درباره حواشی فروش 25 میلیارد تومانی آثار هنری؛
آیا هنر فرشچیان به اندازه بازی یک فوتبالیست لیگ برتری نمیارزد؟!
عربستان به چند هنرمند مصری، تابعیت داده تا به نام کشور عربستان اثر هنری خلق کنند و به نام عربستان در بازارهای بین المللی عرضه کنند. از طرف دیگران خریداران سعودی به عنوان خریدار عمده این آثار در حراجیها حضور مییابند و با خرید برخی از این آثار، اقدام به بازارگرمی برای هنرمندان مملکتشان میکند تا هنر اجارهای عربستان را برجسته کنند؛ اما در کشور ما در مقابل هنر خالص ایرانی گارد گرفته میشود!


پس از رکوردشکنی پنجمین حراج تهران و فروش 25 میلیاردتومانی آثار هنری در تهران، موضعگیریهایی در نقد برگزاری چنین حراجهای هنری انجام شد و چنین به نظر آمد که برگزاری این حراج یک اتفاق تلخ برای کشور است؛ اما یک بررسی ساده نشان میدهد راه قدرتمند شدن هنر ایران از دل این حراجهاست و ایران از رقبای منطقهایاش نیز در این زمینه عقبتر است.
به گزارش «تابناک»، پنجمین حراج هنری تهران که سالیانه برگزار میشود، هفتم خردادماه با عرضه مجموعهای ارزشمند از آثار هنری کشورمان همراه بود و در نهایت مجموعاً 25 میلیارد تومان فروش داشت که البته هرچند یک رکورد در سطح ملی به شمار می رود، در سطح بینالمللی با رقم 7.4 میلیون دلاری، کوچکترین حراج هنری بینالمللی محسوب میشود.
در خاورمیانه فعلاً آخرین حراج کریستیز دوبی، بالغ بر ده میلیون دلار فروش داشته و موقعیتی بهتر از حراج تهران دارد، ولی اگر حراج تهران با این شیب تند رشد کند، احتمالاً به زودی نه تنها رقبای منطقهاش را پشت سر میگذارد، بلکه در سطح بینالمللی نیز جزو حراجهای معتبر خواهد بود که سیل مجموعه داران بینالمللی و حتی گردشگران هنری را به ایران سرازیر میکند.
با طرح این شرایط، برای بسیاری این پرسش مطرح میشود که اساساً چرا باید در کشوری چون ایران، حراجی هنری به این شکل برگزار شود و تابلوهایی نظیر تابلوهایی با قیمت های 3 میلیاردی (سهراب سپهری) و 1.2 میلیاردی (محمود فرشچیان) عرضه شود؟ آیا اساساً چنین فضایی در کشوری که این تعداد فقیر دارد، قابل تحمل است و آیا این اشرافیگری نیست؟!
برای پاسخ به این پرسش از سادهترین پاسخها باید شروع کرد و آن هم اینکه، اگر یک سرمایه دار به جای خرید پورشه و مازراتی یا خانه های چندده میلیاردی در تهران و لندن، سرمایهاش را صرف خرید آثار هنری کرده و در این بخش سرمایه گذاری کند، یک اتفاق مهم در چرخه اقتصاد ایران رخ داده و آن هم استفاده بهینه از این سرمایهها برای حمایت و تقویت هنر این سرزمین است.

هرچند گروهی از هنرمندانی که آثارشان در حراج تهران عرضه شده، بدرود حیات گفتهاند، بسیاری از ایشان زنده هستند؛ بنابراین، چه اشکالی دارد که یک تابلوی هنرمند زنده ما 200 یا 500 میلیون تومان و حتی بیشتر عرضه شود؟ اگرچه قدر و منزلت هنر را نمیتوان با پول خریداری کرد، اگر این هنر را بیارزش جلوه داد، به هنرمند این مملکت توهین شده است
چگونه در لیگ برتر فوتبال ایران، برای پا به توپ زدنهای بیحاصل که عمدتاً تأثیر عمیقی نیز در کشور ندارد، به بازیکنان فوتبال تا 1.5 میلیارد تومان پرداخت میشود و هیچ اعتراضی نمیشود؛ اما وقتی تابلوی مینیاتور ارزشمند فرشچیان ـ که همیشه ماندگار خواهد بود ـ 1.2 میلیارد تومان در حراج تهران به فروش میرسد، اسباب نگرانی برخی را فراهم میسازد؟ آیا هنر فرشچیان به اندازه بازی یک فوتبالیست لیگ برتری نمیارزد؟!
