مرور روزنامههای یکشنبه یازدهم مهرماه
انفعال در برابر صهیونیستها چرا؟ /دو راهی برجام و سرنوشت اقتصاد ایران/پاسخ دهید آقای گروسی!
صدای صـلح از باکو، بازگشت عادل به صداوسیما، هشدار قاضی القضات به بانکها، جایگزینی محدودیتهای هوشمند تعطیلیها، مذاکرهکننده ارشد ایران کیست؟ انتقاد جدی از سیاست بازان داخلی در قبال بحران افغانستان، مناقشه قفقاز و تغییرات ژئواستراتژیک در منطقه، جنجال بیست ساله «کرسنت»، سایه سنگین بیماری اردوغان بر آینده ترکیه، هرج و مرج در بازار برنج ایرانی و خارجی و واکسنگریزی نتیجه واکسنهراسی! از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز یکشنبه یازدهم مهرماه در حالی چاپ و منتشر شد که جنجال بیست ساله «کرسنت»، اژهای به حساب بانکها میرسد، اثر پروانهای بحران چینی و ادامه تحلیلها درباره روابط ایران و جمهوری آذربایجان در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم؛
انفعال در برابر صهیونیستها چرا؟
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با عنوان انفعال در برابر صهیونیستها چرا؟ نوشت: گردهمائی عادیسازی روابط کشورهای منطقه با رژیم صهیونیستی در اربیل عراق، خشم مردم این کشور را برانگیخته و اکنون یک هفته است که فعل و انفعالاتی در زمینه خنثیسازی این توطئه صهیونیستی در عراق جریان دارد. مسئولان عراقی اعلام کردند این گردهمائی یک اقدام خودسرانه و خلاف سیاستهای کشور بوده و برگزارکنندگان آن محکوم به اعدام خواهند شد. وسام الحردان، رئیس حزب «صحوه العراق» نیز که در این گردهمائی شرکت کرده بود، از ریاست این حزب برکنار شد.
دولت عراق حتی اگر خودش هم مخالفت چندانی با چنین گردهمائیهایی نداشته باشد، ناچار است به ملاحظه خشم عمومی مردم، در برابر این قبیل اقدامات موضعگیری نماید. به همین دلیل، نخستوزیر و وزرای کابینه عراق با مردم همراهی و گردهمائی اربیل را محکوم کردند.
مسئولان اقلیم کردستان عراق نیز با اینکه در جریان برگزاری این گردهمائی بودند، بعد از مواجه شدن با خشم عمومی مردم، اعلام کردند این یک اقدام خودسرانه بوده و با آن موافق نبودهاند.
تردیدی نیست که رژیم صهیونیستی و مهرههای آن در اقلیم کردستان عراق در نظر داشتند با برگزاری گردهمائی اربیل، افکار عمومی را در مورد آنچه با امارات و بحرین و بعضی کشورهای عربی دیگر انجام دادهاند، آزمایش کنند. این آزمایش با شکست مواجه شد و صهیونیستها و مهرههای آنها در کردستان عراق فهمیدند که نمیتوانند «طرح ابراهیم» را که دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا آن را به نفع رژیم صهیونیستی به اجرا درآورده، در عراق پیاده کنند.
برگزاری این گردهمائی ناموفق، با جمهوری اسلامی ایران نیز ارتباط پیدا میکند. زیرا یکی از اهداف صهیونیستها از این گردهمائی، نفوذ رسمی در کشوری بود که مرز مشترک طولانی با ایران دارد. اگر این گردهمائی به نتیجه میرسید، حلقه محاصره جمهوری اسلامی ایران توسط صهیونیستها کامل میشد. اکنون صهیونیستها در جمهوری آذربایجان در مرزهای شمال غرب ایران مستقر هستند، در امارات و بحرین در جنوب ایران حضور دارند. همین چند روز قبل، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به بحرین رفت و سفارت این رژیم را در منامه افتتاح کرد. قبلاً سفارت این رژیم در امارات نیز افتتاح شده بود. در افغانستان نیز صهیونیستها از طریق گروه تروریستی طالبان، داعش، القاعده و سایر گروههای تکفیری-تروریستی نفوذ فوقالعادهای دارند. اینکه هیچیک از این گروههای تروریستی تاکنون موضعی علیه رژیم صهیونیستی نگرفتند و حاضر نشدند حتی یک گلوله به طرف اسرائیل شلیک کنند، بهترین دلیل بر وابستگی آنها به صهیونیستهاست. این را هم میدانیم که بسیاری از مجروحین این گروههای تروریستی از سوریه به سرزمینهای اشغالی منتقل و در بیمارستانهای اسرائیلی مداوا میشدند و هنوز هم میشوند.
