مرور روزنامههای شنبه ۲۶ اسفندماه
آیا در سال جدید به تعادل می رسیم؟/ ظرفیتهای معطل مانده ایران / افزایش مزد کمتر از تورم هیچ توجیهی ندارد/خطر واگذاری سرخابی بدون تعیین تکلیف حق پخش
دوئل پیرمرد قمارباز با استراتژیست کم حافظه، دو روایت از یک مذاکره محرمانه، برگ برندهای به نام «معین»، انتخابات ریاست جمهوری روسیه و کاندیدای بدون رقیب؛ نمایشی برای تداوم قدرت پوتین، طرح آتشبس حماس روی میز نتانیاهو، تحلیل عملکرد دولت و رسانههای مستقل، دولت امیدزا یا ناامید کننده؟ و شلیک به میراث فرهنگی کشور، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز شنبه ۲۶ اسفندماه در حالی چاپ و منتشر شد که تحلیل عملکرد دولت و رسانههای مستقل در افطاری با رئیس جمهور، قول نرخ تورم ۲۰ درصدی، لزوم افزایش سقف تسهیلات ساخت و خرید مسکن در سال ۱۴۰۳ و اسب زین شده تندروها برای تسویه حساب در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
ظرفیتهای معطل مانده ایران
روزنامه جمهوری اسلامی طی یادداشتی در شماره امروز خود با تیتر ظرفیتهای معطل مانده ایران نوشت: ایران، فقط نفت نیست. عدهای نجات دادن ایران از بحران اقتصادی را در گرو فروش نفت میدانند و میگویند با ایجاد تغییر در سیاست خارجی و رفع تحریمها میتوانیم میزان فروش نفت را افزایش دهیم، درآمدهای ارزی را بالا ببریم و مشکلات اقتصادی را حل کنیم.
این، حرف درستی است، ولی تنها راه نجات اقتصاد کشور از بحران اقتصادی نیست. قطعاً باید برای برداشتن سدی که با تحریمها بر سر راه فروش نفت و مبادلات تجاری و پولی و بانکی به وجود آمده و اقتصاد کشورمان را تحت تاثیر قرار داده، اقدام شود، ولی نباید به این مقدار اکتفا کرد. علاوه بر نفت، ثروتهای پیدا و پنهان زیادی داریم که با رفع تحریمها میتوانیم آنها را هم به خدمت بگیریم و تولید ثروت کنیم. موقعیت جغرافیائی ایران که استعداد تبدیل شدن به مرکز رفت و آمدهای بینالمللی ترانزیتی در بخشهای دریائی، زمینی و به ویژه هوائی را دارد، نیروی فوقالعاده باهوش انسانی، ظرفیتهای علمی و دانشگاهی، امکانات بالقوه علمی در بخشهای پزشکی، فنی و دفاعی، ثروتهای زیرزمینی و استعداد فراوان کشاورزی بخشهای قابل توجه ظرفیتهائی هستند که میتوانند اقتصاد ایران را به یکی از قویترین اقتصادهای جهان تبدیل کنند.
ما نباید برای ایران و ایرانی به حداقل امکانات معیشتی رضایت بدهیم. ایران نهتنها باید از بحران اقتصادی نجات پیدا کند بلکه باید به مرفهترین کشور جهان تبدیل شود. با امکانات بالقوهای که ایران دارد، رسیدن به این مرحله از رفاه کار مشکلی نیست. مهمتر اینکه ما بهیچوجه نباید مردم خود را از داشتن حداکثر رفاه و بالاترین امکانات معیشتی محروم نگهداریم. وضعیتی که امروز در جامعه ما از نظر معیشتی وجود دارد در خور شان ملت ایران نیست. عدم تلاش برای بهره برداری از ظرفیتهای موجود درآمدزائی کشور از نفت گرفته تا ظرفیتهای علمی، فنی، پزشکی، ثروتهای زیرزمینی، ترانزیتی و کشاورزی علاوه بر اینکه کوتاهی آشکار نسبت به فراهم ساختن رفاه در خور شان این مردم است، نوعی اهانت به آنان نیز محسوب میشود. مسئولان اگر قدرت رفع موانع و فراهم ساختن زمینههای تولید ثروت به تناسب ظرفیتهای موجود را ندارند، باید کنار بروند و کار را به کسانی بسپارند که قدرت به فعلیت رساندن امکانات بالقوه کشور را دارند.
