تایید آزار جنسی دانشآموزان در دو مدرسه در تهران
روزنامه شهروند نوشت:
حالا یک ماه از آن روز میگذرد؛ وقتی پدر و مادر ۲ دانشآموز یک دبستان پسرانه در شهرک دانشگاه تهران به دادگاه کیفری رفتند و از ناظم مدرسه پسرشان شکایت کردند؛ آنها در شکایتشان گفتند متوجه شدهاند ناظم مدرسه پسرشان را آزار و اذیت جنسی داده است. بعد از آن معاون این مدرسه بازداشت شد و حالا پرونده در شعبه ۷۹ دادگاه کیفری تهران در جریان است. بعد از گذشت یکماه از این اتفاق و در حالی که هنوز مسئولان آموزشوپرورش در اینباره واکنشی نشان ندادهاند، فعالان حقوق کودک از مدرسه دیگری میگویند که معاون آن هم، تعدادی از دانشآموزان را آزار و اذیت کرده است. حالا این حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزشوپرورش است که بهعنوان اولین مسئول این وزارتخانه در گفتوگو با «شهروند» این دو اتفاق را تأیید میکند. او میگوید در ایران نمیتوان مسائل مربوط به امور جنسی را در کتابها آورد یا مستقیم به دانشآموزان آموزش داد، بلکه باید فکری به حال آموزش خانوادههای دانشآموزان کرد.
آقای کفاش در چند هفته گذشته دو پرونده درباره آزار و اذیت جنسی کودکان توسط ناظم دو مدرسه در تهران در دادگاه کیفری تهران بازشده؛ یکی مربوط است به دبستانی در شهرک دانشگاه تهران در نزدیکی جاده مخصوص کرج و طبق گزارشهای رسیده، ناظم مدرسه به ۶دانشآموز تجاوز کرده است. هنوز هیچ مسئولی از وزارت آموزشوپرورش، اتفاقات این پرونده را تأیید نکرده است. آیا گزارشی دراینباره به شما رسیده؟
بله گزارشی در اینباره به من رسیده است.
پس این اتفاق را تأیید میکنید؟
بله تأیید میکنم.
هر دو پرونده را تأیید میکنید؟ پرونده دوم، مربوط به آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط ناظمشان است و در حال حاضر آنها و خانوادههایشان در حال پیگیری این موضوع و اثبات آن هستند.
بله، هر دو پرونده را تأیید میکنم و گزارش آنها به من رسیده است. به هر حال ما ۱۲میلیون و ۳۰۰ دانشآموز در کشور داریم. شنیدن خبرهای مربوط به اتفاقات اینچنینی، هر انسان آزادهای را در هرجای دنیا ناراحت میکند و لازم هم نیست حتما مسلمان باشد، چنین موضوعاتی واقعا دردناک و اتفاق واقعا شنیعی است. نکته بعدی این است که بشر است دیگر. نمیخواهم بگویم که بشر جایزالخطاست ولی در زمان معصوم هم خطا وجود داشته است. ما الان قانون و شرایط احراز این موضوع را داریم که محکم است. الان هم اداره آموزشوپرورش شهر تهران با اینکه یکی ، دو مورد اتفاق اینچنینی افتاده، در اینباره مدعی است. ما معتقدیم باید با هر کسی که در این حادثه نقش داشته، بهشدت برخورد شود.
ولی از طرف دیگر خود کسانی که شما میگویید مدعی این موضوعند به خانوادههای دانشآموزان آزاردیده گفتهاند به این شرط به بچههایشان کمک میکنند که با رسانهها همکاری نکنند و به نوعی آنها را ترساندهاند.راستش را بخواهید، اعتقاد من هم همین است. فرض کنید که این اتفاق برای خانواده من یا شما افتاده بود. آیا حق ما نبود انتظار این را داشته باشیم که فرد خاطی به اشد مجازات برسد ولی نخواهیم همسایهمان هم بفهمد؟ از نظر شما رسانهای کردن این موضوع، وجه مثبت بیشتری دارد یا منفی؟
از نظر من هم وجه مثبت دارد هم منفی. ولی نکته مثبت این موضوع این است که وقتی خانوادههای بیشتری از این اتفاق باخبر شوند از این به بعد برای ثبتنام فرزندانشان در مدارس تحقیق بیشتری خواهند کرد و حساستر خواهند شد تا اینطور نباشد که بعد از گذشت یکی، دوسال از آزار دیدن فرزندانشان آن هم به دست ناظم مدرسه، تازه از آن باخبر شوند.
حس من این است که رسانهای شدن این اتفاقات، ضربهای که به جامعه میزند به مراتب بیشتر از نکتههای مثبت آن است. ببینید، یک موقع هست همین یکی، دو مورد که مثلا الان در تهران داریم در یک شهر شده ۲۰ یا ۳۰ مورد، در این صورت من حرف شما را قبول دارم ولی در تهران بزرگ در طول یک سال، یکی، دو مورد اتفاق افتاده و این قابل رسانهای کردن نیست.
البته همین دو مورد را الان ما خبردار شدهایم در حالی که فعالان اجتماعی که بهطور مستقیم در حوزه کودک آزاری کار میکنند، میگویند تعداد این اتفاقات، بیشتر از این حرفهاست و موارد کمی به آنها یا به رسانهها گزارش میشود.
بههرحال من این موضوع را بهعنوان یک پدیده اجتماعی نمیبینم و آن را یک پدیده موردی میدانم. با اینکه مثلا در کشورهای غربی اتفاقات اینچنینی، خیلی بیشتر از ایران است، باز هم فضای روانی برای آن راه نمیاندازند و بیشتر مراقبت میکنند. من معتقد به آموزش هستم. من معتقدم قبل از اینکه مدیر و معاون مدرسه منصوب شوند، باید ۳۰ تا ۴۰ ساعت آموزشهای مختلف ببینند که بعد شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.
سوال هم همین جاست. شما که معتقد به آموزشید، آیا این اعتقاد را ندارید که در مراحل گزینش مسئولان مدارس باید مراحلی هم مانند تست سلامت روانی و جنسی آنها وجود داشته باشد؟
بههرحال چنین گزینشهایی در حال حاضر وجود دارد. اگر نبود که چنین اتفاقاتی، یکی، دو مورد نبود.
خب همین به قول شما، یکی، دو مورد، آن هم در یک بازه زمانی کوتاه، چرا باید اتفاق بیفتد؟
بههرحال، تصادف رانندگی در کشور اتفاق میافتد، نمیتوان گفت راهنمایی و رانندگی کارش را نمیکند. نُرم حوادث اجتماعی، در یک حد طبیعی است.
اما آیا این حق کسانی که قربانیان این افرادند است که اتفاقی که برایشان افتاده، انکار شود یا تهدید شوند و آنطور که لازم است، پروندهشان پیگیری نشود؟
رسانهای کردن، پیگیری و آموزش سه موضوع متفاوت است. اگر شما بهعنوان یک شهروند بگویید که چرا حراست آموزش و پرورش و دیگر قسمتهای این وزارتخانه این موضوع را پیگیری نکرده، حق دارید، ولی وقتی این اتفاق نیفتاده و ما پیگیر این موضوعیم، این حرف بجا نیست.
