قابل توجه بنز و پورشهسواران
شكاف طبقاتي وقتي شديد شود، جرم نيز افزايش پيدا ميكند. خواهيد پرسيد چرا؟ به اين دليل كه از يك سو نفرت و كينه را در ميان طبقات پايين نسبت به ثروتمندان افزايش ميدهد، و از سوي ديگر، هزينه ارتكاب جرم را كاهش ميدهد.
مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشت:
تشديد نابرابريهاي اجتماعي، بهطوري كه عدهاي بيش از حد در ماديات غرق باشند كه ندانند چگونه پول خود را خرج كنند، و در برابر عدهاي ديگر چنان در فقر باشند كه از تأمين حداقل نيازهاي خود نيز ناتوان باشند، نهتنها اين وضع غيراخلاقي و محكوم است، بلكه به لحاظ اقتصادي نيز اثرات منفي دارد بعلاوه امكان بهرهمندي طبقات بالا را از ثروت انباشته شده كم ميكند، و حتي شرايط را براي افزايش ثروت آنان نيز در بلندمدت بدتر ميكند. اتفاقي كه در دنياي سرمايهداري رخ داد و به بحران ١٩٢٩ انجاميد، ريشه در همين منطق داشت. وقتي كه مردمان زيادي در فقر و بيكاري باشند، كسي نيست كه توليد و مصرف كند، و اگر توليد نباشد، ثروتمندان نيز دچار ورشكستگي ميشوند. بنابراين جامعه متعادل جامعهاي است كه بيشترين ظرفيت اقتصادی خود را فعليت بخشد، و بيشترين ثروت را توليد كند، و تنها در اين صورت است كه ثروتمندان هم به صورت پايدار ثروتمند و مهمتر اینکه از ثروت خود بهرهمند ميشوند، و البته طبقات پايين نيز از حداقل نيازهاي خود بهرهمند خواهند شد، و با چشم نفرت و خشونت به ثروتمندان نگاه نميكنند.
شكاف طبقاتي وقتي شديد شود، جرم نيز افزايش پيدا ميكند. خواهيد پرسيد چرا؟ به اين دليل كه از يك سو نفرت و كينه را در ميان طبقات پايين نسبت به ثروتمندان افزايش ميدهد، و از سوي ديگر، هزينه ارتكاب جرم را كاهش ميدهد. وقتي كسي بيكار است و درآمدي ندارد، چه باكي از زندان رفتن دارد؟ چه باكي از خوردن برچسب مجرم يا دزد دارد؟ او كه چيزي ندارد از دست بدهد؟ پس در چنين شرايطي طبيعي است كه گرايش به سوي ارتكاب جرم بيشتر شود. اين افراد به حاشيه رانده ميشوند و خود را بيگانه از جامعه دانسته و فاقد منزلت حس ميكنند، و چنين افرادي به شدت مستعد انجام اقدامات مجرمانه هستند.