کشاورزی ایران میتواند حرف اول را در اقتصاد داخلی بزند. امکانات ترانزیتی ایران میتواند حرف اول را در منطقه بزند. نیروی انسانی بااستعداد ایران میتواند حرف اول علمی را در جهان بزند. نفت، ثروتهای زیرزمینی و تنوع آب و هوائی ایران میتوانند حرف اول را برای تامین رفاه عمومی مردم بزنند. ما با برخورداری از اینهمه ثروت بالقوه و اینهمه ظرفیت بینظیر چرا ایران را به جائی نرسانیم که حرف اول را در تمام زمینهها در منطقه و سپس در جهان بزند؟ چرا با دست خودمان زنجیرهای محدودیت را در زمینههای تبادل تجاری، پولی و بانکی به پاهای اقتصاد کشورمان بستهایم و هر روز که میگذرد آن را محکمتر میکنیم؟ اینکه بخواهیم مستقل باشیم و زیر بار هیچ قدرتی نرویم، ایده بسیار ارزشمندی است که هر ایرانی غیرتمندی آن را دوست دارد. اینکه بخواهیم منافع ملی کشور و ملت را بدون هیچ کم و کاستی تامین کنیم، عالیترین ارزش است. اینکه بخواهیم از نظام جمهوری اسلامی حفاظت کنیم، هدف کاملاً درستی است. این خواستهها فقط وقتی محقق خواهند شد که از تمام ظرفیتهای اقتصادی کشور برای تامین رفاه مردم آنگونه که در خور شانشان باشد استفاده کنیم و از کرامت انسانی مردم پاسداری نمائیم. مردم، پشتوانه کشور و نظام هستند و با راضی نگهداشتن آنهاست که میتوان کشور و نظام را حفظ کرد. اقتصاد، زیربنا نیست، ولی ساکنان بنا را بدون اقتصاد سالم و قدرتمند نمیتوان سرپا نگهداشت. حفاظت از پشتوانه کشور و نظام، اصلیترین وظیفه حکمرانان است.
افزایش مزد کمتر از تورم هیچ توجیهی ندارد
محمدصادق جنانصفت طی یادداشتی در شماره امروز جهان صنعت با عنوان افزایش مزد کمتر از تورم هیچ توجیهی ندارد، نوشت: پیشبینی کارشناسان و علاقهمندان سیاسی درباره وقتکشی دولت برای تعیین مزد کارگران در سال ۱۴۰۳ محقق شد و حالا برای تعیین مزد چند روز بیشتر وقت نیست. این وقتکشی و تعطیلی رسانهها و برپایی جشنهای نوروز راه نقدهای بهنگام را میبندد و این نیز از رهبردهای دولت است.
بررسی دیدگاه نمایندگان نهادهای کارگری در کمیتههای مربوط به مزد نشان میدهد دولت سیزدهم با یک ترفند باورنکردنی به جای نص صریح قانون که میگوید نرخ مزد کارگران در سال بعد باید به اندازه نرخ تورم سال جاری باشد توپ را به سبد هزینه معیشت انداخته و در این مسیر یک نهاد دولتی را مامور تهیه این سبد کرده است. وزیر کار با صراحت میگوید نهاد دولتی تنها مرجع برای تعیین هزینه معیشت و به ویژه سبد خوراکی کارگران است. این بازی تازه بدون تردید میتواند یک سد بزرگ در راه افزایش مزد کارگران و بازنشستگان باشد و نماینده نهادهای کارگری باید روی نرخ تورم بایستند.