بنابراین، جمهوری اسلامی ایران باید از حالت انفعالی در برابر تحرکات صهیونیستها در منطقه خارج شود و با هوشمندی این تحرکات را رصد کند و برای خنثیسازی توطئههای صهیونیستی اقدام موثر نماید. این واقعیت قابل انکار نیست که رژیم صهیونیستی برای محاصره ایران بشدت فعال است و ما همچنان در حالت انفعالی قرار داریم. ایران، بزرگترین قدرت منطقه است و اگر اراده کند میتواند تمام توطئههای رژیم صهیونیستی در منطقه را خنثی نماید.
پاسخ دهید آقای گروسی!
حنیف غفاری طی یادداشتی در شماره امروز رسالت با عنوان پاسخ دهید آقای گروسی! نوشت: رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سکوت وقیحانه خود در قبال حملات و اقدامات خرابکارانه رژیم اشغالگر قدس در تأسیسات هستهای کشورمان ادامه میدهد! مقامات آژانس که در مواجهه با هرگونه «ادعای کاذب و غیر مستند» علیه فعالیتهای هستهای کشورمان دچار شعف میشوند، در برابر آسیبرسانی به تأسیسات هستهای یکی از کشورهای عضو خود سکوت میکنند تا تعلقخاطر پشت پرده خود به واشنگتن و تلآویو را بر همگان اثبات کنند! این روند، در دوران حضور البرادعی و آمانو در رأس معادلات آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز وجود داشته، اما طی دو سال اخیر و پس از مرگ مشکوک آمانو و جانشینی رافائل گروسی به نقطه اوج خود رسیده است!
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از بازگشت از سفر به تهران و توافقاتی که با کشورمان در خصوص بهروزرسانی تأسیسات نظارتی آژانس در «موارد مشخصشده» صورت گرفت، بار دیگر دبه کرد! او خواستار بهروزرسانی دوربینها و تجهیزات نظارتی آژانس در تأسیسات «تسا» شد. متعاقبا، آمریکا و تروئیکای اروپایی نیز بیانیه گروسی را به دستمایهای برای هجمه به کشورمان تبدیل کردند! گویا این بازی نخنما قرار نیست تمام شود، خصوصا زمانی که آقای رافائل گروسی حضور خود در مسند مدیریت آژانس را مدیون لابیهای غربی و عبری بداند!
بهتر است رافائل گروسی بهجای شانتاژ سیاسی در قبال پرونده هستهای کشورمان، به سه سؤال مهم در این خصوص پاسخ دهد: نخست اینکه دلیل سکوت آژانس در قبال عملیاتهای خرابکارانه رژیم اشغالگر قدس در تأسیسات تسا و متعاقبا نیروگاه نطنز چه بوده است؟ آیا این سکوت و همراهی پشت پرده، مصداق همراهی آژانس با مخالفان فعالیتهای صلحآمیز هستهای در کشورمان محسوب نمیشود؟!
دوم اینکه چرا گروسی باوجوداینکه میدانست دوربینهای نظارتی آژانس در تأسیسات تسا (تکنولوژی سانتریفیوژ ایران)، براثر خرابکاری صورت گرفته توسط عوامل رژیم صهیونیستی در این مجموعه ازکارافتاده است، در بیانیه ضد ایرانی خود اشارهای به این مسئله نکرد؟
سوم اینکه چرا مدیرکل آژانس در مقابل اقرار به واقعیتی به نام جاسوسی بازرسان و برخی کارشناسان مجموعه متبوع خود برای رژیم اشغالگر قدس و آمریکا سرباز میزند؟ آیا گروسی واقعا نمیداند که برخی نظارتهای فراپادمانی آژانس، به دستمایهای برای کسب و سپس خروج اطلاعات محرمانه از کشورمان تبدیل شده است؟ همان اطلاعاتی که خمیرمایه عملیاتی دشمن در ترور دانشمندان و خرابکاری در تأسیسات هستهای کشورمان محسوب میشود!
متأسفانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی سالهای اخیر بهجای نهاد بینالمللی مستقلی که تأمینکننده حقوق حداقلی اعضای خود باشد، به کارگزار امنیتی واشنگتن و تلآویو در نظام بینالملل تبدیل شده است. بیانیه اخیر گروسی نشان داد که وی قصد دارد کماکان در همان پازل و محدودهای بازی کند که غرب و رژیم صهیونیستی برای وی ترسیم کردهاند. بدون شک در مقابل این بازی غیرحقوقی و پارادوکسیکال آژانس نمیتوان سکوت کرد. در این میان، بهتر است مقامات سازمان انرژی اتمی و حتی دستگاه دیپلماسی کشورمان، آثار استمرار این سوء رفتار
مستمر آژانس را به مدیرکل عهدشکن این مجموعه بهصورت آشکار تفهیم کنند. بدیهی است که پیششرط تعامل مؤثر با آژانس، استقلال این مجموعه و توجه آن به وظایف اولیهاش خواهد بود!
دو راهی برجام و سرنوشت اقتصاد ایران
سید حامد مرندی طی یادداشتی با عنوان دو راهی برجام و سرنوشت اقتصاد ایران در روزنامه ابتکار نوشت: در روزهای گذشته، نمودار بسیار تامل برانگیزی مربوط به پروژه ایران ۲۰۴۰ از دانشگاه استنفورد که به مقایسه حداقل واقعی دستمزد روزانه سه کشور ایران، ترکیه و چین تا سال ۲۰۲۰ پرداخته است، منتشر شده که در ادامه این سرمقاله به بررسی آن خواهیم پرداخت. در این نمودار با توجه به وجود دادههای رسمی هر سه کشور، از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۰ نسبت به نرخ برابری حداقل واقعی دستمزد بر اساس برابری با قیمت دلار اقدام شده است. در نگاه دقیقتر در مییابیم روند اقتصادی نسبتا پایدار و پیوسته چین از سال ۱۹۹۵ آغاز شده و این کشور توانسته است ضمن توسعه اقتصاد خود، به صورت کنترل شده نسبت به بالا بردن دستمزد افراد جامعه خود برای رسیدن به رفاه بیشتر اقدام نماید و پس از آن با بررسی دادههای مالی ترکها میبینیم آنها نیز با فراز و نشیبهای نوسانی زیاد از سال ۱۹۷۰، اما با برآیندهای شش ساله عمدتا مثبت، روز به روز کشور خود را بهتر از گذشته ساختهاند، اما در ایران با وجود پیشینه مطلوبتر نسبت به هر دو کشور، شاهد آن هستیم که در سه مقطع دچار آشفتگی اقتصادی شدهایم. اولین مورد، پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به واسطه هشت سال جنگ با رژیم بعث عراق رخ داده است و دومین بار آن با وجود درآمد افسانهای آن روزگار در ریاست جمهوری دوم محمود احمدی نژاد با شروع تحریمهای هستهای همه جانبه، فشار زیادی به نرخ برابری دستمزد وارد شده است و آخرین مورد ممکن نیز در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی که با شکل گیری تحریمها جدید به واسطه خروج آمریکا از برجام و تبعیت سایر کشورها از آن، وخیمترین شرایط اقتصادی بر کشور را با خارج شدن امور از دست مدیران وقت و بی برنامگی پس از آن، حاکم کرده است و امروز با اضافه شدن اطلاعات سال ۲۰۲۱ و صدماتی که ویروس کووید-۱۹ بر اقتصاد کشورمان تحمیل کرده است، شاید فاجعه بارترین وضعیت اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم را شاهد هستیم.
