مرور روزنامههای چهارشنبه ۲۴ آذر
چه کنیم تا نخبگان در کشور بمانند؟ /ضد و نقیضهای بودجه ۱۴۰۱ / تعبیر وارونه مطالبات مردم توسط دشمنان ایران
آمریکاییها از عراق نمیروند؟! / اقتصاد؛ انگیزه ۸۰ درصدی مهاجرت / ورود غرب به فاز مقصر نمایی / یوم الحساب دولت و کارگران / کمک مستقیم به مردم افغانستان / کشف حقوقهای فوق نجومی با اجرای طرح شفافسازی / متهم کیست؛ تحریمها یا مافیا؟ / چرخش صنعت هستهای ایران دور اتم صلح / فربه خوشاشتها مثل صداوسیما / نقره داغ شدن بیش از ۱۰۰ مفسد و اخلالگر اقتصادی و اشتباه آمریکا و نفوذ روسیه و چین شریک تلآویو و رفیق تهران! از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز چهارشنبه ۲۴ آذرماه در حالی چاپ و منتشر شد که مذاکرات وین و واکنشها به مواضع روسها در قبال مذاکرات هستهای از یک سو و بازارِ نابسامانِ «دارو» و سناریوهای مختلف تورمی در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
چه کنیم تا نخبگان در کشور بمانند؟
محمد اسماعیل شجری، تحلیلگر حوزه فرهنگی طی یادداشتی در شماره امروز آرمان ملی نوشت: خروج نخبگان از کشور که موجب نگرانی شده است باید از نگاه کارشناسی و بررسی علتها، آن را مورد توجه قرار داد. این که پدر و مادری با هزاران امید بچهای را بزرگ کرده، اما میپذیرد که فرزندش برای زندگی و کار به کشوری دیگر برود آن هم فرزندی نخبه که از توانایی علمیو کارایی بالایی برخوردار است. اگر دوران زندگی هر انسان را به سه بخش تقسیم کنیم یعنی از تولد تا ۲۵ سالگی که یک فرد برای کشور و خانواده دارای هزینه است باید هزینه بزرگ شدن و تحصیل را خانواده و کشور بپردازد. از ۲۵ تا ۵۵ یا ۶۰ سالگی که زمان میوه دادن هر فرد است دیگر پدر و مادر و کشور برایش هزینه نمیکند کشور را ترک میکند و به کشور دیگر میرود و کشور پذیرنده هم که بدون هیچ هزینهای یک نیروی آماده به کار را به عنوان مهاجر میپذیرد و ۳۰ سال برای آن کشور مفید است؛ و از ۶۰ سالگی به بعد که دوران بازنشستگی است که برای هر کشوری افراد بازنشسته هزینه دارند چه بیماریهای افراد داری سن بالا و چه حقوق بازنشستگی که میگیرند کشور پذیرنده به جای هزینه ۶۰ سال برای یک فرد فقط ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال برای آن فرد هزینه میکند؛ تازه ۳۰ سال هم از این فرد استفاده کرده است. پس هر فرد دو بار برای جامعه هزینه دارد: یک بار کودکی تا پایان تحصیلات و یک بار دوران پیری و بازنشستگی. حال چه باید کرد این نیرویی که هزینهاش را خانوادهاش و کشور ما داده است از میوهاش هم خانواده و هم کشور استفاده کند؟
هر ساله در کشور ما کنکور برگزار میشود. رتبههای برتر کنکور در سه رشته انسانی و تجربی و ریاضی هستند. رتبههای برتر رشته ریاضی جذب رشتههای پزشکی میشوند و بعد هم جذب بازار کار و مشکلی ندارند. رتبههای برتر رشته انسانی هم اکثرا حقوق و... میخوانند و جذب بازار کار میشوند و مشکل ندارند، ولی جامعه هدف ما که بیشترین خروج را از کشور دارد رتبههای برتر رشته ریاضی هستند که باید برای آنها برنامهریزی کرد. با برگزاری کنکور و المپیادهای علمی، هر ساله رتبههای برتر در رشته ریاضی سه منطقه ۱ و ۲ و ۳ مشخص میشوند. اگر از هر منطقه ۱۰۰۰ نفر اول کنکور ریاضی که در هررشتهای پذیرش شدهاند را بورس کنیم با شرایط بسیار عالی و از استادی دانشگاه تا کار در کارخانههای صنعتی و ادارات دولتی جذب و مشغول به کار شوند با حقوق و مزایای عالی دیگر دیگر اکثر اینها به فکر رفتن از کشور نمیافتند و به عنوان افراد نخبه و توانمند در کشور خودمان مشغول خواهند شد؛ و طبق محاسبه اگر هر ۳۰۰۰ نفر جذب شوند در ۳۰ سال میشوند ۹۰ هزار نفر؛ یعنی کشور ما برای ۹۰ هزار نفر نمیتواند شرایط عالی ایجاد کند؟ همین افرادی که امروز خیلی جاها مشغول هستند میتوانستیم به جای خیلی از افرادی که با سفارش جذب شدند از این نخبهها استفاده کنیم و امروز خیلی از اینها کشور را ترک نمیکردند و میتوانستیم این افراد توانمند را در کشور حفظ کنیم. به امید روزی که قانونگذاران به فکر برنامهریزی برای استفاده از این نیروهای توانمند باشند و کشور را از توانایی نخبگان برخوردار کنند.
