پشت صحنههای دیدنی آخرین ساخته حاتمی کیا؛
چرا «چ» فروش ۲۰ میلیارد تومانی نداشت؟ + ویدئو
سینمای ایران و سینماگر ایرانی، تنها هنگامی به امکان پیشتازی دست خواهد یافت که در گام نخست برای دیدن آثارش، جلو سینما صف بکشند، کما اینکه در نخستین روز اکران برخی فیلمها در اروپا و آمریکا در سینماها چنین می شود.

به گزارش «تابناک»، آخرین جمعه نخستین ماه سال ۹۳ در حالی فرا میرسد که چهار فیلم از پنج فیلم اکران نوروزی، میلیاردی شدهاند و در این میان «چ» نیز از مرز یک میلیارد تومان فروش گذشته و احتمالاً به زودی از دو میلیارد تومان نیز میگذرد؛ اما نه این فیلم و نه هیچ فیلم فاخر دیگری که مضمونی درباره یکی از قهرمانان کشورمان داشته، نتوانسته در گیشه موفقیتی بیش از اینها داشته باشد و به فروشی معادل بیست میلیارد که با قیمت بلیت سینمای ایران، معادل با تماشای ۷ تا ۱۰ درصد مردم ایران است دست یابد.
این اتفاق البته شبیه رویاست، چرا که «اخراجیها ۲»، پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران بین ۲ تا ۴ درصد مردم ایران را به عنوان تماشاچی به سالنهای سینما کشاند و طبیعتاً عبور از هفت میلیارد نیز اتفاق سادهای در اوضاع اقتصادی کنونی کشور نیست. در واقع شاید بتوان چنین تعبیر کرد که اساساً مردم حاضر به دیدن فیلمی درباره تاریخ و قهرمانانشان نیستند و همان گونه که نظرسنجی وزارت فرهنگ و ارشاد نشان داد، بیش از ۵۰ درصد ایشان اساساً به سینما نمیروند و ترجیح میدهند در شبکه خانگی به دیدن فیلمها بنشینند.

یکی از مهمترین دلایلی که در ایران امکان تولید آثار خصوصی درباره قهرمانان ایرانی وجود دارد و پروژههای فاخر نیز شکست اقتصادی را در پی دارند، تلاش ناکافی برای ترویج فرهنگ سینما رفتن به عنوان یک ضرورت است. بر خلاف کشورمان در آمریکا مردم استقبال شدیدی از فیلمهایی میکنند که علاوه بر برخورداری از داستان و جلوههای ویژه، شخصیت اصلیاش یک قهرمان آمریکایی است و حتی اگر این قهرمان، چهره ای فانتزی و از کتابهای کمیک استریپ آمده باشد و دارای نقاط ضعفی باشد، این استقبال باز هم فیلمها را با فروش چند صد میلیون تا یک میلیارد و چندصد میلیون دلاری همراه میسازد.
در این زمینه، میتوان به نمونههای فراوانی چون «مرد عنکبوتی»، «هری پاتر»، «مرد آهنی» و... میتوان اشاره کرد که ویژگی مشترک همه اینها ضعف در داستانپردازی، جلوههای ویژه سنگین و کم نظیر و در عین حال ارائه چهرهای از قهرمانی است که مردم آمریکا میخواهند و برای دیدنش بلیت میخرند و رقمهای میلیاردی را برای این آثار رقم زدهاند.
این گونه است که در پایان هریک از ۵۵۰ میلیون شهروند آمریکای شمالی، در هر سال به طور متوسط ۲.۵ فیلم را در سینماها تماشا کرده و این صنعت بزرگ را رونق میبخشند و رغبت سرمایهگذاری در این حوزه افزایش یابد و حتی در بحران اقتصادی آمریکا، همچنان این صنعت با نمودار رو به بالا پیش میرود و نه صرفاً به عنوان یک هنر که به عنوان هنرـ صنعت مسیر توسعهیابیاش متوقف ناشدنی تلقی میشود. مهمترین برتری هالیوود به سینمای اروپا و آسیا نیز همین حجم انبوه اقتصاد میلیارد دلاری است که از تولید ناخالص ملی بسیاری از کشورهای جهان بیشتر است.