واقعیت اینجاست که گذشتهها، گذشته است و باید نگاهمان با آینده باشد و امید را در خود حفظ نماییم، اما حس ترس در دل مردم و کارشناسان زمانی غالب گردیده است که مدیران حاضر بعد از سالها آزمون و خطا، برنامهای برای بهبود شرایط و ایجاد تعادل در اقتصاد جامعه که یکی از اصلیترین فاکتورها در شکوفایی و نشاط جوامع است، ندارند. برخی از وزرای کلیدی و مدیران انتخابی آنان به گونهای صحبت میکنند که انگار بحران را نمیبینند و شناخت درستی از وضعیت کشور ندارند، و این پرسش را در ذهن متبادر میکند که با این عدم شناخت از عارضه، چگونه تهدیدها را شناسایی میکنند و به درمان مشکل خواهند پرداخت.
در عرصه دیپلماسی خارجی شاهد سیاست تاخیر اندازی در مذاکرات و عدم انجام کار اجرایی مشخص، درست مانند همان بازی اروپاییها با خروج آمریکا از برجام هستیم، اما اینبار از سوی ایران که امیدوار هستیم انتخاب این استراتژی همراه با برنامه برای خلق موقعیت و رسیدن به دست بالاتر در مذاکرات باشد که اگر اینگونه نباشد و به سمت دیپلماسی بیانیه محور رفته باشیم، کشور هر چه بیشتر متضرر خواهد شد و در نهایت شاید مجبور به پرداخت هزینههای گزافتری شویم.
در عرصه داخلی نیز این روزها در کنار بلاتکلیفی بسیاری از سازمانها پس از تحویل گرفتن دولت، بیشتر شاهد مدیریت میدانی و شنیدن بایدها و نبایدها هستیم و همچنان با وجود چند ماه از مشخص شدن نتیجه انتخابات و استقرار کند و ناقص مدیرانی که عمدتا در گذشته نیز مسئولیت داشتهاند، برنامهای قابل پایشی مشاهده نمیگردد. انگار اصلا فهمی از لزوم داشتن برنامههای استراتژیک بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت با سناریوهای مختلف برای کنترل وضعیت، وجود ندارد و نخواهد داشت.
واقعیت اینجاست که با این سبک پوسیده از مدیریت و تصویب هر روزه قوانین محدود کننده و یا نابود کننده کسب و کارهای خرد، نه تنها بهبودی در کشور ایجاد نمیشود، بلکه روز به روز شاهد عقبگرد و عقب ماندگی بیشتر کشور و به طبع آن خروج هر چه بیشتر سرمایههای انسانی و اقتصادی از کشور خواهیم بود که این موارد نیز بر شدت مصائب خواهد افزود.
امیدوارم ریاست جمهوری محترم، جناب آقای رئیسی با توجه به مطالب پیش گفته، نسبت به مطالبه برنامه از نهادهای تحت مدیریت خود و پیمایش منظم آنها، شروعی برای پایان بخشیدن به چرخه مدیریتی ناکارآمد کشور باشند و با تحول آفرینی، جایگاه ایران اسلامی را با وجود منابع انسانی زیاد و منابع طبیعی فراوان به جایگاه اصلی خود برسانند.
در آخر ذکر این نکته لازم است که بنظر میرسد، تحریمهای هستهای و بی برنامگی مدیران، زیان بسیار زیادی را به کشور و به خصوص بخش خصوصی تحمیل کرده است و باید برای حل این موضوع تدبیری پایدار اندیشیده شود.
1




















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگر متن را با دقت خوانده باشید، اولین مورد آشفتگی را در دوران جنگ با ریاست جمهوری مرحوم رفسنجانی ذکر شده. ولی گویا به دلایلی از ذکر نام امتناع شده...