روزنامه اعتماد روز دوشنبه ١/٤/١٣٩٤ در گزارشي آورده است كه: علي بنز E٢٥٠- ٢٠١٤ دارد. وقتي با ماشينش در خيابانهاي پايتخت ميراند، آب از لب و لوچه پرايدسوارها آويزان ميشود. خودروي او ٥٠٠ ميليون تومان ميارزد اما روزي كه علي «ميخ» يك موتورسوار را با گوشي آيفون ٦ خود معاوضه كرد، آرزو ميكرد جاي همان راننده پرايد باشد. او درباره زورگيري از خود به «اعتماد» ميگويد: اوايل ارديبهشت امسال سوار خودرويم شدم و به سمت پارك وي رفتم. چراغ قرمز بود. توقف كردم. داشتم با موبايلم حرف ميزدم. ناگهان جواني هيكلي با سر و وضعي مرتب، سوار بر يك دستگاه موتور كنار من توقف كرد. رفتارش مشكوك بود. او پس از چندثانيه به شيشه ماشينم زد. يك ميخ دستش بود. وقتي شيشه را پايين دادم گفت لطفا گوشيات را بده به من! من تعجب كردم. فكر كردم اشتباه شنيدم. گفتم جان؟ كدام گوشي؟ گفت همين گوشي كه داري با آن حرف ميزني. گفتم براي چي بدهم؟ گفت: ببين. ميتوانم با اين تيزي يك خط روي ماشينت بيندازم. موتورسوار به چراغ قرمز اشاره كرد. عدد ١٠ را نشان ميداد. شمارش معكوس آغاز شده بود. علي ادامه داد: زورگير گفت ميل خودت است. الان ١٠ ثانيه مانده. من تيزي را ميكشم، گازش را ميگيرم و ميروم. آن وقت تو ميماني و ماشينت. زورگير شروع به شمارش كرد. چهار، سه. دو شماره مانده بود تا تيزي را روي ماشين بكشد كه علي تسليم شد. اگر ميخ روي ماشينش خط ميانداخت، بايد پنج ميليون تومان خرج خودرو ميكرد و ماشينش ٣٠ ميليون تومان از قيمت ميافتاد. علي ميگويد: يك چشمم به چراغ قرمز بود و يك چشمم به گوشي. اگر آن را تحويل زورگير نميدادم او حتما روي ماشين خط ميكشيد. اينطوري بيشتر ضرر ميكردم، براي همين گوشي ٥/٢ ميليون تومانيام را دو دستي تقديمش كردم. زورگير گوشي را گرفت. چراغ سبز شده بود. كمي گاز داد. اما قبل رفتن به علي گفت: بچه خوبي بودي، براي همين هم گوشيات را پس ميدهم!...
بهمن جوان ديگري است كه هر روز سوار بر خودرو پورشه ٨٠٠ ميليونياش در خيابانهاي پايتخت ميراند. او نيز دو ماه پيش تسليم دو زورگير شده است. آنها ميخواستند «آجري» را روي كاپوت ماشينش خُرد كنند. بهمن ميگويد: «در كنار خياباني در شهر ري توقف كرده بودم كه يك موتور آپاچي با دو سرنشين به من نزديك شد. يكي از آنها آجر را بالا آورد و به آرامي گفت چقدر ميدهي تا اين را روي كاپوت ماشينت خرد نكنم؟ من گفتم ١٠٠هزار تومان ميدهم. او شاكي شد و گفت تو خجالت نميكشي ميخواهي فقط ١٠٠هزار تومان بدهي؟ بزنم ماشينت را داغون كنم؟ زود باش ٢٠٠هزار تومان بده. او اگر آجر را روي كاپوت ميزد، بايد چند ميليون تومان هزينه ميكردم تا رنگش كنم. تازه ٢٠٠ ميليون تومان هم از قيمت ماشين كم ميشد. مجبور شدم به آنها پول بدهم.»
وقتي كه قيمت يك خودرو مدل بالا در تهران، حدود ٨/١ ميليارد تومان باشد، يعني حدود ١٠٠ برابر قيمت يك خودروي پرايد است. حال ببينيم در كشورهاي غربي اين تفاوت چقدر است؟ قيمت پورشه يا بنز مدل بالا نسبت به خودروهاي معمولي در آنجا حداكثر ٤ تا ٥ برابر است، و اين شكاف حدود ٢٠ برابر كمتر از ایران است و اگر اين شكاف را با سطح درآمد افراد در ايران و غرب مقايسه كنيم، بسيار زياد خواهد شد. ٨/١ميليارد تومان با احتساب حداقل حقوق يك كارگر ايراني نزديك به ٢٠٠سال دستمزد او ميشود، درحاليكه يك خودروي لوكس ١٥٠هزار دلاري، حداكثر معادل ٦سال دستمزد حداقل حقوق در آنجا است. بنابراين چنين شكافي بسيار بزرگ است. با پول يك خودروي ٨/١ ميليارد توماني، ميتوان براي حداقل ٣٠ نفر شغل درست كرد و از درآمد آن بهرهمند شد ...