تعبیر وارونه مطالبات مردم توسط دشمنان ایران
رحیم رضاخانی طی یادداشتی در شماره امروز آفتاب یزد با عنوان تعبیر وارونه مطالبات مردم توسط دشمنان ایران نوشت: رهبر معظم انقلاب اهمیت «جهاد روایت و تبیین» را با تکرار تاکیدات گذشته خود درباره ضرورت روایت حقیقیِ «واقعیات جامعه، تاریخ انقلاب، دفاع مقدس و حوادث گوناگون ۴۲ سال اخیر» فرمودند: اگر این کار نشود که در موارد متعدد نشده است، دشمن روایت تحریفآمیز و دروغ خود را در افکار عمومی جاری، و با عوض کردن جای ظالم و مظلوم، اقدامات مستمر ظالمانه خود را توجیه میکند.
آنچه این روزها در جای جای میهن عزیزمان مشاهده میکنیم ماحصل ۸ سال بیتدبیری و عدم توانایی مدیریت در مسئولیتهای اساسی کشور میباشد، با عدم توجه مسئولین که آن هم گاهی عامداً و گاهی هم از رویعدم توانایی در مدیریتها میباشد، موجب شده امروز مردم چاره را در اعتراض به دریافت مطالبات خود بدانند. در این بین اگر کارشناسان و تحلیلگران انقلابی واقعیات جامعه را روایت نکنند، آنگاه دشمن که برای این نوع رفتارها سالهاست برنامه ریزی کرده است که جای مظلوم و ظالم را تغییر دهد، در جامعه نفاق ایجاد میکند. دشمن به دنبال این است که ما را منزوی کند، اما نه تنها نتوانست بلکه امروز این هم افزایی که میان این مردم، مسئولین، جوانان و ارگانها، زنها و مردها که بر اساس فرهنگ تشیع و فرهنگ ایرانی و ایثار و فداکاری و محبت است شکل گرفته، دنیا را متحیر کرده است. ایران تحت تحریم، ایرانی که همه کوزهها را سر او میشکنند، ایرانی که میگفتند دیگر در سال ۹۸، ۱۳ آبان، ۹ دی و ۲۲ بهمنی نخواهد داشت امروز دارای عزت و آبرو شده است. دشمنان انقلاب و اسلام بیش از پیش خود را برای مقابله با اسلام ناب آماده کرده اند. آنها همواره سعی نمودند تا از راههای گوناگون کیان و عظمت اسلام را متزلزل سازند، بنابراین برای دفاع از حریم اسلام و انقلاب اسلامی در مرحله اول باید دشمن را شناسایی کرد و سپس با تاسی به اولیای الهی روش برخورد با آنان را آموخت، زیرا دشمن با چهرههای گوناگون ظاهر میشود و برای هر زمانی باید سلاحی متناسب با آن زمان را به کار گرفت.
باید با بصیرت افزایی و دید وسیع به ملت فهیم ایران روشنگری شود که دشمنان به فکر نابودی انقلاب و بخصوص دین مبین اسلام از پیکریهی جهان هستند، دشمن باید صدای واحدی را از داخل بشنود و باید احقاق حق خودمان را در عرصههای مختلف داشته باشیم، و حتی به افکار عمومی جهانیان روشنگری کنیم و دیپلماسی عمومی و مردمی را در اختیار بگیریم و جبههسازی نوینی کنیم. باید بین ظرفیتهای مختلفی که در دولتهای مختلف وجود دارد و نسبت به دشمنی با آمریکا با ما مشترکاتی دارند آگاهسازی شود. در داخل کشور در برههای از زمان عدهای مشکلات متعدد را با نمیشود و «نمیتوانیم» پاسخ میدادند. اما برای ما مسجل شد که ما میتوانیم اگر حرف خود را منطقی و دقیق بزنیم و دچار سستی نباشیم تمامی مشکلات در داخل کشور مرتفع خواهند شد.
