دغدغهای به نام افزایش سن ازدواج
بالا رفتن سن در میان جوانان و ناتوانی در انجام سنت حسنه ازدواج از جمله موضوعاتی است که به عنوان یک دغدغه بزرگ اذهان خانوادهها، مردم و مسئولان را به خود مشغول کرده است.
به گزارش فارس از سنندج، ازدواج از شاخصههای مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب میشود. در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مقبولیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیت را تشکیل میدهند، توجه به این مقوله بسیار حیاتیتر است.
هادی سهرابی جوان 33 ساله و مجردی است که معتقد است جریان انسانیت حتماً باید از مسیر ازدواج طی شود و ازدواج یک امر ضروری و قاعدهای برای هستی است.
وی در پاسخ به سؤال فارس مبنی بر اینکه چرا در بین جوانان ازدواج کم و طلاق زیاد شده است میگوید: مسائل اقتصادی بویژه مسکن موضوع مهمی است که حرف اول را در ازدواج میزند و جوانان باید نهایتاً با حمایت پدر و مادر یک زندگی مشترک را آغاز کنند.
سهرابی تأکید کرد: مسئله فرهنگی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد و در این موضوع ماهوارهها متأسفانه بسیار مؤثر در امر ازدواج و مسائل اجتماعی هستند.
این شهروند بیکاری چشمگیر جوانان و تورم در جامعه و بازتاب این ناامنی در تصمیمات مهم زندگی را عاملی میداند تا گرفتن تصمیم برای امر خطیر ازدواج سختتر شود.
جوامع غربی این خلأ زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، میپوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمیتابد.
در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیبهای دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه میتوان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه میدهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تاب بیاورد.
در این باره توسل به آموزههای دینی مبنی بر خویشتنداری تنها گزینه پیش رو است که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیبهای تأخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جایی نمیبرد.
سهم 60 درصدی مسائل فرهنگی
یک جامعه شناس در این باره میگوید: در منطق اسلام جامعه سالم مساوی با خانواده سالم و انسان سالم محور توسعه پایدار است.
زهرا یعقوبی با بیان اینکه بحث خانواده سه مسئله اساسی از جمله تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده را در بر میگیرد تصریح میکند: خانواده شاخصی برای کنترل تدبیرها است.
وی در خصوص نقش مسائل فرهنگی و اقتصادی و تأثیر آن در بالا رفتن سن ازدواج جوانان گفت: حداقل 60 درصد مسائل فرهنگی و 40 درصد مسائل اقتصادی موجب بالا رفتن سن ازدواج جوانان شده است.
یعقوبی در خصوص مباحث فرهنگی گفت: در بحث فرهنگی ابعاد آموزشی مشاوره گام به گام و همسریابی و در ابعاد اقتصادی، تأمین مسکن، حداقل درآمد ماهیانه و دسترسی به امکانات زندگی مورد توجه است و اگر از جنبه منابع انسانی این موضوع را آسیبشناسی کنیم متوجه میشویم که جوانان چه دختر و چه پسر نقش اساسی را در تعیین سن ازدواج دارند اما در کل محور یک خانواده سالم را زنان تشکیل میدهند.
این جامعه شناس با اشاره به نقش مدیران اجرایی و فرهنگی گفت: مدیران ما در این زمینه نقش حیاتی دارند و در سرنوشت جامعه موثر هستند بنابراین اولین تحول و انقلاب فرهنگی باید در ذهنیت و اتاقهای فکر ما صورت گیرد.
وی با بیان اینکه باید جوانان را به امر ازدواج تشویق کنیم اظهار کرد: هم اکنون معاشرتهای نابجا و دوستی با جنس مخالف ارزان، آسان، فراوان و در مقابل آن تشکیل خانواده سخت، گران و دشوار است.
یعقوبی با تأکید بر اینکه باید کاری کنیم تا تشکیل خانواده سهل و آسان انجام گیرد و به صورت یک نهضت ملی آن را پیگیری کنیم گفت: معاشرتهای غلط با جنس مخالف موجب شده است که زمینه ازدواج بین جوانان کاسته شود و همچنین افزایش طلاق فضای ناامیدی را بین جوانان ایجاد میکند.
این جامعه شناس افزود: هجوم ماهوارهها، سایتها و فضای مجازی، کمبود الگوی آسان ازدواج و سعادتمند از دیگر علل کاهش تمایل به ازدواج در بین جوانان است.
وی با اشاره به عوارض تمدن امروز گفت: سست شدن پایه خانواده، کاهش علاقه پدر و مادر به فرزندان، جانشین شدن هوسهای سطحی به جای عشق، نادر شدن وحدت و همدلی بین زوجین از جمله عوارض تمدن امروز است.
وی خانواده در کشور های اسلامی را با خانواده در غرب مقایسه کرد و گفت: عواطف انسانی، وحدت و یکدلی روحی در خانوادههای ایرانی و اسلامی وجود دارد اما در غرب خانواده به مثابه یک شرکت تجاری است که سهام آن را با هم شریک میشوند و در سود آن با هم مشارکت دارند و عواطف انسانی در بین آنها کمتر تأثیرگذار است.