پس چنين خودرويي در عمل جاي شغل ٣٠ نفر و تولید پس از آن را گرفته و غیرطبيعي نیست كه بيكاران ناشي از اين وضعيت از طريق ديگر وارد ميدان کسب درآمد و تأمین معاش شوند. منظورمان اين نيست كه كسي در ایران چنين خودرويي نداشته باشد، بلكه با وجود اين وضع اسفبار اقتصادي كه جوانان زیادی نيازمند شغل هستند، صاحبان اين درآمدها به جاي آنكه سرمايه خود را در توليد بكار گيرند، آن را در خودروي لوكس استفاده كردهاند، و نتيجه اين ميشود كه لشکر بيكاران و حاشيهنشينان را در كنار خود مجهز ميكنند، و طبيعي است كه نه به لحاظ رواني و نه به لحاظ امنيتي قادر نخواهند بود كه از ثروت خود استفاده برده و لذت ببرند.
در این میان نکته دیگری هم وجود دارد. متاسفانه برخي از ثروتمندان ايراني، رانتي هستند، و نوكيسه محسوب ميشوند، و علاقه شديدي به خودنمايي نيز دارند، و اين ويژگي آنان موجب ميشود كه بذرهاي كينه و نفرت را بيش از پيش در دل طبقات حاشيهاي و كمدرآمد بكارند. بهطوري كه این طبقات فقیر چشم ديدن آنان را نداشته باشند و خودشان را در غمها و شاديهاي آنان شريك ندانند. برخي افراد اين را به وجود خصلت حسادت در جامعه ايران ربط ميدهند، ولي كمتوجهي و به رخ كشيدن و رفتار نمايشي اين افراد نوكيسه بيشترين نقش را در بروز اين وضعيت ناخرسندكننده دارد.
تشديد نابرابريهاي اجتماعي، بهطوري كه عدهاي بيش از حد در ماديات غرق باشند كه ندانند چگونه پول خود را خرج كنند، و در برابر عدهاي ديگر چنان در فقر باشند كه از تأمين حداقل نيازهاي خود نيز ناتوان باشند، نهتنها اين وضع غيراخلاقي و محكوم است، بلكه به لحاظ اقتصادي نيز اثرات منفي دارد بعلاوه امكان بهرهمندي طبقات بالا را از ثروت انباشته شده كم ميكند، و حتي شرايط را براي افزايش ثروت آنان نيز در بلندمدت بدتر ميكند. اتفاقي كه در دنياي سرمايهداري رخ داد و به بحران ١٩٢٩ انجاميد، ريشه در همين منطق داشت. وقتي كه مردمان زيادي در فقر و بيكاري باشند، كسي نيست كه توليد و مصرف كند، و اگر توليد نباشد، ثروتمندان نيز دچار ورشكستگي ميشوند. بنابراين جامعه متعادل جامعهاي است كه بيشترين ظرفيت اقتصادی خود را فعليت بخشد، و بيشترين ثروت را توليد كند، و تنها در اين صورت است كه ثروتمندان هم به صورت پايدار ثروتمند و مهمتر اینکه از ثروت خود بهرهمند ميشوند، و البته طبقات پايين نيز از حداقل نيازهاي خود بهرهمند خواهند شد، و با چشم نفرت و خشونت به ثروتمندان نگاه نميكنند.
شكاف طبقاتي وقتي شديد شود، جرم نيز افزايش پيدا ميكند. خواهيد پرسيد چرا؟ به اين دليل كه از يك سو نفرت و كينه را در ميان طبقات پايين نسبت به ثروتمندان افزايش ميدهد، و از سوي ديگر، هزينه ارتكاب جرم را كاهش ميدهد. وقتي كسي بيكار است و درآمدي ندارد، چه باكي از زندان رفتن دارد؟ چه باكي از خوردن برچسب مجرم يا دزد دارد؟ او كه چيزي ندارد از دست بدهد؟ پس در چنين شرايطي طبيعي است كه گرايش به سوي ارتكاب جرم بيشتر شود. اين افراد به حاشيه رانده ميشوند و خود را بيگانه از جامعه دانسته و فاقد منزلت حس ميكنند، و چنين افرادي به شدت مستعد انجام اقدامات مجرمانه هستند.
