جمهوري در «جمهوري»
دكتر غلامعلي رجايي
روز گذشته خبري كوتاه من را بسيار متأثر كرد؛ آن هم در روزهايي كه ما تنها چند روز با دوازدهم فروردين؛ روزي كه در آن، مردم شريف و آگاه ما در رفراندومي كمنظير، به جمهوري اسلامي رأي خيرهكنندهاي دادند.در اين خبر، خانواده مرحوم دكتر يدالله سحابي در اطلاعيه مختصري به مردم اعلام كردهاند: ششمين مراسم سالگرد درگذشت اين سياسي متدين و باسابقه كه در روزگاراني نه چندان دور، امثال شهيد رجايي، شهيد بهشتي، مرحوم كيومرث صابري (گلآقا) و ... در دبيرستان غيرانتفاعي كمال نارمك كه او تأسيس كرده بود، سمت آموزگاري داشتهاند، به دليل مخالفت مسئولان امنيتي برگزار نميشود.
همچنين رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت وي، پيام تسليتي صادر كردند و شخصيت وي را ستودند و نوشتند:«مرحوم دکتر سحابی مردی باايمان باحقيقت خوش روحيه و مقاوم بود. در دوران نظام جمهوری اسلامی پس از مقطعی که وی از قوای مجريه و مقننه خارج شد اختلاف برخی از ديدگاه هايش با مسئولان کشور وی را به وادی بی انصافی و غرض ورزی سوق نداد. اومردی ديندار و متعبد و درست کردار بود.»
اين خبر مختصر را كه خواندم، به اين انديشه افتادم كه چرا در كمتر از سه دهه، وضع حوصله و تحمل برخي به گونهاي رشد كرده و به جايي رسيده كه تحمل برپايي يك مجلس ختم در حسينيه ارشاد تهران را براي يك درگذشته ـ هرچند مخالف با سليقه مسئولان پيشين و كنوني ـ ندارد؟!
آيا حق شهروندي در جمهوري به همين سادگي، آن هم در دهههاي اول انقلاب، نقضشدني است؟ چه تفاوتي بين اين حق شهروندي خانواده بزرگاني همچون شهيد مطهري، شهيد بهشتي و ... با خانواده مرحوم دكتر سحابي در برگزاري يك مجلس ترحيم است؟
آيا بر پايه قانون اساسي و حتي شرع مقدس، خانوادهاي را ميتوان از برپايي يك مجلس سالگرد ترحيم، صرفا به بهانه دگرانديشي محروم كرد؟
آيا تفاوتي در اين زمينه بين خاندان حضرت امام ـ كه حق بزرگي بر گردن ملت ايران هميشه داشته و دارد و البته ملت هم به فرموده ايشان بر گردن همه كساني كه به حكومت رسيدهاند، صاحب حقي عظيم و انكارناشدني است ـ و خانواده مرحوم دكتر سحابي و بازرگان و ... هست؟
به كجا ميرويم؟ اگر اين اطلاعيه درست باشد و مسئولاني كه با برگزاري چنين مجالسي مخالفت كردهاند، در برقراري امنيت يك جلسه در سه ساعت ناتوانند، بايد در صدد رفع ناتواني خود برآيند و اگر ناتوان نيستند، چرا با چنين تصميمات ناپختهاي، از آبروي نظام هزينه ميكنند؟
همه كساني كه صاحب اين قلم را ميشناسند، به اين نكته آگاهند كه اين كمترين، هيچ تعلق و وابستگي سياسي و فكري به نهضت آزادي ايران نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تنها دفاع و حمايت از حريم شهروندي مندرج و مصرح در قانون اساسي براي همه است كه وي را به چنين عرصهاي كشانده است.
