مداح هم مداحان قدیم!
«مداح هم مداحان قدیم»، «نوحههای امروز که دیگر اصیل نیستند»، «نوحههای امروز قابل مقایسه با نوحههای دیروز نیستند» و ... اینها جملاتی است که معمولا در این ایام شنیده و با آنها سبک مداحیهای امروز زیرسوال برده میشود؛ اما در عین حال این پرسش مطرح است که مگر خوانندگان مذهبی در قدیم، چه روشی برای خود داشتند؟
«مداح هم مداحان قدیم»، «نوحههای امروز که دیگر اصیل نیستند»، «نوحههای امروز قابل مقایسه با نوحههای دیروز نیستند» و ... اینها جملاتی است که معمولا در این ایام شنیده و با آنها سبک مداحیهای امروز زیرسوال برده میشود؛ اما در عین حال این پرسش مطرح است که مگر خوانندگان مذهبی در قدیم، چه روشی برای خود داشتند؟
به گزارش ایسنا، معمولا وقتی صحبت از نوحهسرایی و مداحی میشود، خیلیها یاد سبک و شیوهی نوحهسرایان قدیم میافتند که این روزها کمتر رواج دارد و جای خود را به سبکهای نوین داده است. مداحیهای ساده و کمتر فکرشدهی امروز جایگزین مداحیهایی است که قدیمیها آن را با آداب و رسوم خاصی انجام میدادند.
عزاداری حسینی میان قدما نظم و شور خاصی داشت که البته شاید این سبک هنوز در گوشه و کنار کشور رواج داشته باشد. برای گذشتگان، این آیین بهصورت بخشبندی پیش میرفت و خوانندگان مذهبی برخلاف آنچه در میان خوانندگان امروزی متداول است، بیمقدمه سراغ مرور مصیبتها نمیرفتند.
«خطبهخوانی»
روش رایج خواندن چنین بود که ابتدا با ذکر یا دعایی آهنگین، نام خداوند را با احترام میخواندند و به این کار خُطبهخوانی میگفتند.
گاهی ذکری نیز برای «توبه» میخواندند تا مخاطبان، گَرد خطاهای روزانه را بروبند و با توجهی ویژه، شایستهی توسل به اهل بیت (ع) شوند. در بخش بعد، فراقنامهها را میخواندند و وارد موعظه یا ارشاد دینی میشدند.
«موعظه»
بخش موعظه اغلب با توصیف صفتی نکوهیده یا صفتی شایسته در قالب شعرهای «پندی» اجرا میشد و خواننده تلاش میکرد، لابهلای بیتها، حکایتها و نکتههای فراوان اخلاقی مربوط به موضوع اصلی را از میان آیههای قرآن، روایتها و حدیث اهل بیت (ع) استخراج کند و به مخاطبان بگوید.
«مدحخوانی»
سپس وارد مدحخوانی میشدند. در مدحخوانی، بیتهایی را در ستایش یکی از معصومان بزرگوار میخواندند و با انتخاب بهترین شعرهای موجود تلاش میکردند، مخاطبان را به سوی «مَنقَبَت» پیش ببرند.
در منقبتخوانی نیز مخاطبان با شایستگیها، کرامتها، شیوهی زندگی و منش شخصیتهای مقدس آشنا میشدند و خواننده تلاش میکرد، مخاطبان را آمادهی مرور مصیبتهای او در زندگیاش کند.
«مصیبتخوانی»
در بخش مصیبتخوانی، با کلام آهنگین یا دکلمهای (غیرآهنگین و ساده) رنج شخصیت یادشده مرور میشد و هنگامی که مخاطبان، متأثر میشدند، خواننده بیتهایی را در وصف غربت و رنج شخصیت یادشده میخواند.
خوب است بدانید که قدیمیها، بخش مرثیه و مصیبتخوانی را در محفلهای همگانی بسیار کوتاه اجرا میکردند، بهگونهای که از 10 دقیقه فراتر نمیرفت. مرثیهخوانی، همان مصیبتخوانی است که با قالب شعر اجرا میشد و در واقع، کاملکنندهی بخش مصیبتخوانی بود. بهطوری که هرچه خواننده با تجربهتر بود، تلفیق مصیبتخوانی و مرثیهخوانی، هنرمندانهتر اجرا میشد.
