آنچه تیم ملی را بیشتر به آتش میکشد؛ رفتارهای دوگانه فردوسیپور در مقابل دهانهای هرز!
رفتارهای دوگانه عادل در مقابل دهانهای هرز!
این روزها و همزمان با حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ که موضوع حمایت و نقد تیم ملی، تبدیل به یک دعوای غیر مستقیم میان عادل فردوسیپور و شاگرد سابقش، محمدحسین میثاقی شده است.

یکی از نقاط عطف و سرآغاز به چالش کشیدن محبوبیت تیم ملی با همکاری عادل فردوسیپور و محمدحسین میثاقی شکل گرفت. پس از حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، فردوسیپور که ویژه برنامه شبکه سه را روی آنتن میبرد، میثاقی را راهی کمپ تیم ملی در مسکو کرد تا کارلوس کیروش مصاحبهای آتشین و تند را علیه برانکو ایوانکوویچ، سرمربی وقت پرسپولیس انجام دهد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، قابل انکار نیست که فضای نقد تیم ملی، به دلیل تمام رفتارهای نادرست برخیها در چند سال اخیر از یک فضای منطقی، وارد یک فضای دو قطبی تخریب و حمایت کورکورانه شده است. از رفتارهای داخلی تیم در بخشهای مختلف گرفته تا آنهایی که بیرون از تیم بی توجه به عملکرد فنی مثبت یا منفی، کاری جز تخریب نکردند و عدهای هم بی توجه به همین موضوع، به هر قیمتی حمایتهایی میکنند که نه تنها لازم نیست که آسیب رسان است.
البته این دو نوع نگاه متفاوت نسبت به تیم ملی، برگرفته از جامعهای است که نگاه دو قطبی را از گذشته تا به امروز به همراه داشته و هر موضوع بزرگ یا کوچکی، تبدیل به یک فضای تنشزا شده است. از موضوعات بزرگ و پراهمیتی مانند انتخابات ریاست جمهوری گرفته تا طرفداری از استقلال، پرسولیس یا حمایت از یک فیلمساز، بازیگر و مسائلی که چیزی جز تنش ایجاد نکرده است. در حوزه فوتبال و البته برنامهسازی هم، در چند سال اخیر شاهد یک دو قطبی میان یک سازمان عریض و طویل به نام صداوسیما و فردی برخواسته از صداوسیما به نام عادل فردوسیپور بودهایم.
جای هیچ شک و شبههای نیست که عادل فردوسیپور در بستر رسانه، یک اعتبار بزرگ برای صداوسیما بود. فردی که از راه و مسیر تلویزیون خودش را به مخاطب ایرانی معرفی کرد و البته فارغ از نگاه فنی مثبت یا منفی به برنامه ۹۰، برنامهای پرمخاطب هم روی آنتن صداوسیما میبرد. برکسی هم پوشیده نیست که نوع نگاه به تعطیلی برنامه پرمخاطب ۹۰ و قطع همکاری فردوسیپور با شبکه سه [که مدتها پس از تعطیلی ۹۰ همکاری او با شبکه ورزش صداوسیما و برنامه فوتبال ۱۲۰ ادامه داشت]، اعمال سلیقه از سوی گروهی خاص در این سازمان بود که همین حالا هم نقدهایی به بخشهای مختلف آن وجود دارد. شاید اگر این همکاری ادامه پیدا کرده بود، اکنون شاهد فضای سالمتری در فوتبال ایران بودیم و نوع نگاه و شیوه پردازش اتفاقات، تجربه بهتری را به مخاطب ارائه میکرد.

با این حال، این فضا را نمیتوان ندید؛ اینکه تیم ملی فوتبال ایران که فارغ از هر رنگی در فوتبال و طیفهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، یک حلقه مشترک میان تمام ایرانیان داخل و خارج بود، اما در سالهای اخیر تبدیل به یک نقطه بحران شده است. شاید برخی معتقدند که فضای فعلی در نزدیک به چهار سال اخیر شکل گرفته، اما صرفاً میتوان گفت که این فضا در این سالها تشدید شده و نقطه آغاز آن در گذشتهای نه چندان دور است. این روزها و همزمان با حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ که موضوع حمایت و نقد تیم ملی، تبدیل به یک دعوای غیر مستقیم میان عادل فردوسیپور و شاگرد سابقش، محمدحسین میثاقی شده، بد نیست تا یکی از نقاط عطف و سرآغاز به چالش کشیدن محبوبیت تیم ملی را که با همکاری این دو شکل گرفت، مرور کنیم.
