حذف تخصص و تشدید بیاخلاقی
محمود سریعالقلم *

چه میشود، هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه بر مصدر کار و سمتی قرار میگیرد؟
حتی با یک نگاه عمومی، میتوان پیامدهای زیر را تصور کرد:
۱ ـ وارونه نشان دادن واقعیتها
۲ ـ نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی
۳ ـ به هدر رفتن منابع و سرمایه
۴ ـ بهرهبرداری ماهرانه از سنت و صنعت چاپلوسی برای حفظ سمت
۵ ـ سقوط کارآمدی در کار و مجموعه سازمانی
۶ ـ به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب در مجموعه سازمانی
۷ ـ جایگزینی تبلیغات و هیاهو با مدیریت عقلانیت
۸ ـ بهکارگیری زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
۹ ـ خلاقیت مخرب برای تداوم مدیریت
۱۰ ـ لذت پنهان شده از امکانات مالی و غیرمالی گسترده
از آنجا که بشر هر فکر و هر کاری را میتواند هنرمندانه و حتی معقول توجیه کند، اجرا و پیامدهای دهگانه نامبرده، به راحتی قابل تصور است. معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند ـ تبلیغ نمیکنند، چون نیازی به این کار ندارند.
اتومبیل پیکان را با بنز مقایسه کنید. شرکت و کارخانه بنز، معمولا فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآورده خود ندارد.
این در حالی است که اتومبیل پیکان تا آخرین روزهای عمر خود، همیشه در حال دفاع کردن و اثبات خود بود تا شاید مورد توجه قرار گیرد. پس از گذشت نیم قرن از فعالیت صنعتی و اقتصادی عالینسبها و خسروشاهیها، هنوز در محافل تخصصی از بلنداندیشی و مهارت این کارآفرینان تمجید میشود.
در گذشته وقتی شخصی به سمت ریاست دانشگاه یا دانشکده یا بانک و مؤسسهای انتصاب میشد، همه از دقت و شایستگی سخن میگفتند؛ اما عموما هماکنون از انتصابها شگفتزده نمیشوند، بلکه شوکه میشوند.
در سال ۲۰۱۱، تولید ناخالص داخلی برزیل (۲۴۹۳ میلیارد دلار) از تولید ناخالص داخلی انگلستان (۲۴۱۸) فراتر رفت و برزیل معرف کشوری مانند اقیانوس آرام شد که با فکر و تلاش و کارآمدی، همچنان در جهان اعتبار و احترام به دست میآورد و نیازی به تبلیغ خود ندارد.
این در حالی است که وزارت خارجه یک کشور دیگر، مجبور است در هفته چندین بار اظهار کند که این کشور، یک قدرت منطقهای است تا احیانا کسی این واقعیت را فراموش نکند. اعتماد به نفس، شأن میآورد، زیرا کار و تولید و خلاقیت، خود تبلیغ است و نیازی به بیان آن نیست.
از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما تصادفی و عموما نه بر پایه شایستگی بلکه به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند، مرتب در حال تبلیغ و تحقق امور کوتاهمدت هستند که جنبه نمایشی و ظاهری آن بیشتر باشد.
یکی از توهمات مخرب در کشور ما، فکر سپردن امور به افراد کم سن و سال است که نه تجربه دارند و نه هنوز دانش آنان محک خورده است. وقتی جوانی سمتی پنجاه برابر دانش و تجربه خود در اختیار میگیرد، غرایز او به طور طبیعی او را مجبور میکند تا برای نگهداشت سمت، از هر آنچه در مخزن حیلههای بشری است، بهره گیرد؛ این مخزن حیله، از ظاهر گرفته تا جملات و رفتار را شامل میشود.
در علم سیاست گفته میشود، انسانها عمدتا محصول ساختارها هستند و رفتار آنها پیرو مقتضیات و قواعد ساختارهایی است که در آن زندگی میکنند. وقتی ساختاری، اولویت را به کمتجربه و کمدانش میدهد، به طور طبیعی باید در انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه و کوتاهمدت، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی که بلکه دهها سال بعد معلوم شود، باشد. نخستین کار غیراخلاقی که صورت میپذیرد، گماردن افراد کمصلاحیت و بدون صلاحیت در بالای امور است؛ چه نهادی که سمت را میدهد و چه فردی که بدون صلاحیت، مسئولیت میپذیرد، هر دو کار غیراخلاقی میکنند.
مرز بین غیراخلاقی و غیرعقلانی بسیار ظریف است. کاری بیرون از قواعد و اصول چه در رانندگی و چه در وزارت و مدیریت، خلاف اخلاق و عقل است. پرتاب زباله از اتومبیل و انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود، دو کتاب نخوانده، هر دو کاری غیرمسئولانه و خلاف اخلاق هستند، چون به جامعه، حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. هر چند ممکن است سخن بعدی، برخی از خوانندگان محترم را ناخرسند کند، به عنوان یک واقعیت میتوان گفت که اخلاق در سوابق تاریخی ما، پرونده درخشانی ندارد و ضعف اخلاقی در شرایط کنونی، تنها تشدید شده است؛ به رغم آنکه یکی از فلاسفه بزرگ ایران بر این باور است که از مراکش تا اندونزی، هیچ ملتی به اندازه ایرانیان پیرامون اسلام و معرفت دینی تحقیق نکرده و متون تولید نکرده است.