در بخش بعد، خواننده تلاش میکرد با یافتن بخشی مشترک میان زندگی ائمه اطهار یا قیام سیدالشهدا (ع) مخاطبان را متوجه فصلی از وقایع روز عاشورا کند. در حقیقت از یک فضا به فضایی مرتبط بگریزد. به این بخش که مخاطبان را به کربلا و وقایعش مربوط میکرد، گریز میگفتند که با مصیبتخوانی دربارهی امام حسین (ع) و یارانشان آغاز میشد و باز به مرثیهخوانی یا نوحهخوانی میرسید.
گاهی نوحه، مقدمهی سوگواری گستردهتر و بهصورت ایستاده میشد. در این شکل، بهتر است نوحههای چند مصراعی و دارای پاسخ طولانی و دشوار را «دَم» بنامیم، یعنی همان که در گذشته برای سامان دادن دو دسته سینهزنی اعلام میشد و دو دسته، در مسیری طولانی بهصورت یکی در میان، دو بند آن را تکرار میکردند؛ گویی پاسخ یکدیگر را میدادند. ذکری را که سینهزنان در پایان بخش «سنگین» سینهزنی میگفتند نیز «َدم» مینامیدند.
«سینهزنی»
سینهزنی در گذشته برای خود، آداب فراوانی داشت که به چند بخش تقسیم میشود.
«ذکر زمینه»
در این بخش، شعری دو یا سه بیتی انتخاب میشد و بهصورت مصراع - مصراع یا بیت - بیت با آهنگی ملایم و ضرباهنگدار خوانده میشد تا سینهزنان بهصورت نشسته آن را تکرار کنند و با پیروی از حرکتهای منظم «میاندار»، دستشان را به سینه بزنند. ذکر زمینه، آرامآرام تند و تندتر میشد و در اوج «شور بخشی» به مخاطبان، متوقف و به «شعر زمینه» پیوند میخورد.
«شعر زمینه»
بیتهای متناسب را که اغلب در بحرهایی مشابه بحر «رَمَل» سروده شده بودند، انتخاب میکردند و در اوج «شور بخش» بهصورت بسیار آرام و کشدار میخواندند؛ چنان که آرامی ضرباهنگ خواندن و سینهزنی، بگذارد که مخاطبان هم گریه کنند و هم سینه بزنند.
«مصیبتخوانی»
در جایی که انقلاب روحی مخاطبان اوج میگرفت، سینهزنی را متوقف میکردند و در ادامهی شعر، همان حالوهوا را با «مصیبتخوانی» تشدید میکردند تا جایی که با استفاده از احوال خوش و معنوی مخاطبان، دعاهایی را بخوانند.
«اعلام دَم»
پس از این، «دَم» اعلام میشد و پس از چندبار تکرار، یادگیری مخاطبان و سینهزنی آزمایشی با اشارهی میاندار، مخاطبان میایستادند و با تکرار بند اول «دم» از سوی خواننده و بالا رفتن دست میاندار، سینهزنی آغاز میشد.
«واحد - انُس (یک دست - دو دست)»
خواننده با خواستن پاسخ از مخاطبان و سینهزنی آنها بهدنبال هر پاسخ، بیت یا بند دیگری را از دم میخواند. پس از پایان شعر، میاندار اشاره میکرد و سینهزنان، پاسخ آخر را بهصورت «پیوسته» میدادند و بهصورت پیوسته سینه میزدند. خواننده با استفاده از ضرباهنگ شتابزدهی این بخش، واحد - انُس را آغاز میکرد.