روزنامه اعتماد روز دوشنبه ١/٤/١٣٩٤ در گزارشي آورده است كه: علي بنز E٢٥٠- ٢٠١٤ دارد. وقتي با ماشينش در خيابانهاي پايتخت ميراند، آب از لب و لوچه پرايدسوارها آويزان ميشود. خودروي او ٥٠٠ ميليون تومان ميارزد اما روزي كه علي «ميخ» يك موتورسوار را با گوشي آيفون ٦ خود معاوضه كرد، آرزو ميكرد جاي همان راننده پرايد باشد. او درباره زورگيري از خود به «اعتماد» ميگويد: اوايل ارديبهشت امسال سوار خودرويم شدم و به سمت پارك وي رفتم. چراغ قرمز بود. توقف كردم. داشتم با موبايلم حرف ميزدم. ناگهان جواني هيكلي با سر و وضعي مرتب، سوار بر يك دستگاه موتور كنار من توقف كرد. رفتارش مشكوك بود. او پس از چندثانيه به شيشه ماشينم زد. يك ميخ دستش بود. وقتي شيشه را پايين دادم گفت لطفا گوشيات را بده به من! من تعجب كردم. فكر كردم اشتباه شنيدم. گفتم جان؟ كدام گوشي؟ گفت همين گوشي كه داري با آن حرف ميزني. گفتم براي چي بدهم؟ گفت: ببين. ميتوانم با اين تيزي يك خط روي ماشينت بيندازم. موتورسوار به چراغ قرمز اشاره كرد. عدد ١٠ را نشان ميداد. شمارش معكوس آغاز شده بود. علي ادامه داد: زورگير گفت ميل خودت است. الان ١٠ ثانيه مانده. من تيزي را ميكشم، گازش را ميگيرم و ميروم. آن وقت تو ميماني و ماشينت. زورگير شروع به شمارش كرد. چهار، سه. دو شماره مانده بود تا تيزي را روي ماشين بكشد كه علي تسليم شد. اگر ميخ روي ماشينش خط ميانداخت، بايد پنج ميليون تومان خرج خودرو ميكرد و ماشينش ٣٠ ميليون تومان از قيمت ميافتاد. علي ميگويد: يك چشمم به چراغ قرمز بود و يك چشمم به گوشي. اگر آن را تحويل زورگير نميدادم او حتما روي ماشين خط ميكشيد. اينطوري بيشتر ضرر ميكردم، براي همين گوشي ٥/٢ ميليون تومانيام را دو دستي تقديمش كردم. زورگير گوشي را گرفت. چراغ سبز شده بود. كمي گاز داد. اما قبل رفتن به علي گفت: بچه خوبي بودي، براي همين هم گوشيات را پس ميدهم!...
بهمن جوان ديگري است كه هر روز سوار بر خودرو پورشه ٨٠٠ ميليونياش در خيابانهاي پايتخت ميراند. او نيز دو ماه پيش تسليم دو زورگير شده است. آنها ميخواستند «آجري» را روي كاپوت ماشينش خُرد كنند. بهمن ميگويد: «در كنار خياباني در شهر ري توقف كرده بودم كه يك موتور آپاچي با دو سرنشين به من نزديك شد. يكي از آنها آجر را بالا آورد و به آرامي گفت چقدر ميدهي تا اين را روي كاپوت ماشينت خرد نكنم؟ من گفتم ١٠٠هزار تومان ميدهم. او شاكي شد و گفت تو خجالت نميكشي ميخواهي فقط ١٠٠هزار تومان بدهي؟ بزنم ماشينت را داغون كنم؟ زود باش ٢٠٠هزار تومان بده. او اگر آجر را روي كاپوت ميزد، بايد چند ميليون تومان هزينه ميكردم تا رنگش كنم. تازه ٢٠٠ ميليون تومان هم از قيمت ماشين كم ميشد. مجبور شدم به آنها پول بدهم.»
