«تابناک» بررسی میکند؛
فرق سیاستمدار منافق و معتدل چیست؟
برخی قائلند که اعتدال میانه حق و باطل است؛ مثلا در یک نشریه میخواندم: انسان نمیتواند طوری زندگی کند یا موضع بگیرد که هم رضایت اهل حق را بگیرد و هم اهل باطل را. این میانهروی نیست، بلکه نفاق و دورویی است.

برخی بر این باورند که در ایران، دو طرز فکر و رویکرد که یکی اصلاحطلبی و دیگری اصولگرایی است، وجود ندارد. رویکرد اعتدالی گفتمان نیست، بلکه یک خط مشی در یکی از این دو رویکرد است.
در همین زمینه، «تابناک» در گفتوگو با «جهانبخش ایزدی»، محقق و استاد دانشگاه موضوع اعتدال و عملکرد دولت یازدهم در چهارچوب شعار اعتدال را بررسی کرده است.
ایزدی در پاسخ به پرسشی پیرامون انتخاب شعار اعتدال توسط دولت یازدهم گفت: یک دلیل رویکرد اعتدالی میتواند این باشد که آقای روحانی به اقبال مردم نسبت به اعتدال تفطن و توجه داشته است. از این حیث، معیار انتخاب اعتدال، همان اقبال عمومی است. رویکرد اعتدال حاصل واکنش عمومی به شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بینالمللی و مدیریتی حاکم بر کشورهای چند سال گذشته است به باور اینجانب مزاج جامعه مستعد تغییر شده بود.
دولتهای نهم و دهم به مثابه عامل و قریب تجربه کامیابی نداشت. نوع مدیریت و خط مشی آن مایه نگرانی و تداوم آن از منظر علم الاجتماع مقرون به صحت و درستی نبود. در عرصه خارجی بیش از آنکه تهاجمی باشد، تقابلی بود. ادبیات نامتعارف و ناموزونی داشت.
وی ادامه داد: پروتکلهای دیپلماتیک در بسیاری از سفرها رعایت نمیشد و مالاً وجهه فرهنگی و تمدنی کشور مخدوش شده بود. تصمیمات ناسنجیده و عمدتا بر مدار شخصی و غیرحرفهای میگرفت. روابط ما با کشورهای متعدد غربی و عربی به سطح نازلی کاهش یافته بود. در عرصه داخلی نیز ثبات مدیریتی کشور متلاطم و به هر بهانهای یکی عزل و دیگری نصب میشد و مصوبات اجرا نشده فراوانی که سطح مطالبات عمومی را افزایش داد، به یادگار گذاشت.
تورم، رکود و بیانضباطی مالی در مقایسه با گذشته به سطح بالایی ارتقا یافته بود و در عین چالش با گذشته برای آینده نیز یک سیستم رویارویی بر بستری از تخیل و توهم با طعم مدیریت جهان ترسیم شده بود. عرصه نرم فرهنگ نیز به دلیل خود کنترلهای زیاد از حد از هر گونه خلاقیت خالی شده بود و نقدهای حرفهای با نخبه کشی و مواضع تازش گونه روبهرو شد.
بر این سیاق، شعار اعتدال و اعتدالگری در جامعهای که مزاج آن حاجت به تغییر داشت بارور افتاد. از این جهت رمز باروری کنش اعتدال و اقبال عمومی به آن محصول واکنش به شرایط واقعیت جغرافیایی معرفتی، مختصات متنوع آن و کنش منطق موقعیت است.
در همین زمینه، «تابناک» در گفتوگو با «جهانبخش ایزدی»، محقق و استاد دانشگاه موضوع اعتدال و عملکرد دولت یازدهم در چهارچوب شعار اعتدال را بررسی کرده است.
ایزدی در پاسخ به پرسشی پیرامون انتخاب شعار اعتدال توسط دولت یازدهم گفت: یک دلیل رویکرد اعتدالی میتواند این باشد که آقای روحانی به اقبال مردم نسبت به اعتدال تفطن و توجه داشته است. از این حیث، معیار انتخاب اعتدال، همان اقبال عمومی است. رویکرد اعتدال حاصل واکنش عمومی به شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بینالمللی و مدیریتی حاکم بر کشورهای چند سال گذشته است به باور اینجانب مزاج جامعه مستعد تغییر شده بود.
