مرور روزنامههای شنبه ششم خرداد
بدشانسیهای تاریخی قند و شکر در ایران / جامعه پرملال در جستوجوی شادی / الزامات به رسمیت نشناختن طالبان
فیلترشکنها و بازاری با صفرهای طلایی، رونمایی از موشک «خرمشهر»، از پریشانی در تیم قلیچداراوغلو تا دورخیز اردوغان برای پیروزی، پرواز مبهم ۴۸ تخته فرش تاریخی، اسناد غیر رسمی معضل اقتصاد ایران، اجرای توافق تبادل زندانی میان تهران و بروکسل، آرامش پرسپولیس و عطش استقلال برای فتح جام حذفی و تحولات تورمی کالاهای مصرفی، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز شنبه ششم خردادماه در حالی چاپ و منتشر شد که آزادی اسدالله اسدی و الیور واندکاستیل با اجرای توافقنامه انتقال محکومین بین ایران و بلژیک، فرشهای ناپدید شده سعدآباد کجاست؟ و رونمایی از موشک «خرمشهر» در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها وسرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
جامعه پرملال در جستوجوی شادی
علی ربیعی در بخشی از یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان جامعه پرملال در جستوجوی شادی نوشت: جامعه ایران، پس از رخت برکشیدن هژمونی جنگ تحمیلی و فشارهای اقتصادی و روانی و نگرانی بهجا مانده از آن، مدام در حال تجربه فراز و نشیبهایی از امید، نشاط، ناامیدی و غم اجتماعی است؛ بهطوریکه در سالهای اخیر، شرایطی پیش آمده که ملال و جستوجوی امید و شادی، بخشی از شیوه زندگی شده است. مدتهاست در این زمینه و با هدف فهم این روند، با افراد مختلف اعم از زن و مرد، نوجوان و بازنشسته و. به گفتگو نشستهام به طور تیتروار میتوانم برشمارم: در این خصوص هیچ ادعای علمی عمیقی نداشته و معتقدم هر کدام از این موارد نیازمند بررسیهای علمی جامعهشناختی و روانشناختی است.
۱- نداشتن سیاستگذاریهای معطوف به نشاط و شادی در جامعه، بهطوری که در هیچ یک از سیاستگذاریهای بالادستی برنامهریزیهای اجرایی آثاری از این نوع سیاستها دیده نمیشود (این امر به اندازهای مهم است که مفهوم «توسعه به مثابه شادی» در ادبیات توسعه مطرح هست).
۲- در سالهای متمادی، صدا و سیما، کمتر به تولید برنامههای شاد و نشاطآور پرداخته است. مجموع تولیدات فیلمهای سینمای ایران نیز حاکی از آن است که کمتر به مضامین شادیآور توجه شده و حتی سینمای روشنفکری ایران نیز در یک رابطه متقابل تاثیر و تاثر، از جامعه بیشتر براساس مضامین سیاسی و اجتماعی، اقدام به تولید فیلمهایی تلخ کرده است.
۳- نزاعهای سیاسی داخل کشور مدام پیامهای ناامیدکننده، کسالتآور و مأیوسکننده را به ذهن جامعه تزریق میکند.
۴- ادبیات سیاسی تولید شده در داخل مبتنی بر نفی دیگری بوده و در سیاست خارجی نیز نوعی تداوم حالت جنگی و هراس را متبادر ساخته است.
دو مقایسه نیز به حالت حرمان ذهنی افزوده است؛
۱) مقایسه نابرابری در داخل
۲) مقایسه عقب ماندن از جهان و به خصوص مقایسه پیشرفت همسایگان عقب مانده سالهای قبل با کشورمان.
۵- تداوم زندگی چندگانه و اجبار به زیست دو و یا حتی «چندرومآبانه» به لحاظ سیاستهای فرهنگی و اداری اعمال شده.
۶- فقر مداوم و سختی زندگی در سالهای اخیر
به خصوص با فشارهای تحریم به نحوی که تعادل روانی برای دستیابی به یک زندگی همراه با آرامش را در معرض تهدید قرار داده است (بیشتر مصاحبهشوندگان بر این امر تاکید داشتند).
