نگاه مادرانه به طرح جامع جمعیت
نفیسه آزاد، جامعهشناس، در مطلبی در روزنامه «شرق» می نویسد: صبح است. پسر چهارسالهام دور خانه میدود و بلندبلند شعر تازهای که یاد گرفته را میخواند. پرستار دوروز است که مریض شده. دیشب هم تلفنش را جواب نداده و من سعی میکنم برنامهریزی کنم که چطور باید بچه را ساعت سهونیم از مهدکودک بردارم. در را که باز میکنم تلفن زنگ میزند. مادرم است و میگوید امروز بهخاطر آلودگی هوا مهدکودکها تعطیل هستند. مجبورم به شرکت بروم چون لپتاپم آنجاست. از سر ناچاری به مهدکودک زنگ میزنم.
مدیر مهد نجاتم میدهد، با خنده میگوید: «من خودم یک زن شاغل هستم، وضعیت شما را درک میکنم، بچه را بیاورید ما چند ساعتی نگه میداریم، تا کسی را پیدا کنید.»
در راه رسیدن به محل کار، به «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» فکر میکنم، به اینکه این طرح چطور قرار است، من مادر را تشویق کند که بچههای بیشتری به دنیا بیاورم. آیا این طرح برای بچهها پیشبینی مهدکودکهای رایگان و دولتی کرده است؟ آیا برای برخورداری بچهها از سلامت و بهداشت رایگان تدبیری اندیشیده است؟ اگر بچههای بیشمار من هرکدام ماهی یکبار نیاز به دکتر و درمان برای مریضیهای مرسومی مثل آنفلوآنزا یا مسمومیت یا شکستن دست و پا و نظایر آن داشته باشند، هزینه آن با یک حساب سرانگشتی ممکن است حتی از نصف حداقل دستمزد نیز بالاتر برود.
سعی میکنم همینطور که در صف اتوبوس ایستادهام طرح را در ذهنم ورق بزنم و ببینم آیا دولت تعهدی برای خود در قبال فرزندان بهدنیاآمده در حوزههایی مثل آموزش، خدمات تفریحی، رفاهی و حتی هزینه لباس، شیر، میوه و... قایل است که میبینم خبری نیست. کانادا در سال 2012 بالاترین نرخ رشد جمعیت را در میان کشورهای صنعتی داشت. یکی از سیاستهای این کشور برای بالابردن جمعیت بالابردن نرخ رشد مهاجرت به داخل بوده است بهطوریکه در این سال حدود 250هزارنفر از طریق مهاجرت به جمعیت اضافه شدهاند.
از سوی دیگر درنظرگرفتن مهدکودکهای عمومی و رایگان در کنار مهدکودکهای خصوصی برای مادران شاغل یا مشغول به تحصیل، پرداخت ماهانه مبلغی برای نگهداری فرزندان به مادر (که به شکل تقریبی کفاف هزینه خوراک و پوشاک بچهها را میدهد)، سیستم سلامت و بهداشت فراگیر و رایگان، فراهمآوردن نظام فرزندخواندگی قانونی و بسیار محکم برای جلوگیری از سقطجنین بچههای ناخواسته از سیاستهایی بوده که دولت کانادا برای افزایش جمعیت خود در نظر گرفته است. اما آنچه «در طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» دیده میشود، دنبالکردن سیاست مادران بیاراده و بیحقوق با فرزندان بیشمار است بدون آنکه تعهدی جدی برای دولت جز دادن جایزههای خیالی در نظر گرفته باشد.
گامهای این افزایش جمعیت بهطور خلاصه اینگونه است،
گام اول؛ تغییر آموزش دختران در دورههای مقدماتی. دختران جوان از طریق تغییر محتوای درسی بهجای آنکه برای ایفای نقش اجتماعی آماده شوند برای حاملگی و زایمان و خانهداری آماده خواهند شد.
گام دوم؛ محدودیت جدی زنان برای تحصیل در رشتههای درآمدزا. در مرحله بعدی با اجراییکردن سیاستهای «بومیگزینی» و «سهمیهبندی جنسیتی» راه زنان برای تحرک اجتماعی و رسیدن به رشتههایی که درآمدزا هستند یا منزلت اجتماعی بالاتری را تضمین میکنند سد میشود. این کار درواقع به شکل غیرمستقیم امکان رسیدن به شغل را در آینده از زنان میگیرد.
گام سوم و نهایی؛ طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده.
اگر همه اینها کارگر نیفتاد و کار به مرحله استخدام رسید، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده وارد میشود و با اولویتبندی استخدامی مردان متاهل صاحب فرزند را در صدر قرار میدهد و زنان مجرد و حتی متاهل را در اولویتهای آخری قرار میدهد که عملا نوبتی به آنها نرسد. خب در این مقطع برای زن درسخوانده یا نخوانده بیکاری که لابد سرمایه و اعتباری هم ندارد که کاری راه بیندازد، فرزندآوری را تبدیل به پروژه کسب درآمدکردن، آخرین گام برای رسیدن به جمعیت 150میلیونی است.
فرزندانی که قرار است از طریق این برنامه به جمعیت ایران اضافه شوند باید با دستمزد یکی از والدین که حداقل مصوب و قانونی آن 530 هزارتومان در ماه است بزرگ شوند و مادرشان همزمان نقش حملکردن، زاییدن، مهدکودک، آموزشدهنده، پرستار و... را بازی کند. مادر این بچهها باید زندگیاش را بدون هیچ حمایتی صرف بزرگکردن بچههایی کند که امیدوار باشد آیندهای بهتر از او در انتظارشان است.
