مچگيري؛ اين بار درست سر بزنگاه
ر ـ ثرايي

آورده اند کوزهگري بود و چون کوزهها آماده فروش ميشد، آنها را به شاگردش ميداد و سپس سيلي به او نواخته او را به مواظبت کوزهها هشدار ميداد. از قضا، روزي کوزهها از دست شاگرد افتاد و شکست. او با ترس و لرز به دکان برگشت و دستان خالي و بي پولش را به استاد نشان داد. استاد او را نصيحتي کرد و بر او خرده نگرفت. هم شاگرد و هم دوستان کوزهگر از اين چشمپوشي استاد، انگشت به دهان گرفته، پرسيدند: آن روز که کوزهاي نشکسته بود، او را ميزدي و حال که شکسته او را مينوازي؟! گفت: ميزدم تا نشکند، حال که شکسته، زدن او مرا چه سود؟
اين روزها مخاطبان تلويزيون، نمود اين داستان را با دو رخداد نسبتا مهم در رسانه ملي به خوبي ميبينند! يکي پخش سريال يوسف پيامبر(ع) با ايراداتي چون ورود اسراييليات به مجموعها نداشتن ارزش هنري و ديگري واکنشهاي منفي که به سريالهاي ويژه ماه رمضان، به ويژه سريال بزنگاه ابراز شده است.
فارغ از تحليل فني و محتوايي مجموعهها، تقاضاي شوراي نظارت صدا وسيما براي توقف پخش سريال بزنگاه و استنکاف مديران رسانه از اين تقاضا و واکنشهايي که ميان اين دو مرجع در جريان است و فرايند گذرانده شده در اين تعقيب و گريز، موضوعي است مهم که به آن خواهيم پرداخت.
با نگاهي گذرا به آثار پيشين دو کارگردان معروف يعني آقاي سلحشور، کارگردان يوسف پيامبر (ع) و عطاران کارگردان بزنگاه، بايد اذعان کرد پيش از آنکه اين دو هنرمند را در ضعف هنري و محتوايي اين دو سريال مقصر بدانيم، بايد نيم نگاهي به ضعف ساختاري که در بخشهاي گوناگون صداوسيما براي ساختن مجموعههايي از اين دست وجود دارد، بيندازيم؛ سيستمي ناکارآمد که با ضعف نظارت نيز رابطه اي تنگاتنگ دارد.
از آنجا که شوراي نظارت پس از پخش نيمي از سريال نظر خود را اعلام کرد، به نظر ميرسد اين شورا هيچ نظارت ابتدايي بر فيلمنامه، انتخاب کارگردان و کيفيت برنامهها ندارد، يا اگر دارد از درک کيفيت هنري و تکنيکي يا مفهومي و کيفي برنامهها عاجز است که در هر صورت، عذري است بدتر از گناه. اينکه شوراي نظارت منتظر بنشيند تا سريالي ساخته شود و در ميان راه که گروه بزرگي از مردم به آن روي آوردهاند، ضعف آن را گوشزد کند، در عالم واقع هيچ اثري ندارد، مگر تبرئه شورا اعلان به انجام تکليف! ضمن آنکه به هر حال سليقه مخاطبان متفاوت است و هرچند بسياري از مردم از پيامهاي مستقيم و غير مستقيم اين سريال ناراضياند، اما برخي ديگر و حتي خود همين منتقدان به ديدن آن عادت کردهاند و توقف پخش توهيني است به مخاطب. از آنجا که بنا بر آييننامه شوراي نظارت بر صدا وسيما، نظارت بر همه شئون سازمان از وظايف اين شوراست و اين نظارت مقيد به زمان خاصي نيست، بهترين راهکار براي تنيده نشدن چنين کلاف سر درگمي آن است که اعضاي شورا از افرادي تيزبين، متخصص از قشر حوزه و دانشگاه و با سلايق گوناگون و ساز و کار اجرايي منطقي بوده و دست کم پيش از روي آنتن رفتن چنين مجموعههاي ويژهاي، همه عوامل دخيل در ساخت مجموعه را بازبيني کنند و اگر ايرادي دارد، در آغاز از روي آنتن رفتن آن جلوگيري شود. در آن صورت است که اسرائيليات وارد سريال يوسف پيامبر نشده و کسي از ديدن آن خسته نميشود. کسي از سريال بزنگاه چندشش نميگيرد و... امري که به نظر ميرسد با ترکيب قوانين كنوني به سختي، قابل دستيابي است.
* نتيجه، پيشنهاد و راه برون رفت از مشکل
1ـ پيش از ورود به بخش پاياني نوشتار، سخنان حکيمانه رهبر انقلاب را در جمع کارکنان رسانه ملي، درباره کار طنز يادآور ميشوم که فرمودند: مراقب باشيد شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود... همهجور مىشود به مردم شادى داد... گاه يك لطيف و يا يك تعبيرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىكند؛ گاهى هم ممكن است يك آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند شادى ايجاد كند. شادى كردن و شادى دادن به مردم، به معناى لودگى نيست.
2- عيد فطر نزديک است و احتمالا بهترين کارهاي طنز! شبکههاي گوناگون، بنا به روال گذشته، مصاحبههاي شاد و زنده با بازيگران پر رنگ و لعاب سريالها و فيلمهاي تلويزيوني خواهد بود. همانگونه که در بسياري از روزهاي عزا شبکهها گوناگون بهترين وقتهاي خود را به مصاحبه با روحانيون اختصاص ميدهند، اما دريغ از يک طنز پرمايه و شاد و دريغ از دعوت يک روحاني خوش سخن و طناز براي چنين روزهاي شادي بخش! (جالب آن است که در جامعه و تا آنجا که به تلويزيون مربوط نميشود، روحانيون به بذلهگويي و حتي طنازي و شيرين گويي شهرهاند، اما آنجا که پاي تلويزيون در ميان است، معادله چنين است: مذهب و روحاني = عزا و ماتم! خانم يا احتمالا آقاي بازيگر و هنرمند = شادي و نشاط! (من از مفصل اين قصه مجملي گفتم. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل).
3- به هر حال هر منصفي که دستي بر کار تلويزيوني دارد، اذعان ميکند که سريال «بزنگاه»، يکي از بيمحتواترين و کم ارزشترين طنزوارههاي دست کم نسبت به سريالهاي ماههاي رمضان گذشته است هر چند عدهاي بخواهند به دفاع از رسانه ملي آن را توجيه کنند، اما از سوي ديگر، هرچند حجم مخاطبان نسبت به سالهاي گذشته کم شده، ولي بسياري از مردم آن را ميبينند و حجم وسيعي از بينندگان را به خود جذب کرده و قطعا آماري که از مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان بيرون خواهد آمد، يکي از پربينندهترين سريالها را نشان خواهد داد. در صورت وقوع چنين نتيجهاي، آنگاه بايد پرسيد: رسانه ملي در کار طنز و شاد نگه داشتن مردم با افکار عمومي چه کرده که مردم ناچارند چنين برنامه بيمايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند و چنين مخاطبان را به خود جذب ميکند؟
4- با ورود شوراي نظارت صدا وسيما به اين مقوله و تقاضاي صريح توقف پخش آن و در آن سوي تأکيد مدير شبکه 3 سيما بر عدم توقف پخش سريال و ادامه پخش آن تا عيد فطر و اعلام تلويحي وي مبني بر غير قانوني بودن تقاضاي رئيس شوراي نظارت، پرده از يک خلأ قانوني نظارتي پاسخگو بر اين رسانه برداشته شد و اگر در عالم فرض و احتمال، روزي اقدامات صداوسيما منافع کشور و حقوق جامعه را تهديد کند، دست کم شوراي نظارت كنوني که بالاترين مرجع تصميمسازي و ارايه گزارش تخلف به سران قوا و رهبر انقلاب است، هيچ خاصيتي ندارد و از آنجا که رئيس صدا وسيما منصوب رهبر انقلاب است و در مقام عمل به ديگري پاسخگو نيست، گويا براي جلوگيري از پخش يک برنامه بي محتوا نيز منتظر ورود رهبر به اين مقولات است و حال آن که به دهها دليل منطقي، شأن معظم له از ورود به اين جزييات بالاتر است و اين رسانه بايد پاسخگوي يک مرجع تخصصي و قانوني در اين گونه موارد باشد.
