گرد و غبار و شهروندان درجه 2 و 3
دکتر مهدي قمشي

بيشک يکي از اهداف اساسي نظام جمهوري اسلامي ايجاد عدالت در همه ابعاد آن است. پيش درآمد همه اينها البته رعايت عدالت در حقوق شهروندي است که در آن ارزش جان و مال انسانهايي که در جامعهاي به نام ايران زندگي ميکنند يکسان و يا تا حدودي يکسان ارزيابي شود و چيزي به نام شهروند درجه يک و دو و سه واقعيت نيابد و يا احساس نشود.
اجازه دهيد قبل از ورود به بحث اصلي نمونهاي از تبعيض بين شهروندان نظام در بعد اطلاع رساني را ذکر کنم که عليرغم گذشت چندين سال از آن هنوز به عنوان نقطه تاريکي در ذهنم باقي مانده است.
ماجرا به چند سال پيش بر ميگردد که در حال خواندن يکي از روزنامههاي صبح کشور بودم. يکي از ويژگيهاي منحصر به فرد اين روزنامه، صفحه حوادث آن بود که روزانه مطالب خواندني زيادي داشت و من نيز حتما مطالب آن صفحه را ميخواندم.
ماجراي اصلي صفحه که بيش از يک چهارم صفحه را نيز پوشانده بود، از اين قرار بود که در يکي از خيابانهاي تهران، پاي خانمي که در حال عبور از خيابان و در حال عبور از روي ورودي درب فلزي مجراي فاضلاب بوده از ميلههاي فلزي عبور کرده و گير کرده است. براي رهايي اين خانم، تيم آتشنشاني وارد عمل شده و با بريدن ميلههاي فلزي پاي اين خانم را آزاد كرد و البته در اين حادثه، پاي آن خانم محترم جراحاتي را متحمل ميشود.
در آن نوشتار، گزارش به همين جا ختم نشد و خبرنگار روزنامه، به موشکافي دقيق مطلب پرداخته بود و مصاحبههايي با مأموران آتشنشاني انجام داده و علت بروز اين حادثه را دنبال کرده و سعي در يافتن مقصر اصلي اين حادثه داشت تا مشخص نمايد که مقصر اصلي شرکت آب و فاضلاب است يا شهرداري.
پس از خواندن مطلب اصلي صفحه حوادث به صورت گذرا مطالب حاشيه کناري همان صفحه را که معمولا ارزش کمتري داشته و با فونت ريز نوشته ميشوند را مرور کردم که يک خبر آن مرا ميخکوب کرد.
حادثه بسيار کوتاه و با چند کلمه بيان شده بود، بدين مضمون «سه تن از عشاير غرب کشور بر اثر عبور از يک ميدان مين کشته و عدهاي از آنان نيز مجروح شدند» تعجب من نه از حادثهاي بود که در آن عدهاي کشته و مجروح شده بودند، چرا که از اين دست اخبار ناخوشايند بسيار شنيده و خوانده بودم. تعجب که چه عرض کنم، به قول معروف داشتم شاخ در ميآوردم از اينکه اين تبعيض در ارزش جان مردم را در يك رسانه مطالعه ميکنم.
هر دو خبر در مورد مردم عادي اين نظام است، در هر دو شهروندان نظام دچار حوادث غير مترقبهاي شدهاند؛ در خبر اول يک نفر جراحاتي برداشته و در خبر دوم چند نفر جان خود را از دست دادهاند، اما تبعيض در حقوق شهروندي باعث اين تفاوت در انعکاس خبر آنها در آن جريده ميگردد. بنابراين بر من خرده نگيريد اگر بگويم مردمي که در تهران زندگي ميکنند، شهروندان درجه يک محسوب شدهاند و عشاير غيور درجه سه و يا حتي چهار.
نميخواهم تنها با نقل اين ماجرا نتيجه کلي گرفته و آن را به همه ارکان نسبت دهم اما من که همه دوران جنگ را ديده و آن را لمس کردهام دلايل ديگري دارم و هنوز به خوبي به ياد دارم که مردم جنگ زدهاي را که از جنوب کشور به استانهاي ديگر پناه ميبردند تا مدتها با عناوين «خاليکنندگان سنگر مقاومت» مورد شماتت و بياحترامي قرار ميدادند و تا زماني که شهروندان درجه يک مورد حمله قرار نگرفتند کسي مسأله جنگزدگان را به عنوان امري مهم و قابل درک مورد رسيدگي قرار نداد و يا در همان زمان، وقتي هيأت دولت و مجلسيان همه لباس نظامي پوشيدند که شهروندان درجه يک مورد تعرض دشمن قرار گرفتند.
با اين مقدمه نسبتا طولاني، ميخواهم از همين نگاه به مسأله روز خودمان بپردازم؛ يعني مسأله گردوغبار که نزديک به دو سال است گريبان مردم خوزستان و ديگر استانهاي جنوبي را گرفته است.
همه ميدانيم اين مسأله در سالهاي گذشته وجود نداشته است و تنها نزديک به دو سال است به عنوان پديدهاي جديد به معضلات زندگي مردم افزوده شده است و در سال جاري نيز از بهمن ماه به طرز بيسابقه و عجيبي شروع شده است.
