جنایت؛ پاسخ تعرض به همسر
مرد افغان که به زنی ایرانی تجاوز کرده بود، توسط شوهر زن به قتل رسید. همسر این زن که او نیز مردی افغان است بهزودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه خواهد شد.
به گزارش شرق، پرونده این قتل تیرماه سال٨٩ تشکیل شد و مردی افغان به پلیس شهرری خبرداد جسد برادرش را در کوههای بیبیشهربانو پیدا کرده است. وقتی ماموران به محل رسیدند جسد مرد افغان را در حالی پیدا کردند که با ضربات چاقو به قتل رسیده و سپس تعداد زیادی سنگ روی او ریخته شده بود.
برادر مقتول به پلیس گفت با تماس تلفنی زنی ایرانی به نام گلناز متوجه مرگ برادرش شده و آنطور که گلناز به او گفته شوهرخواهرش که مردی افغان است، دست به این قتل زده است.
وقتی ماموران جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند و شهداد، شوهرخواهر گلناز را بازداشت کردند؛ او اعتراف کرد با همکاری برادرزنش دست به این قتل زده است.
شهداد گفت: «سالهاست در ایران زندگی میکنم، چندسال قبل عاشق دختر جوان ایرانیای به نام گلشن شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. گلشن هم عاشق من شده بود، وقتی خواستیم ازدواج کنیم ابتدا پدر و مادرش مخالفت کردند اما وقتی ثابت کردم قصد خوشبختکردن دخترشان را دارم و به برخی فرهنگها که زنها را اذیت میکنند اعتقاد ندارم؛ بنابراین قبول کردند با دخترشان ازدواج کنم. من و گلشن بعد از ازدواج به تهران آمدیم و با هم زندگی میکردیم. در این مدت صاحب یک فرزند شدیم و هیچ مشکلی با هم نداشتیم تا اینکه یک شب وقتی با همسرم خواب بودیم صدای پیامک تلفن همراه شنیدم صدا خیلی نزدیک بود، متوجه شدم گوشی در لباس همسرم است از او پرسیدم این گوشی چیست؛ تو که گوشی نداشتی؛ اول گفت متعلق به خواهرش است و بعد که گوشی را دیدم فهمیدم متعلق به دوست هموطنم سعید است.
خیلی ناراحت شدم محتوای پیامکهایی که درگوشی بود نشان میداد آنها مدتهاست با هم رابطه دارند و سعید عاشق زن من است.نمیتوانستم این وضعیت را تحمل کنم بعد از چندروز درگیری تصمیم گرفتم زنم را طلاق بدهم؛ هرچند گلشن مدعی بود به او تجاوز شده اما حاضر نبودم دیگر زندگی با او را تحمل کنم. با پدرزنم تماس گرفتم و گفتم بیا دخترت را ببر من دیگر با او زندگی نمیکنم. فردای آن روز برادرزنم کامران آمد و موضوع را برایش توضیح دادم او گفت اگر واقعا به خواهرم تجاوز شده باشد کار تو برای طلاقدادن او درست نیست. او خودش قربانی شده و باید انتقام بگیریم. قبول کردم با سعید تماس گرفتم بدون اینکه اصلا به روی خودم بیاورم که چه اتفاقی افتاده او را دعوت کردم با هم به کوه برویم گفتم کامران هم به تهران آمده و سه نفری خوش میگذرانیم.»
متهم در ادامه گفت: «قرار را گذاشتیم و با هم به کوههای بیبیشهربانو رفتیم بالای کوه که رسیدیم برادرزنم داشت میوه آماده میکرد. از سعید پرسیدم چرا به زنم تجاوز کردی؟ منکر شد گفت این حرفها چیست من در حق تو چنین کاری نمیکنم. وقتی تلفن را نشانش دادم و پیامکها را دید دیگر نتوانست منکر شود. از جایش بلند شد و فرار کرد. من دنبالش رفتم از پشت با چاقو ضربهای به گردنش زدم که به شاهرگش برخورد کرد بعد چندضربه دیگر زدم او تعادلش را از دست داد و روی زمین افتاد و بعد هم از کوه به پایین پرت شد. من و کامران دنبالش رفتیم و وقتی مطمئن شدیم مرده است، تعدادی سنگ جمع کردیم و رویش انداختیم. وقتی به خانه برگشتم به زنم گفتم او را کشتهام.»