5- از آنجا که به باور نگارنده، نشان دادن بيپرده اعتياد آن هم در برابر يک دختر خردسال که ميليونها دختر خردسال ديگر را پاي تلويزيون ميخکوب ميکند، با آموزههاي ديني سازگاري ندارد و اثري جز رفع قبح اعتياد در بين خردسالان ندارد، پيشنهاد ميشود رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان به جاي ميزگردهاي تحليلي اين سريال و مصاحبه با مردم، براي نخستين بار با مقايسه ميداني، رشد ميل و آمار اعتياد در جامعه را نسبت به سال گذشته به ويژه خردسالان و نوجوانان، بررسي کند و نتايج را صادقانه با مردم در ميان بگذارد؛ البته ما هم مثل همه دلسوزان، اميدواريم شاخصهاي منفي رشد صعودي نداشته باشد.
در پايان يادآوري اين نکته لازم است که هرچند اين نوشته هم اقدام شوراي نظارت در ميانه راه نمايش برنامه و هم مقاومت صدا وسيما در گردن ننهادن به تقاضاي اين شورا را کاري غيرمنطقي جلوه ميدهد و دوري منفي و باطل را ترسيم ميکند، اما تنها راهكار برونرفت از اين معضل را نظارت پيش از توليد و يا دست کم پيش از پخش ابتدايي چنين برنامههايي از رسانه ملي ميداند.
اين روزها مخاطبان تلويزيون، نمود اين داستان را با دو رخداد نسبتا مهم در رسانه ملي به خوبي ميبينند! يکي پخش سريال يوسف پيامبر(ع) با ايراداتي چون ورود اسراييليات به مجموعها نداشتن ارزش هنري و ديگري واکنشهاي منفي که به سريالهاي ويژه ماه رمضان، به ويژه سريال بزنگاه ابراز شده است.
فارغ از تحليل فني و محتوايي مجموعهها، تقاضاي شوراي نظارت صدا وسيما براي توقف پخش سريال بزنگاه و استنکاف مديران رسانه از اين تقاضا و واکنشهايي که ميان اين دو مرجع در جريان است و فرايند گذرانده شده در اين تعقيب و گريز، موضوعي است مهم که به آن خواهيم پرداخت.
با نگاهي گذرا به آثار پيشين دو کارگردان معروف يعني آقاي سلحشور، کارگردان يوسف پيامبر (ع) و عطاران کارگردان بزنگاه، بايد اذعان کرد پيش از آنکه اين دو هنرمند را در ضعف هنري و محتوايي اين دو سريال مقصر بدانيم، بايد نيم نگاهي به ضعف ساختاري که در بخشهاي گوناگون صداوسيما براي ساختن مجموعههايي از اين دست وجود دارد، بيندازيم؛ سيستمي ناکارآمد که با ضعف نظارت نيز رابطه اي تنگاتنگ دارد.
از آنجا که شوراي نظارت پس از پخش نيمي از سريال نظر خود را اعلام کرد، به نظر ميرسد اين شورا هيچ نظارت ابتدايي بر فيلمنامه، انتخاب کارگردان و کيفيت برنامهها ندارد، يا اگر دارد از درک کيفيت هنري و تکنيکي يا مفهومي و کيفي برنامهها عاجز است که در هر صورت، عذري است بدتر از گناه. اينکه شوراي نظارت منتظر بنشيند تا سريالي ساخته شود و در ميان راه که گروه بزرگي از مردم به آن روي آوردهاند، ضعف آن را گوشزد کند، در عالم واقع هيچ اثري ندارد، مگر تبرئه شورا اعلان به انجام تکليف! ضمن آنکه به هر حال سليقه مخاطبان متفاوت است و هرچند بسياري از مردم از پيامهاي مستقيم و غير مستقيم اين سريال ناراضياند، اما برخي ديگر و حتي خود همين منتقدان به ديدن آن عادت کردهاند و توقف پخش توهيني است به مخاطب. از آنجا که بنا بر آييننامه شوراي نظارت بر صدا وسيما، نظارت بر همه شئون سازمان از وظايف اين شوراست و اين نظارت مقيد به زمان خاصي نيست، بهترين راهکار براي تنيده نشدن چنين کلاف سر درگمي آن است که اعضاي شورا از افرادي تيزبين، متخصص از قشر حوزه و دانشگاه و با سلايق گوناگون و ساز و کار اجرايي منطقي بوده و دست کم پيش از روي آنتن رفتن چنين مجموعههاي ويژهاي، همه عوامل دخيل در ساخت مجموعه را بازبيني کنند و اگر ايرادي دارد، در آغاز از روي آنتن رفتن آن جلوگيري شود. در آن صورت است که اسرائيليات وارد سريال يوسف پيامبر نشده و کسي از ديدن آن خسته نميشود. کسي از سريال بزنگاه چندشش نميگيرد و... امري که به نظر ميرسد با ترکيب قوانين كنوني به سختي، قابل دستيابي است.

قطعا مديران شبکه 3 در برابر اين تقاضاي رئيس شوراي نظارت، دو راه بيشتر پيش روي ندارند؛ يا پخش آن را دنبال کنند و يا متوقف سازند. (البته راه سومي هم هست و آن سانسور بيشتر صحنههاست تا مخاطب کلافه شده و شوراي نظارت را در اين کلافگي مقصر بداند)
اما اگر پخش سريال متوقف شود:
1ـ نخستين اثر منفياش اين است که بدآموزيهايي که سريال از آغاز تا زمان پخش داشته و گويا قرار است به روال گذشته همه سريالها در پايان با يک پيام اخلاقي مثبت، همه آن بدآموزيها ناپديد شود، همچنان بي پاسخ مانده و از ذهن مخاطب زدوده نشود. آيا شوراي نظارت اين عيب بزرگتر را هم چارهجويي کرده است؟
2ـ يقينا بخشهاي پخش نشده آن از صدا و سيما به بازار سياه راه مييابد. آنگاه به دليل همان حس کنجکاوي که در همه ما ايرانيان وجود دارد، مردم مجبور ميشوند سي دي آن را در بازار سياه با چندين برابر قيمت به دست آوردند و باز نتيجه به دست آمده، چيزي نيست که يک ناظر دلسوز در پي به دست آوردن آن بوده است.
3ـ در صورت توقف پخش سريال، آيا اين امر توهين به افکار عمومي جامعه نيست؟ حال و هواي کساني که به هر روي به ديدن اين سريال عادت کرده و تا نيمه راه همراه اين سريال بودهاند، چگونه خواهد بود؟ آيا تلويزيون سريالي آماده و جذابتر براي جايگزيني دارد؟
4- و هزينههاي سنگيني که براي ساخت اين مجموعه از جيب رسانه ملي (بخوانيم جيب مردم) پرداخت شده است را چه کسي ضامن خواهد شد؟ هزينههاي تمام شدهاي که با يک نظارت ابتدايي ميشد به راهي درست هدايت شود.
و اگر همچنان روي انتن باشد نيز:
1ـ بايد پرسيد نظارت اينچنيني چه خاصيتي دارد؟ آگاهي از اينکه اين سريال داراي اشکالاتي از اين دست هست، چيزي است که امروزه با مراجعه به سايتها و وبلاگها و حتي پيامكهاي مردم عادي به آساني قابل دسترسي است و شوراي نظارت در حقيقت نقش يک واسط بين مردم و رئيس صدا وسيما را بازي و صرفا اطلاعرساني کرده است. در اين صورت، تفاوت ناظر قانوني با نظرات سايتها و ديگر رسانهها و روزنامهها در چيست؟ اين گونه نظارت را همه بينندگان همه روزه دارند. چنين نظارتي همانند نظارتي است که امروزه مراجع تقليد و مجلسيان بر عملکرد يکي از معاونان رئيس جمهور محترم ابراز کردهاند، ولي اثر عملي بر جاي نگذاشت؛ تا آنجا که رهبر انقلاب شخصا وارد عمل شده و در خطبههاي نماز جمعه 29/6/87 به بگو مگوها پايان داد.