شعرهای این بخش، مشابه بخش «زمینه» بود، اما با ضرباهنگی تندتر از زمینه اجرا میشد. سینهزنان در این بخش، سوار بال ضرباهنگ بهصورت یکی در میان، یک ضربه را یک دست و ضربهی بعدی را با دو دست به سینه میزدند. گاهی نیز میانداران با «نَفَس» یا ذکر «علی» یا ادای خاص عبارت «حسین جانم» ضرباهنگ را حفظ میکردند.
در بخش واحد - انُس، آغاز با خوانندهی اصلی و حرفهای و ادامهی آن با خوانندگان نوپا و تمرینی بود.
«مظلومگویی»
در اوج بخش واحد و منظم شدن سینهزنان، یکی از میانداران که صدای رساتری داشت، بهصورت کشدار، رسا و اثرگذار، پرسش و پاسخی حسی را با سوگواران آغاز میکرد:
-مظلوم...؟
-حسین...
شهید...؟
حسین...
یا ابیعبدالله!
(پاسخ: تکرار اسم)
یکه و تنها!
(پاسخ: تکرار اسم)
یا اباالفضل!
(پاسخ: تکرار اسم)
«سنگین»
از اینجا به بعد، میاندار سکوت میکرد و سینهزنی با اشارهی او، ضرباهنگی شتابزده میگرفت که با خم و راست شدنهای پیدرپی (نشانهی احترام به اسمهای مقدس) و کشاندن بیشتر دست به سوی آسمان (نماد نیاز) همراه میشد و خواننده با هماهنگی در خواندن، شعرهایی در رثای حضرت عباس (ع) میخواند.
«شور ایستاده»
با رسیدن سوگواران به اوج، میاندار یا خواننده، دو بند آهنگین را اعلام میکرد تا سینهزنان دو دسته شوند و بهصورت شتابزده پاسخ هم را بدهند، سینه بزنند تا پاسخ و سینهزنی سریع شود و یا مصراع و بیتی را برای پاسخ مشترک همه اعلام میکرد. در هر دو صورت، سوگواران آنقدر پاسخ میدادند و به سینه میزدند تا حرکت، سریع و به اصطلاح ریز شود. سوگواران میانه محفل، با حرکتی نمادین، دستها را به سر میزدند و به حال «طواف» در کنار هم «هَروَلهکنان» در فضای محفل میگشتند و اطرافیان نیز برای همراهی، با همان ضرباهنگ سینه میزدند.
«شور نشسته»
پس از گذشت زمانی کوتاه از شور ایستاده، خواننده با مرثیهخوانی، مخاطبان را به سوی سکوت و نشسته سینه زدن هدایت میکرد. گاهی در فاصلهی خواندن خواننده، با هماهنگی از پیش انجامشده، میاندار خواندن مداح را قطع میکرد و با حفظ ضرباهنگ سینهزنی، مصراع یا بیتی را به سوگواران القا میکرد تا برای چند ثانیه تکرار کنند و دوباره در سکوت، خواندن مداح را بشنوند.
آخرین عبارت شور نشسته، بهگونهای طراحی میشد که به اسم امام زمان (عج) ختم شود تا بهدنبال آن، سینهزنی متوقف و بخش «دعا» اجرا شود.
پینوشت: این گزارش برگرفته از پژوهش سیدمحمد سادات اخوی منتشرشده در کتاب «پرده عشاق» است.
به گزارش ایسنا، معمولا وقتی صحبت از نوحهسرایی و مداحی میشود، خیلیها یاد سبک و شیوهی نوحهسرایان قدیم میافتند که این روزها کمتر رواج دارد و جای خود را به سبکهای نوین داده است. مداحیهای ساده و کمتر فکرشدهی امروز جایگزین مداحیهایی است که قدیمیها آن را با آداب و رسوم خاصی انجام میدادند.
عزاداری حسینی میان قدما نظم و شور خاصی داشت که البته شاید این سبک هنوز در گوشه و کنار کشور رواج داشته باشد. برای گذشتگان، این آیین بهصورت بخشبندی پیش میرفت و خوانندگان مذهبی برخلاف آنچه در میان خوانندگان امروزی متداول است، بیمقدمه سراغ مرور مصیبتها نمیرفتند.