این جامعهشناس تصریح کرد: در حال حاضر پیش از 60 درصد جوانان حداقل مدرک لیسانس دارند اما در واقع چند درصد آنها کار دارند؟چند درصد به کشورهای مختلف برای اشتغال مراجعه میکنند؟
وی تأکید کرد: همچنین دخترها اکثرا تحصیلات بالایی دارند و همین تحصیلات بالایی توقعات بالایی را ایجاد میکند، جامعه ما چه پاسخی به این توقعات داده است؟
وی افزود: دخترها باید از نظر بینش و تفکر واقعگرایانهتر به زندگی نگاه کنند و کمتر به دنبال وسایل و امکانات خاص باشند، چرا که تجربه ثابت کرده کسانی که بیش از ازدواج به دنبال بهترین آرایشگاهها و سالنهای پذیرایی و عکاسیها بودند پس از ازدواج به دنبال بهترین وکیلها برای طلاق رفتهاند.
یعقوبی افزود: برای حل مشکل اقتصادی پسرها باید کارآفرینی ایجاد شود. ما از سال 84 تا الان قانون داریم اما این قانون باید اجرایی شود تا نتیجه اصلی را شاهد باشیم و اگر نخواهیم از تمام ظرفیتها استفاده کنیم مشکل ما همچنان ادامه خواهد داشت.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه باید روی توقعات و نگرشها الگوسازی درستی داشته باشیم اظهار کرد: الگوهای اجتماعی از جمله رسانه قدرت تأثیرگذاری زیادی دارد اما تاکنون رسانهها چه تعداد ازدواج آسان و سعادتمند را به نمایش گذاشتهاند.رسانه زندگیهایی را نشان میدهد که حتی خانوادههای چندین سال قبل هم حسرت آن را میخورند چه برسد که نسل جوان که میخواهد زندگی تشکیل دهد.
خشونت پیامد بالا رفتن سن ازدواج است
روانشناس بالینی و آسیبشناس اجتماعی نیاز جنسی را دارای ماهیتی زیستی، روانی و اجتماعی میداند که در صورت ازدواج از طریق درست ارضا میشود و در خدمت فرد و جامعه انسانی قرار میگیرد و در غیر اینصورت به افزایش بیبندوباری، بزهکاری و عصبیت اجتماعی منجر میشود.
دکتر مهدی زندسلیمی، در این باره توضیح میدهد: هنگامی که انگیزههای قوی نظیر شهوت، تولید مثل، استقلال زیستی و تشکیل خانواده به وسیله موانع غیر قابل قبول یا موانعی که فرد در رفع آنها ناتوان است، سرکوب شوند یا معطل بمانند احساس ناکامی رخ میدهد.
زندسلیمی میگوید: احساس ناکامی یکی از الگوهای قدرتمند رفتاری هنجاری، ارزشی و نگرشی است که شخصیت و هویت فرد را زیر سلطه میگیرد و با گذشت زمان قویتر میشود. این احساس به تدریج در تمامی ابعاد وجودی فرد ناکام تسری مییابد و به اندیشه بزهکاری و ایجاد بسترهای جرمزایی میانجامد.
وی ازدواج را فرهنگ مشترک میان همه جوامع میداند که با نیازهای عمیق و ریشهدار انسان در طول تاریخ بشریت سر و کار دارد و بدون آن جامعه انسانی با دگرگونی و مسخ بنیادین مواجه میشود.
این روانشناس درباره پیامدهای افزایش سن ازدواج نیز اظهار میکند: تحقیقات بسیاری در این حوزه صورت گرفته است، میان افزایش سن ازدواج و کاهش سن جرم در یک جامعه رابطه معناداری وجود دارد که در کوتاه مدت آشکار میشود.
به اعتقاد وی انواع مختلف فحشا، بیبندوباری، تجاوز به عنف با افزایش سن ازدواج رابطهای مستقیم و قابل پیشبینی دارند. علاوه بر آن جنایت، قتل، دعواهای خیابانی و خانوادگی، دزدی، اوباشگری، مزاحمت، روابط نامتعارف و خشن، فرار از خانه نیز با افزایش سن تأهل بیشتر میشوند و در بلندمدت آسیبهای بزرگ اجتماعی را دامن میزنند.
زندسلیمی در خصوص اثرات مثبت ازدواج به هنگام میگوید: افزایش امنیت درونی، بازیابی شخصیتی و حتی رفع برخی مشکلات ذهنی و روانی ارزشهایی هستند که در کنار بلوغ فردی و اجتماعی، افزایش مهارت، انگیزه و تولید ثروت میتوان آنها را جزو پیامدهای ازدواج بهموقع دانست.
وی اضافه میکند: در حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده انگیزشی قدرتمند برای زوجین ایجاد میکند تا به جنگ دشواریهای زندگی بروند و از آسیبهای گوناگونی که در زندگی مجردی در کمین آنهاست، مصون بمانند. از این دیدگاه پاسخگویی به نیازهای عاطفی بزرگترین دستاورد ازدواج است.
راهکارهای وی نیز برای کاهش سن ازدواج و خروج از بحرانی که گریبان جامعه را گرفته است، فرهنگسازی برای ازدواج ساده، برپایی کلاسهای آموزشی درباره ضرورت ازدواج برای فرد و نظام اخلاقی و هنجاری اجتماع، فراهم شدن امکانات ضروری زندگی زوجین توسط نهادهای دولتی ، حمایتهای متنوع بیمهای و مالی از جوانها در آستانه ازدواج است.