ولی پدر یکی از بچههایی که معاون مدرسه او را آزار داده، در مصاحبهای که با انجمن حمایت از حقوق کودکان کرده، گفته حراست کل آموزش و پرورش به او گفته این موضوع را لازم نیست پیگیری کند و چنین اتفاقهایی در آموزش و پرورش میافتد.
منظور کسی که در حراست بوده و این حرف را زده، این بوده که این موضوع را رسانهای نکند نه چیز دیگری. معلوم است، ما ایرانیایم و دوست نداریم وقتی یکی، دو اتفاق اینچنینی در تهران میافتد، در رسانههای خارجی پخش شود. در حالی که در کشورهای غربی روزی ۵ مورد از این اتفاقات میافتد و آنها اجازه نمیدهند کسی خبردار شود. به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم است که چنین اتفاقاتی در ایران کم است. وقتی بعضی اشکالات ما را شبکههای خارجی پخش میکنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟ وقتی برای خانوادهای مشکلی پیش میآید، دوست ندارند در رسانهها مطرح شود ولی دوست دارد یک فرد محرم با او صحبت کند و تا زمان به نتیجه رسیدن پرونده، او را یاری کند. رسانهای کردن پدیدههای منفی نه در کشور ما که در همه کشورهای دنیا، پسندیده نیست ولی آسیبشناسی چرا.
حالا جدا از بحث رسانهای شدن این موضوع، آیا شما بهعنوان معاون وزیر آموزش و پرورش این قول را به بچههایی که آزار جنسی دیدهاند میدهید که آنها را رها نکنید؟
بله، همین الان هم این موضوع در حال پیگیری است و آموزش و پرورش در اینباره مدعی است. اداره کل آموزش و پرورش تهران مدعی مجازات این مجرمان است و به دادگاه شکایت برده.
غیر از پیگیری حقوقی، برای خود بچهها و خانوادههایشان هم در نظر دارید کاری انجام دهید؟
بله، این بچهها در حال حاضر نیاز به خدمات روانکاوی و توانبخشی دارند. این موضوعی است که پیش آمده و خاطیان هم باید به اشد مجازات برسند. آموزش و پرورش هم از همان روز اول ابلاغیههای آنها را لغو کرد و پیگیریهای حقوقی را هم انجام میدهد. از طرف دیگر خیلی سریع برای تغییر نیروهای انسانی این دو مدرسه اقدام شده.
مدیر مدرسه شهرک دانشگاه در منطقه ۹ هنوز مشغول به کار است یا عزل شده؟
خیر. معاون مدرسه که خاطی بود همان روز اول، دستگیر و عزل شد و مدیر هم با اینکه مقصر نبود و اشتباهش این بود که این موضوع را نفهمیده و کشف نکرده بود، عزل شد.
در حال حاضر در پرونده مدرسه شهرک دانشگاه تهران، دقیقا چه تعداد دانشآموز درگیرند؟
تعداد آنها را نمیتوانم اعلام کنم.
تعداد ۶نفر را که اعلام شده. غیر از آنها چند نفر؟
خب اگر میدانید، میدانید دیگر؛ پرسیدن ندارد! این پرونده حکم قضایی میخواهد و نمیتوان حالا جزییات آن را اعلام کرد. وقتی این موضوع اثبات شد، جزییات آن اعلام میشود.
نام این مدرسه چیست؟
نام مدرسه دقیقا خاطرم نیست ولی در گزارشی که دارم نام مدرسه قید شده است. موارد این شکلی را ما در آموزش و پرورش منطقه حل میکنیم و همهاش مربوط به وزارتخانه نیست. به نظر من خانوادهها نباید این موضوع را به هیچوجه بیش از این رسانهای کنند و باید برای حل مشکلات بچهها پیگیری حقوقی و مشورت روانشناسی کنند. اگر این بچهها در معرض رسانهها قرار گیرند، دردشان رفع نمیشود و دیگر قابل علاج نیستند. اگر حالا هم یک روانشناس این بچهها را ببیند، اولین حرفی که میزند این است که باید آنها را به یک مکان ناشناس برد.
خب این ادامه همان فرهنگ ایزوله کردن و پنهانکاری است. این بچهها چون آموزش لازم را ندیده بودند، بدن خود و حق بر بدنشان را نمیشناختند و کسی در اینباره با آنها حرف نزده بود، حتی نمیدانستند معاون مدرسه با آنها چه کار میکند. به نظر شما جدا کردن این بچهها از بقیه، آن هم بعد از این اتفاق تلخ، کار درستی است؟
بخشی از آموزش دست والدین است و بخشی دست آموزش و پرورش است و هر دوی اینها باید این آموزشهایی را که لازم است به بچهها بدهند.
با توجه به اتفاقات اخیر، آیا شما در معاونت پرورشی برنامهای ندارید که در قالب جزوه، این مسائل و اینکه بدن بچهها چیست و حق بدن آنها چیست آموزش بدهید یا با دفتر تالیف کتب درسی دراینباره مذاکرهای نکردهاید؟
ما دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی داریم و برای آسیبهای محرمانه و آشکار برنامه دارد. ولی موضوع اینجاست که اگر پوشش این برنامهها صددرصد هم باشد، باز آسیب پیش میآید. آسیب اجتماعی وجود دارد که ما شناخت آسیبها را درس میدهیم وگرنه نمیدادیم.
ولی در کتابهای درسی مسائل مربوط به آسیبهای اجتماعی مانند همین آزار و اذیتهای جنسی آموزش داده نمیشود یا این آموزشها خیلی کم است.
ببینید! کشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. هزار جا مدعی آموزشهاییاند که ما در مدارس میدهیم. مثلا سازمان پژوهش چند وقت پیش درباره پیشگیری از ایدز به میدان آمد و شروع به دادن آموزشهایی کرد ولی بلافاصله صدای خیلیها از نقاط مختلف بلند شد و گفتند یعنی چه و چه دلیلی وجود دارد که چنین آموزشهایی وجود داشته باشد. بنابراین اینطور نیست که مثلا ما آموزشهای مربوط به حق بدن دانشآموزان را در جزوههایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیشتر از آنکه به آموزش و پرورش مربوط باشد به فضای اجتماعی ما مربوط است.
ولی بچهها، ۱۲سال تأثیرگذار زندگیشان را در اختیار آموزش و پرورشند، چطور میتوان گفت آموزشهایی اینچنینی به آموزش و پرورش مربوط نیست؟
این یک واقعیت است که نمیتوان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا مسائل مربوط به بلوغ و... در وهله اول به عهده خانوادههاست. من یادم میآید به ژنو رفته بودم، وارد یک دبیرستان مختلط شدم و به مدیر گفتم این بچهها سیگار میکشند و...، آیا شما به آنها آموزش نمیدهید؟ او گفت نه، ما با آنها کار نداریم با خانوادههایشان کار داریم. مسائل تعلیم و تربیت، پیچیده است و نمیتوان همه نوع آموزشی را به همه و در هر سنی داد. نمیتوان در یک کلاس ۴۰ نفره ابتدایی، معلم وارد شود و بگوید بچهها من امروز میخواهم به شما بگویم حق بدن شما چیست. یکی ممکن است بداند، یکی ممکن است خانوادهاش سنتی باشد و برود خانه بگوید معلممان چنین چیزی گفت، فردا پدر و مادرش میآیند و در مدرسه را گل میگیرند. اینطور موارد را در کشور ما نمیتوان به راحتی آموزش داد. در خیلی از کشورهای خارجی هم نمیتوان به راحتی مسائل جنسی را آموزش داد. باید این مسائل برای خانوادهها، دختران در سن ازدواج و... طبقهبندی شود.