«خطبهخوانی»
روش رایج خواندن چنین بود که ابتدا با ذکر یا دعایی آهنگین، نام خداوند را با احترام میخواندند و به این کار خُطبهخوانی میگفتند.
گاهی ذکری نیز برای «توبه» میخواندند تا مخاطبان، گَرد خطاهای روزانه را بروبند و با توجهی ویژه، شایستهی توسل به اهل بیت (ع) شوند. در بخش بعد، فراقنامهها را میخواندند و وارد موعظه یا ارشاد دینی میشدند.
«موعظه»
بخش موعظه اغلب با توصیف صفتی نکوهیده یا صفتی شایسته در قالب شعرهای «پندی» اجرا میشد و خواننده تلاش میکرد، لابهلای بیتها، حکایتها و نکتههای فراوان اخلاقی مربوط به موضوع اصلی را از میان آیههای قرآن، روایتها و حدیث اهل بیت (ع) استخراج کند و به مخاطبان بگوید.
«مدحخوانی»
سپس وارد مدحخوانی میشدند. در مدحخوانی، بیتهایی را در ستایش یکی از معصومان بزرگوار میخواندند و با انتخاب بهترین شعرهای موجود تلاش میکردند، مخاطبان را به سوی «مَنقَبَت» پیش ببرند.
در منقبتخوانی نیز مخاطبان با شایستگیها، کرامتها، شیوهی زندگی و منش شخصیتهای مقدس آشنا میشدند و خواننده تلاش میکرد، مخاطبان را آمادهی مرور مصیبتهای او در زندگیاش کند.
«مصیبتخوانی»
در بخش مصیبتخوانی، با کلام آهنگین یا دکلمهای (غیرآهنگین و ساده) رنج شخصیت یادشده مرور میشد و هنگامی که مخاطبان، متأثر میشدند، خواننده بیتهایی را در وصف غربت و رنج شخصیت یادشده میخواند.
خوب است بدانید که قدیمیها، بخش مرثیه و مصیبتخوانی را در محفلهای همگانی بسیار کوتاه اجرا میکردند، بهگونهای که از 10 دقیقه فراتر نمیرفت. مرثیهخوانی، همان مصیبتخوانی است که با قالب شعر اجرا میشد و در واقع، کاملکنندهی بخش مصیبتخوانی بود. بهطوری که هرچه خواننده با تجربهتر بود، تلفیق مصیبتخوانی و مرثیهخوانی، هنرمندانهتر اجرا میشد.
در بخش بعد، خواننده تلاش میکرد با یافتن بخشی مشترک میان زندگی ائمه اطهار یا قیام سیدالشهدا (ع) مخاطبان را متوجه فصلی از وقایع روز عاشورا کند. در حقیقت از یک فضا به فضایی مرتبط بگریزد. به این بخش که مخاطبان را به کربلا و وقایعش مربوط میکرد، گریز میگفتند که با مصیبتخوانی دربارهی امام حسین (ع) و یارانشان آغاز میشد و باز به مرثیهخوانی یا نوحهخوانی میرسید.
گاهی نوحه، مقدمهی سوگواری گستردهتر و بهصورت ایستاده میشد. در این شکل، بهتر است نوحههای چند مصراعی و دارای پاسخ طولانی و دشوار را «دَم» بنامیم، یعنی همان که در گذشته برای سامان دادن دو دسته سینهزنی اعلام میشد و دو دسته، در مسیری طولانی بهصورت یکی در میان، دو بند آن را تکرار میکردند؛ گویی پاسخ یکدیگر را میدادند. ذکری را که سینهزنان در پایان بخش «سنگین» سینهزنی میگفتند نیز «َدم» مینامیدند.
«سینهزنی»
سینهزنی در گذشته برای خود، آداب فراوانی داشت که به چند بخش تقسیم میشود.