آمار کلي حاکي از آن است که در چهار ماهه اول سال جاري بيش از 70 روز گردو غبار شديد زندگي در استانهاي خوزستان، ايلام، بوشهر و هرمزگان را مختل نموده است. ميزان گردو غبار در بيشتر اين روزها بيش از ده برابر حد مجاز آن بوده است.
اجازه دهيد قبل از ورود به بحث اصلي نمونهاي از تبعيض بين شهروندان نظام در بعد اطلاع رساني را ذکر کنم که عليرغم گذشت چندين سال از آن هنوز به عنوان نقطه تاريکي در ذهنم باقي مانده است.
ماجرا به چند سال پيش بر ميگردد که در حال خواندن يکي از روزنامههاي صبح کشور بودم. يکي از ويژگيهاي منحصر به فرد اين روزنامه، صفحه حوادث آن بود که روزانه مطالب خواندني زيادي داشت و من نيز حتما مطالب آن صفحه را ميخواندم.
ماجراي اصلي صفحه که بيش از يک چهارم صفحه را نيز پوشانده بود، از اين قرار بود که در يکي از خيابانهاي تهران، پاي خانمي که در حال عبور از خيابان و در حال عبور از روي ورودي درب فلزي مجراي فاضلاب بوده از ميلههاي فلزي عبور کرده و گير کرده است. براي رهايي اين خانم، تيم آتشنشاني وارد عمل شده و با بريدن ميلههاي فلزي پاي اين خانم را آزاد كرد و البته در اين حادثه، پاي آن خانم محترم جراحاتي را متحمل ميشود.
در آن نوشتار، گزارش به همين جا ختم نشد و خبرنگار روزنامه، به موشکافي دقيق مطلب پرداخته بود و مصاحبههايي با مأموران آتشنشاني انجام داده و علت بروز اين حادثه را دنبال کرده و سعي در يافتن مقصر اصلي اين حادثه داشت تا مشخص نمايد که مقصر اصلي شرکت آب و فاضلاب است يا شهرداري.
پس از خواندن مطلب اصلي صفحه حوادث به صورت گذرا مطالب حاشيه کناري همان صفحه را که معمولا ارزش کمتري داشته و با فونت ريز نوشته ميشوند را مرور کردم که يک خبر آن مرا ميخکوب کرد.
حادثه بسيار کوتاه و با چند کلمه بيان شده بود، بدين مضمون «سه تن از عشاير غرب کشور بر اثر عبور از يک ميدان مين کشته و عدهاي از آنان نيز مجروح شدند» تعجب من نه از حادثهاي بود که در آن عدهاي کشته و مجروح شده بودند، چرا که از اين دست اخبار ناخوشايند بسيار شنيده و خوانده بودم. تعجب که چه عرض کنم، به قول معروف داشتم شاخ در ميآوردم از اينکه اين تبعيض در ارزش جان مردم را در يك رسانه مطالعه ميکنم.
هر دو خبر در مورد مردم عادي اين نظام است، در هر دو شهروندان نظام دچار حوادث غير مترقبهاي شدهاند؛ در خبر اول يک نفر جراحاتي برداشته و در خبر دوم چند نفر جان خود را از دست دادهاند، اما تبعيض در حقوق شهروندي باعث اين تفاوت در انعکاس خبر آنها در آن جريده ميگردد. بنابراين بر من خرده نگيريد اگر بگويم مردمي که در تهران زندگي ميکنند، شهروندان درجه يک محسوب شدهاند و عشاير غيور درجه سه و يا حتي چهار.
نميخواهم تنها با نقل اين ماجرا نتيجه کلي گرفته و آن را به همه ارکان نسبت دهم اما من که همه دوران جنگ را ديده و آن را لمس کردهام دلايل ديگري دارم و هنوز به خوبي به ياد دارم که مردم جنگ زدهاي را که از جنوب کشور به استانهاي ديگر پناه ميبردند تا مدتها با عناوين «خاليکنندگان سنگر مقاومت» مورد شماتت و بياحترامي قرار ميدادند و تا زماني که شهروندان درجه يک مورد حمله قرار نگرفتند کسي مسأله جنگزدگان را به عنوان امري مهم و قابل درک مورد رسيدگي قرار نداد و يا در همان زمان، وقتي هيأت دولت و مجلسيان همه لباس نظامي پوشيدند که شهروندان درجه يک مورد تعرض دشمن قرار گرفتند.
با اين مقدمه نسبتا طولاني، ميخواهم از همين نگاه به مسأله روز خودمان بپردازم؛ يعني مسأله گردوغبار که نزديک به دو سال است گريبان مردم خوزستان و ديگر استانهاي جنوبي را گرفته است.
همه ميدانيم اين مسأله در سالهاي گذشته وجود نداشته است و تنها نزديک به دو سال است به عنوان پديدهاي جديد به معضلات زندگي مردم افزوده شده است و در سال جاري نيز از بهمن ماه به طرز بيسابقه و عجيبي شروع شده است.
آمار کلي حاکي از آن است که در چهار ماهه اول سال جاري بيش از 70 روز گردو غبار شديد زندگي در استانهاي خوزستان، ايلام، بوشهر و هرمزگان را مختل نموده است. ميزان گردو غبار در بيشتر اين روزها بيش از ده برابر حد مجاز آن بوده است.