آيا بهتر نيست آقايان مسئولان امنيتي، اجازه برپايي چنين مراسمي را بدهند و درباره سخناني كه گفته خواهد شد، از پيش به قضاوت ننشينند؟
آيا اساس اين جمهوري با چند ساعت سخنراني متزلزل ميشود؟ و يا اينكه برخي بر اين باورند كه بايد مجالسي برپا شود كه در آن، تنها مدح نظام و مقامات مطرح شود؟ دهها و صدها هزار ساعت رسانههاي خبري بيگانه و غيربيگانه در ضديت و مخالفت با نظام چه آسيبي به آن رسانده است كه اين چند ساعت مجلس بزرگداشت به آن آسيبي برساند؟ چرا اينقدر كوته ميانديشيم؟ چرا برخي ميكوشند با تصميمات و كارهاي خود، اينقدر نظام را ضعيف و ناتوان و شكننده و ... قلمداد كنند؟
در خبرهاي ديروز آمده بود كه سيدحسين موسويان، بار ديگر از اتهام جاسوسي تبرئه شد! تاوان آن همه بيآبرويي به او و خانواده و ... را كه در روزنامههايي كه خوشبختانه، تاريخ همه آنها را در خود به دقت ثبت و ضبط كرده، چه كسي و از كجا پرداخت ميكند؟ آيا جز از آبروي نظام هزينه ميشود؟ جامعه به ما چه ميگويد؟ هر از چند گاه، كسي را جاسوس ميكنيم، مثل موسويان؛ رشوهگير معرفي ميكنيم، مثل كرباسچي و بعد معلوم ميشود با اجازه وزير كشور، وقت قرضالحسنه به او دادهاند.
براي يك سخنراني در مجلس محدود، حكم اعدام صادر ميكنيم و با مطرح كردن يك مفسد و به قول بعضي، فعال اقتصادي! چهرههايي سياسي و از طيف غيرخودي! را به خاك سياه مينشانيم. تا كي اينگونه قضايا ميخواهد از خزانه آبروي نظام برداشت كند؟
بايد پرسيد، سي سال پيش، اين مردم به كدام «جمهوري اسلامي» رأي مثبت و آري دادند؟ به جمهوري اسلامي كه برخي در آن بيايند و اجازه برگزاري ختم هرچند به يك مخالف ندهند؟ يا از در و ديوار بعضي رسانههاي موجود در آن، اتهام و تهمت ببارد و بعد معلوم شود از پايه غلط بوده است؟ يا به جمهوري اسلامي كه مدافع حقوق انسانها و شهروندان جامعه، از هر مذهب و گرايش و سليقه است؟
قطعا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند تا به احكام شرع مقدس اسلام، از حقوق مردم دفاع شود كه اينچنين نيز هست. اما گويا برخي، رفتارها و عملكردهايي از خود بروز ميدهند كه اذهان و افكار عمومي را نسبت به جمهوري اسلامي مخدوش ميسازد و چه بسا اينان خودسرانه دست به راهاندازي يك جمهوري در «جمهوري اسلامي» زدهاند.
خدايا اين همه خطا را بر ما مگير و به ما شرح صدري را كه به پيامبرت هديه فرمودهاي، عطا كن!
اين خبر مختصر را كه خواندم، به اين انديشه افتادم كه چرا در كمتر از سه دهه، وضع حوصله و تحمل برخي به گونهاي رشد كرده و به جايي رسيده كه تحمل برپايي يك مجلس ختم در حسينيه ارشاد تهران را براي يك درگذشته ـ هرچند مخالف با سليقه مسئولان پيشين و كنوني ـ ندارد؟!