۷- یکی دیگر از این عوامل، تشدید منفیخوانی در جامعه است. این امر، ناشی از آن است که سالهاست جامعه صداهای پرخاشگرانه، قطبیسازی و تنازعات بیهوده و فشارهای اجتماعی را در فضای رسانهای، سیاسی و اجتماعی در گوش خود دارد؛ لذا کماطمینانی، بیقراری، فقدان شادی سیستماتیک و ناامیدی از آینده، به این شرایط ملالآور دامن زده است.
بدون تردید، بخشی از علل روانی ناآرامیهای خیابانهای پاییزی را نیز میتوان با این نظریه تبیین کرد. ایجاد جامعهای با ثبات، تحولخواه و توسعهجو نیازمند مردمانی تلاشگر، امیدوار و معتقد به امکان تغییر برای داشتن شرایط بهتر است. جامعه امروز ایران نیازمند سیاستگذاریهای معطوف به شادی است. سیاستهای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای و حتی پیامهای عرصه سیاسی نیز باید از این امر پیروی کنند و گام اول، پایان دادن به علل پدیدآورنده چنین شرایطی است.
بدشانسیهای تاریخی قند و شکر در ایران
«جهانصنعت» طی یادداشتی در شماره امروز خود با تیتر بدشانسیهای تاریخی قند و شکر در ایران نوشت: - داستان تولید شکر در ایران از همان روزهای تولدش با صخره روسی روبهرو شد. روسها که میدیدند صادراتشان با تهدید روبهرو خواهد شد کاری کردند که خوردن شکر ایران که در کهریزک تولید میشد با بداقبالی روبهرو شد و شهروندان ایرانی آن را نجس میدانستند. در دهههای بعد، اما به این دلیل که رضا پهلوی از ابهت کارخانههای قند رضایت داشت ایران توانست تا پیش از انقلاب اسلامی دهها کارخانه در ایران تاسیس کند که با چغندر کار میکردند. در دهههای پس از ۱۳۲۰ که دولتها کوشش کردند کالاهای اساسی را در انحصار داشته باشند با تاسیس سازمان قند و شکر به این راهبرد دست یافتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی قند و شکر از نخستین گروه کالایی بود که برای توزیع آن کوپن درست شد. در همه سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولید شکر در ایران با رقابت واردات روبهرو شده و دولتهای گوناگون برای خرید محبوبیت در میان شهروندان به این کالا نگاه خاص داشته و ارز ارزان برای واردات اختصاص میدادند. در قانون برنامه سوم توسعه آزادسازی شکر در دستور کار قرار گرفت، اما دولت احمدینژاد داستان را گونه دیگری نوشت. واردات ۵/۲ میلیون تن شکر در سال ۱۳۸۵ پایههای تولید شکر در داخل را سست کرد، اما پایداری برخی از اعضای مجلس و تولیدکنندگان راه را برای بسته شدن کارخانهها بست. تا اینکه ایران در دولت روحانی به خوداتکایی در تولید شکر دست یافت و جشن شکر گرفته شد. با این همه دولتهای روحانی و همین الان دولت رییسی حاضر نیستند دستشان را از روی صنعت قند و شکر بردارند.
در گزارشی که انجمن صنفی کارخانههای قند و شکر تهیه کرده، آمده است: همین الان اگر فعالان و مدیران و صاحبان کارخانههای قند بخواهند برای سال زراعی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ برنامهریزی کنند با کدام دشواریها روبهرو هستند؟ چرا چنین است، چون این صنعت و این فعالیت از یکسو با هزاران کشاورز سروکار دارد که هرکدام به صورت جدا برای زمین خود برنامهریزی میکنند مگر اینکه اطمینان یابند محصولی که کشت میکنند بازار مناسب و قابل پیشبینیای دارد. فعالیت صنعت قند و شکر از سوی دیگر به تجارت و سیاستهای تجاری وابستگی دارد، زیرا بخشی از نیاز مصرفکنندگان باید از راه واردات به دست آید؛ بنابراین باید فعالان صنعت قند و شکر بدانند دولت برای ارز و تجارت چه برنامهای دارد.