اتوبوس میرسد، هوای گرفته تهران و جمعیت زیادی که در اتوبوس بههمچسبیدهاند عملا نفسکشیدن را مشکل کرده است، بهسختی پیاده میشوم و سعی میکنم امیدوار باشم که حداقل قانونگذاران برای هوای قابلتنفس و حملونقل عمومی 150میلیوننفر نیز فکری کرده باشند.
مدیر مهد نجاتم میدهد، با خنده میگوید: «من خودم یک زن شاغل هستم، وضعیت شما را درک میکنم، بچه را بیاورید ما چند ساعتی نگه میداریم، تا کسی را پیدا کنید.»
در راه رسیدن به محل کار، به «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» فکر میکنم، به اینکه این طرح چطور قرار است، من مادر را تشویق کند که بچههای بیشتری به دنیا بیاورم. آیا این طرح برای بچهها پیشبینی مهدکودکهای رایگان و دولتی کرده است؟ آیا برای برخورداری بچهها از سلامت و بهداشت رایگان تدبیری اندیشیده است؟ اگر بچههای بیشمار من هرکدام ماهی یکبار نیاز به دکتر و درمان برای مریضیهای مرسومی مثل آنفلوآنزا یا مسمومیت یا شکستن دست و پا و نظایر آن داشته باشند، هزینه آن با یک حساب سرانگشتی ممکن است حتی از نصف حداقل دستمزد نیز بالاتر برود.
سعی میکنم همینطور که در صف اتوبوس ایستادهام طرح را در ذهنم ورق بزنم و ببینم آیا دولت تعهدی برای خود در قبال فرزندان بهدنیاآمده در حوزههایی مثل آموزش، خدمات تفریحی، رفاهی و حتی هزینه لباس، شیر، میوه و... قایل است که میبینم خبری نیست. کانادا در سال 2012 بالاترین نرخ رشد جمعیت را در میان کشورهای صنعتی داشت. یکی از سیاستهای این کشور برای بالابردن جمعیت بالابردن نرخ رشد مهاجرت به داخل بوده است بهطوریکه در این سال حدود 250هزارنفر از طریق مهاجرت به جمعیت اضافه شدهاند.
از سوی دیگر درنظرگرفتن مهدکودکهای عمومی و رایگان در کنار مهدکودکهای خصوصی برای مادران شاغل یا مشغول به تحصیل، پرداخت ماهانه مبلغی برای نگهداری فرزندان به مادر (که به شکل تقریبی کفاف هزینه خوراک و پوشاک بچهها را میدهد)، سیستم سلامت و بهداشت فراگیر و رایگان، فراهمآوردن نظام فرزندخواندگی قانونی و بسیار محکم برای جلوگیری از سقطجنین بچههای ناخواسته از سیاستهایی بوده که دولت کانادا برای افزایش جمعیت خود در نظر گرفته است. اما آنچه «در طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» دیده میشود، دنبالکردن سیاست مادران بیاراده و بیحقوق با فرزندان بیشمار است بدون آنکه تعهدی جدی برای دولت جز دادن جایزههای خیالی در نظر گرفته باشد.
گامهای این افزایش جمعیت بهطور خلاصه اینگونه است،
گام اول؛ تغییر آموزش دختران در دورههای مقدماتی. دختران جوان از طریق تغییر محتوای درسی بهجای آنکه برای ایفای نقش اجتماعی آماده شوند برای حاملگی و زایمان و خانهداری آماده خواهند شد.
گام دوم؛ محدودیت جدی زنان برای تحصیل در رشتههای درآمدزا. در مرحله بعدی با اجراییکردن سیاستهای «بومیگزینی» و «سهمیهبندی جنسیتی» راه زنان برای تحرک اجتماعی و رسیدن به رشتههایی که درآمدزا هستند یا منزلت اجتماعی بالاتری را تضمین میکنند سد میشود. این کار درواقع به شکل غیرمستقیم امکان رسیدن به شغل را در آینده از زنان میگیرد.
گام سوم و نهایی؛ طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده.
اگر همه اینها کارگر نیفتاد و کار به مرحله استخدام رسید، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده وارد میشود و با اولویتبندی استخدامی مردان متاهل صاحب فرزند را در صدر قرار میدهد و زنان مجرد و حتی متاهل را در اولویتهای آخری قرار میدهد که عملا نوبتی به آنها نرسد. خب در این مقطع برای زن درسخوانده یا نخوانده بیکاری که لابد سرمایه و اعتباری هم ندارد که کاری راه بیندازد، فرزندآوری را تبدیل به پروژه کسب درآمدکردن، آخرین گام برای رسیدن به جمعیت 150میلیونی است.
فرزندانی که قرار است از طریق این برنامه به جمعیت ایران اضافه شوند باید با دستمزد یکی از والدین که حداقل مصوب و قانونی آن 530 هزارتومان در ماه است بزرگ شوند و مادرشان همزمان نقش حملکردن، زاییدن، مهدکودک، آموزشدهنده، پرستار و... را بازی کند. مادر این بچهها باید زندگیاش را بدون هیچ حمایتی صرف بزرگکردن بچههایی کند که امیدوار باشد آیندهای بهتر از او در انتظارشان است.