دولتهای نهم و دهم به مثابه عامل و قریب تجربه کامیابی نداشت. نوع مدیریت و خط مشی آن مایه نگرانی و تداوم آن از منظر علم الاجتماع مقرون به صحت و درستی نبود. در عرصه خارجی بیش از آنکه تهاجمی باشد، تقابلی بود. ادبیات نامتعارف و ناموزونی داشت.
وی ادامه داد: پروتکلهای دیپلماتیک در بسیاری از سفرها رعایت نمیشد و مالاً وجهه فرهنگی و تمدنی کشور مخدوش شده بود. تصمیمات ناسنجیده و عمدتا بر مدار شخصی و غیرحرفهای میگرفت. روابط ما با کشورهای متعدد غربی و عربی به سطح نازلی کاهش یافته بود. در عرصه داخلی نیز ثبات مدیریتی کشور متلاطم و به هر بهانهای یکی عزل و دیگری نصب میشد و مصوبات اجرا نشده فراوانی که سطح مطالبات عمومی را افزایش داد، به یادگار گذاشت.
تورم، رکود و بیانضباطی مالی در مقایسه با گذشته به سطح بالایی ارتقا یافته بود و در عین چالش با گذشته برای آینده نیز یک سیستم رویارویی بر بستری از تخیل و توهم با طعم مدیریت جهان ترسیم شده بود. عرصه نرم فرهنگ نیز به دلیل خود کنترلهای زیاد از حد از هر گونه خلاقیت خالی شده بود و نقدهای حرفهای با نخبه کشی و مواضع تازش گونه روبهرو شد.
بر این سیاق، شعار اعتدال و اعتدالگری در جامعهای که مزاج آن حاجت به تغییر داشت بارور افتاد. از این جهت رمز باروری کنش اعتدال و اقبال عمومی به آن محصول واکنش به شرایط واقعیت جغرافیایی معرفتی، مختصات متنوع آن و کنش منطق موقعیت است.

اما خود بر این باورم که اعتدال بنمایههای تاریخی و فلسفی و اندیشگی دارد. تحول عمده در اندیشه اعتدال بیشتر معطوف به آثار متأخر است که مستقل از حد وسط در نظریههای سیاسی دانشمندانی چون رالز و پوپر به چشم میخورد.
ایزدی افزود: رخی اعتدال و اعتدالگرایی را نوعی راه سوم و حرکت در میانه جناحهای سیاسی موجی در کشور و یا نوعی راست مدرن میدانند که در گذشته هم میل به ظهور و بروز داشته، ولی کامیاب نبوده است. اعتدالگرایی در فرهنگ سیاسی ایران، پیشینهای بیش از یک قرن دارد.
در اینجا مطلبی که مایلم تأکید کنم، اینکه هم اعتدالگرایی عصر مشروطه دولتی مستعجل بوده و هم کنش میانه یا راه سوم در فضای پس از انقلاب ناموفق بوده است. جمعیت دفاع از ارزشها در فضای انتخابات ۷۶ نماد روشن این داوری است.
در انتخابات بعدی ریاست جمهوری هم شعارهای میانه مثل اینکه اصلاحطلبان در گذشته ماندهاند و اصولگرایان در حال بلکه باید راهی به سوی آینده گشود که قرین توفیق نبوده است. بر این اساس اگر در پی اعتدال به معنای اعم باشیم، کارنامه کامیابی نداشته و اگر در پی اعتدال به معنای اخص باشیم، مسأله شخصی میشود و ترجمان نوعی خط مشی اعتدالی است تا مشربی فکری فلسفی که زیربنای اعتدال را تشکیل میدهد. از این جهت هیچ حزب یا جناحی را نمیتوان برشمرد که نه اصلاحطلب باشد و نه اصولگرا تا بگوییم یک نیروی سوم به وجود آورده است.
وی ادامه داد: برخی قائلند که اعتدال میانه حق و باطل است، مثلا در یک نشریه میخواندم که انسان نمیتواند به گونهای زندگی کند یا موضع بگیرد که هم رضایت اهل حق را بگیرد و هم اهل باطل را. این میانهروی نیست، بلکه نفاق و دورویی است و یا این جمله که برخی معتقدند منظور از اعتدال یعنی حد میانه بین اراده شریعت و اراده عمومی؛ یعنی اگر انسان خیلی به دنبال دین برود، این افراط است و اگر اصلا به دین کار نداشته باشد و در پی حرف مردم و اراده مردم و رأی اکثریت باشد، بیدینی محض و تفریط است؛ پس باید راهی بین شریعت و اراده عمومی برگزید. اصلا کفر حقیقی همین است که اسم این کار در ادبیات امروز التقاط است.