چیزی که در این داستان بیش از هر چیز دیگر تاسفبار است ایستادن دولت پشت سر کارفرمایانی است که بسیاری از آنها حاضرند مطابق قانون کار رفتار کنند و از هراس اینکه کارگران دستهدسته از کارخانهها و بنگاهها به کارهای خدماتی کوچ نکنند این میزان رشد را قبول دارند. در صورتی که دولت برای کارفرمایان دلسوزی میکند، میتواند به میزانی که جبران افزایش مزد بر هزینه آنها میافزاید و بیشتر از اندازه قابل قبول است معافیت مالیاتی برای یک دوره یکساله اعمال کند.
حقیقت این است که دولت دندان کارگران و زور آنها را برای ایستادگی در برابر بیمهری دولت شمرده و نیک میداند کارگران ایرانی دستکم به لحاظ سازماندهی توان پاسخگویی به ستم احتمالی تثبیت مزد به اندازه نصف تورم را ندارند و به همین دلیل روی داستان تثبیت مزد پایداری میکند. دولت سیزدهم از سوی دیگر نیک میداند اسیر کردن نرخ مزد کارگران پیامدهای دهشتناکی بر رفتار کارگران خانوادههای آنها دارد. کارگران به ویژه آن گروهی که ملکی ندارند در بدترین وضعیت معیشتی و کیفیت زندگی قرار میگیرند و رشد فساد و بزهکاری و تمرکز کارگران در حاشیه شهرهای بزرگ پدیدار میشود.
تثبیت نرخ مزد کارگران زیر تورم میتواند به رشد زخمهای پنهان و خشم مزدبگیران و بازنشستگان منجر شود و روزی برسد که این خشم به شکلهای گوناگون بروز کند. کارگران و بازنشستگان کارگری چه جرمی مرتکب شدهاند که باید تاوان ندانمکاری دولتها در تهیه بودجه سالم و سیاستهای تورمی دولت را بدهند و با اندوه از رشد نابرابریها رنج ببرند.
آیا در سال جدید به تعادل میرسیم؟
محمدعلی وکیلی طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار نوشت: کشور گرفتار ناترازیهای زیادی همچون ناترازی در بودجه، ناترازی در انرژی، ناترازی در بانکها و… شده است. به طور طبیعی وظیفه مهم مجلس آینده کمک به حل بحران ناترازیهاست و درنهایت باید به تعادل برسیم. سال ۱۴۰۳ را بایست سال تعادل بخشی امور زیربنایی نام گذاشت، اما ناترازی دامن حوزههای رفتاری را نیز گرفتهاست. به عبارتی اکنون گرفتار ناترازی در عوامل هژمون هستیم. ملیگرایی، شیعهگرایی و ایرانیگرایی، اسلامیگرایی باید به تعادل برسد. مذهبیون باید با کوروش و داریوش آشتی کنند و ملی گراها با ظرفیت شیعهگری. دوگانه چهارشنبه سوری و عقاید مذهبی باید به تعادل و آشتی برسند.
ناترازی در سنتهای کهن ایرانی همچون سیزده بدر و عید نوروز و … با اعیاد مذهبی موجب چالشهای اجتماعی بزرگی شده است و دوگانههای کاذبی را شکل داده است. صفبندی و دوپارهسازی مناسبتهای ملی با مناسبتهای مذهبی مهمترین عامل واگرایی و گسست اجتماعی تلقی میشود. ایرانیت و اسلامیت به شهادت تاریخ هیچگاه با هم در جدال نبوده، اما روایت متحجرانه از اسلامیت با ایرانیت قابل جمع نبوده، آنچنان که روایت بر ساخته از ایرانیت که تهی از مختصات واقعی است در متن خود عنصر اسلام ستیزی را دارد. علیایحال در آستانه بهار هستیم. بهار فصل تعادل طبیعت است و ناترازیها با بهار به تعادل میرسند. امیدوارم مسئولان کشور با درک بحران ناترازیها تمام تلاش خود را حول تعادل بخشی (چه در حوزه اقتصاد و مسائل زیربنایی و چه در حوزه رفتاری) متمرکز نمایند و جلوی عمیقتر شدن شکافهای ناشی از ناترازیها را بگیرند.
