رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرعراقچی: اکنون نوبت کاخ سفید است که انتخاب کند
24بازدید
۲۶۲

«نگاه شما»: خداحافظ Panic

یکی از بینندگان «تابناک» در پیامی ارسالی برای «نگاه شما» چنین نوشت:

با سلام خدمت مسئولین سایت تابناک. مطلبی که در ادامه می‌خوانید، تجربه خودم از بیماری Panic است. فکر می‌کنم چنین تجربیاتی بدون نام و نام خانوادگی بهتر باشد. ممنون و موفق باشید.

برای من که همیشه انسان شاد و سر حالی بودم و همه من رو بمب انرژی می‌شناختن، مبتلا شدن به بیماری پانیک بسیار عجیب بود. اجازه بدید به شروع بیماری برویم... صبح در محل کار، پشت میز خودم نشسته بودم و یک فنجان نسکافه خوردم. چند دقیقه بعد به عادت همیشه از پشت میز بلند شدم و برای قدم زدن به سمت درب خروجی به راه افتادم. در راهرو ناگهان احساس ناخوشایندی بهم دست داد. خوشبختانه منشی شرکت رو دیدم که از روبه‌رو می‌آمد.

به او گفتم: آقای ... حالم خوب نیست. گفت: واست نامه می‌نویسم برو درمانگاه. باز هم خوشبختانه یکی از همکارانم پشت سر من آمده بود. به او گفتم من را به درمانگاه برسان. درمانگاه نزدیک بود و پیاده در عرض دو دقیقه به اونجا میشد رسید. هر قدم که برمی‌داشتم، احساس ناخوشایندم بیشتر و بیشتر میشد. به نفس نفس افتاده بودم، ضربان قلبم بالا رفته بود، به سختی نفس می‌کشیدم و هر لحظه بی حال تر می‌شدم.

سرانجام به درمانگاه رسیدیم و بلافاصله روی تخت دراز کشیدم. دکتر پرسید: آیا با کسی مشاجره کردی؟ من؟ نه من انسان آرامی هستم. سِرُم وصل کردند، همچنان به سختی نفس می‌کشیدم. خیلی ترسیده بودم. پرستار گفت روی تخت دیگری بروم. به سختی بلند شدم و همراه با سرم روی تخت دیگری رفتم. دستگاه نمایاشگر ضربان قلب وصل کردند. ضربان قلبم 140 بود، در صورتی که در حالت طبیعی باید 70 باشد. حالم همچنان بد بود. لحظات ترسناکی بود. مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم. دیازپام تزریق کردند. مدت کوتاهی بعد از تزریق ناگهان آرام شدم.

حالم کاملاً خوب بود و فقط کمی گیج بودم و حس ترس نیز همچنان کمی در وجودم بود. برای استراحت به خانه رفتم و این شروعی بود برای مراحل بعدی بیماری و پروسه دکتر رفتن‌های متعدد من! فردای آن روز، پیش متخصص قلب رفتم. نوار قلب، اکو و انواع آزمایش‌های خون همه چیز رو عادی نشون می‌داد.

خدای من پس چه اتفاقی افتاده بود؟ از همان روز علایم عجیبی در بدنم اتفاق می‌افتاد. ناآرام بودم. کِسِل بودم. حوصله ام هر لحظه کمتر می‌شد. اوایل زمانی که می‌خواستم بخوابم، همین که کمی خوابم می‌برد، ناگهان به دلیل نفس تنگی از خواب می‌پریدم. زمانی که می‌خوابیدم به طور خودکار نفس می‌کشیدم اما بدن من نمی‌توانست در زمان خواب نفس بکشد! عجیب است، اینطور نیست؟ پس از چند روز این مشکل خود به خود حل شد. اما قلبم مشکل اصلی بود. ناگهان حالم بد می‌شد، ضربان قلبم بالا می‌رفت، باید حتماً به بیمارستان می‌رفتم. محیط آنجا به من حس خوبی می‌داد. یک بار به اورژانس رفتم، فقط به من اکسیژن وصل کردند و پس از چند دقیقه کاملاً آرام شدم. چند متخصص قلب دیگر نیز رفتم. همگی به سلامت قلبم اذعان داشتند. حتی به اصرار من، سی تی آنژیو نیز که آزمایشی تقریباً دردناک است نیز انجام دادم اما همه چیز عادی بود.