ریشه اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن تخصص و اصالت فردی و خانوادگی و در نتیجه رشد تصاعدی پوپولیسم است. رشد قارچوار افرادی که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند، باعث شده تا کیفیت تصمیمگیری و پیشبرد امور کشور تنزل کند. نکتهای جامعهشناسانه در رابطه با نسل جدید علمی و اجرایی کشور وجود دارد و آن اینکه این نسل تحصیلکرده درون کشور در سه دهه گذشته است و قاعدتا با توجه به حجم متون جدید و متفاوت بودن با نسلی که در گذشته و بعضا در خارج از کشور تحصیل و تجربه کسب کرده است، باید اخلاقیتر و معتقدتر باشد. اما شواهد فراوانی در نهادهای اجرایی و دستگاه جدید دانشگاهی معرف این واقعیت است که نسل جدید بدون آنکه بخواهد، مراتب را بگذراند و پشتوانههای فراوانی را جمع کند، با سرعت زمانی و تراکم کاری ناکارآمد، ره صد ساله را میخواهد یک شبه پشت سر گذارد.
جالب اینکه در گذشته، صنعتگر، تاجر، مدیر، استاد دانشگاه، وزیر، نویسنده و خبرنگار از اینکه دیگران نسبت به او چه تصویری دارند، حساس بود و تلاش میکرد احترام و اعتبار خود را نگه دارد.
امروز تصویر، احترام و اعتبار به واسطه رواج پوپولیسم و «جهانبینی استفاده حداکثری از مدت زمانی حداقلی» از اعتبار افتاده است. در گذشته در کنار تحصیلات دانشگاهی، شخص شخصیت هم پیدا میکرد. هم اکنون عمدتا دانشگاه به یک نهاد انتقال مواد خام کهنه تبدیل شده است. بخشی از علیت این وضعیت نسل جدید، نبود ارتباطات بینالمللی برای محک خوردن از یک طرف و اولویت پیدا کردن مواضع سیاسی بر تخصص از طرف دیگر است.
تخصص پیدا کردن، دستکم نتیجه بیست سال زحمت است، ولی پنهان ماندن و در پیش گرفتن مواضع سیاسی مورد وثوق برای دستیابی به امکانات و سمتها، چندان انرژی نمیخواهد.
یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسنده زبده، یک صنعتگر موفق و یک سیاستمدار هوشمند، نیازمند چاپلوسی، هیاهو، تبلیغ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا آنکه استوار و پایدار باقی بماند. این در حالی است که فرد ضعیف و بدون پشتوانه، همواره باید نمایش دهد تا مورد توجه قرار گیرد.
برای نمونه، ساعت رولکس نیازی به تبلیغ و نمایش ندارد، چون کیفیت آن، اعتماد و احترام میآورد. ساعت رولکس قائم به خود است و نیازی به تخریب ساعتهای مهم دیگر ندارد اما تا زمانی که پیکان تخریب نشود، فلان خودرو داخلی اهمیت پیدا نمیکند.
رابطه میان انسانها هم به این صورت است و به همین دلیل جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهای است که در آن باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت، اصول و اعتقادات و آداب و اخلاق را رعایت کنند و برای دیگران الگو باشند. معمولا سالها بلکه دههها میگذرد تا سجایای اخلاقی، افق بینش و عملکردهای ماندنی انسانهای بزرگ شناخته شود؛ گویا نسلهای کنونی حتی پیش از دوره میانسالیشان، همه نقیصههای خود را نمایان کنند.
*استاد دانشگاه شهید بهشتی
منبع: دنیای اقتصاد
حتی با یک نگاه عمومی، میتوان پیامدهای زیر را تصور کرد:
۱ ـ وارونه نشان دادن واقعیتها
۲ ـ نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی
۳ ـ به هدر رفتن منابع و سرمایه
۴ ـ بهرهبرداری ماهرانه از سنت و صنعت چاپلوسی برای حفظ سمت
۵ ـ سقوط کارآمدی در کار و مجموعه سازمانی
۶ ـ به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب در مجموعه سازمانی
۷ ـ جایگزینی تبلیغات و هیاهو با مدیریت عقلانیت
۸ ـ بهکارگیری زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
۹ ـ خلاقیت مخرب برای تداوم مدیریت
۱۰ ـ لذت پنهان شده از امکانات مالی و غیرمالی گسترده
از آنجا که بشر هر فکر و هر کاری را میتواند هنرمندانه و حتی معقول توجیه کند، اجرا و پیامدهای دهگانه نامبرده، به راحتی قابل تصور است. معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند ـ تبلیغ نمیکنند، چون نیازی به این کار ندارند.
