آخرین خبرارزان‌ترین گوشی آیفون در بازار چند است؟
5بازدید

چرا برخی افراد از ازدواج کردن فراری هستند؟

تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود.

همه افراد به طور طبیعی در مراحلی از زندگی‌شان به جایی می‌رسند که نیاز به تشکیل زندگی مشترک را احساس و آمادگی این کار را پیدا می کنند، ولی عواملی موجب می شود که باوجود نیاز و آمادگی‌شان، دچار شک، ترس و دودلی شوند و از ازدواج اجتناب کنند یا در مراحل بعد، از ازدواج پشیمان شوند .

به گزارش سپیده دانایی، با این مقدمه دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران را در این باره نوشته است که با هم می خوانیم.

ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی.

عوامل خانوادگی


پایه‌های زندگی آینده انسان‌ها در خانواده، کودکی و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند.

عوامل فردی


درباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود.

عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند. گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود.

مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند.

عوامل اجتماعی

دسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود.

چند راهکار پیشنهادی

راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.

نکته سوم آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مجتبی۱۳۹۵/۰۴/۲۳ ۱۰:۲۳

این اقای کارشناس داره سر ماه یک حقوق راحت میگره خبر از بقیه نداره که مملکت فساد گرفته بخاطر ازدواج نکردن جوانها

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۲ ۱۲:۲۸

واقعاعنادشماباشیوای بلخی رونمی فهمم همش سانسوزرمیکنین .تبعیض هم حدی داره

علی۱۳۹۵/۰۴/۲۲ ۰۹:۱۷

خداوند بعد از ازدواج گشایش در زندگی دو زوج ایجاد میکنه. بدون شک

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۲ ۰۸:۱۳

این بحثا رو بذارین کنار فقط فیلم بی پولی رو با بازی خوب بهرام رادان و خانم لیلا حاتمی رو نگاه کنین.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۲ ۰۲:۰۳

همه این حرفهای فرهنگی و غیره الان توی ایران الکی هستن

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۲۳:۵۸

کار هست آدمی که کارکن باشه نیست.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۲۲:۴۸

از دولتی ها بپرسید پول مملکت را کجا خرج میکنند؟
انوقت جوان ایرانی کار نداره؟

برزويي۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۲۰:۳۲

يك جوان بايد در نهايت حماقت باشد كه با اوضاع اجتماعي (قوانين مهريه) و اقتصادي (گراني و بيكاري) ازدواج نمايد .

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۹:۳۱

اقشار روستایی که تلویزیون ندارند و ساده زیست اند و زن و دختر پرتوقع نشده فقط زندگی خوبی دارند.

مریخ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۸:۵۶

وقتی شغل مناسب با امنیت شغلی و حقوق خوب و در هفته دوروز تعطیلی داشته باشی و یک خانه درمنطقه خوب شهر اجاره کرده باشی ماشین هم داری چرا باید در ساده ترین حالت یک تضمین مالی پانصد میلیونی به یک خانم بدهید تا او این افتخار را بده و بیاد زندگی کنه تازه این شروع کاره بعد باید اقا صبح تا شب کار کنه تا خانم ناراحت نشه و ان سلاح مخوف مهریه را بکار نبندد

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۶:۵۱

باسلام به همگی ازدواج نکردنه جونها مقداری برمیگرده به بیکاری مقدارش هم تجملات زندگی

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۶:۰۷

به نظرتون ازدواج درست هست؟

مهدی۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۵:۳۲

ازدواج کنی که چی بشه

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۵

تو این گزارشات همه مقصر هستن جز دولت ومسئولان

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۴

نقش رسانه ها در دیر ازدواج کردن جوانها همیشه به فراموشی سپرده شده است

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۳

29 سالمه. لیسانس دارم. داداشم 30 سالشه. هیچ کدوم ازدواج نکردیم .