2- با اين اقدام شوراي نظارت و رسانهاي شدن نامه، بر مخاطبان سريال افزوده خواهد شد و بعيد به نظر ميرسد رئيس اين شورا در صدد تعميم ديدن آنچه در نامه خود به آن اشاره کرده است (مخالفت با منويات رهبري، رواج فحاشي، هنجارشكنيهاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني در اين سريال و... ) باشد و همه را به ديدن اين ناهنجاريها کنجکاو کند! قطعا اگر در اين سريال مورد غير اخلاقي و غير شرعي و... باشد در صورت متوقف نشدن پخش سريال، شوراي نظارت باعث گسترش بيشتر آنها در جامعه شده است که خود اين شورا نيز بايد در ازاي کارش پاسخگو باشد. مگر اينکه شوراي نظارت را هم عضوي از مديريت کلان سيما بدانيم و فرض کنيم براي تحريک احساسات و کنجکاوي مردم و بالا رفتن آمار مخاطبان و تبرئه سازمان از عدم استقبال مردم، دست به چنين كاري زده باشد؛ هرچند با تعهدي که از اعضاي اين شورا سراغ داريم، چنين فرضي باطل است اما قطعا نتيجه نامهنگاريهاي اخير و خواندن نامه نخست، در پر بينندهترين بخش خبري سيما يعني برنامه 30و20 و بديهي بودن عدم توقف پخش، حس کنجکاوي مردم را برانگيخت و حتي کساني که تا آن شب اين سريال را نميديدند، از آن شب تا به امروز از بينندگان پر و پا قرص اين سريال شده اند و به دنبال نتيجه اين کش و قوس بوده و چه بسا منتظرند در يک شب ناگهان پخش سريال متوقف شود؛ نتيجهاي که يک ناظر بيطرف و متعهد پيش از اقدام هم بايد به آن بينديشد و هم قطعا از آن ميپرهيزد.
3ـ وقتي شوراي نظارت بر سيما چنين نظري را در جامعه اعلام ميکند و بعد ميگويد حکم به توقيف داده است جداي از اينکه اين دستور محمل قانوني داشته باشد يا نه، اما به صرف انعکاس آن در جامعه و سپس مقاومت سيما اثرات تخريبي اين کار بر دستگاههاي اجرايي کشور و حتي عموم مردم، بيشتر از نشان داد سنگ توالت و يا استعمال مواد و دروغگوييهاي مکرر پدر به يک دختر خردسال در اين سريال است، زيرا آنچه در ذهن جوان و نوجوان ايراني ترسيم ميشود، سستي قوانين و بي ارزشي نظارتهاي قانوني بر دستگاههاست و اينجاست که يک ناظر مدافع حقوق مردم بايد براي اعمال نظراتش کم هزينه و متعهدانهترين راه را برگزيند و اگر خلأ قانوني وجود دارد، بايد نخست آن خلا را پر کرده، سپس دستور توقيف صادر شود.
اما اگر پخش سريال متوقف شود:
1ـ نخستين اثر منفياش اين است که بدآموزيهايي که سريال از آغاز تا زمان پخش داشته و گويا قرار است به روال گذشته همه سريالها در پايان با يک پيام اخلاقي مثبت، همه آن بدآموزيها ناپديد شود، همچنان بي پاسخ مانده و از ذهن مخاطب زدوده نشود. آيا شوراي نظارت اين عيب بزرگتر را هم چارهجويي کرده است؟
2ـ يقينا بخشهاي پخش نشده آن از صدا و سيما به بازار سياه راه مييابد. آنگاه به دليل همان حس کنجکاوي که در همه ما ايرانيان وجود دارد، مردم مجبور ميشوند سي دي آن را در بازار سياه با چندين برابر قيمت به دست آوردند و باز نتيجه به دست آمده، چيزي نيست که يک ناظر دلسوز در پي به دست آوردن آن بوده است.
3ـ در صورت توقف پخش سريال، آيا اين امر توهين به افکار عمومي جامعه نيست؟ حال و هواي کساني که به هر روي به ديدن اين سريال عادت کرده و تا نيمه راه همراه اين سريال بودهاند، چگونه خواهد بود؟ آيا تلويزيون سريالي آماده و جذابتر براي جايگزيني دارد؟
4- و هزينههاي سنگيني که براي ساخت اين مجموعه از جيب رسانه ملي (بخوانيم جيب مردم) پرداخت شده است را چه کسي ضامن خواهد شد؟ هزينههاي تمام شدهاي که با يک نظارت ابتدايي ميشد به راهي درست هدايت شود.
و اگر همچنان روي انتن باشد نيز:
1ـ بايد پرسيد نظارت اينچنيني چه خاصيتي دارد؟ آگاهي از اينکه اين سريال داراي اشکالاتي از اين دست هست، چيزي است که امروزه با مراجعه به سايتها و وبلاگها و حتي پيامكهاي مردم عادي به آساني قابل دسترسي است و شوراي نظارت در حقيقت نقش يک واسط بين مردم و رئيس صدا وسيما را بازي و صرفا اطلاعرساني کرده است. در اين صورت، تفاوت ناظر قانوني با نظرات سايتها و ديگر رسانهها و روزنامهها در چيست؟ اين گونه نظارت را همه بينندگان همه روزه دارند. چنين نظارتي همانند نظارتي است که امروزه مراجع تقليد و مجلسيان بر عملکرد يکي از معاونان رئيس جمهور محترم ابراز کردهاند، ولي اثر عملي بر جاي نگذاشت؛ تا آنجا که رهبر انقلاب شخصا وارد عمل شده و در خطبههاي نماز جمعه 29/6/87 به بگو مگوها پايان داد.
2- با اين اقدام شوراي نظارت و رسانهاي شدن نامه، بر مخاطبان سريال افزوده خواهد شد و بعيد به نظر ميرسد رئيس اين شورا در صدد تعميم ديدن آنچه در نامه خود به آن اشاره کرده است (مخالفت با منويات رهبري، رواج فحاشي، هنجارشكنيهاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني در اين سريال و... ) باشد و همه را به ديدن اين ناهنجاريها کنجکاو کند! قطعا اگر در اين سريال مورد غير اخلاقي و غير شرعي و... باشد در صورت متوقف نشدن پخش سريال، شوراي نظارت باعث گسترش بيشتر آنها در جامعه شده است که خود اين شورا نيز بايد در ازاي کارش پاسخگو باشد. مگر اينکه شوراي نظارت را هم عضوي از مديريت کلان سيما بدانيم و فرض کنيم براي تحريک احساسات و کنجکاوي مردم و بالا رفتن آمار مخاطبان و تبرئه سازمان از عدم استقبال مردم، دست به چنين كاري زده باشد؛ هرچند با تعهدي که از اعضاي اين شورا سراغ داريم، چنين فرضي باطل است اما قطعا نتيجه نامهنگاريهاي اخير و خواندن نامه نخست، در پر بينندهترين بخش خبري سيما يعني برنامه 30و20 و بديهي بودن عدم توقف پخش، حس کنجکاوي مردم را برانگيخت و حتي کساني که تا آن شب اين سريال را نميديدند، از آن شب تا به امروز از بينندگان پر و پا قرص اين سريال شده اند و به دنبال نتيجه اين کش و قوس بوده و چه بسا منتظرند در يک شب ناگهان پخش سريال متوقف شود؛ نتيجهاي که يک ناظر بيطرف و متعهد پيش از اقدام هم بايد به آن بينديشد و هم قطعا از آن ميپرهيزد.
3ـ وقتي شوراي نظارت بر سيما چنين نظري را در جامعه اعلام ميکند و بعد ميگويد حکم به توقيف داده است جداي از اينکه اين دستور محمل قانوني داشته باشد يا نه، اما به صرف انعکاس آن در جامعه و سپس مقاومت سيما اثرات تخريبي اين کار بر دستگاههاي اجرايي کشور و حتي عموم مردم، بيشتر از نشان داد سنگ توالت و يا استعمال مواد و دروغگوييهاي مکرر پدر به يک دختر خردسال در اين سريال است، زيرا آنچه در ذهن جوان و نوجوان ايراني ترسيم ميشود، سستي قوانين و بي ارزشي نظارتهاي قانوني بر دستگاههاست و اينجاست که يک ناظر مدافع حقوق مردم بايد براي اعمال نظراتش کم هزينه و متعهدانهترين راه را برگزيند و اگر خلأ قانوني وجود دارد، بايد نخست آن خلا را پر کرده، سپس دستور توقيف صادر شود.