از نظر این روانشناس تربیت خانوادگی باید ازدواج ساده را تشویق کند و زمینه را برای انگیزشهای تشکیل خانواده برای جوان فراهم آورد. دولت نیز باید به این انگیزه پاسخ بدهد و با ایجاد بسترهای اجتماعی و اقتصادی مناسب برای ازدواج، جوانان را حمایت کند.
وی میگوید: سیاستگذاری فرهنگی جامعه باید به گونهای باشد که رشد متناسب فرد را در زمینههای جسمی، عاطفی، عقلی و بویژه اقتصادی رقم بزند چرا که در حال حاضر جوان سالها پس از بلوغ تازه به دنبال شغل یا تأمین مسکن میرود و در چنین شرایطی، طولانی شدن فرآیند تأهل و افزایش نامعقول و دردسرآفرین سن ازدواج نیز اجتنابناپذیر است.
به گزارش فارس از سنندج، ازدواج از شاخصههای مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب میشود. در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مقبولیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیت را تشکیل میدهند، توجه به این مقوله بسیار حیاتیتر است.
هادی سهرابی جوان 33 ساله و مجردی است که معتقد است جریان انسانیت حتماً باید از مسیر ازدواج طی شود و ازدواج یک امر ضروری و قاعدهای برای هستی است.
وی در پاسخ به سؤال فارس مبنی بر اینکه چرا در بین جوانان ازدواج کم و طلاق زیاد شده است میگوید: مسائل اقتصادی بویژه مسکن موضوع مهمی است که حرف اول را در ازدواج میزند و جوانان باید نهایتاً با حمایت پدر و مادر یک زندگی مشترک را آغاز کنند.
سهرابی تأکید کرد: مسئله فرهنگی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد و در این موضوع ماهوارهها متأسفانه بسیار مؤثر در امر ازدواج و مسائل اجتماعی هستند.
این شهروند بیکاری چشمگیر جوانان و تورم در جامعه و بازتاب این ناامنی در تصمیمات مهم زندگی را عاملی میداند تا گرفتن تصمیم برای امر خطیر ازدواج سختتر شود.
جوامع غربی این خلأ زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، میپوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمیتابد.
در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیبهای دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه میتوان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه میدهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تاب بیاورد.
در این باره توسل به آموزههای دینی مبنی بر خویشتنداری تنها گزینه پیش رو است که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیبهای تأخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جایی نمیبرد.
سهم 60 درصدی مسائل فرهنگی
یک جامعه شناس در این باره میگوید: در منطق اسلام جامعه سالم مساوی با خانواده سالم و انسان سالم محور توسعه پایدار است.
زهرا یعقوبی با بیان اینکه بحث خانواده سه مسئله اساسی از جمله تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده را در بر میگیرد تصریح میکند: خانواده شاخصی برای کنترل تدبیرها است.
وی در خصوص نقش مسائل فرهنگی و اقتصادی و تأثیر آن در بالا رفتن سن ازدواج جوانان گفت: حداقل 60 درصد مسائل فرهنگی و 40 درصد مسائل اقتصادی موجب بالا رفتن سن ازدواج جوانان شده است.
یعقوبی در خصوص مباحث فرهنگی گفت: در بحث فرهنگی ابعاد آموزشی مشاوره گام به گام و همسریابی و در ابعاد اقتصادی، تأمین مسکن، حداقل درآمد ماهیانه و دسترسی به امکانات زندگی مورد توجه است و اگر از جنبه منابع انسانی این موضوع را آسیبشناسی کنیم متوجه میشویم که جوانان چه دختر و چه پسر نقش اساسی را در تعیین سن ازدواج دارند اما در کل محور یک خانواده سالم را زنان تشکیل میدهند.
این جامعه شناس با اشاره به نقش مدیران اجرایی و فرهنگی گفت: مدیران ما در این زمینه نقش حیاتی دارند و در سرنوشت جامعه موثر هستند بنابراین اولین تحول و انقلاب فرهنگی باید در ذهنیت و اتاقهای فکر ما صورت گیرد.
وی با بیان اینکه باید جوانان را به امر ازدواج تشویق کنیم اظهار کرد: هم اکنون معاشرتهای نابجا و دوستی با جنس مخالف ارزان، آسان، فراوان و در مقابل آن تشکیل خانواده سخت، گران و دشوار است.
یعقوبی با تأکید بر اینکه باید کاری کنیم تا تشکیل خانواده سهل و آسان انجام گیرد و به صورت یک نهضت ملی آن را پیگیری کنیم گفت: معاشرتهای غلط با جنس مخالف موجب شده است که زمینه ازدواج بین جوانان کاسته شود و همچنین افزایش طلاق فضای ناامیدی را بین جوانان ایجاد میکند.
این جامعه شناس افزود: هجوم ماهوارهها، سایتها و فضای مجازی، کمبود الگوی آسان ازدواج و سعادتمند از دیگر علل کاهش تمایل به ازدواج در بین جوانان است.
وی با اشاره به عوارض تمدن امروز گفت: سست شدن پایه خانواده، کاهش علاقه پدر و مادر به فرزندان، جانشین شدن هوسهای سطحی به جای عشق، نادر شدن وحدت و همدلی بین زوجین از جمله عوارض تمدن امروز است.