زمانی که ندانید بیماری شما چیست، ولی خود را بیمار می‌دانید واقعاً کلافه، افسرده و نگران می‌شوید. پیش یک متخصص داخلی که زبانزد خاص و عام بود و او را معجزه‌گر می‌دانستند رفتم و آنجا بود که برای نخستین بار با بیماری Panic Attack (حمله اضطراب و ترس ناگهانی) آشنا شدم. برایم قرص‌های آرام بخش، ضد اضطراب و افسردگی آلپرازولام و نورتریپتیلین تجویز کرد و گفت: خوب شدن این بیماری کاملاً به خودت بستگی داره و نباید به اون اهمیت بدی.

از آن موقع مطالعه و تحقیق من در مورد این بیماری در اینترنت شروع شد. افراد دیگری نیز این بیماری را داشتند، برخی خوب شده بودند و برخی حتی چهار سال بود که با آن دست به گریبان بودند. خوشبختانه پانیک از قابل درمان‌ترین بیماری‌های روانشناختی است. نمی‌خواهم بگویم که دکتر نروید، چون خودم نیز دو دفترچه بیمه تمام کردم! اما دکتر قلب و مغز هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت. این را من در پایان بیماری متوجه شدم! شما به بیماری اضطراب دچار شده اید. شاید از خود بپرسید کدام اضطراب؟ چه چیز من را نگران کرده؟ اما لزوماً نیاز نیست تا در حال حاضر اضطرابی داشته باشید. بدن انسان بسیار پیچیده است. عوامل اضطراب در دوران زندگی‌تان در شما جمع شده و حالا به حالتی که می‌بینید بُروز می‌کنند. آن چیز که مشخص است، این که باید به فکر درمان آن باشید.

ما همیشه عادت کرده ایم که با دارو خوب شویم اما کلید پیروز شدن بر این بیماری در دستان شماست. قرص‌های آرامش بخش را نمی‌توانید و نباید زیاد مصرف کنید. این تجربه شخصی من در مورد این دسته از داروهاست که یک ماه و نیم مصرف کردم. درمان این بیماری از سه قسمت تشکیل شده است: 1) دارو 2) روانشناس 3) خود فرد.

حتماً پیش روانشناس بروید. این کار را بد و مسخره ندانید. مشاور و روانشناس خوب می‌تواند شما را تا حد زیادی آرام کند.

نکته مهم اینکه احساس مرگی که در این بیماری به سراغ شما می‌آید را نادیده بگیرید. به دلیل بالا رفتن ضربان قلب و نفس تنگی، احساس مرگ یکی از علایم بارز این بیماری است اما بدین شکل فکر کنید که در خواب هستید. آیا اگر خواب ببینید که مرده اید واقعاً می‌میرید؟ این فقط یک خواب است. این را به خود بقبولانید و به آن بخندید. سخت است، قبول دارم.
مشاور می‌گفت به این بیماری نباید فکر کنی اما با خود می‌گفتم مثل این می‌ماند که شما در حال خواندن روزنامه هستید و کسی مدام با سوزن به پوست شما می‌زند! چطور انتظار دارید که بتوان اصابت سوزن به پوست را نادیده گرفت؟ اما بعداً فهمیدم که باید بتوانید! در حقیقت می‌توانید اما به آن باور ندارید. در این بیماری، قدرت ذهن انسان را خواهید دید. قدرت ذهن خود را نادیده نگیرید. دارو و مشاور، 30 درصد به شما کمک می‌کنند. 70 درصد شما هستید.

علایم این بیماری، شما را افسرده، گوشه‌گیر و پرخاشگر می‌کند. مشاور می‌تواند این خصوصیات را برای اطرافیانتان توضیح دهد و اینها را کاملاً طبیعی قلمداد کند. در این صورت، اطرافیانتان از رفتارهای شما رنجیده خاطرر نخواهند شد. شما درمان می‌شوید. باید به این باور داشته باشید. از روند درمان خسته نشوید. به هر حال یک سرماخوردگی ساده نیز شما را یک هفته درگیر می‌کند. در مورد کارهایی که باید انجام دهید بگویم؛

نخست اینکه از تمامی مواردی که شما را ناراحت می‌کنند، دوری کنید. سعی کنید به سایت‌های خبری سر نزنید. این سایت‌ها بیشتر خبرهای ناراحت کننده و نا امیدکننده دارند. دنیای سیاست دنیای آرام بخشی نیست و بالعکس باعث بدتر شدن بیماری شما می‌شود. به سایت‌های تفریحی بروید، جُک بخوانید. باید محیط اطراف خود را شاد کنید. تا حد ممکن باید از غصه و ناراحتی به دور باشید.

از خوردن چای، قهوه و نوشیدنی‌های گازدار مثل نوشابه جداً خودداری کنید. این مواد باعث تشدید این بیماری می‌شوند.