وقتي كه قيمت يك خودرو مدل بالا در تهران، حدود ٨/١ ميليارد تومان باشد، يعني حدود ١٠٠ برابر قيمت يك خودروي پرايد است. حال ببينيم در كشورهاي غربي اين تفاوت چقدر است؟ قيمت پورشه يا بنز مدل بالا نسبت به خودروهاي معمولي در آنجا حداكثر ٤ تا ٥ برابر است، و اين شكاف حدود ٢٠ برابر كمتر از ایران است و اگر اين شكاف را با سطح درآمد افراد در ايران و غرب مقايسه كنيم، بسيار زياد خواهد شد. ٨/١ميليارد تومان با احتساب حداقل حقوق يك كارگر ايراني نزديك به ٢٠٠سال دستمزد او ميشود، درحاليكه يك خودروي لوكس ١٥٠هزار دلاري، حداكثر معادل ٦سال دستمزد حداقل حقوق در آنجا است. بنابراين چنين شكافي بسيار بزرگ است. با پول يك خودروي ٨/١ ميليارد توماني، ميتوان براي حداقل ٣٠ نفر شغل درست كرد و از درآمد آن بهرهمند شد ...
پس چنين خودرويي در عمل جاي شغل ٣٠ نفر و تولید پس از آن را گرفته و غیرطبيعي نیست كه بيكاران ناشي از اين وضعيت از طريق ديگر وارد ميدان کسب درآمد و تأمین معاش شوند. منظورمان اين نيست كه كسي در ایران چنين خودرويي نداشته باشد، بلكه با وجود اين وضع اسفبار اقتصادي كه جوانان زیادی نيازمند شغل هستند، صاحبان اين درآمدها به جاي آنكه سرمايه خود را در توليد بكار گيرند، آن را در خودروي لوكس استفاده كردهاند، و نتيجه اين ميشود كه لشکر بيكاران و حاشيهنشينان را در كنار خود مجهز ميكنند، و طبيعي است كه نه به لحاظ رواني و نه به لحاظ امنيتي قادر نخواهند بود كه از ثروت خود استفاده برده و لذت ببرند.
در این میان نکته دیگری هم وجود دارد. متاسفانه برخي از ثروتمندان ايراني، رانتي هستند، و نوكيسه محسوب ميشوند، و علاقه شديدي به خودنمايي نيز دارند، و اين ويژگي آنان موجب ميشود كه بذرهاي كينه و نفرت را بيش از پيش در دل طبقات حاشيهاي و كمدرآمد بكارند. بهطوري كه این طبقات فقیر چشم ديدن آنان را نداشته باشند و خودشان را در غمها و شاديهاي آنان شريك ندانند. برخي افراد اين را به وجود خصلت حسادت در جامعه ايران ربط ميدهند، ولي كمتوجهي و به رخ كشيدن و رفتار نمايشي اين افراد نوكيسه بيشترين نقش را در بروز اين وضعيت ناخرسندكننده دارد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مالیات، مالیات، مالیات . کلید اصلی معضلات اقتصادی و اجتماعی کشور. تعریف چهار چوب دقیق و نظارت کامل بر فعالیت های اقتصادی جهت اخذ مالیات درست. هم معضل ثروت های باد آورده را حل میکنه هم معضل رانت و دلال بازی رو حل میکنه هم درآمدش می تونه صرف درمان و بهداشت بشه.هم سرمایه ها رو از سفته بازی به سمت تولید میبره. اما افسوس ...
تعرفه واردات خودرو را معقول کنند تا قیمت ها منطقی شود. امنیت را هم زیاد کنند تا باج گیری نشود. پول داری که جرم نیست، ما بی جنبه هستیم!
از این آقای روزنامه نگار انتظار میرود یا اصلا این مسئله بسیار مهم شکاف طبقاتی را رها کند یا سرنا را از سر گشادش نزند . ریشه های این مسئله را باید شکافت وگر نه سرود یاد مستان دادن کجای مسئله را حل میکند . این "وندالیسم" ( شکستن ماشین آلات )
از قرن نوزدهم باب شده بود مگر توانست این تبعیض و شکاف طبقاتی را از میان بردارد ؟ من هم مثل شما نگران باز شدن این گسل هستم !
١-اي كاش ميتوانستيم محيط امني ايجاد كنيم تا سرمايه داران از كشور خارج نشوند و ميلياردها دلار از كشور خارج نشود.