وی خانواده در کشور های اسلامی را با خانواده در غرب مقایسه کرد و گفت: عواطف انسانی، وحدت و یکدلی روحی در خانوادههای ایرانی و اسلامی وجود دارد اما در غرب خانواده به مثابه یک شرکت تجاری است که سهام آن را با هم شریک میشوند و در سود آن با هم مشارکت دارند و عواطف انسانی در بین آنها کمتر تأثیرگذار است.
این جامعهشناس تصریح کرد: در حال حاضر پیش از 60 درصد جوانان حداقل مدرک لیسانس دارند اما در واقع چند درصد آنها کار دارند؟چند درصد به کشورهای مختلف برای اشتغال مراجعه میکنند؟
وی تأکید کرد: همچنین دخترها اکثرا تحصیلات بالایی دارند و همین تحصیلات بالایی توقعات بالایی را ایجاد میکند، جامعه ما چه پاسخی به این توقعات داده است؟
وی افزود: دخترها باید از نظر بینش و تفکر واقعگرایانهتر به زندگی نگاه کنند و کمتر به دنبال وسایل و امکانات خاص باشند، چرا که تجربه ثابت کرده کسانی که بیش از ازدواج به دنبال بهترین آرایشگاهها و سالنهای پذیرایی و عکاسیها بودند پس از ازدواج به دنبال بهترین وکیلها برای طلاق رفتهاند.
یعقوبی افزود: برای حل مشکل اقتصادی پسرها باید کارآفرینی ایجاد شود. ما از سال 84 تا الان قانون داریم اما این قانون باید اجرایی شود تا نتیجه اصلی را شاهد باشیم و اگر نخواهیم از تمام ظرفیتها استفاده کنیم مشکل ما همچنان ادامه خواهد داشت.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه باید روی توقعات و نگرشها الگوسازی درستی داشته باشیم اظهار کرد: الگوهای اجتماعی از جمله رسانه قدرت تأثیرگذاری زیادی دارد اما تاکنون رسانهها چه تعداد ازدواج آسان و سعادتمند را به نمایش گذاشتهاند.رسانه زندگیهایی را نشان میدهد که حتی خانوادههای چندین سال قبل هم حسرت آن را میخورند چه برسد که نسل جوان که میخواهد زندگی تشکیل دهد.
خشونت پیامد بالا رفتن سن ازدواج است
روانشناس بالینی و آسیبشناس اجتماعی نیاز جنسی را دارای ماهیتی زیستی، روانی و اجتماعی میداند که در صورت ازدواج از طریق درست ارضا میشود و در خدمت فرد و جامعه انسانی قرار میگیرد و در غیر اینصورت به افزایش بیبندوباری، بزهکاری و عصبیت اجتماعی منجر میشود.
دکتر مهدی زندسلیمی، در این باره توضیح میدهد: هنگامی که انگیزههای قوی نظیر شهوت، تولید مثل، استقلال زیستی و تشکیل خانواده به وسیله موانع غیر قابل قبول یا موانعی که فرد در رفع آنها ناتوان است، سرکوب شوند یا معطل بمانند احساس ناکامی رخ میدهد.
زندسلیمی میگوید: احساس ناکامی یکی از الگوهای قدرتمند رفتاری هنجاری، ارزشی و نگرشی است که شخصیت و هویت فرد را زیر سلطه میگیرد و با گذشت زمان قویتر میشود. این احساس به تدریج در تمامی ابعاد وجودی فرد ناکام تسری مییابد و به اندیشه بزهکاری و ایجاد بسترهای جرمزایی میانجامد.
وی ازدواج را فرهنگ مشترک میان همه جوامع میداند که با نیازهای عمیق و ریشهدار انسان در طول تاریخ بشریت سر و کار دارد و بدون آن جامعه انسانی با دگرگونی و مسخ بنیادین مواجه میشود.
این روانشناس درباره پیامدهای افزایش سن ازدواج نیز اظهار میکند: تحقیقات بسیاری در این حوزه صورت گرفته است، میان افزایش سن ازدواج و کاهش سن جرم در یک جامعه رابطه معناداری وجود دارد که در کوتاه مدت آشکار میشود.
به اعتقاد وی انواع مختلف فحشا، بیبندوباری، تجاوز به عنف با افزایش سن ازدواج رابطهای مستقیم و قابل پیشبینی دارند. علاوه بر آن جنایت، قتل، دعواهای خیابانی و خانوادگی، دزدی، اوباشگری، مزاحمت، روابط نامتعارف و خشن، فرار از خانه نیز با افزایش سن تأهل بیشتر میشوند و در بلندمدت آسیبهای بزرگ اجتماعی را دامن میزنند.
زندسلیمی در خصوص اثرات مثبت ازدواج به هنگام میگوید: افزایش امنیت درونی، بازیابی شخصیتی و حتی رفع برخی مشکلات ذهنی و روانی ارزشهایی هستند که در کنار بلوغ فردی و اجتماعی، افزایش مهارت، انگیزه و تولید ثروت میتوان آنها را جزو پیامدهای ازدواج بهموقع دانست.