با سلام
آن آقای که 12 بند نوشته است بعد برجام زمان اوباما تحریم ها که باید برداشت شد و رشد اقتصادی دو رقمی طول تاریخ ایران تجربه شد قرارداد 300 فروند هواپیمای مسافر بری ترابری و چند فروند ان خریده شد دولار پایین امد روابط بین اللمللی بانکی برقرار شد پس چون ما قرارداد برجام را بستیم بد نبود یک آقای مانند ترامپ از گرد را امد و همه چیز را برهم زد . مادر حال حاضر کمبود تولید نداریم بلکه مازاد داریم همان تحریم است که دلار برنمی گردد ما اصلا نه احتیاج به غرب داریم نه شرق چون تاحدودی در همه زمینه خود کفا شده ایم ولی باید تحریم بانکی که مهمترین اصل تولید فروش است رفع شود برجام هم همان برجام نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد باید مذاکره کرد و برجام ادامه اجرایی پیدا کند و ما می توانیم اعلام خسارت هم بکنیم به خاطر قطع برجام و مذاکره شد به مدت یک هفته تمام تحریم های برجامی باید لغو و گرنه تمام دوربین ها جمع و در غنای 100 درصد انجام شود و مذاکرات هم برا همیشه قطع و در مذاکره تمام 6 کشور در یک میز گرد به تهدات خود پایبند باشند و دست مردانگی داده شود
یکی از بحرانی ترین مقاطع اقتصادی در دوره مرحوم هاشمی با تورم نزدیک به ۵۰ درصد رخ داد که ایران سو اشاره ای به آن نشده است!!
برجام یک طبل تو خالی ست که با اجرای تمام بندهای آن توسط غربی ها هم اتفاقی نخواهد افتاد.
بابا بیدار شوید دنیا دنیای تامل است امریکا جنایتی که در حق ژاپن کرد را بیاد می اورید اما حالا چه ژاپن برای پیشبرد اهدافش وملتش با امریکا تامل دارد وکار خودش را می کند ؟اما ما چه ؟ باهوشی زکاوت این است که با دشمن بتوانی تامل داشته باشی وبه نفع کشور وملت بتوانی راه را پیداکنی ؟...
سلام: مذاکره و توافق مجدد با غرب و امریکا براساس عبرت ها و تجربه های تلخ تاریخی، محاسبات متقن وغیرقابل خدشه ذیل موجب حراج دادن مولفه های قدرت ، زیانبار برای اقتصاد،باج خواهی و زیاده خواهی دشمن، آب در هاون کوبیدن و باعث ممانعت ازپیشرفت کشور می گردد:
1- هدف امریکاه از مذاکره لغوکامل تحریم ها نیست بلکه ساختار آن باقی مانده وتحریم اساساً وسیله و ابزاری است برای اینکه از ایران درهمه زمینه ها ی چهار گانه ازجمله درموضوعات هسته ای،حضورمنطقه ای،موشکی و حقوق بشرامتیاز گرفته بلکه اگر بتواند پیشرفت کشور را درهمه علوم به سراشیبی سقوط بکشاند.
2- آمریکا اگر کوچکترین امتیازی به ایران بدهد با بدعهدی و بد قولی زیر تعهدات می زند و با عمل نکردن به آن ،ایران چند باره رکب خورده و بازگشت کامل کشور به برجام یعنی پس ازطی هزینه سنگین راه اندازی غنی سازی 60درصدی نابودی آن دستگاه ها وممنوعیت توسعه و تحقیقات هسته ای و عقب گرد وعقب ماندگی نسبت به کشورهای دارای علوم و فنون پیشرفته هسته ای.
3- عبرت های تاریخی معاصرمثل اعتماد دکتر مصدق به امریکا و سقوط دولت او،اعتمادو مذاکره معمر قذافی در زمینه های هسته ای ،موشکی و تجاری با امریکا وغرب ،یافتن تمام نقشه های نظامی وغیر نظامی آن و در پی آن نابودی برنامه هسته ای و موشکی لیبی و سرانجام به خاک سیاه نشاندن اقتصادلیبی و معمرقذافی توسط امریکا و اروپا ،اعتماد صدام جنایتکاربه بازرسان سازمان ملل و یافتن تمام نقشه های نظامی و غیر نظامی عراق ودادن اطلاعات آن به امریکا و پس از آن جنگ راحت امریکا و متحدانش علیه صدام و شکست او. مذاکره تحویل دیپلمات های امریکایی در لبنان در زمان مرحوم هاشمی وعدم آزاد شدن پول های بلوکه شده ایران توسط آمریکا،معاهده سعد آباد مبنی بر قبول داوطلبانه تعلیق غنی سازی و پروتکل الحاقی توسط روحانی در دولت خاتمی با سه کشوراروپایی وعدم اجرای تعهد توسط آن سه کشوراروپایی و آمریکا.ومعاهده برجام مبنی برممنوعیت حدود صد نوع فناوری هسته ای ایران با1+5 خروج از برجام توسط امریکاواضافه شدن بیش از 1500 نوع تحریم قبلی وجدیدعلیه ایران .