* نتيجه، پيشنهاد و راه برون رفت از مشکل
1ـ پيش از ورود به بخش پاياني نوشتار، سخنان حکيمانه رهبر انقلاب را در جمع کارکنان رسانه ملي، درباره کار طنز يادآور ميشوم که فرمودند: مراقب باشيد شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود... همهجور مىشود به مردم شادى داد... گاه يك لطيف و يا يك تعبيرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىكند؛ گاهى هم ممكن است يك آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند شادى ايجاد كند. شادى كردن و شادى دادن به مردم، به معناى لودگى نيست.
2- عيد فطر نزديک است و احتمالا بهترين کارهاي طنز! شبکههاي گوناگون، بنا به روال گذشته، مصاحبههاي شاد و زنده با بازيگران پر رنگ و لعاب سريالها و فيلمهاي تلويزيوني خواهد بود. همانگونه که در بسياري از روزهاي عزا شبکهها گوناگون بهترين وقتهاي خود را به مصاحبه با روحانيون اختصاص ميدهند، اما دريغ از يک طنز پرمايه و شاد و دريغ از دعوت يک روحاني خوش سخن و طناز براي چنين روزهاي شادي بخش! (جالب آن است که در جامعه و تا آنجا که به تلويزيون مربوط نميشود، روحانيون به بذلهگويي و حتي طنازي و شيرين گويي شهرهاند، اما آنجا که پاي تلويزيون در ميان است، معادله چنين است: مذهب و روحاني = عزا و ماتم! خانم يا احتمالا آقاي بازيگر و هنرمند = شادي و نشاط! (من از مفصل اين قصه مجملي گفتم. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل).
3- به هر حال هر منصفي که دستي بر کار تلويزيوني دارد، اذعان ميکند که سريال «بزنگاه»، يکي از بيمحتواترين و کم ارزشترين طنزوارههاي دست کم نسبت به سريالهاي ماههاي رمضان گذشته است هر چند عدهاي بخواهند به دفاع از رسانه ملي آن را توجيه کنند، اما از سوي ديگر، هرچند حجم مخاطبان نسبت به سالهاي گذشته کم شده، ولي بسياري از مردم آن را ميبينند و حجم وسيعي از بينندگان را به خود جذب کرده و قطعا آماري که از مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان بيرون خواهد آمد، يکي از پربينندهترين سريالها را نشان خواهد داد. در صورت وقوع چنين نتيجهاي، آنگاه بايد پرسيد: رسانه ملي در کار طنز و شاد نگه داشتن مردم با افکار عمومي چه کرده که مردم ناچارند چنين برنامه بيمايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند و چنين مخاطبان را به خود جذب ميکند؟
4- با ورود شوراي نظارت صدا وسيما به اين مقوله و تقاضاي صريح توقف پخش آن و در آن سوي تأکيد مدير شبکه 3 سيما بر عدم توقف پخش سريال و ادامه پخش آن تا عيد فطر و اعلام تلويحي وي مبني بر غير قانوني بودن تقاضاي رئيس شوراي نظارت، پرده از يک خلأ قانوني نظارتي پاسخگو بر اين رسانه برداشته شد و اگر در عالم فرض و احتمال، روزي اقدامات صداوسيما منافع کشور و حقوق جامعه را تهديد کند، دست کم شوراي نظارت كنوني که بالاترين مرجع تصميمسازي و ارايه گزارش تخلف به سران قوا و رهبر انقلاب است، هيچ خاصيتي ندارد و از آنجا که رئيس صدا وسيما منصوب رهبر انقلاب است و در مقام عمل به ديگري پاسخگو نيست، گويا براي جلوگيري از پخش يک برنامه بي محتوا نيز منتظر ورود رهبر به اين مقولات است و حال آن که به دهها دليل منطقي، شأن معظم له از ورود به اين جزييات بالاتر است و اين رسانه بايد پاسخگوي يک مرجع تخصصي و قانوني در اين گونه موارد باشد.
5- از آنجا که به باور نگارنده، نشان دادن بيپرده اعتياد آن هم در برابر يک دختر خردسال که ميليونها دختر خردسال ديگر را پاي تلويزيون ميخکوب ميکند، با آموزههاي ديني سازگاري ندارد و اثري جز رفع قبح اعتياد در بين خردسالان ندارد، پيشنهاد ميشود رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان به جاي ميزگردهاي تحليلي اين سريال و مصاحبه با مردم، براي نخستين بار با مقايسه ميداني، رشد ميل و آمار اعتياد در جامعه را نسبت به سال گذشته به ويژه خردسالان و نوجوانان، بررسي کند و نتايج را صادقانه با مردم در ميان بگذارد؛ البته ما هم مثل همه دلسوزان، اميدواريم شاخصهاي منفي رشد صعودي نداشته باشد.
در پايان يادآوري اين نکته لازم است که هرچند اين نوشته هم اقدام شوراي نظارت در ميانه راه نمايش برنامه و هم مقاومت صدا وسيما در گردن ننهادن به تقاضاي اين شورا را کاري غيرمنطقي جلوه ميدهد و دوري منفي و باطل را ترسيم ميکند، اما تنها راهكار برونرفت از اين معضل را نظارت پيش از توليد و يا دست کم پيش از پخش ابتدايي چنين برنامههايي از رسانه ملي ميداند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باعث تاسف است که ما در مملکتی زندگی می کنیم که فرزند را بعد از جدائی با توجه به علت ناراحت کننده آن به پدری معتاد می دهند که حتی قادر به اداره خودش هم نمی باشد چه رسد به تربیت یک بچه .این چه مملکتی است که فرزند را از داشتن مادری سالم محروم می کنند چون پدرش آنقدر بی عرضه است که قادر نیست اقلاً به خاطر خانواده اش از از اعتیاد دست بر دارد . حالا این فیلم است ولی در واقع این اتفاق اسف بار هر روز اتفاق می افتد که فرزندان به پدرانی واگذار می شوند که نه لیاقت پدر بودن را دارند ونه قادرند حداقل امکانات را برای فرزندشان فراهم کنند و اکثراً این بچه هر روز باید نزد یک نفر باشند همانطور که عیناً در این فیلم نشان داده می شود .امیدوارم که با نشان دادن این مشکلات قانونی در ایران واقعاً فکری اساسی برای تغییر این قوانین غیر انسانی وغیر منطقی بشود.
با سلام .
چرا همیشه برای اعتیاد یا کارهای خلاف اسم بچه های طلاق را به بدی می آورید من توافقی با شوهرم حدود 25 سال پیش جدا شدیم چون از نظر خانوادگی و اخلاقی با هم توافق نداشتیم به هر حال حاصل این ازدواج 1 پسر بود که پسرم بچه موفق و نابغه ای در آمد هم اکنون هم فوق لیسانش را گرفته و پذیرش برای دکترا از یکی از دانشگاههای معتبر گرفته که الگو همه بچه های فامیل ما شده .پس خواهش میکنم اینقدر تو فیلم ها و رادیو و تلویزیون اسم بچه های طلاق را به بدی عنوان نکنید چون اثر بدی روی اینجور بچه ها می گذارد. حداقل یکبار هم که شده از این بچه هایی که موفق بودند به خوبی تعریف کنید .
آيا بايد نقد را در جامعه بپذيريم يا به كلي ان را رد كنيم
سريال بزنگاه با همه كمبود هايي كه دارد نكات مثبتي نيز دارد.
نبايد هر چيزي كه مخالف عقايد ماست آن را پاك كنيم.
از قديم گفته اند :
از كوزه همان برون تراود كه در اوست
مگر ما براي تعالي هنر و هنرمند چه كرده ايم كه حالا اينگونه وانفسايمان به آسمان بلند است.
عطاران یک پسر ایرانی بسیار دلسوزه که با روش خودش میخواد کمک کنه هر چقدر شده از مشکلات هموطناش کم کنه، چرا خودتون می زنین به اون راه؟
بزرگترین عیب قطع شدن سریال اینه که دیگه عطاران و امثالش رو نخواهیم دید.
