آخرین خبرلیبرمن حاضر به ائتلاف با نتانیاهو نیست
3259بازدید

شادی و نشاط اجتماعی از منظر اسلام

گفت‌وگوي «تابناك» با حجت‌الاسلام علوي

سيد محمود علوي متولد 1333 در لامرد فارس است كه در سال 1349 به کسوت روحانیت در آمده، تحصیلات حوزوی خود را ابتدا در نجف و سپس در آبادان و حوزه علمیه قم و تهران نزد اساتیدي چون حضرات آیات اعتمادی، محقق داماد، حسینی کاشانی، باکوئی، پدر و مرحوم ستوده گذرانده و درس خارج را از محضر حضرات آیات خامنه اي، فاضل لنکرانی، موسوی اردبیلی، محمد یزدی و هاشمی شاهرودی بهره برده است و همزمان دوره کارشناسی را در مدرسه عالی تربیتی و قضایی قم (دانشگاه قم فعلی) در رشته علوم تربیتی، کارشناسی ارشد را در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی و مقطع دکتری را در همان رشته در دانشگاه فردوسی مشهد به پايان رسانده است.

دكتر علوي همچنين با عضویت در هیأت علمی دانشکده صدا و سیما همزمان در مراکز دانشگاهی دیگر نظیر پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه علوم و مذاهب به تدریس پرداخته و با سابقه نمایندگی چهار دوره مجلس شورای اسلامی (دوره اول، دوم، چهارم، پنجم)، اكنون نمايندگي ولي فقيه و رياست سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران را بر عهده دارد. متن حاضر حاصل گفت‌وگوي «تابناك» با ايشان درباره شادي و نشاط اجتماعي از منظر اسلام است.

تابناك: آیا اساساً اسلام دین شادی است؟ لطفاً مستندات فقهی موجود در این خصوص را بيان كنيد.

علوي: اسلام دین طبیعت و فطرت انسان است، و در نگاهی فراگیر همه نیازهای طبیعی انسان را در نظر گرفته و بر پایه مصالح و سود و زیان انسان، به آنها پاسخ مناسب می دهد. شادی و اندوه، در جای خود مورد نیاز انسان هستند و اسلام هر یک را در جای طبیعی خود برای انسان می پسندد. مثلاً به هنگام آغاز یک زندگی مشترک و شکل گیری یک خانواده، انسان ها شادی را می پسندند. و در صحنه های غم بار شادمانی را نمی پسندند. ولی اصل را در زندگی انسان بر شادی می گذارد. حضرت علی(ع) می فرماید: «شادی انبساط خاطر و نشاط می آورد و غم و اندوه، دل را گرفته و نشاط را برمی چیند.» و در سخنی دیگر، اوقات شادی را، غنیمت معرفی می کند.

لیک آنچه مهم است، منشاء شادمانی و یا اندوه است، که دل انسان را چه چیزی شاد و یا دچار اندوه کرده است. بنابراین شادی گاه کاذب و گاه صادق است و به عبارت دیگر گاه سالم و گاه ناسالم و می توان گفت شادی گاه رواست و گاه ناروا. قرآن شادی قارون به ثروت انباشته خود را کاذب دانسته و ثروت را نه ابزار شادمانی بلکه ابزار نیکوکاری و احسان و زندگی شرافتمندانه، و پرداختن به آخرتی سعادتمندانه بر می شمرد و در جایی دیگر شادی های کاذب و سر مستی های ناروا را زمینه ساز آخرتی ناخوشایند می داند.

اما مستندات فقهی در این خصوص، اولاً همان آیات و روایاتی که به آنها اشاره شد مستندات فقهی مطلب فوق هستند، ثانیاً تلاش و دقت نظر و اجتهاد فقها در عرصه فقه بیشتر ناظر به احکام الزامی اسلام یعنی واجب و حرام می باشد، و به مستندات احکام تنزیهی یعنی مکروه و مستحب با آن دقت نمی پردازد و در ادله مستحبات با تسامح برخورد می کنند، چون بحث شادی و اندوه در حیطه احکام الزامی نیست طبیعی است که نمی توان انتظار آن دقت نظرها را داشت.