ولی همین آموزش برای خانوادههای دانشآموزان هم درحال حاضر وجود ندارد. آیا مثلا انجمن اولیا و مربیان بالاخره میخواهد از لباس فعالیتهایی مانند جمع کردن کمک مالی برای مدارس بیرون بیاید و فعالتر کارکند یا نه؟ شما برنامهای برای فعالتر کردن این انجمن ندارید؟
من با شما در اینباره هم عقیدهام. من میپذیرم که ما باید در حوزه آموزش خانوادهها و هشدار پدر و مادر فعالتر باشیم. مادر اولین کسی است که اگر باهوش باشد باید در خانواده مسألهای برای فرزندش به وجود آمد، متوجه شود. این آموزشها باید ویژه باشد. مثلا مسائل ازدواج را نمیتوان در کتابهای درسی دختران و پسران آورد؟ در کجای دنیا چنین اتفاقی میافتد؟ بعضی از آموزشها در آستانه ازدواج است و جایش در دبیرستانها نیست. مثلا در بعضی کشورها، کسانی که میخواهند ازدواج کنند باید یک دوره آموزشی ۱۵ ساعته را بگذرانند و بعد گواهی ازدواج میگیرند ولی این آموزشها در حال حاضر در کشور ما به صورت شکلی در آمده.
که همین آموزشهای شکلی هم حالا درحال کمرنگ شدن است یا در مجلس حرف از حذف آن است.
به هرحال جای این آموزشها در مدرسه نیست و باید فکر دیگری برای آن کرد. اینها آموزش خانواده میخواهد. من هم موافقم که فعالیتهای انجمن اولیا و مربیان به جمع کردن کمک مالی محدود شده در حالی که دادن این آموزشها به خانوادهها، وظیفه آن است. مثلا شما ببینید چرا این اتفاق آزار و اذیت جنسی در مدرسه علوی و رفاه نیفتاده؟ چون در این مدارس آموزش خانوادهها به صورت پایه به پایه وجود دارد. ما در این زمینه ضعف داریم و نیازمند توسعه آموزشی هستیم. من قبول دارم که ما باید آموزش را به ویژه در دوره ابتدایی بین خانوادهها ببریم و مسائل مربوط به حق بدن و بلوغ را به آنها آموزش دهیم تا به بچهها منتقل کنند. در فرهنگ ما که فرهنگ دینی است و افراد مختلفی دراینباره تصمیم میگیرند، موضوع باید سنجیده شود. مثلا نمیشود وزارت بهداشت جزوهای را منتشر کند و بگوید بچهها باید آن را بخوانند، چون با ۱۰ جای دیگر باید هماهنگ شود.
اینطور هم که به نظر میرسد این هماهنگیها بسیار سخت است و شاید هیچوقت اتفاق نیفتد.
نمی توان به این اندازه هم ناامید بود.
خب اگر اینطور است چرا جزوههای پیشگیری از ابتلا به ایدز، دوباره به مدارس برنمیگردند؟
من با آن جزوهها مخالف بودم. آموزش، تبلیغات نیست که برایش جزوه چاپ و پخش کنیم. من میگویم که اگر این آموزشها حساب شده نباشد ممکن است خطاهای جنسی را به دانشآموزان آموزش هم بدهد و تولید خطا کند.
ولی در همه این سالها به دلیل همین آموزشهایی که به بچهها داده نشد و پنهانکاری شد، خیلیها بیشتر دچار خطا شدند و موقع ازدواجشان مشکل پیدا کردند. خب چرا وقتی فعالان اجتماعی زیادی وجود دارند که اعلام میکنند بهطور رایگان به بچهها آموزش میدهند، چرا این آموزشها وجود نداشته باشد؟
من معتقدم در این حوزه علاوه بر آموزش خانوادهها باید در دانشگاه فرهنگیان و کتابهای درسی و متون آموزشی و پرورشی تجدیدنظر جدی درباره مسائل روز کنیم.
سالهاست که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و دولت موظف است مفاد آن را به بچهها آموزش دهد. فکر نمیکنید دیگر وقت آن است که این اتفاق در ایران بیفتد؟
بله موافقم. کنوانسیون حقوق کودک در پیشنویس منشور حقوق شهروندی و دانشآموزی آمده و در سه قسمت حقوق اساسی، آموزش و حمایتی این مسائل مطرح شده است.
منتقدان معتقدند سالهاست که فعالیت معلمان پرورشی نمایشی شده و کارآیی چندانی در مدارس ندارند. آیا برای به روز کردن اطلاعات آنها و کارآمدترکردنشان برنامهای ندارید؟
بله، محور برنامه سال ۹۳ ما پرورش است و راه آن هم بهروزرسانی اطلاعات معلمان پرورشی و مشاوران است.
درباره آموزش مسائل جنسی به آنها هم برنامهای دارید؟
بله ولی به معلمان پرورشیای که مادر یا پدر باشند، این آموزشها را میدهیم نه کسانی که مجردند. اشکال ما این است که آدمهایی به این آموزشها وارد میشوند که خودشان متوجه این مسائل نیستند.
حالا یک ماه از آن روز میگذرد؛ وقتی پدر و مادر ۲ دانشآموز یک دبستان پسرانه در شهرک دانشگاه تهران به دادگاه کیفری رفتند و از ناظم مدرسه پسرشان شکایت کردند؛ آنها در شکایتشان گفتند متوجه شدهاند ناظم مدرسه پسرشان را آزار و اذیت جنسی داده است. بعد از آن معاون این مدرسه بازداشت شد و حالا پرونده در شعبه ۷۹ دادگاه کیفری تهران در جریان است. بعد از گذشت یکماه از این اتفاق و در حالی که هنوز مسئولان آموزشوپرورش در اینباره واکنشی نشان ندادهاند، فعالان حقوق کودک از مدرسه دیگری میگویند که معاون آن هم، تعدادی از دانشآموزان را آزار و اذیت کرده است. حالا این حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزشوپرورش است که بهعنوان اولین مسئول این وزارتخانه در گفتوگو با «شهروند» این دو اتفاق را تأیید میکند. او میگوید در ایران نمیتوان مسائل مربوط به امور جنسی را در کتابها آورد یا مستقیم به دانشآموزان آموزش داد، بلکه باید فکری به حال آموزش خانوادههای دانشآموزان کرد.
آقای کفاش در چند هفته گذشته دو پرونده درباره آزار و اذیت جنسی کودکان توسط ناظم دو مدرسه در تهران در دادگاه کیفری تهران بازشده؛ یکی مربوط است به دبستانی در شهرک دانشگاه تهران در نزدیکی جاده مخصوص کرج و طبق گزارشهای رسیده، ناظم مدرسه به ۶دانشآموز تجاوز کرده است. هنوز هیچ مسئولی از وزارت آموزشوپرورش، اتفاقات این پرونده را تأیید نکرده است. آیا گزارشی دراینباره به شما رسیده؟
بله گزارشی در اینباره به من رسیده است.