اتوبوس میرسد، هوای گرفته تهران و جمعیت زیادی که در اتوبوس بههمچسبیدهاند عملا نفسکشیدن را مشکل کرده است، بهسختی پیاده میشوم و سعی میکنم امیدوار باشم که حداقل قانونگذاران برای هوای قابلتنفس و حملونقل عمومی 150میلیوننفر نیز فکری کرده باشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بنده قبول دارم که زندگی و بچه دار شدن سخته و تو ان دوره ای که جوونها تن به ازدواج نمیدن صحبت راجع به چند فرزندی شاید گزاف بنظر برسه اما خودم دوستانی دارم که 3 فرزند، 5 و 6 فرزند دارند و خیلی هم از نظر تربیتی و فرهنگی خانواده های خوب و موفقی هستند.
بنده معتقدم که اگر مرد بتونه نیازهای عاطفی همسرش رو خوب برآورده کنه تکیه گاه خوبی برای خانواده اش باشه و زن هم فکر نکنه که ازدواج و بچه دار شدن مانع پیشرفتش هست و مرد و زن توقعاتشون رو معقول کنند و کمتر دنبال چشم و همچشمی برن میتونن از ثمرات چند فرزندی بهره مند بشن و نتیجه سختیهایی رو که کشیدند با تربیت صحیح فرزنداشون ببینند
سیاستهای تشویق جمعیتی مدتهاست که در خیلی کشورها از جمله کشورهای اروپایی و آمریکایی آغاز شده است. برای مثال میشه به تعدادی از سیاستهای تشویقی که نویسنده هم ذکر کرده دقت کرد. همچنین در نظر گرفتن حقوق برای مادر که تا 1 یا 2 سالگی فرزند به اون پرداخت میشه و یا در نظر گرفتن حقوق چند برابر برای مردان و زنان(تاکید میکنم زنان) را هم اضافه کرد!
همین طور که می بینید این سیاستها همگی تشویقی هستند برای همین هم کم کم با استقبال مواجه می شوند...لطفا این برخوردها را با برخوردهایی که تو کشور ما با این مقوله شده است مقایسه کنید که همگی مملو از تحقیر و توهین و تعیین تکلیف برای زنان است؟!!! واقعا فکر می کنید با این طرز برخورد و موضع گیری می توانید زنان را تشویق به فرزند آوری کنید؟ فکر نمی کنید یکی از دلایلی که زنان و مردان از فرزند آوری امتناع می ورزند تحقیر ها و توهین هایی است که از کودکی باهاش درگیر بودند؟ کاش بیشتر تامل می کردیم!
با حکمتجو کاملا موافقم خودم کارمند هستم و بنظر من بیشتر مشکلات خانواده ها اززمانی شروع شد که زنان به طور گسترده (توجه کنید بطور گسترده )در جامعه بکار گرفته شدند مشکلات خانوادگی بین زن و شوهر بین والدین و فرزندان و الان هم جمعیتی.
چه ربطي به شاغل بودن خانم داره الان تو روستاها كه اغلب خانم ها هم خانه دارند اكثر خانواده ها هنر كنن دو تا بچه بيارن ،نخير مشكل جاي ديگه است چرا كه همه خانم هاي خانه دار هم بيشتر تز دو فرزند نميخواهند و علتش هم بيشتر اقتصادي و فرهنگي هستش كه ديگه خانواده ها قدرت و توان اداره كردن بيشتر از يك يا دو فرزند رو ندارن ديگه گذشت قديما كه شش و هفت و ... تا بجه مياوردن بدون اينكه بفهمن چه جوري بزرگ شدن
نظر بعضی از آقایون خییییلی جالبه ،تمام مشکلات جامعه از جمله اعتیاد ، مشکلات فرهنگی ،بی تربیتی بچه ها بیکاری و... همش به خاطر کار کردن خانم هاست .وای بر شما مادران مگه نمی بینید وظایف شما از طرف آقایون تعیین شده پس توبه کرده و به وظایف طبیعی خود برگردید!
اگر کمی آینده نگر باشیم شاید راحتتر با مشکلات موجود کنار بیام و برای تامین نیازهای روحی و روانی خانواده و فرزندمون و سلامت جامعه فرزندان بیشتری داشته باشیم
به فراخور اقتضائات زمان امروز و همت بلندی که ایرانی جماعت داره میشه با مشکلات کنار اومد و نشاط و شادی رو با فرزندان بیشتر به خانواده ها هدیه داد
همه این مطالب که نو متن و نظرات خوانندگان مطرح شده، درست و نادرست، همه کم و بیش شنیده ایم و آشنا هستیم. ولی من یک سوال دارم. آقایونی که بر طبل ازدیاد جمعیت میکوبند حتی اگر بگویند که فکر همه جاشو کردیم و همه چیز درسته و همه چیز تأمین میشه و غیره، میخوام ازشون بپرسم کشور ما کشوری خشک و نیمه خشک است که در حال حاضر اب جمعیت فعلی برای تأمین آب مورد نیاز این جمعیت مشکل داریم. در شرایطی که طبق نظر کارشناسان آب و هوا سال به سال و روز به روز گرمتر و خشکتر میشود، آب مورد نیاز جمعیت دوبرابر حال حاضر را چگونه میخواهید تأمین کنید. این که دیگر دست شما نیست و شما نمیتوانید میزان بارش نزولات آسمانی را تغییر دهید
اتفاقا ما هم با این نظریه خشکسالی و کمبود آب آشناییم
میشه لطفا ادله کارشناسیتون رو برای اثبات این ادعا بفرمایید؟
در ضمن خانم های زیادی هم هستند که با ازدیاد جمعیت بنا بدلایل مختلف و معقول موافق هستند چرا اینجور وانمود میکنید که فقط آقایون موافقند؟!