اتومبیل پیکان را با بنز مقایسه کنید. شرکت و کارخانه بنز، معمولا فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآورده خود ندارد.
این در حالی است که اتومبیل پیکان تا آخرین روزهای عمر خود، همیشه در حال دفاع کردن و اثبات خود بود تا شاید مورد توجه قرار گیرد. پس از گذشت نیم قرن از فعالیت صنعتی و اقتصادی عالینسبها و خسروشاهیها، هنوز در محافل تخصصی از بلنداندیشی و مهارت این کارآفرینان تمجید میشود.
در گذشته وقتی شخصی به سمت ریاست دانشگاه یا دانشکده یا بانک و مؤسسهای انتصاب میشد، همه از دقت و شایستگی سخن میگفتند؛ اما عموما هماکنون از انتصابها شگفتزده نمیشوند، بلکه شوکه میشوند.
در سال ۲۰۱۱، تولید ناخالص داخلی برزیل (۲۴۹۳ میلیارد دلار) از تولید ناخالص داخلی انگلستان (۲۴۱۸) فراتر رفت و برزیل معرف کشوری مانند اقیانوس آرام شد که با فکر و تلاش و کارآمدی، همچنان در جهان اعتبار و احترام به دست میآورد و نیازی به تبلیغ خود ندارد.
این در حالی است که وزارت خارجه یک کشور دیگر، مجبور است در هفته چندین بار اظهار کند که این کشور، یک قدرت منطقهای است تا احیانا کسی این واقعیت را فراموش نکند. اعتماد به نفس، شأن میآورد، زیرا کار و تولید و خلاقیت، خود تبلیغ است و نیازی به بیان آن نیست.
از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما تصادفی و عموما نه بر پایه شایستگی بلکه به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند، مرتب در حال تبلیغ و تحقق امور کوتاهمدت هستند که جنبه نمایشی و ظاهری آن بیشتر باشد.
یکی از توهمات مخرب در کشور ما، فکر سپردن امور به افراد کم سن و سال است که نه تجربه دارند و نه هنوز دانش آنان محک خورده است. وقتی جوانی سمتی پنجاه برابر دانش و تجربه خود در اختیار میگیرد، غرایز او به طور طبیعی او را مجبور میکند تا برای نگهداشت سمت، از هر آنچه در مخزن حیلههای بشری است، بهره گیرد؛ این مخزن حیله، از ظاهر گرفته تا جملات و رفتار را شامل میشود.
در علم سیاست گفته میشود، انسانها عمدتا محصول ساختارها هستند و رفتار آنها پیرو مقتضیات و قواعد ساختارهایی است که در آن زندگی میکنند. وقتی ساختاری، اولویت را به کمتجربه و کمدانش میدهد، به طور طبیعی باید در انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه و کوتاهمدت، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی که بلکه دهها سال بعد معلوم شود، باشد. نخستین کار غیراخلاقی که صورت میپذیرد، گماردن افراد کمصلاحیت و بدون صلاحیت در بالای امور است؛ چه نهادی که سمت را میدهد و چه فردی که بدون صلاحیت، مسئولیت میپذیرد، هر دو کار غیراخلاقی میکنند.
مرز بین غیراخلاقی و غیرعقلانی بسیار ظریف است. کاری بیرون از قواعد و اصول چه در رانندگی و چه در وزارت و مدیریت، خلاف اخلاق و عقل است. پرتاب زباله از اتومبیل و انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود، دو کتاب نخوانده، هر دو کاری غیرمسئولانه و خلاف اخلاق هستند، چون به جامعه، حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. هر چند ممکن است سخن بعدی، برخی از خوانندگان محترم را ناخرسند کند، به عنوان یک واقعیت میتوان گفت که اخلاق در سوابق تاریخی ما، پرونده درخشانی ندارد و ضعف اخلاقی در شرایط کنونی، تنها تشدید شده است؛ به رغم آنکه یکی از فلاسفه بزرگ ایران بر این باور است که از مراکش تا اندونزی، هیچ ملتی به اندازه ایرانیان پیرامون اسلام و معرفت دینی تحقیق نکرده و متون تولید نکرده است.
ریشه اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن تخصص و اصالت فردی و خانوادگی و در نتیجه رشد تصاعدی پوپولیسم است. رشد قارچوار افرادی که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند، باعث شده تا کیفیت تصمیمگیری و پیشبرد امور کشور تنزل کند. نکتهای جامعهشناسانه در رابطه با نسل جدید علمی و اجرایی کشور وجود دارد و آن اینکه این نسل تحصیلکرده درون کشور در سه دهه گذشته است و قاعدتا با توجه به حجم متون جدید و متفاوت بودن با نسلی که در گذشته و بعضا در خارج از کشور تحصیل و تجربه کسب کرده است، باید اخلاقیتر و معتقدتر باشد. اما شواهد فراوانی در نهادهای اجرایی و دستگاه جدید دانشگاهی معرف این واقعیت است که نسل جدید بدون آنکه بخواهد، مراتب را بگذراند و پشتوانههای فراوانی را جمع کند، با سرعت زمانی و تراکم کاری ناکارآمد، ره صد ساله را میخواهد یک شبه پشت سر گذارد.