پس این اتفاق را تأیید میکنید؟
بله تأیید میکنم.
هر دو پرونده را تأیید میکنید؟ پرونده دوم، مربوط به آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط ناظمشان است و در حال حاضر آنها و خانوادههایشان در حال پیگیری این موضوع و اثبات آن هستند.
بله، هر دو پرونده را تأیید میکنم و گزارش آنها به من رسیده است. به هر حال ما ۱۲میلیون و ۳۰۰ دانشآموز در کشور داریم. شنیدن خبرهای مربوط به اتفاقات اینچنینی، هر انسان آزادهای را در هرجای دنیا ناراحت میکند و لازم هم نیست حتما مسلمان باشد، چنین موضوعاتی واقعا دردناک و اتفاق واقعا شنیعی است. نکته بعدی این است که بشر است دیگر. نمیخواهم بگویم که بشر جایزالخطاست ولی در زمان معصوم هم خطا وجود داشته است. ما الان قانون و شرایط احراز این موضوع را داریم که محکم است. الان هم اداره آموزشوپرورش شهر تهران با اینکه یکی ، دو مورد اتفاق اینچنینی افتاده، در اینباره مدعی است. ما معتقدیم باید با هر کسی که در این حادثه نقش داشته، بهشدت برخورد شود.
ولی از طرف دیگر خود کسانی که شما میگویید مدعی این موضوعند به خانوادههای دانشآموزان آزاردیده گفتهاند به این شرط به بچههایشان کمک میکنند که با رسانهها همکاری نکنند و به نوعی آنها را ترساندهاند.راستش را بخواهید، اعتقاد من هم همین است. فرض کنید که این اتفاق برای خانواده من یا شما افتاده بود. آیا حق ما نبود انتظار این را داشته باشیم که فرد خاطی به اشد مجازات برسد ولی نخواهیم همسایهمان هم بفهمد؟ از نظر شما رسانهای کردن این موضوع، وجه مثبت بیشتری دارد یا منفی؟
از نظر من هم وجه مثبت دارد هم منفی. ولی نکته مثبت این موضوع این است که وقتی خانوادههای بیشتری از این اتفاق باخبر شوند از این به بعد برای ثبتنام فرزندانشان در مدارس تحقیق بیشتری خواهند کرد و حساستر خواهند شد تا اینطور نباشد که بعد از گذشت یکی، دوسال از آزار دیدن فرزندانشان آن هم به دست ناظم مدرسه، تازه از آن باخبر شوند.
حس من این است که رسانهای شدن این اتفاقات، ضربهای که به جامعه میزند به مراتب بیشتر از نکتههای مثبت آن است. ببینید، یک موقع هست همین یکی، دو مورد که مثلا الان در تهران داریم در یک شهر شده ۲۰ یا ۳۰ مورد، در این صورت من حرف شما را قبول دارم ولی در تهران بزرگ در طول یک سال، یکی، دو مورد اتفاق افتاده و این قابل رسانهای کردن نیست.
البته همین دو مورد را الان ما خبردار شدهایم در حالی که فعالان اجتماعی که بهطور مستقیم در حوزه کودک آزاری کار میکنند، میگویند تعداد این اتفاقات، بیشتر از این حرفهاست و موارد کمی به آنها یا به رسانهها گزارش میشود.
بههرحال من این موضوع را بهعنوان یک پدیده اجتماعی نمیبینم و آن را یک پدیده موردی میدانم. با اینکه مثلا در کشورهای غربی اتفاقات اینچنینی، خیلی بیشتر از ایران است، باز هم فضای روانی برای آن راه نمیاندازند و بیشتر مراقبت میکنند. من معتقد به آموزش هستم. من معتقدم قبل از اینکه مدیر و معاون مدرسه منصوب شوند، باید ۳۰ تا ۴۰ ساعت آموزشهای مختلف ببینند که بعد شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.
سوال هم همین جاست. شما که معتقد به آموزشید، آیا این اعتقاد را ندارید که در مراحل گزینش مسئولان مدارس باید مراحلی هم مانند تست سلامت روانی و جنسی آنها وجود داشته باشد؟
بههرحال چنین گزینشهایی در حال حاضر وجود دارد. اگر نبود که چنین اتفاقاتی، یکی، دو مورد نبود.
خب همین به قول شما، یکی، دو مورد، آن هم در یک بازه زمانی کوتاه، چرا باید اتفاق بیفتد؟
بههرحال، تصادف رانندگی در کشور اتفاق میافتد، نمیتوان گفت راهنمایی و رانندگی کارش را نمیکند. نُرم حوادث اجتماعی، در یک حد طبیعی است.
اما آیا این حق کسانی که قربانیان این افرادند است که اتفاقی که برایشان افتاده، انکار شود یا تهدید شوند و آنطور که لازم است، پروندهشان پیگیری نشود؟
رسانهای کردن، پیگیری و آموزش سه موضوع متفاوت است. اگر شما بهعنوان یک شهروند بگویید که چرا حراست آموزش و پرورش و دیگر قسمتهای این وزارتخانه این موضوع را پیگیری نکرده، حق دارید، ولی وقتی این اتفاق نیفتاده و ما پیگیر این موضوعیم، این حرف بجا نیست.
ولی پدر یکی از بچههایی که معاون مدرسه او را آزار داده، در مصاحبهای که با انجمن حمایت از حقوق کودکان کرده، گفته حراست کل آموزش و پرورش به او گفته این موضوع را لازم نیست پیگیری کند و چنین اتفاقهایی در آموزش و پرورش میافتد.
منظور کسی که در حراست بوده و این حرف را زده، این بوده که این موضوع را رسانهای نکند نه چیز دیگری. معلوم است، ما ایرانیایم و دوست نداریم وقتی یکی، دو اتفاق اینچنینی در تهران میافتد، در رسانههای خارجی پخش شود. در حالی که در کشورهای غربی روزی ۵ مورد از این اتفاقات میافتد و آنها اجازه نمیدهند کسی خبردار شود. به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم است که چنین اتفاقاتی در ایران کم است. وقتی بعضی اشکالات ما را شبکههای خارجی پخش میکنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟ وقتی برای خانوادهای مشکلی پیش میآید، دوست ندارند در رسانهها مطرح شود ولی دوست دارد یک فرد محرم با او صحبت کند و تا زمان به نتیجه رسیدن پرونده، او را یاری کند. رسانهای کردن پدیدههای منفی نه در کشور ما که در همه کشورهای دنیا، پسندیده نیست ولی آسیبشناسی چرا.
حالا جدا از بحث رسانهای شدن این موضوع، آیا شما بهعنوان معاون وزیر آموزش و پرورش این قول را به بچههایی که آزار جنسی دیدهاند میدهید که آنها را رها نکنید؟
بله، همین الان هم این موضوع در حال پیگیری است و آموزش و پرورش در اینباره مدعی است. اداره کل آموزش و پرورش تهران مدعی مجازات این مجرمان است و به دادگاه شکایت برده.