تابناك: یکی از مسائل امروز درک نادرست از شادی سالم و غیر سالم یا لهو و لعب می باشد، چه ملاکی برای بازشناسی آنها داریم ؟

علوي: اسلام آن شادی و اندوه را در جای خود می ستاید که از رفتار اختیاری خود انسان سرچشمه گرفته شده باشد، و رویدادهای غیر اختیاری را شایسته شادی و اندوه نمی داند. قرآن ما را سفارش می کند که بخاطر آنچه از دست داده ایم (مال، بستگان و موقعیت و...) سر در گریبان غم فرو نبریم و به خاطر آنچه به دست می آوریم از شادمانی خود را گم نکنیم چرا که آنچه از دست رفته، برای رفتن بوده، و آنچه به دست آمده ماندگار نیست و واکنش صحیح انسان در این زمینه شکر آنچه به دست آمده، و صبوری در برابر آنچه از دست رفته، می باشد. این است که شادی روا، نشاطی است که مثلاً از خدمت به دیگران نشأت گرفته باشد و اندوه بجا، غمی است که از عدم توفیق در امر خیری بر دل نشسته باشد.

حضرت علی(ع) می فرماید: شادمانی تو بیشتر به خاطر کار خیری باشد که انجام داده ای، و اندوهت بیشتر برای کار خیری باشد که از دست داده ای و در سخنی دیگر می فرماید: شادی مؤمن آن گاه است که پروردگارش را اطاعت کند، و اندوهش آن گاه که گناهي مرتكب شود. امام صادق(ع) نيز شادی نشأت گرفته از سه خصلت را می ستاید: 1) وفاداری 2) رعایت حقوق دیگران 3) ایستادگی در برابر سختی ها

پس می توان ملاک شادمانی روانی انسان را در موفقیت انسان به خاطر آنچه مایه رشد اوست دانست، همانند موفقیت های تحصیلی، مدیریتی، اخلاقی، شخصیتی، عبادی و آنچه ادراکات، احساسات و عواطف انسان را در مسیر غیر ارزشی قرار دهد، شادی کاذب و ناسالم بشمار آورد.

تابناك: از نظر اسلام چه کارهایی بايد انجام شود تا جامعه به سمت شادی ناسالم نرود ؟

علوي: اسلام کلیه تفریحات سالم را مجاز می شمارد و تفریحاتی را نمی پسندد که اثرات ویرانگر بر خود انسان و یا دیگران داشته باشد. مثلاً شوخی را تا جایی که تنها شادی را بر دلها بنشاند توصیه می کند ولی اگر تخریب شخصیت خود انسان و یا دیگران را در پی داشته باشد آن را نکوهش می کند. چنانچه رسول اکرم (ص)‌می فرمود: من شوخی می کنم ولی جز حق نمی گویم. مفاد این حدیث این است که برای شاد کردن خود و یا دیگران نباید پا را از جاده حق بیرون نهاد. ولی شوخی شادی آفرین در چهارچوب ارزش ها، سنتی از سنن ايشان به شمار می رود.
حضرت در سخنی ديگر می فرماید: مؤمن شوخ و خنده رو و منافق اخمو و عصبانی است. امام صادق(ع) نيز هیچ مؤمنی را بی بهره از شوخی نمی داند. روزی حضرت به یکی از یارانش به نام یونس شیبانی فرمود: با یکدیگر شوخی می کنید؟ گفت: کم. حضرت فرمود: این گونه نکنید، زیرا شوخی از خوشخویی است و تو به وسیله آن، برادرت را شاد می کنی.