جالب اینکه در گذشته، صنعتگر، تاجر، مدیر، استاد دانشگاه، وزیر، نویسنده و خبرنگار از اینکه دیگران نسبت به او چه تصویری دارند، حساس بود و تلاش میکرد احترام و اعتبار خود را نگه دارد.
امروز تصویر، احترام و اعتبار به واسطه رواج پوپولیسم و «جهانبینی استفاده حداکثری از مدت زمانی حداقلی» از اعتبار افتاده است. در گذشته در کنار تحصیلات دانشگاهی، شخص شخصیت هم پیدا میکرد. هم اکنون عمدتا دانشگاه به یک نهاد انتقال مواد خام کهنه تبدیل شده است. بخشی از علیت این وضعیت نسل جدید، نبود ارتباطات بینالمللی برای محک خوردن از یک طرف و اولویت پیدا کردن مواضع سیاسی بر تخصص از طرف دیگر است.
تخصص پیدا کردن، دستکم نتیجه بیست سال زحمت است، ولی پنهان ماندن و در پیش گرفتن مواضع سیاسی مورد وثوق برای دستیابی به امکانات و سمتها، چندان انرژی نمیخواهد.
یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسنده زبده، یک صنعتگر موفق و یک سیاستمدار هوشمند، نیازمند چاپلوسی، هیاهو، تبلیغ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا آنکه استوار و پایدار باقی بماند. این در حالی است که فرد ضعیف و بدون پشتوانه، همواره باید نمایش دهد تا مورد توجه قرار گیرد.
برای نمونه، ساعت رولکس نیازی به تبلیغ و نمایش ندارد، چون کیفیت آن، اعتماد و احترام میآورد. ساعت رولکس قائم به خود است و نیازی به تخریب ساعتهای مهم دیگر ندارد اما تا زمانی که پیکان تخریب نشود، فلان خودرو داخلی اهمیت پیدا نمیکند.
رابطه میان انسانها هم به این صورت است و به همین دلیل جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهای است که در آن باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت، اصول و اعتقادات و آداب و اخلاق را رعایت کنند و برای دیگران الگو باشند. معمولا سالها بلکه دههها میگذرد تا سجایای اخلاقی، افق بینش و عملکردهای ماندنی انسانهای بزرگ شناخته شود؛ گویا نسلهای کنونی حتی پیش از دوره میانسالیشان، همه نقیصههای خود را نمایان کنند.
*استاد دانشگاه شهید بهشتی
منبع: دنیای اقتصاد
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای دانشکده اقتصاد دانشگاه فقط می خواستی یه نظر داده باشی.خیلی تنگ نظری.این هم مقاله نبود.شرایط نوشتن مقاله چیز دیگریست.یک تحلیل بر واقعیت جامعه بود.
از مطالب عنوان شده و ... همیشگی آن استاد سریع العمل لذت بردم.
خداییش نظرات از متن نوشته شده این نویسنده زیادتر شد. خوبه یه میزگرد گذاشته بشه آقایون اساتید توش به ارائه نظرات اندیشمندانه ب÷ردازند.
{{کنار گذاشتن تخصص و اصالت فردی و خانوادگی}}
تمام مواضع نویسنده قابل توجه و توجیه است اما بنده مقصود اصالت خانوادگی را متوجه نشدم، یعنی اگر کسی قرار است مسوولیتی را در جامعه ما بپذیرد میبایست از خانواده اشراف و بزرگان باشد؟
انصاف است که مقاله این مرد گرانبها رو به همه دوستان خود ایمیل کنید. ضمنا بفرستید به نمایندگاتان در مجلس و در دولت و به رییس جمهور و غیره, که مردم ایران صبور هستند ولی احمق نیستند.
استاد سریع القلم از اساتید بنام علوم سیاسی و از شاگردان جیمز روزنا بنیانگذار مکتب رفتارگرایی هستند. توصیه می کنم کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار ایشان را مطالعه بفرمایید.
این همه توجه واظهارنظرمثبت نسبت به نوشتههای استاد آدم راامیدوارمیکنه که علیرغم همه وهمه ی ضعفها وجهالتها ودین به دنیافروشیها وووووانسانهای آگاه ودردمند درجامعه زیادهستندونبایدازتغییرناامیدباشیم
واقعاً، اين سخنان بجاي استاد نشان دهنده يکي از دردها و مصيبت هاي جامعه امروز ماست.
اميدوارم، از چنين استادان متبحري در هر جايي استفاده شود.
با تشکر از تابناک به علت انتشار نوشته پرمغز استاد.