دشمنان انقلاب از اعتراضات اخیر میخواهند از آب گلآلود ماهی بگیرند و اقدام به کشتهسازی و سناریوهای مختلف میکنند تا به اهداف شوم خود برسند در حالی که مردم انقلابی خود به خوبی میدانند که خط خود را با ضدانقلاب و منافق جدا کنند.
نباید اجازه داد آمریکا و دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی ایران از درخواست و مطالبات عادی مردم سوءاستفاده نمایند و مطالبات به حق خود را با نفوذ چند منافق تبدیل به بحران نمایند، همهی این معضلات و کمبودها به دست ایران و ایرانی برطرف خواهد شد؛ بنابراین در کنار هم و متحدانه در برابر دشمنان انقلاب و اسلام ایستادگی خواهیم کرد و همچون گذشته بر مشکلات میهن عزیزمان پیروز خواهیم شد.
ضد و نقیضهای بودجه ۱۴۰۱
محمد یوسفی آرامش طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه ابتکار با عنوان ضد و نقیضهای بودجه ۱۴۰۱ نوشت: لایحه بودجه پیشنهادی دولت ابراهیم رئیسی در روزهای گذشته به مجلس انقلابی ارائه شد؛ بودجه ۳۶۰۰ هزار میلیارد تومانی که ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان آن بودجه عمومی دولت است. نکات مهمی در این بودجه وجود دارد که همچون بودجههای هر سال به آن بی توجهی شده است؛ از جمله این موارد میتوان به اعداد غیرمنطقی درآمدی دولت اشاره کرد؛ تضادهای جدی در این بودجه یافت میشود که با محوریت رشد اقتصادی ارائه شده است، اما برخی از محتویات آن در راستای چیزی غیر از این هدف بنا گذاشته شده، نمونه بارز آن ادعای ارائه بودجهای بدون وابستگی به تحریمهای بینالمللی است و پیش بینی فروش ۱.۲ میلیون بشکه در روز، این در حالی است که با توجه به شرایط سالهای اخیر و گره تحریم در اقتصاد ایران، انتشار برخی آمارها و اسناد فراگیر شده در اینترنت و البته تایید نشده، نشان دهنده فروش کم نفت ایران بوده است؛ که در این وضعیت نمیتوان بودجه ۱۴۰۱ را بدون برجام متصور شد، چرا که در غیر این صورت با یک فاجعه اقتصادی روبهرو خواهیم شد. مهمترین قسمت این بودجه حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی است که آفت جدی رانت و تورم در سالهای اخیر در کشور بوده است؛ طبیعی است که حذف ناگهانی آن تورمزا خواهد بود و نیازمند برنامهریزی و رفتار درست اقتصادی است. علیرغم آنکه برخی مخالف حذف این ارز هستند، در صورتی که دولت بتواند به درستی و به صورت پلکانی این رانت را حذف و از طریق یارانه منصفانه به جامعه تزریق کند، مدیریت صحیح همزمان دیپلماسی سیاست خارجه و تحریم ها، در کنار یک دیگر میتواند در اقتصاد ایران اثرگذار باشد؛ اما متاسفانه تجربه گواه آن است که بسیاری از ادعاهای مطرح شده بر روی کاغذ، در عمل با توجه به بحران مدیریت در ایران، قابل اجرا نیستند و بر روی کاغذ باقی میمانند، از طرفی دخالت آشکار عدهای با سواد و بینش اقتصادی و دیپلماسی اندک در مسائل کلان کشور، بزرگترین پاشنه آشیل دولت سیزدهم است.