به عبارت سادهتر، سینمای ایران و سینماگر ایرانی، تنها هنگامی به امکان پیشتازی دست خواهد یافت که در گام نخست برای دیدن آثارش، جلو سینما صف بکشند، کما اینکه در نخستین روز اکران برخی فیلمها در اروپا و آمریکا در سینماها چنین اتفاقی میافتد و در کشورمان نیز سابقه وقوع چنین اتفاقی برای معدودی از فیلمها (نظیر مارمولک و آدم برفی) وجود داشته که البته بیشتر از ترس پایان یکباره اکران فیلم بود که اتفاقاً پیش بینی تماشاچیان چندان دور از واقعیت هم نبود!
در این شرایط شاید مهمترین رویکرد، نه تزریق پول برای تولید آثار فاخر، بلکه تلاش برای تحریک بیشتر مردم به حمایت از سینمای ملی و از آن مهمتر آثاری باشد که نسبتی با قهرمانان ملی دارند، ولو اینکه این آثار بهترین آثار تاریخ سینمای ایران نباشد. تحقق این اتفاق بزرگ و حضور پررنگ مردم در سینماها به گونهای که دست کم هر ایرانی سالیانه به تماشای یک فیلم در سینما نشسته باشد، صنعت سینمای ایران را نه تنها در خاورمیانه، بلکه در آسیا پیشتاز خواهد ساخت؛ اما آیا اندکی از هزینههایی که صرف رستوران گردی مان میکنیم، صرف تجربه سینما رفتن میکنیم و آیا سینمای ایران حتی یک فیلم خوب در سال ندارد که حاضر باشیم برای دیدن آن بلیت بخریم؟!
در کنار این اتفاق، انتظار میرود شاهد توجه پررنگتر منتقدان به سینمای ملی و به ویژه آثاری نظیر «چ» بود که رویکرد ملی دارند و فراموش نکنیم با آثاری اینچنینی در جوایز معتبر نظیر اسکار و گلدن گلوب چگونه برخورد میشود و چگونه حتی گاهی حق برخی فیلمها سلب شده و به چنین آثاری تعلق میگیرد که نوع برخوردی که با «آواتار» شد و اسکار ۲۰۱۰ به «مهلکه» ساخته کاترین بیگلو قرار گرفت، دم دستترین واقعهای است که میتوان در همین زمینه به آن اشاره کرد.
شاید بهتر باشد نخبگان و از نخبگان پراهمیتتر، عموم مردم که بلیت میخرند، نگاه مهربانانهتری نسبت به سینمای ملی ایران داشته باشند، چرا که با این وضعیت، قطعاً سینمای ایران به نقطه ایده آلش در یک دو دهه آینده نیز نخواهد رسید و تنها زمانی میتوان درباره تغییر وضعیت سخن گفت که با همین بهای بلیت، شاهد حضور بسیار گستردهتر مردم در سینماها بود؛ حرکتی ملی در عرصه فرهنگ و ویژه در حوزه سینما که همه اهالی سینما به ویژه سینماداران به شکل گیری امیدوارند و تنها از زمان وقوعش آگاهی ندارند! «چ» میتواند نخستین گام در این مسیر برای شهید دکتر مصطفی چمران باشد.
هم اکنون «تابناک» سی و سه دقیقه از فیلمهای دیدنی پشت صحنه فیلم «چ» را تقدیمتان میکند؛ با این امید که بیننده این فیلم و دیگرهای ساختههای ارزشمند سینماگران کشورمان در سالنهای سینمای ایران باشید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شما تعریفت از قهرمان ملی چیه؟ از وقتی که این کشور بوجود آمد و مردم برای آن جانفشانی کردند تمامشان قهرمانند و قهرمان مربوط به یک دوره خاص وتعصب روی آن نیست.
پدرم میگه بچه که بوده (قبل انقلاب) عاشق سینما بود، اون موقع فیلم های خارجی اکران بود بیشتر. تا فرصت گیر می یورد میرفت سینما. معتاد سینما بود
ولی الان فکر میکنم از سی سال بیشتره که سینما نرفته!