4- اساس، انگیزه و داستان وضع تحریم ها ازطرف دشمن به طمع فشارهمه جانبه برملت و دولت از طریق گشودن باب مذاکره بوده و انگیزه و هدف نهایی مذاکره هم از طرف غرب راهی برای به حراج دادن مولفه های قدرت ایران یکی پس از دیگری و جری شدن دشمن و باج خواهی های مضاعف از کشورو مردم ودر ادامه تغییر رفتار نظام و در نهایت تقییر رژیم و تجزیه کشور و اجرای طرح خاورمیانه جدید یعنی تجزیه کشورهای منطقه و غارت منابع آن است.
5- غرب صرفاً با تله وحیله مذاکره می تواند اهرم های حیاتی قدرت را با نیرنگ از ایران بگیرد درصورتیکه بجز مذاکره هیچ راهی برای به زیر کشیدن قدرت ایران ندارد مانند ممنوعیت صد نوع فناوری هسته ای در برجام وموارد ذکر شده بند های این موارد.
6- با عنایت به اینکه انرژی هسته ای در بسیاری از حوزه ها و طیف وسیعی از صنایع کاربرد علمی و صنعتی دارد ازجمله انرژی های تجدید پذیر، تولید برق هسته ای، تولید باصرفه پیشران ها و باطری های اتمی برای کشتی ها،شیرین کردن پاک آب های خلیج فارس و انتقال آن به فلات خشک ایران و در پی آن ایجاد رونق کشاورزی و صنعتی ، کاربرد انرژی هسته ای در علوم پزشکی و رادیو دارو کاربرد بسیار در حوزه های کشاورزی ،صنعتی و ... مذاکره با غرب باعث محدویت و عدم صنعتی سازی در اکثر این حوزه ها گردیده و موجب زیان آشکار و محدودیت گسترده برای توسعه و پیشرفت کشور می گردد.
7- به لحاظ عدم لغو کامل همه تحریم ها از طرف غرب و با بدعهدی احتمالی امریکا و اروپا پس از مدتی برگشت دوباره تحریم ها،اقتصاد و معیشت مردم به لحاظ وابستگی به تحریم ها و شرطی شدن در مقابل آن بسیار ضربه پذیر وآسیب زا می شود.
8- درصورت بازگشت به برجام وعضویت در آن از طرف آمریکا، به هر بهانه ای دوباره می تواند از مکانیزم ماشه یا همان اسنب بک استفاده کرده وتحریم ها را ازطریق قطعنامه های شورای امنیت به بکباره برگرداندوایران را ذیل بند 7 منشور ملل متحد ببرد.
9- در صورت مذاکره موشکی وحضور منطقه ای ایران برای جنگ با داعش و ترروریست و به باد دادن توان موشکی ،قدرت دفاعی و منطقه ای کشور، امریکا ، اروپا و حتی کشورهای مثل عربستان و اسرائیل می توانند امنیت ایران را نابود کرده وکشور و ملت رامثل لقمه ای چرب خودغارت کرده یا داعش و سایرگروهای تروریستی خون آشام را به جان،مال و ناموس ملت بیاندازند.
10- مشکلات اقتصادی به هیچ وجه با مذاکره قابل حل نیست زیرا ساختار کلی وپایه اصلی تحریم ها همچنان حفظ شده وآمریکا به تعهدات خود عمل نکرده و آنرا بطور کامل لغو نمی کند زیرا هر تحریمی و یا بیشتر آن بابرچسب های چهار گانه هسته ای ، موشکی ،حضور منطقه ای ایران و حقوق بشراست.اگرغرب و امریکا یک موضوع از تحریم یعنی هسته ای را بردارند سایر برچسب های تحریم باقی می ماند و این یعنی لغو تحریم ها کاملاً بی خاصیت و دروغ بوده وایران در گرداب،تله و دور بی حاصل موضوعات متعدد تحریم و مذاکره برای باج دادن فاجعه بارسایراهرم های قدرت یکی پس از دیگری قرار می گیرد.