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌تواند شما را آرام کند راز و نیاز و سخن گفتن با خدای مهربان است. هر شب ابتدا دوش بگیرید و قبل از خواب قرآن بخوانید. در این برهه، خواندن معنی قرآن تاثیر بیشتری دارد. از خدا بخواهید که به شما آرامش دهد. مطمئن باشید که او این کار را خواهد کرد. اگر خالصانه بخواهید هرگز با پاسخ منفی او روبه‌رو نمی‌شوید.





«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان « نگاه شما» منتشر خواهد کرد.

مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.

مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته  را در نظر داشته باشند:

1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.

2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.

3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.

4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.

5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.

6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.

مشخصات فنی

1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.

2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.

3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv,  flv, wav, mp3, wma)

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

انتشار یافته:
۲۶۲
در انتظار بررسی:
۰
غیرقابل انتشار:
۰
Mah_m

سلام من هم دو سالی بود که دچار حمله پانیک بودم اما نمیدونستم و همش فکر میکردم فشارم افتاده و نهایت میرفتم دکتر و سرم میزدم این حملات سالی یکبار یا ماهی یکبار در من تکرار میشد چون ادم بشدت اظطرابی هستم از کودکی استرس های زیادی رو کشیدم تا اینکه تا یکی دو ماه پیش این حملات و ترس از مرگ در من بیشتر شد و همش فکر میکردم ناراحتی قلبی دارم یا دارم میمیرم وقتی علائمم رو تو گوگل سرچ کردم متوجه شدم ک دچار پانیک شدم وقتی هم به روانپزشک مراجعه کردم ایشون هم تایید کردن و برام قرص تجویز کردن یکی دو هفتس ک دارم قرص مصرف میکنم تعداد حملاتم خیلی کم و خفیف شده اما همچنان استزس و بیقراری همرامه ترس از بیرون رفتن یا مهمونی رفتن رو دارم همش میترسم توی جمع حالم بد بشه حمله بهم دست بده و خجالت زده شم..امیدوارم خدا کمکون کنه و آرامش رو به زندگیمون برگردونه راست میگن تا یچیزی رو از دست ندی متوجه وجودش و میزان با ارزش بودنش نمیشی من تازه متوجه شدم ک هیچ چیز در دنیا با ارزش تر از آرامش و حال دل خوب نیس..انشالله سلامته روح و روان نصیب هممون

شادی

سلام ۵سال این پانیک ترس و وحشت منو نابود کرده برام دعا کنید

حسین

سلام..یک سال است ک درگیر این بیماری ام..هر روز برایم روز درد و وحشت است..امیدوارم خدای عالم همه ماهارو شفا بده..تنها بدی این بیماری تپش قلب و احساس مرگه....امیدوارم کسی دچارش نشه..چون زندگی ادم رو مختل میکنه..من تو این سایت فهمیدم مشکل من چیه..ولی هیچ دکتری تشخیص نداد..دوکسپین .و سرترالین و نورتریپتیلین میخورم...بعضی روز ها مرگ رو احساس میکنم اما میگذرد..همین الان هم تپش ق امانم نمیدهد..احساس درماندگی دارم..بس ک خدارو قسم دادم ب حسین بن علی تا من و شفا بده..بدیش اینه هیچ کس درکت نمیکنه و نمیفهمه تورو....التماس دعا

عارف

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی و ارجمند
گروهی برای هم صحبتی و مشورت برای پانیک در تلگرام ایجاد شده خوشحال می شویم به ما ملحق شید

مهدی

منم همین بیماری رو دارم
پیش یه دکتر اعصاب و روان در بیمارستان میمنت. رفتم و الان یه ماهه داروی فلوکستین
و امی پرامین مصرف میکنم و کاملا خوب شدم

عبدالله

سلام به همگي
من دقيقاً ٤ ماهه اين مشكلو دارم از تپش قلب و لرز و كرخت شدن صورتم شروع شد همراه با كهير كه چند شب منو وادار ميكرد برم بيمارستان اونجا هم يا بتامتازون تزريق ميكردن يا ويتامين ب بعدش درد معده شروع شد كه دكتر تجويز كرد مشكل معده دارم داروهاي معده رو استفاده ميكردم ولي بدتر ميشدم چند دكتر مختلف رفتم انواع و اقسام تستها رو انجام دادم ولي همه ميگفتن سالمي حتي انواع تستهاي معده هم گرفتم ولي اخرش گفتن از اعصاب معدته بازم قرص معده و مشكلات قبل تا اينكه با اين سايت اشنا شدم و وقتي ديدم تمام عزيزان تقريباً مشكلاتي مشابه من دارن و با پانيك اشنا شدم من هنوز نرفتم ببينم پانيك هستش يا نه
ميخواستم بدونم الرژي و درد معده از پانيك ميتونه باشه اخه كهير ميزنم بيشتر دست راستم و اطراف معده با گردنم اون موقع اضطرابم بيشتر ميشه دست چپم با كتفم هم درد ميكنه لطفاًراهنمايي كنيد