٢-اي كاش سطح فرهنگ ، آسايش و لذت از زندگي در كشورمان بالا بره كه به داشته هاي هم افتخار بكنيم!!!
٢-اي كاش با ارتقا ديدگاههامون شاهد رشد توريسم و افزايش اشتغال ودرآمد اقشار ضعيف كشورمون باشيم تا فاصله هاي طبقاتي هم كاهش پيدا كنه،....
و اي كاشهاي ....متعدد
باسلام من یک یک مبتکر هستم وبا تلاش چندین ساله کارخانه ای را بادست خالی وبدون پشتوانه وکمک مالی ودریافت تسهیلات راه اندازی کردم وتاقبل از تحریم ها محصولاتم را علاوه تامین نیاز صنایع داخل ،باهمکاری مشترک با یک شرکت اروپایی که خود هم همین کالارا تولید میکرد برای آفریقاو برخی مناطق دورازاروپا صادرمیکردیم . درحال حاضر علاوه برقطع همه این درآمدها درشرایطی که کلا" 6 نفر کارگردارم و تولیدات وفروشمان کفاف هزینه هارا هم نمی دهد ارگانهایی مثل دارایی وتامین اجتماعی بدون رعایت شرایط کم مانده است درب این کارخانه نیز بسته شود . این سازمانها به تولید وتولید کننده نیز مثل دلالها و بتگاه های معاملات نگاه میکنند . درواقع الان بهترین تصمیم فروش کارخانه است که با این سرمایه باقی مانده وسپزده گذاری دریکی از بانکهای خصوصی بدون دغذغه زتدگی کنم .
آقا یعنی همه شما که این مطلب رو خوندید بنز و پورشه دارید؟(:
این چیزها را به صورت عمومی منتشر نکنید.
چون برخی آدم ها یاد میگیرند و طبعات خودش را دارد.
یعنی با سه میلیون تومان میشه پورشه خرید. بخرم یا نخرم یا اینکه بزارم بانک
دمشون گرم!!! چه مدلای باحال زورگیری ابداع می شه... وطنم پاره تنم!!!
ازاین که چیزهای جدید به افراد مستعد آموزش میدهید بسیار سپاسگزاریم.وا تاسفا به این فرهنگسازی!! آیا خودروی مدل بالا علت است یا معلول؟آقایان محترم بروید فکراساسی بکنید.
خودنمایی کار آدم های تازه به دوران رسیده عقده ای است که به یک باره به ثروت بادآورده رسیده اند .
بنظرم كسي كه ثروتي داره حق داره ازش لذت ببره و كسي كه بواسطه تمكن ماليش ، لوكس تر زندگي ميكنه حقشه و درست نيست بهش اعتراض كرد
من فكر ميكنم علاج كار زمين زدن ثروتمند يا اجبارش به نوع خاصي از زندگي نيست.
بهتره جوري برنامه ريزي كرد كه سطح زندگي شهروندان طبقه پايين جامعه بالاتر بره. نه اوني كه داره رو بياريم پايين. مديران مملكتي ما اين خلا رو از جهت اشتباهي دارن پر ميكنن
خوب من از فردا شروع میکنم
کاری به این ندارم که طرف از کجا اورده بنز و پورشه خریده . اما این که به خاطر ادم های دزد و زور گیر شما به بنز و پورشه سوار ها ایراد بگیرید اصلا منطقی نیست و دور از انصافه . اگه همین میخ رو رو ماشین من پراید سوار هم بکش نسبت به درامدم ، کلی باید هزینه کنم تا درستش کنم . بازم میگم نسبت به درامدم.یا باید بیخیالش بشم و ولش کنم.
بهتره اون دزد ها و زورگیر ها رو بگیرید نه این که ماشین دار ها رو سرزنش کنید
متاسفانه در ایران خمس و زکات در حال موت است ولی مالیات که زنده است از اقایان به نسبت مالیات اخذ شود تا جامعه به سوی تعادل پیش رود
جای تاسف داره که به جای گدایی به فکر این نیستن که بیشتر کار کنن تا موتورش بشه ماشین
اینا هم که پورشه سوار میشن یه شبه پولدار نشدن پدر جدا پولدار بودن
تو یه روستا یه نفر کد خدا میشه
ما همه چیزو مخلوط کردیم هیچ کس جایگاه خودش نیست
به خدا من خودم یه پراید هم ندارم!