ماموران گلشن را برای بررسی ادعای متهم مورد بازجویی قرار دادند. او رابطهاش با سعید را اینطور تعریف کرد: «چندماه قبل شوهرم سعید را به خانه دعوت کرد و شام خانه ما بود، بعد رفت. صبح متوجه شدم گوشی تلفن همراهش در خانه ما جا مانده است با خودم گفتم شوهرم که برگشت گوشی را برایش میبرد. ساعاتی بعد تلفن زنگ زد سعید پشت خط بود؛ گفت گوشی را خودش در خانه ما گذاشته برای اینکه میخواسته مساله مهمی را به من بگوید گفت شهداد به تو خیانت میکند ولی تو مثل یک زن معصوم در خانهات نشستهای و میگویی دوستش داری. گفتم حرفت را باور نمیکنم، شهداد عاشق من است چرا این حرفها را میزنی؟ گفت من به تو ثابت میکنم شوهرت خیانتکار است. بعد هم گفت اینبار که شوهرم را با زنی دیگر دید تماس میگیرد. فردای آن روز دوباره به گوشی خودش زنگ زد به من آدرسی داد و گفت شهداد در این آدرس با زنی در خانه تنهاست. بعد از من خواست به آنجا بروم و با چشمان خودم ببینم. وقتی به آن آدرس رفتم متوجه شدم کسی در خانه نیست بالا رفتم که شوهرم را پیدا کنم دیدم سعید و مرد دیگری در آن خانه هستند. بعد فهمیدم آن مرد پسرعموی سعید است. آنها به زور به من تجاوز کردند. سعید گفت عاشق من شده است و از آنجایی که میدانسته شوهرم را دوست دارم و از او دست نمیکشم دست به چنین کاری زده است. وقتی اعتراض کردم و گفتم شکایت میکنم و موضوع را به شهداد میگویم، گفت با این کار حکم مرگ خودت را امضا میکنی. در این صورت میگویم تو خودت خواستی با من رابطه داشته باشی. من بچه داشتم و نمیخواستم از بچهام دور شوم به همین دلیل سکوت کردم. ضمن اینکه میدانستم شوهرم مرد متعصبی است و از او میترسیدم بعد از آن مجبور شدم با تهدیدهای سعید به او تمکین کنم. من به اجبار و برای اینکه نمیخواستم شوهرم ناراحت شود از سعید تمکین میکردم. او را هیچوقت دوست نداشتم اما هربار او میگفت عاشق من است.
با پایان تحقیقات از شهداد، برادرزنش و گلشن کیفرخواست علیه شهداد و کامران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه٧٤ دادگاه کیفریاستان تهران ارسال شد. روز گذشته قرار بود جلسه رسیدگی به این پرونده برگزار شود اما وقتی قضات متوجه شدند اولیایدم حضور ندارد و وکیلمدافع آنها نیز درخواست اولیایدم را نمیداند، برای مشخصشدن این موضوع جلسه را تجدید کردند.
به گزارش شرق، پرونده این قتل تیرماه سال٨٩ تشکیل شد و مردی افغان به پلیس شهرری خبرداد جسد برادرش را در کوههای بیبیشهربانو پیدا کرده است. وقتی ماموران به محل رسیدند جسد مرد افغان را در حالی پیدا کردند که با ضربات چاقو به قتل رسیده و سپس تعداد زیادی سنگ روی او ریخته شده بود.
برادر مقتول به پلیس گفت با تماس تلفنی زنی ایرانی به نام گلناز متوجه مرگ برادرش شده و آنطور که گلناز به او گفته شوهرخواهرش که مردی افغان است، دست به این قتل زده است.
وقتی ماموران جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند و شهداد، شوهرخواهر گلناز را بازداشت کردند؛ او اعتراف کرد با همکاری برادرزنش دست به این قتل زده است.