وی اضافه میکند: در حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده انگیزشی قدرتمند برای زوجین ایجاد میکند تا به جنگ دشواریهای زندگی بروند و از آسیبهای گوناگونی که در زندگی مجردی در کمین آنهاست، مصون بمانند. از این دیدگاه پاسخگویی به نیازهای عاطفی بزرگترین دستاورد ازدواج است.
راهکارهای وی نیز برای کاهش سن ازدواج و خروج از بحرانی که گریبان جامعه را گرفته است، فرهنگسازی برای ازدواج ساده، برپایی کلاسهای آموزشی درباره ضرورت ازدواج برای فرد و نظام اخلاقی و هنجاری اجتماع، فراهم شدن امکانات ضروری زندگی زوجین توسط نهادهای دولتی ، حمایتهای متنوع بیمهای و مالی از جوانها در آستانه ازدواج است.
از نظر این روانشناس تربیت خانوادگی باید ازدواج ساده را تشویق کند و زمینه را برای انگیزشهای تشکیل خانواده برای جوان فراهم آورد. دولت نیز باید به این انگیزه پاسخ بدهد و با ایجاد بسترهای اجتماعی و اقتصادی مناسب برای ازدواج، جوانان را حمایت کند.
وی میگوید: سیاستگذاری فرهنگی جامعه باید به گونهای باشد که رشد متناسب فرد را در زمینههای جسمی، عاطفی، عقلی و بویژه اقتصادی رقم بزند چرا که در حال حاضر جوان سالها پس از بلوغ تازه به دنبال شغل یا تأمین مسکن میرود و در چنین شرایطی، طولانی شدن فرآیند تأهل و افزایش نامعقول و دردسرآفرین سن ازدواج نیز اجتنابناپذیر است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من یه جوون 27 ساله شاغل در بخش خصوصی باماهی 700 هزارتومان حقوق مجرد هستم . خیلی هم دلم میخواد ازدواج کنم . اما به نظر شما میشه با هفتصد هزار تومان یه زندگی رو چرخوند ؟یعنی میشه پول پیش خونه ، مراسم عروسی ، اجاره ماهیانه، خوراک و پوشاک رو داد؟ امنیت شغلی هم که خونه عنکبوت امنیتش بیشتر از امنیت شغلی منه آخر سال قراردادم تموم میشه و با این وضع تحریم و اقتصاد مالک شرکت داره تصمیم میگیره که شرکت رو جمع بکنه چرا که اموالش رو میخواد تبدیل به ملک بکنه و اجاره اش رو بگیره. هر کدوم از بچه هایی که به نحوی از شرکت تو این چند ماه اخیر رفتن هنوز کار پیدا نکردن.برید تحقیق کنید مسئولین کشور کافیه همین آگهی روزنامه ها رو زنگ بزنن ببین عرف بازار کارحقوق ها چقدر اکثرا پایه وزارت کار هستن که باکلی منت و سنت 100 یا 200 میزارن رو حقوق ودر عمل هم کار سه نفر رو ازت میکشن حرف هم بزنی میگه بیرون تا دلت بخواد بیکار هست. هزینه های زندگی هم که سرم سام آور خب شما بگید چجوری میشه ازدواج کرد؟
بیکاری و گرونی رو حل کنید ازدواج درست میشه
زیر بنا که همان اقتصاد است حرف اول و آخر را می زند. رو بنا که فرهنگ باشد هم خودش سیاستی است که پوست انداخته است. تلاش حاکمان همیشه به سمت نوسازی (modernization) بوده است. نوسازی هم عمدتاً تغییرات اقتصادی جوامع است. چطور میتوان هم به دنبال نوسازی بود و هم در مقوله مهم ازدواج (که خود تشویق برای ورود به یک تغییر است) نقش عوامل فرهنگی رو 60 و گاهی بیشتر انگاشت؟! شولتز اقتصاددان معتقد است نقش عامل اقتصادی عامل فرهنگی را هم تحت سیطره خودش قرار می دهد. البته این در جوامع مختلف متفاوت است. بنده پیشنهاد میکنم تحقیقی جامع در این رابطه در کشورمان انجام گیرد و صرفاً برداشت های ذهنی مدنظر نباشد.
دختر مومن و تحصیلکرده ام را با هزاران آرزو شوهر دادم تا دکترا حمایتشان کردیم به محض اینکه فرصت مطالعاتی رفت برگشت با بد خلقی و ضرب وجرح طلاقش داد و مهریه اش را هم نداد برای اینکه دخترم از نظر روحی صدمه بیشتر نبیند برای شیرینی خوران 20 نفر را همراه خود کرده بودند برای طلاق دخترم را تک وتنها برداشت برد وطلاق توافقی داد . حالا در خارج راحت دارد زندگی می کند و ما یک انسان بال وپر شکسته را باید پرستاری کنیم ؟؟؟
ما پول نداریم و این مهمترین مساله است !
اول زندگی از پس خرید لوازم منزل و تهیه ی رهن منزل و ..... بر نمیای چطور میخوای بری یه نفر دیگه رو هم مثل خودت بدبخت کنی
من 28 سال دارم با تحصیلات عالیه از بهترین دانشگاههای ایران بیکارم
اگه 18 سالگی کار داشتم ازدواج میکردم و میانگین سن ازدواج رو پایین می اوردم
سلام . من دانشجو دکتری و استاد دانشگاهم 30 سالمه هنوزم مجردم...هنوز که هنوزه می ترسم این وضع اقتصادی که ایجاد کردند با چه جراتی من بروم ازدواج کنم .!!!! هیچ روزی نیست که قیمت ها افزایش پیدا نکند. یعنی اصلا قانونی گویا وجود ندارد. فقط و فقط میگویند تعداد بچه ها را زیاد کنیم مگر با حرف می شود یا می گویند طرحی دادیم که سن ازدواج را میخواهیم بکنیم 22 سال من که استاد دانشگاهم و رشتم برقه هیچ فرمولی پیدا نمیکنم که اینطوری زود به نتیجه 22 برسیم !!!