آيا حق شهروندي در جمهوري به همين سادگي، آن هم در دهههاي اول انقلاب، نقضشدني است؟ چه تفاوتي بين اين حق شهروندي خانواده بزرگاني همچون شهيد مطهري، شهيد بهشتي و ... با خانواده مرحوم دكتر سحابي در برگزاري يك مجلس ترحيم است؟
آيا بر پايه قانون اساسي و حتي شرع مقدس، خانوادهاي را ميتوان از برپايي يك مجلس سالگرد ترحيم، صرفا به بهانه دگرانديشي محروم كرد؟
آيا تفاوتي در اين زمينه بين خاندان حضرت امام ـ كه حق بزرگي بر گردن ملت ايران هميشه داشته و دارد و البته ملت هم به فرموده ايشان بر گردن همه كساني كه به حكومت رسيدهاند، صاحب حقي عظيم و انكارناشدني است ـ و خانواده مرحوم دكتر سحابي و بازرگان و ... هست؟
به كجا ميرويم؟ اگر اين اطلاعيه درست باشد و مسئولاني كه با برگزاري چنين مجالسي مخالفت كردهاند، در برقراري امنيت يك جلسه در سه ساعت ناتوانند، بايد در صدد رفع ناتواني خود برآيند و اگر ناتوان نيستند، چرا با چنين تصميمات ناپختهاي، از آبروي نظام هزينه ميكنند؟
همه كساني كه صاحب اين قلم را ميشناسند، به اين نكته آگاهند كه اين كمترين، هيچ تعلق و وابستگي سياسي و فكري به نهضت آزادي ايران نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تنها دفاع و حمايت از حريم شهروندي مندرج و مصرح در قانون اساسي براي همه است كه وي را به چنين عرصهاي كشانده است.
آيا بهتر نيست آقايان مسئولان امنيتي، اجازه برپايي چنين مراسمي را بدهند و درباره سخناني كه گفته خواهد شد، از پيش به قضاوت ننشينند؟
آيا اساس اين جمهوري با چند ساعت سخنراني متزلزل ميشود؟ و يا اينكه برخي بر اين باورند كه بايد مجالسي برپا شود كه در آن، تنها مدح نظام و مقامات مطرح شود؟ دهها و صدها هزار ساعت رسانههاي خبري بيگانه و غيربيگانه در ضديت و مخالفت با نظام چه آسيبي به آن رسانده است كه اين چند ساعت مجلس بزرگداشت به آن آسيبي برساند؟ چرا اينقدر كوته ميانديشيم؟ چرا برخي ميكوشند با تصميمات و كارهاي خود، اينقدر نظام را ضعيف و ناتوان و شكننده و ... قلمداد كنند؟
در خبرهاي ديروز آمده بود كه سيدحسين موسويان، بار ديگر از اتهام جاسوسي تبرئه شد! تاوان آن همه بيآبرويي به او و خانواده و ... را كه در روزنامههايي كه خوشبختانه، تاريخ همه آنها را در خود به دقت ثبت و ضبط كرده، چه كسي و از كجا پرداخت ميكند؟ آيا جز از آبروي نظام هزينه ميشود؟ جامعه به ما چه ميگويد؟ هر از چند گاه، كسي را جاسوس ميكنيم، مثل موسويان؛ رشوهگير معرفي ميكنيم، مثل كرباسچي و بعد معلوم ميشود با اجازه وزير كشور، وقت قرضالحسنه به او دادهاند.
براي يك سخنراني در مجلس محدود، حكم اعدام صادر ميكنيم و با مطرح كردن يك مفسد و به قول بعضي، فعال اقتصادي! چهرههايي سياسي و از طيف غيرخودي! را به خاك سياه مينشانيم. تا كي اينگونه قضايا ميخواهد از خزانه آبروي نظام برداشت كند؟
بايد پرسيد، سي سال پيش، اين مردم به كدام «جمهوري اسلامي» رأي مثبت و آري دادند؟ به جمهوري اسلامي كه برخي در آن بيايند و اجازه برگزاري ختم هرچند به يك مخالف ندهند؟ يا از در و ديوار بعضي رسانههاي موجود در آن، اتهام و تهمت ببارد و بعد معلوم شود از پايه غلط بوده است؟ يا به جمهوري اسلامي كه مدافع حقوق انسانها و شهروندان جامعه، از هر مذهب و گرايش و سليقه است؟
قطعا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند تا به احكام شرع مقدس اسلام، از حقوق مردم دفاع شود كه اينچنين نيز هست. اما گويا برخي، رفتارها و عملكردهايي از خود بروز ميدهند كه اذهان و افكار عمومي را نسبت به جمهوري اسلامي مخدوش ميسازد و چه بسا اينان خودسرانه دست به راهاندازي يك جمهوري در «جمهوري اسلامي» زدهاند.