شهداد گفت: «سالهاست در ایران زندگی میکنم، چندسال قبل عاشق دختر جوان ایرانیای به نام گلشن شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. گلشن هم عاشق من شده بود، وقتی خواستیم ازدواج کنیم ابتدا پدر و مادرش مخالفت کردند اما وقتی ثابت کردم قصد خوشبختکردن دخترشان را دارم و به برخی فرهنگها که زنها را اذیت میکنند اعتقاد ندارم؛ بنابراین قبول کردند با دخترشان ازدواج کنم. من و گلشن بعد از ازدواج به تهران آمدیم و با هم زندگی میکردیم. در این مدت صاحب یک فرزند شدیم و هیچ مشکلی با هم نداشتیم تا اینکه یک شب وقتی با همسرم خواب بودیم صدای پیامک تلفن همراه شنیدم صدا خیلی نزدیک بود، متوجه شدم گوشی در لباس همسرم است از او پرسیدم این گوشی چیست؛ تو که گوشی نداشتی؛ اول گفت متعلق به خواهرش است و بعد که گوشی را دیدم فهمیدم متعلق به دوست هموطنم سعید است.
خیلی ناراحت شدم محتوای پیامکهایی که درگوشی بود نشان میداد آنها مدتهاست با هم رابطه دارند و سعید عاشق زن من است.نمیتوانستم این وضعیت را تحمل کنم بعد از چندروز درگیری تصمیم گرفتم زنم را طلاق بدهم؛ هرچند گلشن مدعی بود به او تجاوز شده اما حاضر نبودم دیگر زندگی با او را تحمل کنم. با پدرزنم تماس گرفتم و گفتم بیا دخترت را ببر من دیگر با او زندگی نمیکنم. فردای آن روز برادرزنم کامران آمد و موضوع را برایش توضیح دادم او گفت اگر واقعا به خواهرم تجاوز شده باشد کار تو برای طلاقدادن او درست نیست. او خودش قربانی شده و باید انتقام بگیریم. قبول کردم با سعید تماس گرفتم بدون اینکه اصلا به روی خودم بیاورم که چه اتفاقی افتاده او را دعوت کردم با هم به کوه برویم گفتم کامران هم به تهران آمده و سه نفری خوش میگذرانیم.»
متهم در ادامه گفت: «قرار را گذاشتیم و با هم به کوههای بیبیشهربانو رفتیم بالای کوه که رسیدیم برادرزنم داشت میوه آماده میکرد. از سعید پرسیدم چرا به زنم تجاوز کردی؟ منکر شد گفت این حرفها چیست من در حق تو چنین کاری نمیکنم. وقتی تلفن را نشانش دادم و پیامکها را دید دیگر نتوانست منکر شود. از جایش بلند شد و فرار کرد. من دنبالش رفتم از پشت با چاقو ضربهای به گردنش زدم که به شاهرگش برخورد کرد بعد چندضربه دیگر زدم او تعادلش را از دست داد و روی زمین افتاد و بعد هم از کوه به پایین پرت شد. من و کامران دنبالش رفتیم و وقتی مطمئن شدیم مرده است، تعدادی سنگ جمع کردیم و رویش انداختیم. وقتی به خانه برگشتم به زنم گفتم او را کشتهام.»
ماموران گلشن را برای بررسی ادعای متهم مورد بازجویی قرار دادند. او رابطهاش با سعید را اینطور تعریف کرد: «چندماه قبل شوهرم سعید را به خانه دعوت کرد و شام خانه ما بود، بعد رفت. صبح متوجه شدم گوشی تلفن همراهش در خانه ما جا مانده است با خودم گفتم شوهرم که برگشت گوشی را برایش میبرد. ساعاتی بعد تلفن زنگ زد سعید پشت خط بود؛ گفت گوشی را خودش در خانه ما گذاشته برای اینکه میخواسته مساله مهمی را به من بگوید گفت شهداد به تو خیانت میکند ولی تو مثل یک زن معصوم در خانهات نشستهای و میگویی دوستش داری. گفتم حرفت را باور نمیکنم، شهداد عاشق من است چرا این حرفها را میزنی؟ گفت من به تو ثابت میکنم شوهرت خیانتکار است. بعد هم گفت اینبار که شوهرم را با زنی دیگر دید تماس میگیرد. فردای آن روز دوباره به گوشی خودش زنگ زد به من آدرسی داد و گفت شهداد در این آدرس با زنی در خانه تنهاست. بعد از من خواست به آنجا بروم و با چشمان خودم ببینم. وقتی به آن آدرس رفتم متوجه شدم کسی در خانه نیست بالا رفتم که شوهرم را پیدا کنم دیدم سعید و مرد دیگری در آن خانه هستند. بعد فهمیدم آن مرد پسرعموی سعید است. آنها به زور به من تجاوز کردند. سعید گفت عاشق من شده است و از آنجایی که میدانسته شوهرم را دوست دارم و از او دست نمیکشم دست به چنین کاری زده است. وقتی اعتراض کردم و گفتم شکایت میکنم و موضوع را به شهداد میگویم، گفت با این کار حکم مرگ خودت را امضا میکنی. در این صورت میگویم تو خودت خواستی با من رابطه داشته باشی. من بچه داشتم و نمیخواستم از بچهام دور شوم به همین دلیل سکوت کردم. ضمن اینکه میدانستم شوهرم مرد متعصبی است و از او میترسیدم بعد از آن مجبور شدم با تهدیدهای سعید به او تمکین کنم. من به اجبار و برای اینکه نمیخواستم شوهرم ناراحت شود از سعید تمکین میکردم. او را هیچوقت دوست نداشتم اما هربار او میگفت عاشق من است.