خطر واگذاری سرخابی بدون تعیین تکلیف حق پخش
مهدی حسن زاده طی یادداشتی در شماره امروز خراسان نوشت: در حالی که مصوبه هیئت وزیران برای واگذاری باشگاه پرسپولیس به صندوقهای تامین اجتماعی و بازنشستگی کشوری و احتمال واگذاری استقلال به هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس، حرف و حدیثهای فراوانی در پی داشت با این حال اظهارات چند روز قبل سخنگوی دولت و وزیر ورزش نشان میدهد که قرار است واگذاری سرخابی به صندوقهای بازنشستگی و هلدینگ خلیج فارس منتفی شود و دو بانک غیردولتی خریدار سرخابی شوند.
اگر خصوصی سازی را یک ابزار برای اداره کارآمدتر بنگاههای اقتصادی بدانیم این سوال مطرح میشود که چگونه میتوان یک شرکت دولتی را واگذار کرد که کارآمدتر اداره شود. در حقیقت سوال این است که چه چیزی را با چه هدفی، به چه صورتی و به چه کسی واگذار میکنیم. در این جا پاسخ به پرسش «چه چیزی» روشن است و معلوم است که باشگاههای پرسپولیس و استقلال با داراییهای مشخص از جمله محبوبیتی که باید به طور دقیق به عنوان سرمایه معنوی و اعتبار نشان تجاری این باشگاهها محسوب شود، واگذار میشود. با این حال پرسشهای «چه هدفی»، «به چه صورتی» و «به چه کسی» پرسشهایی است که پاسخ به آنها سخت است. هم خریدار سرخابی مهم است و هم شکل واگذاری آن به خریدار و هم هدف از واگذاری.
در شرایطی که بخشی از سهام این دو باشگاه در بورس به عموم مردم (طرفداران دو تیم) عرضه شده است، واگذاری اکثر سهام باقی مانده به یک خریدار حقوقی خاص با برداشت عامه درباره مالکیت این دو باشگاه و احساس هواداران در این باره مغایرت دارد. در حقیقت این دو باشگاه هوادارانی دارد که خودشان را مالک باشگاه میدانند و به معنای واقعی کلمه به آن عشق میورزند. آن چه که عملا باعث پیشرفت این دو باشگاه در طول تاریخ شده است همین هوادارانی بودند که حتی در روزهای سخت نیز تیمهای محبوبشان را تنها نگذاشتند؛ لذا اگرچه منطق مدیریتی و اقتصادی ایجاب میکند که خریدار حقوقی خاصی بخشی از سهام این دو باشگاه را در اختیار داشته باشد، اما نباید مالکیت اصلی این دو باشگاه از دست مردم خارج شود. به ویژه این که تصمیمات مدیران خریدار حقوقی میتواند با احساسات و گرایشهای طیف میلیونی هواداران این دو باشگاه مغایرت داشته باشد و در چنین حالتی حتی امکان مدیریت باشگاه برای خود خریدار حقوقی نیز فراهم نخواهد بود.