به نظر من عطاران بیشتر اعتیاد را به جک کشید تا به نقد.
عطاران با کارگردانیهایش همیشه نگاهش به اطراف معطوف بوده و به عقاید شخص خودش از آنجایی که قبلا هم عقاید خویش را با تصویر و صدا به مردم انتقال داده پرمخاطب بودن برنامه هایش نشان از هماهنگی عقایدش با مردم داشته - امروزه بشیتر مردم چه پیر چه کودک دبستانی با مواد مخدری هولناک تر نسبت به تریاک آشنا هستند و چه بسا با آشنا شدن در فیلم بتوانند فهم شناخت یک معتاد را داشته باشند و اینکه این فیلم در آخر هم طنز است و بیشتر مردم ما عاشق خندیدن به حرکات و سخنان عطاران و علی صادقی به یاد داشته باشیم ما ایرانیان فراموشکاریم و عاشق خندیدن در لحظه
در این سریال یاد گرفتیم
1- حتما نباید به بزرگتر احترام گذاشت و میتوان با آنها درگیر شد
2- ارث مرده از خود مرده مهمتر است
3- اگر دختری زشت بود حتما بد است و دختر زیبا صد در صد عالی
4- باید توجه داشت بخاطر پول ، فامیل همیشه بر علیه انسان دسیسه میکند و همه به هم کلک میزنند
5- مداحان هیچ چیز برایشان مهم نیست و همه در فکر جیب خود هستند
6- معتاد حق زندگی دارد و مهم نیست اگر تمام زندگی دیگران را نابود کند
7- موضوع اعتیاد از ناهنجاری اجتماعی تبدیل به یک عادت بد خانوادگی شده است و زیاد هم مهم و جدی نیست
8- انسانهای معتاد خیلی با مزه هستند
9- ترک اعتیاد ساده است
10- اگر با برادرت دعوا کردی و حتی او را کشتی مهم نیست همه رضایت میدهند
11- مراقب اسناد پدرانمان باشیم که نکند ارث ما را گم کنند
12- شاگرد مغازه ها نمک نشناس بوده و همیشه به دنبال ناموس صاحب مغازه هستند
13- دختر بچه تا به سن 9 سالگی نرسیده در آغوش هر مردی میتواند برود و زیاد مهم نیست
14- تمام اخلاقیات را میتوان با کمی طنز نابود کرد
15- طنز یعنی چند حرف سیاسی و کنایه آمیز و مهم نیست بخاطر ایجاد این فضا همه چیز را قربانی کردن
16- ...............
واقعا صدا و سیما نقش فرهنگسازی خودش را با نظارت و با برنامه ریزی دقیق به نحو احسن انجام داده است
ما در آینده باید خیلی چیزهای دیگری را نیز به طنز درآورده و مسخره کنیم که اکنون فرهنگ جامعه است و این مجموعه فتح بابی برای شکستن قبح این فرهنگها است
در مورد يوسف پيامبر بهتر است بيشتر بحث شود سريال بزنگاه با تمام معايبش آنقدر هزينه در بر نداشته كه سريال يوسف پيامبر داشته و با توجه به كيفيت كار ميتوان كفت كه اسراف بوده
چرا انقدر این سریالهای ماه رمضون بیخود و مزخرفند؟ اصلن کی به اینها گفته برای هر مناسبتی باید حتمن و به هر قیمتی شده سریال ویژه بسازن؟ بعد هم که با هرکدومشون مصاحبه میکنن میگن: ما واقعن وقت کمی داشتیم، پدرمون دراومد تا سریال رو به ماه رمضون رسوندیم. خب جان من! نسازین، مگه مجبورین؟ سریالهایی که توش محدودیت وقت ندارین، چه تحفهای از آب درمیاد که اینها بخواد باشه. حالا نه یکی نه دوتا! انگار مسابقهست. همه شبکهها حتمن باید یک سریال ویژه برای خودشون داشته باشن! حالا هرقدر هم مزخرف و بی سر و ته و مسخره بود، عیب نداره. بابا این هزینه و وقت و انرژی رو همهتون بذارین روی هم یک چیز درست و حسابی بسازین. اصلن من نمیدونم چرا این سیستم برنامه سازی صدا و سیما انقدر بیخود شده. قبلن به نظرم خیلی بهتر بود. در هفته لااقل یک دو تا سریال خوب و واقعن دیدنی داشتیم. سلطان و شبان یادتونه؟! من خیلی بچه بودم که نشونش میداد، اما با همون بچگیم عاشق این سریال بودم. هم دیدنی بود، هم ساده و همه فهم و هم طنز. طنزش هم مثل الان نبود که فقط همه توی سر و کله هم بزنن و به هم فحش بدن. من نمیدونم کی به اینها گفته کتک کاری و بد و بیراه گفتن خنده داره؟! قدیم چقدر سریالهای تاریخی عالی میساختن، سربداران، هزار دستان، ابوعلی سینا، مدرس، روزی روزگاری. اینها رو مقایسه کنین با مثلن حضرت یوسف!! یا مثلن میان سریال خانوادگی بسازن همهش گریه و اشک و ناله و ماتم و انقدر هم اتفاقهای غیر واقعی و اغراق شده و عجیب و غریب توش میافته که عمرن توی هیچ زندگی واقعی نمیافته. انگار مردم خودشون کم غم و غصه دارند، یا اعصابهاشون رو از سر راه آوردند که شب خسته و مرده تازه باید بشینن ناله و ماتم اینها رو هم نگاه کنن. که چی آخه؟!
با تشکر از نویسنده محترم که با اندیشه و بسیار منطقی این مطلب را به رشته تحریر درآورده اند. اما چند نکته:
لطفا بدون مدرک هیچ فرد و یا هیاتی را از نداشتن تعهد تبرئه نکنید، حتی اگر هیات نظارت بر صدا و سیما باشد. افراد نشان داده شده در این سریال مردم عادی جامعه ما هستند. اگر اشکالی هست در مردم ماست نه در شخصیتهای سریال. اتفاقا بنظر من خیلی محتاطانه به موضوع پرداخته شده است. شاید شما از عمق فاجعه فرهنگی که در رگهای جامعه ما در جریان است خبر ندارید یا اینکه شکسته نفسی میفرمایید! جوانان زیادی را می شناسم که شب و روز دعا می کنند تا پدرشان هر چه سریعتر سر خود را زمین بگذارد تا صاحب مال و ثروت شوند. در بسیاری از جاها بخصوص در محل کارم همواره با اکثریت افراد بدلیل ابراز انزجار از مصرف سیگار و مواد مخدر دچار درگیری بوده ام و افرادی مثل بنده در اقلیت بوده اند. به تجربه متوجه شده ام که بخش اعظم سیگاری های قهار نیم نگاهی به مصرف مواد مخدر هم دارند! لطفا کمی دقیقتر به اطراف خود نگاه کنید، کار از این حرفها گذشته است دوست گرامی.
متشکرم
من نیز از بی مایه بودن سریال بزنگان انتقاد دارم ولی داوری کنم که این سریال باعث افزایش معتاد می شود کمی سخت است. سریال بیکاری در کشور همه نوع فساد از جمله اعتیاد می آورد ولی هیچکس ککش نمی گزد ما گیر دادیم به بزنگاه . تا کنون سریالی در باره پرداخت رشوه به شکل بزنگاه در باره اعتیاد ساخته نشده است
بنظرمن سریال بزنگاه خیلی پرمحتوی تر از سریالی است که در شبهای قدر پخش شد
با سلام
نقد هوشمندانه و نسبتا عادلانه ا ی است. سریال بزنگاه یکی از بی محتواترین طنزهای سیما در چند سال اخیر می باشد. بر کسی توانمندی رضاعطاران به عنوان یکی از طنز پردازان چیره دست ایران پوشیده نیست، حال آنکه محدودیت های زمانی و عدم نظارت کافی و مقتضی چنین پیامد هایی را در پی خواهد داشت. اما گویا علا قه آقای عطاران در به تصویر کشیدن RESTROOM غیر قابل حذف است، زیرا چنین صحنه هایی در ترش و شیرین!!! و صف کشیدن!!! جهت RESTROOM در سریال سه در چهار که آقای عطاران از دست اندرکاران آن بودند موید این مطلب است. در هر حال هر دردی را درمانی است تنها باید در جستجوی درمان بود.