خدايا اين همه خطا را بر ما مگير و به ما شرح صدري را كه به پيامبرت هديه فرمودهاي، عطا كن!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چه عالي گفتي
اما گوش شنوايي هست.!!!
آيا اصلاً گوشي وجود دارد كه بشنود؟؟؟
من كه فكر نمي كنم.
اما راه اندازي يك جمهوري در جمهوري اسلامي را حدس مي زنم.
وآنهم خيلي زيركانه
سلام
از رعایت انصاف شما ممنون.
خدای رحمت کند سحابی را پاک زیست و پاک برفت.
خدا همهي ما را ببخشاید. رضایت به ظلم شراکت در ظلم است. خدایا اگر کاری از دستمان در حمایت مظلومی بر نمیآید راضیمان نپسند.
ما شک داریم و شک داریم که چند سال باید هی مراسم بگیرند .نمی شه که هر سال هی مراسم گرفت . حتما نقشه ای هست .البته به نقشه هم مشکوکیم؟
برادر رجايي بسيار زيبا و كاملا بر حق قلم زده ايد ولي كاش نيم نگاهي هم به حقوق احقاق نشده پيش كسوتان جهاد و شهادت بشود كه امام راحل(ره) در خصوص آنها فرمودند: « نگذاريد پيش كسوتان خون و شهادت در پيچ و خم زندگي مادي شان به دست فراموشي سپرده شوند ». كه البته دفاع از حقوق ايشان به طريق اولي دفاع ازجمهوري و جمهوريت است.
درود بر انسان های متعادل، منصف و حق طلب
خدا پدر ومادرت را بیامرزد آقای رجائی واقعا" این سئوال بزرگ " مارا چه شده و چه میشود " را که باید جواب گوید و یا "بکجا میرویم " را کسی جوابی برایش دارد؟ واقعا" اینقدر ضعیف و زبون و شکننده و ترسیده هستید که از مجلس ختم یکی از دلسوختگان و خدمتگذاران این مرز و بوم میترسید و مانع میشوید؟ که چه شود ؟ واقعا" اگر اسم اینکار قدرت نمائیست که وای بر ما در مقابل یک جنگ از خارج دیگر !
احسنت امیدوارم نظام مقدس جمهوری اسلامی به دست همفکران شما (همان خط امامی های واقعی ) برسد.
این خواننده محترمی که فرموده اند "منتها ششمین سالگرد برگزار کردن نیز شک برانگیز است" گویا نمیدانند که ملل دنیا برای چهره های تاریخی خود چه میکنند! آیا در مواجهه با خبر برگزاری مراسم سالگرد برای مرحوم شهید مطهری هم همین نوع شک در دل شما برانگیخته میشد؟!
جناب آقای رجایی
مطلب زیبایی بود و سخنی از جان وجود افرادی چون من. اما در عین حالی که تمام مطلب شما را تایید میکنم مطلبی را سربسته عرض میکنم امیدوارم که از این روزنه دریچه ای نورانی بر شما باز شود. مقصود من از کلام زیر در این نوشته شخص شما هستید: انسانها معمولا تصمیماتشان را بر اساس تجزیه و تحلیلهای درونیشان میگیرند. در هر مورد میتوان بر 2 مبنا تصمیم گیری کرد: تعصب و تفکر. تعصب یعنی بر مبنای نهادینه شده های قبلی تصمیم گرفتن و تفکر یعنی بررسی موقعیت کنونی و شرایط جدید. تعصب یعنی نگاه به اشخاص کردن و تفکر یعنی به اعمال نگریستن.
شاید مطلب بی ربطی به نظر برسد اما در آن به نگاه تایید و تکمیل سخنان خویش بنگرید.
توفیق شما را خواستارم.