بنابراین اسلام نه تنها با شادی مخالف نیست بلکه آن را توصیه نموده و انسان شوخ را که باعث شادی دلها شود محبوب خدا می خواند به شرط آنکه در عالم شوخی پا از نزاکت فرا نگذارد. چنانچه امام باقر(ع)‌ می فرماید: خدای عزوجل دوست دارد کسی را در میان جمعی شوخی و بزله گویی کند به شرط آنکه ناسزا گویی نباشد.

چنین شوخی های ناروا، دوستی ها را آسیب رسانده و در سخن پیشوایان ما تخم کینه و نطفه دشمنی تلقی شده است و برای صیانت روابط اجتماعی از آسیب، انسانها به پرهیز از چنین شوخیهایی توصیه شده اند. اضافه بر اینکه روایات زیادی ما را به اعتدال در شوخی و خودداری از زیاده روی در آن سفارش کرده وشوخی زیاد را باعث کوچک شدن، ریزش آبرو، کاهش هیبت، شکستن حرمت، کم شدن وقار دانسته و آن را نشأت گرفته از حماقت دانسته اند.

ملاحظه می کنیم عرصه ای که اسلام برای شادی و شادی آفرینی گشوده است عرصه ای پهناور است و پاسخگوی نیاز طبیعی انسان به شوخی و شادی، و عدم قناعت انسان به این مقدار و پا از آن فراتر نهادن به زیان خود انسان است و شادی کاذبی است که پیامدهای ناخوشایندی خواهد داشت و اسلام برای حفظ انسان از آن پیامدها، وی را از گام نهادن در این محدوده بازداشته است.

تابناك: با این تفاسير آیا شاد کردن دیگران با رعایت چارچوب ها تنها امر مباحي است که جنبه مثبت و منفی آن یکسان است؛ یا مستحبي است که کفه مثبت آن برتری دارد؟

علوي: سئوال خوبی است، شادی آفرینی با رعایت چارچوب ها نه تنها مجاز که مستحب است و روایات فراواني در این زمینه داريم. رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد سازد از خدا بیمه گرفته و هر که از خدا بیمه می گیرد روز قیامت در امان خواهد بود.اگر این شادی آفرینی متوجه دردمندان و خردسالان باشد از ارزش بیشتری برخوردار خواهد بود.

رسول اکرم(ص) می فرماید: در بهشت سرایی است به نام دارالفرح (شادی سرا)، تنها کسانی وارد آن می شوند که ایتام مسلمانان را شاد کرده باشند و در روایتی به همین موضوع می فرماید: کسانی وارد آن می شوند که کودکان را شاد کنند. شاد کردن چنین اقشاري در مقطعی از عمر که بسیار تأثیر پذیرند آنها را از عقده دار شدن مصون می دارد و از آنها شخصیت سالمی در آینده می سازد.

حضرت علی(ع) می فرماید: سوگند به آن که همه صداها را می شنود، هر کس دلی را شاد سازد، خدا از آن شادمانی لطفی بیافریند، و چون به مصیبتی گرفتار شود، آن لطف همچون آبی که از بلندی جریان یافته، به سوی آن مصیبت روانه شده و آن را از او دور می گرداند و امام صادق(ع) نيز می فرماید: کسی از شما فکر نکند که اگر مؤمنی را شاد کند تنها او را شاد ساخته، بلکه به خدا قسم ما را و بلکه رسول خدا را شاد کرده است.

ناگفته نماند كه روایات بسیار دیگری که ما را به تلاش در جهت ایجات فضایی شاد، سرشار از مهر و محبت و آکنده از عشق و صمیمیت و نشاط و شادابی در جامعه فرا می خواند، در منابع فقهي ما موجود است.

