زن و شوهری به فاصله چند دقیقه در دو تصادف جان باختند؛
این خبر یک تصادف معمولی نیست؛ تراژدی خونین است!
میرزا حسین ۵۹ ساله، شب هنگام به سمت روستایشان مشغول رانندگی بود که متوجه یک کیف دستی در وسط جاده میشود و وقتی برای برداشتن آن اقدام میکند، ناگهان کامیون حمل سیمان با وی برخورد میکند و متواری میشود؛ سرنوشتی دردناک که دقایقی بعد به نوعی دیگر برای همسرش تکرار میشود.

به گزارش «تابناک»، هر چه آمار و ارقام در سالهای اخیر، از کاهش شمار جان باختگان حوادث جادهای در کشورمان حکایت دارد، هنوز میزان مرگ و میر این حوادث به قدری هست که کشورمان را از این حیث در شمار رکوردداران جهانی قرار دهد و راه طولانی رساندن وضع کنونی به آماری قابل قبول را یادآوری کند.
البته آمارها میتواند قابل تقدیر به نظر برسد، ولی کافی است بدانیم درست در همین لحظاتی که مشغول خواندن این نوشتار هستید، حوادثی رقم خورده، در حال رقم خوردن است یا قرار است رخ دهد که دست کم جراحات بسیاری بر حاضران در متن آن وارد خواهد آورد و حتی شاید به داد و فغان یک یا چند خانواده گره بخورد تا دریابیم تا رسیدن به نقطه افتخار در این ماجرا، زمان زیادی مانده است.
میبایست راهها را اصلاح کنیم و تا رسیدن به نقطه بیعیب کردن این ضلع مثلث تصادف، دست کم برای رفع نقاط خطرناک و حادثه خیز اقدام عاجل نماییم. باید در گام بعد خودروها را ایمن کرده و به امکاناتی مانند کیسه هوا، کپسول آتش نشانی تجهیز و خودروهای قدیمیتر را به تجهیزاتی مانند ترمز ضدقفل مجهز کرده و برای تقویت بدنهشان برنامه ریزی کنیم تا بعد از این عوامل، به کمک روندی که برای بهبود رانندگی، یعنی ضلع سوم موثر در شکل گیری تصادف، آغاز شده، بتوانیم به رسیدن به نقطه قابل قبولی در آمار تلفات جادهای امیدوار باشیم، اما گفتن ندارد که تحقق همه این بایدها بسیار زمانبر است.
پس چه باید کرد؟ آیا باید نشست و منتظر ماند تا همچنان حوادث جادهای مهر داغ بر دل خانوادههای ایرانی بزند؟ آیا باید منتظر ماند و رفع نقص خودروها و جادهها و تجهیز شدنشان به ملزومات ایمنی را انتظار کشید؟ آیا نمیتوان رشد انسانی را به عوض رشد سخت افزاری به کار گرفت و با بالا بردن فرهنگ رانندگی، در کاهش آمار جان باختگان حوادث جادهای دوپینگ کرد؟
شاید پاسخ به این پرسشها سخت به نظر برسد، اما نه وقتی عزمی عمومی برای کاهش این آمار دردناک در جامعه شکل بگیرد؛ عزمی که میتواند مبنای آن درد مشترک همگی مان باشد، زیرا تقریبا خانوادهای را نمیتوان یافت که عزیزی را در تصادفات از دست نداده و در آمار بسیار جان باختگان حوادث جادهای کشورمان، دست کم چند تن را نشناسد.
کافی است نگاهمان را به این آمار دردناک تغییر داده و به جای آنکه منتظر باشیم مسئولان عدد و رقم جان باختگان تصادفات را دیده و برای کاهش آن دست به کار شوند، خودمان ابعاد دردناک تصادفات خونین پیرامونمان را ببینیم و حین رانندگی فراموششان نکنیم. حوادث خونینی مانند آنچه در ادامه به آن خواهیم پرداخت و هرچه اشکالات راه و نقص ایمنی خودروها را در آن دخیل بدانیم، باز درخواهیم یافت سهم عامل انسانی در رخ دادن آن پر رنگتر از دیگر عوامل است.