از سوی دیگر باید توجه داشت که قدرت هنر یک کشور در دوران کنونی ـ بخواهیم یا نخواهیم ـ با ارزش مادی آثار هنری یک کشور و همچنین سرمایه گذاری که در این عرصه صورت میپذیرد، سنجش میشود. یکی از دلایلی که بسیاری از هنرمندان برجسته ایرانی نظیر کمال الملک در سطح بین المللی شناخته نیستند، عدم عرضه آثارشان -که برخی از آنها در اختیار مجموعه داران خصوصی است- در سطح بینالمللی است و واقعیت این است که آثار سهراب سپهری یا فرهاد مشیری از آثار کمال الملک در حراجهای بین المللی شناختهشدهترند، چون بارها عرضه شدهاند.
در واقع سوای اینکه اثر هنری چه ویژگیهای زیبایی شناسی داشته باشد، هنری امروز مورد توجه قرار میگیرد که ارزش مادی بیشتری داشته باشد؛ بنابراین، عربستان به چند هنرمند مصری، تابعیت داده تا به نام کشور عربستان اثر هنری خلق و به نام عربستان در بازارهای بین المللی عرضه کنند. از طرف دیگر، خریداران سعودی به عنوان خریدار عمده این آثار در حراجیها حضور مییابند و با خرید برخی از این آثار، اقدام به بازارگرمی برای هنرمندان مملکتشان میکند تا هنر اجارهای عربستان را برجسته کنند اما در کشور ما در مقابل هنر خالص ایرانی چنین گارد گرفته میشود!
البته سرمایه گذاری مالی در حوزه هنر علاوه بر آنکه به اقتصاد ضعیف هنرهای تجسمی ایران کمک جدی کرده و نسل تازه هنرمندان در حال عرضه آثارشان هستند، باید به عنوان یک سرمایه و پشتوانه مالی نیز مورد توجه قرار گیرد. بخشی از پشتوانه مالی سوییس تابلوهای هنری هستند که در اختیار دولت این کشور هستند و همین کشور قطر که در تمامی حوزههای هنری سرمایه گذاری کلانی را آغاز کرده، تابلوی «کی ازدواج خواهی کرد؟ / When Will You Marry» پل گوگن را به ارزش سیصد میلیون دلار خریده که عنوان اولین یا دومین اثر هنری (محل اختلاف است) گرانقیمت جهان را در اختیار دارد!
سوای ابعاد مالی و توجه به افزایش قیمت مادی آثار هنری ایرانی، باید به تقویت نگاه جهانیان به این ارزش ذاتی هنر ایرانی، توجه داشت. جدای اینکه خالق بسیاری از این آثار چه کسانی هستند، اصل بسیاری از این آثار جنبههای ایرانی و اسلامی بسیار پررنگی دارد و به عنوان نمونه آثار محمداحصایی و نصرالله افجهای قابل اشاره است که در حراجهای بین المللی نیز با قیمتهای قابل توجهی خرید و فروش میشود.
طبیعتاً اگر این هنرمند اسلامی و ایرانی امثال احصایی و افجعهای صادر شود و در گالریهای معتبر جهان در نیویورک و لندن و پاریش به نمایش درآید، این نفوذ فرهنگی است که تحقق یافته است. اندکی در آنچه در هنر ایران در حال رقم خوردن است، تدبر کنیم و عمق اتفاقی که تازه آغاز شده را تماشا کنیم؛ بنابراین دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، اگر بخواهیم هنر ایران در جهان دیده شود، باید قیمت این آثار افزایش یابد و این امکان اکنون در حراج تهران فراهم شده است. حراج هنری تهران، دریچه نفوذ ایران به بالاترین سطح هنر جهان است؛ البته اگر این دریچه باز بماند.
به گزارش «تابناک»، پنجمین حراج هنری تهران که سالیانه برگزار میشود، هفتم خردادماه با عرضه مجموعهای ارزشمند از آثار هنری کشورمان همراه بود و در نهایت مجموعاً 25 میلیارد تومان فروش داشت که البته هرچند یک رکورد در سطح ملی به شمار می رود، در سطح بینالمللی با رقم 7.4 میلیون دلاری، کوچکترین حراج هنری بینالمللی محسوب میشود.
در خاورمیانه فعلاً آخرین حراج کریستیز دوبی، بالغ بر ده میلیون دلار فروش داشته و موقعیتی بهتر از حراج تهران دارد، ولی اگر حراج تهران با این شیب تند رشد کند، احتمالاً به زودی نه تنها رقبای منطقهاش را پشت سر میگذارد، بلکه در سطح بینالمللی نیز جزو حراجهای معتبر خواهد بود که سیل مجموعه داران بینالمللی و حتی گردشگران هنری را به ایران سرازیر میکند.