تابناك: در سیره پیامبر و ائمه تناسب میان نشاط و حزن چگونه بوده است؟

علوي: اجازه بدهید سئوال را اصلاح کنیم زیرا نقطه مقابل حزن، نشاط نیست بلکه شادی نقطه مقابل حزن است و نشاط معلول شادی یا حزن می باشد. نشاط تنها پدیده شادی نیست، بلکه چه بسیار که حزن و درد و اندوه نشاط آفرین باشد، و آنچه مهم است همین نشاط است که انسان و جامعه نشاط داشته باشند خواه منبعث از شادی و خواه از حزن و اندوه. کم نیستند انسان هایی که با نالیدن از داغ فراق و تحمل سختی ها، تلاش برای وصال به آنها نشاط زائد الوصفی می دهد، به گفته بابا طاهر:

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
 پسندم آنچه را جانان پسندد

گاه حال و هوایی که به جوانی در ایام محرم دست می دهد و یا قرائت زیارت عاشورا و یا دعای ندبه سرشک از دیدگانش می گیرد، چنان نشاطی به وی دست می دهد که نشاط برگرفته از شادی در برابر آن، نشاطی مجازی شمرده می شود. گاه محافل انس با قرآن و تأثیر آوای دلنشین کلام خدا بر دل جان و انسان، و غلتیدن قطرات اشک معنادار از دیدگان شنوندگان جوان، چنان نشاطی را به وجودشان حکمفرما می کند که جان دیگری می شوند. به گفته علامه اقبال لاهوری:

فاش گویم آنچه در دل مضمر است
 این کتابی نیست چیز دیگر است
چون به جان در رفت جان دیگر شود
 جان چو دیگر شد جهان دیگر شود

اما تناسب حزن و شادی در سیره امامان بحث دیگری است که نیاز به فرصت بیشتری دارد.انچه مهم است می بایست در عرصه های شادی و غم خود را با آنان گره بزنیم که فرموده اند:شیعیان ما از سرشت با فضیلت ما آفریده شده اند در شادی ما شاد و در غم و اندوه ما،اندوهگین اند.

تابناك: سال نو فرا رسیده و عید نوروز است، به نظر شما جايگاه نوروز در اسلام كجاست؟

علوي: نوروز یکی از اعیاد باستانی است یعنی ایرانیان قبل از اسلام آن را عید می دانستند اسلام در برخورد با عرفیات، آداب، سنن و رسوم ملل مختلف با توجه به محتوای آنها با آنها برخورد نموده است یعنی اگر محتوایی عقلایی، منطقی و ارزشمند داشته باشند آنها را تایید نموده و پذیرفته است ولی اگر محتوای آنها غیر عقلایی، شرک آلود، مخالف فطرت آدمی و ضد ارزشی بوده تنها به دلیل اینکه یک عرف رایج بوده آن را نپذیرفته و به شدت آن را نکوهش کرده و استدلال به رفتار گذشتگان را غیر منطقی و غیر عقلایی ارزیابی نموده است.

مثلاً در اعراب قبل از اسلام طواف برهنه به دور کعبه به استناد گذشتگان رایج بوده که اسلام آن را به شدت نفی نموده و این کار گذشتگان را از سر بی عقلی دانسته و نسل های بعدی را به تفکر در عرفیات گذشته و پرهیز از آن بخش غیر عاقلانه فرا خوانده است.

یا مثلاً در ایران به دلیل نگاه تقدس آمیز به گاو، از ادرار گاو برای شستشوی صورت و نیز آشامیدن به صورت یک عرف و سنت استفاده می کردند که اسلام چنین عرف غیر عقلایی را پس از ورود به ایران برانداخت و یا آن دسته از عرفیات و رسوم و سنن که با عقل مغایرتی نداشته و از نظر محتوایی بار شرک آلود نداشته مورد پذیرش اسلام قرار گرفته و یا لااقل مردود شمرده نشده اند.

در این میان از احادیثی که در دست داریم چنین به دست می آید که نوروز از سوی پیشوایان ما پذیرفته شده، چرا که حیات دوباره طبیعت که الهام بخش حیات مجدد انسان پس از مرگ است گرامی داشته می شود. مثلاً در عید نوروز هدیه ای خدمت امیر المؤمنین(ع) آوردند، حضرت پرسید: این چیست؟ عرض کردند: ای امیر المؤمنین امروز نوروز است. امام فرمود: هرروزتان را نوروز کنید و در سخنی فرمودند: هر روز ما نوروز است.