پس از حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه با تساوی مقابل پرتغال، عادل فردوسیپور که ویژه برنامه شبکه سه را روی آنتن میبرد، محمدحسین میثاقی را راهی کمپ تیم ملی در مسکو کرد و کارلوس کیروش مصاحبهای آتشین و تند را علیه برانکو ایوانکوویچ، سرمربی وقت پرسپولیس انجام داد. البته که این اختلاف هم از ماهها قبل آغاز شده بود، اما از آنجا به بعد چهره تیم ملی نزد بخش زیادی از هوادارانش با طیف رنگی سرخ، مخدوش شد که عامل اصلی آن سرمربی وقتش بود و بستر را هم فردوسیپور و میثاقی فراهم کردند. جایی که نمیتوان کتمان و البته فراموش کرد که پس از شکست پرسپولیس مقابل کاشیما آنتلرز ژاپن در فینال سال ۲۰۱۸ لیگ قهرمانان آسیا، دستیار کارلوس کیروش در ورزشگاه آزادی شادمانی کرد و دو ماه بعدش، برخی هواداران پرسپولیس از شکست تیم ملی مقابل ژاپن در جام ملتهای ۲۰۱۹ با هدایت کیروش خوشحال بودند. علت این خوشحالیها تنها یک چیز بود و آن هم عدم موفقیت دو قطبی برانکو و کیروش بود، اما به این جنجال دامن زده شد و ماجرا فراتر رفت.
حالا این روزها، فضای حاکم بر فوتبال ایران، تنشزاتر از قبل شده است. با وجود نقدهای بسیاری که به عملکرد تیم ملی و البته انتخابهای امیر قلعهنویی برای تیم ملی در چند سال اخیر و جام جهانی اخیر وجود دارد، اما همانطور که از زبان فردوسیپور هم گفته شد، عملکرد تیم ایران در جام جهانی نه آنقدر فاجعهبار و همراه با آبروریزی بود و نه آنقدر قابل تقدیر و تحسین که برخی از جمله علیرضا بیرانوند، حتی به لفظ خواهان ساختن مجسمه امیر قلعهنویی باشند. همانطور که تیم ملی برای اولین بار در جام جهانی شکست نخورده و این اتفاق جای تقدیر دارد، از همان سو عدم صعود به مرحله حذفی با وجود ۴۸ تیمی شدن جام جهانی هم جای گلایه و نقد دارد. اما فضایی که ایجاد شده، احتمالاً با تسویه حسابهایی همراه است که تیم ملی را بیشتر به آتش میکشد.

امیر قلعهنویی هنوز پس از ۱۹ سال فراموش نکرده که چطور پس از حذف تیم ملی در جام ملتهای ۲۰۰۷ روی آنتن زنده صداوسیما توسط فردوسیپور و میهمانان برنامهاش نقد شد و هر بار به این موضوع اشاره میکند. از طرفی انگار که این اتفاق تبدیل به یک چالش بی پایانی شده که این مجری سابق صداوسیما هم نمیخواهد دست از سر قلعهنویی بردارد و این نگاه، زمانی خود را نمایان میکند که رفتارهای دوگانه او را مشاهده میکنیم. فردوسیپور چه زمانی که در صداوسیما برنامه داشت و چه حالا که برای خودش یک رسانه خصوصی راهاندازی کرده و روی بستر اینترنت برنامهسازی میکند، عمدتاً به تعریف، تمجید و البته تقدیر از کارلوس کیروش پرداخت. شاید یادآوری این نکته خیلی از گرهها را باز کند که فردوسیپور پس از حذف تیم ملی از جام ملتهای ۲۰۱۵ استرالیا مقابل عراق در ضربات پنالتی، از حذف بدون شکست تیم ملی مقابل حریفانی چون بحرین، قطر، امارات و عراق یک حماسه ساخت، در حالی که چند سال قبلترش حذف بدون شکست امیر قلعهنویی در جام ملتهای ۲۰۰۷ در ضربات پنالتی مقابل کره جنوبی را به چالش کشیده بود.
تیم ملی ایران با کارلوس کیروش در سه جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، ۲۰۱۸ روسیه و ۲۰۲۲ قطر و دو جام ملتهای ۲۰۱۵ استرالیا و ۲۰۱۹ امارات شرکت کرد و هیچ دستاوردی نداشت. خروجی نتایج هیچ تفاوتی با نفرات قبلی نداشت و او هم با تیم ملی در مرحله گروهی جام جهانی حذف شد و در جام ملتها هم موفق به قهرمانی یا حداقل رساندن تیم ملی به فینال نشد؛ با این حال سرمربی پرتغالی در بسیاری از موارد مورد حمایت و تحسین فردوسیپور بود. حتی اگر نقد این روزهای فردوسیپور را برگرفته از فضای سیاسی بدانیم، بازهم غلط است که در جام جهانی گذشته هم که شرایط تیم ملی همزمان با فضای سیاسی کشور همراه با التهاب بود، او خود را به عنوان حامی شماره یک و نخستین تحسین کننده کارلوس کیروش معرفی کرد. نکته جالب توجه اینکه فردوسیپور هنوز هم به نوعی نقش سپر را برای سرمربی سابق تیم ملی ایفا میکند و وقتی قرار است در رسانه او سنگینترین شکستهای تیمهای آسیایی در جام جهانی منعکس شود، شکست سنگین ۶ بر ۲ تیم ایران مقابل انگلستان که با هدایت کیروش رقم خورد، دیده نمیشود.