پیشنهاد میکنم کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار ایشان رو بخونید....هر چند آثار خوب دیگری هم دارند مثل عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران، روش تحقیق در علوم سیاسی و روابط بین الملل که نظم فکری خوبی ارائه میکنه و یک کتاب در مورد امام موسی صدر که البته نتونستم پیداش کنم.( ایران فقط باید به عقلانیت روی بیاره ولا غیر)
توصیه می کنم کتاب امام موسی صدر رو حتما بخونید، قبل از چاپ استاد دادن من خوندم فوق العاده بود، فوق العاده...
با سلام
اول؛ چون نویسنده استاد دانشگاه است و روش تحقیق و پژوهش نیز درس می دهند ذکر این نکته را لازم دیدیم:
پارگرافهای متن از یک انسجام و یکپارچگی، که از هر مقاله علمی انتظار می رود، برخوردار نبود و در بعضی جاها از این شاخه به آن شاخه پریدن بود.
دوم؛ خود موضوع تکرار مکررات بوده، زیرا همه از حوادث شرح داده شده اطلاع دارند.
سوم؛ با همه این اوصلف، خوب بود.
معركه است
احسنت برشما
چند روز قبل داشتم کتاب عقل و توسعه یافتتگی را از این استاد گرانقدر می خواندم، جدا انسان بعد از خواندن اینگونه آثار و مقایسه آن با واقعیتهای جاری کشور دچار مشکل و سردرگمی میشود. ای خدا آخر کسی نیست بداد این مملکت برسد! بلایی که ما بدست خود بر سر این مملکت می آوریم هیچ دشمنی نمی آورد. خدا وکلیلی در دوران هشت سال جنگ رضایت کلی بیشتر بود یا حالا!
با تشکر
خوب است که سایت تابناک مقالات بیشتری از این استاد گرانقدر بچاب برساند
با سلام و تشکر فرآوان از استاد عزیزم جناب آقای دکتر سریع القلم. به قول شاعر نهان گشت آیین فرزانگان /پراگنده شد نام دیوانگان.
خدا امواتت بیامرزد برای این مقاله زیبا
استاد جمشیدی راد و استاد فتاح دردانشگاههای تبریز حرفهای خوبی برای گفتن دارن مثل استاد سریع القلم ولی معمولا مسئولین از اینها غافلندوخیلی تحویل نمیگیرند.حتی خود دانشگاه هم .
من شاگرد دکتر سریع القلم بودم و اساتیدی که در دانشگاه تبریز هستند را هم میشناسم.علیرغم اینکه هم سریع القلم و هم دو استاد دیگر همشهری هستند ولی به نظر بنده مقایسه شان از لحاظ علمی اشتباه محض است.
خداییش نظرات از متن نوشته شده این نویسنده زیادتر شد. خوبه یه میزگرد گذاشته بشه آقایون اساتید توش به ارائه نظرات اندیشمندانه ب÷ردازند.
من فكر مي كنم تابناك داره خوب بيش ميره خسته نباشي تابناك.فراهم كردن فضاي نقادي يكي از ملازمات بيشرفته.
با سلام.از بیانات واقع بینانه و متخصصانه استاد سریع القلم،از اساتید برجسته علوم سیاسی در ایران،بسیار لذت بردم.باشد که مسئولین امر این نکات را در اعطای سمت به انسانها ذعایت نمایند.از مدیزیت سایت تابناک هم متشکرم و امیدوارم از مقالات و نظرات ایشان در سایت به طور مستمر استفاده شود.
انتظارازمسولین امر!!!!ای خوش خیال؟
عالی بود
خواهش ميكنم از همه دوستان كه كتاب "فرهنگ سياسي ايران" رو از ايشون بخونند.
آيينه اي تمام نما از ايراني امروز است. انتشارات فرزان روز منتشر كرده
اصولگرایانی که در 8 سال اخیر سکاندار کشور بوده اند پاسخ دهند
به کسانیکه ابهاماتی در مورد این مقاله دارند یا نقایص آنرا یادآور میشوند عرض کنم که اولا قرار نیست یک مقاله تمام مشکلات عالم را ذکر و یا حل کند اما خواندن کتابهای "عقلانیت " و اقتدارگرایی در عصر قاجار" نوشته دکتر سریع القلم رو به همگی توصیه میکنم.
مقاله نسبتا خوبی است ، اما نویسنده برای مقایسه به جمعیت برزیل اشاره نکرده است. چون برزیل از لحاظ سرانه درآمد و شاخص توسعه انسانی با ما در شرایط تقریبا یکسانی قرار دارد و از کشورهایی است که تقریبا در سی سال اخیر درجا زده است و اگر از انگلیس پیشی گرفته دلیل آن اقتصاد سوسیالیستی و دولت بزرگ در کشورهای اروپایی است که در آینده نزدیک شاهد سقوط بیشتر اروپا خواهیم بود.(در مجموع مثال مناسبی نبود.)