سلام و عرض خسته نباشید... خیلی خوب است که وظیفه خود را در روشن کردن اذهان جامعه ایفا می کنید... در مورد بزنگاه کاملا با شما موافقم و تا حدی هم در مورد یوسف پیامبر. عدم وجود نگاه کارشناسی منشأ پیدایش همه این مصائب است.
به نظر میرسد سازندگان این مجموعه فقط خواسته اند ساعاتی از شب را بینندگان پای تلوزیون باشند و مهم نبوده چه چیزی می بینند.کمتر این سریالهای به ظاهر طنز و مسخره را پخش نمائید .
من هم موافقم كه سريال يوسف پيامبر يكي از پر بيننده ترين سريال هاست ولي اين را هم بايد در نظر داشت كه اين سريال از ضعف هايي نيز در امان نيست و آن از بين بردن تصورات غالي است كه در ذهن بينندگان از زندگي پيامبران بويژه يوسف عليه السلام است.يعني ارزش تصورات پيشين بيننده را كاملا مي كاهد ولي به هر حال سريال خوبي است.
به نظرم این سریال یه توهین بزرگ به سطح فکر مردم این مملکت بود,به نظر شما باید از هر راهی برای خنداندن مردم بهره برد؟طنز با لودگی خیلی فاصله دلره؛ببینید انقدر فیلم نامه ضعیفه که خود عوامل مجبور می شن مدام به مسائل حاشیه ای پر و بال بدن وبا ایجاد چهره های مسخره و بد شکل به زور مردم رو بخندونن
از این که موضوع را با زبانی شفاف و صمیمی عنوان کرده اید سپاسگزارم.
جای تردیدی نیست که هیچ اثر هنری سینمایی و تلویزیونی در ایران بدون نقص نیست و دلایل آن بسیار است که مرتبط با بحث فوق نمی باشد. اما مهم این است که ژانر طنز نسبت به موضوعات دیگر بیشتر در مظان اتهام قرار می گیرد چرا که طنز، شمشیر دو لبه است و می تواند موافقان و مخالفان را تنها با اتکا به اثر رو در روی یکدیگر قرار دهد. به عنوان مثال همین شاهدی که جهت تکمیل این مقاله مورد اشاره شما قرار گرفته یعنی سریال حضرت یوسف نمونه خوبی برای تائید این موضوع می باشد، چرا که به راحتی می توان گفت صرف نظر از کیفیت آن، تنها ایراد وارده "نداشتن فیلمنامه مورد تائید مسلمانان به دلیل ورود اسرائیلیات به آن" تلقی می شود و این موضوع یا رد یا تائید می شود و پس از آن دیگر نمی توان بحث را ادامه داد چرا که با تائید یا رد آن، لزومی به کش دادن موضوع نیست و مبادرت به آن وارد شدن به حیطه ای عبث بوده و چون آب در هاون کوبیدن است. از اینرو هرکس که به ادامه بحث دامن بزند دلیلی جز مطرح نمودن خویش و سوء استفاده از موضوعی که آب گل آلود نیست اما او ابتدا با فریب خویش این آب را گل آلود می پندارد نمی باشد!
اما آیا در مورد طنز نیزمی توان با چنین اطمینانی صحبت کرد؟ جواب روشن است: به هیچ وجه.
ولی موضوعی که مایلم در مورد آن بنویسم، سریال "بزنگاه" نیست، که در این مورد بسیار می توان نوشت. مثلا می توان خود را یک مخالف جدی فرض کرد و با دستاویز قرار دادن تبعات منفی و نتایج تلخی که در جامعه به بار می آورد یک مقاله طولانی نوشت و همین طور می توان از سویی دیگر با توجه به اهمیت مقوله طنز و دوپهلو بودن پرداختن به این موضوع و در نظر گرفتن اصل "آموزش اخلاق با هجو ناهنجاری ها" به مثابه "ادب از که آموختی، از بی ادبان" و با درایت درک اهمیت و جایگاه طنز و تاثیر مثبت و موثر آن بر مخاطب، خود را یک موافق و مدافع جدی اثر فرض نموده و مقاله طولانی تری نوشت! اصلا می توان محتوا و کیفیت را کنار گذاشت و اثر را از منظری دیگر همچون بازی زیبا و متناسب خانم گلچین پس از سال ها به فال نیک گرفت و در این زمینه سخن گفت، اما این ها موضوع نوشته پیش رو نیست.
مقاله شما بسیار شیواست، اما در یک مورد که به آن خواهم پرداخت اخلاقی و منصفانه نیست. به طور کلی با تحلیل شما پیرامون ضعف های ساختاری درون سازمانی صدا و سیما و مشابه آن وضعیت سینمای ایران که با تلویزیون دردهای مشترک بسیار دارد و تجلی بارز آن عدم پخش فیلم های ساخته شده سینمایی و سریال های تلویزیونی است موافقم. همچنین تحلیل شما در مورد قطع سریال یا ادامه پخش آن را نیز درست می دانم که البته بر آن می توان موارد دیگری نیز افزود و مواردی را هم ویرایش نمود. اما نویسنده محترم! آیا این منصفانه است که جهت اثبات تحلیل های خود در بند سوم نتیجه گیری تان، با دست آویز قرار دادن شعور مخاطب و توهین به آن بنویسید: "مردم ناچارند چنين برنامه بيمايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند"!! البته بعید به نظر می رسد با توجه به نفوذ موثر کانال های ماهواره ای در زندگی هموطنان گرامی دیگر کسی مجبور به تماشای سریالی به قول شما "يکي از بيمحتواترين و کم ارزشترين طنزوارههاي دست کم نسبت به سريالهاي ماههاي رمضان گذشته " چون "بزنگاه" باشد! آیا این بی انصافی و شعور به توهین مخاطب نیست؟ اصلا چه کسی یا چه چیزی با چه قدرتی از ایرانیان قدرت تصمیم گیری و اختیار را گرفته است؟ آیا اگر به فرض پیشداوری شما که مطمئنا با شناخت شما از خود، اطرافیان و جامعه می باشد این سریال پس از ماه مبارک رمضان، به عنوان یکی از پربیننده ترین سریال های مناسبتی شناخته شود: "قطعا آماري که از مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي پس از ماه مبارک رمضان بيرون خواهد آمد، يکي از پربينندهترين سريالها را نشان خواهد داد" چون " ... که گروه بزرگي از مردم به آن روي آوردهاند،. .." با توجه به قاطعیت و یقین شما در پرمخاطب بودن این سریال شما کدام گزینه پرسش زیررا پاسخ مناسب می دانید؟ (البته سعی شده است منصفانه گزینه های زیادی جهت احترام به مخاطب طرح گردد هرچند این در هیچ آزمونی عرف نیست!)
سوال: چرا مردم سریال "بزنگاه" را به دیگر سریال های ماه رمضان امسال(1387) ترجیح داده اند؟
الف: این آمار که ازسوی "مراکز افکارسنجي و آماري رسانه ملي" انتشار می یابد واقعی نیست و صدا و سیما تنها قصد مطرح کردن خود را دارد و الا چطور می توان باور کرد که با وجود این همه گزینه جایگزین، مردم این همه (مثلا 90 درصد) تلویزیون های داخلی را نگاه کنند؟ پس آمار واقعی نیست!
ب :جوسازی و "قطعا ... خواندن نامه نخست، در پر بينندهترين بخش خبري سيما يعني برنامه 30و20 و بديهي بودن عدم توقف پخش، حس کنجکاوي مردم را برانگيخت و حتي کساني که تا آن شب اين سريال را نميديدند، از آن شب" به بعد به بینندگان این سریال اضافه شدند و آمارهمین جوری الکی بالا رفت و غیر واقعی شد!
