موج رو به رشد طلاق و جستوجوی یک "همسر بهتر"
چرا طلاق بیداد می کند؟
در آپارتمانی کوچک در تهران، لیلا جلوی آینه ایستاده بود، صورت تازه عملشدهاش را لمس میکرد. جراحی، قولی بود برای رهایی—از خطوط خستگی، از روزمرگی با علی. اینستاگرامش پر شده بود از لایکها، نظرات غریبههایی که او را "الهه" مینامیدند. اما علی، با همان شغل سادهاش، دیگر نمیگنجید در این تصویر جدید.

شبها، وقتی او در کلاسهای آنلاین مدیریت شرکت میکرد، علی در سکوت تلویزیون میدید. لیلا حس میکرد بزرگتر شده، لیاقتش بیشتر است. مطالعهای خوانده بود که ۲۰ درصد افزایش حضور در شبکههای اجتماعی، نرخ طلاق را ۴ درصد بالا میبرد—آمار سردی که حالا پوستش را میخاراند. یک روز، چمدانش را بست. "حق من این نیست! " گفت و در را بست. علی، با چشمانی خیس، فقط سر تکان داد. بچهها، سارا و امیر، در گوشهای گریه میکردند، نفهمیدن چرا مادرشان دنبال "بهتر" میگردد. هفتهها گذشت. لیلا در کافهای لوکس، با مردی جدید چای مینوشید، اما سایهای از پوچی او را رها نمیکرد. به عکسهای قدیمی نگاه کرد—خندههای واقعی با علی—و پرسید: آیا ارتقا، بهای از دست دادن داشت؟
***
به گزارش تابناک،تا اوایل مرداد ۱۴۰۴، ایران شاهد ادامه روند رو به رشد نرخ طلاق است که به یکی از چالشهای اجتماعی برجسته این کشور تبدیل شده است.
بر اساس آخرین دادههای منتشرشده توسط سازمان ثبت احوال کشور و مراکز داده باز ایران (مانند Iran Open Data Center)، نرخ طلاق در سالهای اخیر بهطور مداوم افزایش یافته است.
تعداد ازدواجها با ۴۸۱,۰۰۰ مورد، به پایینترین سطح در ۲۷ سال گذشته رسیده است. این نسبت، یعنی ۲.۴ ازدواج به ازای هر طلاق
بر اساس گزارشهای سال ۱۴۰۳، از ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۲، تعداد ۲۰۲,۰۰۰ مورد طلاق در ایران ثبت شده است که نشاندهنده سومین رکورد بالای طلاق در تاریخ این کشور است. این رقم در حالی به دست آمده که تعداد ازدواجها در همان دوره با ۴۸۱,۰۰۰ مورد، به پایینترین سطح در ۲۷ سال گذشته رسیده است. این نسبت، یعنی ۲.۴ ازدواج به ازای هر طلاق، بیانگر کاهش تمایل به ازدواج و افزایش شکنندگی پیوندهای زناشویی است.
در مقایسه با سالهای گذشته، نرخ طلاق از ۹۴,۰۳۹ مورد در سال ۱۳۸۵ به ۱۸۱,۰۴۹ مورد در سال ۱۳۹۵ رسیده بود که نشاندهنده رشد سالانه ۰.۶۱ درصدی بود، اما این روند در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.از نظر جغرافیایی، استان تهران با ثبت بالاترین تعداد طلاقها در نیمه اول سال ۱۳۹۹ (۳۴,۴۵۱ ازدواج و تعداد قابلتوجهی طلاق) همچنان پیشتاز است، در حالی که استان سیستان و بلوچستان با نرخ ۱۰ طلاق به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، کمترین میزان را دارد.
گزارشها از افزایش ۴۵ درصدی طلاق از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ (به ۱۵۳ مورد به ازای هر ۱۰۰۰ ازدواج) و رشد آن به ۲۸ مورد به ازای هر ۱۰۰ ازدواج در سال ۱۳۹۵، این روند را تأیید میکنند.
