شکایت مادر سارا از مامور گشت ارشاد
مادری پس از گذشت یک سال از مرگ دخترش بر اثر ایست قلبی، برای پیگیری پرونده شکایت خود از مامور گشت ارشاد، روز گذشته به دادسرای جنایی آمد.
به نوشته «سرمایه»، این مادر ادعا میکند، سارا، پرستار کشیک یکی از بیمارستانهای تهران، پس از آنکه ساعت کاریاش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او میخواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زدهام، میدانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ میدانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.»
سارا با صدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابانها جمع کنید.»
مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهرهاش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند.
وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.»
مادر سارا با ناراحتی گفت: «میدانم همه میروند ولی نحوه رفتن است که انسان را میسوزاند.»
مادر سارا نزد بازپرس گریه میکرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیبپذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف میکرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»
مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.
مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.
مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»
شائبه نادرست پدر
مادر سارا شکایت دیگری را هم مطرح کرد. وی ادعا کرد: «همان روز که سارا فوت کرد خبری در روزنامه ها کار شد مبنی بر اینکه خانم پرستاری که با یک پزشک رابطه داشته خودکشی کرده است و به نظر می رسد این خبر در ارتباط با دختر من بوده است ولی دختر من بسیار دختر ساده ای بود و ما مطمئن هستیم با کسی در ارتباط نبوده است.»
به گفته مادر سارا این مساله موجب شده پدر او به سارا شک کند.
با اظهارات این زن، بازپرس پرونده را رسیدگی کرد و متوجه شد پرستار که نامش در خبرها آمده فرد دیگری است و به طور اتفاقی خودکشی او با حادثه این پرستار در یک روز رخ افتاده و خبر آن در روزنامه ها کار شده است و این شبهه را برای پدر سارا ایجاد کرده که شاید دختر او باشد.
بازپرس پرونده پرستار خودکشی کرده، شماره تلفن و پرینت اس ام اس او را به مادر سارا نشان داد. در این پرونده پرستار پس از آنکه اس ام اس تهدیدآمیزی از همسر پزشک دریافت کرده بود تصمیم به خودکشی گرفته و در پیامی به مرد گفته بود: «من دیگر طاقت عذاب وجدان ندارم و مرگ برای من بهتر است.»
این پرونده نیز همان روز با اثبات خودکشی این زن مختومه اعلام شد.
مادر سارا از بازپرس خواست تا گواهی به او دهد یا خبر را در روزنامه ها درج کنند تا آن را به عنوان مدرک به پدر سارا نشان دهد.
به نوشته «سرمایه»، این مادر ادعا میکند، سارا، پرستار کشیک یکی از بیمارستانهای تهران، پس از آنکه ساعت کاریاش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او میخواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زدهام، میدانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ میدانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.» سارا با صدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابانها جمع کنید.»
مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهرهاش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند.
وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.»
مادر سارا با ناراحتی گفت: «میدانم همه میروند ولی نحوه رفتن است که انسان را میسوزاند.»
مادر سارا نزد بازپرس گریه میکرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیبپذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف میکرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»
مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.
مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.
مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»
شائبه نادرست پدر
مادر سارا شکایت دیگری را هم مطرح کرد. وی ادعا کرد: «همان روز که سارا فوت کرد خبری در روزنامه ها کار شد مبنی بر اینکه خانم پرستاری که با یک پزشک رابطه داشته خودکشی کرده است و به نظر می رسد این خبر در ارتباط با دختر من بوده است ولی دختر من بسیار دختر ساده ای بود و ما مطمئن هستیم با کسی در ارتباط نبوده است.»
به گفته مادر سارا این مساله موجب شده پدر او به سارا شک کند.
با اظهارات این زن، بازپرس پرونده را رسیدگی کرد و متوجه شد پرستار که نامش در خبرها آمده فرد دیگری است و به طور اتفاقی خودکشی او با حادثه این پرستار در یک روز رخ افتاده و خبر آن در روزنامه ها کار شده است و این شبهه را برای پدر سارا ایجاد کرده که شاید دختر او باشد.