ج: فرهنگ سازی نادرست "رسانه ملي در کار طنز و شاد نگه داشتن مردم" که معلوم نیست با پخش این همه برنامه بی محتوا و فاقد هر نوع ارزش هنری "با افکار عمومي چه کرده" که سطح آگاهی و درک مردم این قدر تنزل یافته که حالا هر چیز پخش شود از ابتدا یک شاهکار بی نظیر به حساب می آید. پس این مردم صلاحیت اظهار نظر ندارند و رایشان قابل اتکا نیست!
د: جادویی که تلویزیون دارد یا زوری که صدا و سیما دارد باعث می شود که " مردم ناچار...چنين برنامه بيمايه و کم ارزشي را آن هم در ماه مبارک رمضان ببيند" از اینرو نظری که در اضطرار حاصل شده موجه نیست!
ه: بازی عالی و شیرینی درسا کوچولو در سریال، البته اگر واقعا خردسال باشد و صغر سنی نباشد!
و: عدم پخش سریالی تازه از "مهران مدیری" ونداشتن رقیب واقعی برای این سریال زمینه انتخاب بزنگاه را فراهم آورده و لذا تا زمانی که آقای مدیری کار جدیدی ارائه نکرده این انتخاب، فاقد اعتبار است!
ز:...
ح:...
ط:همه گزینه ها به جز الف!
همان طور که شما راجع به همه مطالبتان به صورت قطعی صحبت کرده اید، مایلم بگویم: قطعا پاسخ شما گزینه "ط" خواهد بود، گزینه ای که در هیچ آزمونی وجود ندارد!!
راستی یادم رفت بگویم شما این دو موضوع هم اشاره کرده اید: (خودتان قضاوت بفرمایید.)
"3ـ در صورت توقف پخش سريال، آيا اين امر توهين به افکار عمومي جامعه نيست؟ حال و هواي کساني که به هر روي به ديدن اين سريال عادت کرده و تا نيمه راه همراه اين سريال بودهاند، چگونه خواهد بود؟ آيا تلويزيون سريالي آماده و جذابتر براي جايگزيني دارد؟"
"2- عيد فطر نزديک است و احتمالا بهترين کارهاي طنز! شبکههاي گوناگون، بنا به روال گذشته، مصاحبههاي شاد و زنده با بازيگران پر رنگ و لعاب سريالها و فيلمهاي تلويزيوني خواهد بود."
خلاصه این دو عبارت به زبان ساده تر می شود: توقف سریال مسخره و مزخرف بزنگاه توهین به افکار عمومی جامعه است. (مسلما هر نویسنده دیگری هم که بخواهد نظرش را تحمیل کند، مانند شما این جمله را تفکیک نموده و قسمتی را نیز به صورت غیر مستقیم درآورده و در دو عبارت مختلف آن هم در دو قسمت مختلف از مقاله اش قرار می دهد. چرا که بیان بی پرده آن چون عبارتی که من آوردم سخن سخیفی بوده که هیچ آدم عاقلی آن را نمی پذیرد و حتی حاضر نمی شود که مقاله را تا آخر بخواند. راستی اگر نویسنده ای متعهد باشد و واقعا بخواهد مدافع افکار عمومی بوده و از توهین بی موردی که در حق آن روا شده اعراض یا اعتراض نماید، خودش در انتهای مقاله یادش می رود که در ابتدا چه گفته است؟)
دوست گرامی شما نویسنده خوبی هستید اما ای کاش بی طرفانه و منصفانه مطالب خود را بیان می فرمودید چرا که مقاله نویسی، لفاظی یا بازی با کلمات نیست. نویسندگی شغل نیست، تعهد است. من از نوشته شما صرف نظر از نتیجه گیری شما خوشم آمد و وقت زیادی گذاشتم تا این مطالب را در پاسخ به شما عنوان نمایم صرفا از آنجا که امیدوارم برای شما سودمند واقع گردد و به موفقیت شما که ای کاش روز افزون باشد کمک ناچیزی نماید.
دوست شما – م.ر.م
به جای اموزش روش های پیشگیری از اعتیاد- در این سریال روشهای توزیع و استفاده از اطفال و پخش مواد مخدر اموزش داده شده است. این سریال اعتیاد را وارد زندگی روزمره و عادی شده نشان میدهد.
عزیز دل برادر یعنی نظر دهنده دوم درست است که این برنامه برای خردسالان ساخته نشده است ولی وقتی یک دخترک ومعصوم با ان چهره کودکانه و بازیگوشیهای مخصوص کودکی در یک سریال بزرگسالان ظاهر می شود خود به خود خردسالان جذب برنامه می شوند البته اگر این نشان دادن خردسال طوری بود که مثلا نشان می داد ان دختربچه از راه اعتیاد بابا چه مشکلات و مصائبی را در زندگی می بیند و مثلا نفله میشود انوقت یک توجیه دیگری داشت ولی به نظر می رسد به بازی گرفتن این دختر فقط به خاطر شیرین شدن فضای سریال است کافی است ببینید امسال چه مقدار مخاطبین خردسال را به خود جلب کرده و اگر بچه خردسال در فامیل و دوست و همسایه دارید کافی است ببید که چگونه ادا و اطوار اقا نادر را به زودی یاد گرفته اند و تقلید می کنند .
خواندن قصه مولی در این باره بی فایده نیست :
یک زنی آمد به پیش مرتضی
گفت شد برناودان طفل مرا
هرچه میخوانم نمی اید بدست
ورهلم ترسم که او افتد به پست
نیست عاقل تاکه دریابد چوما
گربگویم کزخطرسوی منا
هم اشارت را نمی داند به دست
وربداند نشنود این هم بد است
بس نمودم شیرپستان را بدو
اوهمی گرداند ازمن چشم رو
ازبرای حق شماید ای نهان
دستگیراین جهان ان جهان
زود درمان کن که می لرزد دلم
که به درد ازمیوه دل بسکلم
گفت طفلی را بیاور هم به بام
تابیبند جنس خودرا آن غلام
سوی جنس آید سبک زان ناودان
جنس برجنس است عاشق جاویدان
زن چنان کرد چودید آن طفل او
جنس خود، خوش خوش بدو آورد رو
سوی بام امد زبطن ناودان
جازبی هرجنس را هم جنس دان
غژ غژان امد بسوی طفل، طفل
وارهیدن ازفتادن سوی سفل
به این مصرعش خوب توجه کنید:
" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
" جازبی هرجنس را هم جنس دان "
ما که هنوز ندیدیم برنامه ی طنزی رو که بهش هجوم نیارن ...
همیشه همینطوره که این برنامه هارو مورد هجوم و انتقاد قرار میدن ...
این موارد کاملا طبیعیه...
طنز یک طرف ، انتقاد از اون هم طرفه دیگه ........
آیینه چون نقش تو بنمود راست/خود شکن،آیینه شکستن خطاست
می گویند دروغ هر چه بزرگتر باشد، مخاطب آن را بیشتر باور می کند. هم چنین می گویند در اثر تکرار دروغ، شخص دروغگو نیز دروغهای خود را باور می کند. حال حکایت جامعه ی ما شده است.
از یک طرف مسولین ما آن قدر در خصوص هر موضوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... آمارهای دروغ به مردم ارایه کرده اند که گویا هم برخی از مسولین و هم برخی از مردم باورشان نمی شود بحران اعتیاد در ایران از مرز بحران گذشته و به مرز انفجار رسیده است. گویا برخی نمی خواهند باور کنند که اعتیاد بنیان اخلاق و خانواده را متزلزل کرده است. گویا کسی نمی خواهد باور کند چه بسیار دختران معصومی که با هزار امید ازدواج می کنند اما پس از مدت کوتاهی با یک معتاد مواجه میشوند و یا باید راه دادگاه خانواده را در پیش گیرند و یا باید بسوزند و دم بر نیاورند. گویا کسی نمی خواهد باور کند اعتیاد منشا بسیاری از پلشتی های موجود در جامعه است. گویا کسی نمی خواهد باور کند که فرزندان معتادان چه زجری می کشند. گویا کسی نمی خواهد باور کند که قوانین ما در سپردن حضانت فرزند به یک معتاد چه ظلمی در حق تربیت و تعلیم آن فرزند می کند. گویا کسی در میادین شهر تردد نمی کند که خرده فروشان را ببیند که با چه آسایشی این زهرمار را به جوانان مردم می فروشند. گویا کسی شیشه پاک کنها و خمارهای سر چهار راهها را نمی بیند که هر بار چراغ قرمز میشود به چه سان شیشه ی اتومبیل های پشت چراغ را میسایند که شاید هزینه تهیه مواد مخدرشان فراهم شود. گویا کسی در شهر نمی بیند که افراد معتاد چگونه سربار خانواده هایشان شده اند. گویا صدای تلویزیون منزل خیلی ها قطع است که در هنگام مسابقه ی فوتبال با هر سوت اشتباه داور چه فحش های رکیک و موزونی در هر شهر نصیب داور میشود، آن وقت دو کلمه را تاب نمی آورند. انگار در جامعه ی ما هیچ کس چنین توهین هایی را روا نمی دارد و انگار نمی خواهند بپذیرند در تمام ورزشگاههای ما بیشتر تماشاچیان چه ناسزاها و القابی به بازیکنان، مربیان و داوران می دهند. نکند تصور میشود اینها ایرانی نیستند؟ یا تصور میشود اینها جمع محدودی هستند که اسمشان را تماشاگر نما گذاشته ایم؟ نه. در تمام شهرها و در اکثر ورزشگاهها و از اکثریت قریب به اتفاق تماشاگران شنیده میشود.