برادر گرامی، جناب آقای حکمتجو
من یک مرد سرپرست یک خانواده س نفری(همسرم، فرزندم و خودم) هستمنظر شما برایم بسیار جالب بود. چه ساده و بدون اینکه شاید خود هم متوجه باشید، صورت مسئله را پاک نمودید. نباید یادمان برود که اولا از نطر حقوق انسانی، هر انسانی صرف انسان بودنش حقوق دارد مثل حق حیات، حق زندگی، کار، و ....
نمی توان کسی را از این حق محروم ساخت.
ثانیا، چه کسی گفته که جایگاه زن در خانه است؟ به شریعت نگاه کنید. حتی برای شیردهی به فرزند، زن می تواند طلب دستمزد کند.چرا وجود انسان هایی که بر اثر مشکلات درونی، مکانی را به کثافت کشیده و آلوده می کنند، همه جامعه مردان را متهم می کنید. اگر مردها نمی توانند خود را از آلودگی دور نگه دارند، چاره اش آن نیست که زنان را حبس در خانه کنیم. مفاهیم جالبی در نوشتار شماست که قطعا برگرفته از نوع نگرش شماست مانند" ملا عدم" و عدم حضور زن. یاد بگیریم که برای پیشرفت پایمان را روی دوش دیگران نگذاریم و برای این که برای خودمان کار بیابیم، زنان را از کار محروم نکنیم. دولت و کل سیستم مسئول رشد و توسعه اقتصادی کشور هستند که به تبع آن کار هم ایجاد خواهد شد. همه، اعم از طن و مرد باید در ساخت جامعه و پیشرفت سهیم باشند، و گرنه یا مرد سالار خواهیم شد یا زن سالار، که هر دو فرهنگی مردود و نکوهیده است. همه باید به خاط بسپاریم که " دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد"
دقت کردید موافقان خانمها هستند و مخالفان آقایان. آقایان از طرفی دنبال همسر کارمند میگردند چون معتقدند دیگه گذشت اون زمانی که مردها نانآور بودند، الان هر دو نفر باید کار کنند. یعنی هم خدا را میخواهند و هم خرما را. خودشان تحمل نگهداری چند ساعت از بچه را ندارند و بعد انتظار دارند زن بدبخت مثل تراکتور هم بیرون کار کنه، هم چهار تا بچه بیاره، هم غذاهای توپ بذاره جلوشون، هم مهمانی بده و مهمانی بره، تربیت بچه ها هم که با مادره و کلی کارهای دیگه که فقط زنها باید انجام بدهند. وقتی هم توی پنجاه سالگی زن بدبخت از اینهمه فشار فرسوده میشود، تازه هوس زن جوان میکنند و میروند دنبال دوست دختر و زنهای جوانتر. خداییش توی مملکت ما زنها تباه میشوند.
این صحبت شما توهین به آقایان است!
اصولا مردانی که مدیریت زندگی رو بلد هستند و تکیه گاه خانواده محسوب میشن هیچوقت چنین کارهایی که گفتید رو انجام نمیدن!
خانواده های زیادی وجود دارند که با داشتن چندین فرزند، زن در کمال آسایش و داشتن مسئولیت اجتماعی و انجام وظایف مادری در حال زندگی هستند
امروزه همه تلاش والدین تهیه بهترین امکانات برای فرزندشون هست و در صورتی که اگر کمی آینده نگر باشیم شاید بشه فهمید که بهترین چیز واسه کودک وجود خواهر و برادرهائئ هست که در کنار هم با مدیریت صحیح پدر و مادر تربیت بشن
من یک مادر شاغلم به خدا زندگیم از جهنم پر استرس تره.بچه 2 سالم از بس دست پرستار بوده داره عصبی میشه.تا می رسم اداره صدای جیغ بچم تو گوشمه .شبا تا 12 نظافت و غذا پختن کارمه.در قبال 2 ریال حقوق آخه با یک حقوق نمیشه زندگی کرد هیچی اززندگیم نفهمیدم ...چیجوری بچه دوم بیارم؟؟؟
شما اگر برای مدیریت بهتر زندگیتون به یک مشاور منصف مراجعه بفرمایید راهگشا میتونه باشه
معتادان و بیکاران و بزهکاران معمولا از خانواده های پر اولاد و بیکار و بیسواد هستند نه از خانواده ای که والدین تحصیلکرده و شاغلند.
خب چرا خانواده ای که والدین تحصیلکرده و شاغل دارند و توانایی تربیت فرزندان خوب نباید جامعه رو از وجود چنین افرادی پر کنند؟!
درباره صحبتهای رضا باید بگویم حتی اگر این نگاه یک نگاه غرب زده باشد، چون نگاه اکثر زنان ایران است پس چه بسا بهتر باشد بجای مخالفت با زنان این مرز و بوم به خواسته ها و نیازهایتان احترام بگذاریم چرا که تا مادامیکه رودخانه ای جریان دارد هیچ سنگی نمیتواند مانع حرکت آن گردد.