ان الله مع الصابرين
درود بر شما ! اما يك سوال دارم و آن اين كه اگر در ساحت قدس نظام اسلامي به كسي ظلم شود . حقي تضييع گردد . آبرويي از بنده خدايي بريزد طبق الگوي علوي مسئول آن كيست ؟! و چه كسي بايد به اين همه ظلمي كه مي رود معترض شده و با مسببين آن برخورد نمايد ؟! به اين صورت كه شما فقط طرح موضوع مي كنيد و دل هر آدمي كه مطلبتان را بخواند خون مي نماييد چه دردي را درمان مي كند ؟ مخاطب مطلب شما براي اصلاح اين امور كيست ؟! و گرنه با طرح موضوع كردن كه كاري درست نمي شود . سال هاست بسياري گفته و نوشته اند و ما هم خوانده و شنيده و خون هم گريسته ايم اما چه تغييري صورت گرفته است ؟!
جناب آقای رجایی
لطفا سابقه برگزاری چنین مجالسی را به یاد آورید که همواره تبدیل به میتینگی جهت یورش به اصل اسلام و جمهوریت و مقامات کشور بوده است و فقط آن را میتوان با عنوان میتینگ ترحیم و نه مجلس ترحیم نامید
با سلام .حرفهایی که گفته شد به جز یک مورد درست بود.اینکه استانه تحمل مسئولین در مورد منتقدین و مخالفین و نظراتشان باید خیلی بیشتر از این باشد و در مورد ابروی افراد در نظام جمهوری اسلامی ایران باید خیلی خیلی احتیاط کرد نظراتی کاملا صحیح می باشد ولی اینکه ابروی افراد ابروی نظام اسلامی است کاملا اشتباه می کنید.اگر اینطور عمل کنیم فساد و بی عدالتی تمام نظام ما را فرا گرفته .سست و نابود خواهد کرد.
مگر براي عزيزاني از اين دست تا بحال بيست و چندمين سالگرد نگرفتهايم اين نشانه تنگ نظري است و نشانه عدم تحمل مخالفين چه خودي و چه غير خودي است و خدا عاقبت اين جمهوري اسلامي را ختم بخير كند ميترسم كه امام زمان هم كه ظهور كنند آقايان زير براساس معيارهاي خود ايشان را بسنجند و شايد هم دين جديدي آمده است كه ما خبر نداريم
آقاي رجايي! بديهي است كه اگر برگزاري اين گونه مجالس در حد يك مراسم يادبود باشد معقول نيست كه با برپايي آن مخالفت شود. اما تجربه نشان داده است اين گونه مجالس ،محمل و محلي براي سودجويي اپوزسيون هاي افراطي مي شود تا به نام آن درگذشته و به كام مطامع و منافع خودشان و بيگانگان حمله كنند.
برادر و همكار ارجمندم جناب آقاي دكتر رجايي، خامهي خوشخرام تو دردهاي اجتماع را پيش چشم مينهند. كاش براي درمان اين دردها هم درمانگران دلسوز و دانايي دست از آستين برآرند!
در پناه پروردگار بينياز باشيد.
احسنت.خداون منصف است و منصفانرا دوست دارد.اگر من نوعی ادعا دارم که دینم و حکومتی که برر پایه ی آن بنا کرده و به آن رای داده ام حق است پس مرا از محاسبه چه باک. مگر نه که اگر من بر اساس حق و اسلام هستم نباید نگران مخالفانم باشم که چه میگویند زیرا که اساس کار صحیح است. وای به روزی که از اسلام فاصله بگیریم و با سد مخالفان حقانیت خود را ثابت کنیم
قلمت پرتوان باد اي مرد شجاع از تبار ياران.
جناب رجايي لازم نيست براي بيان نظر خود كه بسيار متين و درست است، فاصله فكري خود را با نهضت آزادي عميق نشان دهند. همين شخصيت مورد احترام هم عضوي از اين نهضت بوده است. بنابراين ضرورتي ندارد از نهضت آزادي، همانند كفار تبري بجويند تا اتهامي متوجه ايشان نشود.هيچ گروه سياسي بر حقانيت مطلق نيست.