11- در صورت عدم لغو تحریم ایسا ( ممنوعیت سرمایه گذاری خارجی درایران) وتحریم یوترن( گردش مالی آزاد ایران از طریق دلار باجهان) که متاسفانه هیچکدام در برجام توسط تیم منفعل مذاکره کننده قبلی ایرانی آقایان ظریف و عراقچی، از امریکا درخواست لغو نشده است .برداشتن تحریم ها بدون لغو این دو بی معنی، همراه با فریب ،مضحک و بی خاصیت است .
12- با تکیه بر توانمندی های و ظرفیت های عظیم داخلی اثرو نقش تحریم هارا باید بی خاصیت وخنثی کرده و ازبین برد و امریکا را از حربه تحریم و سپس مذاکره مایوس کرداز جمله راهکارها:ایجاد فشار به اروپا ازطریق آزاد کردن مزر ها و انتقال سیل مهاجرین به اروپا،استفاده درهمه حوزه های علمی،فنآوری و تولیدی ازجوانان نخبه ، شرکتهای دانش بنیان و دانشگاهای برترصنعتی،استفاده از قرار گاه سازندگی و شرکت مپنا به عنوان تجربه موفق وراهگشای خنثی سازی تحریم ها، ،جذب سرمایه عظیم ایرانیان مقیم خارج ،برنامه ریزی بودجه سالانه بدون کسری بودجه توسط دولت وعدم چاپ بی پشتوانه اسکناس وعدم افزایش پایه پولی بدون پشتوانه افزایش تولید، اصلاح نظام بانکی و کنترل تورم تک رقمی ،ممنوعیت قطعی هرگونه تعطیلی واحد ها وشرکت هایی تولیدی از طرف بانک ها،اعطای تسهیلات قرض الحسنه و بسیار کم بهره به واحد ها ی تولیدی متوسط و کوچک ، تک نرخی کردن ارز وحذف قطعی ارز 4200 تومانی که این ارز رانت زا و فساد آفرین بوده و باعث نابودی تولید داخلی می شود،استفاده ازظرفیت معادن بصورت غیر خام فروشی ، برنامه ریزی مدون علاوه بر خود کفایی دارای اهداف صادراتی برای تولیدات گسترده صنعتی وکشاورزی ، تدوین برنامه چهار ساله آبخیزداری و آبخوان داری برای تولید بیش از 400میلیون تن کالاهای کشاورزی)،شناسایی آموزش و نصب رایزن کارامد و امین اقتصادی حداقل به تعداد 100نفردرکشورهای همسایه ،همسو و غیر همسوبرای جهش صادرات ،برنامه ریزی صادرات به همسایگان ازمیزان2درصد کنونی به 20 درصد طی برنامه 4 ساله یعنی رسیدن به حدود 200میلیارد دلارصادرات به 15 کشورهمسایه، با توجه به عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری های شانگهای و بازار 3میلیارد نفری در کشور های عضو این سازمان هدف گذاری4 ساله برای جهش صادرات از 11 میلیارددلار کنونی به کشورهای عضواین سازمان به حدود50 میلیارد دلار صادرات ،حمایت همه جانبه از تولید داخل با کیفی سازی وبا وضع تعرفه باز دارنده کالاهای خارجی مبازره هدفمند با قاچاق و فساد، پیمان های پولی دو وچند جانبه با کشورها ، ممنوعیت وقطع همیشگی فروش نفت خام وتبدیل آن به مواد پتروشیمی در صنایع با محوریت صادرات محصولات آن به همسایگان، اخذ مالیات عادلانه از ثروتمندان و عایدی سرمایه، خانه خالی و ماشین های لوکس واخذ مالیات از گردش حساب های بانکی ،تکمیل زنجیره پروژه های آزاد راهی، ریل وراه آهن از طریق کریدو شرق به غرب و شمال به جنوب برای دریافت حق ترانزیت از کشورهای همسایه، داخلی سازی با کیفیت خودرو با پلتفرم پیشرفته کاملا ایرانی و بومی، داخلی سازی با کیفیت و صادرات محورلوازم خانگی و لوازم ساختمانی ،استفاده از ظرفیت عظیم بسیج و نیروهای جهادی در تمام این مراحل برنامه ریزی پیشرفت و توسعه کشوروعدم اجازه ورود مجدد به شرکت هایی بیگانه عهد شکن مانند توتال ،پژو ،سامسونگ ، ال جی و... که به بهانه تحریم کشور را ترک کرده و باعث شوک و خسارت به اقتصاد و معیشت مردم شدند، بطور قطع با پیاده سازی این برنامه ها باید حربه دو گانه تحریم ومذاکره را ازدشمن گرفت.