خب تلاش برای تغییر نگرش و فرهنگ سازی و آوردن مسیر رودخانه به سمت مسیر درست و نگاه واقع بینانه به جایگاه زن و مادر در خانواده چیز بدی نیست
جمعیت بیش از 30 میلیون برای ایران با توجه به اقلیم ان نمی تواند مفید باشد
خشک سالیها تشدید خواهد شد و عدم مدیریت+جمعیت زیاد+خشکسالی =فلاکت
من یک مادر شاغل در تهران هستم. کار کردن را حق انسانی خودم می دانم. سالها درس خوانده ام به خاطر کسب حضور موثر در اجتماع. حالا یک کودک ۵ ساله دارم که بنا به توصیه ی پزشک ، برای نجات جانش تهران را ترک کرده ام و در یکی از شهرکهای اطراف کرج زندگی می کنم. برای اینکه سر وقت به اداره برسم باید ساعت ۵:۴۵ صبح از خانه بیرون بزنم. در حالی که هیچ مهد کودکی پیش از ساعت ۷ صبح کودکان را تحویل نمی گیرد. درنتیجه ناگزیرم با تاخیر به اداره برسم. از آن سو تا به خانه برگردم ساعت۶:۳۰ عصر است. و مهد کودک ۶ عصر تعطیل می شود. پس همسرم ناگزیر است از خیر اضافه کار بگذرد و خود را به مهد کودک بچه برساند. با خودم فکر می کنم اگر بنا باشد به فکر بچه ی دوم و سوم باشم ، این داستان تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا هوای تهران پاکیزه خواهد شد تا من و همسرم مشکل مسافت را نداشته باشیم؟ آیا مهد کودکها رایگان خواهد شد تا مبلغ فراوانی از درآمد ناچیز ما صرف نگهداری و مراقبت بچه ها در مهد کودکها نشود؟ آیا وضعیت اقتصادی بهبود خواهد یافت تا امکان داشتن خانه ای بزرگتر و اتاقهای بیشتر برای ما فراهم شود؟ آیا ...
همونطور که برای اقتصاد مردم رو دسته بندی می کنن برای افزایش جمعیت هم مردم باید براساس توانایی اقتصادی دسته بندی شوند. من خودم از اطرافیانم سراغ دارم که با این که وضع مالی خیلی خوبی دارن و خانم هم تمام وقتش آزاده میخواستن جنینشون رو سقط کنن. باید خانواده هایی که توانایی دارن ابتدا تشویق بشن بعدش برای خانواده هایی که توانایی کمتری دارن مشوق ایجاد بشه. دوم اینکه به نظرم غیر از زنان سرپرست خانوار باید خیلی از مشاغل در اختیار مردها قرار بگیره و به خانمها مشاغلی متناسب با تواناییهاشون داده بشه به عنوان مثال چرا باید بانکها این همه خانم استخدام کنن در حالی که شغل هایی که باید خانم باشن از جمله پزشک زن کم داریم. نکته ای هست در ابتدا شاید بگیم اگر پدر و مادر هردو شاغل باشن و یک بچه رو در رفاه نسبی و درست تربیت کنن بهتر باشه به عبارتی کیفیت رو ترجیح بدیم به کمیت اما نکته اینجاست مضرات تک فرزندی دست کمی از بی کیفیت بزرگ شدن بچه نداره و عوارضش بعدا نشون داده میشه
قرار نیست هر زنی 6تا بچه بیاره اما خیلی ها بی خیال مادربودن شدن
آمادگی برای حضور اجتماعی: اگر منظورتون خیل زنان و دختران جوانی است که در فروشگاه ها بعنوان کارگر مغازه مشغول کار هستن و یا خیلی هایی که مثل من کارمند دولتی هستن که صبح مثل مرغ پر کنده از خونه می پرم بیرون تا به سرویس برسم و یک کار اداری و روتین که هیچ تحرک اجتماعی ای نداره و فقط بخاطر حقوقش ولش نمیکنم ؛ اگه این مد نظرتون هست این پیشرفت نیست.
ما زنها باید یکبار دیگه بدون تعصب بشینیم دور هم و ببینیم واقعا چی میخوایم؟
18 سال درس خوندن و مدرک گرفتن و استرس کنکور و از این شهر به اون شهر شدن و .... آخرش چی؟ من الان خوشبختم؟ این درسها چقدرش بدردم خورد؟ چقدرش به درد کار و فعالیت اجتماعی ام خورد؟ چقدر مفید جامعه ام؟
واقعا در برابر این تعهد خدمت و استفاده از آموزش رایگان چی دارم به جامعه ارائه میدم؟ جوونی ام خرج چی شد؟مدرک!
بهترين كار اين است كه كارهاي پژوهشي زيادي صورت گيرد كه تمام زاوياي آنهااز قبيل مسكن،ازدواج آسان،درآمد خانواده ها،حمل ونقل داخل شهرها،توسعه راه ها،مترو،جادهها وبزرگراها،ورزشگاها وپاركها وسايرخدمات ... اگربه درستي وپيش يني شده وبرنامه ريزي شده باشد مردم وخانوادها هم دوست ندارند كه تنها يك دختر ويا يك پسر داشته باشند كه البته اين هم خودش در آينده نزديك بسيار فاجعه است كه فردتنها يك اولاد داشته باشد شما جامعه الان نگاه كنيد با اين جمعيت ببينيد كه چقدر آفت داريم دزدي ،سرقت،معتاد،رانت خواري،رياكاريؤربا خواري بماند كه اينجا جاي مقاله ارايه دادن نيست انشاءالله در آينده راجبش مفصل صحبت خواهيم كرد.