اگر هدف از این واگذاری را اداره بهتر باشگاههای مذکور بدانیم باید در نظر داشته باشیم که برای دو باشگاه زیان ده و هزینه زا با انبوهی از حاشیههای خبری، منطق اقتصادی برای واگذاری وجود ندارد. در حقیقت مسئله اصلی پیش روی واگذاری سرخابی این است که برای باشگاه داری فوتبال در ایران قاعده و قانونی که بتواند منافع اقتصادی سرشار این بخش را به خود فوتبال و توسعه آن بازگرداند وجود ندارد. مهمترین منبع درآمدی باشگاهها که حق پخش تلویزیونی است سالها بدون تعیین تکلیف باقی مانده است و تا زمانی که حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی و فوتبال دارای قانونی جامع و برخوردار از ضمانت اجرا نباشد، واگذاری سرخابی با وجود میلیونها هوادار و درآمد سرشاری که از این راه به دست میآید، واگذاری شرکتی زیان ده و هزینه زاست که منطق اقتصادی ندارد؛ لذا به نظر میرسد قبل از این همه تلاش و پیگیری برای واگذاری بدون ضابطه و شلخته سرخابی که هر روز با تایید و تکذیب درباره خریدار آن همراه است، باید به سراغ بستر ماجرا و خصوصی سازی واقعی فوتبال از طریق واگذاری مهمترین منبع درآمدی آن به باشگاهها یعنی حق پخش تلویزیونی رفت و پس از تعیین تکلیف آن به دنبال واگذاری بخشی دیگر از سهام باشگاه به هواداران و پیش کسوتان و واگذاری بخشی دیگر به خریداران حقوقی رفت وگرنه هرگونه واگذاری شتابزده و بدون منطق باشگاههای پرسپولیس و استقلال با توجه به هواداران میلیونی عاشق این دو باشگاه تبعات اجتماعی سنگینی در پی خواهد داشت.
101



















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
افزایش درآمد با چاپ پول یعنی افزایش تورم
جالبه نظرات خاص منتشر می گردد!!
کشورگرفتار فساد اداری و بی مدیریتی است.
با این فرمون جز فروپاشی در همه زمینه ها هیچ آینده ای برای ایران متصور نیست. همه ی تپه ها فتح شده اند
چرا افزایش دستمزد کمتر از تورم توجیه ندارد؟ دولت با این کار جیب کارگر و کارمندش را خیلی راحت می زند و اب هم از آب تکان نمی خورد درامدهای دولت با تورم هیچ کاهش پیدا نمی کند و درامدهای ارزی هم که چنین برابر افزایش پیدا می کنند و به کارگر و کارمند با کلی اما و اگر و پلکانی و ...نهایت 20 درصد افزایش (حقوق پایه ) می دهیم و می گوییم 20 درصد حقوق را افزایش دادیم باور کنید نود درصد اصلا نمی توانند حساب کنند و ببینند همین 20 درصد را هم افزایش دادیم یا نه
خوب اگر این کار را نکنیم فردا از کجا بیاریم به یکی از عزیزان مثل چای دبش بودجه سالانه یک مملکت را بخورانیم؟
با احترام
"بدون توافق با آمریکا و رفع تحریم ها هیچگاه به تعادل اقتصادی نمی رسیم"
مصر و پاکستان اگر منابع ایران را داشتند حتما وضعیت خیلی خوبی داشتند
۱۲:۱۲
توافق با آمریکا شرط الزامی هست ولی کافی نیست
در مرحله بعد باید با فساد سیستماتیک و رانت و اختلاس و ربای بانکی مقابله کرد
پس باید خیل کشورهای نوکر آمریکا الان تو ناز و نعمت باشند مثلا مصر و پاکستان اینطوره؟
در همه جای دنیا افزایش حقوق برابر با میزان تورم است اما در ایران نه
همین آمریکا نیست
عزیزم قیمت نقطه تلاقی عرضه یک کالا یا خدمات با میزان تقاضا بر ای آن است و برای بهبود معیشت باید میزان عرضه زیاد شود نه قدرت تقاضا. مردم در کشوری پولدار میشوند که رشد اقتصادی آن بیشتر از تورم باشد مانند چین وقتی کالایی وجود ندارد مردم با پول بیشتر قرار است چه چیزی را بخرند؟تو را خدا بفهمید اقتصاد علم ریاضیات است نه سرزمین ارزوها
کره شمالی و روسیه هم نه
نا ترازی در هر چیزی قابل تحمل است ولی ناترازی در تامین دارو قابل جبران نیست چند هفته است که برای واکسن گارداسیل به 190 و هلال احمر و ... مراجعه می کنم می گویند نیست نیامده و وقتی هم می اید برای افراد خاص می باشدو شما بهتر است از بازار آزاد تهیه کنید
باشگاه ها مخارج خود را از منابع دولتی دریافت می کنند، صدا و سیما هم مخارج خود را از منابع دولتی دریافت می کند و برای تماشاگران مجانی پخش می کند. با این حساب چرا باید به باشگاه ها حق پخش بدهد؟
بخاطر درآمد حاصل از تبلیغات
تعادل ؟!!!