امام صادق(ع) می فرمود: چون عید نوروز فرا رسد بدن خود را بشوی و جامه های پاکیزه بپوش و با خوشبوترین عطرها خود را معطر کن و آن روز را روزه بدار و در حدیث مفصلی که به یکی از یارانش معلی بن خنس می فرماید: آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کرد: فدایت شوم این، روزی است که ایرانیان آن را گرامی می دارند و در آن به یکدیگر هدیه و عیدی می دهند.

امام فرمود: سوگند به آن خانه کهن که در مکه است، این روز یک ریشه کهن دارد که من برایت توضیح می دهم. ای معلی روز نوروز، همان روزی است که خداوند در آن روز از بندگان خود پیمان گرفت او را بپرستند و هیچ شریکی برایش نیاورند و به فرستادگان و صحبت های او و به امامان ایمان بیاورند. نوروز نخسین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد، هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید. نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است.

برخورد با عید ـ هر عیدی که باشد ـ در اسلام فرهنگ خاص خود را دارد، ضمن این که باید در عید شاد بود، دید و بازدید از یکدیگر نمود، لباس نو پوشید و خود را معطر ساخت، لیک باید توجه داشت که روح عید را نباید فراموش کرد و پیام آن را باید به درستی دریافت. در همین راستا حضرت علی(ع) می فرمایند: عید از آن کسی نیست که لباس نو بپوشد، بلکه عید از آن کسی است که هشدار الهی را دریافته و با رفتار صحیح خویش، خود را از تهدید الهی ایمن ساخته باشد و در سخنی دیگر هر روزی که انسان در آن معصیت نکند عید است. پس می توان هر روز را عید کرد و هر روز را نوروز، و دریغ است که صفای عید را با رفتار هوس آلود بیالاییم.

البته در زمینه روایات پیرامون نوروز این نکته را ناگفته نگذاریم که روایتی نیز داریم که پس از شهادت امام صادق(ع) و در سال های آغازین امامت امام کاظم(ع)، منصور دوانیقی در نوروز محفل بیاراست و امام را خواست و پیشنهاد نشستن در محفل را داد، امام فرمود: نوروز عید پارسیان است و اسلام آن را از میان برداشته و ما بار دیگر برقرار نمی کنیم.

گرچه مسئله نوروز مسئله ای نیست که فقها را به کار استنباطی خاصی وادارد زیرا هیچ حکم الزامی در آن از قبیل حرام بودن روزه گرفتن مانند فطر و قربان وجود ندارد، اما با توجه به روایات متعارض درباره آن، اظهار نظرهایی شده و برخی روایت معلی بن خنس را گرچه از نظر سند قوی تر و از نظر شهرت مشهورتر دانسته اند، لیک از جهت صدور آن را حمل بر تقیه کرده اند.

اما چنین حملی چندان موجه به نظر نمی رسد، زیرا فقهای عامه اعتقادی به نوروز نداشته اند و خلفا نیز با مخالفان نوروز برخورد خصمانه ای نداشته اند تا امام را ناچار به تقیه نمایند، بلکه سخن امام کاظم(ع) را صرف نظر از وضعیت سند، می توان بر نفی بهره گیری مزورانه خلفای بنی عباس از نوروز و امثال آن حمل نمود به همان ترتیبی که فیض کاشانی روایات حرمت غنا و موسیقی را بر غنای مستعمل در دستگاه خلفای جابر حمل نموده است که تفصیل آن را باید در جای خود جستجو کرد.