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۳

29 سالمه. لیسانس دارم. داداشم 30 سالشه. هیچ کدوم ازدواج نکردیم . والله از بابام خجالت میکشم که خرج ما رو میده هنوز. به قران کار نیست.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۲

احمقانه ترین کار در ایران ،ازدواج است ،ازدواج.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۱۳

چون زن ایرانی بی وفا است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

رامین۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۰۷

من هم پول دارم هم خونه هم ماشین چون به عشقم نرسیدم قید همه چیزو زدم. دوس ندارم درکنار کسی باشم که فقط به خاطر ازدواج در کنارش باشم بدن هیچ میلی. زندگی اون هم خراب بشه

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۰۴

ها ها ها ها خیلی خندیدیم ...بعضی افراد؟؟؟

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۰۱

مسکن، ماشین، کار، درآمد خوب و موقعیت اجتماعی عالی دارم اما شما آدم هم شان من نشان بده که به اندازه ی خودم سالم مانده و مهریه اش، مهرالسنه باشد. گشتم، نبود! نگردید، نیست!

امید۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۴:۴۵

در اینکه انتخاب مورد مناسب برای ازدواج خیییل سخت شده هیییچ شکی نیست

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۴۶

اقا بهترين كار رو افرادي كردند كه ازدواج نكردند
آهاي مجردااااااااا از زندگي مجرديتون لذت ببريد و گوش به راهكارها نديد بجون خودم قسم ازدواج نكنيد خوشبخت ترين افراد روي زمين هستيد .

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۴۵

با خواندن این مقاله مطمئن شدم احمقتر از جماعت روانشناس وجود ندارد، مشکلات عینی و واقعیتهای جامعه را نمی بینند و با استدلالهای مضحک و خنده دار توجیه می کنند

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۴۱

سلام من پسری دارم 30 سالشه لیسانس هم داره ولی بیکاره بعلت بیکاری ازدواج نمی کنه

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۱۷

فقط اقتصاد

رضا۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۱۶

پیام ها رو که می خوندم اکثر دوستان رو مساله اقتصادی زوم کردن که قطعا خیلی مهم و شرط لازم ولی کافی نیست
من 36 سالمه خونه دارم شغل خوب دارم پس انداز خوب دارم فوق لیسانس دارم یعنی کلا تقریب همه چی در حد متوسط به بالا دارم ولی نکته مهم انتخاب همسر که چه قدر سخته یعنی وقتی مرحله اقتصادی و رد می کنی می رسی به این مرحله که به شدت تصمیم سختی هست پیدا کردن همسر خوب سخت تر از بدست اوردن بقیه چیزهاست
اونهم با این داستان های عجیب غریب که ادم هر روز می شنوه غریبه یه جور داستان داره آشنا جور دیگه سخته اقا سخت

علی۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۱۶

یک متن پر از اشتباه و تفکر فردی و ریشه یابی اجتماعی ندارد. متاسفم . از کتاب های فال در آوردید.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۱۳

چون بعد چند سال تحصیلات دانشگاهی و بدبختی سربازی زوری و دو سال اتلاف عمر باید بیکار باشی

شیوای بلخی۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۱۲

دوعامل دربین ایرونیا
1ضعف اعتقادی وتوکل
2.فرهنگگ عیاشی

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۰۳

تیتر شما انحرافی و قلب حقیقت است !

امیر۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۰۱

ازدواج برای فرزندان مدیرانی هست که دارن حقوق های میلیونی میگیرن.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۵۶

خجالت ریشه اصلی است .....

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۵۳

خیلی از جوانهای ما فکر می کنند که با گرفتن عروسی پروسه ازدواج به پایان رسیده و نمی دانند که تازه از همانجا شروع می شود

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۵۳

توی چین با اون جمعیت یک و نیم میلیاردی و بدون منابع نفت و گاز به یک دکترای مهندسی حدود 8 میلیون تومن حقوق میدن.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۴۷

همه تان هر وقت نماز تان را اول وقت بخوانيد تا 40 روز مداومت كنيد نتايج اش را بخوبي برايتان آشكار خواهد شد

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۴۵

یکی از عوامل نشدید ترس از ازدواج وجود قوانین قدیمی و از رده خارج در خصوص تعهد مالی مرد در مقابل زن پس از ازدواج میباشد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۳۰

چون کار ندارم ، پول ندارم . خونه ندارم ، تو خرج خودم موندم چرا یه بنده خدای دیگه رو بیچاره کنم .