الزامات به رسمیت نشناختن طالبان
روزنامه جمهوری اسلامی طی یادداشتی در شماره امروز الزامات به رسمیت نشناختن طالبان نوشت: با گذشت ۱۰ روز از اخطار رئیس جمهور رئیسی به حاکمان افغانستان در مورد حقابه ایران از هیرمند، هیات حاکمه خودخوانده طالبان که نزدیک دو سال است به صورت نامشروع بر افغانستان سلطه دارند در چند اقدام و سخن جداگانه پاسخ منفی به این اخطار دادهاند. رئیسالوزرای گروه طالبان با انتشار بیانیهای اعلام کرد هیرمند آب ندارد و دادن حقابه به ایران امکان پذیر نیست. عباس استنکزی، معاون سیاسی وزارت خارجه این گروه گفت: به کارشناسان ایرانی اجازه بازدید از سد کجکی را نمیدهیم. امیرخان متقی سرپرست وزارت خارجه طالبان هم با خواندن یک متن رسمی اعلام کرد افغانستان دچار خشکسالی است و هیرمند آبی ندارد که به ایران بدهیم. عجیبترین اظهارنظر در این موضوع سخن یکی از مقامات دولت خودخوانده طالبان است که گفت: در معاهده هیرمند چیزی درباره بازدید از سدهای افغانستان گفته نشده است!
هر یک از این موضعگیریها به صورت کاملاً روشن به مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام میکنند طالبان زیر بار دادن حقابه هیرمند به ایران نخواهد رفت. بگذریم از رژه موتورسواران طالبان که هر کدام از آنها یک دبه زردرنگ به همراه داشتند و تهران را تهدید میکردند و سخن یک فرمانده نظامی این گروه که گفت در مقابل هر ۱۰ لیتر آب که به ایران بدهیم ایران باید ۲۰ لیتر گازوئیل به ما بدهد! و همینطور سخنان تمسخرآمیز این فرمانده و سایر افراد وابسته به این گروه که، چون درخور سطح شعور خود موضع گرفتهاند و سخن گفتهاند، ارزش پاسخ دادن ندارند. آنکس که میگوید: «در معاهده هیرمند، چیزی درباره بازدید از سدهای افغانستان گفته نشده است» با این جمله کاملاً نشان میدهد هیچ درکی از روابط بینالملل و معاهدات و امور حقوقی ندارد. این سخن او پاسخی است به پیشنهاد مقامات ایرانی که خواستار سفر یک هیات فنی و کارشناسی ایرانی به هیرمند و سدهای منطقه در داخل افغانستان شدند تا صحت و سقم ادعای هیات حاکمه طالبان را بسنجند. رئیس جمهور رئیسی هم در ضمن اخطارش این نکته را مورد تاکید قرار داده بود که کارشناسان به منطقه بروند تا معلوم شود آب وجود دارد یا نه و براساس آن تشخیص عمل شود.
با توجه به اینکه تصاویر هوائی و فیلمهائی که توسط موسسات ایرانی و بینالمللی در اردیبهشت ماه از هیرمند و سد کمالخان و کجکی گرفته شده نشان میدهند آب به اندازه کافی وجود دارد، ادعای مقامات طالبان عاری از صحت است. سخن آن فرمانده طالبان که گفته است در برابر هر ۱۰ لیتر آب ۲۰ لیتر گازوئیل از ایران میگیریم نیز همین واقعیت را تایید میکند. امتناع طالبان از پذیرش سفر هیات کارشناسی ایرانی به هیرمند، هیچ مفهومی غیر از دروغ بودن ادعای این گروه ندارد.