غیر از پیگیری حقوقی، برای خود بچهها و خانوادههایشان هم در نظر دارید کاری انجام دهید؟
بله، این بچهها در حال حاضر نیاز به خدمات روانکاوی و توانبخشی دارند. این موضوعی است که پیش آمده و خاطیان هم باید به اشد مجازات برسند. آموزش و پرورش هم از همان روز اول ابلاغیههای آنها را لغو کرد و پیگیریهای حقوقی را هم انجام میدهد. از طرف دیگر خیلی سریع برای تغییر نیروهای انسانی این دو مدرسه اقدام شده.
مدیر مدرسه شهرک دانشگاه در منطقه ۹ هنوز مشغول به کار است یا عزل شده؟
خیر. معاون مدرسه که خاطی بود همان روز اول، دستگیر و عزل شد و مدیر هم با اینکه مقصر نبود و اشتباهش این بود که این موضوع را نفهمیده و کشف نکرده بود، عزل شد.
در حال حاضر در پرونده مدرسه شهرک دانشگاه تهران، دقیقا چه تعداد دانشآموز درگیرند؟
تعداد آنها را نمیتوانم اعلام کنم.
تعداد ۶نفر را که اعلام شده. غیر از آنها چند نفر؟
خب اگر میدانید، میدانید دیگر؛ پرسیدن ندارد! این پرونده حکم قضایی میخواهد و نمیتوان حالا جزییات آن را اعلام کرد. وقتی این موضوع اثبات شد، جزییات آن اعلام میشود.
نام این مدرسه چیست؟
نام مدرسه دقیقا خاطرم نیست ولی در گزارشی که دارم نام مدرسه قید شده است. موارد این شکلی را ما در آموزش و پرورش منطقه حل میکنیم و همهاش مربوط به وزارتخانه نیست. به نظر من خانوادهها نباید این موضوع را به هیچوجه بیش از این رسانهای کنند و باید برای حل مشکلات بچهها پیگیری حقوقی و مشورت روانشناسی کنند. اگر این بچهها در معرض رسانهها قرار گیرند، دردشان رفع نمیشود و دیگر قابل علاج نیستند. اگر حالا هم یک روانشناس این بچهها را ببیند، اولین حرفی که میزند این است که باید آنها را به یک مکان ناشناس برد.
خب این ادامه همان فرهنگ ایزوله کردن و پنهانکاری است. این بچهها چون آموزش لازم را ندیده بودند، بدن خود و حق بر بدنشان را نمیشناختند و کسی در اینباره با آنها حرف نزده بود، حتی نمیدانستند معاون مدرسه با آنها چه کار میکند. به نظر شما جدا کردن این بچهها از بقیه، آن هم بعد از این اتفاق تلخ، کار درستی است؟
بخشی از آموزش دست والدین است و بخشی دست آموزش و پرورش است و هر دوی اینها باید این آموزشهایی را که لازم است به بچهها بدهند.
با توجه به اتفاقات اخیر، آیا شما در معاونت پرورشی برنامهای ندارید که در قالب جزوه، این مسائل و اینکه بدن بچهها چیست و حق بدن آنها چیست آموزش بدهید یا با دفتر تالیف کتب درسی دراینباره مذاکرهای نکردهاید؟
ما دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی داریم و برای آسیبهای محرمانه و آشکار برنامه دارد. ولی موضوع اینجاست که اگر پوشش این برنامهها صددرصد هم باشد، باز آسیب پیش میآید. آسیب اجتماعی وجود دارد که ما شناخت آسیبها را درس میدهیم وگرنه نمیدادیم.
ولی در کتابهای درسی مسائل مربوط به آسیبهای اجتماعی مانند همین آزار و اذیتهای جنسی آموزش داده نمیشود یا این آموزشها خیلی کم است.
ببینید! کشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. هزار جا مدعی آموزشهاییاند که ما در مدارس میدهیم. مثلا سازمان پژوهش چند وقت پیش درباره پیشگیری از ایدز به میدان آمد و شروع به دادن آموزشهایی کرد ولی بلافاصله صدای خیلیها از نقاط مختلف بلند شد و گفتند یعنی چه و چه دلیلی وجود دارد که چنین آموزشهایی وجود داشته باشد. بنابراین اینطور نیست که مثلا ما آموزشهای مربوط به حق بدن دانشآموزان را در جزوههایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیشتر از آنکه به آموزش و پرورش مربوط باشد به فضای اجتماعی ما مربوط است.
ولی بچهها، ۱۲سال تأثیرگذار زندگیشان را در اختیار آموزش و پرورشند، چطور میتوان گفت آموزشهایی اینچنینی به آموزش و پرورش مربوط نیست؟
این یک واقعیت است که نمیتوان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا مسائل مربوط به بلوغ و... در وهله اول به عهده خانوادههاست. من یادم میآید به ژنو رفته بودم، وارد یک دبیرستان مختلط شدم و به مدیر گفتم این بچهها سیگار میکشند و...، آیا شما به آنها آموزش نمیدهید؟ او گفت نه، ما با آنها کار نداریم با خانوادههایشان کار داریم. مسائل تعلیم و تربیت، پیچیده است و نمیتوان همه نوع آموزشی را به همه و در هر سنی داد. نمیتوان در یک کلاس ۴۰ نفره ابتدایی، معلم وارد شود و بگوید بچهها من امروز میخواهم به شما بگویم حق بدن شما چیست. یکی ممکن است بداند، یکی ممکن است خانوادهاش سنتی باشد و برود خانه بگوید معلممان چنین چیزی گفت، فردا پدر و مادرش میآیند و در مدرسه را گل میگیرند. اینطور موارد را در کشور ما نمیتوان به راحتی آموزش داد. در خیلی از کشورهای خارجی هم نمیتوان به راحتی مسائل جنسی را آموزش داد. باید این مسائل برای خانوادهها، دختران در سن ازدواج و... طبقهبندی شود.
ولی همین آموزش برای خانوادههای دانشآموزان هم درحال حاضر وجود ندارد. آیا مثلا انجمن اولیا و مربیان بالاخره میخواهد از لباس فعالیتهایی مانند جمع کردن کمک مالی برای مدارس بیرون بیاید و فعالتر کارکند یا نه؟ شما برنامهای برای فعالتر کردن این انجمن ندارید؟
من با شما در اینباره هم عقیدهام. من میپذیرم که ما باید در حوزه آموزش خانوادهها و هشدار پدر و مادر فعالتر باشیم. مادر اولین کسی است که اگر باهوش باشد باید در خانواده مسألهای برای فرزندش به وجود آمد، متوجه شود. این آموزشها باید ویژه باشد. مثلا مسائل ازدواج را نمیتوان در کتابهای درسی دختران و پسران آورد؟ در کجای دنیا چنین اتفاقی میافتد؟ بعضی از آموزشها در آستانه ازدواج است و جایش در دبیرستانها نیست. مثلا در بعضی کشورها، کسانی که میخواهند ازدواج کنند باید یک دوره آموزشی ۱۵ ساعته را بگذرانند و بعد گواهی ازدواج میگیرند ولی این آموزشها در حال حاضر در کشور ما به صورت شکلی در آمده.
که همین آموزشهای شکلی هم حالا درحال کمرنگ شدن است یا در مجلس حرف از حذف آن است.