در پایان، عید باستانی نوروز را به همه هموطنان عزیز به ویژه خانواده معظم شهداء و مقام معظم رهبری تبریک گفته و سالی خوش و سرشار از کامیابی و شادمانی و نشاط و بالندگی و پیشرفت و سازندگی و عزت و سربلندی را برای همه مسلمانان به ویژه ملت عزیز ایران اسلامی مسئلت داریم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۴ ۱۰:۵۳

با سلام و درود به بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران فقط مى توانم عرض كنم كه بگم خالصانه سيد محمود علوى دوستتش داريم دوستت داريم سيد محمود. ناصر حقيقت اهلى از امارات دبــــى

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۴ ۰۹:۱۳

عباراتي كه در رابطه با ايشان به كار برده شد كاملا غلو آميز و ساختگي است . اميد است رضاي افراد را بر رضاي خداوند متعال ترجيح ندهيم .

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۳ ۱۷:۴۴

حضور انورتان عرض کنم در وندیداد زرتشت اکیدا" ودر چندین جابه تقدس ادرار گاو اشاره شده است ودر اینکه باقیمانده اصول زرتشتی هم اکنون در هندوستان اجرا میشود (تقدس فضولات گاو)مطلبی نیست که نیاز به اثبات زیادی داشته باشد

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۳ ۰۸:۳۰

بارها و بارها شاهد بوده ام گروههای چند صد نفری از خانواده های ارتش در معیت آقای دکتر علوی به کوهپیمایی در کوههای اطراف تهران پرداخته اند و در آنجا برنامه های معنوی مانند دعای ندبه و زیارت عاشورا نیز اجرا شده ، آنچه خاطره آن برنامه ها را در ذائقه ما شیرین تر می کرد سخنرانی های اخلاقی و واقعا شاد و تاثیرگذار آن بزرگوار بود*****فرزند یک ارتشی!

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۲ ۲۳:۰۸

بسیار عالی

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۲ ۱۱:۳۸

بله، آقاي دكتر علوي همان فرديست كه در برنامه تلويزيوني صندلي داغ شبكه 2 شركت داشتند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۱ ۱۰:۰۲

نوروز هم شد براي شيعيان ديگر چيزي براي ساير مذاهب واديان باقي نمانده

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۰ ۲۳:۰۸

چندجمله به عرض برسانم 1.خواستم بدانم زمانی که ساسانیان نوروزرا جشن میگرفتند شیعیان کجا بودند.2.مستندات اقای مطهری درباره ادرار گاو کجاست3.ازدیدگاه اقایان ایا شادی جز فطرت انسان است یا نه اگر هست چرادرجشنهای مذهبی بخصوص اعیاد بزرگ اسلامی ندیدهایم که یکی از اقایان حداقل دست بزند .اقای دکتر شما خوب میدانید که ابراز شادی در مذهب شیعه جایگاهی نداردواگربقول شما شادیهم داریم درمقابل اینهمه عزا هیچ است.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۰ ۲۰:۲۰

آيا اين آقاي دكتر علوي همان فردي است كه در تلويزيون در برنامه صندلي داغ شبكه 2 همه را به وجد آورد؟ اگر ايشان همان آقاي دكتر علويست الحق بايد چنين فردي از شادي در اسلام حرف بزند

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۲۰ ۱۵:۳۲

دکتر علوی بحث جالب توجهی را مطرح کرده نگاه متفاوت ایشان به مسائل تحسین برانگیز است.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۲۰:۴۰

فرموديد در بهشت سرايي است به نام دار الفرح (شادي سرا) خدايا ما را داخل در اين سرا نما!

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۲۰:۳۴

با اين تاكيدي كه اسلام درباره شادي داشته چرا در فرهنگ ما غلبه با افكار و اعمال غمگين بيشتر است

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۹:۴۷

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۹:۴۱

الحق والانصاف آقای دکتر علوی خود ابراز شادمانی را در ابراز رفتار اجتماعی خودشان درونی کرده اند - همکار 2 دوره مجلس شورای اسلامی با آن بزرگوار.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۹:۳۳