به همان دلیل که آژانس شیشه ای تو سینما فروشش کم بود ولی اگر صد بار دیگه تلویزیون بذارش بازم مردم نگاه ش میکنن
بابا چرا هی میگید 3شنبه ها نیم بهاست!!! نیم بها هم باشه وقتی یک خانواده 4 یا 5 نفری بخوان برن سینما هزینه ی رفت و آمد هست هزینه ی قاقالی لی و پفک و چیپس و نوشیدنی برای بچه ها هست تازه اگه شام هم نخورن که بچه ها کچل میکنن پدر و مادر رو که ما شام پیتزا میخوایم! درآمد مرده کلا" 700 تومن در ماه هست حالا بیاد برای یک روز 60 70 تومن در خوشبینانه ترین حالت خرج کنه برای دیدن یک فیلمی که آخرش هم بیاد بیرون فحش بده و بگه حیف وقتی که هدر دادم برای دیدن این همه کلیشه و نابازیگری و عدم داستانگویی و قصه پردازی با اونهمه سانسور!!
هیچ اصول خاصی رو نمیشه توی این حوزه تعیین کرد و گفت با بهره گیری از این اصول چنین و چنان-شاید یک سری تقلیدها بتونه موقتا مارو بالا ببره اما
با وجود محدودیت شما میتونی کلاه قرمزی بسازی وفروش زیاد بکنه
میتونه یه حبه قند بسازی جایزه بگیره حتی اونطرف و میتونی داستان زیبا و بومی بسازی تا همه حال کنن بنابراین بازگشت به خویشتن میتونه یه اصل اساسی باشه توی هر زمینه ای
من این فیلمو دیدم به نظرم خیلی خوب بود برای نسل من که هیچی از اوایل انقلاب نمیدونم و شخصیت برزگ شهید چمران و چه قدر این فرد بزرگ بود و عاشق . عاشق خدا . عاشق مردم .عاشق صلح و عاشق دینش .من رفتم این فیلمو دیدم فقط بخاطره شخصیت بزرگ شهید نه به خاطره اینکه فیلم حاتمی کیا بود و قشنگ ساخته شده بود بدونه هیچ قضاوتی نشستم دیدم و لذت بردم به تمامی کسانی که نرفتن توصیه می کنم برن و ببینن چقدر کشور ما الان احتیاج داشت به چنین شخصیتهای مثل شهید چمران
بايد مثل شوق پرواز درباره همه موارد زندگي شهيد چمران فيلم ساخته شود نه درباره يكروز به انتخاب كارگردان اين ظلمي بزرگ به چمران شجاع بود
من فیلم رو دیدم بسیار زیبا ساخته شده و من واقعا لذت بردم ولی به نظرم اصلا شما نقش چمران رو در فیلم احساس نمیکنید و ضعفهای دیگه ای هم داشت
دو علت اساسی داره . . . اول این که مردم ما فرق بین فیلم هجو و کمدی یا حتی داستانی رو نمیدونن . هر چه فیلم هجو تر باشه مردم ما بیشتر خوششون میاد . . . دوم این که بلیط سینما در ایران خیلی ارزان است و در مقایسه با کشورهای دیگر خیلی ناچیز میباشد
سینمای فاخر دولتی است باید به نظر مردم توچه شود
شهید چمران مرد بزرگی بود که روی همه خواسته های مادی پا گذاشت و نبرد با ظلم را به زندگی راحت ترجیح داد. دانشمندی که خزیدن به گوشه کتابخانه و دانشگاه را رها کرد تا دردی از مردم عادی جامعه دوا کند. چه برای دیدن فیلم برویم و چه نرویم عظمت چمران محفوظ هست. اما اینکه کمتر به سینما میرویم مسئله دیگری هست که باید بررسسی بشه .
چون تو در اصفهان اکران نشد...
هر وقت شخصیت شهید چمرانو تونستید به نسل جوان القا کنیدبعد بگید چرا فروش نداره. من دوم دبیرستانم نهایت اطلاعاتی که از کتب درسی گرفتم اسم فرمانده های جنگ بود. مشکل اینجاس
بحثای تخصصی در مورد سینما به کنار، اما یه نکتهای که وجود داره اینه که محبوبیت شخص کارگردان توی فروش یه اثر اقلاً توی کشور ما خیلی موثره!
مسلماً وقتی آقای حاتمیکیا خونه منتقداشو به خونه تیمی تشبیه میکنه نباید هم انتظار داشته باشه براش محبوبیتی بمونه! من که طرفدارش بودم فقط بخاطر این طرز حرف زدنش واقعاً دیگه دلم نمیخواد برم فیلماشو ببینم چه برسه به منتقداش!!!