«ذکر زمینه»
در این بخش، شعری دو یا سه بیتی انتخاب میشد و بهصورت مصراع - مصراع یا بیت - بیت با آهنگی ملایم و ضرباهنگدار خوانده میشد تا سینهزنان بهصورت نشسته آن را تکرار کنند و با پیروی از حرکتهای منظم «میاندار»، دستشان را به سینه بزنند. ذکر زمینه، آرامآرام تند و تندتر میشد و در اوج «شور بخشی» به مخاطبان، متوقف و به «شعر زمینه» پیوند میخورد.
«شعر زمینه»
بیتهای متناسب را که اغلب در بحرهایی مشابه بحر «رَمَل» سروده شده بودند، انتخاب میکردند و در اوج «شور بخش» بهصورت بسیار آرام و کشدار میخواندند؛ چنان که آرامی ضرباهنگ خواندن و سینهزنی، بگذارد که مخاطبان هم گریه کنند و هم سینه بزنند.
«مصیبتخوانی»
در جایی که انقلاب روحی مخاطبان اوج میگرفت، سینهزنی را متوقف میکردند و در ادامهی شعر، همان حالوهوا را با «مصیبتخوانی» تشدید میکردند تا جایی که با استفاده از احوال خوش و معنوی مخاطبان، دعاهایی را بخوانند.
«اعلام دَم»
پس از این، «دَم» اعلام میشد و پس از چندبار تکرار، یادگیری مخاطبان و سینهزنی آزمایشی با اشارهی میاندار، مخاطبان میایستادند و با تکرار بند اول «دم» از سوی خواننده و بالا رفتن دست میاندار، سینهزنی آغاز میشد.
«واحد - انُس (یک دست - دو دست)»
خواننده با خواستن پاسخ از مخاطبان و سینهزنی آنها بهدنبال هر پاسخ، بیت یا بند دیگری را از دم میخواند. پس از پایان شعر، میاندار اشاره میکرد و سینهزنان، پاسخ آخر را بهصورت «پیوسته» میدادند و بهصورت پیوسته سینه میزدند. خواننده با استفاده از ضرباهنگ شتابزدهی این بخش، واحد - انُس را آغاز میکرد.
شعرهای این بخش، مشابه بخش «زمینه» بود، اما با ضرباهنگی تندتر از زمینه اجرا میشد. سینهزنان در این بخش، سوار بال ضرباهنگ بهصورت یکی در میان، یک ضربه را یک دست و ضربهی بعدی را با دو دست به سینه میزدند. گاهی نیز میانداران با «نَفَس» یا ذکر «علی» یا ادای خاص عبارت «حسین جانم» ضرباهنگ را حفظ میکردند.
در بخش واحد - انُس، آغاز با خوانندهی اصلی و حرفهای و ادامهی آن با خوانندگان نوپا و تمرینی بود.
«مظلومگویی»
در اوج بخش واحد و منظم شدن سینهزنان، یکی از میانداران که صدای رساتری داشت، بهصورت کشدار، رسا و اثرگذار، پرسش و پاسخی حسی را با سوگواران آغاز میکرد:
-مظلوم...؟
-حسین...
شهید...؟
حسین...
یا ابیعبدالله!
(پاسخ: تکرار اسم)
یکه و تنها!
(پاسخ: تکرار اسم)
یا اباالفضل!
(پاسخ: تکرار اسم)
«سنگین»
از اینجا به بعد، میاندار سکوت میکرد و سینهزنی با اشارهی او، ضرباهنگی شتابزده میگرفت که با خم و راست شدنهای پیدرپی (نشانهی احترام به اسمهای مقدس) و کشاندن بیشتر دست به سوی آسمان (نماد نیاز) همراه میشد و خواننده با هماهنگی در خواندن، شعرهایی در رثای حضرت عباس (ع) میخواند.