کیف وسط جاده، جان میرزا حسین را گرفت و پیکر میرزا حیسن، همسرش را به ابدیت پیوند زد!
یکی دو روز پیش، زن و شوهری اهل روستای بنستان بخش پاتاوه (استان کهگیلویه و بویراحمد) در یک روز، در دو تصادف، جان باختند تا خاطرهای بسیار تلخ در ذهن اهالی منطقه به یادگار بماند.
ماجرا به این صورت آغاز شد که این زن و شوهر در دو خودرو جداگانه، در مسیر بازگشت به سمت روستای خود بودند؛ مرد جلوتر پشت فرمان خودرو خود و زن در یک خودرو دیگر، به فاصلهای کوتاه پشت سر وی.
میرزا حسین پشنگ، ۵۹ ساله، شب هنگام مشغول رانندگی بود که متوجه یک کیف دستی در وسط جاده میشود و وقتی برای برداشتن آن اقدام میکند، ناگهان کامیون حمل سیمان با وی برخورد میکند و متواری میشود.
آن گونه که واحد مرکزی خبر گزارش میدهد، خانم گلی رامی، همسر مرحوم پس از دقایقی به صحنه تصادف رسیده و وقتی میخواهد خود را به پیکر شوهرش برساند، کامیون خاوری وی را زیر گرفته و او نیز جان به جان آفرین تسلیم میکند.
بدین ترتیب رویدادی تلخ رقم میخورد که هرچه در آن از بدی جاده یا نقص خودروها بگوییم یا حتی پای پلیس را وسط کشیده و شماتتشان کنیم، باز به نظر میرسد که از ماست که برماست؛ از مایی که این حوادث را میبینیم یا دربارهشان میشنویم اما پشت فرمان که مینشینیم یا زمانی که قصد عبور از خیابان را که داریم، فکر میکنیم حادثه از ما دور است و تلخیهایش سراغ ما نخواهد آمد؛ اطمینانی که معلوم نیست از کجا نشأت میگیرد اما قطعا کاذب است و دروغ بودنش را آمار و ارقام ثابت میکند!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من می دانم جاده و ماشین فاقد کیفیت است.
اما جان خود را دوست دارم.
چون همه چی غیر استاندارده دلیل نمیشه که منم بی احتیاطی کنم.
این حادثه در روستای قرح منطقه فلارد چهارمحال بختیاری رخ داد که این جاده یه جاده فوقالعاده شلوغه
آن شب در خواب دیدم که من در وسط اتوبان کرج هستم (بلوار مابین دو ردیف رفت و برگشت ) ماشینهای زیادی ایستاده بودند شب بود درست مثل صحنه های تصادف که ماشینها می ایستند و دیدم که یک موتور سیکلت وسپا می امد و مردی در حالی که پیاده بود در وسط بلوار بین دو گاردریل اتوبان در حالی که یک گوسفند مرده روی ترک موتور وسپایش بود در حالی که از گوسفند هیچ خونی بیرون نبود ولی مرده بود . ناگهان صدائی به من گفت پدرت قرار بود مثل این گوسفند کشته شود ولی ما به خاطر تو او را بخشیدیم و 10 سال دیگر به او دادیم .
این واقعه در سال 68 اتفاق افتاد و پدرم در سال 77 فکر کنم حدود 9 سال بعد فوت کرد .
شما داستان تعریف کردید من هم داستان تعریف کردم نمی دانم داستان شما واقعی است یا نه ولی داستان من واقعی است .
بیخیال بابا! اینقدر طولش دادی که از وسطاش گفتم حتما میخاد مارو سر کار بذاره با این پرچونگی!
حالا بقیه ماجرا را می گویم !!!!!