البته در مقابل این دوگانگی، نمیتوان سمت دیگر جریان را ندید. در تلویزیون، جایی که محمدحسین میثاقی ویژه برنامه اصلی صداوسیما را از آنتن شبکه سه سیما روی آنتن میبرد، یک فضای اگزجره (اغراق آمیز) شده حمایتی را از تیم ملی ایجاد کرده و انگار که هیچکسی حق انتقاد به تیم ملی را ندارد. فارغ از اینکه هر منتقدی دشمن و وطن فروش خطاب میشود، شیوه سخنوری و ادبیات سخیف و حرفهای هرز و زائد، حتی حامیان او را هم دچار تردید کرده است. چطور میشود که به میثاقی اجازه داده شده وقتی قرار است از «مفتبری» برخیها صحبت کند، صحبتهایش را به آثاری ارجاع دهد که حتی شنیدنش در کوچه و خیابان هم نیاز به فیلتر دارد! وقتی هم این صحبت چندین مرتبه تکرار میشود، یعنی برنامهسازان و مدیران سازمان صداوسیما هم از شنیدن این صحبتها استقبال میکنند.
اکنون هم فضای حاکم بر نقد رسانهای تیم ملی، با یک تنش و البته آسیب جدی همراه است. در دو قطبی ساخته شده، محمدحسین میثاقی و ویژه برنامه جام جهانی در شبکه سه اجازه نقد را نمیدهند و انگار فقط باید از عملکرد امیر قلعهنویی و تیمش تعریف کرد و پاسخش به منتقدان هم با هرزگویی همراه است؛ فضای برنامههای عادل فردوسیپور هم به شکلی پیش میرود که برخی مخاطبان را به فکر فرو میبرد که او فضای نقد را به سمت تمسخر و تحقیر سوق میدهد. خندههای اغراق آمیز و طعنههایی که اگرچه با الفاظ بدی همراه نیست، اما شیوه بیان آنها توهین آمیز است و به مخاطب این را القا میکند که او از حذف تیم ملی خوشحال شده و این باور را به جامعه مخاطبش القا میکند. آن هم در شرایطی که او با نتایجی به مراتب بدتر در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به شیوه دیگری با ماجرای حذف تیم ملی برخورد کرد و حالا رفتار او دوگانه است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شما در حدی هستید که راجب فردوسی پور مطلب مینویسین؟ برای هزارمین بار ثابت شد تو این کشور اجازه نمیدن کسی محبوب مردم بشه و کار کنه نمیتونن تحمل کنن
متاسفانه این کشمکشها از طرف فردوسی پور ، میثاقیان ، علی دایی - بیرانوند وووووو نشانی از شرایط فرهنگی و حق به جانب بودن هر طیفی و عدم امکان تحمل دیگران را مشابه جامعه ای که در بقیه موارد هستیم می باشد.
اگر مي خواهيم رشد كنيم بايد ظرفيت انتقاد را در خودمان و نهادها بالا ببريم
متاسفانه در حال حاضر اگر از كسي انتقاد مي شود، اون فرد و نهاد مربوطه با هزار تا انگ طرف رو منكوب مي كنند
صحبت افراد نیست
حرف وطن فروشی و وطن نفروشی است
فردوسی پور در خدمت منافع خودش هست .
یه متن منصفانه
آره حتما باید موافق شما حرف بزنن نه
علی دایی و فردوسی پور جاشون توی قلب مردم هست. لطفا بیخودی خودتونو سبک نکنید.
علی دایی نه به خاطر فوتبالش و افتخارات اش که برای مردمی بودن و ریاکار و متظاهر نبودنش ، محبوب میلیونها ایرانی است... و همینطور عادل خان فردوسی پور.. و علت اینکه به بعضی ادمها فشار میاید و کلی تلاش برای تخریبش میکنند نیز محبوبیت انها و ترس از این محبوبیت است. وگرنه کسی برای ادم نامحبوب و غیر مردمی ، وقت نمی گذاره و گذر زمان و تاریخ این را اثبات خواهد کرد
تابی جان از مطلب منصفانه و بی طرفانه شما سپاسگزارم. ولی در مورد میثاقی یه نکته وجود داره. اینکه از خودش هیچ اراده ای نداره و هرچی میگه حرف های مدیرانش است .مطمئن باشید اگه چند وقت دیگه به هر دلیلی مدیران اقای میثاقی با تیم ملی فوتبال و بیرانوند و قلعه نویی بد شوند میثاقی به شدت به انها می تازد
فضای همه چیز دو قطبی شده و انصاف و دلسوزی در قضاوتها کمرنگ شده. به آدمهای میانه رو در همه زمینه ها نیازمندیم.