پیش بینی افزایش هزار میلیارد تومانی فروش سیگار و همچنین افزایش عوارض خروج از کشور نشان دهنده آن است که دولت حاکم بر ایران چگونه میخواهد با آنچه با باورهای آن مغایرت دارد از مردم مالیات دریافت کند. افزایش عوارض خروج از کشور همچنان با ابهام همراه است؛ اما اخبار ضد و نقیض آن بلافاصله در سطح کلان منتشر شد؛ بر هیچ فرهیختهای پوشیده نیست که اینگونه سیاستگذاریها و اخذ مالیات و عوارضهای سنگین غیر منطقی از مردم، ارتباط تنگاتنگ با افزایش تورم و نارضایتی اجتماعی دارد و نشان دهنده شکاف جدی مردم با عده قلیلی در کشور است؛ شگفت انگیز است که دولتی از مردم خود، برای خروج از کشور عوارض دریافت کند؛ چه خدمات و رفاهی برای مسافران مهیا میگردد که برخی این گونه از چنین پیشنهاداتی دفاع میکنند؟! افزایش مالیات در حالی صورت میگیرد که همچنان برخی از نهادهایی معاف از مالیات هستند، این در حالی است که مالیات در تمام جهان با نتیجه خدمات رسانی مطلوبتر همراه است؛ ولی در ایران، نتیجهای برای رفاه بیشتر به ارمغان نمیآورد. افزایش مالیات درست در حالتی صورت میگیرد که برخی سازمانها مانند صدا و سیما شامل افزایش منابع قابل توجه شدهاند؛ سازمانهایی که در طول سالیان گذشته کمترین میزان استقبال و همراهی ملی را داشته اند؛ به راستی منطق قوه مجریه در خصوص این لایحه متضاد چیست؟ اگر در زمینههای درآمدی دچار بحران و کسری بودجه هستیم، باید آن را با مدیریت صحیح تمام بودجه برطرف کنیم، لایحه جدید، فشار مضاعفی به جامعه دردکشیده ایران و اقتصاد زخمی آن وارد میکند؛ بودجهای که با محوریت فشار مضاعف به مردم و رفاه بیشتر برای دیگر سازمانهای کشور تنظیم شده است؛ انتظار میرود دولتی که با شعار مردمی روی کار آمده، به طور جدی رویکرد مردمی داشته باشد و تفکرات عدهای اندک را به تمام ملت ایران القا نکند؛ همچون تمامی سالهای گذشته، این لایحه نیز دستاورد شگفت انگیزی برای تحلیلگران به همراه نداشت. متاسفانه به صورت جدی شاهد آن هستیم که تیم اقتصادی دولت تا به اینجا توان کنترل وضعیت آشفته کشور را نداشته و مسیر اقتصادی کشور به صورت جدی راه خود را میرود؛ اینها همگی تبعات بی توجهی به خواست و نظر متخصصین کشور است که در خصوص بحرانهای جدی تیم اقتصادی دولت هشدار دادند؛ اما به راستی در کدامین دوره به این نگرانیها پاسخ شفافی داده شد که این بار، بار اول باشد؟!
10


















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شما در تمام امووذات مردم دخالت میکنید
آواز و عینک دودی چه ربطی به ملای نماینده مجلس داره
عوارض خروج رو بکنید پونصدو بیست میلیون
هم اونا نمیرن هم کسری بودجه جبران میشه
ک من الله توفیق
اونها بروند تا تو از آلبانی همون تیرانا بیای راستی بلیط تیرانا تهران چند شده
من خودم در مقطع دکترا از یکی از بهترین دانشگاه های ایران، در رشته آمار، فارع التحصیل شدم. 4 سال باید خیلی سخت و با حقوق اندک کار کنم تا بتونم مدرکم رو بگیرم. تازه متاهل هم هستم. برای مراکز تحقیقاتی، رزومه فرستادم، گفتن اگه خیلی علاقه داری، بیا کار کن، اما حقوق خیلی کمی داریم بدیم (در حد 2 تا 3 میلیون!!)! الان تصمیم گرفتم برای پست دکترا اقدام کنم. چون با این اوضاع اسفناک اقتصادی، واقعا دیگه نمی تونم اینجا ادامه بدم. چون استخدام هم خیلیی دیر میشم.
تا زمانيكه ارزش " دوغ " و " دوشاب" در مملكت يكي است. هيچ نخبه اي حاضر به ماندن نيست و مطمئن باشيد در اولين فرصت لغاي وطن را به جلايش خواهد بخشيد.
فک میکنی نخبه ها کیان؟ هان؟
بروند از این کشور دیگر هم برنگردن
ما هرچه میکشیم از این دانشگاه هاست
هرکه دوست نداره بزاره بره
فوقش اینها رو استاد دانشگاه می کنید باز نمی مونند. امروز 70 درصد اساتید دانشگاه که جوان هستند در فقر دست و پا می زنند و با حقوق 300-400 دلار اجاره نشین هستند. اینجانب به عنوان استاد دانشگاه اگر جایی برای رفتن پیدا کنم یک دقیقه نمی مانم 35 سال درس خواندم 10 میلیون حقوق میگیرم حقوقی که آبرویی نگذاشته و هیچ ارزشی در این تورم وحشتناک ندارد
یک نخبه ، نابغه ای است که ممکن است در هر رشته ای باشد .شاید فردی نخبه ی قرآن و دین باشد یا دیگری نخبه فیزیک باشد یا شطرنج یا ریاضی یا فوتبال یا ..... در هر رشته ای نخبه در ایران وجود دارد ولی تحت شعاع تأثیر نخبه های دین قرار دارند و نمیتواند کار خود را به درستی انجام دهد و در کار او دخالت میکنند یا فرد بحساب آنها مومنی را روی سر او میگذارند که اجازهی کار درست به او نمیدهد. او هم با این شرایط نمیتواند کار کند و اجباراً ترک وطن می کند .