با طرح این شرایط، برای بسیاری این پرسش مطرح میشود که اساساً چرا باید در کشوری چون ایران، حراجی هنری به این شکل برگزار شود و تابلوهایی نظیر تابلوهایی با قیمت های 3 میلیاردی (سهراب سپهری) و 1.2 میلیاردی (محمود فرشچیان) عرضه شود؟ آیا اساساً چنین فضایی در کشوری که این تعداد فقیر دارد، قابل تحمل است و آیا این اشرافیگری نیست؟!
برای پاسخ به این پرسش از سادهترین پاسخها باید شروع کرد و آن هم اینکه، اگر یک سرمایه دار به جای خرید پورشه و مازراتی یا خانه های چندده میلیاردی در تهران و لندن، سرمایهاش را صرف خرید آثار هنری کرده و در این بخش سرمایه گذاری کند، یک اتفاق مهم در چرخه اقتصاد ایران رخ داده و آن هم استفاده بهینه از این سرمایهها برای حمایت و تقویت هنر این سرزمین است.

هرچند گروهی از هنرمندانی که آثارشان در حراج تهران عرضه شده، بدرود حیات گفتهاند، بسیاری از ایشان زنده هستند؛ بنابراین، چه اشکالی دارد که یک تابلوی هنرمند زنده ما 200 یا 500 میلیون تومان و حتی بیشتر عرضه شود؟ اگرچه قدر و منزلت هنر را نمیتوان با پول خریداری کرد، اگر این هنر را بیارزش جلوه داد، به هنرمند این مملکت توهین شده است
چگونه در لیگ برتر فوتبال ایران، برای پا به توپ زدنهای بیحاصل که عمدتاً تأثیر عمیقی نیز در کشور ندارد، به بازیکنان فوتبال تا 1.5 میلیارد تومان پرداخت میشود و هیچ اعتراضی نمیشود؛ اما وقتی تابلوی مینیاتور ارزشمند فرشچیان ـ که همیشه ماندگار خواهد بود ـ 1.2 میلیارد تومان در حراج تهران به فروش میرسد، اسباب نگرانی برخی را فراهم میسازد؟ آیا هنر فرشچیان به اندازه بازی یک فوتبالیست لیگ برتری نمیارزد؟!
از سوی دیگر باید توجه داشت که قدرت هنر یک کشور در دوران کنونی ـ بخواهیم یا نخواهیم ـ با ارزش مادی آثار هنری یک کشور و همچنین سرمایه گذاری که در این عرصه صورت میپذیرد، سنجش میشود. یکی از دلایلی که بسیاری از هنرمندان برجسته ایرانی نظیر کمال الملک در سطح بین المللی شناخته نیستند، عدم عرضه آثارشان -که برخی از آنها در اختیار مجموعه داران خصوصی است- در سطح بینالمللی است و واقعیت این است که آثار سهراب سپهری یا فرهاد مشیری از آثار کمال الملک در حراجهای بین المللی شناختهشدهترند، چون بارها عرضه شدهاند.
در واقع سوای اینکه اثر هنری چه ویژگیهای زیبایی شناسی داشته باشد، هنری امروز مورد توجه قرار میگیرد که ارزش مادی بیشتری داشته باشد؛ بنابراین، عربستان به چند هنرمند مصری، تابعیت داده تا به نام کشور عربستان اثر هنری خلق و به نام عربستان در بازارهای بین المللی عرضه کنند. از طرف دیگر، خریداران سعودی به عنوان خریدار عمده این آثار در حراجیها حضور مییابند و با خرید برخی از این آثار، اقدام به بازارگرمی برای هنرمندان مملکتشان میکند تا هنر اجارهای عربستان را برجسته کنند اما در کشور ما در مقابل هنر خالص ایرانی چنین گارد گرفته میشود!
البته سرمایه گذاری مالی در حوزه هنر علاوه بر آنکه به اقتصاد ضعیف هنرهای تجسمی ایران کمک جدی کرده و نسل تازه هنرمندان در حال عرضه آثارشان هستند، باید به عنوان یک سرمایه و پشتوانه مالی نیز مورد توجه قرار گیرد. بخشی از پشتوانه مالی سوییس تابلوهای هنری هستند که در اختیار دولت این کشور هستند و همین کشور قطر که در تمامی حوزههای هنری سرمایه گذاری کلانی را آغاز کرده، تابلوی «کی ازدواج خواهی کرد؟ / When Will You Marry» پل گوگن را به ارزش سیصد میلیون دلار خریده که عنوان اولین یا دومین اثر هنری (محل اختلاف است) گرانقیمت جهان را در اختیار دارد!