به هرحال جای این آموزشها در مدرسه نیست و باید فکر دیگری برای آن کرد. اینها آموزش خانواده میخواهد. من هم موافقم که فعالیتهای انجمن اولیا و مربیان به جمع کردن کمک مالی محدود شده در حالی که دادن این آموزشها به خانوادهها، وظیفه آن است. مثلا شما ببینید چرا این اتفاق آزار و اذیت جنسی در مدرسه علوی و رفاه نیفتاده؟ چون در این مدارس آموزش خانوادهها به صورت پایه به پایه وجود دارد. ما در این زمینه ضعف داریم و نیازمند توسعه آموزشی هستیم. من قبول دارم که ما باید آموزش را به ویژه در دوره ابتدایی بین خانوادهها ببریم و مسائل مربوط به حق بدن و بلوغ را به آنها آموزش دهیم تا به بچهها منتقل کنند. در فرهنگ ما که فرهنگ دینی است و افراد مختلفی دراینباره تصمیم میگیرند، موضوع باید سنجیده شود. مثلا نمیشود وزارت بهداشت جزوهای را منتشر کند و بگوید بچهها باید آن را بخوانند، چون با ۱۰ جای دیگر باید هماهنگ شود.
اینطور هم که به نظر میرسد این هماهنگیها بسیار سخت است و شاید هیچوقت اتفاق نیفتد.
نمی توان به این اندازه هم ناامید بود.
خب اگر اینطور است چرا جزوههای پیشگیری از ابتلا به ایدز، دوباره به مدارس برنمیگردند؟
من با آن جزوهها مخالف بودم. آموزش، تبلیغات نیست که برایش جزوه چاپ و پخش کنیم. من میگویم که اگر این آموزشها حساب شده نباشد ممکن است خطاهای جنسی را به دانشآموزان آموزش هم بدهد و تولید خطا کند.
ولی در همه این سالها به دلیل همین آموزشهایی که به بچهها داده نشد و پنهانکاری شد، خیلیها بیشتر دچار خطا شدند و موقع ازدواجشان مشکل پیدا کردند. خب چرا وقتی فعالان اجتماعی زیادی وجود دارند که اعلام میکنند بهطور رایگان به بچهها آموزش میدهند، چرا این آموزشها وجود نداشته باشد؟
من معتقدم در این حوزه علاوه بر آموزش خانوادهها باید در دانشگاه فرهنگیان و کتابهای درسی و متون آموزشی و پرورشی تجدیدنظر جدی درباره مسائل روز کنیم.
سالهاست که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و دولت موظف است مفاد آن را به بچهها آموزش دهد. فکر نمیکنید دیگر وقت آن است که این اتفاق در ایران بیفتد؟
بله موافقم. کنوانسیون حقوق کودک در پیشنویس منشور حقوق شهروندی و دانشآموزی آمده و در سه قسمت حقوق اساسی، آموزش و حمایتی این مسائل مطرح شده است.
منتقدان معتقدند سالهاست که فعالیت معلمان پرورشی نمایشی شده و کارآیی چندانی در مدارس ندارند. آیا برای به روز کردن اطلاعات آنها و کارآمدترکردنشان برنامهای ندارید؟
بله، محور برنامه سال ۹۳ ما پرورش است و راه آن هم بهروزرسانی اطلاعات معلمان پرورشی و مشاوران است.
درباره آموزش مسائل جنسی به آنها هم برنامهای دارید؟
بله ولی به معلمان پرورشیای که مادر یا پدر باشند، این آموزشها را میدهیم نه کسانی که مجردند. اشکال ما این است که آدمهایی به این آموزشها وارد میشوند که خودشان متوجه این مسائل نیستند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خدایا تو شاهدی که در هر طبقه شغلی این جور چیزها هست پس نباید با یک چوب به همه تازید
آموزش و پرورشی که مسلما ًموقع استخدام بدون پارتی نمی شود رفت تو !!!!!!!!!!!!!!!
کجا باید پناه برد دیگر جای نمانده!!!!!!
برای ایرانی جماعت تاسف داره
توی قران که از طرف خدا اومده به روشنی اینگونه مواردو بیان میکنه - حالا ما با این افکارمون .
سلام. بنده هر روز هنگام عبور از مقابل مدرسه راهنمایی، میدیدم که "بابای مدرسه" ،سرایدار، صبحها به استقبال بچه ها میومد. با اونا دست میداد و به داخل میفرستاد. یه روز صبح دیدم این دست دادن خیلی هم ساده نیست و حتی یه حرکت زشت دیدم. خیلی عجله داشتم. اما نتونستم طاقت بیارم و چند قدم که رد شدم مجدداً برگشتم طوری که ممکن بود درگیر بشم با یارو. ولی خودم رو کنترل کردم و تذکر شدیدی به طرف دادم و گفتم اگر یک بار دیگه ببینم حتی با بچه ها مصافحه میکنی گزارش مبسوط میدم و پیگیری میکنم. طرف اول انکار کرد ولی ازش که دور شدم داد زد که چشم دیگه تکرار نمیکنم و حداقل دیگه تو خیابون ندیدم حرکتی بکنه اما !!!! آموزش لازمه. کم یا زیاد و کیفیتش رو متخصصان باید تعیین بکنند. کودک و نوجوان باید بدانند از چه موقعیتهایی دوری کنند. باید بدانند خطراتی آنها را تهدید می کند. باید چنین اتفاقات فاجعه باری به حداقل برسد. فکر میکنم قربانی این اتفاقات نیز در آینده برای اجتماع مشکل ایجاد می کند.
به نظر من شما باید گزارش بدی این طور موارد با تهدید جواب نمیگیره و ماها در جایگاهی نیستیم که بخوایم خودمون حکم بدیم و خودمون حکم رو اجرا کنیم. از کجا معلوم که حرفتو گوش کرده باشه؟ شاید اقدام علنی ش رو کنار گذاشته !!!! خدا همه رو به راه راست هدایت کنه
خداوکیلی ما بچه هایمان را دست چه کسانی میدهیم. این آقای به اصطلاح معاون وزییر از بدیهیات آموزش و پرورش هم آگاهی ندارد. خدا عاقبت ما و بچه هایمان را با این مسئولان دلسوز بخیر کند.
چرا وقتی درمورد حجاب حرف می زنید یک مورد بدخحابی هم ننگ است اما وقتی پای چنین مسائل حساسی پیش می اید انسان جایزالخطا می شود؟
اقای کفاش اگر فرزند خودت هم بود اینچنین خونسرد بودید با چه پاک کنی ذهن اون کودکانی که مسموم شده. متاسفانه .میشود پاک کرد متاسفم .
هیس!!!! پسرها فریاد نمی زنند!!!!!!
آقای معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزشوپرورش
اگه برای بچه های خودت یا فامیلتون هم این اتفاق بیوفته اونوقت بازم از رسانه ای نشدنش حرف می زنی؟!
آقای محترم اگر رسانه ای نشه که وضع همینی که هست میمونه یا بدتر میشه.
حداقل [انواده ها باید بدونن اطرافشون چه خبره
من از حرف این آقای معاون سر درنمیارم. یعنی دارن می گن آسیب آموزش از آسیب یه همچین فجایعی کمتره؟! یعنی ایشون متوجه نیستن زمانه ای شده که اکثرا میرن کارهای از دید ایشون خطا رو انجام می دن ولی بدون اطلاع! اگه آموزش ببینن که ازشون سوء استفاده نشه و یا آسیب نبینن و ایدز نگیرن بهتر نیست؟!!!!