بنده یک طلبه هستم و با حدیث و روایت به صورت جدی سروکار دارم احادیثی که جناب آقای دکتر علوی در مصاحبه خود بدان استناد کرده را در منابع معتبر حدیثی دیده ام آیت ا.. ری شهری بسیاری از احادیث ذکر شده را در میزان الحکمه آورده است.ضمنایک گفتگوی ژورنالیستی و مطبوعاتی با یک نوشته پژوهشی تفاوت اساسی دارد در نوشته ی پژوهشی منابع یکایک احادیث را ذکر می کنند اما در اینگونه مصاحبه ها ذکر منابع انتظار معمولی نیست. زمانی که در حوزه علمیه درس می خواندم در کتاب مکاسب شیخ انصاری (ره)بحث موسیقی که آقای دکتر علوی بدان اشاره کرده را دیده ام .درباره حدیث امام کاظم علیه السلام نیز در تعدادی از کتب حدیثی وجود دارد که برخی آن را پذیرفته اند همانطور که دیدیم آقای دکتر علوی حدیث امام صادق علیه السلام را بر آن ترجیح داده اند. از سایت بازتاب درخواست می شود زحمتی بکشد برای روشن شدن ابعاد بحثهای مطرح شده گفتگویی با استاد علوی داشته باشد.با تشکر

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۹:۰۰

مگر یدا.. فوق ایدیهم در قرآن به این معناست که خدا دست دارد و یا در هر شعری کلمه می به معنای مشروب مست کننده است. این "اولین روزی که خورشید در آن طلوع کرد " تفسیر ادبی و استعاره ای از تابش اشعه خورشید در گردش جدید زمین به دور آن می باشد. بهتر است کلام بزرگان را با ظرافت بیشتری بنگریم و بفهمیم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۸:۵۴

خدا را شکر سخنی شاد از اسلام توسط عالمی دینی و سیدی خوش سیما! شنیدیم البته با نگاهی به مشکلات اجتماعی و خصوصا اقتصادی عموم مردم متوجه می شویم که نمی توان حتا به شادی فکر کرد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ۰۸:۴۳

من آقای دکتر علوی را از نظر علمی کاملا می شناسم آن بزگوار کسی نیست که بدون سند حرف بزند بحث استفاده ایرانیان از ادرار گاو و تقدس گاو در بین ایرانیان را در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران استاد شهید مطهری دیده ام.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۸ ۱۲:۱۵

از این که از شخصیت محبوب استفاده کردید بسیار ممنون هستیم حقیقتا خدمات ارزشمند این سید بزگوار به مناطق محروم به ویژه جنوب فارس تا ابد ماندگار و همه مردم مدیون ایشان هستند

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۷ ۰۰:۳۶

متشكر.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۶ ۰۸:۰۷

آن بزرگواري كه نظر جناب فيض در رابطه با موسيقي ج.يا بود به كتاب فقهي ايشان مفاتيح الشرايع مراجعه كنند با اين ايميل تماس بگيرند kajkolah@gmail.com

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۵ ۰۹:۲۲

از سايت تابناك بخاطر انتخاب اين موضوع و از جناب آقاي دكتر علوي به دليل ارايه پاسخ هاي شفاف تشكر مي كنم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۲ ۱۷:۲۸

ایشان اشاره ای نکردند که آیا میشود بجای عطر از ادکلن استفاده کرد یا خیر!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۲ ۰۹:۳۹

لطفا به این آقای دکتر عرض کنید موضوع گاو مربوط به هندی ها (هندوها) است نه ایرانیها خلاصه همینطور می چسبانید به ایران قدیم

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۱۶:۰۳

به هر حال ایشان توضیح ندادند چه چیز شاد هست چه چیز حزن، ایا اینکه در شب تولد حضرت عباس بیایند روضه ایشان را بخونند ومردم گریه کنند وباعث نشاط روحشون بشه شادی هست؟ لطف کنید نمونه عملی بیان کنید نه باز بریم تو فکر که چی شاد هست چی نه؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۱۵:۰۹

حدیث نقل شده از امام کاظم(ع) ایا مستند است یا همچون برخی دیگر از احادیث جعلی است؟ بنظر می رسد با توجه به تاکیدات حضرت علی و امام صادق(ع) حدیث منقول از امان کاظم خیلی قابل اعتماد و اعتنا نباشد. ایکاش اصلا در این متن معرفی نمی شد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۰۹:۵۶