اولین ماشین که رسید انچنان بوقی می زد که وحشتمان شده بود ولی پدرم به دو خودش را رساند و خیلی ترسیده بودیم . اخر ماشینها خیلی سرعتشان زیاد است . به پدرم گفتم پاپا جان برندار و برگرد بردار و برو ان طرف اتوبان وایستا بعد دور بعدی بیا این ترفند موثر شد زیرا پدرم وقتی اتوبان خالی میشد می رفت و رختخواب را بر می داشت وبه دو می رفت طرف دیگر و منتظر می شد که خلوت شود وقتی ماشینی نبود به سرعت میامد همان طرف . همینطور همه 3 تیکه رختخواب را جمع کردیم و امدیم برادرم که ما را دید گفت اه کلاه شبم !!! انقدر عصبانی شدم که یک سیلی به او زدم و گفتم تو به خاطر یک کلاه شب پدرت را می فرستی وسط اتوبان . خلاصه برگشتیم و ان شب من خواب عجیبی دیدم .......
یکشب من و پدر و مادر و برادرم داشتیم از کرج برمیگشتیم رختخوابهای برادرم بالای ماشین بسته بودیم در اتوبان کرج یکهو بند باز شد و رختخوابها در اتوبان افتاد یکی پس از دیگری باد انها را انداخت . ماشین رانگه داشتیم و پدرم رفت که رختخوابها را بیاورد من هم دنباش رفتم برادرم پایش شکسته بود و با مادرم در ماشین بود . وقتی به محلی که رختخوابها افتاده بود رسیدیم من یکهو حضور مرگ را حس کردم . یک احساس غریب وترسناک ناگهان به پدرم اویزان شدم و با گربه و زاری از او خواستم که نرود . حتی کیفم را باز کردم و یک دسته اسکناس دو هزار تومانی داشتم در اوردم و به پدرم نشان دادم و با التماس به او گفت ببین ببین من اینهمه پول دارم بیا برویم نی خواهد الان توی صادقیه یک دست رخنخواب نو می خرم و گریه ام گرفته بود . پدرم که از این حالت هیستریک من تعجب کرده بود در حالی که خیلی هم خوشحال بود و لبخند می زد مرا نوازش کرد و گفت چرا اینطور می کنی نترس من مواظب هستم و مرا بغل هم کرد بعد من رضایت دادم و در حالی که او می خواست برود و اولین قطعه را بیاورد به او خیلی سفارش کردم منتظر شدیم اتوبان کاملا خالی شود اخر حدود نیمه شب هم گذشته بود . او رفت که اولین قطعه را بیاورد با اینکه منتظر شده بودیم اتوبان کاملا خالی شود وماشینی تقریبا نزدیک نبود ولی تا برود و بیاورد طو کشید و یک ماشین رسید .....
عامل اصلی صد در صد تلفات کامیونهای در جاده های پرخطر و فرهنگ رانندگی راننده کامیونهاست. در هر تصادفی کامیونها نقش اولند. برای اصلاح باید کامیون ها دست رانندگانی باشد که اهل خطر یا خشونت نباشند رائه گواهینامه رانندگی باید مراحل تست شخصیتی قوی داشته باشد مثل انگلستان. بسیار متاسف و متاثر شدم. خدا رحمت شان کند.
سلام ، میگن ایرانیا جزء باهوش ترین مردم دنیا هستند !!!!!
ما آدمهای باهوش و چیز فهم چرا درست رانندگی نمی کنیم پس!؟
می بینیم که این همه تو تصادفات کشته میشویم پس چرا رفتارمون پشت فرمان ماشینمون عوض نمی کنیم؟
به نظر باید در اینکه ایرانیان جزء باهوش ترین مردم دنیا هستند تجدید نظر کنیم.
والّا ...
تابناک یه پیگیری کن بنظرم چندتابچه ونوه اینهاهم درتصادف مردند
سلام
همین دیشب تو بلوار گلهای تهرانسر پشت چراغ قرمز ایستاده بودم یک کمپرسی با سرعت حداقل صد کیلومتر اومد از کنارم رد شد که من تا مدتی پشت چراغ خشکم زده بود و با بوغهای مکرر ماشینهای پشت سر بحال خودم اومدم
عاقبت طمع کاری
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
اگه بی شرف راننده کامیون اول فرار نمی کرد و می ایستاد هیچ موقع زن اون خدا بیومورز هم فوت نمی شد و یه خانواده رو دوبار داغ دار نمی کرد...