با پایان تحقیقات از شهداد، برادرزنش و گلشن کیفرخواست علیه شهداد و کامران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه٧٤ دادگاه کیفریاستان تهران ارسال شد. روز گذشته قرار بود جلسه رسیدگی به این پرونده برگزار شود اما وقتی قضات متوجه شدند اولیایدم حضور ندارد و وکیلمدافع آنها نیز درخواست اولیایدم را نمیداند، برای مشخصشدن این موضوع جلسه را تجدید کردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من مطمئنم تمام حرفای زن دروغه خیانت کرده حالا اینجوری می خواد خود را مبرا کنه اگه راست میگه بعد از اون اتفاقات گوشی سعید چی می خواست هنوز دست این زن باشه -- داره چرت میگه با هم خوش بودن ولی اخرش شوهر بدبخت قاتل شد مسبب خود زنه هست ومجرم ردیف اول باید ایشون باشن
چرا كسي اين افغاني ها رو جمع نميكنه ما خودمون كم بدبختي داريم اينا هم اضافه شدن
خواهشا یک جنایت را با تفاصیل تعریف نکنید که خود باعث فرهنگ سازی میشود . جزییاتی از قتل اورده اید که لزومی نداشت بازگو شود. فکر نکنم اینکار شما درست باشد چون قبح موضوع شکسته میشود.
من با ملییتش کار ندارم آیا اگه موضوع راست باشه باید میرفت کلانتری شکایت میکرد؟؟؟؟
وایبرش کو؟
بعضی صحبت های دوستان مصداق نژاد پرستیه فکر میکنید شما کار مهمی انجام دادید که ایرانی متولد شدید و افغانی ها در افغانستان به دنیا امدن! به نظرم باید یک مقدار مسلمان باشیم حالا می فهمم پیامبر ص چقدر بزرگوار بودن که نگاه نژاد و ملیتی نداشتن.
متاسفم برای ناشناس 11:48 وای بحال همسر بد بختش
همه ما انسان هستیم افغانی ایرانی نداریم همه ما بندگان یک خداییم
اولا جنایت نکرده از ناموسش دفاع کرده.دمش گرم.
ثانیا تکلیف متجاوز دوم را هم باید معلوم میکرد و سقطش میکرد مثل اولی.
به نظرم شهداد در یک نامه رسمی به سعید می گفت تو باعث ننگ جامعه بشریت هستی. تو شرف و حیثیتم را لکه دار کردی. بنابراین تورا به دوئل با طپانچه یا کارد یا سنگ یا..... دعوت می کنم . بعد به همراه کامران به عنوان شاهد به ارتفاعات بی بی شهربانو رفته بعد........
همشون اعدام کنید ................
من افغانی های زیادی دیدم که واقعا خوب وبافرهنگ هستن واز بعضی هموطنان خودشون مثل همینا که جنایت کردن مثل ما ناراحت وآزرده خاطر هستند.خوب وبد همه جا هست.