تحلیل اخیر ۳۰۰۰ مورد طلاق نشان داده که یک موضوع تکرارشونده وجود دارد: بسیاری از زوجها، بهویژه زنان، پس از مدتی احساس میکنند شایسته شریک زندگی بهتری نسبت به همسر فعلی خود هستند.
در عصری که بهبود و زیبایی خود بهعنوان یک ارزش ستایش میشود و رسانههای اجتماعی اعتبار شخصی را تقویت میکنند، یک روند چشمگیر در پیوندهای زناشویی معاصر در حال ظهور است. تحلیل اخیر ۳۰۰۰ مورد طلاق نشان داده که یک موضوع تکرارشونده وجود دارد: بسیاری از زوجها، بهویژه زنان، پس از مدتی احساس میکنند شایسته شریک زندگی بهتری نسبت به همسر فعلی خود هستند.
این تغییر در دیدگاه، که اغلب توسط جراحیهای زیبایی، توجه آنلاین و پیشرفتهای شغلی تقویت میشود، روابط را بازتعریف کرده و به افزایش نرخ طلاق دامن زده است.
معمای اعتمادبهنفس ناشی از زیبایی
تعداد بیشتری از زنان به جراحیهای زیبایی روی آوردهاند ؛هرچند که این مساله رضایت زناشویی پس از این عمل بهطور موقت افزایش مییابد. با این حال، این اعتمادبهنفس میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
اگر انگیزه جراحی از عزتنفس پایین ناشی شود و نه فشار اجتماعی، بهبود مورد انتظار در مفهوم خود ممکن است تحقق نیابد. در عوض، ظاهر بهبودیافته—که اغلب در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام به نمایش گذاشته میشود—میتواند زنان را به چالش کشاند تا "مناسب بودن" شریک زندگی خود را زیر سوال ببرند و باور کنند که میتوانند فردی با جایگاه اجتماعی بالاتر جذب کنند.
اثر اینستاگرام: اعتبار مجازی انتخابهای واقعی را شکل میدهد
نقش رسانههای اجتماعی در نارضایتی زناشویی قابل اغماض نیست. فناوریهای تعاملی، در حالی که ارتباط را تقویت میکنند، انتظارات را نیز افزایش میدهند. زنانی که لایکها و نظرات را برای شخصیتهای آنلاین خود دریافت میکنند، ممکن است شرکای زندگی واقعی خود را کمتر جذاب ببینند. این اعتبار مجازی، همانطور که در یک پست توییتر اشاره شده، بهعنوان محرکی عمل میکند و برخی را به دنبال شریکی میکشاند که با "تصویر ارتقاءیافته" آنها همراستا باشد.
آموزش و جاهطلبی: شمشیری دو لبه
ارتباط بین تحصیلات بالاتر و نرخ طلاق، همانطور که در گزارش ۲۰۲۴ Divorce-Education.com ذکر شده، لایه دیگری به این موضوع اضافه میکند. زنانی که به دنبال مدارک پیشرفته یا صعود در نردبان شغلی هستند، اغلب در درک خود از خود تغییراتی ایجاد میکنند. زمانی که رشد شخصی از شریک زندگی پیشی بگیرد، ازدواج ممکن است به خطر بیفتد. این پویایی نشان میدهد که جاهطلبی، اگرچه توانمندکننده است، میتواند ثبات زناشویی را تضعیف کند.
نقش رسانههای اجتماعی در نارضایتی زناشویی قابل اغماض نیست. فناوریهای تعاملی، در حالی که ارتباط را تقویت میکنند، انتظارات را نیز افزایش میدهند. زنانی که لایکها و نظرات را برای شخصیتهای آنلاین خود دریافت میکنند، ممکن است شرکای زندگی واقعی خود را کمتر جذاب ببینند
طلاق اغلب از رشد نابرابر پس از ازدواج ناشی میشود. اگر یک همسر از طریق آموزش، شغل یا حتی تحول فیزیکی پیشرفت کند، در حالی که دیگری راکد بماند، حس ناهماهنگی ایجاد میشود. این "شکاف رشد" مفهوم سازگاری مادامالعمر را به چالش میکشد و افراد را وادار میکند تا انتخابهای خود را دوباره ارزیابی کنند و در برخی موارد به جدایی روی آورند.