حقیقت این است که موارد نامبرده و نظایر آنها هیچ ارتباطی به مقوله اعتدال و اعتدالگرایی ندارد، زیرا حق و باطل شاخصهای خود را دارند و هیچ گاه قابلیت تبدیل به یکدیگر و ظرفیت جمع شدن را ندارند. حق و باطل مقولاتی این نه آنیاند و نه این همانی که سنتزی به نام اعتدال به وجود آوردند. جریان اعتدال میتواند تفکری هم این باشد و هم آن و یا اندیشهای نه این و نه آن باشد؛ یعنی امکان اجتماع و ارتفاع دارد اما مشروط به اینکه وجهی مشترک داشته است.
ایزدی در پایان گفت: برای ارزیابی کارنامه دولت یازدهم در پیروی و یا تقید به خط مشی اعتدالی اندکی زمان لازم است. اما از آن مهمتر مستلزم تبیین شاخصها و مختصات نظری و عینی استدلال و راهبرد اعتدالی از سوی رئیس جمهور به عنوان حاصل اعتدال است. به باور اینجانب، دولت نباید اهمیت امر نظری و کار تئوریک را وانهد یا نادیده بگیرد.
بصیرت در نظر منشأ شجاعت و ظرافت در عمل است. شاخص سازی و تبیین اعتدال معیار و مکیال لازم را برای ارزیابی بهینیه عملکرد دولت فراهم میسازد و دولت بهتر میتواند از کار خود دفاع کند. در غیر این صورت، جناحها و جریانهای سیاسی و حزبی در مقام تعریف اعتدال متناسب با مرامنامه و نظامنامه فکری خود برآمده و منظومهای نامتوازن و ناموزون همراه با تعابیر غیر منطبق بر یکدیگر ارائه میکنند. بدیهی است در چنین شرایطی انرژی دولت صرف رفع و یا دفع شبهات احتمالی میشود. تجربه دولتهای پیشین در عدم معنادهی به اصلاحات و عدالت اصولگرایانه، تجربه گرانی است که فراروی دولت یازدهم قرار دارد.
متن کامل گفتوگو را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خوب شد معنی اعتدال را در سبد کالا دیدیم یکی با در آمد ماهیانه چند میلیون سبد تکریم گرفت و یکی با درآمد کمتر از 20000هزار تومان بهش تعلق نگرفت اصلا معلوم نشد برچه اساسی مردم را تکریم کردندو به قول خانم شرمن فقیران را غدا دادند با پولی که آنها داده بودندایه همان رایحه خوش اعتدال است که به مشام رسید از فقیران بگیرید بدهید به.....
اعتدال یعنی برداشت درست وصحیح از دین بطوریکه نه افراط باشد سخت گیری بیش از حد ونه تفریط بی توجهی به دین
به نظر من در این سیستم اعتدال چیزی جز نفاق و دورویی نمی تواند معنی گردد.
ظاهرا جامعه ایران قرار نیست ثبات و ارامشی به خود بگیرد . معیار قرار دادن مفاهیم کشداری چون اعتدال دوای درد نیست . تنها قانون و اجرای بی غل و غش آن است که میتواند معیار قرارگیرد که ظاهرا تن دادن به آن را هیچ جناحی بر نمی تابد .
سلام -سیاسی یعنی 30 یا 30
اعتدال یعنی آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسندی و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسندی
شما رفتين از يک محقق،معنی واژه اعتدال رو پرسیدین،درحالی که اصولا ما ایرانی ها و دولتمان معنا گرا نیستیم بیشتر رفتار گراییم،و اعتدال رو باید در رفتار دولت جست و جو کنیم،نه در ریشه های آن در تاریخ فلسفه و سیاست.کما اینکه اصولگرایانمان بعضا در معنا به شدت اصلاح طلبندو بالعکس.ما بعد از انقلاب این نامهایی که بر جریانات داخلی گذاشتیم از روی رفتارشون بوده و هرگز این رفتار را با تاریخ فلسفه نسنجیدیم که نامگذاری کنیم،شاید معنای اعتدال نفاق باشه یا معنای اصلاح طلبی مخالفت با رویه موجود ولی رفتار دولت منافقانه نیست و عملکردش نشون میده،اعتدال یعنی دوری از افراط و تفریط
معنای واقعی اعتدال را زمانی فهمیدیم که رییس جمهور معتدل کشور فرمود: کسانی که از توافقنامه هسته ای انتقاد می کنند کم سوادند و دانشگاهیان باید ساکت نمانند.