هر چند از تلفات احتمالي مردم بر اثر اين مسأله خبري در دست نيست اما ميزان مراجعات بيماريهاي تنفسي و پوستي به بيمارستانها به شدت افزايش يافته است و شائبه احتمال آلودگيهاي راديواکتيو بر هراس مردم افزوده است.
به ياد دارم همزمان با گردوغبار شديدي که در طول تابستان گذشته شاهد بوديم، مسأله فرو ريختن يک ساختمان هفت طبقه خالي از سکنه در سعادتآباد تهران، موضوع نخست رسانه ملي و ديگر رسانهها بود!
حادثه را همه ميدانيم اما نوع نگاه رسانهاي را مقايسه کنيد. انعکاس آن در جرايد و ميزان پوشش خبري و تحليلي رسانه ملي را مرور کنيد و تفاوت را مقايسه کنيد.
بحث من اين نيست که حادثه فرو ريختن يک ساختمان خالي در تهران نبايد مورد بررسي قرار گيرد که نه اتفاقاٌ حق مطلب ادا شد و البته بايد در برنامههاي مختلف سيما، رئيس نظام مهندسي کشور، رئيس کميسيون عمران مجلس، رئيس کميسيون قضايي مجلس و همه مسئولان شهرداري کشانده ميشدند و مورد سوال قرار ميگرفتند که مقصر کيست و چگونه بايد اطمينان حاصل کرد که از اين اتفاقات ديگر تکرار نشود و بايد در رسانهها آن را فاجعه يا تراژدي خواند و امثالهم.
اما چرا پديده گردوغبار شديد که گستره آن جمعيتي نزديک به ده ميليون نفر از جمعيت کشور را در بر گرفته و زندگي آنان را مختل نموده و بهداشت و سلامتي آنان را در معرض خطر قرار داده مورد توجه قرار نمي گيرد و علل آن بررسي نمي شود و کسي مورد سوال قرار نمي گيرد و پاسخگويي يافت نميشود.
آيا براي اينکه اين مشکل به صورت جدي توسط مسئولان کشور مورد رسيدگي و توجه قرار گيرد بايد منتظر ماند تا گستره آن دامان شهروندان درجه يک پايتخت را بگيرد؟ پس بايد حق داد که تساوي حقوق شهروندي تنها به صورت يک آرزو در ذهنها باقي بماند.
به ياد دارم همزمان با گردوغبار شديدي که در طول تابستان گذشته شاهد بوديم، مسأله فرو ريختن يک ساختمان هفت طبقه خالي از سکنه در سعادتآباد تهران، موضوع نخست رسانه ملي و ديگر رسانهها بود!
حادثه را همه ميدانيم اما نوع نگاه رسانهاي را مقايسه کنيد. انعکاس آن در جرايد و ميزان پوشش خبري و تحليلي رسانه ملي را مرور کنيد و تفاوت را مقايسه کنيد.
بحث من اين نيست که حادثه فرو ريختن يک ساختمان خالي در تهران نبايد مورد بررسي قرار گيرد که نه اتفاقاٌ حق مطلب ادا شد و البته بايد در برنامههاي مختلف سيما، رئيس نظام مهندسي کشور، رئيس کميسيون عمران مجلس، رئيس کميسيون قضايي مجلس و همه مسئولان شهرداري کشانده ميشدند و مورد سوال قرار ميگرفتند که مقصر کيست و چگونه بايد اطمينان حاصل کرد که از اين اتفاقات ديگر تکرار نشود و بايد در رسانهها آن را فاجعه يا تراژدي خواند و امثالهم.
اما چرا پديده گردوغبار شديد که گستره آن جمعيتي نزديک به ده ميليون نفر از جمعيت کشور را در بر گرفته و زندگي آنان را مختل نموده و بهداشت و سلامتي آنان را در معرض خطر قرار داده مورد توجه قرار نمي گيرد و علل آن بررسي نمي شود و کسي مورد سوال قرار نمي گيرد و پاسخگويي يافت نميشود.
آيا براي اينکه اين مشکل به صورت جدي توسط مسئولان کشور مورد رسيدگي و توجه قرار گيرد بايد منتظر ماند تا گستره آن دامان شهروندان درجه يک پايتخت را بگيرد؟ پس بايد حق داد که تساوي حقوق شهروندي تنها به صورت يک آرزو در ذهنها باقي بماند.
• عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من در اهواز زندگی می کنم و تمام این مشکلات رو از نزدیک حس میکنم.به واقع زندگی مردم خوزستان با معضلات گره خورده. علاوه بر مشکل گرد و غبار, مشکلاتی نظبر گرمای شدید و کم آبی , فضای سبز بسیار ضعیف, فضاهای تفریحی کم, صف های طولانی گاز و بنزین و... هم زندگی رو برای ما سخت و سخت تر کرده است. همانطور که گفتید مشکل گرد و غبار زمانی حل میشه که به تهران و اصفهان کشیده بشه. درست مثل جنگ که .....
بسیار بسیار متشکرم
کاش همه اونایی که از خوزستان بیرون رفتنو دستشون به یه جایی تو این مملکت بنده یک صدم شما احساس مسئولیت میکردن!!!!!!!!