ثبات اقتصادی در برابر گسست عاطفی
در حالی که تحصیلات بالاتر اغلب با امنیت مالی همراه است، تحلیل مدل بودجه پن وارتون به یک پارادوکس اشاره میکند: کاهش ازدواج بیشتر در میان کسانی با تحصیلات کمتر به دلیل ناامنی شغلی متمرکز است. با این حال، حتی در میان افراد تحصیلکرده، ثبات اقتصادی تضمینکننده هماهنگی عاطفی نیست. با کسب استقلال مالی توسط زنان، فشار برای "راضی شدن" کاهش مییابد و جستوجو برای یک همسر عاطفی یا اجتماعی "بهتر" شدت میگیرد.

زیبایی و لایک : چگونه ازدواجها را میشکند؟
تأثیر جراحی زیبایی بر رضایت زناشویی موقتی است، مطالعات نشان می دهد اگرچه متقاضیان و کسانی که تحت جراحی قرار میگیرند ابتدا رضایت بیشتری گزارش میدهند، این افزایش با تداوم مسائل عزتنفس محو میشود. این اوج موقت میتواند افراد را گمراه کند تا باور کنند یک شریک جدید رضایت دائمی به ارمغان خواهد آورد و نرخ طلاق را افزایش دهد.
رسانههای اجتماعی بهعنوان آینه و سراب
ماهیت دوگانه رسانههای اجتماعی—اتصالدهنده، اما حواسپرتکن—عامل اصلی فشار زناشویی است. مطالعهای در PMC خاطرنشان کرد که فعالیتهای مبتنی بر اینترنت برای مادران تازهکار بهزیستی را بهبود میبخشد، اما میتواند توجه را از شرکا منحرف کند. برای زنان متأهل، سراب یک زندگی کامل آنلاین ممکن است روابط واقعی آنها را بهصورت منفی منعکس کند و آنها را به دنبال گزینههای دیگر سوق دهد.
این روند انعکاسی از یک تغییر فرهنگی گستردهتر است که ارزش شخصی بهطور فزایندهای به اعتبارات خارجی—چه لایکها، عناوین شغلی یا زیبایی فیزیکی—بسته شده است. با فرسایش نقشهای سنتی زناشویی، افراد بیشتر بر خودارضایی تأکید میکنند، که منجر به بازنگری در "سطح" شریک زندگی و در نهایت تصمیم به طلاق میشود.
کودکان در میان آتش
الگوهای socioeconomic طلاق، همانطور که توسط پن وارتون تشریح شده، یک پیامد نگرانکننده را برجسته میکند: خانوارهای تکوالد، بهویژه در میان گروههای کمتحصیل، ۵۱ درصد از کودکان سیاهپوست و ۱۸ درصد از کودکان سفیدپوست را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، با توجه به اینکه بزرگسالان به دنبال رشد شخصی هستند، بار عاطفی بر نسل بعدی نیاز به سیستمهای حمایتی اجتماعی را برای کاهش این اثرات موجی برجسته میکند.