فقط اعـــــــــــــــــــــــــدام
تعريف شما از حادثه به گونه اي بود كه فيلم نامه يك فيلم اكشن را به ياد مي آورد آيا اين حادثه واقعي بود يا ...
خدابیامرز نصف شب کیف دستی رو چطوری شناسایی کرده؟؟
بالاخره ما نفهميديم كيف مال كي بوده؟
استفاده از هر نوع تکنولوژی نیازمند فرهنگ خاص آن است.ما همانطور که فرهنگ استفاده از موبایل رو نداریم دارای فرهنگ ماشین سواری نیستیم.جاده ها مقصر نیستن.خود ما گناهکاریم.گذشت نیست تو رانندگی همانطور که تو خانواده ها گذشت نیست. و قتل های خانوادگی خیلی زیاد شده.نکنه میخواین بگین اینجا هم جاده ها و ماشین ها مقصرند.
قابل توجه اینایی که تو جاده دنبال قالپاق پریده دیگران می دوند
مگه کامیونو ندیده بوده از اسمون که نیفتاده از دور تر که میدیده.خیلی عجیبه
یـــــــــــــــــــــــعنی با این همه لایک بابا الله اکبر
باور کنید من خبر رو بی خیال شدم فقط دارم لایک ها رو سرچ میکنم با خودم فکر میکنم که ما چقدر نظریه پرداز داریم از من که یه کارگر هستم تا یه اقتصاد دان و نظریه پرداز سیاسی مطرح همه ماها نظریه پرداز هستیم ب
مشکل اصلی ما ماشین و جاده نیست
مشکل ما راننده ها هستند
که بی دقت و بی احتیاط رانندگی میکنند
راننده های معتاد
مشکل ما اینایست بیشتر
متاسفانه به علت عقده حقارت بسیاری از ما وقتی پشت ماشین می نشینیم این احساس بدست می دهد که قوی شده ایم . حالا هرچه ماشین بزرگتر بدتر! خدایش همه ما روانشناس می خواهیم. حتما دیدی یارو پشت ماشین چطور نعره می زنه و بد و بیراه میگه ولی همین که پیاد شده اون قدرت خیالی نیز در ماشین می ماند و به عذرخواهی می پردازد.
تفاوت بين رفتار بيرون و درون ماشين ما همان تفاوت بين «ظاهر» و «باطن» ماست ... تعارف كردنمون هم هم از همين دوگانگي و«بازي»دروغيني كه براي «خوب دانستن» ما انجام ميشه سرچشمه ميگيره، چون در عمق وجودمان خودمان را ذاتا «خوب» نميدانيم.
متاسفانه مشاهده شده خیلی ازافرادباشتاب رانندگی میکنندولی نمیدانندکجا میخوان برن نهایت چنددقیقه زودتریاتصادف کردن ویابایک مشکلی مواجه شدن چندین موردباچشمان خودم دیدم دارم میگم.
از ماست که برماست؛ از مایی که این حوادث را میبینیم یا دربارهشان میشنویم اما پشت فرمان که مینشینیم یا زمانی که قصد عبور از خیابان را که داریم، فکر میکنیم حادثه از ما دور است و تلخیهایش سراغ ما نخواهد آمد؛ اطمینانی که معلوم نیست از کجا نشأت میگیرد اما قطعا کاذب است و دروغ بودنش را آمار و ارقام ثابت میکند!
قابل توجه دوستان عزیز :
1- زن و شوهر متوفی در دو ماشین جدا از هم بودند و احتمالاً همراهان و بستگان آنها که در ماشین بودند ماجرا را تعریف نمودند. خداوند رحمتشان کند.
ضمناً گفتن پیرمرد به مرد میانسال 59 ساله که در خبر آمده جای سئوال دارد.
نکته ی مثبتی هم در هر تلخی هست. خدا کار خوبی کرد هر دو را با هم برد. اگر یکی می ماند ...