این عبارت جدا از اینکه توافقنامه خوب است یا بد نشان می دهد که رییس جمهور از مفهوم واقعی اعتدال خارج شده است. زیرا دولت می تواند با برگزاری جلسات نقد و بررسی مزایای توافقنامه را به مردم نشان دهد ولی اینکه رییس حمهور با ادعای اعتدال منتقدین دولت را کم سواد می خواند معلوم می نماید که این دولت نیز از مسیر اعتدال خارج شده و ظرفیت نقدپذیری را ندارد. چراکه منتقدین حتی اگر غلط بگویند و کم سواد باشند نمی توانند کم سواد خطاب شوند و این نوع ادبیات فقط از یک فرد غیرمعتدل بر می آید.
"اعتدال" کلمه ای بود که برای رضایت گروهای تندرو توی دهن دولت گذاشتند تا شاید برای تخریب و حذف دولت انگه فتنه گر بهشون زده نشه. حکومت نیاز داشت به این گفتمان نه دولت
من که بی سوادم، هیچی
علی امام عدالت است و دشمن افراط و تفریط.
با پیروی از امام علی (ع) بیاموزیم که چه باید باشیم.
مولوی درباره علی می فرماید:
تو ترازوی احدخو بوده ای
چرالال موني بايدحرف زداعتدال نفاق ياتصميم وسازش ميان حق وباطل نيست اعتدال توصيه حضرت علي ع به مالك اشتربراي حكومت به مسلمين وديگرتفكرات است .اعتدال يعني كسي كه ادعاي مسلماني داري بارفتاروبرخوردخوب و مهربانانه ومعقول خودگريزان ازمسجد رابه مسجد بازگردان عرق خور رانمازخوان كن وكافررا مسلمان كن بدبين به نظام راچه درداخل وچه درخارج دوست نظام كن اعتدال يعني بابرخوردمنطقي خودبدنه نظام اسلامي رامستحكمتروقوي كن اعتدال يك نوع يارگيري حق عليه باطل است
استفاده از عبارت هاي پيچيده براي بيان اعتدال نياز نيست , اعتدال يا ميانه روي تاكيد و توصيه مورد نظر فرستادگان خداوند به آدميان است و منظور حذف تفكرات و عملكردهاي تند و خشن ولو با مخالفان و به اصطلاح دشمنان است نه تائيد و پيروي از آنها و همچنين جلوگيري از تساهل بيش از حد در موضع گيريها , لذا اين تعابير به هيچ عنوان به معناي نفاق نيست بلكه بررسي و پيگيري مسائل و اتخاذ تدابير به سعه صدر و حفظ كرامت انساني است بگونه اي كه دشمن هم شيفته اين مرام گردد حتي حين دشمني چه بسيار روايات از معصومين است كه با محبت و خوشروئي در برابر دشمنان سرسخت و متعصب دل آنها را نرم كردند آيا آنها منافقانه برخورد كردند ؟ در چند سال گذشته مديران دولت دهم با خود مردم و مديران كشور هم بسيار با افراط ويا اصطلاحا چكشي برخورد كردند و عاقبت به تضعيف كشور منجر شد آيا اين رفتار مورد پسند است ؟
سعادت دو گیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اصلا کسی حق ندارد دکتر بشه چون اقایون زودتر شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منافق همان ناداناني هستند كه خودشان را خيلي اهل اخلاص مي دانند ولي مثل ابو موسي اشعري ضربه اي محكمتر از دشمن به خودي مي زنند
با نام و یاد خدا
بنده دانشجو ترم دوم کارشناسی ارشد مدیریت شهری هستم و از آنجایی که حرفه مدیریت درک درست از معنا و مفهوم لغات را ایجاب می کند ، تصمیم گرفتم تا نظر شخصی خود را از لغت اعتدال و تفاوت آن را با میانگین و حد وسط برای دوستان بازگو کنم.