سوای ابعاد مالی و توجه به افزایش قیمت مادی آثار هنری ایرانی، باید به تقویت نگاه جهانیان به این ارزش ذاتی هنر ایرانی، توجه داشت. جدای اینکه خالق بسیاری از این آثار چه کسانی هستند، اصل بسیاری از این آثار جنبههای ایرانی و اسلامی بسیار پررنگی دارد و به عنوان نمونه آثار محمداحصایی و نصرالله افجهای قابل اشاره است که در حراجهای بین المللی نیز با قیمتهای قابل توجهی خرید و فروش میشود.
طبیعتاً اگر این هنرمند اسلامی و ایرانی امثال احصایی و افجعهای صادر شود و در گالریهای معتبر جهان در نیویورک و لندن و پاریش به نمایش درآید، این نفوذ فرهنگی است که تحقق یافته است. اندکی در آنچه در هنر ایران در حال رقم خوردن است، تدبر کنیم و عمق اتفاقی که تازه آغاز شده را تماشا کنیم؛ بنابراین دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، اگر بخواهیم هنر ایران در جهان دیده شود، باید قیمت این آثار افزایش یابد و این امکان اکنون در حراج تهران فراهم شده است. حراج هنری تهران، دریچه نفوذ ایران به بالاترین سطح هنر جهان است؛ البته اگر این دریچه باز بماند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هنرمندی مثل آقای فرشچیان تکرار نشدنی است. نام ایران به افتخار عزیزان هنرمندش درخشان می ماند. تاج هنر بر سر صاحبش همیشگی است.
سهراب سپهری شاعر خوبیه ولی انصافا آخه نقاشیاش چیه که اونقدر بیارزه؟! اونم در قیاس با آثار استاد فرشچیان!؟!؟
بحث بسیار عمیقیه ارزش هنر...
من شخصا" طرفدار هنرم و از آثار هنری لذت میبرم... امّا واقعا این هزینه برای یک تابلوی نقاشی معقول، منصفانه و عادلانه اس؟
خلق یک اثر هنری چ چیزی رو عاید انسان و بشریت میکنه که چنین هزینه ای بابتش صرف بشه؟
توپ زدن یک فوتبالیست چ چیزی رو؟
کمک به درمان بیماری های مختلف چطور؟
زحمات قشر کارگر چطور؟
شخصا" موافق این هزینه های گزاف نیستم... متاسفانه گردش مالی جهان عادلانه نیست.
کسانیکه محالفت میورزند اصولا درکی از هنر واهمیت آن ندارندومتحجر وقشری هستند که فقط یک بعداز یک پدیده چند بعدی را میبینند
یک فوتببالیست کلی عرق ریخته و زمت کشیده تا به اینجا رسیده! شما اگر تو عمرت یکببار ورزش کرده بودی این رف رو نمیزدی
خیلی خیلی زحمت کشیدن الهی مادرشون براشون پر پر شه
براى سلامتى وطول عمر استاد فرشچيان دعا كنيم اثار ايشان در اماكن مقدسه رادرنظر بگيريد فقط همان اثر عصر عاشورا را ببينيدگرچه اين اثر ديگر متعلق به ايشان نيست وايشان خالق ان است واثر متعلق به همه شيعيان وچه بسا همه مسلمانان وخصوصا عاشقان امام حسين ع وشهداى كربلا ميباشد فيضش به اقاى فرشچيان تعلق دارد مثل شعر على اى هماى رحمت مرحوم استاد شهريار
توجه به آثار هنری بخصوص نقاشی جهانی است اگر در تهران حراج نباشد میروند دبی و سودش میرود بجیب آنها . تابلو های فرشچیان پیاده کردن تکنیک است نه خلاقبت هنری اگر امضای ایشان نباشد قیمتی ندارد .
بايد در تمام زمينه هاى هنرى و عتيقه بخصوص فرش و زيرخاكى هر سال حراجيها زياد راه انداخت
وقتی پای بازار و ارزشهای بین المللی را بمیان می آورید بهتر است همه قیمتها را با واحد دلار اعلام کنید. یک میلیارد ریال کجا و صدهزار دلار کجا؟!
به خیلی از دستمزدها اعتراض میشود
شما نمی خواهی ببینی، عزیزم.