دعوتی برای تعادل: پرورش رشد مشترک
چالش در پرورش رشد متقابل در ازدواجها نهفته است. کاربران توییتر پیشنهاد میکنند که هر دو شریک باید حسی از پویایی را در زندگی مشترک احساس کنند تا پیوندشان را حفظ کنند. سیاستگذاران و جوامع میتوانند با ترویج آموزش و مشاوره که زوجها را به تکامل مشترک، نه جداگانه، تشویق میکند، نقشی ایفا کنند، در عصری که بهبود بیوقفه خود امری اجتنابناپذیر است./
دکتر کریم رامه
نظر و تجربه شما چیست؟ چرا طلاق بیداد می کند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
در اینترنت جستجو می کردم میزان طلاق در کل دنیا بالا است و در عربستان اشتباه نکنم ۳۷ درصد بود
تعجب میکنم چرا دکتر عزیز گزینه اصلی یعنی وضع اقتصادی ومشکلات جامعه که ناشی از عدم مدیدیریت دقیق برای بهبود وضع معیشت مردم را نادیده گرفته؟چرا این حجم طلاق در سالهای 90 تا 97 نبود چرا دهه های قبل اینهمه طلاق نبود ؟وقتی ارزش پول رایج مملکت کاهش می یابد وسکه وملک افزایش قیمت میگیرد زنها به فکر نقد کردن مهریه وخارج شدن از اون زندگی می افتن.لطفا مسئله طلاق را از دید یک روانشناسی که اقتصاد می داند بررسی کنید
ازدواج مزخرف ترین چیز ی هست که در دنیا وجود داره دیگه در عصر هوش مصنوعی نباید به فکر تشکیل خانواده بود باید از آزادی و تجرد لذت برد گور پدر هر چه ازدواجه من 2بار ازدواج کردم وهیج لذتی نبردم الان تنها زندگی میکنم و تازه معنی آزادی و لذت بردن از زندگی رو فهمیدم
چقدر سخت شده زندگی برای پدر ها باید ساکت باشن و خودشون رو وقف خونواده کنن از بابت تعهدی که تعهد پدرانه تو این نابسامانی اقتصادی خدایا همه پدرهای این سرزمین رو از شر بدیها و سختیهای روزگار زیر سایه خودت قرار بده پدرها خیلی تنها شدن
ایمان و اخلاق و تقوا اگر نباشد، از پول و زیبایی کاری برنمیآید. زوجهای زیادی را میشناسم که در عین داشتن زندگی بسیار ساده، دارند عاشقانه و با اخلاق و معنویت با هم زندگی میکنند. حرص، زندگی را ویران میکند و اخلاق و ایمان اساس زندگی سعادتمندانه است.
قانون حجاب و عفاف را فورا اجرایی کنید تا وضعیت بدتر از این نشده است شما نمیدانید این سرهای برهنه ساقهای بیرون از پوشش چه با دین ایمان دل و جوانان میکند باید آن دنیا پاسخگو باشید شمایی که مسوول هستید و میتوانید جلوی این فساد را بگیرید
1- سقوط اخلاق
2- ضعف ایمان
3- مشکلات اقتصادی که مافیا و اختلاس گران و رانت خواران و آغا زاده ها ایجاد کردن
4- ضعف در عملکرد صدا و سیما در تولید برنامه های فرهنگی و جلوگیری از پخش برنامه های عادی سازی اشراف گرائی
5- عدم توجه به مشکلات فرهنگی ایجاد شده در داخل و .....................
بیشترین طلاق در خانواده های ثروتمند اتفاق میفته. آمار طلاق بالاشهر و پایین شهر تهران رو ببینید تا متوجه بشید. هرچی ثروت یک خانواده بیشتر میشه طلاق بیشتر میشه و تعداد فرزندآوری کمتر. سیستان و بلوچستان فقیرترین استانه ولی کمترین آمار طلاق و بیشترین آمار فرزندآوری رو داره. پس الکی حرف از تاثیر فقر نزنید. آمار برعکس افکار شماست
نویسنده محترم الان وضعیت فاجعه بار اقتصادی باعث و بانی طلاقه ، علی با شغل ساده وجود نداره که شبها پای تلویزیون لم بده و پول عمل جراحی های لیلا رو داشته باشه ، به دهم ماه نرسیده جقوق تمامه ، شبم باید بری مسافر کشی
نوشته شما شاید تو یک کشور دیگه بتونه اتفاق بیوفته یا تو 10 سال پیش
واقعا هدف از ازدواج چیه؟
دو نفر ناقص عقل میشن سوهان روح همدیگه.مشاوره قبل ازدواج رو جدی بگیرید.