جاده داريم در حد افغانستان
جريمه داريم در حد المان
جریمه ی آلمانی ندادی تا بفهمی جریمه یعنی چی. تو برخی کشورهای شمال اروپا جریمه ها متناسب با شغل افراده و بعضی وقتا رقمش سر به فلک میزنه
به شتر گفتن چرا گردنت کجه گفت کجام راسته.
ممنون از نظر اصلاحی
قبلا هم بهت گفتم. بهش نگفتن چرا گردنت کجه. گفتن چرا پشتت کجه.
این بیشتر به یک برنامه ریزی قتل خانوادگی شبیه بود تا اینکه توی تاریکی شب زن شوهرشو بشناسه و بره پیشش و اینکه مرده کیف ببینه و بره از خیابون ورداره و همزمان دوتا کامیون از روشون رد بشن
فیلم زیاد نبین شما
میشه بگین واحد مرکزی خبر از کجا اطلاعات دقیق رو آورده؟ ماشین اولی کامیون حاوی سیمان...!!! دومی خاور... !!!
نشسته بوده کنار جاده؟
هیچ جای خبر ننوشته که اون درگذشتگان ، تنها در ماشین بوده اند .
حسين! منو دست كم گرفتي ميخاي بگم كي هستي و چند سالته؟!
دهشتناک??????????
راه حل بسیار ساده است ولی اقدام جدی می طلبد . یک اقدام ملی یک شعار برای سال جدید خورشیدی انضباط ترافیکی/ بعد از آن باید فرهنگ خود را عوض کنیم . بدانیم اینکه یک کودک نمی تواند از خط عابر رد شود تا به مدرسه برود تفاوتی با اقدام غیرانسانی ندارد
سوال اینکه قسمت اول داستان مربوط به دیدن کیف و توقف پیرمرد رو چه کسی برایتان تعریف کرده؟؟
همراهان اون مرد در ماشین
از خود اون كيفه پرسيدن
نود در صد راننده ها عقده ای هستن خود خواه فقط خودشون و قبول دارن و هیچ بیشترشون معتادن بالای 95 درصد دیگه چه انتظاری هست همه معتاد شدن
تو خوبی فقط
وسط جاده ماشین میاد دیگه(معتاد و عقده ای و پست و خود خواه)
شما که میری باید نگا بندازی
ماشینهای بی کیفیت. قیمتهای نجومی. مدیران شرکتهای خودروساز داخلی پاداش خون مردم را بین خود تقسیم می کنند
دقت کنید ببینید بیشترین خطای رانندگی مال کامیونها و تاکسیهاست.
تاکسی ها رو هستم.
تو شهر ما تاکسیا خدایی می کنن.
از لاین 8 با سرعت نور میکشه بغل ، معترض بشی ، فحش بارت می کنه
و البته اتوبوسهاي بين شهري
59 sal piremrad nist miyan sal ast
جان؟
واقعا راننده های کامیون باید بیشتر دقت کنند این خدابیامرز هم بهتر بود برای برداشتن کیف نکات ایمنی را رعایت می کرد ...
راننده کامیونی که فرار کردی تا ابد وجدان درد خواهی داشت چون اگر ایستاده بود لا اقل همسر این مرد زنده می ماند
برخي افراد بدتر از حيوانات رانندگي مي كنند و فكر مي كنند شوماخر هستند......
مگه حیوانات رانندگی میکنند؟
به نظر من فرهنگ رانندگی در کشور ما خیلی پایین است. من تو شهرمان یک مسیر شلوغی است که هر روز می رم سرکار، معمولا هفته ای یک الی دو یک تصادف زنجیره ای رخ می دهد علتش این است که مردم اصلا فاصله ها را رعایت نمی کنند در سرعت بالا چنان به ماشین جلویی نزدیک می شوند که کوچکترین نیش ترمز منجر به تصادف می شود. واقعا باید برای رانندگی مردم تاسف خورد.
حرف دل مارو هم گفتی دمت گرم!!
علی جان فرهنگ چی رو داریم که حالا فرهنگ رانندگی رو داشته باشیم.