در این
جا اعتقادی به علم وتخصص نیست به این علت مهاجرت می کنند
هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که باغی را اباد کند و در زمان محصول دادن از ان بگذرد.اتفاقی
که در کشور ما فراوان دارد اتفاق می افتد جالب است که این اباد سازی با پول مردمی انجام میشود که به نان شب محتاج هستند. نبود شغل یکی از علت ها است.مهمترین علل ان عدم حاکمیت قانون تبعیض فساد رانت و عدم شفافیت است.
شرایط کاز ازدواج وومسکن برای 90 درصذ فراهم نیست ومسئولین باید برررسی بفرمایند
شرایط ازدواج وتشکیل خانواده وکار ساختار می خواهد
چرا دکترا تحصیل کرده بیکار است؟
یک دایره ای در این مملکت درست کرده اید که روز به روز کوچکتر میشود. اگر کارها درست پیش می رفت می گفتیم تک صدا هستند ولی لااقل کار بلد هستند. ولی روز بروز شرایط بد تر میشود.
با سلام اگر چه نویسنده در خصوص موضوع خروج نخبگان برخی موارد را اشاره کردند اما این اشاره نسبی و بعضا اشتباه هم بود. آیا ما باید بحث فرار مغزها ر ا صرفاً در خروج نخبگان آنهم نفرات برتر کنکور ریاضی بینیم؟؟؟ خیر کاملاً اشتباه است. اولاً طبق عرف و استانداردهای بین المللی اکثر کسانی که فارغ التحصیل سطوح عالی رشته های مدیریت و تجارت و کسب و کار هستند با کسب کمی تجربه چه بصورت سازمانی و چه بصورت کارآفرینی و خلاقانه و مستقل واجد صلاحیت اطلاق صفت نخبگی هستند. اتفاقا طبق تعریف کشورهای پیشرفته افرادی که چرخ تسهیل گری صنعت و تجارت را می چرخانند برازنده اصلی لفظ نخبگی هستند. بیش از 90 درصد فارغ التحصیلان رشته های کسب و کار از مدارس بازرگانی هاروارد، لندن، اسلون و کارنگی ملون و ... مشاوران ارشد نه تنها بزرگترین شرکتهای لیست فورچون هستند بلکه مشاوران مقامات ارشد سیاسی کشورهای پیشرفته دنیا و معمار اصلی سرآمدی کشورهای لیست توسعه اجتماعی ملل متحد مانند نروژ، فنلاند، سوئد، استرالیا، نیوزیلند، دانمارک و ... هستند. با احترام به فارغ التحصیلان رشته های پزشکی و فنی و مهندسی، در چنین برداشت هایی از نخبگی، تا حد بسیار زیادی، فارغ التحصیلان این رشته ها فوق العاده مهم و تاثیر گذار که خودم هم از آنها هستم جایگاهی ندارند. چون به عقیده سیاست گذاران کشورهای پیشرفته هم افزایی اجتماعی زمانی رخ می دهد که ما در هر زمینه ای از علم بتوانیم مدیریت لازم را داشته باشیم! حال بسیاری از صاحب نظران کارکشته و باتجربه (شما بخوانید نخبه) حوزه کسب و کار ما متاسفانه بدلیل رژیم سیاسی موجود در کشورمان و توزیع انحصاری پست های ارشد در میان افراد سیاسی خاص و جناحی، دستشان از مسندهای ارشد این حوزه ها کوتاه مانده و پس از دوره های بعضا کوتاه و شاید بلند مدت عطای کار و خلاقیت در مملکت ر ا به لقایش بخشیده و به بلاد پیشرفته مهاجرت و در آنجا با کمترین توجه مالی و اجتماعی استعدادهایشان را بروز داده و بکار گرفته و سکان هدایت بیزنس های متعددی را در دست می گیرند. در متن این نکته مفهوم دیگری از فرار نخبگان که همان عدم بکارگیری، انزوا، و بی قید و بندی افراد متخصص مدیریت و کسب و کار و پرداختنشان به مشاغل دلالی و واسطه گری مستتر است. امیدوارم که مقامات ارشد کشورمان با برقراری روابط صلح آمیز با اکثر کشورهای دنیا زمینه بسط و گسترس فرصت های کسب و کار و ایجاد فرصت های بکارگیری نخبکان را در پهنه کشور عزیزمان فراهم نمایند.
ایران منابع تامین آینده و حال ۵ تا ۱۰ میلیون نفر را دارد و همین اندازه آقازاده و افراد وابسته دارید باقی اضافه هستند و جایی در این مملکت ندارند.