خوزستان خوبه وزیبا البته نفت و ثروتش ولا غیر کاش مشکل فقط گرد وغبار بود که معلوم نیست آلوده به چه موادیه.آب شرب ما هم دست کمی از گردوغبار نداره .بیکاری همچنین و.........
هموطن : "ایران" یعنی "تهران" !
خوزستانی های عزیزهرچقدر میتوانید در این سایتها نظر بدهید.اقلا این کار را که میتوانیم بکنیم
قربان این تکنولوژی جدید
ای کاش ما شهروند درجه 2یه 3 بودیم.واقعیت این است که ما اصولا شهروند حساب نمیشویم
با سلام
اين وظيفه نمايندگان استانهاي مرزي است كه همگي يك دست از دولت بخواهند مشكل را حل كند . امامتاسفانه نمايندگاني شجاع از اين استانها ظاهرا" يافت نشده است. آيا اين وظيفه استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز است كه مشكل را مطرح و ريشه يابي كند ؟؟؟ آيا نمايندگان استانهاي مرزي مذكور فقط به بايد به فكر گرفتن راي و صعود به مجلس شوراي اسلامي باشند. آيا ايشان درك نمي كنند كه الان بزرگترين مشكل استانهاي مرزي جنوبي و غربي همين مشكل است . تعداد اعتراضات در زير اين خبر بيانگر اوج بروز معضل است...آما كجاست گوش شنوا . آلان كه همه آقايان صرفا به فكر انتخابات هستند.
یکی از دلایلی که مردم نسبت به مسئولین دلسرد هستن همین توجه بیش از حد آقایان به تهران و هزینه کردن سهم مردم ایران در این شهر هست به امید تحدی نظر در این رویه غلط....
خدایابه حق یوزرسیف گردوغباررابه تهران برسان بلکه مسولین نیزازاین نعمت ارسالی بی نصیب نمانندوراه چاره ای بیندیشند....الهی آمین
انتظار ما از مسئولین استان خیلی بیش از این بود....
حل اين معضل نياز به مديريت صحيح در بحران دارد كه متاسفانه از سوي نمايندگان مجلس.استاندار.فرماندار و غيره هيچ گونه توجه اي ديده نمي شود پس چگونه مي توان انتظار داشت صداي اين مردم مظلوم را كسي بشنود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حضرت عباسی من خوزستانی نیستم اما دلم برای این ملت می سوزد که حتی آب در ست و حسابی برای خوردن هم ندارند
با سلام
اميدوارم مسؤلين امر به جد به دنبال حل معضل باشند در غير اينصورت روند مهاجرت از اين استانها خصوصا استان خوزستان-كه شروع هم شده است-شتاب ميگيرد و اين مساله كوچكي نيست
جناب آقاي دكتر
خوشحالم كه يك نفر بالاخره جرات نوشتن اين مقاله را به خودش داد.صحبت از عدالت شده ،شما ميتوانيد نماد كامل عدالت و حمايت از مردم محروم و مستضعف را در اين خطه به عينه ببينيد !!!!!!!واقعا نبايد كسي به فكر اين مردم زحمت كش و بي ادعا باشه؟؟؟فقط پايتخت نشين ها نفت و گاز و.. اينجا رو ميخوان؟؟؟خدا كند كه بيائي و .................
من هم خودم یه زمانی توی وبلاگم نوشته بودم که جز تهرانی ها دیگه بقیه ایرانیها بخصوص خوزستانی ها ایرانی حساب نمیشند. تا حالا یه لیوان از آب خوزستان نوش جون کردید؟ مزه ی لجن میده. حالا این آب اینطوریه اینا میان فکر هوا بکنن؟ نفت ما رو می برن جاش چی میدن؟ همش دارن مارو میدوشن. اقا بسه دل ما خونه بیشتر از این نمیتونیم حرف بزنیم چون الکی خودمون غصه دار میشیم. فکر کردی کسی میاد نظرای مارو بخونه؟
معمولا در كشورها و تا اندازه اي در كشور ما توسط نهادهاي ذيربط هزينه هاي زيادي براي جمع آوري آمار و نظرات مردم در زمينه هاي مختلف مي شود، در ذيل موضوع گرد و غبار خوزستان و ساير استانهاي جنوبي اينهمه نظر و درد و دل هم وطنانان آمده است كه مسولين محترم بدون هيچ هزينه اي و صرفا از طريق اين سايت مي توانند به آن دسترسي داشته باشند، لذا استدعا دارم اگر استاندار ، نمايندگان و ساير مسولين رده بالا مشاورين يا دوستاني دارند كه اين نظرات را ملاحظه كرده اند به اطلاع آنان برسانند بلكه پي گيري جدي تري براي رفع مشكل صورت پذيرد . هر وقت با اين پديده مواجه مي شوم يادم به زمان جنگ مي افتد كه بعنوان يكي از فرزندان متعصب انقلاب با بسياري افراد كشمكش لفظي پيدا مي كردم كه در برابر موشك ها و بمباراني كه در خوزستان اتفاق مي افتاد صدام را لعنت مي كردند كه چرا نمي داند براي قبول قطعنامه كجا را بزند و مي گفتند اگر صدام تهران را بزند تكليف جنگ زود روشن مي شود .الان من مانند بسياري عزيزان كه نظرشان را اينجا ملاحظه كردم فقط دعا مي كنم خداوند گردو غبار را به تهران هدايت كند تا مسولين ما براي آن راه حل پيدا كنند و هميشه در اين فكرم كه چگونه مي توانيم خودمان اينكار را بكنيم ، حضرت سليمان نيستيم كه به باد امر كنيم ولي دلي شكسته داريم كه مي توان با استعانت از باريتعالي از او بخواهيم نه از راه دشمني كه از راه دوستي ميهن و مردم دردكشيده ، مسير گرد و خاك را به سوي تهران هدايت كند . وگرنه هزاران سايت تابناك هم به ميدان بيايند و هزاران بيمار تنفسي ا زدنيا بروند مطمئن باشيد كه آب از آب تكان نمي خورد.پس بخوانيم دعاي امن يجيب ...