در غیر این صورت مانند 8 سال اخیر با بدعهدی و شرطی کردن اقتصاد به دشمن توسط دولت بی تدبیر، شیفته و تشنه مذاکره با آمریکاوغربگرای روحانی، شیرازه اقتصاد مبتنی برتوانمندی و ظرفیت های داخلی و رویکرد اقتصاد مقاومتی ازهم می پاشد و باعث مشکلات عدیده ازجمله تورم غیر متعارف و افسار گسیخته ،نابودی تولید داخلی و تعطیلی کارخانجات و بیکاری فزاینده، جهش عجیب و غیر عادی قیمت ارز، ریزش غیر طبیعی بورس و گرانی بی ضابطه کالا،مسکن و خدمات گردیده ونارضایتی بحق ملت را در پی دارد.
کاندید های ریاست جمهوری که همه می گفتند اگر انتخاب شویم برنامه داریم پس کو آن برنامه برای اقتصاد همیشه نظر می خواهند کسانی پیش آیت الله بهجت می رفتند و نصیحت می خواستند آقا هم می گفت آنچه را که بلد هستید می دانید خوب است همانها را عملی کنید حالا دولت هم آنچه که هست عملی کند تا معیشت خوب شود بهترین تجربه را دولت قبل دارد از او استفاده کنید چون قرار داد برجام سخترین و عالیترین قرارداد با استعمار گران بود چون قبلا ما هرچه قرارداد بخصوص زمان قاجر یک تکه کشور جدا می شد ولی در برجام امتیاز گرفته شد تا آنجایی که ترامپ گفت بدترین قرار داد برجام در تاریخ امریکا بوده است و اقای ظریف با خنده توانست تنظیم ثبت شود این برجام
بلوک شرق و در راس آن سازمان همکاري هاي شانگهاي بايد براي خود، آژانس انرژي اتمي تاسيس کرده و از آژانس انرژي اتمي به سرکردگي آمريکا و اروپا خارج بشن. تاسيس اين نهاد باعث موازنه قدرت در جهان خواهد شد.
باسلام
آقای رئیسی باید رودر باسی را کنار بگزارد هرکسی به درد مدیریت دستگاهها می خورد سر کار بگزارد یا مدیران سابق به درد خور را ابقا کند وگرنه کاملا ضربه سختی کشور می خورد در معیشت اقتصاد چون خیلی وقت نداریم دیگر در آزمون خطا
ظاهراً تحریم ها هنوز هم کاغذ پاره اند.
جلیلی اعلام کرده که برنامه دولت سایه اش را تحویل دولت رییسی میدهد !!!
البته ایشان که تمام دوستان و همکاران با وفای خودش در دولت سایه را وارد
دولت رییسی کرده اند !!!
خدا به فریاد مردم و کشور و جناب رییسی برسد !!!
به تبع ان
روزنامه شهروند ((با انتشار عکس فردوسی پور)) چقدر کوچک است
احسنت. مقالات جالبی که باید به گوش مسئولان برسد.
فروپاشی اقتصادی و ورشکستگی بانکها اتفاقی هست که رخ داده
الکی شایعه درست نکن بانک ها بطور عادی دارند کارشون رو انجام می دهند اقتصاد ایران ریشه دار تر از این هاست که شما فکر می کنید ایران در بسیاری از نیازمندی ها خودکفا شده
بله اگر اقتصاد ایران مثل قبل انقلاب بودوکه صد درصد وابسته به نفت بود شاید
امانو را کشتن گروسی جاش گذاشتن تا ایران نابود کنند اسرائیل دشمن ماست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.