جناب مسئول
اگه اینگونه که شما میگید درست باشه
پس چرا علی (ع) آن قضیه مربوط به پیرزن یهودی را رسانه ای کرد و جمله مشهورش را بیان داشت؟ آیا برای او پنهان کردن مهم بود یا حق کسی را ستاندن آن هم علنا و آشکارا آنگونه که تمام افراد جامعه و حتی دشمنانش که در حکومت شام مستقر بودند باخبر شوند
رسانه ها قلب تپنده جامعه در مبارزه با فساد است هر کسی که جلوی آن را میگیرد سهمی در آن خواهد داشت
چراکه آن را که حساب پاک است از محاصبه چه باک است
وس بگذارید از دولت شما این کار نیکو به تمامی اجرا شود تا ریشه فساد برکنده شد و افراد فاسد در امان نباشند
سلام جالب چشم شما روشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند سال قبل در دانشگاه زنجان یک مورد منکراتی شاهد بودیم چه شد کسانی که افشاگری کرده بودند محکوم شدند فرد متجاوز ترفیع گرفت اکنون باید گفت خانه ازپایبست ویران است خواجه در عجب نقش ایوان است .یک دلواپس
وقتي معلم اين مسائل را دركلاس درس مي خواهد توضيح دهد فوري بخش حراست وارد عمل شده و اين معلم را تاحد تبعيد پيش مي برد
مدير مي خواهد اطلاع رساني كند فوري بركنارش مي كنند كه محال است در كشور اسلامي وآموزش و پرورش چنين اتفاقي بيفتد
اين دو معاون دو شيطان صفت هستند در جلد معلم
ظاهرا خود آقای معاون هم چندان ناراحت نیست که اینطوری جواب میدهد شاید در کودکی خود او هم نقاط تاریکی باشد که ما خبر نداریم که این موضوع برایش خیلی عادی است .
کار از این حرفها گذشته حجاب و عفاف را بچسبید اینگونه موارد در دنیا عادیست ولی مسئله اصلی حجاب است
با سلام
باید خانواده ومدرسه هردو هوشیار باشند بخصوص 1- بچه ها رادر هر سنی در کوچه برای بازی رها نکنند مخصوصا" در تابستان که والدین در خوابند-2- مواظب راننده سرویس مدارس فرزندانشان باشند3- مواظب رفتارهای همکلاسی بچه هایشان باشند که اغفال نشوند-4- مواظب هم سرویسی فرزندانشان باشند تا با همدستی راننده و دانش آموز فریب خورده بقیه دانش آموزان را در تور خود گرفار نکنند5- مواظب فضای کلاسهای خصوصی و تقویتی وکنکور در مراکز اموزشی باشند6- حتی المقدور خود والدین بچه ها را به مدرسه ببرند و بیاورند7- مواظب بچه ها در مراکز ورزشی و یا تفریحی باشید که بعضی از انها در این مراکز اغفال و به مدرسه تسریع پیدا می کند8- بچه ها در سنین مختلف کنجکاو رفتارهای جنسی والدین هستند لذا خیلی باید مراقب باشید تا رفتارهای شما را مشاهده نکنند9- در معرض بچه ها از طفولیت رفتارهای جنسی نکنند10- در مراکز آموزشی کنترل نشده و آموزش ندیده بچه ها همراه خود تلفن همراه و یا لوح فشرده ویا حافظه(فلش مموری) داشته باشند11- جدا" از دیدن ماهواره خودداری نمایید چون رفتارهای جنسی در ماهواره ها هم دانش آموزان را تحریک می کند و هم فضای فرهنگی کشور را12- سرویسهای بهداشتی مدارس بیشتر کنترل شود13- مراقب دوستان فرزندانتان باشید14- مواد غذایی شیرین بچه ها را تحریک می کند از خوردن بی رویه آن توسط بچه ها خودداری شود15- از نظر پرورشی و فکری خانواده ها بیش از این که بفکر پول دراوردن باشند بفکر تربیت فرزندانتان باشید خلاصه اینکه همه باید کمک کنند تا این مخاطرات به حداقل برسد و امیدوار باشیم از نظر فضا برای بچه هامان امنیت حداکثری ایجاد کنیم زیرا خانواده ها هم بی تقصیر نیستند.
تاسف بار این است که معلمانی که به ارتکاب این اعمال کثیف در گذشته محکوم شده بودند با تصمیم هیات عالی نظارت بر امر رسیدگی به تخلفات اداری بعضا" به خدمت ادامه دادند .
واقعا از آرامش این آقای معاون شگفت زده شدم فکر کنم آمار خیلی بیشتر از اینهاست که اینقدر عادی برخورد می کنه واقعا گناه این بجه ها چیه که تو مملکتی به دنیا اومدن که هنوز مسئولانش افکار 300 سال پیش رو دارند بابا دنیا تغییر کرده چرا نمی خواهید قبول کنید مسائل مربوط به خطرات ایدز و سوء استفاده های جنسی رو باید مدرسه در کنار خانواده آموزش بده تورو خدا یه کمی در مورد آموزشهای اجتماعی تحقیق کنید .
فسادخانه ومدرسه و ٠٠٠نميشناسد بطوريكه ما در مدارس دانش اموزانى راداشتيم كه به انها توسط پدرشان تجاوز مى شد يعنى نمى توانيم موردى را به كل تعميم دهيم واين فقط مربوط به كشور ما نمى شود بلكه در همه دنيا وجود دارد فقط اميدوارم مسئولين بدترين وشديد ترين مجازات را براى چنين مجرمانى در نظر بگيرند تا درس عبرت شود
چرا اسم مدرسه رو اعلام نمیکنید؟ چرا اموزش و پرورش اون مدرسه رو منحل نمیکنه تا کسی جرات نکنه از این غلطها بکنه.بعد کدوم تحقیق وقتی مجبوری به خاطر قانون محدوده هر مدرسه اشغالی بچتو ثبت نام کنی.غیر انتفاعی هم که خون پدرشونو میگیرن.مقصر اصلی و تام این قضایای اموزش و پرورش هست و بس.
سر تا پای اموزش وپرورش ایراده معلمی با 29 سال سابقه در مدرسه درس می ده (دیفرانسیل )که به اندازه یک محصل هم اطلاعات نداره شکایت کردیم بازرس رو عین مرده شست مجموع قبولی دانش اموزانش در سال به اندازه انگشت دو دست نیست وبا کمال شجاعت میگه دلم نمیخواد درس بدم همه جا رفتیم نتیجه نداد مدیر مدرسه بزور پول میگیره وبین خودشون تقسیم میکنن به اسم عمرانی کلاس در نداره ناظم با دانش اموزان خاص حتی درحد گرفتن نمره همکاری داره معلمین علنا به دانش اموزا میگن باید برن کلاس خصوصی وقتی به اموزش پرورش زنگ میزنیم با مسخره ما رو از سرشون باز میکنن حتی در مورد پول گرفتن ما رو توجیه میکنن وهمه مدارس دولتی اینجوریه نتیجه اش میشه شهر بی کلانتر وکسی که نونشو حرام میخوره نهایتا از این بی صاحب بودن در اشکال مختلف سو استفاده میکنه چون چهار چوب وشیرازه امور دیگه تودست مسئولین اموزش وپرورش نیست معلمی که درس دادن رو وظیفه خودش نمیدونه میتونه فاسد هم باشه
اینجا تهران است
صدای جمهوری اسلامی ایران
همه چی آرومه
ما هم کاملا خوشحالیم
...واین آمریکاست که در حال اضمحلال ونابودیه
باید اعدامشون کنن
این بچه میدونید تا آخر عمرش این لحظه رو فراموش نمیکنه تو ذهنش میمونه خدا لعنتشووووووووووووووووووون کنه
اعدامشون کنییییییییییییییییید
تو بعضی از مدارس هست
ولى مى گن رسانه اى نشه
بچه بايد خودش مراقب باشه ؟؟؟؟
حالا اگر در روستاهای امریکا معلمی با دانش آموزش این کار را می کرد اخبار سراسری ما آنرا پوشش می داد
جاي بسيار بسيار تاسف است كه اينگونه كارهاي زشت و پليد به اماكن آموزشي و پرورشي آنهم توسط به اصطلاح مربيان آموزشي و پرورشي صورت مي پذيرد!!!!!