ضعف در آموزش مهارتهای زندگی مشترک، تعهدهای اخلاقی و نگرش افراد به ازدواج ریشه اصلی این مشکل است. از طرف دیگر قوانین در ایران بر خلاف تبلیعات و ادعاها در عمل کاملا یک طرفه و به نفع زنان است. مرد بعد از ازدواج محکوم به پرداخت مهریه، نفقه، تهیه مسکن است و اگر بخواهد زندگی کند هیچ شانسی برای اعمال حقوق قانونی خود مثل اجازه تحصیل و اشتغال و ... در عمل ندارد. نتیجه آن که با بروز ناملایمات و سختیها زن می تواند شوهر را به خاک سیاه بنشاند و تازه پشتوانه مالی و حقوقی مناسبی هم خواهد داشت. چاره کار در بهبود آموزش مهارتها و پس از آن تصلاح قوانین مالی و حق طلاق و ... است.
مدارک زیاد دانشگاهی توزیع شد آنهم بدون هدف
عاقبت شد طلاق و توقع بالا
ازدواج کم کم شد متعاقبا
بارداری کم کم شد
علتش مشخصه
خودتونو به اون راه نزنید
علت طلاق این است که وفا و صداقت و تفکر جایش را داده است به معامله و تجارت، وقتی مهریه ها میلیاردی است و یک شبه میشه ره هزارساله را رفت و میلیاردر شد، دیگه انتظاری از وفاداری نباید داشت. برای گرفتن مهریه، بهانه ی کافی هم میشه جور کرد. هرچند که نقش برخی از مردان در طلاق هم نمیشه نادیده گرفت.
البته دلایل مختلفی دارد ولی یکیش افزایش ازدواج های الکی و سریع و احساسی بدون منطق بین دهه 80 ای هاست!
مسایل مالی، اختلافات فرهنگی، اختلافات شخصیتی، عدم بلوغ شخصیت در روز ازدواج، ضعف اعتماد به نفس، شبکه های اجتماعی، اختلافات زیاد تحصیلی و شغلی زوجین، دخالت اطرافیان، رقابت و حسادت، ناآشنایی با وظایف زناشویی، اعتیاد، عدم رعایت اخلاق در خانواده و ...
دو علت دارد یکی قوانین عصر حجری مهریه و دیگری حقوقهای بخور نمیر دولتی....
راه حل فقط بر گشت به فرهنگ خانواده 100 سال پیش است
درست است که به زنان تا حدودی ظلم میشد ولی در عوض بنیان خانواده وجود داشت که در آن زن تعریف شود
زنان بی جنبه هستند برای داشتن زندگی آرام بهتر است از میان زنان فاقد سواد یک نفر را انتخاب کنید
. **مشکلات اقتصادی**: تورم، بیکاری و فشارهای معیشتی باعث تنشهای مالی در خانوادهها میشود .
2. **تغییرات فرهنگی و اجتماعی**: کاهش باورهای مذهبی، افزایش فردگرایی و تغییر انتظارات از زندگی مشترک، بنیان خانواده را تضعیف کردهاست .
3. **مشکلات ارتباطی**: عدم تفاهم اخلاقی، ناتوانی در حل تعارضها و ارتباط ناسالم بین زوجین (۳۴٪ طلاقها) .
4. **خیانت و سوءرفتار**: خیانت جنسی یا عاطفی و خشونت خانگی از عوامل کلیدی طلاق هستند .
5. **ازدواج ناپایدار**: ازدواجهای زودهنگام (پیش از ۲۵ سالگی)، عدم شناخت کافی قبل از ازدواج و کاهش ۴۶٪ی آمار ازدواج از ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲ .
این عوامل در کنار عواملی مانند **اعتیاد**، **دخالت خانوادهها** و **ضعف مهارتهای زندگی**، موجب شدهاست نسبت طلاق به ازدواج از ۶.۹٪ در ۱۳۵۸ به ۳۹٪ در ۱۴۰۳ برسد .
خیلی از اصول ها از بین رفته یا کم رنگ شده، شما هم خودتان به آن اشاره کرده اید ،اینستاگرام و...،ولی در کل عدم آموزش از نوجوانی و.....که باعث عدم پایبندی به زندگی میشود با عث رشد بالای طلاق شده باید تلاش کرد از این بد تر نشود
علت اصلی مشکلات اقتصادی
نبود امنیت شغلی
مبلغ سنگین مهریه که دختران را تشویق به طلاق می کند
اینقدر همه چیمون خوب و زندگی ها و اعصابمون راحت گذاشتن!!!
مطلب مینویسید و درخواست نظر میکنین بعد نظرت رو منتشر نمیکنین؟!
شوخیه یا رسانه؟!
تنهادلیلش نداشتن جنبه استفاده ازدنیای مجازی هست یعنی خیانتهای حق بجانب چه مردنماهاچه زنهای تنوع طلب که بدنبال بهانه ایی برای توجیح خیانتشون البته چندسال دیگه ازبیکسی به کارتون خابی افتادن متوجه میشن چندلحضه هیجان جنسی ارزش نداشت که ابروخانواده فرزندشون ایندشون فدای لذتهای انی زودگذرکنن
سلام
با احترام به بانوان گرامی و با عرض پوزش؛ به نظر من از وقتی که خانم ها به جای خانه داری، همسرداری و مخصوصا مادری که بیشترین هنر و ظرافت رو میطلبه و با ارزش ترین کار دنیاست، اومدن وارد بازار کار شدن و از صبح تا شب، گاهی ساعات بیشتری از اینکه با همسر و فرزندانشون در منزل باشن با مردهای غریبه در محل کار هستن، پایه های خانواده سست شد.
فاصله بین زوج ها زیاد و عاطفه ها کم شد و بچه هایی که تمام زندگیمون هستن رو با والدین بیگانه کرد.
شاید بگید خب ریشه اش مشکل مالیه. قبوله ولی من ترجیح میدم مشکل مالی داشته باشم تا مشکل خانوادگی. گاهی همه چیز با هم جمع نمیشه، ماییم که باید انتخاب کنیم.
اقتصاد ضعیف
درامد های ناکافی مردان
دنیایی با مظاهر فریبنده
و
رفت و امدهای ناصواب خانواده ها منجربه فروماشی ....
چون گرانی و وضع بد اقتصادی مملکت دارد بیداد می کند....
مقصر اصلی صدا وسیمااست که پر شده از خانم ها و آقایان مجری و بازیگر سه طلاقه و متارکه کرده و بیوه و عذب. که عرضه جمع کردن زندگی خصوصی خودشان را نداشتند و الگو شدند برا بقیه.
متاسفانه حرف هیچکس رو قبول ندارید وادامه سیاست وراه اشتباه خودتان را میروید
بخدا قسم اگر مردان حقوق بگیر بازنشسته از روی صداقت و نگران نبودن از آبرو و شخصیت چندین ساله از تحصیلات و کارمند بودن . حال که باز نشسته شده اند. بخاطر عدم تامین مخارج زندگی حداقل به نیستی رسیده اند . بخدا قسم اکثرا از زندگی خانواده گی طرد شده اند. اگر طلاق از هم نمی گیرند. ترس از اطرافیان خود می باشد. از نظر دینی طلاق هستند و قانونی جدا نیستند.......
متاسفانه شرایط زندگی بقدری تو کشور سخت شوه که همون زن و شوهری که طلاق نگرفتن هم زندگی عاطفی ندارن ،
با مطالب این مقاله موافقم
بیکاری
متاسفانه زیبایی فاکتور اول و دوم و سوم اکثر مردها برای انتخاب همسر هست.