حق با آقای رجائی بود اگر خبر راست میبود اما اینطور که از تمامی تحلیلهای ایشان بر می آید اصل برای ایشان صحت و سقم خبر نیست بلکه بهانه برای کوبیدن جمهوری اسلامی است.
ممنون از دفاع خوبتان از آبرو و حقوق مردم
حق با آقاي رجايي است منتها ششمين ( و همينطور معلوم نيست تا چندمين ) سالگرد برگزار كردن نيز شك برانگيز است و انصافا دلايل ذكر شده مانند عدم تحمل مسئولين نيز دليل اصلي مخالفت با برگزاري اين مراسم نيست . حتما ابعاد بزرگتري دارد كه امثال بنده و شما صلاح نيست بدانيم !!!!!!!!!!!
خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.
احسنت درود برشما برادر خوب مومن
درجمهوري اسلامي به تفسيررايج دردهه اول انقلاب (جمهوري مردم مسلمان ايران) ميزان راي ملت مسلمان بود . درجمهوري اسلامي به تفسير رايج در دهه دوم انقلاب (جمهوري به شرط اسلام) روال چنين بود كه كشور با خواست ملت اداره شود ليكن برنامه ريزي مي شد تا خواست ملت ازآنچه حضرات نامشروع مي دانستند فراتر نرود لكن با روي كار آمدن خاتمي بعضي به اين نتيجه رسيدند كه اين تفسير ( نظارت استصوابي) از ضريب ايمني كافي براي ايجاد انحصار برخوردار نيست لذا موضوع جامعه ولايي ونظام ولايي يعني تفسير سوم از جمهوري اسلامي مطرح شد دراين تفسير كه در سالهاي اخيرفرصت بروز در عرصه اجرا پيداكرد مردمسالاري ديني يعني اينكه مردم چيزي را بخواهند وانتخاب كنند كه حكومت مي خواهد قطعا درچنين تفسيري جايي براي اعتراض براي آنچه حكومت آنرا به مصلحت كشور مي داند وجود ندارد
بهتر بود تيتر خبر را
جمهوري در اقليت انتخاب مينموديد
درود بر تقوای شما و قلم پاکیزه تان
حقیقتا حظ بردم.
آفرین بر قلم منصف!
امیدوارم در این نظام حق طلب علوی که حاضر است برای احقاق حق مردم لبنان و فلسطین وعراق و... دار و ندار ایران و ایرانی را هزینه کند،به سرنوشت حق گویانی همچون اقای اعلمی و اقای عماد افروغ و...دچارنشوید!!!
احسنت.ولي كو گوش شنوا
مخلصیم جناب آقای رجایی.
واقعا فامیلیتان برازنده است
جانا که از دل ما سخن می گویی
اين هم ظلمي ديگر بر نظام مظلوم جمهوري اسلامي كه به بهاي بي تدبيري و ضعف و يا سوءمديريت عده اي معدود چنين از ابرويش هزينه ميشود.جاي بسي تاسف و اندوه
به كي ميگي آقاي رجايي؟ كو گوش شنوا برادر؟
جانا سخن از زبان ما می گویی!
بنده هم در مراسم انرژی هسته ای که سرود زیبای آزادی را می شنیدم به فکر رفتم که آیا جمهوری اسلامی آن آزادی را که می خواست به مردم دهد، داده است؟ نمونه کوچکش همین برگزاری مراسم ختم، و قس علی هذا.
درود بر افراد حق طلب وطالب مدارا با مخالف که با این مطلب زیبا زنگ بیداری وهوشیاری را به صدا دراورده اید.بازهم مانند کامنت هایی که قبلا در خصوص مطالب قبلی تان گذاشتم باز هم میگویم کو گوش شنوا.من نیز از رزمندگان 40ماه جبهه هستم ومخالف این حرکات تنگ نظرانه میباشم. ضمنا دو بار کلمه تحریم را به جای ترحیم به کار بردید
بر قلمت درود !
این هم نوعی نقض حقوق بشر دوستانه است .
احسنت بر قلم شما
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.