بزرگترین اشتباه مسئولین دسته بندی افراد است.
من دو بچه دارم یکی شو فرستادم کانادا با فروش خانه ویلایی که الان ۳۰ میلیارد تومان است .
دومی را هم میفرستم چون در این مملکت جایی برای جوانان نیست.
موزیک حرام، تفریح حرام، کار نیست ، درآمد نیست و آینده ای با حقوق دو سه میلیون تومانی وقتی خانه متری ۴۰ تا ۲۰۰ میلیون شده ساخته نخواهد شد.
سال 1401 تنها 5 درصد افزايش حقوق نصيب استادان و قضات ميشود (تورم 50 دصد). بورس را n دو سال است الگوريتمي کنترل ناجوانمرانه نابود کرده يک فارغ التحصيل ليسانس و فوق ليسانس و بالاتر که بيکار است چکار کند بورس هم ميرود نابودش مي کنند به هر دري سر مي زند شغل پيدا کند نا اميد سن ازدواج نمي تواند يک متر خونه که هيچ قبر هم براي مردن بخرد چه مملکت فاجعه باري ساختند و بنظرم همه اش هدفمند و فراري دادن مردم از زاد و بومشان است
نخبگان یا فراریند و مهاجر و یا خانه نشین!
هر چند اصحاب قدرت آمار عکس می دهند!
جواب خیلی واضح و روشن است که چه کنیم جوان نخبه از کشور خارج نشود.
باید درک کنید جوان نخبه برای چی و بدست آوردن چه چیزی از کشور خارج میشود را در داخل کشور بهش بدهند و کمک کنند تا بهش برسد.
این مهاجرت نیست
فراره
نخبگان نیاز به آرامش هم دارند. فرهنگ مردم باید درست شود و آموزش ببینند. آنچه از رادیو تلویزیون ومطبوعات در می آید تا امیدی فحاشی و....است .این امر آرامش را برده است.حتی فرزندان بسیاری از بزرگان و خانواده آنها ترک وطن می کنند.
اگه مسولین کاری نکنند کسی نمیرود . من نمیدانم که چرا در کشور ما جه میشود . مردم انقلاب کردن مردم در جنگ صدها هزار شهید دادند مردم تحریم ها را تحمل کردند مسولین فرزندانشان را با پول بیت المال به امریکا فرستادن مسولین شهدای مردم را چماق کردند و ان را به سر خود مردم میزنند در حالی که در رفاه زندگی میکنند و جدیدا نماینده تو گوش سرباز میزند و هنوز در مجلس است یا نماینده ای که با 50 هزار رای به مجلس رفته مردم کشور را بیرون میکند
مردم فقط می خوان ازاد باشن و تحت فشار و ارعاب و زور زندگی نکنند
نخبه و غیر نخبه هم نداره
در تمام مشاغل افراد با استعداد و توانمندی مختلف لازمه
شما با این شرایط سیاسی و تحریم و اقتصاد داغون و گرانی و تورم و اجناس اشغال و بی کیفیت برای لباس پوشیدن و کلیه زوایای زندگی مردم امر و نهی دارین و جان مردم به لب رسیده
چند روز پیش با دوستان دخترم و مادرهاشون رفتیم یه پاساژ معروف که برای بچه ها لباس زمستانی بخریم و نهار هم با هم باشیم
دخترها همه 12 ساله هستند
سه تا خانم چادری گیر داده بودند که همین الان باید تمام بچه ها روسری سر کنند چرا کلاه پوشیدن !
تهدید می کردند که زنگ می زنیم گشت ارشاد بیاد و بچه 12 ساله باید مانتو روسری پوشیده باشه و کاپشن کلاه چرا پوشیده و ...