خدمت سربازى عملا 5سال سن ازدواج را بالا ميبرد
تا وقتی سربازی هست اوضاع و احوال همینه آقایون
امکانات مقدماتی برای ازدواج اول شغل بد مسکن حتی اگر 50 متر باشد دولت باید به جای مسکن مهر به زوج های جوان که خانه ندارند در 5 سال اول زندگی آپارتمانی حتی 50 متر با اجاره بهای کم تامین کند تاتشویقی برای ازدواج باشد با توجه به این تورم و بی کاری هیچ جوانی جرات به ازدواج ندارد چون با شرایط کنونی از هر 10 ازدواج 5 تای ان به طلاق می انجامد و اصلی ترین دلیل آن مشکل مالی است و بیر کاری جوانان است در این صورت مشکل اخلاقی در جامع نیز کم می شود
ای آقا من که دیگه بیخیال ازدواج شدم. فاتحه. شما هم ولش کن. تنهایی هم عالمی داره بخدا. تازه نصف عمرمون هم تو بی آر تی میگذرد.بد نیست که مو قع رفتن از این دنیا زیاد دلم واسه چیزی تنگ نمیشه راحتتره.
من 33 ساله هستم همه امکانات یه زندگی خوب را هم دارم درآمد خوب و ماشین خوب هم دارم . میدانم برای ازدواج دیر شده است اما الان احساس میکنم به وجود یک مرد در زندگی ام نیاز دارم
احساسی که تا قبل از این سن نداشتم.
خونه ماشین کار سربازی مهریه 500تایی لباس هر تیکه بالای 150 تومن سیب زمینی کیلو2500 برنج کیلو 8000تومن و ...
خداوکیلی الان منه دانشجوی 27 ساله... اصا میتونم به ازدواج فکر کنم ؟؟؟؟ آقاییی کی میگی 60% فرهنگ؟؟؟
مادر رسوم ها وآیین های خاص مثل زنده نگهداری قیام عاشورا حتی گاهی به حاشیه ها بیشتر از متن توجه می کنیم ولی آیا امام حسین به هنه این کارها نیاز دارد؟ بیائید قدری واقع بین باشیم امام حسین هرگز نیاز ندارد که ما روز عاشورا بر سرو سینه بزنیم ولی توجهی به مسائل دینی مثل انخام فرائض دین ودیگر چیزها مانند سروسامان دادن به وضعیت اسفناک جوانانمان را نداشته باشیم هرگز امام حسین نذورات ما را اینچنین نیاز ندارد بیایید با نیت خدایی همین خرج نذورات ومخارج سرسام آوری که در این مراسم ومراسمهای دیگر می شود با یاد ابی عبد الله به جوانانمان بدهیم تا برای خود خانه و کاشانه تهیه کنند یا با همین خرجه برای آنها شغل ایجاد نماییم که به نظر من با این کار بسیار امام حسین راضی تر می شود ومهمتر خداوند راضی تر است
1. مشکلات فرهنگی
2. مشکلات اقتصادی
عدم تمایل به ازدواج به خاطر ترویج فرهنگ مجردی و روابط آزاد جنسی و همچنین مشکلات اشتغال و مسکن و درآمد و همچنین انتظارات ناشی از فرهنگا اینکه همه مسایل مادی باید کامل باشد تا ازدواج صورت گیرد در صورتی که تفکرات نسل های قبل اینگجونه نبوده از عوامل اصلی تاخیر در امر ازدواج هستند.
من شرایط خانوادگی درست و درمونی نداشتم. برای همین نتونستم ادامه تحصیل بدم. با زور زحمت برای خودم کار و باری راه انداختم و گرم کار بودم که برای اخذ کارت بازرگانی به کارت پایان خدمت نیاز پیدا کردم و رفتم خدمت. سربازی 2سال از عمر منو تلف کرد. کارم رو از دست دادم. خانوادم 2 سال با شرایط سخت زندگی کردن. وقتی از خدمت اومدم صفر صفر بودم. باید دوباره از نو شروع می کردم. چهار سال عمرم و زحماتم رفته بود به باد. دوباره شروع کردم و الآن 28 سال دارم اما چیزی که الآن هستم می تونستم 24 سالگی باشم. 24 سالگی نامزد داشتم اما دست و بالم خالی بود. خانوادشون رضایت ندادن تا اینکه همه چی تموم شد. نامزد سابقم هم حال و روزی خوبی نداره. چند صباحی با یک پسر دوستی می کنه، چند ماه دیگه با یک نفر دیگست. برای خودم هم جای سواله، اون خانواده ای که با ازدواج ما موافقت نکردن، الآن خیلی از شرایط دخترشون راضی هستن؟!! اینا همه واقعیت های اجتماع ماست. سنم بالا رفته، موهام ریخته. عصبی شدم. حال و حوصله سابق رو ندارم. تا میام به خودم بجنبم می بینم پس اندازم نابود شد. دو میلیون جمع می کنم 6 ماه ارزشش میشه 500 هزارتومن. پولم رو سرمایه گذاری می کنم تو بورس، زمان کافی براش ندارم و ضرر می کنم یا نقدینگیم گیر می افته و نمی تونم جوابگوی هزینه ها باشم. بخوام از تهران برم بیرون، 3 نسلمون اینجا به دنیا اومدن و زندگی کردن، کجا برم؟ کارم اینجاست، روابطم اینجاست. این نسل ما، تو این سن و سال بدجور گیر افتاده. حالا از همه اینها گذشته کو دختر خوب برای ازدواج؟ یا انقدر چشم و گوش بسته و غیر اجتماعی هستند که با معیار های امثال من همخوانی ندارن یا که از اون طرف افتادن! اصلاً نمی تونن با یک نفر باشن و وفادار بمونن. متاسفانه شهر ما همه چیز سیاه و سفیده. پر از افراط و تفریط.