تا اين گرد و خاك به بهارستان و اهالي مجلس نرسه كسي به فكر ما نيست !!!
در تکمیل فرمایشات هموطن 30 سال ساکن اهواز باید عرض کنم این پدیده عملا" مربوط به از بین رفتن پوشش گیاهی به هر علت در صحرای عربستان کویت و عراق می باشد بنده در شهر بوشهر ساکن هستم و هر بار این معضل در این منطقه کمتر از اهواز بوده است می توان نتیجه گرفت که منشا عمده تر کشور عراق می باشد مسوولان کشور با استفاده از دیپلماسی و رسانه های قوی کشور این موضوع را باید به اطلاع جهانیان برسانند و از آمریکا که مسوولیت این کشور را بر عهده دارد پاسخ بخواهند.
شايد بجاي دنبال مقصر گشتن. اقاي نويسنده مقاله كه خود عضو هيات علمي دانشگاه ميباشند ازصدها دانشجوي وكادر علمي دانشگاه كمك بگيرندوبه عنوان پروژه تحقيقات موضوع را مطالعه ونتيجه رامنتشر نمايند تامسولين نيزبه فكر واقدام وادار شوند
درود بر شما دکتر من از بوشهر هستم کارمند شرکت گاز در عسلویه کارمند که چه عرض کنم کارگر .عسلویه ای که اینهمه روی ان مانور می دهند.الودگی هوا در عسلویه غیر از گردوخاکی که فرمودید شامل انواع مواد شیمیایی است موادی که آثار آن روی بدن انسان در عسلویه نباید بررسی یا اطلاعات آن پخش شود.ما در جنوب زندگی می کنیم بدون ذره ای استفاده از منابع گاز و نفت شاید به قول دوستمان ما جزء ایران نیستیم
جناب آقاي دكتر
آيا خوزستان و عشاير در اين پديده بي تقصير هستند؟
عشاير عزيز دست از كشاورزي شسته اند و به شغلهاي كاذب روي آورده اند.
در ايام قديم، با كرايه دادن زمينهاي كشاورزي به عزيزان سخت كوش استانهاي همجوار توسط عشاير، روحيه كشت و كار در استان وجود داشت.
اما در سالهاي اخير به دليل نا امني هاي مالي و جاني در خوزستان (كه علت آن را حضرتعالي بهتر از من ميدانيد) ديگر حاضر به كشاورزي و سرمايه گذاري نمي باشند.
زمينهاي قابل كشت خوزستان اكنون بدون پوشش گياهي مي باشند.
بياييد بجاي اين مقايسه ها، در فكر تقويت بخش كشاورزي و حمايت بيش از پيش دولت باشيم.
آقاي دكتر تبعيض كه شاخ و دم ندارد ما خوزستانيها حتي شهروند درجه 3 هم محسوب نميشويم حاي آنكه قسمت اعظم بودجه كشور كه از نفت است را استان ما تامين مي كند مردم ساكن در خوزستان فقط براي زنده ماندن تقلا مي كنند نه براي زندگي يادتان هست رودخانه خروشان كارون كه الان به لجنزاري تبديل شده و بوي تعفن از آن متصاعد ميشود آيا از آب به اصطلاح شرب اهواز آبادان خرمشهر نوشيده ايد آيا بوي تعفن اين آب مشامتان را نمي آزارد.آيا اين همان آبي نيست كه به گفته يك آزمايشگاه خارجي گفته بود "توصيه مي شود اين آب را به دامهاي خود ندهيد" ما را از دو نعمت الهي آب و هوا محروم نموده اند نميدانم چه كساني ولي از خدا مي خواهم مسببان را از نعمت زنده ماندن محروم گرداند.
سوالي برام پيش اومده!
مقاله ائي اينچنيني نوشته ميشه با محتوا...
كامنت هائي نوشته ميشه از سر دلسوزي ...