نباید اعدام بشه. از ناموسش دفاع کرده
ای داد بی داد
..کی گفته ما با افغانها یک ملتیم
علامه یعنی این مسائل فقط برای اوناست؟ ما ایرانیا پاک پاکیم؟؟؟
فقط اعدام
لازم نبود بگید مرد افغان... شما هیچ وقت نمیگید یك مرد كرد یا ترك یا .... جنایت کرد. ما ایران و افغانستان یک ملتیم. مشاهیرمون رو نگاه كنید از ناصر خسرو و مولانا و پور سینا تا احمد شاه مسعود .
خدا رو شكر كه اين انگلستان و روسيه بخشهاي وسيعي از ايران مثل عراق و افغانستان رو از ايران جدا كردند.
کرد و ترک و لر همه ایرانین افغان ها یه کشورن نه یه قوم
لازم بود. افغانی، افغانیه. ترک و لر و کرد و بقیه، ایرانی هستن. در ضمن یک ملت نیستیم. میشه گفت یه مشترکاتی دازیم نه اینکه یه ملت باشیم
خدا رو شکر . یک افغانی هم در تبریز نیست . اصلا" از روز اول راه ندادیم که بخواهیم بیرونشون کنیم
شماها مردید به خدا ای ول ای ول دمتون گرم
به هر حال حکم مقتول و پسرعمویش مرگ بود بهتر بود که شهداد بیچاره همه چیز را به قانون می سپرد و در این ماجرا از هردو طرف ضرر نمی کرد.راستی آن زن هم میتواند شریک جرم و باعث جرم بخاطر سکوتش باشد
چرا قانون نمیگذارند که به اتباع بیگانه زن ایرانی ندهند. چه افغانی و چه اروپایی بروید آمار را ببینید چند درصد از این ازدواج ها موفق بوده است.
حق با شماست .فقط همسر ایرانی .همه صد در صد موفق بدون طلاق تضمینی.
بابا ملیتشون که مهم نیست. نه که هموطنای خودمون کم کارن تو این زمینه؟؟؟
چیزی که مهمه خیانته. بابا زن دوستته یعنی چی عاشقش شدم. خدا مشمول رحمتت کنه (خواستم بگم لعنت دیدم دیگه از این دنیا رفته دلم نیومد)
حالا این همه علیه افغان ها چرا؟ ان هم راجع به امری که اگر راست باشه از ناموس اش دفع کرده. ا گر کسی محکوم بشع باید زن ایرانی بشه که به صرف ادعای مرد غریبه
پا شده رفته است
ناشناس 15:09
اهل كابلي؟
كابل هوا سرده الان؟
خانم گلشن دروغ مي گويد.بار اول به ايشان تجاوز شد چرا گوشي تلفن متجاوز را بعد از آن همراه خودش داشت؟و هر بار به مقتول تمكين مي كرد؟با عقل جور در نمي آيد.ضمنا با پرينت مكالمات تلفن مي شود ته و توي ماجرا را در اورد.به نظر مياد داستان مسخره اي رو سر هم كرده باشند.
شوهر زنه بهترین کار رو کرد. فقط حیف که احتمالا اعدام میشه.
بازم افغانیا
من هم بودم همین کار را میکردم
دمش گرم آدم نمیتونه مثل سیب زمینی باشه که تازه باید رفیق طرف رو هم میکشت
این خانم مقصر است دلایلی که عنوان می کنه همش توجیه دلیلی نداشت به خواست دوست شوهرش به مکانی که ادعا مکنه می رفت
تکلیف نفر دوم که تجاوز کرده چه میشود؟
گوشیش رو جا گذاشته
کار درستی انجام داده وباید آزاد بشه والبته ازایران همه شان اخراج بشن دیگه.
ولی عجب اسمی باحالی شهداد گلشن -کامران
چرا دولت نسبت به اخراج این مهمانهای چندین سال اقدام نمی کند بابا بسه این قدر مهمانوازی اینها جز بدبختی چیزی برای ما ندارند
اگر یک ایرانی در یک کشور دیگه چنین اعمالی انجام دهد چوبش را کل مردم باید بخورن حالا کم نیست این جرایم افغانی ها تو این مملکت ولی مسولان ما بی تفاوتند . جا دارد برای یکبار هم که شده خودشان را جای قربانی قرار دهند.