«شور ایستاده»
با رسیدن سوگواران به اوج، میاندار یا خواننده، دو بند آهنگین را اعلام میکرد تا سینهزنان دو دسته شوند و بهصورت شتابزده پاسخ هم را بدهند، سینه بزنند تا پاسخ و سینهزنی سریع شود و یا مصراع و بیتی را برای پاسخ مشترک همه اعلام میکرد. در هر دو صورت، سوگواران آنقدر پاسخ میدادند و به سینه میزدند تا حرکت، سریع و به اصطلاح ریز شود. سوگواران میانه محفل، با حرکتی نمادین، دستها را به سر میزدند و به حال «طواف» در کنار هم «هَروَلهکنان» در فضای محفل میگشتند و اطرافیان نیز برای همراهی، با همان ضرباهنگ سینه میزدند.
«شور نشسته»
پس از گذشت زمانی کوتاه از شور ایستاده، خواننده با مرثیهخوانی، مخاطبان را به سوی سکوت و نشسته سینه زدن هدایت میکرد. گاهی در فاصلهی خواندن خواننده، با هماهنگی از پیش انجامشده، میاندار خواندن مداح را قطع میکرد و با حفظ ضرباهنگ سینهزنی، مصراع یا بیتی را به سوگواران القا میکرد تا برای چند ثانیه تکرار کنند و دوباره در سکوت، خواندن مداح را بشنوند.
آخرین عبارت شور نشسته، بهگونهای طراحی میشد که به اسم امام زمان (عج) ختم شود تا بهدنبال آن، سینهزنی متوقف و بخش «دعا» اجرا شود.
پینوشت: این گزارش برگرفته از پژوهش سیدمحمد سادات اخوی منتشرشده در کتاب «پرده عشاق» است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
متاسفانه الان مداحا انقدر راحت از مقتل میخونن و اگر نگاهشون کنی یه قطره اشکم نمیبینی رو صورتشونملتی که انقدر راحت روضه مقتل امام بخونه و بشنوه قصی القلب میشهشیعه باید تا بگن ظهر عاشورا تاب تحملش تموم شه این شیعه آماده ظهوره نه شیعه ای که پای روضه مقتل میشینه و بعدم به زور دو قطره اشک میریزه امروز ما از اماممون چی میدونیم اگر میدونستیم امام حسین کی بود پای روضه ها میمردیم
الان هم هستن مداحایی که تقریبا همون رویه رو انجام می دن.بعضیا که معروف هم هستن که اهنگهای غیر متعارف می خونن.
سالها بود که منتظر چنین تیتری بودم...
علاوه بر استفاده از ریتم آهنگهای خوانندگان ایرانی مقیم لوس آنجلس ....
آزار دهنده تر از همه هیجان کاذب و بی ادبانه در ریتم این دست مداح هاست....
چرا سین جای حسین را گرفته ؟!
بخصوص که با هیجان تکرارش هم می کنند....!
سین سین سین سین سین .... !
بنام خدا- فقط مداح ها نبودند. مردم هم شور حسینی داشتند. صبح به آرایشگاه نمی رفتند تا خود را آماده کنند، فکر کمربند فلان مارک هم نبودند و...یادش بخیر برای گرفتن زنجیر از میداندار هیات گریه مان می گرفت. برای بلند کردن بیرق آقا با بچه های دیگر مسابقه می گذاشتیم برای اینکه در صف زنجیرزنان باشیم شور و شوقی داشتیم. از سال 70-71 سیر نزولی هیاتها شروع شده مردم بیشتر تماشاچی هستد تا عزادار ؛ بجای گریستن ، چشمها بیشتر می دوند و بجای ... ضمن احترام به همه مومنین و دوستداران واقعی ابا عبدالله پیشنهاد می کنم همه غرفه های چایی نذری در تهران را جمع کنند و بیرون آمدن دسته های عزاداری را هم ممنوع کنند....
بیشتر خرافه گویی و کفر گویی است
مداحان قدیم احترام روحانیون و وعاظ را داشتند اما مداحان جدید روحانی و واعظم را از میدان بدر کرده اند
مداحان جدید پولی هستند
مداحان قدیم اهل بیتی خالص
مداحان جدید هر جا می روند چند تن ورزشکار تنومند را با خود می برند تا جلو منبر معرکه گیری کنند .