اعتدال به معنای دوری از افراط و تفریط است و جنبه ی مفهوم معنوی اعتدال بر جنبه مادی آن غلبه دارد بدین معنا که اعتدال لزوما به معنای حد وسط هر چیز نیست و گاهی ممکن است به سمت حداکثر و گاهی به سمت حداقل میل کند.
به عنوان مثال: اگر فردی از جلوی منزل مسکونی فرد دیگری عبور کند و قانون وی را متجاوز به حریم خصوصی دیگران بداند و حداکثر مجازات را برای فرد در پی داشته باشد. در این قانون دارای افراط هستیم.
اگر فردی بدون اجازه وارد منزل مسکونی فرد دیگری شود و این امر در قانون بدون مانع باشد ، در این قانون دارای تفریط هستیم.
اما اگر قانون عبور فرد را از اماکن عمومی بدون مانع دانسته اما ورود افراد را به حریم خصوصی دیگر افراد جرم بشناسد قانون از اعتدال لازم برخوردار است.
اما اگر می خواستیم به جای اعتدال ، میانگین دو قانون فوق را در نظر بگیریم (بحثی که در مقاله تابناک از زبان برخی از منتقدین نشریات آورده شده است) اینگونه باید مسئله را بیان می کردیم:
اگر فردی در اماکن عمومی در حال عبور بود و یا به داخل منزل مسکونی فردی وارد شد ، در هر دو صورت حد وسطی از مجازات برای وی منظور گردد.
منظور از بحث فوق این بود که اعتدال صرفا به معنای میانه هر چیز یا میانگین نیست بلکه به معنای انتخاب معقول در هر زمینه و عدم تعصب کورکورانه و پا فشاری بر موضوعی خاص در تمام شرایط است.
سیاستمدار منافق به کشور خیانت می کند ولی سیاستمدار معتدل در چارچوب خواسته نظام برای تاثیر گذاری بهتر به طرف مقابل به جلو حرکت می کند ولی باید مواظب بود.
ایشان متاسفانه مثل اینکه در این کشور زندگی نمی کنند و شناخت چند انی از جامعه شناسی ملت ایران و فرهنگ نانوشته که حاصل تجربه ادوار گذشته که در سینه های این ملت مظلوم سینه به سینه جای گرفته اند خبر ندارد بلکه به اندوخته های اکادمیک خود توجه دارندد بله واژه اعتدال در ادبیات اکادمیک تعریفی ندارد واما انها یی که توهم دینی دارد فرض کرده اند که حقگرایی یعنی که هرکس فلان قرص را بخورد در جبهه حق است غافل از این که بازی با واژه گان است که امروز این مصیبت را بر مسلمانان وارد اورده است مانند همین فتواهای جهاد نکاح و هزاران تفاسیر دیگر . واز طرف دیگر چه اصولگرایی و چه اصلاحات هیچ کدام به تنهایی قابلیت یک جریان سیاسی همه گیر ندارد خیلی متاسف هستم که برخی گمان کنند که اگر فلان شخص با مثلا شعار اصلاحات به میدان امد مردم به شعار او رای دادند خیر مردم به ان شخص رای دادند بنابراین ملت ایران هم به داشته های اصولی خود پای بند هستند وهم ملتی کمال طلب وتحول گرا هستند به همین دلیل برخی چون از خودشان از نظر خمیر مایه فرهنگی مطمئن هستند دنبال یک فضای سیاسی باز هستند و گروهی محتاط تر هستند بنابراین سیاسیون گروه اول را اصلاحات طلب و گروه دوم را اصولگرا نام گذاشته اند و مردم ایران خیلی هوشیار تراست از این قضایا هستند که به این واژه ها نوجه کنند واژه اعتدال را هم خوب می دانند یعنی اینکه از تمام ظرفعیت های کشور برای رفع مشکلات استفاده شود یقین بدانید که اگر کمترین خدشه به داشته او وارد شود خودشان مسئولین را مورد سول قرار خواهد داد واقعا برخی توهمی هستند که بعداز این چند سال هنوز خیال می کنند که این حریانهای سیاسی هستند که مردم را هدایت می کنند مردم به رهبری اعتماد دارند . فقط کوش به فرمان ایشان هستند جریان اعتدال نتیجه برخورد دو جریان درسال 88 است که مردم به هر دو حریان نمره صفر دادند حالا حناب اقای روحانی سیاستش را خوب انتخاب کرده است و ان دو جریان بهتر است خودشان را دراین راستا تنظیم کنند و به دولت کمک کنند چون خواست ملت این است
حق و باطل وجود دارد اما به این دلایل قابل تعمیم به همه چیز نیست:
الف- حق و باطل بودن را نمی توان در مورد چیزهایی که مرکب از اجزای فراوانند به کار برد. مثلا یک عقیده منفرد ممکن است باطل باشد اما تمام تفکرات یک انسان که شامل عقاید صحیح و غلط ممکن باشد را نمی توان یکجا باطل نامید. در مورد جوامع انسانی، قومیت ها و کشور ها هم همینطور است. نمی توان با یک برچسب واحد آنها را تعریف کنیم. تنهامیتوانیم بگوییم میزان انحراف کم یا زیاد است.