سجاد

سلام
کسانی که تبریز و حومه به این بیماری مبتلا هستن پیش دکتر آقا محمدی برن واقعا یک روانپزشک خوب هستن من خودم رفتم و نتیجه گرفتم.

حمید اویسی

با سلام.تمام علایمی که دوستمون اشاره کردن در من هم به صوزت خیلی وخیم تر وحود داره.هروقت حمله پانیک بهم دست میده سعی میکنم خودمو یه جوری مشغول کنم وبهش فکر نکنم.چون بیشتر حمله بصورت تلقین خود شخصه.باید بااین حالت مبارزه کنیم.باید از فکرکردن به اون دست برداریم.باید دایم به خودمون بگیم هیچی مون نیست.بیشتر درمان دست خود آدمه.خواندن نماز وقران آدمو آروم میکنه.بهترین شفا دست خداست.البته درکنار اینها داروی درست هم نقش عمده ای ایفا میکنه.رفتن پیش روانپزشک حتما لازمه.ورزش هم خیلی خوبه.

علی

سلام من هم دوبار به این حمله لعنتی مبتلا دوشب پشت سر هم واقعا خیلی بد الان نزدیک یک ماه هست که گذشته ولی هنوز اثراتش دارم کلا روحیم عوض شده بعضی وقتا بی دلیل یه ترسی میفته داخل وجودم روزها برام یه جور دیگه شده جاهایی که برام اشنا بودن الان غریبه شدن انگار که بار اول هست میرم اونجا رنگ افتاب برام عوض شده امیداورم که هیچکدومتون به این بلا دچار نشید

حمد

سلام دوستان من چهارماه هست گرفتارشدم بعدازسه ماه باتمام دکتر وبیمارستان یک ماه هست فهمیدم پانیک دارم.تجربه من هرروزی که چندکله سیرمیخورم همون روزخیلی خوب هستم.داروهم فقط الپرورلام,۵خیلی جواب میده.کارم ازدست دادم فقط خونه هستم جرات بیرون برم ندارم نمازهم خیلی کمک میکنه.هیچ کس درک نمیکنه ما چه زجری میکشیم

شایان

امتحان کنین
وضو گرفتن باعث تعادل اعصاب میشه
نمازم ادم به یه منبع انرژی وصل میکنه
سجده کردن باعث تخلیه الکتریکی بدن میشه
من اعتقاد نداشتم ولی وقتی یه وضو گرفتن به اندازه یه دیازپام رو من اثر داره معتقد شدم
الهم عجل الولیک الفرج

محمد

سلام این بیماری لعنتی یک ساله خپدم و همسرم را درگیر کرده

zahra

سلام. من یکسال و چند ماهه ک دچار این بیماری شدم.خیلی برام ازاردهندس این حمله جوری ک از زندگیم شدم من همش 20سالمه و دچار این نوع بیماری شدم. دوست دارم خوب بشم تلاشمو میکنم اما حمله ی من زیادهستش.چون من شرایط زندگیم بده و نمیتونم از هزینه های مشاوره بربیام. راهی نیست ک بتونم خوب بشم....خیلی ناراحت وتنهام

موسی

سلام منم این مشکلو داشتم دوستان توجه کنید درسته که این مشکل با دارو بهتر می شه ولی ریشه اون با دارو از بین نمیره برای این کار به مشاوره و روان کاوی نیاز هست باید ببیند چه زمینه ای فکرتون و مشغول کرده و باعث اضطرابتون میشه ترس از مرگ خود یا خانواده؟ ترس از دست دادن دوست یا شغل؟ ترس از تنهایی؟ ترس از گناه و عذاب قیامت (با توجه به اعتقادات و باوری های خانوادگی) اینها معمولا ریشه پانیک هستش اگه از این ترسها دارید باید یه جوری اونو از بین ببرید و بهتریت راه برای کم شدن این ترس ها آگاهی هستش. پیشنهاد من اینه که برای شروع از سی دی ترس،اضطراب، وحشت دکتر هولاکویی شروع کنید کتابشم توبازار موجوده