این آقا بیجا کرده یه دوست مجرد خودشو آورده شام خونش. خانومش هم چقدر خل بوده که اجازه داده. 18 ساله ازدواج کردم نذذاشتم حتی یه دوست شوهرم پاشو بذذاره خونه من. دوست بیرون خونه اس . والسلام
به این میگن پیشگیری قبل از وقوع در ضمن شوهر شما ظرف و لباس و کهنه بچه که خوب میشوره
زنده باد
وای وای چه خفن
شما از کجا می دونی که دوستش مجرد بوده ؟!
از قدیم الایام نصیحت بزرگان ،دوست تا دم در .
من وقتی میخوام همکاران خودم را خانه دعوت کنم زن و بچه را میفرستم خانه مادرشون
منم با خانم موافقم منم هیچ وقت اجازه نمی دم دوستای شوهرم چه مجرد چه متاهل بیان خونه ما . چه معنی داره مگه من دوستامو میارم خونه که اونم بیاره.
بیچاره شوهرت
آبجی شما هم شورش رو در آوردی.
چه خفن !
بخدا گوش دادن و جدی گرفتن حرفهای مردم فقط باعث خراب شدن زندگی آدم میشه.تنها کسی که وقتی نصیحتی میکنه و خیرمون رو میخواد پدر و مادر ِ آدمه.والسلام.اینکه یه آدم میاد میگه من اینو دیدم و اونو شنیدم...همش حرف مفته.به هیچکس نباید اعتماد کرد
فقط باید به شوهرت اعتماد داشته باشی دخترجان
حکم شوهر قصاص نیست
یادبگیریم با خواندن یک ماجرای کوچک و خلاصه شده، حکم ثابت نکنیم مگر اینکه اولا به زوایای مختلف موضوع آشنا باشیم و ثانیا در این خصوص تخصص داشته باشیم
تو را به خدا این افغانیها رو از کشور بریزید بیرون
آقای ناشناس ایرانی هایی روکه با زحمت ودانش وعلم وتخصص شون دارن اونجا کار میکنن رو با یک عده بی تربیت هوسباز لا ابالی مقایسه نکن.
این چه طرز حرف زدنه؟!
این عین نژادپرستیه
دوست داری در مورد هر ایرانی مقیم خارج که تعدادشون روز به روز داره بیشتر میشه هم اینطوری حرف بزنن؟
با این وضعیت اقتصادی بعید نیست به زودی ایرانیها به افغانستان هم مهاجرت کنند
حالا اون بنده خدا که دیگه دستش از دنیا کوتاهه و نمیتونه از خودش دفاع کنه. فقط خدا میدونه که تجاوز بوده یا این کار با میل و رضایت زن انجام میشده.
سیستم قضایی قطعا محتوای پیامکها و مالک خط رو بررسی میکنه.
نگرانی بابت تایید مجرمیت مقتول نیست.
ضمنا بار اول همدست داشته که زنده است
فرقی میکنه که تجاوز بوده یا دوستی با زن همسردار؟؟
در هر صورت مستحق مرگ بوده
اين كه جنايت نيست.كسي كه از ناموسش دفاع كنه متهم به جنايت ميشه؟....
خدا نصیب کسی نکند.
نمی توان منتظر سیستم قضایی ماند تا یک پرونده اگر هزار چرخ نخورد، ده سال طول بکشد.
باید کشت آدم متعرض به جان و مال و ناموس را.
مادام كه برادرهاي به اصطلاح مهربان پيش ما هستند هر ماه از اين با معرفت بازيهاي اينها به گوشمون ميرسد.كجا برند بتر از اينجا.اگه شما مثل من يك ماه افغانستان بوديد ميدونستيد جرا نميرند.پايتخت كابل فكر كن بدترين روستاهاي ايران است.
حالا فک می کنی همه که تجاوز می کنن افغانین!!
كلي خنديدم.
گفت شهداد خيانت كرده است گفتم گلشن تو معصومي.
آه رومئو بيا پيش ژوليت. آه آه آه
یخ نکنی از خنده
به نظر من که همه چیز از حماقت و سادگی این زن شروع شده.