ج- تمام عقلای ما بر این عقیده هستند که دنیا را نباید با عینک سیاه و سفید دید. چون در این صورت تلاشی برای اصلاح طیف خاکستری انجام نمی دهیم و از تیرگی ها نمی کاهیم. چون آنها را برنمی تابیم و فقط حذف می کنیم. این حذف کردن دیگران بسیار خطرناک است. بر اساس همین دیدگاه حذفی وهابی ها ریختن خون دیگران را جایز می دانند.
ج- اگر همه چیز را بامعیار حق و باطل قضاوت کنیم ممکن است به ناحق بر اساس استدلالی که فاقد اجماع نظر علما باشد به چیزی برچسب باطل بزنیم و این باعث آسیب به اصل دین شود. فراموش نکنیم که تنها خداوند از ذات همه چیز خبر دارد و متاسفانه امام معصوممان هم در حال حاضر غایب است. پس بیشتر تحمل کنیم و اگر ذره ای روشنی در چیزی یا کسی ببینیم امید داشته باشیم و تلاش کنیم که آن روشنی و آن خوبی را گسترش دهیم.
خدا بهمون رحم کنه
به نظر من مردم ایران ذاتا به دنبال اعتدال نیستند و عمل انقلابی را میپسندند. مثلا برخی به کسی که میانه رو باشد، میگویند بیغیرت است. انتخاب رییس جمهور پیشین هم با همین امر قابل توجیه است و انتخاب رییس جمهور جدید هم به دلیل واکنش به ناکامی فرد انقلابی بوده است همان طور که در این نوشتار هم آمده است. به هرحال، اعتدال موقتی است و در کشور غیرمیانه رویی مثل ایران ماندنی نیست.
امت مقتصد در قرآن مگر به معنی اعتدال و میانه روی نیست؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تیتر خوبی نیست پس متن قرآن در مرد امت وسط یعنی چه یعنی بین حق وباطل
اکثر ما انسان کامل نیستیم و دارای عیب و حسن هستیم. اما عادت داریم حسنهای خود و عیبهای دیگران را ببینیم. انتقاد کنیم و انتقاد دیگران را نشنویم.نظر خود را بر نظر دیگران ترجیح دهیم. در اختلاف نظرها به خود حق دهیم و از دیگران بخواهیم خودشان را تغییر دهند .
اعتدال یعنی پیرو کامل حق یعنی عمل به تمام دستورات قرآن... برخی به بعضی آیات که به نفعشان است عمل می کنند و به برخی که به ضررشان است عمل نمی کنند.
اعتدال یعنی سخن راست گفتن حتی اگر به ضررت باشد. اعتدال یعنی یکسان بودن همه در برابر قانون حتی اگر فرزندت باشد.
اعتدال یعنی تسلیم سخن حق حتی اگر از زبان دشمنت باشد.
اعتدال یعنی تحمل سخن مخالف و انتقادات دیگران.
اعتدال یعنی دیدن عیبهای خود وحسنهای دیگران....
کلمه منافق که ایجا بکار بردید بعد از خوندن متن متوجه شدم منظورتون چیه
ولی بنظر من هر دولت افراطی که سر کار بیاد، بخاطر ماهیت افراطی و قدرت طلبی خودش بجز چند نفر، فقط افراد قدرت طلب رو دور خودش جمع میکنه و خواهی نخواهی، میشه دولت منافقین، و مخصوصا در نظام ما نام اسلام رو هم یدک میکشه، کسانی سر قدرت می آن که حتی حاضر هستند با تظاهر به اسلام و ائمه و معصومین و شهدا، به قدرت برسند.