باتشکر از استاد وسایت پر باروارزشی تابناک .پیشنهاد میکنم در هر شهری کمیته ای تشکیل بشه وافرادی که حرف برای گفتن دارند وادم حسابی هستند خصوصا در دانشگاهها و...ولی اربابان زر وزوربه خاطر حفظ مقام وموقعیت خود انها را از صحنه حذف وبایکوت کرد ه اندوبی نام ونشان به درد خود وجامعه می سوزند ومی سازندوخیلی ها از جنس مردم هستند شناسایی کرده وفارغ از مسایلی که بر انها گذشته حرفهای انها گوش کنندودر حل مشکلات از انها استفاده کنند.واجازه ندهیم تعدادی با سو استفاده از نام حکومت ها ریشه اسلام را به خشکاند .متاسفانه از حکومت دکتر احمدی نزاد هم تعدادی بنام دوست سواستفاده کردند ومی کنند وهم تعدادی بنام رقیب ...راستی در انتخاب مسئولین شایستگی وتخصص نادیده گرفته میشه واین خیلی غذاب اوره برای مردم .تعدادی مادام العمر وخانوادگی در بعضی شهرها حکومت خانوادگی راه انداختند.
ظهور مجدد استاد سریع القلم در روزنامهها و انتشار کتب و آثار ایشان در جامعه نشان از آغازی میمون و مبارک دارد. خداوند ایشان را حفظ کند. جز با عقلانیت نمی توان به تعالی رسید
با تشکر از استاد، کاش وقتی هنوز دیر نشده بود تابناک چنین مقالاتی را درج می کرد نه زمانی که همه بزرگان از صحنه خارج شده اند.
وقتی که در جامعه ای جهل ونادانی بجای عقل وخرد حاکم شود بهتر از این دیگر نمی شودو از کوزه همان برون تراود که در اوست
وقتی مطلبی از طرف دیگران تایید میشود یعنی اینکه درد مشترکی وجود دارد که همه بر آن آگاهی دارند . بیاغن درد دیگر ارزشی ندارد حالا نوبت اندیشه درمان است .درمان هم روشن است .آزادی
اینها که گفتی بقال سر محله ما هم میدونه و تا حالا سالی 100برنامه کارشناسی پخش شده اما چه فایده ؟اصلا راه حل عملی نه خیال پردازی بنا به فرهنگ امروزی جامعه ما چیه؟
من نمیدونم چرا مخاطبان سایت شما ذوق زده شدند شاید کم سن سال هستند! آخه اینها نیازی به گفتن داره مثل اینکه بگیم مصرف زیاد بده ؟عزیزم راه حل بده ؟
100 برنامه کارشناسی کجا پخش شده؟ شما کجا تشریف دارید که بقال سرکوچه تان اینقدر باسواداست؟راه حل هم گفته شده شما نمی خواهید ببینید.
تو ی سازمان ما که در سراسر کشور در شهرهای کوچک وبزرگ وحتی روستاهای تازه شهر شده هم شعبه داره دقیقا افراد بیسواد بی تجربه وغیر دلسوز شدیدا به کار گرفته می شوند از رؤسای سطح استانی گرفته تا ... وفقط وفقط ظاهر آدما مثل سروریش ومحاسن وچاپلوسی شون ملاک نظر قرار میگیره وخدا شاهده این آدمای ظاهرالصلاح حتی پشیزی برای ارباب رجوع بیت المال وغیره ارزش قائل نیستند ولی خب چاپلوسیشون وشعار دادشون بیست بیسته لذا در هر شعبه ای یا رئیسند یا معاون ویا مسئول؟؟؟؟؟
مقاله جالب وبیانگر واقعیت ها بود بنده خودم مصداق بارز این مقاله را در شهرخودم (از شهرستان های تهران) مشاهده نموده ام که درسه سال گذشته ارشد ترین مقام شهر (فرماندار)راکه بایستی ازمیان افرادباتجربه انتخاب می شد ازبین افرادی انتخاب نمودند که به اندازه یک روزهم دروزارتخانه مربوطه سابقه کار نداشتند .ودرآخرین مورد آن فردی 28 ساله باتحصیلات کارشناسی مکانیک فقط به خاطر اینکه درانتخابات به نفع شخص خاصی فعالیت چشمگیر داشت را به این سمت گماردند که همانطوری که قابل پیش بینی بود ایشان یک سال هم درسمت خود دوام نیاوردند.
با سلام و تشکر، بی نهایت زیبا بود.
چه عجب تابی جونم....میبینم...که...ترکونی...
از سریع القلم مقاله میزاری.؟!!!...فردا فیلتری ها...
مرسی...بازم از این کارا بکن تابی جون...جون من آخرین بارت نباشه...نترس بابا..هه هه هه
انسانهاى متخصص و در عين حال فروتن نیاز جامعه ماست
انسانهاى متخصص و در عين حال فروتن نیاز جامعه ماست
این استادفوق العاده است وبیشتربااومصاحبه کنید.