مداح قدیم سنگین می ایستاد و مداحی می کرد
مداحان جدید حرکات موزون می کنند و گاها مشخص نیست می خندند یا می گریند
......
مداحی شوق بود و نه شغل. هریک از این چهره های ساختگی مداحان امروزی که خیلی هم چنگی به دل نمی زنند، به انحصار گرایی افتاده اند.
هر یک از شبکه ها را هم یک یا چند نفر قبضه کرد ه اند.
مشکل این هست که مداحی هم شهرت می اورد و هم پول کاری که تا دیروز برای دل بود...
واقعا زیبا بود
مداح های امروزی بیشتر فکر خودشان هستند تا امام حسین .چند تا شعر و آهنگ لوس هم می خوانند و آدم در حسرت یک عزاداری ناب حسینی میماند .
در مجالس زنانه هم به همین شکل هست و متاسفانه بیشتر خانم های مداح فقط چند شعر را یادداشت کرده اند نه مطالعه ای در این زمینه دارند و نه سواد آنچنانی
قدیمی ها واسه پول مداحی نمیکردن، اعتقاد داشتن، عربده نمیکشیدن، نوحه ای که میخوندن معنی داشت و حرکات جلف و زننده هم به اسم عذاداری از خودشون درنمی آوردن.
بعضی از این مداحان جدید بزرگترین ضربه را به اهل بیت علیهم السلام وارد کردند
چون که گفته اند سخن که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
اما در عین حال این پرسش مطرح است که مگر خوانندگان مذهبی در قدیم، چه روشی برای خود داشتند؟
جواب::خلوص نیت و مداحی برای رضای خدا
عدم رقابت برای فتح شلوغ ترین مراسمات
به هر قیمتی و خواندن هر چیزی به اسم مداحی و...
کاملا" درست است متاسفانه امروزه مداحی هم نوعی تجارت شده و بسیاری از آنها از روشهای نا صحیح مردم را می گریانند. و آخر کار هم به ریش مردم می خندند
كجاست اون آدما ، اون محله ها كه تو محرم بوي عشق ميدادن
صدا وسیما رعایت کند و هر نوحه ای را پخش نکند .
وقتی مداحی کسب شد دیگه نمی توان برایش خط و خطوط تعیین کرد
الان هم یزدی ها عزاداری های بزرگ و باشکوهی به همین سبک و سیاق دارند...
سلام ،می گویند وقتی کسی را می خواهی خراب کنی خوب بهش حمله نکن بلکه بد از ایشان دفاع کن
اکنون سازها وطبل ها آلات موسیقی که در ماه محرم برای عزاداری امام حسین (ع)استفاده می کنند در واقع همان بد دفاع کردن از امام حسین (ع)است .
وقتی که از وسایل وآلات موسیقی در عزاداری ها استفاده میشود اولن باعث تولید آلودگی صوتی می شود ،دوم اینکه انسان متوجه سروده های حماسی که امام و مظلومیت ایشان خوانده نمی شود.
لذا عاجزانه از مسوولان محترم تقاضا دارم استفاده از طبل وغیره را در ماه محرم ممنوع کنند.
با سلام و ممنون از مطلب خوبتون.
یه نظ در مورد متن بالا دارم و یک پیشنهاد برای بحث کلانتر
اول اینکه خوبتر مبی بود اگه برای هر تیتر بالا یه مثال هم ذکر می کردید. دوم اینکه به جاهاییکه آموزش مداحی میدهند باید این مطلب اشاره بشه که با تحقیق و بررسی دقیقتر ببینند چرا مداحی سبک قدیمی اثرگذارتره و اگه واقعا برای آقااباعبدالله کار می کنند و آموزش می دهند٬ اخلاص٬ نور٬ عشق فداکاری جان در راه محبوب و سایرمضامین عالی را در ذکر و روضه خود وارد کنند.
بزرگ فلسفه قتل شاه دین اینست. کهمرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظم کن به کسی نی به زیر ظلم برو. که این مرام حسین است و منطق دین است. یاعلی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.