خلاصه تفریح ما و بچه ها کوفت شد از بس بحث و درگیری با آنها طولانی و اعصاب خورد کن شد
به بچه 12 ساله نمی شه گفت با لباس فرم مردسه در اجتماع تردد کن چرا که یه عده چادر می پسندند و خوششون نمیاد شما را اینطور ببینند
واقعیت اینه که مردهای ما امروز از بس چشم و گوششان پر شده اصلا و مطلقا به زن بی حجاب هم نگاه ناجور نمی کنند و برایشان عادی است
حتی کارگران تره بار که اغلب مجرد و جوان و دور از خانواده هستند به زنهای بدون روسری نگاه نمی کنند
فقط یک قشر متعصب و لجباز و زورگو زندگی را برای مردم سیاه کرده اند
آخه دختر بچه 12 ساله که با تعطیلی مدارس و کردنا در خانه حبس شده چه تفریحی داره که یک گردش دسته جمعی با دوستانش هم باید تحت کنترل افکار پوسیده یه مشت افراد متعصب و بی منطق باشه
بیخود نیست همه از مملکت فراری هستند
سن حجاب برای دخترها ۹ سال قمری استو اون خانم های چادری بسیار به جا به شما تذکر دادن یعنی اگه روسری داشته باشین زندگی تون سیاه میشه روسری رو بردارین زندگی رنگی و همه مشکلات اقتصادی حل میشه توی فکر نمیکنم توی خیلی از این کشورهای آفریقایی که دارن از گشنگی میمیرن حجاب اجباری باشه بعد حجاب توی ایم مملکت یک قاونه یعنی چطور دزدی قانونا جرمه بی حجابی هم قاونن جرمه من سه سال کپنهاگ بودم اونجا برهنگی کامل در انظار عمومی جرم پس اگه ادای با کلاس ها رو در میاریم لا اقل به همهاونا پایبند باشین
یعنی اگه مردم روسری نپوشن اقتصاد و زندگی شون آباد میشه، خب پس دستوران خدا چی میشه صد و بیس سال دیگه مدیم
شریک دزد و رفیق قافله که میگن، همین چین و روسیه هستند علی الخصوص روسیه
خروج نخبگان ازکشور را دوبخش دسته بندی یکی نخبگان علمی با سطح بالا دیگری دانش اموختگان سطوح مختلف تحصیلی علت خروج را وزارت خانه مثل کار صنعت کشاورزی اقتصاد واموزش و. بکمک وهماهنگی هم علت رسیدگی نمایند قطعا به نتیجه میرسند یکی علل خروج عدم توان جذب این نیروها در بازار کار دوم عدم همخوانی ورودی دانش اموخته با نیاز کشور با توجه رشته تحصیلی سوم هزینه انجام شده برای هر نیروی فارغ التحصیل شده با درامد ماهیانه اختلافی فاحش دارد چهارم هزینه های انجام ازجیب سرپرست خانواده است این تا چه زمانی منتظر بماند تا سرمایه بکار گرفته شده چه وقت برگشت ویا بطورکلی برگشتی دارد ویا فقط تبدیل به یک دانشنامه شده که کارایی ندارد پنجم شرایط شغلی فرد در محیط کار همکارانی که ازلحاظ علمی وعملی هیچوقت قابل مقایسه نیستند وبا رابطه شاغل دران سطوح شغلی شده اند بخش دیگر نحوه پذیرش دانش اموخته تا در یافت قرارداد استخدام بیچاره کننده است وشرایط زندگی در کشورشخص با شرایط زندگی در کشور مورد نظر واین همه هزینه برای فرد کشور میشود درانتها کشورهای دیگر ازنیروی کار مجانی با حقوق ناچیز هم بهره کشی میکنند
جمعیت استان آذربایجان شرقی ۳٬۹۰۹٬۶۵۲ ( میلیون ریال ) بودجه اختصاص یافته ۱۱۶,۲۳۵,۶۰۰ جمعیت استان اصفهان ۵٬۱۲۰٬۸۵۰ بودجه اختصاص یافته ۳۲۰,۴۰۲,۲۷۰ ( میلیون ریال ) به عبارت دیگر جمعیت اصفهان تنها 1.3 برابر آذربایجان شرقی است ولی بودجه 2.75 برابر!!! این در حال است که شاخص های توسعه در طول 40 سال گذشته در اصفهان ) بالاتر از آذربایجان شرقی بوده است. آیا این است معنی محرومیت زدایی!؟؟؟ حالا کاری ندارم که استان های آذربایجان غربی و اردبیل وضعیت به مراتب بدتری نسبت به آذربایجان شرقی دارند.