اساسا بی کاری مردان و مشکلات مرتبط با آن از وقتی به وجود آمد که زنان از وظایف طبیعی خود مثل همسر بودن و مادر بودن به وظایف نا متجانس مانند منشی مردان بودن، کارگری کردن و غیره سوق داده شدند. شکی نیست که جامعه به تعدادی از زنان به عنوان معلم، پزشک ویژه زنان و اموری از این قبیل که برای تساهل خدمت رسانی به زنان لازم است نیاز دارد اما وقتی زنان از وظایف خود سر باز میزنند و شغل مردان را از آنان مطالبه میکنند دیگر در جامعه آن قدر شغل نمیماند که تمام افراد جامعه را جوابگو باشد و این موجب بیکاری مردان، پایین آمدن دست مزدها، اعتیاد، طلاق، فحشا و سست شدن بنیان خانواده بر اثر روابط نا مناسب محیط های مختلط اداری میشود که دودش مستقیما به چشم خانمها میرود. جایگاه اصلی زن، خانه است. اگر زنان کمتر در ملأ عام باشند و بیشتر در خانه و محیطهای علمی، هنری، ورزشی مخصوص زنان حاضر شوند. خود به خود بسیاری از مشکلات اخلاقی، خانوادگی، شغلی و ... حل خواهد شد.
بعید می دونم به کسی بگن بشین تو خونه از لحاظ مالی هم تامین هستی اونوقت بخواد کارهای پست رو به دلخواه انجام بده
شخصا به عنوان کارفرما در شرایط مساوی زنان را بر مردان ترجیح میدهم، زیرا وظیفه محول شده را با دقت بیشتری به انجام میرسانند و بازدهی بیشتری دارند.
(دو خط آخر متن)محیط های علمی و.... خوب باز هم این طوری شغل ها از دست مردها در میاد که!!!!
تفکر شما مثل کشاورزی ایست که می گوید برای اینکه هزینه کارگر ندهیم بهتره بجای دو هکتار یک هکتار محصول بکاریم
اگه این کشاورز دید وبینش بازتری داشته باشه هم خودش بیشتر سود می کنه وهم یکی دیگه صاحب شغل ودرامد میشه
برادر من اشکال از مدیریت وکمبود امکانات است چرا نصف جمعیت را می خواهید از حقوقشان محروم کنید.در هر جامعه هر کس این حق را دارد رشته تحصیلی را دنبال کند که دوست دارد شغلی را انتخاب کند که استعدادش را دارد. اگر دیگران در گذشته مثل شما فکر می کردند آلان ما زنان پزشک ومعلم هم نداشتیم.روزی با پزشک ومعلم شدن زنان هم مشکل داشتن........
شما لازم نیست جایگاه زنان را مشخص کنید . انسان چه زن و چه مرد بر اساس شایشتگی شان دارای موقعیت اجتماعی میباشند . نه صرف زن بودن ، محکوم به ماندن در یک خانه .
کاش وقتی این قانون رو می نوشتند از آرزو های مادر ها ، دغدغه ها،مشکلات ، نیازهای روحی وجسمانی آنها خبر داشتند ومدنظر قرار می دادند.
یعنی من مادر نباید حداقل تفریحات (سالم!) رو داشته باشم؟
آیا بچه دار شدن آرزوی یک مادر باید باشه
وقتی مرد آدم مرد باشه و بشه به اون تکیه کرد چرا خودمون ر از مادرشدن محروم کنیم؟!
من خودم هم شاغلم و یک فرزند هم دارم . تحصیلات عالیه هم دارم. اصلاً هم تنبل نیستم اتفاقا ً دوست دارم در نگهداری از فرزندم وهمسرم کم نذارم. اما باور کنید با همه برنامه ریزیها حتی ماهی یکبار نمیتونم دوستامو ببینم بدون اینکه دغدغه خونه زندگیمو داشته باشم
آیا مادرانی که چند فرزند دارند و یا شاغلند یا خانه دار هیچ تفریحی ندارند(بقول شما سالم!)
اگر با چند تا از خانومهایی که چند فرزند دارند هم صحبت بشید فکر میکنم نظرتون فرق کنه
خوب معلومه که نه؟؟؟ با این برنامه شما فقط فرصت داریدبرای تفریح در روز سه وعده غذا میل کنید؟؟؟؟ البته اگه قبلش بچه های گرسنه رو سیر کرده باشی!!!!
من یک زن شاغل هستم که از قضای روزگار هم از نظر علمی وتحقیق وهم از نظر شغل وخانه داری موفق بوده ام واین را مدیون پدر،برادر وهمسرم بوده ام .
همانطور که از دامن زن مرد به معراج می رود از حمایت مرد نیز زن رشد می کند .اگه مردان می خواهند در این زمینه شانه خالی کنند خود می دانند.
زندگی با این فرض زیباست که زن ومرد باهم تلاش کنند اگر فقط مرد کار کند وزن فقط فرزند بیاورد نتیجه اش می شود این که می بینید!!!
آمار جرم وجنایت وجامعه ناامن امروز نتیجه روزگاری ایست که زنان از تحصیل وبیشتر امکانات محروم بودند.
همانطور که کنترل جمعیت دردهه های گذشته چندان علمی وکارشناسی شده نبود ونتیجه اش همین است که شده ، ازدیاد جمعیت مجدد هم همان مشکلات قبلی را که برای ثبت نام بچه کلاس اولی بایستی چند شبانه روز در صف مدرسه بخوابیم ایجاد خواهد کردو .... تامسائل و برنامه های اداره این مملکت به صورت سلیقه ای اداره میشود آش همین است و کاسه همان
بله يه زماني بود كه مدرسه ها سه شيفته بودن و ما نميخواهيم كه اون روزها رو دوباره تجربه كنيم ...