آيا گوش شنوا و چشم بينائي هم اونها رو ميخونه؟ ازشون اطلاع داره؟
با توجه به گزارشهای هواشناسی تلویزیون کویت این مه خاک الود از غرب افریقایعنی مراکش تاخاورمیانه گسترده است وشاید بودنش در زمستان وبعداز چندروزبارندگینشانه یک پدیده نو ظهوری باشدبه گزارشهای تلویزیون کویت که مستقیما از این کشورها پخش میشود بایدتوجه کردخبرنگاران صدا وسیما بیشتر به مسایل سیاسی توجه میکنند..متاسفانه
آقاي دكتر
ما توي خوزستان داريم خط ميكشيم رو ديوار،هميشه روزي يكبار
پدیده فرسایش بادی به عنوان یکی از واقعیتهای انکار ناپذیر مناطق خشک محسوب شده و کنترل آن همواره باید مورد توجه دست اندر کاران برنامه های توسعه ای قرار داشته باشد.اتفاقا کشورما بعنوان یکی از پیشرو ترین کشورها در زمینه تثبیت ماسه های روان وکنترل این پدیده محسوب میشود که تا کنون بیش از یک میلیون هکتار از عرصه ها وتپه های ماسه ای در استانهای دارای اقلیم گرم وخشک که خوزستان هم در زمره آنهاست تثبیت وتبدیل به عرصه های جنگلی شده است.ولی بنظر میرسد به دلیل دست کم گرفتن معضل وکم توجهی برای مهار آن این موضوع به معضل به ظاهر لاینحلی جلوه نموده است. در صورتی که با توجه به توان بالای کارشناسی کشور در این زمینه راهکارهای مقابله با آن کاملا روشن وابزار آن نیز در داخل کشور فراهم است وهمانطور که یکی از دوستان اشاره نمود سالها پیش کارشناسان ایرانی برای حل این مشکل در ابو ظبی به کمک کشور امارات شتافته وپروژه اجرا نموده اند.
اتفاقا اینکار در خوزستان کاملا تجربه شده و این استان در این زمینه پیشقدم نیز بوده و از توان کارشناسی بالایی نیز برخوردار است . ایجاد حدود یکصد هزار هکتارجنگل در ماسه زارهای اطراف شهرهای اهواز ،سوسنگرد،بستان ،شوش و....که اکنون بصورت جنگل انبوه درآمده اند گواه صادقی بر این مدعا میباشد و پارک جنگلی گمبوعه اهواز نیزکه روزگاری جزو ماسه زارها بوده اکنون با همت وتلاش دست اندر کاران مبدل به عرصه با صفایی شده که اهالی اوقات فراغت خود را در سایه سار در ختان انبوه آن سپری میکنند.
جالب اینکه چند سال قبل به همت کارشناسان دست اندر کار، مناطق در معرض گرد وغبار و منشاء آنرادر استانهای بیابانی کشور طی یک طرح مطالعاتی با عنوان شناسایی کانونهای بحرانی فرسایش بادی در استانهای بیابانی کشور از جمله خوزستان شناسایی و موقعیت آنها را نیز بر روی نقشه مشخص نموده اند که این اطلاعات موجود و بعنوان نقشه راه میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
علی ایحال بنظر میرسد بحرانی شدن پدیده گرد وغبار در این خطه از میهن عزیزمان ناشی از چند مطلب باشدکه راه حل موضوع نیز در گرو توجه جدی به آنها است:
1-کم توجهی به معضل در مقاطعی از زمان و احیانا به فراموشی سپردن آن.تو ضیح اینکه با توجه به شرایط اقلیمی وژئو مورفولو ژیکی این منطقه کنترل پدیده فرسایش بادی همواره باید بعنوان یکی از اولولیتها مد نظر دست اندرکاران باشد.
2-بی توجهی به تجربیات ودستاوردهای کارشناسی در زمینه فوق ودست زدن به اقدامات جسته وگریخته به روش آزمون وخطا.
3-از بین رفتن پوشش گیاهی بویژه در کشور عراق و در مناطق همجوار با ایران.
4-تغییر رژیم آبی رودخانه های منطقه به علت اقدامات سازه ای که منجر به خشک شدن یا کم آبی رودخانه ها و هورهای منطقه و کاهش رطوبت خاک سطحی مجاور آنها شده است
5-چرای مفرط دام از مراتع منطقه وفقر پوشش گیاهی
من خوزستانی نیستم اما بیش از 30 سال در دانشگاه اهواز خدمت کرده ام. با توجه به سن بالای 60 سال، خودم را در وضعیت موجود در خطر جدی میبینم وبه خروج از اهواز فکر میکنم. تصور می کنم در این شرایط خوزستان باز هم بخشی از نیروهای متخصص و توانمند خود را از دست خواهد داد وبر مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این استان افزوده خواهد شد. امیدوارم این مشکل اینقدر مهم بتلقی شود که هیأت دولت جلسه ای را در اهواز برای حل آن تشکیل دهند.
نظرات بسیار ارزشمندی است متاسفانه آفت مخرب تمرکزگرائی و تهران زدگی هم خود تهران را از هر لحاظ تخریب کرده و هم سایر نقاط مملکت پهناور را از توسعه واقعی بازداشته است . مجلس و دولت باید برای رفع جدی معضل تهران زدگی حتما اقدام فوری و قاطع و اساسی بنمایند .