که متاسفانه دیدیم که با نام اسلام و قدرت اسلام و ...... چقدر از بیت المال حیف و میل شده
چه 3000 میلیارد
چه 17 هزار میلیارد و چه 9000 میلیارد و شاید هزاران میلیاردی که فعلا سر و صدای از اونها نیست
پس بنظر من، منافق در حکومتهای افراطی بیشتر میتونه جا بگیره تا در حتی تفریط و در اعتدال کمتر
تنها راهی که به شکست می انجامدتلاش نکردن است وانسان همان می شودکه اغلب به آن فکرمی کند.
باسلام به همه كسانيكه راه اعتدال را راه منتج به پيروزي ميدانند فكرميكنم يك معنيو استنتاج از اعتدال گرايي گرايش مستقيم ولاينفك عدالت خواهي وگسترش عدالت در جامعه است كه ازنظر مفسرين وشايد بعضي ازمغرضان پوشيده مانده وبان توجهي نشده است بنظرمن اولين منظور دولت اعتدال گرا همين مطلب بوده است
بنظر بنده این اقای سیاستمدار کلمه اعتدال را منافقانه معرفی نموده اند؟
امام صادق.لا جبر ولا اختیار بل امرا بین امرین.این مقاله شیطنت دارد.نه افراط نه تفریط.نه چپ نه راست.نه شمال نه جنوب.خیر الامور اوسطها. امت وسط.حالا که انقلاب به غلطک افتاد ومرد م امیدوار شدند.یاس وتردید در دل مردم نیندازید.سیاهنمایی نکنید.
کلمه منافق که ایجا بکار بردید بعد از خوندن متن متوجه شدم منظورتون چیه
ولی بنظر من هر دولت افراطی که سر کار بیاد، بخاطر ماهیت افراطی و قدرت طلبی خودش بجز چند نفر، فقط افراد قدرت طلب رو دور خودش جمع میکنه و خواهی نخواهی، میشه دولت منافقین، و مخصوصا در نظام ما نام اسلام رو هم یدک میکشه، کسانی سر قدرت می آن که حتی حاضر هستند با تظاهر به اسلام و ائمه و معصومین و شهدا، به قدرت برسند.
که متاسفانه دیدیم که با نام اسلام و قدرت اسلام و ...... چقدر از بیت المال حیف و میل شده
چه 3000 میلیارد
چه 17 هزار میلیارد و چه 9000 میلیارد و شاید هزاران میلیاردی که فعلا سر و صدای از اونها نیست
پس بنظر من، منافق در حکومتهای افراطی بیشتر میتونه جا بگیره تا در حتی تفریط و در اعتدال کمتر
اشتباه بزرگى كه تحليلگران امروز ميكنند و مدعى هستند مردم به اعتدال يا حد وسط يا نظائر اين تعبيرات راى دادند اينست كه توجه نميكنند اقاى روحانى خيرالموجودين بود واگر مثلا اقاى هاشمى يا كانديداى شاخص ديگرى مثل خاتمى در صحنه بودند قطعا راى بيشترى مياوردند. بنابر اين تحليهاى ارائه شده بدون در نظر گرفتن اين واقعيت يك اشتباه محض است
سلام به تمامي دوستان
عزيزان بهترين سياست اعتدال و اعتدال گري است به آقاي روحاني تبريك ميگوييم بخاطر شعارخوب اعتدالش .
این یک شعار نیست! یک اعتقاد قلبی است که با آمدن دکتر روحانی در دل مردم دوباره زنده شد.
درود بر دولت تدبیر و امید
کاش فقط به شعارها دلخوش نمي کرديم
با عملکردها در سالهای اخیر می توان به راحتی حق را از باطل تشخیص داد دیگر نیازی به میانه روی نیست این یک عبارتی است جهت توجیه اهل باطل برای خروج از بحران
مر گ بر منافق معتدل نما
متتنش خیلی سخت گفته شده! به نظرم میشه از زبان ساده استفاده کرد و احتیاجی به این الفاظ قلمبه سلمبه! نیست
خیرالامور اوسط ها آیا آقایان محترم این چند کلمه را قبول دارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه مسایل دین رو میشه به رای گذاشت؟
این چه استدلالیه؟
اگر حرکت بین حق و باطل معنی اعتدال بده معنیش اینه که آدم معتدل یه آدم منافقه.