دیگه خدایی این زن هم خیلی ساده س که اینطوری اعتماد کرده و بلند شده رفته اونجا. آدم مجرم و متجاوز که وجدانی نداره. تکلیفش معلومه. آدم باید خودش عقل داشته باشه و از خودش مواظبت کنه
اگر قضیه بالا درست باشد کلید خیانت را مقتول زده توی خونه ای که نان و نمکش را می خورده چشم به ناموسش داشته باید با شکنجه کشته می شد.
و لعن الله ..
این افغان ها احیانا قصد ندارند برن کشورشون رو آباد کنن؟؟؟؟!!!!!!!!!!
مهمونی چند سال آخه؟؟؟؟؟؟
حد اقل اگه ایرانی تو مملکت خودش جرم کنه ضررش به جای دیگه ای نمیخوره باباجون!!!
کی گفته که امکاناتی که باید برای خود جوانان ایرانی باشه رو ما باید بدیم به مهاجران غیر قانونی وخلافکار افغان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این موارد فقط تو افغانها نیست این مشکلات اخلاقی همه جای دنیا هست بعد افغانها برن کشورشون کارگر ایرانی هم مزدش چند برابر میشه هم طاقچه بالا میزاره و هم کار نمیکنه
امکاناتی که غربی ها در اختیار ما قرار میدن ظرف شستن تو رستورانا و شستن دستشوییاست عزیزم.
یادمه یکی از پزشکای ایرانی مقیم آلمان که خیلی هم تورشته ی خودش متخصصه میگفت واسه تامین خرج تحصیلم توی رستورانا ظرف می شستم.
امیرجان . ایرانی که میره اونطرف یا باید با خودش تخصص و مغزشو ببره یا سرمایشو در غیر اینصورت دست از پا درازتر برمیگرده
نه اينكه خود ما ايرانيها هيچ جرم وجنايتي مرتكب نميشويم
به امیر
"دوست عزیز اگر ما نصف امکاناتی که اروپا در خدمت مهاجرین میگذارد را برای افغانها بگذاریم مسلما آنها هم چه بسا پیشرفته تر از خود ما خواهند شد "
بله.اینکه هنری نیست. برای چی باید امکانات خودمونو در خدمت پیشرفت اونا قرار بدیم؟ برن تو کشور خودشون با امکانات خودشون هر چی میخوان بشن
باسلام
درآذزبایجان وخصوصا شهر تبریز هیچ افغانیی وجود ندارد فکر کنم کارهای آنها را مریخیها انجام میدهند.
ناشناس 13:14
دوست عزیز اگر ما نصف امکاناتی که اروپا در خدمت مهاجرین میگذارد را برای افغانها بگذاریم مسلما آنها هم چه بسا پیشرفته تر از خود ما خواهند شد
این همه بهانه ای شده که ایرانی ها اهل کار نیستن، عزیز من قبل از افغانی ها کی برای ما کار می کرد؟!
اینها باید برن باید برن باید برن باید برن.... خسته شدیم، ببین مهاجرینی که از کشور ما میرن اروپا به کجا می رسن آنوقت این افغانی ها که آمدن ایران چه آماری در جرم و جنایت این مملکت دارند!!!
اگر اينها به كشور خود برگردند چه كسي مي خواهد جايگزين نيروي كار شود؟ كارگران ايراني كه اهل كار نيستند.
مهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس
خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود
افغانها رو باید بیرون کرد اما از این مسائل متاسفانه متاسفانه بین ایرانیها هم اتفاق میافته، تو زن رو ببین که چه ساده بوده!
واسه چی برن عزیزم. جای راحت دارن، امنیت، خدمات بهداشتی و آموزشی کسی هم که بیرونشون نکرده دیگه برن تو اون مملکتی که هیچ کدوم اینارو ندارن چیکار؟ هستن دیگه.
هر عیبی که به اونا میگیری رو باید به سیاست خودمون بگیری. تا بیرون نکنی که نمیرن
اگر راست باشد ؛ شجاعت نباشد جنایت نیست .
به نظرم ممکنه ادعای تجاوز به عنف در ابتدای قضیه درست باشه ولی من نمی تونم با صحبت های این زن کنار بیام که از ترس دور شدن از فرزندم به او تمکین می کردم.
باید عدالت اجرا بشه . گناه این زن اینه با همسرش در این مورد صحبت نکرده وآن متجاوز باید می مرد
عدالت واژه بهتریه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.