آنچه در این میان بسیار مهم است، نوع برخورد مقامات جمهوری اسلامی ایران با این رفتار خصمانه طالبان است. آقای حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه کشورمان گفته است: «هیات حاکمه فعلی افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم و بر لزوم تشکیل دولت فراگیر در افغانستان تاکید داریم.» این سخن آقای وزیر امور خارجه لوازمی دارد که دولت جمهوری اسلامی تاکنون به آن پایبندی نشان نداده است. شما که حاکمیت طالبان را به رسمیت نمیشناسید، چرا سفارت افغانستان را به این گروه تحویل دادهاید؟ چرا نمایندگان طالبان را به جلسات رسمی دعوت میکنید و با آنها تعاملات رسمی دارید؟ این تناقض آشکار در سیاست خارجی بهیچوجه قابل قبول نیست. برداشت طالبان از این دوگانگی در گفتار و رفتار شما اینست که ایران را در موضع ضعف میپندارند در حالی که ما یک کشور قدرتمند هستیم و امثال طالبان عددی نیستند که اجازه باجخواهی از ما را پیدا کنند. ما با توسل به دیپلماسی شفاف میتوانیم این گروه یاغی را وادار به تمکین کنیم.
طالبان یک گروه تروریستی بدوی و متحجر است که حتی در میان مردم افغانستان نیز جایگاهی ندارد. جمهوری اسلامی ایران بدون آنکه نیازی به توسل به برخورد نظامی داشته باشد، میتواند با ابزارهای دیپلماسی و اقتصادی طالبان را تحت فشار قرار دهد و با فعالیتهای بینالمللی راه را برای شکلگیری دولت فراگیر در افغانستان همواره نماید. ایران با چنان دولتی میتواند به راحتی تفاهم و تعامل داشته باشد.
16
















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مرزها را ببندید آنها خودشان ملزم به قوانین و عهد نامه میشوند.
طالبان کاری نکن که از بارندگی در افغانستان جلوگیری کنیم آنموقع حاضر میشی یک میلیون بشکه آب در مقابل یک بشکه گاروییل بدی ،
ضمنا مرز ها را بروی شما می بندیم انموقع فقط پاکستان می ماند و حسابی شما را میدوشند تا آدم بشوید.
چهل سال به شما پناه دادیم و ای هم نمک نشناسی شما ، شما طالبانهای وحشی به مردم خود رحم نمی کنید.
اسرائیل گفته بود که جنگ های اینده بر سر آب خواهد بود. این هم شاهدش. بین ایان و افغانستان بر سر اب اختلاف جدی بوجود آمده است. سدهای ترکیه هم از آن طرف برای همسایگان مشکل شده است و..
سفارت افغانستان را از طالبان پس بگیرید معطل چی هستید
۱۴:۳۵
حسین تنگه بند رو میگی؟ نه خوشبختانه مشکلی نیست. چون ایشون تیترهایی که خودش میزنه رو هم فرداش فراموش میکنه و حرف مخالف قبلش رو میزنه!
باید ببینیم حسین آقا ناراحت نشن یه وقتی!
بد شانسي هاي تاريخي قند و شكر در ايران !
--------------
به نظرم قند ايراني از همان زمان حافظ هم بد شانسي داشته ، مگه نه حافظ گفته :
« زين قند پارسي كه به بنگاله مي رود » ! ...
-- حالا چرا قند ما به بنگلادش مي رفته ؟
-- نميدانم برادر ! اين را از خواجه حافظ بايد پرسيد !!
بنگالها چای خورهای حرفه ای هستند
عزیزم اینا از شادی چیزی نمی فهمند. تو این ایام دهه کرامت در مترو چند تاخانم چادری برنامه ای گذاشته بودند و جالب بود که تو این ایام نوار عزاداری پخش میکردند. در نیمه شعبان درتهرانسر گروهی از بسیجی ها مثلا برنامه گذاشته بودند. توی اون برنامه سرود فرمانده سلام و سرودهایی مثل شهید آرمان و.... پخش میکردند. مجری هم ی آدم بی حال و بی رمق بود. این برنامه ها را که همش از مرگ و کشتن صحبت می کرد رها کردم و اونجا را ترک کردم.
این شادی این اصولگراهاست.