هرگز .
ایران ؛ کشور نامتعادل ناتراز
با این فرمون
این کشور هرگز به تعادل نخواهد رسید
ما هیچگاه به تعادل نخواهیم رسید در هیچ حوزه ای .اقتصادی فرهنگی سیاسی اجتماعی
افزایش حقوق ۲۰٪
تورم ۸۵ ٪
مملکتداری هردنبیل
۶۰ > ۴۰
40 با احتساب
۲۵ درصد باطله
هرگونه همکاری نماینده کارگران با نمایندگان دولت در تعیین دستمزد در حد کمتر از تورم خیانت به میلیونها کارگر و خانواده آنهاست . این تورم وحشتناک به هیچ عنوان قابل تحمل نیست .
با سلام
بدبخت کارگران این مملکت که باخانواده حدود15میلیون نفر میشوند ولی هیچ حامی واقعی در بین مسئولین ندارند که هیچ،دولت سیزدهم هم سعی در نادیده گرفتن حقوق برحق آنها دارد.کجا رفت شعارهای حمایت از تولید وکارگر.
وای بحال شما
پزشکان که یک جمعیتی 200-300 هزار نفری رو تشکیل میدن چون لابی پول و قدرت دارن هر سال بیش از تورم هزینه هارو زیاد میکنن. مثلا سال آینده قراره خدمات پزشکی 46 درصد افزایش پیدا کنه
یک دندان پزشک امسال بابت یک معالجه ریشه و پر کردن که سرجمع حدود 1 ساعت وقت میگیره 4 میلیون دستمزد میگرفته سال بعد میشه 6 میلیون
ولی کارگران چون قشر ضعیف هستن هیچ کس بهشون اهمیت نمیده و هر سال از تورم عقب میمونن
در تکمیل مقاله روزنامه جمهوری اسلامی عرض می کنم اساس هر نوع پیشرفتی منوط به آزادیهای معقول و گسترده برای تمام اقشار جامعه است به انتخابات این دوره توجه کنید چه کسانی و با چه پیشینه ای وارد مجلس شدند . از این مجلس انتظار تلاش برای پیشرفت دارید ؟. تعمیم بدهید به کلیه ساختار ها .
با این سیاست خارجی به هیج جا نمیرسیم روز به روز بدتر از دیروز
دولت رییسی چنانچه حداقل حقوق بازنشستگان و کارگران را کمتر از ۱۵ میلیون تومان تعیین و ابلاغ و اجرا کنند
قطعا تعداد جمعیت زیر خط فقر مطلق را که فعلا به ۵۰ درصد رسیده است را به بالاتر از ۶۰ و حتی ۷۰ درصد خواهند رساند
لازم به ذکر است که خط معیشت امسال حداقل بالای ۳۵ میلیون میباشد
فقر مطلق!!!
حتی نمیدانی قدرت خرید نسبت به سال قبل تفاوت آنچنانی نکرده در اسفند
من با ماهی 15 میلیون حقوق دهک 8 قرار دارم. از نظر اینا حقوق 15 میلیون یعنی 70 درصد بالای کشور!