وقتی فقط برخی از قهرمانان و مفاخر، آنهم بصورت و شکلی که برخی از مردم آنرا قبول دارند فیلم میشود تا بهمان صورت که مورد قبول، پسند و فهم همان برخی کج فهم بشود همین میشود
آن برخی اصرار دارند مثلا شهید تندگویان عزیز را با ریش و.... داشته باشیم نه آنگونه که بوده! حتی اگر خانواده اش هزاران بار بگویند چنین نبوده، آن برخی اصرار دارند که این بوده، شما نمیدید و نمیفهمیدید!
نقش انتخاب بازیگر هم کم نیست.
سلام دوستان . توجه همه رو به يك جمله جالب جلب مي كنم كه يادم نيست از چه شخصيتيه اما خيلي گوياست ...:
در بن بست راه آسمان باز است ... !!!
پس بجاي شمردن محدوديتها و موانع كمي ابتكار و پشتكار لازم داريم . بهانه جوئي تا كي ؟
شاید اگر از هنرپیشه های بهتر و به روز تری استفاده میشد نتیجه بهتری داشت و کسالت آور نبود، ولی انگار این کارها مختص افراد خاصی است که عموما مورد توجه هنردوستان و مردم نیستند.
تو شهر ما( تبریز ) فیلم چ تو سینمایی اکران شد که ارزش دیدن فیلم توش نیست ، من خودم منتظر نسخه خانگی این فیلم هستم و حتما هم برای حمایت خواهم خرید.
اینکه کلانشهری مثل تبریز فقط یک سینمای به درد بخور دارد و آن هم مختص معراجی ها بود ( که بنده هم به تماشای این فیلم رفتم ) دلیل فروش کم این فیلم هست .
ای کاش به جای فرافکنی اصل موضوع رو دریاببد...
فیلم خوب رو باید در سینمای خوب دید
آمریکایی ها آموزش دیده اند ک با همان قهرمان های مسخره قلابی شان سرگرم باشند و اگر اینچنین است چرا این سوپرمن هایی که حال متفکران را بهم می زند اینقدر بین مردم آمریکا طرفدار دارد؟ به نظر من تفکر اغلب مردم آمریکا سطحی و صرفا مبتنی بر خوشگذرانی است. خیلی از همین مردم به گواهی هم وطنانی که در آمریکا زیسته اند از اخبار روز دنیا بی اطلاع هستند و قدرت و حوصله تحلیل را ندارند
سلام
نگاه مردم با وجود فیلم های نازلی که به فرهنگشون اعتنا نمی کنند و فقط برای بخشی از مرفهین جامعه ساخته شده، از سینما برگشته!
وگرنه من یادم هست که توی همین شهر ما که الان سینما نداره، چطور حدود 15 سال پیش برای تماشای فیلم ها مردم شلوغ می کردند.
یا علی ع
"اما آیا اندکی از هزینههایی که صرف رستوران گردی مان میکنیم، صرف تجربه سینما رفتن میکنیم"
اینشتین :
اگر انسان ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیممعده شان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت!
من این فیلم رو دیروز دیدم ... خداییش نسبت به سینمای ایران ، فیلم قوی و جذابی بود @
فيلم هاي ما جز در جلوه هاي ويژه خيلي از اونا عقب نيست پس بايد روي علم جلوه هاي ويژه سرمايه گزاري كنيم
مردم از اینجور موضوعات یکم خسته اند. باید تنوع باشه. باید تلاش بشه برای تغیرات اصولی در فیلم سازی
حالا از کی وارونه جلوه دادن واقعیت تبدیل به تاریخ ملی شده!!! فیلم چ 80 درصدش غیرواقعی است و بیان واقعیات نبوده
chon be ESFAHAN nayoomad , 20milyardi nashod.
هیچ اصول خاصی رو نمیشه توی این حوزه تعیین کرد و گفت با بهره گیری از این اصول چنین و چنان-شاید یک سری تقلیدها بتونه موقتا مارو بالا ببره اما
با وجود محدودیت شما میتونی کلاه قرمزی بسازی وفروش زیاد بکنه
میتونه یه حبه قند بسازی جایزه بگیره حتی اونطرف و میتونی داستان زیبا و بومی بسازی تا همه حال کنن بنابراین بازگشت به خویشتن میتونه یه اصل اساسی باشه توی هر زمینه ای
شما دارید رئال مادرید را با شموشک نوشهر مقایسه می کنید.