ولی دیگه حالم از این تفکرات و کینه هایی که نسبت به ثروتمندان هست بهم میخوره |:
من یک رزمنده هستم ودر چندین عملیات شرکت داشتم .در آن زمان بودند کسانی که می گفتند به شما چه ربطی دارد که به جبهه می روید ولی ما می گفتیم امام فرموده وظیفه ماست که از وطن وناموس واسلام ومردم کشورمان دفاع کنیم واین کار را همین مردم طبقه محروم انجام دادند .ولی افسوس که یک عده ای با به رخ کشیدن سرمایه های خود وفخر فروشی و دیگر اینکه واقعا به همین جانبازان وررمندگان دیگر کسی بها نمی دهد .تابناک عزیز بخدا قسم توی همین ادارات دولتی نمی دانی چه بر خوردهای بدی با بچه های ررمنده دارند.
یکی پیدا شد حرف حساب بزنه
اما چه فایده!!!
مالیات درست بگیرید و حرص نخورید ماشین که از 400 میلیون زد بالا دو برابر قیمت ماشین مالیات بگیرید هرچی گرون تر سوار بشن بهتر
مطلبی که نوشتید بسیار سطحی است. شما می خواهید ثروتمندان را دلیل همه مشکلات جاری جامعه نشان دهید و راههای جدید زورگیری به همین طریق را افزایش دهید. در همه جای دنیا افراد ثروتمند و فقیر در کنار هم زندگی می کنند مثل خود امریکا که کسی مثل بیل گیتس و آیدارچی بیل گینس وجود داره ولی هیچ موقع قرار نیست آقای آبدارچی زورگیری کنه. هرکس به اندازه زحمتی که میکشه به جایی میرسه، بهتره بگیم خدایا همه ما رو بنز و پورشه سوار کن تا بشینیمو غصه مال مردم رو بخوریم، من خودم هم ماشین ایرانی سوار میشم ولی هیچ وقت همچین تحلیلیو نمی پذیرم
یعنی دیگه پورشه نخرم ؟؟؟
در این که یک عده دارن با پول فخر فروشی میکنند تا حدی که حتی حاضر نیستند در پمپ بنزین از ماشین پیاده بشن و بنزین بزنند شکی نیست اما یک نگاهی به اون طرف قضیه هم بکنید، چرا ماشین 30 هزار دلاری باید در ایران 150 میلیون تومان فروخته بشه؟ تنها دلیل، انواع و اقسام عوارض و مالیاتی است که دولت بر واردات اتوموبیل خارجی وضع کرده و عامل اصلی افزایش شدید قیمت اتوموبیل های وارداتی دولت هست و بس!
دلت خوشه!!!!! من خودم چند ساله دنبال یک مجوزم و حداقل 30 نفر با تحصیلات عالیه رو میتونم به کار مشغول کنم ولی اونقدر اذیتم کردن برای یک مجوز و هنوز هم مجوز نمیدن و دلیلشون هم این است که رقبا پول بیشتری دادن و دوست ندارن یک جوان بتونه کاری تو این مملکت راه بندازه!!!!!! ضمنا اقتصاد ایران بر پایه تولید نیست که پورشه رو بفروشن و تولید راه بندازن!!!!!
افرادی که از راه زحمت و تلاش دارای ثروت شده اند همیشه خانواده های زیادی را کمک کرده اند و مورد احترام هستند اما دزدها و رانت خورها خیر.
اگردولت قوانین مخکم ودرستی از گرفتن مالیات مثل کشورهای پیشرفته داشت این وضع ما نبود آنهایی که میلیاردی درامد دارنداگر مالیات درست می دادند شاهد این همه ربا درکشور نبودیم که صندوقها وبانکها مثل قارچ رشد کنند این که به تحریم ربط نداره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.