این تیم ملی نیست میلیه
متاسفانه فردوسی پور همه چیز راازدریچه دیدخودش می بیندبه همین دلیل رعایت بی طرفی رابعمل نمی اورد و برنامه را هماهنگ شده بامهمان پیش می برد یعنی با همان نگاهی که آموخته
با سلام ،اینکه شخصی مثل امیر قلعه نویی در حد و اندازه تیم ملی نیست و متاسفانه با رانت و...... مربی تیم ملی شده جای تاسف بسیار است. هیچ مقامی هم در فکر اصلاح امور و تغییر مدیریت فوتبال نیست، به قول قدیمی ها فعلاً در فدراسیون فوتبال حکم نرسه!!!!
درود بر دایی عزیز
این تیم عصاره فساد در فوتبال است.
مختصر و مفید و دقیق
بایسته و بهتر است هم تمجید و هم انتقاد منصفانه باشد نه منفعت طلبانه نه برای پاچه خواری و یا جذب مخاطب.
درود بر عادل فردوسی پور و درود بر علی دایی
عادل زاهدانی زاده اصل ( فردوسی پور ) آرسن لوپن ایران است .
من از وطن فروش هایی مثل دایی و فردوسی پور متنفرم
متاسفانه جنابان سلبریتی ها در کشورمان رشد کرده به مقامات بالای منیت می رسند و بعد یک تنه دهان گشادشان را بر زیاده گویی باز می کنند !!!!
دلار دوباره شده 194 تومان! ول من بابا اعصاب نداریم!
درود به شرف علی دایی شهریار
بیرانوند کولاک کرد.
در بی ادبی و نمک نشناسی
علی دایی پول این مملکت رو خورده هار شده
خجالت اور است دائم سالها در بهنرین باشگاهای المان بازی کرده و قطعا تمامی درآمدش دریافتی مارک المان بود و برخلاف نظر شما ایشان اصلا حمایت دولتی نداشته
کیروش اگر روی اعصاب خودش کار می کرد و الکی پرخاش نمی کرد مربی بدی نبود ، فردوسی پور هم توانمندی های زیادی داشت اما برای فوتبال ایران به دوستی خاله خرسه بی شباهت نبود
علی دایی مربی رانتی و حکومتی!
رسانه را از فردوسی پور بگیرید، او را بفرستید به مناطق جنگی جنوب تا بفهمد کشور یعنی چه؟ همینطور در مورد سلبریتی ها و برخی از به اصطلاح اسطوره های پررویی فوتبالی. کافیست یک هفته حسابهایشان مسدود شود تا بفهمند عافیت و بهره مندی از اقتصاد یعنی چه؟ کشور یعنی چه؟
واقعا تا کی قراره به پر و پای هم بپیچیم در حالیکه همیشه در طول تاریخ معاصر یک دشمن مشترک داشته ایم . دشمنی که اینبار هوس کرد رودرو بجنگد که البته گند زد .
بالاخره تکلیف دکتری ایشان به کچا رسید..یکی حداقل ادرس دانشگاه را بهش بده
قصه حسین کردشبستری نوشتی؟
مغزمون تیلیت شد با این متن دراز... چقدر حرف .
خلاصه مینوشتی خب!
خوب حالا تابی جون نظر تو چیه
از همه انتقاد کردی حالا نظری هم میدادی
بهترین استوری سال را زدی علی آقا بیرانوند
سلطان بیرو
چرا دست از سر فردوسی پور بر نمیدارید ؟؟
استاد مثلاً سلطان برای پروین خوبه که ول نمیکرد پرسپولیسو یا جناب دایی که یادش رفته کدوم طرف باید باشه؟؟؟؟
بیخیال ملاک حال ادماست برای سلطان بودن
سلطان بیرو در مقابل کریم دایی
وقتی لفظ سلطان را میخواهی استفاده کنی ، کمی تاریخ و گذشته ورزش و فوتبال را مطالعه کن تا برای هر کس و هر جا بکار نبری ...
علی دایی تا کی سکوت در برابر خاک کشورت؟؟
مرد باش و از سربازان ایران بگو
هرچند منافع علی دایی ها جای دیگری است
دمش گرم حرف حق زد حالا یه مشت سلطنت طلب و پهلوی چی و سس خرسی میاد منفی میدن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.