با احترام به نظر منتقدین ، کسانی که از نزدیک استاد را می شناسند، نگرانی ها و عمق نظراتش را که هم در گفتار و هم در کردارش تجلی پیدا کرده بهتر درک می کنند
راه حل بسیار ساده است ایجاد یک جامعه باز چون در یک فضای باز سیاسی اجتماعی و اقتصادی افراد شایسته مجال رشد پیدا می کنند . و مشکل کمبود افراد شایسته نیست
حرفهای استاد درست هست من دانشجوی استاد دردهه هفتاد بودم.متاسفانه برخلاف نظر امام (ره)خیلی ها برای رسیدن به اهدافشان از هر وسیله ای استفاده می کنند ومردم را احمق فرض می کنند حتی اصول اولیه اسلامی را نادیده میگیرند.اگر پرونده شان را مطالعه کنید 20تا مسئولیت دارند برای مسئولیت های دیگر کاندیدا میشوندوخودشان بسیار زیرکانه مسئولیت شان رابزرگ نمایی ولیست میکنندودوباره حرص ولع شان را ناشیانه به نمایش میگذارند که مصداقهایش در انتخابات دیده شده است.دم از قانون گرایی میزنند ولی بر خلاف قانون قبل از باز نشستگی قانونی در جایی دیگر استخدام میشوند.فرزندانشان ووابستگان شان بااستفاده از رانتها در چندین پست وارد میکنند بنابرین با زد وبند پول زیادی میگیرند ومعنای واقعی مشکلات مردم را درک نمی کنند گویا از جنس مردم نیستند به هر دری میزنند تامدرکی جور کنند حالا درست یا غلط خودشان ووابستگانشان را ارتقابدهند حالا متناسب با رشته درسی ویانه اصلا مهم نیست چنان جنس شان را جور میکنند که هر کسی سر کار بیاید از همین ها استفاده میکند وانها همدیگر را دارند تا اخر .یعنی ما دچار یک الیگارشی خانوادگی شده ایم وتا کوته له ها حاکم اند جای برای بزرگان علم .فضیلیت نیست.ماباید همیشه خدا را درنظر بگیریم .من دوستان توصیه میکنم پیام مقام معظم رهبری خطاب به مجلس نهم را مطاله فرمایند.
درسال اول ریاست جمهوری دکتراحمدی نزاد که بی اندازه وغیرمتعارف مسئله سپردن مسئولیتها به جوانان وموضوع مشاوران جوان مطرح شد!! مقاله"مشاوران جوان؛از شعار تا شعور" را نوشتم وبه این نکته اشاره کردم که اساسا" مشاور نمی تواند جوان باشد وعنوان کارآموز برای جوان مناسب تراست.و طی سالهای گذشته دیدیم که چگونه بعضی ازهمین باصطلاح مشاوران جوان! با زدوبندهای سیاسی به چه مواهب دنیایی نرسیدند! و پست های سیاسی وبعضا" اقتصادی حساس کشوررا اشغال نکردند؟! و درپایان به این شعر حکیمانه شیخ اجل سعدی شیراز که جهاندیده وجهانگرد بود و آیین مملکت داری را با طبع شعر به نگارش درآورد اشاره کردم که {گرت مملکت بایدآراسته مده کار معظم به نو خواسته} با تشکر از جناب آقای دکترسریع القلم.
نمونه بارز این مقاله معاون کنسولی وزارت خارجه است که در رابطه با اعدام اتباع ایرانی در عربستان فرمایش می کنند رسانه ها فشار نیاورند!!!؟؟؟
بسیار لذت بردم
من آثار ایشان را زیاد خواندهام...صرف توصیف وضعیت موجود مشکلی را حل نمیکند...اشان با این درجه علمی بفرمایند چه باید کرد؟ و اگر در این شرایط ایشان سمتی داشتند هم همینطور نظر میدادند؟
یعنی جنابعالی با این نظرت خیلی مشکل حل کردی؟
پس شما آثار ایشون رو نخواندید یا بهتر بگم خواندید و متوجه نشدید! پیشنهادات بسیاری به ایشون شده ولی ایشون نپذیرفتند.
خواند مساوی فهمیدن نیست.
با تشکر از سایت تابناک. بعد از مدتها یک مفاله عالی وپرمحتوا ملاحظه شد.
با سپاس فراوان از استاد گرانقدر و دانشمند فرهیخته دکتر سریع القلم. متن تقدیمی حضرتعالی در ابتدای کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عصر قاجار که کتاب را به کودکان زیر ده سال ایران تقدیم کرده بودید بسیار شگفت آور و تکان دهنده بود به تمام خوانندگان و علاقه مندان پیشنهاد می کنم این متن را بخوانند.
آری استاد گرامی دل از ما دیگر بریده اند و حق هم دارند.