من 44 سالمه و ازدواج نکردم
بابا با این خرج و مخارج با این درآمد مگه میشه حتی به ازدواج فکر کرد سطح توقعات که بماند.
با توجه به درآمد متوسط يك پسر شاغل (اگر شغلي پيدا شود) و با در نظر گرفتن هزينه هاي مسكن و خوراك و پوشاك و اياب و ذهاب و مراسم ازدواج و ... اگر دختري هم پيدا شود كه شرايط يك زندگي معمولي را بپذيرد ، مسلما باز هم ازدواج جوانان بيشتر شبيه معجزه است تا واقعيت! در ضمن اين معجزه هم با برگزاري سمينار و همايش و تبليغ تو رسانه ها و شعار دادن و ... اتفاق نمي افته.
مهمترین مشکلات به ترتیب: مشکلات اقتصادی، مشکل سربازی آقایان، فرهنگ خانواده ها و انتظارات آن ها از طرف مقابل، که منشا همه این مشکلات عدم توجه کافی مسئولین می باشد.
معافيت سني براي سربازان بالاي 30 سال
مشكل جامعه ما مشكل جامعه اي است كه در حال گذار از سنّت به مدرنيته است. اين مشكلات ناشي از اين گذار كلان اجتماعي/فرهنگي است و نيازمند راه حل هاي همه جانبه و تفكري سيستماتيك است. راه حل هاي مقطعي و موردي دردي را از ما جوانان دوا نخواهد كرد.
بعضی وقتا خودمو با گربه ای که تو محلمون زندگی میکنه مقایسه میکنم.
اون خونه داره من ندارم
اون زن داره بچه هم داره خیلی هم داره من هیچ کدوم رو ندارم
واقعا این سربازیو یه کاریش بکنید دیگه
تازه بعد از کلی مکافات کار گیر آوردم
همین دو سال که عمر ادم واقعا تلف میشه برای شروع کار و تشکیل زندگی خیلی میتونه مفید باشه.
شما تصور کنید همین دوسال آدم بره یه جایی کارآموزی با حقوق هیچی یا حداقل...بعد دو سال لااقل یه چیزایی بلد شده که برای درآمد بهتر و تشکیل زندگی به دردش بخوره...
متاسفانه تو جامعه ما تعداد کثیری از خانم ها به مقوله ازدواج به مثابه بنگاه کسب و کار نگاه می کنند و هدفشان از ازدواج گرفتن مهریه است. ایا در چنین شرایطی هیچ جوانی جرات ازدواج به خود می دهد.
لطفا" اينقدر ماهواره را علم نكنيد ، دهه هاست در اين كشور يا با سينماي قبل از انقلاب ، يا ويدئو ابتداي انقلاب و اكنون ماهواره و اينترنت در معرض محتواي غيراخلاقي است ، اينكه چرا در ده سال گذشته آمار ازدواج پايين آمده ، طلاق رشد كرده و سن ازدواج بالا رفته ربطي به تهاجم فرهنگي ندارد .
حواله دادن مشكل ازدواج به ماهواره و فرهنگ سازي توهين به شعور ملت است .
شما درآمد كافي و مسكن مناسب را در اختيار جوانان قرار دهيد ، من قسم مي خورم كه همه زير 20 سال ازدواج خواهند كرد
بخدا بد جور احتیاج دارم که ازدواج کنم ولی نمیتونم.
پيش نيازحل مشكل 1- ايجاد شغل براي جوانان 2- تربيت و آموزش دختران در مهار توقعات خود (با ايجاد طرح سربازي براي آنها در قالب خدمات فرهنگي آموزشي وبهداشتي ) تا با تفكرهاي ايده اليستي خود همسر خود را به تنگناهاي مختلف سوق ندهند و يك شبه انتظار ره صد ساله را نداشته باشند .
فقر وتنگدستي علت اصلي است . بيخود سر خودمان كلاه نگذاريم و علل فرهنگي را علت بدانيم. چرا كه چندين سال است كه روي مسايل فرهنگي اينقدر بودجه هزينه مي شود ولي سن ازدواج بالا رفته و پايين نيامده.