دكتر عزيز سالهاست كه تبعات اين تبعيضها ريشه نظام را هدف گرفته ومعمولي ترين انها رشد روزافزون مهاجر ت به تهران وديگر كلانشهرهاست. وگسترش بيكاري، فساد،اعتياد،بي بندوباري،هرج ومرج مناسبات مالي ودهها پديده شوم ديگر اجتماعي رهاورد ناميمون آن. اما عزيزدلم اينهاكه مهم نيست چون چون پرداختن به اين مسائل طراحي وبرنامه ريزي و خون دل خوردن ميخواهد وبراي كسي كه ميخواهد چهار صباح باشدو جارا به خط ودولت ديكري بدهد نمود فيزيكي فوري و راي آورندارد.پس همه باهم ودست بدست هم صورت مسئله را پاك ميكنند وبعبارتي نميبينند يعني كه نيست؟!!
امان از گرد وخاك به دادمان برسيد.................
در جواب دوستی که می گفت می خواهید گرد و غبار رابه گردن رئیس جمهور بیندازید باید گفت حل این مسئله مدیریت صحیح می خواهد و رئیس جمهور هم در راس مدیریتهاست پس حل مشکل و یا عدم آن به رئیس جمهور بر می گردد
salam be hame doostan man ham az ahali sistan hastam lotfan dar kenare moshkelate ostanhay khozestan va hormozgan va baghiyae mahroman yek nim negahi ham be sistan biyandazid in mantaghe chand sal hast ke ba in moshkel dasto va panje narm miknand va sad albate in mardome bichare ke ba anvaee moshkelate tanafoosi ham mobtala shodeand dar kenare baghiye mahroomiyatha man kheili mamnoon mishavam agar hata dar moredeshan in khabarha naghl shavad !fekr miknammardome sisitan az baghiye ham mahroomtar hastan va shahrvande daraje 6 hesab mishavand chaon be khatere hamsayegi ba pakestan va afghanestan va nazdiki marzi ba taleban anvaee tahdidhaye jani mishavand khoshksali darand hirmand ham gah va bigah be khatere sisyasat afghanha baste mishvad tofane shen darand va .... yek bar kasi ham nagoft in ha ham dard darand!albate ma baz ham omidvarim ba arezooye tofigh be hame azizan
هيچ انتظار پيگيري نداشته باشيد خوزستانيها عزيز فقط دعا كنيد اين گردو خاك به شهرهاي بالا ( درجه 1 ) برسه تا اميد به پيگيري شود
با سلام خدمت تمامی اهالی خونگرم خوزستان
کاش بجای آنکه همه عزیزان مشکل غبار را گردن این و ان بیندازند در فکر انجام اقدامات اساسی برای رفع آن باشیم.
1- این مشکی است که در صورت ادامه آن بروز بیماریهای همه گیر کل کشور و بخصوص خوزستان را تهدید می کند.
2- همانگونه که بارها از سوی کارشناسان اعلام شده تنها راه مقابله با آن در خارج از مرزهای کشور و انجام اقدامات دیپلماسی و دیپلماتیک است که امید است نمایندگان و مسئولین استان که خود و خانواده آنان در این استان هستند به فکر چاره بیفتند.
3- در این ایام که این مشکل وجود دارد با انجام اقداماتی نظیر توزیع ماسک، توزیع شیر که بسیار مهم است و باعث جلوگیری از برخی از بیماریها می کند مردم را برای مقابله با این مشکل راهنمایی کرد.
در آخر مردم خوزستان با هر نژاد و قومیتی ایرانی هستند. همانهایی هستند که در زمان جنگ برای آنان جوانان برومندی از این کشور از ترک و بلوچ و فارس و عرب و کرد و لر و . . . . مسلمان و مسیحی و زرتشتی و کلیمی و . . . جان خود را از دست دادند. پس ترا بخدا به جای دعوا فکر راه حل باشید.
این موضوع جز وظایف مدیریت بحران استان است که کارش شده اعلام اینکه گرد و خاک چند برابر حد مجاز است!!!!
ساختار و افراد قابلی باید جایگزین شوند
سلام
در جواب به عزیزی که گفتند مشکلات به دلیل عدم وجود مدیران بومی است: مدیر بختیاری رأس امور رو می گیره، عرب ها و شوشتری و دزفولی ها اعتراض می کنند و باش همکاری نمی کنند.
مدیر شوشتری می ذاری بختیاری ها و عرب ها و دزفولی ها لج می کنند و باش همکاری نمی کنند. همینطور این چرخه می چرخه.
وقتی اینقدر قومیت گرایی دوزش بالاست، خوب معلومه کسی از مدیران بومی رو در سطح کلان مدیریتی استان نمی ذارند.
در جواب دوستی که گفته بودند "نکنه می خواید گرد و خاک خوزستان رو گردن رییس جمهور بندازید؟" : البته انقدر شعورمون(مردم خوزستان) می رسه که کسی رو مسبب این عذاب الهی ندونیم، ولیکن وقتی دلیل این پدیده ی جوی-جغرافیایی و راه مقابله با اون معلوم و مشخصه، انتظار داریم که برای رفعش رسیدگی جدی و مستمر بشه. که البته تا حالا نشده.
من تا حالا چندین بار کامت فرستادم ولی نزاشتینش روی سایت! قضیه شهروندان درجه آخر به کامت هم کشیده شده؟!
در جواب اون آقایی که فرمودند گرد و خاک رو هم می خواید بزارید گردن رئیس جمهور باید بگم! دستگاه دیپلماسی کشور اگر یکم فعال بود! به دولت های عراق و عربستان فشار می اورد تا با قیر پاشی این مشکلات رو حل کنند!!