دکتر حقیقی۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۲۹

خیلی جالبه از عامل اقتصادی در این به اصطلاح تحقیق خبری نیست

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۲۷

بی پولی رو یادت رفت کارشناس !

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۲۵

من با 31 سال سن فقط بخاطر شغل //
بقیه همه حرف کسی پول داشته باشه و شغل خوبی مگه دیوانست که زن نگیره

سعید۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۲۳

باسلام بنده به عنوان کسی که در سن 34 سالگی و با سابقه کاری حدودا 10 ساله دارای یک خودرو پراید و یک واحد آپارتمان ازدواج کرده و حدودا 2 سال از تاریخ ازدواجم می گذرد به تمامی دوستانی که قصد ازدواج دارند عرض میکنم، اگر می خواهید زندگی آرامی داشته باشید و آسوده باشید و دچار انواع بیماری های روحی و روانی نشوید و بعد از یک مدت سکته قلبی و مغزی به سراغتان نیاید، تا زمانی که شغل مناسب، تاکید می کنم ، شغل مناسب و با درآمد مکفی ندارید به هیچ عنوان به هیچ عنوان ازدواج نکنید چرا که خیلی زود از کرده خود پشیمان خواهید شد بقول معرف موشی که به سوراخ نمی رود جارو به دم خودش نمی بندد.هرچند تابناک عزیز این نظر رو درج نخواهد کرد ولی وظیفه خودم می دونم که بگم اونچه رو که با پوست و گوشت و استخوانم درک کردم این که می گویند تو ازدواج کن باقیش جور میشه کشکه کشکه، تمام کسانی که این اشعار زیبا رو در گوش من می خواندن و من رو تشویق به ازدواج می کردندحالا که مثل چهارپا در گل گیر کرده ام خبری ازشون نیست تا بهشون بگم خوب من ازدواج کردم و الان با کوهی از مشکلات دست به گریبان هستم پس کوووو اون اشعار زیبا و شعارهای دل خوش کنک

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۲۱

ما نه متعمدی میشناسیم و ... کاملا تنها هستیم

امید۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۱۶

همش اقتصادیه آقا...اقتصادی
وقتی کار و پول نباشه هیچی نیست...تمام

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۰۸

قوانین موجود در زمینه خانواده و عرف و فرهنگ حاکم به جامعه، اصلی ترین دلایل تمایل جوانان به ازدواج هستند.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۰۵

ازدواج قبلا برای بقا بوده برای جنگ و نیاز های جنسی.

سامان۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۲:۰۴

با سپاس از کارشناس محترم میخواستم عرض کنم اینها فلسفه بافی بیش نیست من سی و چهار سالمه و مجرد م.یه کاره خوب بهم بدین یه ماهه ازدواج میکنم.مشکل پوله تابناک عزیز،پوللللل.

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۱:۵۹

راهکار اینه که ازدواج نکنند

رضا۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۱:۵۲

همه رو گفت الا مهم ترین : عوامل اقتصادی

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۱:۵۰

من پسري مجرد و ٢٦ ساله هستم،
با درآمدي كه دارم تنها ميتوانم زندگي نسبتاً راحتي براي خودم داشته باشم،پس يك زندگيِ راحت يك نفره را به يك زندگي در مضيقه دونفره ترجيح ميدم.
در زندگي بي نهايت كارهاي زيبا وجود داره كه من مايلم اونها رو ياد بگيرم،من كتاب ميخونم،نواختن سه تار رو ياد ميگيرم،خوشنويسي با خودكار رو تمرين ميكنم و ورزش ميكنم،به نوعي وقت من كاملاً براي خودم پره پس دليلي نميبينم كه خودم رو درگير مسائل ازدواج كنم.
به تنهايي دارم از زندگي لذت ميبرم ولي اين دنيا چيزي نيست كه بخواهم فرد ديگري رو وارد اون كنم،پس هيچگاه فرزندي را به دنيا نخواهم آورد.
با اين موضوع قطعاً مرگ من در انزوا خواهد بود اما من اين به استقبال اين موضوع ميروم تا اينكه انساني را وارد اين دنيا كنم!
مشكل من با كل دنياست نه كشور ايران!

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۷:۲۹

گل گفتی

ناشناس۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۳:۵۷

به پوچی رسیدیا!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.