واقعا اینقدر بدبخت شدیم که 15 میلیون میشه دهک 8؟
جناب رییسی در سال ۱۴۰۰ با دادن دستوری !!!؟؟؟
از دولتش خواست تا تعداد فقر مطلق که ۳۰ درصد جمعیت بود را ریشه کن کنند !!!
متاسفانه ۱۴۰۱ این تعداد به ۴۰ درصد رسید ند و ۱۴۰۲ طبق امار فرشاد مومنی ۵۰ درصد مردم شامل خط فقر مطلق کشانده شده اند
لطفا جناب رییسی به جای دادن دستور از نخبگان واقعی مجرب و کارآزموده کمک بخواهند تا این افزایش تعداد فقرا را حداقل ثابت نگهدارند !!!!؟؟؟
از اسمش مشخصه دیگه. سید محرومان
میخواد کل ملت رو محروم کنه که بشه سید همه مردم ایران
ظاهرا قرار است با امریکا به توافق برسیم . زمینه باید اماده شود
این جماعتی که الان سر کار هستن توان توافق با ملت خودشون رو هم ندارن چ برسه به آمریکا
کم لطفی به شهروندان درمخابرات یه اوج خودرسیده که اگربهردلیلی نتوانیدهزینه مکالمه یکماه راسروقت تصفیه کنید اول تهدید میکند وبلافاصله قطع میکند چیزی که سنت انسانی واخلاقی مانبوده
تلفن ما به علت اختلال خط این ماه قطع شد. بیش از 20 بار با خرابی تلفن تماس گرفتم و حدود 10 روز خط قطع بود و پیگیری نمیکردن
ولی 1 روز دیرتز قبض رو بدی خط رو قطع میکنن
جالب اینجاست که هزینه ثابت 18 تومنی روی خطا گذاشتن و برای من که یک سوم ماه خطم قطع بوده هم باید این هزینه رو کامل بدم
۳ خط تلفن ثابت من قطع تست .
فدتی سرم
موبایل دارم
خط من رو جمع کنن
هرگز پول زور به اینا نمیدهم .
ماهی ۲۰ هزار تومن حق اشتراک
میدونید چرا غربگداها تنها چیزی رو که در دنیا فساد میدونن اختلاسه؟ چون خودشون توان انجامش رو ندارن! اگه داشتن اختلاس هم مشکلی نبود!
خداروشکر اعتراف کردی که اختلاس کا غربگداها نیست و کار خودتون هست!
هر کسی که هستی جوری زندگی کن که وقتی مردی ، ملت شیرینی و شریت پخش نکنند.
سال بعد سال فاجعه ای خواهد بود از همه لحاظ
دقیقا و با وجود ترامپ
افزایش مزد کمتر از تورم هیچ توجیهی ندارد
تازه اگر دستمزدها به اندازه تورم هم افزایش یابد معنایش حفظ وضعیت فاجعه بار فعلی است.
«قول نرخ تورم بیست درصدی»
با طنز تلخ قضیه کاری نداریم که تورم بیست درصدی تازه به شکل آرزویی برای یک کشور دربیاید. قول اولیه همین دولت در مورد تورم تک رقمی هم هیچی. دوست دارم بدانم این قول هایی که در این چند دهه داده شده چه مقدارشان عملی شده است.
دریغ از یک خط خبر خوب
آیا در سال جدید به تعادل می رسیم؟ بله همچنانکه در سال اخیر در رشد تولید و مهار تورم موفق بودیم قطعا در سال جدید نیز به تعادل می رسیم
با دروغ گفتن و آمارسازی به تعادل میرسیم ولی باید تو سفره ملت دنبال واقعیت گشت
خخخخخخخخخخ
من موندم روزنامه جمهوری دنبال چی هستش. اگر مسئولین گوششنوا داشتند و حرف مردم مهم بود براشون، کشور به این وضع نمیرسید و سفره مردم خالی نمیموند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.