راننده های این استان بسیار بد رانندگی می کنند.
داستان تلخیه ولی این که زن و شوهر با هم مردن از یه جهت هایی جالبه..
از تخلفات پلیس راه که هیچ راهی برای بازخواست کردنشون نیست و بی انصافی تعداد زیادیشون باعث پایمال شدن زحمت تعداد اندکیشون شدخ
در اين كه جاده ها و ماشينهاي ما استاندارد نيستن و اكثر راننده هاي كاميون هم تجربه لازم رو ندارن شكي نيست ولي اين دو خدابيامرز خودشون هم سهل انگاري كردن.
ناشناس محترم عقل و احساس هر دو حكم مي كنه حتي اگر عزيزان هم وسط جاده باشند باز هم احتياط را رعايت كنيم تا همچين مصيبت بزرگتري حادث نشود
نه می پرم وسط جاده تا بچه هام کاملا یتیم شن و خیالشون از داشتن پدر و مادر راحت شه
شما اگر ببینی همسرت وسط خیابون مرده اول دنبال خط کشی عابر پیاده میگردی بعدش سمت چپ رو می بینی بعد سمت راست بعد میری وسط خیابون! ...
سالی 25000 نفر جالبه بدونین تو جنگ چند وقت پیش غزه فقط 2500 نفر مردن!
حسین جان سال 85 یه سرچ کنی میبینی 27 هزار نفر مردن حالا کاری به 200 هزار نفر مجروح نداریم. تو 20 سال اخیر 10 برابر جنگ 8 ساله تو جاده ها کشته دادیم!
جمعيت شهر ما و خيلي ازشهرها زير 25000نفره.سالي يك شهر ميميرن.
سالی 25000 نفر رو از کجا حساب کردی؟
تابناک میگه روزی 46 نفر یعنی سالی حدود 17 هزارتا.
جاده , اتومبیل ,مردم
بی جهت رتبه اول تلفات دنیا را بهمون ندادن که
به ترتیب اولویت :
1- مردم
2- ماشین،
3- جاده
این که جاده های ایران استاندارد نیست درست ولی مردم هم باید احتیاط کنند در هر صورت اجلشان رسیده بوده خدا رحمتشان کند.
این رانندهای کامیون و اتوبوس که انگار جاده ماله ایناهاس هر جور دلشون میخواد تو جاده با هر سرعتی اللخصوص تو کمربندیهایی که پر خونه است راه میرن پلیس هم که فقط بیرون شهرها تو سایه بادوربین وایمسه و جریمه میکنه
آخه مردم ما هم از استاندارد ایرانی بودن فاصله گرفتند
شهریور سال 70 در جاده اصفهان بالاتر از شاهین شهر کامیونی یکی از بستگان من رو زیر گرفت و فرار کرد!متاسفانه تا الان هم قاتل پیدا نشده
خیلی هم داناست
نادان؟!
نادان
خیلی سوزناک نوشتی تازمانیکه دراطاقهای لوکس بنشینیدوازپشت میزهای راحت قلم فرسائی کنیدنتیجه ای حاصل نمیشودبایدمسئولین مردم راولی نعمت خودبدانندوشماهم بایدبین مردم زندگی کنی تاریشه گرفتاریهای مردم دستت بیادغیرازعیب های ظاهری ماشین هاوجاده هاوضع روحی روانی رانندگان دراثرفشارهای اقتصادی اجتماعی تحمل ناپذیریکی ازدلائل آماربالای تصادفات ومرگ ومیرهاست حالابرای مصلحت شماقضیه رارفوکن .به مقصودمیرسی ؟نه والانه بلا
آقاداودبادقت بخوان نوشته فشارهای اقتصادی واجتماعی موردی که شمانوشتی مربوط به فشاراجتماعی میشه
عزیزم فرهنگ غلط مردم چه ربطی به اقصاد داره ؟ مگر بچه پولدارهای عزیزی که ماشین های چند صد ملیونی سوار میشوند و در خیابانها با سرعت های جنون آمیز ویراژ مید دهند مشکل اقتصادی دارند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.