موافقم.
باید رفت توکار وسط
وسطشو بگیر و برو جلو
خب سیاست یعنی دورویی
سیاست صداقت نمیشناسه
شاید این صفات در زندگی و روابط اجتماعی زشت و ناپسند باشند ولی در سیاست معنا و مفهوم دارند، همانطور که کشتن در میدان جنگ معنا و مفهوم پیدا میکند!
به نظر من انسان باید گفتار و کردار هر دو طرف را دقیقا" " مطالعه بکند و با عقل و معلومات ودرایت خود بسنجد و بدنبال نتیجه ارزشیابی خودش برود . صحیح نیست کور کورانه ازاین یا از ان طرفداری بکند .
منافق یعنی چه و چه کسی جز خدا می تواند باطن افراد را تشخیص دهد؟
آقای خیلی با اطلاع، خداوند تو قرآن ویژگیهای انسان منافق رو ذکر کرده!
الکی ژست روشنفکری نگیر که گوشمون ازین حرفا پره.
- خصوصیات عقیدتی: عدم اتخاذ موضعی مشخص در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان (بقره/ ۲۰۴ و منافقون/ ۲;)
- خصوصیات عبادی: عبادت از روی ریا و عدم اعتقاد، ایستادن به نماز همراه با تنبلی و بی حالی (نساء/۱۰۸ و ۱۴۱ – ۱۴۳ و توبه/ ۵۴;)
- خصوصیات اجتماعی: امر به منکر و نهی از معروف (توبه/ ۶۷)، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، افساد در پوشش اصلاح و نیرنگ بازی و چند چهرگی (بقره/ ۱۰-۸) دارای قیافه حق به جانبند و سعی دارند که مردم را تحت تاثیر قرار دهند (منافقون/ ۵-۱)، تضعیف باورهای دینی و شبهه افکنی (آل عمران/ ۱۵۴، احزاب/۱۲)، تحقیر مومنان (بقره/ ۱۴، توبه/ ۷۹، هود/ ۲۷ و شعراء/ ۱۱۱) و سوگند بسیار برای باوراندن حرف خود به مردم (توبه/ ۵۶ و منافقون/ ۲٫)
- خصوصیات اخلاقی: عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل (احزاب/ ۱۹، منافقون/ ۷، توبه/ ۶۷)، لجاجت (بقره/ ۱۸ و اعراف/ ۱۷۹)، خودبزرگ بینی (بقره/ ۲۰۶)، پیروی از هوای نفس (محمد/ ۱۶)، توجیه گناه (نساء/ ۶۲٫)
- خصوصیات سیاسی: دوستی با بیگانگان (مجادله/ ۱۴)، فتنه انگیزی (توبه/ ۴۸-۴۷)، فرصت طلبی (نساء/ ۱۴۱، احزاب/ ۲۰-۱۹)، ایجاد جنگ روانی (نساء/ ۸۳ و احزاب/ ۶۰)، نپذیرفتن حکومت دینی (نساء/۶۰- ۶۱) و مخالفت عملی با دستورات ولایت (نور/ ۶۲ – ۶۳٫)
اتفاقا اصطلاح اعتدال در سخنان بزرگان دینی و سیاسی کشور به کرات آمده پس تفاوت زیادی بین اعتدال و نفاق است کسانی که نفاق را همان اعتدال می دانند کسانی هستند که در انتخابات شکست خوردند و در پی بدبین کردن مردم به دولت هستند که شکست خواهند خورد
آیا حرکت بین خطوط میشود اعتدال؟
حرکت بین حق و باطل میشود اعتدال یا نفاق؟؟؟
وقتی وزیر دولت میگه منظور ما از اعتدال یعنی حد وسط ارسطویی، دیگه چه انتظاری هست؟
حد وسط ارسطویی یعنی حرکت بین حق و باطل که یعنی نفاق!
بهتره لال مونی بگیرم!
چرا؟
بهتره در باره ی دلایل تورم 40درصدی کمی توضیح بدی؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.