بهترین راه برای اینکه کاری کنیم که نخبگان زندگی دروطنشان رابه مهاجرت درغربت ترجیح دهندآنستکه آنهاراببازی بگیریم البته این ببازی گرفتن دومعنی داردیکی انکه درامورات مملکت آنهاراسهیم کنیم واحترام کنیم ومعنی بدآن که گاهاًاجرامیشود
آنستکه سربسرآنهابگذاریم قولها وقرارهائی باآنهابگذاریم وهرگزاجرانکنیم واین باعث مهاجرت نخبگان که ارزش هرکدامشان میلیونها دلاروحتی بسیار باارزشترمیشود
نخبه فقط اونی نیست که درس خونده و رتبه کنکور آورده, شاید طرف نخبه هنر باشه شاید نخبه تجارت باشه شاید نخبه آشپزی باشه شاید نخبه ورزشی باشه, شاید اصلا نخبه ریاضی باشه ولی چون درس های دیگه ش بد بودهه رتبه کنکور هم نیاره! مگه انیشتن رو از مدرسه اخراج نکردن؟! تازه نخبه بودن به کنار این بحث ها مال بیست سال پیشه الآن مردم عادی هم دارن میرن نخبه ها که سال هاست دارن فرار میکنن
همه حرفات درسته . بجز اینکه انیشتن رو از مدرسه اخراج کردن
چه کنیم که نخبگان در کشور بمانند؟! مثل تمام کشورهای دیگه بی حاشیه باشید و با تمام دنیا دوست باشید! اینطوری نه تنها نخبگان مهاجرت نمیکنند، بلکه سرمایه داران و سایر کسانی که میتوانند هم در کشور میمانند و شاید خیلی ها که مهاجرت کردند هم برگردند. ضمن اینکه اینطوری حتی کسانی که از این قطار انقلاب پیاده شده اند هم دوباره سوار میشوند! دشمنی خارجی هم کم میشه و دیگه لازم نیست این همه هزینه کارهای اطلاعاتی و دشمن شناسی و کلی هزینه بیخودی دیگه بشه! البته میدونم که اینکار رو نمیکنید
از میزان توجه به نخبگان بسیار صحبت شده اما در حد تیتر و سخنرانی و مقاله نمونه خود تابناک در تیتر "چه کنیم تا نخبگان در کشور بمانند؟" . این پاراگراف پر است از اشتباهات واضح. یعنی این مسئله آنقدر مهم نبوده که حتی این خبر دوباره ویرایش بشه....
ریاضی ها جذب پزشکی می شوند ….و ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال هزینه می کنند!!! در عالم خواب و بیداری نوشته شده
تحلیلگر تابناک هنوز متوجه این نکته بدیهی نشده است که نخبگان را نمیشود به زور در کشور نگه داشت و باید امکانات لازم را برای آنها فراهم ساخت تا مهاجرت نکنند
مملکت ما مشکلی نداره که نخبگان بخواهند اینجا رو ترک بکنن.
الان نخبگان کشورهای اروپایی از شب میآیند جلوی سفارت ایران می خوابند و نوبت میگیرند تا شاید در روز بعد بتوانند ویزا ی اقامت بکیرند و در کشور گل و بلبل ما از زندگی لذت ببرند
چه کنید که نخبگان در کشور بمونند؟ جواب اون زیاد سخت نیست، از مجلس شروع کنید!جای مجلس انقلابی و مجلس نخبگان رو با هم عوض کنید! در تمام ارکان تصمیم گیری از نخبگان استفاده کنید تا ببینید انقلاب واقعی یعنی چه! آنچه که برای نخبه در درجه اول اهمیته، پول نیست امنیت واقعی و آرامشه که در ایران کمتر پیدا میشه، شرایطی رو برای مردم بیچاره فراهم کردید که اگه کشورهای پذیرنده سخت نگیرن کمتر کسی تو ایران میمونه! خودتون چاره کار رو بهتر از همه میدونید ولی متاسفانه همیشه آدرس اشتباهی میدین چون نخبه نیستین!!!!
نه عزیز
ما رفتیم و برای بازنشستگی هم بر نخواهیم گشت، لطفا هزینه های خودتان را برای ما حساب سازی نکنید
مسولین بروند خانه هایشان و دست به سیاه و سفید نزنند، همه خواهند ماند
جمعیت ایران در دوره صفوی ۱۰ میلیون نفر در پایان عصر پهلوی ۳۵ میلیون نفر یعنی در سه قرن ۲۵ میلیون اضافه شد الان ۸۵ میلیون نفر در ۴۰ سال ۵۰ میلیون اضافه شد این سرزمین توان تامین نیاز افزایش جمعیت رو نداشت برای همین الان نمیتوان اینجا زندگی کرد
حرف حساب جواب ندارد
ایران داره خالی میشود نهایتا دو گروه باقی میمونن انبوه فقرا و فرودستان و اقلیت ثروتمند وقتی بنیه اقتصادی ایران ته کشید همان اقلیت پولدار هم برای همیشه میروند
سلام محمد اسماعیل شجری
یک سر به سازمان نظام پزشکی در صف متقاضیان Good standing که بزنی میفهمید که نخبه ترین پزشکان کشور نیز در حال مهاجرت هستند. بهترین محققین و اعضای هیات علمی پزشکی هم. باید راهکاری اندیشیده شود. را ه حل گذاشتن سقف حقوق و لعن نفرین فرستادن بعض مردم و اظهار نظر های شاذ برخی نمایندگان نیست.
نه اقا اشتباه می کنید! اکثر مردم پولی ندارند که مهاجرت کنند.
هیج کشوری از نخبه خالی نخواهد شد زیار نخبه ها به دنیا می آیند و تمام نمی شوند جناب من مییییییدونم !
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.