حال که یک سریال این نابهنجاری ها را خیلی پاستوریزه تر از واقعیت موجود به تصویر کشیده و حتی از ارایه ی چهره ی عریان اعتیاد و برخی ناهنجاری خودداری کرده است و سعی شده این ناهنجاری ها را فقط یادآوری کند بر آشفته میشویم. چرا؟ چون ما دروغ هایشان را باور کرده ایم و آنها نیز دروغ های خود را باور کرده اند. چشم بر حقایق بسته ایم.
آیینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن،آیینه شکستن خطاست.
اینکه گفته شوده در ایام عزا همه شبکه های تلوزیون می شود پر از روحانیون این واقعا درست است گرچه در ماههای اخیر کمی تغییر کرده است . ولی باید عرض کنم خود روحانیون در این زمینه مقصر هستند . اولا چرا وقتی فقط برای برنامه های عزا و ماتم دعوت می شوند اجابت میکنند . دوما چرا خود حوزه به فکر ساختن برنامه و تولیدات روحانیون نیست تا از این راه بتواند رسانه ملی را ارتزاق و ساپورت کند .
باسلام .نظريات شمارا در قبال سريال بزنگاه قبول دارم ولي در مورد سريال يوسف پيامبر به نظر من از پربيننده ترين و جذابترين سريالهاست و همه دوستان و اقوام ما همگي از طرفداران پرو پا قرص آن هستند خواهشا اين ايرادهاي جزيي را نگيريد
اتفاقا مجموعه جالبیست چون آداب زشت ما ایرانیان مرده پرست و تجمل گرا به خصوص در مراسم عزا داری را بسیار روشن به نمایش گذاشت .باشد که به خود آییم
ممنون می شوم در مورد سریال حضرت یوسف (ع) گزارشی تهیه کنید. به عنوان مثال برای نشان دادن زیبایی جمال یوسف هنرپیشه را مانند یک زن Makeup کرده اند که بسیار دور از شان نبوت است.
با عرض سلام خدمت همه زحمت کشان این سایت این اولین باری نیست که این شورا این کار غیر اصولی را انجام میدهد .همانطور که قبلا چندین سریال از مهران مدیری و رضویان را به این چالش کشیده است اما این وسط برای مردم تیز بین و فهمیده کشور پوشیده نیست که این کار کاملا غیر حرفه ای است و در مرحله اول تنها نتیجه ای که دارد دور ریختن پول بیت المال است ... اخر ماه رمضان تازه فهمیدن که این سریال مشکل داره
آقا اصلا مشکل این سریال نشون دادن اعتیاد نبود چرا که همه معتادان و همه بچه های طلاق این هستند که در این سریال دیدیم. مشکل این سریال ضعف محتوایی و قصه بود! آکنده از تمسخر و هجو هر آنچه که به اعتیاد هم ربطی نداشت! اتفاقا بخش اعتیاد را بسیار خوب رسانده بود اما حواشی لوده آن، پیام سریال را تحت الشعاع قرار داده بود. کارگردان از اول تا آخر با اصرار و اجبار به چسباندن موضوعات حاشیه ای که بعضا بسیار سخیف و کم مایه بوده، برای پرکردن سریال بهره برده است. آخر بی احترامی های کلامی و رفتاری یک بار، دو بار، سه بار، نه صبح تا شب! تمام اعضای این خانواده و افراد نانوایی از کبیر و صغیر در حد فاجعه بودند! یک ذره جنبه اخلاقی و انسانی در رفتار آنها مشاهده نمیشد. عجیب هم نیست، کاری که با عجله ساخته شود همین میشود!
این که برای خنده، فضا را آکنده از توآلت کنیم یعنی کم آوردن در نحوه خنداندن مردم. و یا رفتار کم مایه شاگرد نانوایی با دختران صابر یعنی عادی کردن بی شخصیتی.
آفرین! تحلیل بسیار دقیقی بود! اما باید منتظر توجیهات همیشگی بود:
1: این سریال بیان مصائب جامعه بود در لایه های پنهان طنز!
2: باید به سلیقه عموم احترام بگذاریم. آمار از توجه خاص و رضایت مردم نسبت به این سریال حکایت میکند!
3: این سریال برای کودک خردسال ساخته نشده که به تماشای آن بپردازد!
4: ما 7 کانال داریم. باید به تنوع سلیقه ها احترام گذاشت!
با سلام
ضمن تشکر از نویسنده محترم از مقاله مربوطه، فقط من یه سوالی داشتم؟؟ در قسمت انتهای مطالب نویسنده فرمودند که بعد از پخش این برنامه بایک بررسی میدانی می توان میزان رشد و آمار اعتیاد در جامعه را نسبت با سال گذشته مقایسه کرد که بالطبع افزایش خواهد یافت...واقعا با پخش یک برنامه میشه گفت که این آمار بالا خواهد رفت؟؟؟اگر این طور باشه که واویلا که با توجه به برنامه های ماهواره ای که اکثر خانواده ها در حال حاضر دارن ،چه خواهد شد. این سریال ، هر چند بد آموزی های کوچکی دارد اما بخشی از واقعیت های جامعه است که غیر قابل کتمان هستند، و نمی توان با پخش یک برنامه ، میزان آمار اعتیاد را بررسی کرد...دلایل روانشناختی، اقتصادی،تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و ...را باید بررسی کرد تا دلایل گرایش با اعتیاد را در جوانان مورد مطالعه قرار داد....
شما بیهوده به سریال بزنگاه خرده میگیرید چرا باید همان بلایی که بر سر ساعت شنی امد بر سر بزنگاه هم بیاید بزنگاه هیچ بدآموزی ندارد بلکه واقعیتها را نشان میدهد تا بیشتر مواظب خود وعزیزانمان باشیم چرا باید از حقیقت فرار کرد پس اگر اینگونه است که باید مدرسه ها را هم تعطیل کرد چون بچه ها در مدرسه انواع فحشهای آبدار را یاد میگیرند بچه کلاس اول ابتدایی چنان فحشهایی نثار همکلاسیش میکرد که من در تمام عمرم چنین دشنامهایی نشنیدم اما در مورد سریال یوسف حق را به کسانی میدهم که میگویند این سریال ضعیف ساخته شده است شما به پسری که نقش یوسف را بازی میکند نگاه کنید این پسر نقش یوسف را بسیار لوس بازی میکند وبازی بسیار ضعیفی از خود به نمایش میگذارد در حالی که همانگونه که در کتابها خوانده ایم یوسف تفاوت بسیاری با این پسر بچه لوس داشته است هزینه زیادی برای این فیلم شده است اما از بازیگران بازی خوبی را نمیبینیم
من کاملا با نظر نویسنده ی متن موافقم . به نظر من این سریال از بی محتواترین سریال های چند وقت اخیر بوده که رسانه ی ملی با پخش اون ثابت کرد هنوز با کمترین استاندارد های تربیتی-رسانه ای دنیا فاصله ی زیادی داره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.