متأسفانه افکار غلط و محور بودن اقتصاد برای انسان، افکار عمومی را هم خراب کرده است. مسأله این است که بچه ها از کودکی و نوجوانی رها می شوند و تربیت بر اساس اموزه دینی نیست و در بزرگی نمی تواند مورد اعتماد باشند. وقتی اعتماد ضعیف شد، تعهدات بالا می رود و تعهدات بالا ازدواج را عقب انداخته و موجب بروز این ÷دیده های می شود. روی تربیت از سن پایین طرح ریزی منید. محمد علی بخشی
مشکل اصلی مسائل اقتصادی و بی کاری است نمیدانم چرا اصرار دارید بگویید مشکل، فرهنگی است؟
خواهش میکنم اسم این موضوع را دغدغه نگذارید
چراکه اگه این مسئله واقعا دغدغه بود طی این چندیییین سال لااقل یه راه حل نصفه و نیمه برایش پیدا می کردند نه اینکهدائم بگوییم: هر سال درغ از پارسال
یارو میگفت من یک غلام دارم که تشخیص میدهد که چه کسی تشنه است لذا یک مهمانی ترتیب داد و عده ای را دعوت کرد و میهمانها بعد صرف غذا یکی یکی غلام را صدا میزدند که ما تشنه ایم و برایمان اب بیاور و غلام آنها را نگاه میکرد و میگفت که آنها تشنه نیستند تا اینکه یکنفر خودش بلند شد و رفت آب خورد انوقت بود که غلام کفت :: هان این شخص تشنه است.
حال آگه واقعا این مسئله و هزاران مسئله دیگر برای مسول دغدغه بود مشکلات یکی بعد از دیگری حل میشدند و نه اینکه هر روز بیشتر شوند
جواب دخترایی که لیاقت این رو دارن که یه ازدواج خوب داشته باشن ولی شرایط براشون فراهم نیست رو کی مخواد بده؟!!
دخترهاي تحصيل كرده جامعه هم قصد ازدواج دارند ولي خواستگار خوب ندارند
من فکر کنم نسل ایرانی دیگه کاملا داره پیر میشه .و دیگه هیچ راه حلی نداره.فقط از این به بعد به فکر باشین جای نسل ایرانی رو دیگر ملیت ها نگیرن.بعضی ها 6 تا شغل رو یک جا دارن و جوانها هم بیکار.من کارشناسی کامپیوتر خوندم و دارم کارگری میکنم که اونم همیشه نیست و درآمد ماهیانه ام متوسط 350 هزار تومان هست و کرایه خونه حداقلش 500 تومنه.من.32 سالمه خواستگاری هر کی هم میرم. همین که وضعیتمو میدونن بیخیال میشن.شما راه حل بگین ؟
راه کارهایی که داده می شود خوبه ولی به عمل کار برای به سخندانی نیست
همه در حال مسابقه براي بدست آوردن پول و امكانات بيشتر است و كسي به جوانان فكر نميكند.!!!!!!
با سلام و احترام خدمت سایت تابناک و خوانندگان محترم
بنده جوانی 29 ساله فارغ التحصیل کارشاسی ارشد رشته IT دانشگاه امیر کبیر هستم 5 سال است که ازدواج کرده ام.
در دوران دانشجویی کار می کردم و درس می خواندم تا امرار معاش خانواده را نامین کنم
اکنون مدت یک سال هست که در حال گذراندن خدمت سربازی هستم در سال 90 سربازی فوق لیسانس ها که امریه می گرفتند 16 ماه بود اما اکنون به 24 ماه افزایش یافته است
به نظر شما من چه خطایی انجام داده ام که الان زیر بار فشار های وحشتناک اقتصادی هستم به نظر شما برادر من که الان 27 سالشه و اون هم فارغ التحصیل کارشناسی ارشد برق است انگیزه ای برای ازدواج داره؟
پول پول پول پول پول پول
بعد فرهنگ و آموزش زندگی زناشویی در مدارس
با سلام
به همه چیز می پردازیم غیر از خدمت سربازی.تمامی خانواده ها قبول دارند که ازدواج بعد از خدمت سربازی انجام شود. یعنی بعد پایان تحصیلات کارشناسی (25 سالکی).و بعد از سربازی دو سه سال هم بدنبال شغل که می شود 30 سالگی.
جوانی که توانسته 15 سال دوام بیاورد می تواند سه وچهار سال دیگر صبر کند.
اخر اینقدر صبر ادم زیاد میشه که به این نتیجه میرسه بیخیال بشه ..
خداییش من با 26 سال سن و با کارشناسی ارشد برق یکی از دانشگاه های دولتی تهران الان باید دوسال برم سربازی ، هم هرچی خوندم یادم میره هم سنم شده 28
اصلن دیگه برای آدم توانی برای ازدواج میمونه!!!!!
بنده سی و سه سال دارم ولی فکر نمیکنم تا 5-6 سال دیگه ازدواج کنم. تازه شاید شرایط 5-6 سال دیگم بدتر از الان باشه. در نتیجه سن مناسب پسران در ایران حدود 40 سالگی است. البته اگر مرفه بی درد نباشی.
بالا رفتن سن ازدواج باعث و بانی تمام فسادی است که در بین جوانان می توان دید . الان دو ساله وام ازدواج رو تعطیل کردن ، الان با اون پول یه تلوزیونم نمی شه خرید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.