به قول بعضیها باید همیشه نیمه پر لیوان را دید پیشنهاد میدهم یک لیوان در استان خو زستان بگذار ید تا ببینیم نیمه پر چی بدست میاد اب یا گردو غبار یا نفت و گاز
ما همه از خاکیم و به سوی خاک بازمیگردیم پس زیاد نگران نباشید
همین موردی که الان مورد بحث است, یکی از مواردی که اثبات می کند مردم مناطق مورد اشاره درجه 3 و 4 هستند. ببینید آیا مساله به این مهمی که میلیونها نفر از ساکنان جنوب و غرب کشورمان را مورد تهدید قرار داده, به جز تابناک در کدام یک از مطبوعات و سایتها به طور شایسته منعکس و مطرح شده است؟ حالا هی ما در گوشه ای توی سر هم بزنیم. نه فقط از دید مسئولین درجه 3 و 4 هستند که از دید مطبوعات نیز چنین است. شاید اصلا درجه 3 و 4 ساخته شده اند. هل من ناصر ...
با سلام اولاً درود بر این استاد ارجمند که حق مطلب را ادا کردند هر چند که بقول معروف گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جایی نرسد فریاد است . ثانیاٌ این حرفها و این خون دل خوردنها هیچ فایده ای نداره چون ما خوزستانیها اصلاٌ آدم به حساب نمیاییم چه برسه به اینکه درجه دو یا سه باشیم . خودمم از چیزی که میخوام بگم بدم میاد ولی فکر میکنم تنها امید ما برای حل این معضل فقط اینه که دعا کنیم این بلای طبیعی هرچه زودتر بر سر تهران نازل بشه تا شاید آقایان کمی بهشون بر بخوره و برای جلوگیری از وارد شدن صدمه به کسانیکه در کشور تهران !! زندگی میکنند به فکر راه چاره بیفتند . بقول یکی از دوستان ما توی جهان گناهمون اینه که ایرانی هستیم و در ایران هم گناهمون اینه که خوزستانی هستیم !!
بر ما هر آنچه که لایق ما هست می رود،
خدا رو شکر بالاخره توی این استان یکی پیدا شد که حرف مردم رو انتقال بده!!! اگر یک صدم این اتفاق توی استانهای دیگه مثل تهران، اصفهان، آذربایجان و ... واقع شده بود تا حالا صد مورد کنفرانس و همایش و ... برای پیدا کردن راهکار برگزار شده بود.
دهمین باره که واسه مطالب تابناک کامنت میزارم ولی میدونم که اینبار هم ....
آقا دکتر ما به شجاعت وایمان جناب عالی کاملاً واقفیم واز شما به خاطر انعکاس دردهای عشایر خوزستان ممنون هستیم علی حزباوی
تقسیم عادلا نه است گردوخاک سهم ما......
خدا خیرتون بده.
حرف دل تمام مردم جنوب و زدید.
من ساکن بوشهر هستم
واقعا زندگیمون مختل شده، سلامتی مردم در زمینه های مختلف در خطره و ........
همین الان زمزمه رفتن از بوشهر از زبان خیلی ها که اهل اینجا نیستن می شه شنید.
خواهش میکنم مسئولین وظیفشون نسبت به مردم فراموش نکنن
با سلام
من از سال 69 در تهران زندگي مي كنم از يكي از شهرستانهاي مرزي غرب كشور هستم . خلاصه درس و سربازي و بعد اشتغال و بعد ازدواج تا سال 83 كه دل هواي ديار كرد . علي رغم اصرار اكثر نزديكان براي پرهيز از انتقال از تهران به شهرستان ، اقدام نمودم و موقعيت شغلي خوب خود را بر هم زدم رفتم شهرستان محل سكونتم . چه بگويم شايد باورش سخت باشد ولي با همه علاقه اي كه به شهرستانم داشتم بيشتر از يكماه دوام نياوردم و تمام اقدامات لازم را براي برگشت به تهران انجام دادم . جالب است من اكنون شهروند درجه يك هستيم و برادرانم در شهرستان درجه 5 هستند ؟؟؟؟؟؟
من خوزستانی نیستم ولی در خوزستان 4 سال زندگی کرده ام واقعاً سختی های این مردم جنوب را هیچ جای دیگر ندارند.
با تشكر از سايت تابناك كه به انعكاس اين مشكل مردم خوزستان پرداخته است،پيشنهاد مي شود تابناك ضمن بررسي علت وقوع مكرر اين پديده به ويژه در يكي دو سال اخير ،اقدامات مسئولين جهت حل اين مشكل رانيز پيگيري نمايد.
با تشكر از جناب دكتر قمشي متاسفانه كسي به فكر مردم خوزستان نيست
یکی دو سال است که گرد و خاک به طور محسوس و متسفانه امسال در این وقت سال در استانی مثل ایلام هم وحشت ناک شده است. قبلا اصلا ایبنگونه نبوده است شایعه شده است قبلا روی سرچشمه این خاک ها نفت سیاه می پاشیده اند . امید است مسئولین پیگیری کنند ببینند چرا در این چند سال هر سال بیش از قبل گرد و خاک امان مردم را بردیده است. حتما راهی دارد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.