متاسفانه ما همواره تلاش مي كنيم هر سنت قومي را به دين وصل نماييم. اسلام يا هر دين ديگر آسماني يك سري اصول دارد و هر سنتي كه در تعارض با آن اصول نباشد انجام آن مباح خواهد بود و لزومي براي تطبيق آن با دين يا صحه گذاشتن دين بر آن نيست. زندگاني ما شامل روزانه بيست چهار ساعت كار و تلاش است كه تنها بخش اندكي از آن به عبادت و طاعت اختصاص مي يابد و بقيه را امور روزمره در بر مي گيرد حالا برنامه هاي ويژه نوروز كه هر ساله تكرار مي شود كه جاي خود دارد و نبايد اصولا بررسي كنيم آيا با اصول ياد شده ديني در تعارض است يا آيا آن ها را دين تاييد مي كند يا خير؟ و يا آيا ريشه در دين دارد يا خير؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۰۹:۵۵

با سلام و تشکر از نویسنده محترم می خواستم در صورت امکان نویسنده محترم منابعی را در خصوص بند انتهایی مصاحبه نظر فیض کاشانی در خصوص حرمت غنا و موسیقی به اینجانب معرفی نمایند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۰۸:۱۶

با تشكر بسيار از درج اين مقاله ، بنظرم كه احاديث درج شده در اين مقاله بسيار زيبا ، صريح، لطيف و گويا بودند و جاي هيچگونه تفسير به راي باقي نمي‌گذاشتند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۰۰:۵۸

آقا اولین روزی که خورشید در آن طلوع کرد یعنی چی؟! خورشید تا قبل از آن روز خاموش بود و بعد روشن شد، یا این که زمین را از جای دیگر آوردند و در این روز دور خورشید گذاشتند؟! آیا سند این حرف‌ها هم مثل سند شستشوی سروصورت با ادرار گاو توسط ایرانیان است؟!

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۱۰ ۰۰:۴۱

تشکر از شما که از چنین نوابغی استفاده می کنید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۰۹ ۲۳:۰۸

درک این نوع شادی برای کسی که شادی کردن را به روش غربی یادگرفته بسیار مشکل است ، اول می خواستم بگویم توضیحاتتان کافی نبود اما بعد متوجه شدم که خود توان فهمیدن ندارم .

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۰۹ ۱۰:۱۱

البته امروز هم در كشور هندوستان براي شستن صورت ازادرار گاو استفاده مي شود لكن انها هندو هستند وبه قصد تقدس اين عمل را انجام مي دهند ولي اينكه در ايران هم از اين گونه اعمال استفاده مي شده است نمي دانم اگر جناب علوي سند اين مطلب را ارايه نمايند متشكر خواهم شد

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۰۹ ۰۳:۲۸

اگر اسلام دین فطرت انسان است لطفا برای هر واکنش فطری دستورالعمل صادر نکنید آخه ما مردم مسلمان ایرانی‌ طرز خندیدنمان هم باید به ما دیکته شود. برای شاد بودن هم همه باید طبق نظر آقایان کارشناسان شادی عمل کنند. میدانید اسم این رویه چیست؟ به این کار میگویند دخالت.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۰۸ ۲۳:۰۰

خیلی سخت نگیرید کشور ایران پیش از اسلام یک امپراطوری پهناور بوده که تا سرزمین هند را هم شامل می شده شاید آنجاها که گاوپرست هم بودند از این جور کارها می کردند. بالاخره جزو ایران بودند . یقینا من و شما منظور آقای دکتر علوی نیستیم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۱/۰۸ ۱۸:۰۱

لطفا به یکی از اسناد تاریخی که نوشته شده است ایرانیان از ادرار گاو برای شستن استفاده می کردند و در ضمن از آن می نوشیدن اشاره فرمائید. حدیث نه سند تاریخی

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.