشان میگریزند و رسایی را انتخاب میکنند؟
آفرین، بسیار دقیق نوشتید و برای همین دیسلایک بالایی برای پیام شما نوشته می شود. الان مردم فقط هوچی گری را می پسندند.
داداش من مردم از مسئولین بی کفایت عصبانی هستند باشندولی
ولی سمیعی بیچاره پزشک است
پزشک قسم خورده هرکس که افتاد بدادش برسد
حتی دشمن
کافر
مسلمان
هرکسی
فرقی نمی کند
دست ازسر بیجاره بردارید گناه داره
روزگار وسط بازی تمام شده است، هر کسی چه پرفسور چه ادم معمولی یا طرف مردم هست و یا نیست. ادم غیر سیاسی در وضعیت امروز ایران که همه چیزش تحت سیطره سیاست است معنی ندارد.
مریم میرزاخانی و فیروز نادری
ملت هم دوسشون دارن هم مردمی بودن
خدا رحمتشون کنه
دانشمندانی که در طرف مردم نیستند به مقبولیت بقیه دانشمندان هم لطمه می زنند، البته پرفسور سمیعی اینچنین نیست
بعله از دانشمندانی که در خدمت مردم نیستند
نه استاد طرف مردم نباشی اگر هرکی باشی از تو می گذرند نخبه ها بیشتر باید مواظب باشند این موضوع را من ساده می فهمی چطور این اقا نفهمیده
مثل فراری دادن نخبه ها؟؟
در کشور چین اگر سالی یکبار و یا هر دوسال یک انتخابات برگزار میشد دچار تشتت در اهداف می شدند و به این جایگاه مهم جهانی نمی رسیدند . آنها اگر از یک سو می خواستند به انتخابات اهمیت دهند و از سویی نخبگان غیر همسو را از انتخاب شدن باز دارند دچار فرسایش می شدند و ایجاد نارضایی می شد و مشکلات مانع پیشرفت می گردید. اگر اهداف چینی ها آنقدر مهم است که قابل تغییر نیست دیگر چرا اصرار بر تعدد انتخابات
قیمت پژو ۲۰۷ اتوماتیک سقف شیشهای، دیروز سهشنبه ۱۵ اسفند ماه نسبت به روز پیشش ۲۵ میلیون تومان گران شده است و به طور متوسط ۹۸۰ میلیون تومان به فروش میرشد!
عباس عبدی، در روزنامه اعتماد نوشت:
دولتی که هنوز کوچکترین پاسخی به فساد چای دبش نداده، چگونه انتظار دارد که مردم و صاحبان درآمد با رغبت کافی مالیات پرداخت کنند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.