دقیقاً همینطوره. برای شادی هم اشعار عزاداری می خونن
نتیجه به رسمیت نشناختن اونها اینه که نمیتونی قانونی ازش بخوای اصولی رو رعایت کنه. یا مرزهاش رو ببنده. یا باز کنه. یا هیچ چیز دیگه ای.اون هم تعهدی در قبالت نداره
دستگاه دیپلماسی خارجی این دولت اینقدر ضعیف و فشل عمل کرده که با 20 لیتری که معرف بمبهای انتحاری کنار جاده ای در افغانستان هست تهدیدمون میکنن، برادر حسین و رفقای کیهان نشین تحویل بگیرن، حضور چندین میلیون مهاجر قانونی و غیر قانونی افغان در ایران بزرگترین تهدید برا امنیت داخلی ایران در صورت برخورد نظامی با طالبان هست، اینام که به غیر از حرف زور حالیشون نیست،
برادر حسین! اینجور موارد رو معمولا نمیشنوند!!
پاسخ به لفاظی ها و لجن پراکنی های عمال و گماشتگان طالبان بدوی ابتدا باید با دیپلماسی قوی و حساب شده محقق گردد و در صورت جواب ندادن راهکارهای دیپلماتیک باید از الگوی سرباز وطن حاج قاسم سلیمانی استفاده کرد؛یعنی تدارک شرایط برای «اعلام پایان طالبان».فان حزب الله هم الغالبون
اطلاعات خود را در اینکه طالبان چگونه در پنج سال اخیر هر روز
قدرتمند تر شد را افزایش دهید
تشابهت قلوبهم ، مساله اینست که ایران دنباله روی سیاستهای روس و چین نسبت به طالبان است و مشابه مواضعی که در مساله حمله روسیه به اکراین اتخاذ کرده ، موضع مستقل و قاطعی در محکومیت طالبان اتخاذ نکرده است ، الحمدلله از مردم هم در اداره کشور هیچ نظرسنجی انجام نمی شود ، یک سفره ای پهن شده و هر کس بفکر بهره برداری بیشتر از آن است ...! اساسا هیچ قدمی در جهت منافع کشور بر نداشتن ، البته از دولتی که وزیر خارجه آن به زبان تسلط ندارد انتظاری بیش از این نمی رود .
با نویسنده مطلب موافقم ،یادمان نرفته است هنوز که طالبان به قدرت نرسیده بود ایران پذیرای یک هیئت طالبانی به میزبانی وزارت امور خارجه شد،، و هنوز یکماه از به قدرت رسیدن آنها نگذشته بود که استاندار خراسان رضوی را به همراه هیئتی روانه کابل کردند ،بنابراین طالبان چنین استنباط کرده است که ایران دستش زیر سنگ است،
آقای وزیر امور خارجه نه اینکه می فرمائید طالبان را به رسمیت نمی شناسیم، و نه اینکه یک ماه پیش فرمودید، نگرانی طالبان را از ممنوعیت تحصیل و کار بانوان را درک میکنیم، برادر من تکلیف خودتان با خودتان را روشن کنید،سفارت افغانستان را به طالبان تحویل میدهید ،حالا میگویید طالبان را به رسمیت نمی شناسیم؟؟؟؟؟
جنبش اصیل منطقه.
به رسمیت نمیشناسید و اونا تو ایران سفارتخونه باز کردند؟ به رسمیت میشناختید میخواستید براشون چیکار کنید؟
جنبش اصیل منطقه بود!!!!!!!!!!!!!
حالا فهمیدید در فهم مسائل سیاسی همانند مسائل اجتماعی، اقتصادی و... مردم هزاران قدم از مسئولین جلوتر هستند
احسنت
اولا طالبان خود خوانده نیست و هدیه آمریکا به مردم افغانستان است و نظامی است .
این دولت به کار گمارده شده که اگر لازم شد مورد استفاده قرار گیرد،وگرنه اشرف غنی که مراتب نوکریش بیشتر بود.