خیلی از شهرستان ها فقط یک سینما دارند و تقریبا تمام این تک سینماها مدت زمان زیادی رو به اکران فیلم معراجی ها اختصاص دادند و فرصتی برای اکران سایر فیلم ها نموند. خیلی ها رو میشناسم که مثل خود من هرگز حاضر به رفتن به سینما برای دیدن فیلمی مثل معراجی ها نیستیم اما در اولین فرصت به دیدن فیلم های مثل چ - طبقه حساس و خط ویژه میریم...
من مدتیه مالزی هستم. تاکنون در اینجا چند فیلم ایرانی هم بطور رسمی در سینماها نمایش داده اند که من هم نگاهشان کرده ام. ( چند تا فیلم ایرانی دیگه رو تنها برای ایرانیان در یه سالن غیر استاندارد نمایش دادن که در اینجا ننوشتم)
حیران ( یادم نیست از کی ولی اشک همه رو در آورده بود تقریبا همه گریه میکردن پایان فیلم)
بودا از شرم فرو ریخت ( مخمل باف)
آواز گنجشک ها ( مجید مجیدی ٬ گمون کنم بیست میلیون تومن خرج کرده بود برای ساخت فیلم)
روی هم رفته در هر سه مورد دسته کم نیمی از سینما پر بود با اینکه فیلم های دیگری هم بر پرده سینما بود. از دید من یکی از مشکلاتی که در ایران هست و نمیشه درستش کرد ( میگم چرا) امکانات پخش ما هست.
برای نمونه بیشتر سینماهای مالزی در مراکز خرید هستند. کسی که بخواهد به سینما برود به آسونی میره درون مرکز خرید و خودروی خودش رو پارک میکنه و فیلم رو میبینه. خوب نکته اینجاست که در ایران چند مرکز خرید داریم که درونش سینما باشه ( شاید انگشت شمار و تنها جایی که من میشناسم اریکه ایرانیان است).
دوم نبود سینمای مناسب در ایران. راستش آخرین باری که ایران رفتم سینما رو یادم نمیاد ولی صندلی های چرمی تکه تکه شده و صندلی های داغونش رو یادمه هنوز. البته سینماهای خوبی هم داریم در ایران ولی باز هم انگشت شمارند...
سوم مخالفت از سوی عده ای معلوم الحال ... دوستم میگفت گلپایگان سینما نداره ... انگار عده ای خوش ندارند که در گلپایگان سینما باشه (خوب یه شهر با جمعیتی نزدیک به ۵۰ هزار تن میتونه یه سینما داشته باشه و به این فروش کمک کنه) . تا اونجا که یادم میاد تا همین پنج سال پیش رفسنجان هم سینما نداشت شهری که بیش از دویست هزار تن جمعیت داره شهری پر از سرمایه که اینجوری که شنیدم یه خیر یه مجموعه فرهنگی ساخته که یه سینما هم داره.
چهارم نبود تنوع مناسب در فیلم های ایرانی. اغلب از ژانر های کلیشه ای هستند. دفاع مقدس . دفاع پس از مقدس . عشق های ضربدری . عشق های زرد . عشق های قرمز . آبی و سبز و بنفش .
پنجم وجود سانسور بی رویه و بی منطق در سینما و تلویزیون ایران. مالزی هم کشور مسلمان هست و سینما هاش رو سانسور میکنه (... ) ولی کمبود فیلم های ساخت خودش رو با پخش فیلم های خارجی نه صرفا هالیوودی حل کرده. واقعا چند تن از ایرانیان فیلم ۳ بعدی تو سینما دیدن در زندگیشون (خارج از شهر بازی که ده دقیقه فیلم مسخره سه بعدی رو نشون میدن و میگن برید خونه) ؟
خوب من که فیلم ۳ بعدی میخوام ببینم باید چیکار کنم ؟ اصلا چرا تلویزیون ۳ بعدی اجازه واردات داره در ایران ؟ مگه ما فیلم ۳ بعدی میسازیم ؟ اگه فیلم خارجی هم ممنوع هست پس پخش کننده اش هم ممنوع باید باشه دیگه !
ششم وجود مافیای سینما و تلویزیون. یادمه چندی پیش بود بانو پ صالحی در فیسبوکش نوشته بود اگر بگویم ... ولم میکنید ؟ پرواضح است که عده ای دید چشم ما را مهندسی میکنند که بر وفق مراد بیننده ها و بسیاری از بازیگران نیست ... پس حتی بازیگران نیز باید در راستای اهداف ... سینما بازی کنند که با تحریم گیشه رو به رو میشوند.