این نگاه؛ نگاه مادرانه نیست. نگاه غرب زده است. اصل اینکه ایران را با کانادا مقایسه کنیم اساسا نادرست است. ضمن اینکه اگر کمی منصف باشیم درخواهیم یافت که ثروت هر کشور سرمایه های اجتماعی آن کشور است. ما در حال حاضر به بهای حضور زنان در محیط های کار این سرمایه ها را معیوب کرده ایم نوجوانان و جوانان بی مسئولیت؛ شرارت عمومی؛ جمعیت بدون احساس به هم نوع؛ رشد مصرف مواد مخدر همه و همه ناشی از بی تربیتی افراد نتیجه چند ریالی است که خانمها بجای تربیت فرزندان به خانه می آورند. حال آنکه در گذشته نه چندان دور زنان همدوش مردان با تولید محصولات فرهنگی نظیر قالی؛ پارچه های دستباف و... هم نقش اقتصادی خود را ایفا می نمودند و هم در تربیت سرمایه های اجتماعی فعال بودند. اما همین اندیشه های وارداتی غربی فمینیستی جاهلانه وضعیت فلاکت بار کنونی جامعه ایرانی را به وجود آورده است. برای من جای بسی تاسف است که جامعه شناس صاحب قلم ما اصلا هیچ شناختی نسبت به جامعه خود ندارد. اما او هم مقصر نیست چون در کشور ما آموزش دانشگاهی بجای آنکه متناسب با ویژگی های فرهنگی؛ تاریخی و طبیعی ما باشد منحصرا به معرفی ویژگی های کشورهای غربی معطوف است.
شما منصف نیستی بدبینی و همه را به یک شکل میبینی
این تصور غلط را بوجود اوردید که هر دختری که میخواهد ادامه تحصیل بدهد و در اجتماع تاثیرگذار, دنبال شرارت و خودنمایی است و غرب زده!!! در خانواده مذهبی ما خانم ها معلم, مدیر, مهندس , اهل هنر وموسیقی وحتی دکتر هم داریم با فرزندانی کاملا با مسئولیت و اهل خانواده
آقاي روشنفكر ، قالي بافي و پارچه بافي جز مشاغل سختي است كه افراد كم سواد يا بي كار و بعضي ها هم از سر ناچاري به آن رو مي آورند
آقا رضا به عنوان یک محقق ومددکار اجتماعی خدمتتون عرض می کنم که نظرتون به هیچ عنوان سند علمی نداره .بیشتر فرزندان وافراد بزهکار در خانواده های فقیر وبافرهنگ پایین رشد وبه بلوغ می رسند.اصولا زنان خانه دار به دلیل کمبود زمان فرزندان مستقلتر را پرورش می دهند .هر چند این فرزندان نیز مشکلاتی چون نداشتن همدم دائمی مثل مادر را حس می کنند که به حس تنهایی ایشان دامن می زند ولی این ضرر بهتراز داشتن مادران وابسته وفرهنگ ضعیف است.به عنوان یک کارشناس با افزایش جمعیت مخالف نیستم ولی از راههای صحیح مثل افزایش امکانات ،جلوگیری از خروج افراد سرمایه دار ونخبه های علمی، تشویق خانواده های بدون فرزند به فرزند خواندگی وتسهیل فرزند خواندگی...
به شما وسایر مردان هم پیشنهاد می کنم بدون تعصب وغرض به قضیه بنگرید وجود یک یا چند زن شاغل وبی مسئولیت قابل تعمیم به همه نیست.
مرد حسابی این چه استدلالیه؟چرا جاییکه از امکانات رفاهی که ابداع غربیهاست مثل برق و ماشین و کولر و هرچی که دور و برت میبینی و برای راحتی زندگی بشره استفاده میکنی بد نیست ولی اینجا که حرف امکانات رفاهی برای کودکان یه جامعه است تا هم نسل بعدی سالمتری داشته باشند و هم زنان یه جامعه که بخشی از نیروی فعال هستند بتونند از تواناییشون استفاده کنند بد میشه؟چه تعداد از اونهایی که معتاد شدن مادر شاغل داشتن که شما این استدلالو کردین؟
آقا رضاي محترم نگاه شما نيز ناشي از عدم شناخت جامعه است. نمي دانم شغل شما چيست و چقدر در ماه درامد داريد ولي زندگي من و همسر كارمندم با زندگي مستاجري چندان خوب نمي گذرد. يك جلسه مراجعه به دكتر متخصص زنان براي من 180 هزارتومان هزينه داشت. سهم گوشت اندك غذاي ما به نسبت 3 به 1 به فرزندمان كه در سن رشد است تعلق ميگيرد. و ميوه نيز همچنين . يادم نمي ايد آخرين باري را كه موز خوردم. ميخرم ولي فقط براي فرزندم. او را به يك كلاس زبان دولتي مي فرستم. مدرسه دولتي هم مي رود. كل لباس و كيف و كفشش هم ايراني است. خودمان هم همين طور . وسيله نقليه ما هم اتوبوس و مترو است . البته همسرم يك موتور 2 ميليوني دارد. البته به تازگي موفق شده ايم منزلي 50 متري با وام بانكي بخريم كه خيلي خوشحالمان كرد. من و همسرم هر دو دوره كارشناسي دانشگاه دولتي درس خوانده ايم . هيچ وقت هم از زندگي توقع بالا نداشته ايم . در طي اين سال ها نه به دنبال طلا بوده ام نه مهماني و نه لباس و خرج اضافه . سالي يك بار هم در ايام عيد مسافرت مي رويم .يك فرزند هم بيشتر نداريم كه نه ايكس باكس دارد نه موبايل نه تبلت و سعي خودمان را هم كرده ايم كه درگير اين چيزها كه لزوما بد نيست ولي تهيه آن هزينه بر است نشود.