حرفهای شما تا حدی درست و در بعضی جاها اشتباه هست ! وقتی وارد به برسی روند معروف و گران شدن آثار برخی هنرمندان بشوید ، مشاهده می کنید که یک حرکت تجاری و برند سازی چند ساله از سوی تاجران آثار هنری بر روی بعضی افراد و آثار خاص می شود و عملا سود اصلی این خرید و فروش ها هم بعد از چند سال صبر و سرمایه گذاری به جیب همان افراد می رود . یک نوع تجارت حساب شده و دقیق در پشت اسم هنر ...
البته این خاص ایران نیست ، همه جای جهان تقریبا همینطور هست
این حراج ها نباید فقط محدود به چند تا تابلوی رنگ و روغن خلاصه شود باید اشیاء عتیقه و زیرخاکی اسلحه های شکاری ماشین های لوکس و سایر زمینه ها را هم شامل شود
هنر فرمالیستی چه ارزشی دارد؟
هنر باید بیان دردهای اجتماع باشد
ضمنا نقاشی های ابر و باد استاد فرشچیان ملال آور شده است
تو تابلو فرشچیان را نخر!
هنوز خیلی زوده شما در این باره نظر بدی کودکم
لعنت بر این دنیای سرمایه داری که در آن پول حرف اول و آخر را می زند
پول یعنی لجن
بهتره معنی واقعی پول رو بدونی
ضمن اينكه هنر هم مي تواند هميشه سفير صلح باشد و دوستي،و جشنواره ها جايي براي نزديكي عقايد،
هنر،هنر است،ببينيد از هر هزار هنرمند يكي فرشچيان مي شود،و مهم طيفي است كه مخاطب آقاي فرشچيان است و همينطور تاثير ايشان با نشان دادن ادب و فرهنگ يا روش هاي ديگر هنري و سبك هاي مختلف،ضمن اينكه كسي سه ميليارد پول خانه زندگي اش را به عنوان فداكاري خرج هنر نمي كند و به فكر بيزنس است...
درست است. بزودی شاهد عرضه این اثار در حراجیهای بزرگ حارج از کشور خواهیم بود.
والله بنده از وقتی یادم میاد ارزش علم و هنر در این مملکت کمتر از ورزش بوده. اگه به هنری هم بها داده شده هنر چاپلوسی بوده. کاش اون ورزش هم سبب سلامت جسم و جان بود که نبود.
البته علم و دانش هم
گل گفتی تابناک
من اگر پول داشتم اثر استاد فرشچیان رو به دو برابر این قیمت میخریدم
به نظرم استاد فرشچیان بهتره بازنشست بشن.دیگه کافیه تکرار
هنرمند واقعی بازنشسته نمی شود !
پاسخ به علي12:57 و بقیه ناشناسان: این آقای ناشناس نظرش رو گفته به شما چه ربطی داره که توهین میکنید تو رو سنه نه هرکی نظرش رو میگه
یک نصیحت :
بیشتر اوقات نظر نده و بیشتر فکر کن!
نگران نباش شما هم روزی بزرگ خواهی شد. خواهی شد.
ایشون تنها هنرمندی هستن که نمایشگاه آثارشون تو استگاه فضایی بین المللی برپا شده اونوقت توی ... بازنشستگی براش صادر می کنی
خاک بر سر بی کفایتت بکنم .تو کشورای دیگه امثال فرشچیان رو رو سرشون میذارند
اصلا توميدوني استادفرشچيان كيه .يافكركردي فرشچيان تابلوفرشه يا...
دلایل خرید آثار هنری در غرب به قیمت بالا بحث مالیات و سود پایین بانکی هستش
وقتی می تونی تو دوسال 1 میلیارد رو بکنی 5 ملیارد چرا باید بری یه اثر هنری رو 500 میلیون بخری که خاک بخوره ؟؟؟؟
دوست باهوش من اولا قیاست قیاس درستی نیست
دوم اینکه تحلیل مالیت هم درست نیست چون تو ایران این رزش دارایی هاست که با افزایش تورم افزایش پیدا می کند نه خود پول. وقتی شما یک تابلو میخری همون هم با افزایش تورم قیمتش افزایش پیدا می کند.
در حال حاضر سود سرمایه در تولید حدود 12 درصد است ولی با 15 درصد تورم سود پول سالیانه به 27 می رسه البته تجارت بستگی به ضریب گردش سرمایه در سال داره.
به هر حال خرید تابلو هم یک نوع پس انداز سرمایه ای محسوب میشه که در حال حاضر از ملک و سایر چیزها بهتر هم هست.
من اصلا تخصصی در هنر ندارم ببخشید فقط خواستم جواب دوستمون رو بدم که از جانب یک آگاه اقتصادی داد سخن داده بود
چه ربطی داره؟؟؟
ربط نداشت
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.