تا میتونین منفی بدین آقا جان ٬ با منفی و مثبت دادن و خبر نوشتن در تابناک مشکل فروش سینماها حل نمیشه ...
در عکس اولی اونی که کنار دکتر چمران ایستاده کیه؟
چه اندام ورزیده ای داره
دلیلش این است همه چهره چمران را نشان نداده. او کسی است که زن آمریکائیش با چهار دخترش را ترک کرد و به مصر رفت او نسبت به خانواده اش آدم بی مسئولیتی بود بویژه نسبت به دخترانش
خواهش ميكنم با اگاهي بنويسيد شهيد چمران به همسر امريكاييشان گفتند كه ميخواهند به ايران بروند وايشان قبول نكرد كه با اقاي چمران به ايران بيايد واقاي چمران با تمام عشقي كه به خانواده اشان داشتند ولي خانواده امريكاييشان با او همراهبي نكردند واقاي چمران براي اينكه همسرشان ازاد باشد واگر خواست بتواند ازدواج كند ايشان را طلاق داد وبعدها در ايران بارها از عشق به خانواده قبلي خود ودلتنگي فراوان گريه ميكردند ولي چون احساس تكليف ميكرد كه در جهاد شركت كنند از عشق دنياييشان گذشتند تا به خدا برسند البته اين روزها ديگر اين حرفها خريدار ندارد ودين خدا ومردان خدا قريب وغريب مانده اند خدايا فرج مولاي مارا برسان
"یکی از مهمترین دلایلی که در ایران امکان تولید آثار خصوصی درباره قهرمانان ایرانی وجود دارد و پروژههای فاخر نیز شکست اقتصادی را در پی دارند، تلاش ناکافی برای ترویج فرهنگ سینما رفتن به عنوان یک ضرورت است."
"یک ضرورت است"!!!!!؟؟؟؟؟
خدا به شما مطبوعاتی ها کمی هم عقل عطل فرماید.
در جامعه ما یک فیلم خوب نباید عامه سند باشد
کاش مسئولین فرهنگی کشور ما کمی هم به فکر مردم شهرستان ها بودند . در کشور ما فقط در تهران و چند شهر بزرگ دیگر مردم از نعمت سینما و سینما رفتن برخوردار هستند و مردم شهرستان ها و مناطق محروم هیچ گونه دسترسی به سینما ندارند .
نمیدونم چرا برای موفقیت هر چیزی در ایران فقط و فقط با مردم کار دارید ! صنعت سینما ، صنعت خودرو ، صنعت نساجی و.... اول باید زمینه را درست کرد و زیرساختها و قوانین را بعد خود مردم همراهی میکنند ولی اینجا فیلم در مقایسه بی کیفیت ... سینما بی کیفیت ..... شرایط مردم و ....
والا تمام فیلم های تاریخی تحریف میشن
قهرمان ها هم جلوه های ویژه ندارن
دلیلش خیلی سخت نیست.
فکر میکنم این فیلم رو ببرید لبنان پخش کنید بهتره چون چمران بیشتر قهرمان اونا بوده
چه جالب.
حتما شریعتی هم واسه الجزایره
جمالزاده و صادق هدایت هم واسه فرانسن.
و . . . . .
واقعا طرز فکرتو عشقه . . .
هری پاتر؟؟ قهرمان امریکایی؟؟؟
راستش من به عینه دیدم هر فیلمی که صدا و سیما زیاد تبلیغش کنه منصرفین دیدنش هم بالا میره
دقیقا همینطوره
برای این که آقای حاتمی کیا که از قضا بسیار هم دوستش دارم در فروردبنی که با نام ارتش مزین است دستمزد ارتش را داد. ارتش برای آزادی پاوه هیچ کاری نکرد؟ فقط یک بیانیه از رادیو خوانده شد و ضد انقلاب خودش فرار کرد. خوب بود ایشون از امرای ارتش کمی مشاوره می گرفت. این رفتار آقای حاتمی کیا را که اصلا از ایشان توقع نداشتم ...
این بخشی نگری ها باعث می شه که فیلم ارزشمندی مثل چ گرفتار بی مهری مخاطبان بشود.