باسلام
وقتی اخبارمتوالی اختلاس را می شنویم همانند همه مردم آزرده خاطر می شوم وعوامل وزمینه های تشدیداختلاس وبی انضباطی مالی بصورت تکراری جلو چشمانم رژه می روند و وقتیکه این مختلسین سازمان می یابند وگروهی عمل می کنند رقم اختلاسها نجومی شده آثار وقدرت دفاعی وتخریب آنها ویرانگرگشته وحتی قضات قوی ومجرب نیز توان مقابله باحمله ودفاع چند جانبه آنها را ندارند تا چه برسد به یک ....... تنها و ناچیزی که بعد از مرگ سهراب آمده وبا دست خالی تازه بایستی به جنگ ناخواسته با گروهی که با پول بادآورده خودرا مجهز به انواع وسیله تخریب ودفاع نموده است
1-اگر همه وزرا ی محترم از پیشگاه نمایندگان به یک نحو وکیفیت رأی اعتماد می گیرند پس در مقام اعتماد ارجحیتی بهم ندارند وممکن است مأموریت آنها متفاوت باشدوهمه می دانیم که فلسفه وهدف ازتشکیل وزارتخانه های مختلف تقسیم وتخصصی شدن کارهابرای غلبه بر محدودیت قوای ذهنی بشر و سهولت آموزش کارکنان است .
2- آیا مفاد ماده هشت وماده ده قانون شرح وظایف استانداران وفرمانداران مصوب مورخ 28/7/1377شورایعالی اداری مغایر با اهداف تشکیل وزارتخانه ها نیست؟ آیا این قانون مثل VPN (شبکه اینترنت خصوصی مجازی ) عمل نمی کند؟ ایا این قانون خط بطلان کشیدن بر تخصص وتقسیم کار نیست؟
3- آشپز را دوتا نکنید چون کسی مسئولیت آش شور وبی نمک را گردن نمی گیرد لاجرم بایستی مسئولیت اختلاس درهر مجموعه اداری ، مدیر مستقیم آن مجموعه واداره بایستی پاسحگو باشداین کار 4 حسن دارد الف- مدیر هر مجموعه مشرفترین شخص به آن مجموعه است ب – بدلیل مدیر بودن توان بازدارندگی دارد ج –هر ننه قمری با مدرک آبکی جرأت تکیه بر مسند مدیریت ندارد – نتیجتا مدیران توانا قبول مسئولیت می نمایند
4-همچنین مسئولیت انتصاب مدیران پائین دستی، به مدیران بالادستی مجموعه سپرده شود تاسلسله مراتب اداری رعایت شودوهم معذوریتها کم شود.
5- اگر نیازی به واحد حراست باشد کارکنان حراست ازادارات کل حراست حقوق بگیرند وحق دریافت ریالی از سایر ادارات نداشته باشندواین کار ضمانت اجرایی قانونی داشته باشد.
5-مدیران با معیارهای صریح وروشن وقابل سنجش ارزشیابی شوند وگرنه کسیکه نیرویش را صرف یادگیری وارتقای تخصصش کرده تخصص زیرآب زدن و... ندارد.
6- مدیران معذوریتهای خودرا به مقام مافوق گزارش نمایند.
7-مطلب فوق جهت دارنیست وفقط تلاش شده معضلی مهم را ریشه یابی کند.
استاد بزرگوارم؛جناب آقای سریع القلم
با سلام
بسان همیشه کلام نافذ شما حکایت از عمق هوشمندی و فطانت شما کرد که امیدوارم این سطور فحوای ادراکی و عقلی برخی از تصمیم سازان ما را که به بهانه های واهی چهره های ناکارآمد عقب مانده عقلی را بر مسند ریاست های گوناگون می نشانند افاقه نماید و ....
اما نکته ای که به ذهن کوچکم خطور کرد که که جایش در متن مرقومه جنابعالی خالی بود این است که وقتی فعلی و فعالی عقلی و عاقلی نباشد،اخلاقی و اخلاق مدار هم نخواهد بود و وقتی فعلی و فاعلی اخلاقی نباشد،الهی نیست....این امر آتشی خواهد بود که هم دنیا و هم آخرت را به خاکستر بدل خواهد نمود....ارادتمند متوالی شما/
مقاله ایشان را در دنیای اقتصاد دیدم. خیلی ها این مشکل را متوجه شدند. اما ظاهرا این مشکل بالایی ها نیست.برای آنها بهتره که مدیر جوان تر، بی تجربه تر، حرف شنو تر، باشد و همیشه مدیون مافوق. اینجوری بقای خودش را در بقای مافوقش خواهد دید. همش شد بقایی.......
با تشكر از يادداشت دردمندانه استاد- اگر انسانها محصول ساختارها هستند پس چرا براي اصلاح ساختارها توصيه هاي اخلاقي به انسان ها مي كنيم!!!؟؟؟؟؟ آيا اين يك تناقض در استدلال نيست؟
انسانها محصول ساختار ها نیستند.(مولد ساختار ها هستند) اما ساختارها هم که توسط جامعه(اغلب مردم) ایجاد شد به نوبه خود به هر فرد تاثیر می گزارد. مثال ساده: وقتی اغلب مردم مهریه بالارو رسم کردند، و عمل کردند اونوقت دیگه کم کم افرادی هم که به مهریه کم اعتقاد دارند در عمل نمیتونن خیلی بهش پیابند باشن.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.