در ضمن دوست من فارغ التحصيل صنايع دستي است ولي منشي مطب يك پزشك است . نه كه بخواهد مجبور است چون دو سالي كه كار معرق در منزل انجام مي داد بايد همچنان پول توجيبي از پدرش مي گرفت .
آقا رضا اين همه واقعيت است كه بدون پرده و چون نمي شناسمتان برايتان گفتم . بازهم خدارا شكر كه سالميم حداقل فعلا .
بد نيست وقتي مي خواهيد مانيفست بدهيد و دانشگاه و ديگران را رد كنيد نگاهي واقع بينانه هم به كل جامعه داشته باشيد نه فقط دور و بر خودتان
موفق باشيد و سالم
حرف دل همه مادران شاغلی را زدید که در سالهای جوانی بجای وقت گذرانی درس خوندند تا در اجتماع سربلند ظاهر بشوند و حالا نه موقعیت مناسب شغلی دارند و نه امنیت تامین خانواده.
با عرض ادب و احترام خدمت شما مادر عزیز
آیا داشتن چند فرزند مانع سربلندی و حضور در اجتماع هست؟!
زنان شاغلی که در پستهایی چون استاد دانشگاه و پزشکی و .. مشغول کارند و هر کدام چند فرزند دارند پس چی میشن؟!!
کمی با انصاف باشیم من خودم مادرهایی رو میشناسم که با وجود 5 فرزند در دانشگاه با مدرک دکترا در حال تدریس و فعالیتند.
نکته اینجاست که با انداختن دخترها در مسیر درس خواندن به اونها وانمود کردن که راه تعالی در درس هستش در حالی که همین سیاست غلط موجب شده خیلی از دخترها براشون پسر هم کفو وجود نداشته باشه و نه کار درست و حسابی داشته باشن نه خانواده بتونن تشکیل بدن
تدوین برنامه استراتژیک ولحاظ کردن کلیه موارد پیشنهادی به علاوه تدوین جداول زمانبندی و عملیاتی گام اول هرگونه هدفی میباشد در حال حاضر ظاهرا برنامه مدونی وجود ندارد
سلام بعنوان يك مادر كارمندباشماموافقم ضمن اينكه اگرافزايش جمعيتي رخ بدهد درافراد فقيرجامعه مي باشد كه درواقع افزايش مجرم رابه تبع دارد.وافراد پولدار باسطح هوش بالا وتحصيلات بالا معمولا يك فرزند دارند
پاسخ به ناشناس كه 3 تا بچه داره. ضريب هوشي من پائين تر از شماست به 110 نميرسه چه برسه 140 ولي يك سوال دارم اينكه گفتي "بيشتر آدمها كه يك بچه يا كمتر دارند" منظورت از كمتر چيه! كمتر از بچه چند تا ميشه!
خب به نظر شما بهتر نیست افرادی که از سطح هوش بالا و تحصیلات بالایی برخوردارند و علل القاعده توانایی تربیت فرزند رو هم دارند چند فرزند داشته باشن که جامعه از نسلی با تربیت و با فرهنگ خالی نباشه یا تعداد این افراد خیلی کم نشه!
وافراد پولدار باسطح هوش بالا وتحصيلات بالا معمولا يك فرزند دارند ؟ من که هر چه پولداری دیدم البته ببخشد هوشی ندیدم شاید جدیدا فقرا مجرم و پولدارا باهوش
من پولدار نیستم ولی هم سطح هوشم بالاست(بین 130 تا 145 از تست های مختلف) هم تحصیلات بالا دارم- در ضمن 3 تا بچه دارم و تنها دلیل اینکه دیگه نمیخوام بچه بیشتر داشته باشم تنبلی خودمه مطمئن باشید بیشتر آدمها که یک بچه یا کمتر دارند به خاطر خودخواهی و تنبلی خودشونه چون بچه زحمت داره
یکی به من بگوید اصلاً چه احتیاجی است به اینکه جمعیت کشور زیاد شود؟
دولت اگر بتواند کاری بکند که جلوی مهاجرت 160 هزار تن نخبه در سال به خارج را بگیرد، این خود کمک بزرگی خواهد بود به رشد جمعیت کشور ( بیشتر شدن درصد رشد جمعیت کشور )
خب این هم یکی از راهکارهاست که بایستی عملی بشه اما مشکل بحران جمعیت جدی هست.برای نمونه عرض میکنم در اقوام ما چندین زوج جوون هستند که همگی هم از نظر مالی تامین هستند ولی هیچکدومشون با وجودیکه چند سالی از ازدواجشون میگذره حاضر نیستن بچه دار بش. چه برسه تک فرزند باشن!
مگه چند تا نخبه داریم که سالی 160 هزار تا میرن!!
اگه كاري كنن كه بچه ها از تصادفات وآلودگي و سرطان و پارازيت و اعتياد نميرن بايد كلاهمون رو هم بندازيم بالا !!! افزايش جمعيت پيشكش ....
يك جمعيت بيمار و معلول و بيكار و افسرده و معتاد به چه درد مملكت ميخوره؟ !!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.