خانمها هم این موضوع را به خوبی میدانند و گاهی حتی بعد از ازدواج هم نگران نگاه های همسرشان و زنهای زیبای اطراف هستند.
ظاهرا خانمها هم راهی برای فرار پیدا کرده اند...
اگر د آمد مسکن باشد کسی دردی ندارد طلاق بگی د باید هم از مسولین پرسد کشور را قطع یارانه کردید دیگر کسی مسکنی نمی تواند بساز با وجود زمینهای فراوان درکشور
چرا طلاق بیداد می کند؟
چون ازدواج بیداد میکد
????
متاسفانه مهریه تتوهم ایجاد کرده ، حضور بدون سواد رسانه ای در اینترنت و شبکه های اجتماعی هم بسیار خانه خراب کن شده است. قوانین مهریه ، تمکین ، ارث و ... را به تناسب اصلاح کنند.
نه این که خانمی بتواند با مهریه مرد را گروگان بگیرد و نه اینکه آن خانم نصف برادرش ارث بگیرد و تلافی ان را پسر مردم پس بدهد!
عزیز جان پسر مردم باید عاقل باشد مهریه سنگین که در توانش نیست را قبول نکند
تمام این صحبت ها درست اما موردی که نمیشه ندیده گرفت بحث مسایل اقتصادی و نبود امنیت شغلی در کشور هست. اقتصاد جزو مهمترین ارکان حفظ خانواده علی الخصوص در زندگی شهری هست.
چون خانمها پس از مدتی از ازدواج،درگیر سراب موفقیت مالی و تحصیلی میشوند! واقعیت زندگی را دای این سراب مینمایند. وحدت اکثراً پشیمان میشوند.
نبود پوووووول
قبضه شدن ثروت در دست عده ای خاص و ترویج قناعت و عادت دادن ملت به فقر و سوختن و ساختن و عدم امید به آینده
رامه از طلاق به دلیل بی مسئولیتی و بی قیدی ، خشونت، خیانت و هرزگی و اعتیاد مردان هم بنویس
نویسنده همه مشکل را گردن فضای مجازی انداخته اشتباه است اقای نویسنده
جالب بود.
من کمک زیادی به همسرم کردم و درواقع خودمو وقف کردم تا بتونه اعتماد بنفس پیدا کنه و جایگاه اجتماعی داشته باشه، وقتی بهش رسید، بهم خیانت کرد و از هم جداشدیم..
دقیقا این اتفاق را دیده ام
بخش زیادیش پول بخش زیادیش رسانه ها همه چی رو ظاهری و راحت طلبی و سطحی کردن نسل جدید دنبال لقمه مفت و حاضر
پیشرفت تمدن بشریت مدیون تلاش مردان است
دخترا تا وقتی شوهر نکردند،از خدا شوهر میخوان،بعد که شوهر میکنند هر چیزی را که باید از خدا بخوان،از شوهرشون میخوان!!
.....و پسر ها هم خود را خدا می پندارند
علتش توهم خانوم ها به علت انواع عمل و ارایش و ... هست که خودشونو مدل و مانگگن میبینن
پس چرا طلاق در شمال شهر و اروپا که وضع خوبه زیاده پرفسور؟؟؟؟
آرایش وتجملات زنان یا چشم چرانی و خیانت مردان
ای امان از فقر فساد تبعیض رانت انحصار گرانی بیکاری عدم تخصص در همه مدیران و...
الان مثلا دامداران با مشکل کمبود خوراک دام و علوفه ذرت و جو ... یا گرانی آنها و....
حالا جرات ازدواج کم میشه یا میره به طلاق
فقط اقتصاد
اگر مرد وضع مالی خوبی داشته باشد هیچ زنی جدا نمیشود از شوهرش
دیدگاه خود را بنویسید
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.