این فیلم را دیدم و با آن اشک ریختم اما در عین حال به دلایلی که گفتم در پایان آن متاسف شدم
سینمای آمریکا رو دارید با سینمای سفارشی ما مقایسه می کنید؟؟
بازم باید خداروشکر کرد که با این بلیطهای رایگانی که برای "چ" دارن میدن به فروش میلیاردی زورکی میرسه.
هروقت سینماها کیفیت داشت و فیلم ها هم مثل فیلم های با کیفیت اونا شد مردم رغبت میکنن و پاشنه سینما رو از جاش در میارن.
کجا بلیط مفتی میدن ؟؟؟
بگو ما هم بریم بگیریم . . .
نویسنده این متن باید همه جانبه فکر میکرد. جدا از کیفیت پائین فیلم ها که کسی رو به سینما نمیکشونه و قیمت بلیت که برای جامعه متوسط ایران زیاده، نکته مهم نبود سینما است. مگه چندتا از شهرهای ما سینما دارن؟ غیر از چند شهر بزرگ که چندتا سینما دارن . مثلا ساری که تا چند سال پیش سه تا سینما داشت به بهانه بازسازی دوتا از این سینماها خراب شدند ولی هنوز چیزی ساخته نشده. شاید حداقل شصت درصد شهرها سینما ندارند. پس وقتی سینما وجود خارجی نداشته باشه انتظاری هم از هزینه های سینما رفتن مردم نباید داشت
من فكر ميكنم داستان فيلمهاي ايراني ضعيف هست و بيننده رو جذب نميكنه من رفتم فيلم كاپيتان امريكا قشنگ بود خوشم اومد دوباره ميخوام برم ولي حاضر نيستم حتي ٥ دقيقه از فيلم ايراني كلاغ پر و دو خواهر رو ببينم
چون داستانش بر اساس واقیت نبود!
چونکه درود بر اصغر فرهادی همینو بس
دو کلمه حرف حساب
داداش مردم واسه چی رفتن اخراجی ها رو دیدن؟ واسه مضمون سبک و حضور خانمهایی چون ضیغمی و شاکر دوست. مردم این چیزا رو میخوان . هنوز توی وضعیت جنگی دارن زندگی میکنن. معلومه حوصله فیلم جنگی ندارن
فیلمی که قبل از پخش با قیچی و چاقو تکه تکه شده ارزش دیدن و فروش 100 میلیونی هم نداره .یا اینکه مادر و پسر توی خونه با چادر و کت و شلوار جلوی همدیگه میشینن ولی از اونطرف رکیک ترین دیالوگهای جنسی رو در لفافه میگن که آدم با خانواده واقعاً خجالت میکشه فیلم رو ببینه . کارگردان جرات هیچگونه انتفادی توی فیلم نداره . یا مثلاً خدا نکنه یه شخصیت منفی ، شغلی داشته باشه ، مثلاً پرستار باشه ، فرداش پرستارها راهپیمایی میکنن ! من نمیخوام برم سینما که اعصابم خورد بشه و یه مشت خیمه شب بازی و دیالوگهای مسخره رو ببینم . کلاً اونقدر ایراد هست که توی این کامنت نمیگنجه و میتونم 1 ساعت براتون گلایه کنم و مثال بزنم . مثلاً چند وقت پیش دست بچه ها رو گرفتیم بردیم کلاه قرمزی ببینن . 10 نفر بودیم و توی سینما یهو کلاه قرمزی میگه پوشک بچه رو عوض کنین ببینم بچم پسره یا دختره ! تو را بخدا آخه این چه دیالوگیه که برای فیلم بچه ها قرار میدن ؟ از اون به بعد پامو توی سینما نذاشتم ،
سلام
1- سینما رفتن وقت میخواد و دل و دماغ
من از 8 صبح تا 8 شب واسه امرار معاش سر کار میرم
2 - سینما رفتن حس میخواد
من بخاطر قرض و وام مسکن و وام ماشین حسی ندارم
3 - سینما رفتن انگیزه میخواد
من دل خوشی از آینده خودم ندارم که بخاطر ان تشویق بشم و یه ساعتی توی سینما وقت تلف کنم
4 - ...
5 - وقتی کافه ها و قلیون خونه ها هستن کدوم آدم میره سینما من اهل کافه و حتی سیگار هم نیستم
اما توی مشهد ما کلی ادم توی طرقبه و شاندیز و دور و اطارف دنبال یه سوراخ هستن تا دود قلیون چاق کنن
مرهمت زیاد .......
دمت گرم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.