بازپرس پرونده پرستار خودکشی کرده، شماره تلفن و پرینت اس ام اس او را به مادر سارا نشان داد. در این پرونده پرستار پس از آنکه اس ام اس تهدیدآمیزی از همسر پزشک دریافت کرده بود تصمیم به خودکشی گرفته و در پیامی به مرد گفته بود: «من دیگر طاقت عذاب وجدان ندارم و مرگ برای من بهتر است.»
این پرونده نیز همان روز با اثبات خودکشی این زن مختومه اعلام شد.
مادر سارا از بازپرس خواست تا گواهی به او دهد یا خبر را در روزنامه ها درج کنند تا آن را به عنوان مدرک به پدر سارا نشان دهد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آيا از نظر شرعي چاپ عكس اين خانم مشكل ندارد چرا عكس اين خانم را چاپ كرديد به نظر شما اين چه كمكي مي تواند به حل مشكل بكند ...واقعا كه؟اين چه رسمي است ...فقط ياد گرفته ايم خبر را منتشر كنيم بدون اينكه در كنار اين اخبار حوادث از نظرات روانشناسان ...جامعه شناسان...برخوردار شويم ...تو را خدا شما اين راه اشتباه روزنامه ها را تكرار نكنيد و حداقل در ابداع روشي جديد در انعكاس حوادث پيش قدم باشيد...
اين حرف سارا خيلي درست است كه اگر راست ميگوييد اين جوانهاي معتاد را از خيابان جمع كنيد.
سارا نمیدانست که مبارزه با توزیع کنندگان مواد مخدر برای ماموران گشت ارشاد هیچ گونه لذتی ندارد !!!
ان دختر بيچاره را قبل از گشت ارشاد پدرش كشته است پدري كه به استناد خبر يك روزنامه به دختراش شك مي كند بيچاره اين دختر از دست خانوادهاش عارضه قلبي پيداكرده بود كه خوب قسمت اش اين بود كه گشت ارشاد .... واقعا اين خانوادها كه البته گشت ارشاد بي خانواده هم بسيارند
وقتی به ماموران یاد نمی دهند که چگونه برخورد کند همین است
اين است قضاوت الهی در دادگاههای ما
واقعا تلخ بود . یه پزشک مملکت وقتی خسته داشته از سر کار بر می گشته و تحت تاثیر مرگ اون جوان معتاد بوده به خاطر عقب رفتن روسریش و برخورد زننده ماموران که خودم هم چندین موردشو دیدم باید اینقدر تلخ با ما وداع کنه ..روحش شاد
دشمنان ما اتمي ها نيستند بلكه تحجر ،مقدس معابي و خر مقدسي است كه شايد تبري بر ريشه اسلام ناب است ...
بنده يک سئوال شرعی دارم:
آيا از نظر شرعی گشت های ارشاد وجاهت دارند؟ البته منظو تعطيل کردن امر به معروف و نهی از منکر نيست. سيستم گشت های ارشاد در با ايمان کردن مردم نقش مثبت که ندارد، بلکه نقش بسيار منفی دارد. لطفا از صاحب نظران بخواهيد در خصوص اين موضوع بسيار مهم مطلب بنويسند.
گشت ارشاد یکی از بدترین طرحهایی است که نیروی انتظامی اجرا میکند درگیر شدن با افراد جامعه به خاطر کمی عقب یا جلو بودن روسری در حالی که هزاران فساد و جرم و جنایت تا خلافهای رانندگی در حال انجام است کاری بس مسخره و بیهوده است
باید با خاطیان از قانون به شدت بر خورد شود فرق نمی کند مامور دولت باشد یا فرد عادی عدالت واقعی اینست نه آنکه قانون را فقط برای افراد عادی و بیچاره اجرا کنیم و خودی ها نه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.