آقای کفاش می خواهید به بچه آموزش بدید که چی بشه؟؟! به معلم اموزش بدید که اگه از این غلطها بکنه باهاش برخورد میشه. مثلا این 2 معلم و بندازید تو قفس شیر
وای به روزی که بگندد نمک.
بخشی از آموزش علوم اجتماعی در مدارس را بخصوص در کلاسهای هفتم تا نهم ، حداقل به صورت غیر مکتوب و به صورت راهنمایی باید به دانش آوزان ارائه داد.
بفرما اینم از مدرسه خودمون بعد شماها همش برین بگین امریکا ایطور امریکا اوطور
آی گفتی اگه این اتفاق تو آمریکا افتاده بود یک هفته تو تمام کانالها اعلام می کردند و شبکه خبر دایم زیر نویس می کرد
وامصیبتااا
اكر نظام آموزشي و وضعيت مملكتي ايراد داره نبايد همه اين مسائل داخل خانواده حل بشه !!!
بايستي نظام آموزشي اصلاح و اينچنين مسائلي در مدرسه به دانش آموزان دختر و پسر آموزش داده بشه.
اول باید افرادی که مرتکب این کارها میشوند اعدام نکرد ، باید به آتش کشید ، باید سوزاند ، باید قطعه قطعه کرد . باید به دانش آموزان آموزش داد که چنانچا در معرض اینگونه موارد قرارگرفتند با تمام قدرت از حقوق خود دفاع و هیچ ترس و واهمه ای نداشته باشند ، داد بزننند، فریاد بزنند ، خود را به شیشه بکوبند . باید به بچه ها جرات دفاع داد ، جرات بحث داد . متاسفانه در دین ما برخی گفته ها است که اگر به انها گوش دهی حقت را میخورند ، مثلا احترام بیش از حد به معلم ، گوش فرادادن ، تسلیم محض شدن، روی حرف او خحرف نزدن ، مطیع محض بودن و ... باید به بچه ها آموخت مطیع و تسلیم بودن فقط در بحث وظیفه معلم است و بس در خارج از وظایف او فردی ظالم و بد است و باید به هیچ وجه تسلیم و مطیع او نبود .
آقای معاون عزیز کشورهای غربی نا مسلمانند و کیفیت کارهایشان به فرموده رهبر با ما فرق میکند در کشور اسلامی ما نباید کارهای حرام آنهم تجاوز به کودک دبستانی عادی تلقی شود.
اینو دیگه با اعدام موافقم
و از همه مهمتر افرادي كه به اين شكل مورد سوء استفاده قرار ميگيرن و بعضا هيچوقت هم كسي متوجه نميشه احتمالا ميشين همين آدمهايي كه تو استخر و مدرسه و ... از كودكان استفاده جنسي ميكنن.
يعني بعد از اين همه اتفاقات ناگواري كه بر اساس ناآگاهي در كشور رخ ميده هنوز هم يك عدهاي تو برخي زمينهها اعتقاد به پنهان كاري بخاطر مسائل فرهنگي و نميدونم مذهبي و... دارن چقدر بايد هزينه بديم تا بفهميم كه پنهان كاري تو خيلي مسائل جواب نميده. مثل همين آموزش درباره ايدز و نميدونم سوئ استفاده جنسي و...
من خودم یه بار از گیر معلم آزمایشگاهم در رفتم :D
آمار واقعی خیلی بیشتر از این حرفاست من خودم چند سال پیش که با مدارس همکاری داشتم از زبان مربی ها به راحتی این مسائل رو میشنیدم انگار که عادی شده دیگه!!!! واقعا جای تاسفه لحن صحبت کردن و آرامشی که توی کلمه هاشون هست.
من بعنوان یک معلم واقعا متاسفم دلم به درد امد نمی دانم چی بگم لحظه ای خودم را حتی برای یک ثانیه نمیتوانم جای ان پدر و مادر داغدار فرض کنم.2.اقای معاون وزیر از روی چه عرف و منطقی راهنمایی و رانندگی و تصادفات را بجای ان خطا های صورت گرفته تشبیه میکند.اقای معاون باید بدانی که کسی که تصادف میکند یک بی توجهی به علایم رانندگی است و شاید یک خواب الودگی و خستگی و نظایر اینها.اما تعرض و تجاوز با علم به اگاهی و دانایی ایا یک تصادف است؟
بیشینه فرهنگی ما کمتر از 10 سال است ، در عصر حجر زندگی میکنیم
اين موضوع قديمي تر از اين حرفاست يه نظر سنجي بكنيد تا عمق فاجعه مشخص شه من، همكلاسي خودم 15 سال قبل كه درسش خوب نبود يهو نمراتش عالي شد و يكي از بچه ها فهميد جريان چيه و چه جوري به سوالات دست پيدا ميكنه !!!(يكي از طرفند هاي معلمه) وقتي اطلاع داد كلا" به يه بهانه اخراج شد و جايگاه طرف هم محكمتر گرديد. البته شنيدم چندسال بعد آن معلم كه اتفاقا" خودش بچه هاش همسن ما بودند به درك واصل شد. مدرسه خيلي خوب و معروف
والدین باید در مورد چی تحقیق کنن ؟!!کودک ازاری ناظم مدرسه؟!!!این کارو و این حساسیت رو اموش و پرورش باید داشته باشه مدارس رو مجهز به دوربین کنه .بازرس مدارس رو مرتب کنترل کنه .در محیط کوچیک مدرسه نباید مدیر توجه کنه ببینه ناظم چی کار داره میکنه ؟!این اتفاق نشون میده مدیر مدرسه یه ادم بی مسئولیت بوده که حتی نمیدونسته بغل گوشش چی میگذره. اگه محیط مدرسه امن نباشه دیگه کجا برای یه بچه امنه؟!
فاجعه است بچت بره مدرسه و بعد بفهمی از طرف کسایی که مثلا پدر و مادر دومشن آزار جنسی دیده.
واقعا متاسفم..
سر ها تو برف صداتونم در نیاد هیچ اتفاقی هم نیفتاده ایرانی جایزالخطاست منفی هم ندید اینجا ایران است
خدا وكيلي همچين آدماي گرگ صفتي رو بايد محاكمه هم كرد ؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.