چرخ روزگار را طوری چرخانده اند که اوضاع چنین شود که شده است و راهی دیگر وجود ندارد
افغانستان فکر سوریه نکنید افغانستان یک کشورقدرتمند ا
ما برای جلوگیری از قدرت گرفتن داعش در افغانستان مجبور به حمایت از طالبان شدیم
ای کاش همانطور که در سوریه مانع سقوط بشار اسد شدیم کمی هم به وجود خطر در بیخ گوشمان نیز حساس بودیم .وبا حمایت از نیروهای شادروان شاه مسعود مانع به قدرت رسیدن طالبان میشدیم .اما افسوس به صرف اینکه طالبان با امریکا میجنگد دست انها را باز گذاشتیم وبرای خودمان شاخ تراشیدیم!!
ایران هوادار شاه مسعود بود اما می دانست که بیش از 50 درصد افغان ها پشتون هستند و کمتر از بیست درصد تاجیک
ضمنا شاه مسعود بیشتر به سمت آمریکا متمایل بود نه ایران
نوشته اید رضاشاه از ابهت کاخانه اطمینان داشت؟؟؟؟اشتباه چاپی است؟؟ اگر نیست دقیقا منظور از ابهت کارخانه وخوش امدن رضا شاه چیست؟؟ ودیگر نگفتید روسها بدست چه کسانی قند وشکرایران را نجس اعلام میکردند/مکاش ماجرای قند را در داخل چای خیس کردن وپاک شدن ش را توضیح میدادید
دروغ که رویه اصلاح طلبان است کنتور نمی اندازد
راه آنان با شایغات دروغ و تهمت و افترا و دروغ ها هموار می شود.
خیس کردن قند به خاطر زمختی آن است که از دوران کودکی همراه ما ایرانیها شده است.
در هیچ کشوری غیر ایران قند در دهان نمی گذارند
آقای ربیعی. تحلیل خوبی از جامعه دارید.
همه اینها که عنوان کردید هست در جامعه ما. منتها "مشکل نیستند" رویه مقبول همین است! انگار شما از خارج آمده اید!!
لزوما ربطی به دولت و مانند آن ندارد.
شاد بودن اما اصلا دغدغه کسی نیست! اتفاقا به عدم شادی در عامه و جامعه بیشتر بها داده می شود چون مردم شاد باشند مطالبات دیگر هم خواهند داشت.
می خواهند شاد باشند، باشند! در حریم خود. حجاب. لباس. رقص. دوست. مهمانی.
زندگی چند رویانه اصلا تقبیح نمی شود. متاسفانه کسانی که به باید ها و نبایدها و امر و نهی ها عمل می کنند، خود را در چارچوبها محدود می کنند، از جانب همه، حتی واضعان و امر و نهی کنندگان "ابله" شمرده می شوند!
ماهواره. ویدیو. موسیقی. حجاب. فیلترشکن و ......
البته نا آرامی های پاییزه در نهایت مشخص نشد چی بود! داخلی بود خارجی بود زنانه بود مردانه بود انقدر عامل و دست برایش عنوان شد که هزاردستان شد
فعلا که آقای ربیعی درخواست صبر ایوب رو کرده بودن!
سرمقاله سه روزنامه اصلاح طلب و منتقد دولت آمده
بدون حتی یک روزنامه هوادار دولت
اینم بی طرفیه
شما حواستون نیست شادی کردن مداحان رو نادیده گرفتی
سیمای میلی برای شاد کردن مردم گاندو را ساخت!!!!
بوووووووررررررسسس برای آمدن سلطاااااااااااان عمااااااااااااااان فرش قرمز پهن کرده از امروز!!!!! خجالت داره
کانالهای فیکه دولتی گشایش گشایش ارزی فرمودند و دوباره میگویند منابع کره جنوبی در عمان ازاد شده و امروز داریم اثرش را در بوورررررررررس میبینیم(چند بار پول کره جنوبی پیش خور شده الله اعلم)
خنده داره مرغ نایاب آقایون ادعای گشایش درثبت سفارش نهاده های دامی میکنند و یا از بلاروس کشوری که آلودهترین نقطه در اثر حادثه چرنوبیل بوده میخواهند گوشت مرغ وارد کنند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.