ناشناس

سلام خدمت همه ی دوستان گلم, من هم این بیماری رو داشتم و فکر می کنم بهترین راه حل اینه ک به روانپزشک مراجعه بشه خیلی ها بد میدونن ولی خیلی راحت درمان میشه و نکته ی دیگه دوری از گناه وایمان به خدا ست که صد در صدخوبه خوب میشین

م.ز

من هم چند سال پیش همین مشکل داشتم اما فقط باید ذهن رو رها کرد از فکر و خیال وترس.من فکر چندش آله که ازارم میداد پیش روانشناس گفتم و رها شدم در کنارش از طب هومیوپاتی بهره گرفتم والان خوبم به لطف خدا

Nasre

سلام دوستان من هم مبتلاه به همین بیماری هستم .خیلی عذاب میکشم .من حدودا 15 سال هست که به این بیماری مبتلاه هستم .قبلن کنترولش میکردم خودم با فکر ،وخیال مثبت چیزی خاصی واسم نبود .ولی جدیدان خیلی دلشهره پیدا کردم .چند روزی پیش داشتم میرفتم سری کار شب بود .یه دفعه وسط راه یک احساس خیلی بد بهم دست داد اینگار که دارم میمرم 2 دقیقه این احساس بد را داشتم تا رسیدم به یک نفر که اون هم داشت از اونجاه رد میشد.و دوباره احساس بده گم شد با خودم گفتم من که نمردم زنده ام هنوز .ولی بعدش دیگه بیقراری بهم دست داد آلان هم که میرم بیرون همون احساس بده بهم دست میده .فقط من از اول ماجرا که این اطفاق افتاد همیشه ازش میترسیدم .

ساناز

من هم ۳ماه پیش ی شب دچار حمله شدم بعد از اونم حمله داشتم ولی ب شدت اولی نبوده ...نفس تنگی درد معده تعریق تپش قلب پریدن از خواب ترس اضطراب از مرگ داشتم. ۴تا متخصص قلب رفتم نوار مغزو آندوسکپی شدم و....همه سالم بود ولی من باز هم فکر میکنم دکترا اشتباه تشخیص میدن...من پیش دکتر اعصاب روان رفتم دارو داد ولی استفاده نکردم ..بزرگترین مشکل من اینکه همیشه اضطراب دارم حتی وقتی حمله ای نیس ...و بزرگتر از این مشکل اینکه من حتی وقتی هیچ اضطرابی ندارم معدم درد میکنه سینم تیر میکشه و همیشه احساس میکنم چیزی تو گلومه

ع ر

من 4ساله این بیماری دارم.اولا این بدونید تا حالا هیچکس بخاطر این بیماری نمرده است.ثانیا این بیماری قابل درمان است.بعضی موارد که من رعایت کرده ام و نتیجه گرعته ام.1سعی کنید محیط زندگی شاد باشد2مواد غذایی کافیین دار نخورید3به طب سنتی مراجعه کنید که متناسب با طبع خود غذا بخوربد.4یه ازمایش انجام بدید مثلا اگر بدن کمبود منیزم دارد بابد منیزم بدن تامین شود.5همیشه یه بسته فرص زاناکس همراه داسته باشید6بحث تنفی عمیق هم بی تاثیر نیست

مريم

من ٤ساله درگير اين بيمارى مزمن و بيشعور هستم. متاسفانه روانپزشكى كه ٤ سال تحت درمانش بودم انواع و اقسام داروهايى رو به من داد كه هنووووز خوب نشدم. داروهايى كه هركدوم براى كنار گذاشتنش پروسه اى داشتم. چيزهايى كه ياد گرفتم اينه كه به هييييييييچ عنوان شكلات، نسكافه، قهوه، چاى، نوشابه و هرچيز كافئين دار نخوريد كه باعث تشديد پنيك ميشه. و دوم اينكه تماااام ناراحتى هاتونو بنويسيد كه حداقل از اون طريق خالى بشه. اين دوتا به من كمك كرد ولى خوب نشدم. كارمو به علت حال بدم از دست دادم و توانايى هيچ كارى رو ندارم. ازدواج كردم و همسرم دائم كنار من توى بيمارستانه. تنها خداست كه ميتونه منو شفا بده. التماس دعا از تك تكتون دارم تا بتونم مثل آدمممممم زندگى كنم. مثل همه باشم. مثل همممممه. خيلى سخته خيلى

Peyman

با سلام. كانال تلگرامي و انجمن "گروه درماني اختلال پانيك" تشكيل شده است. جهت عضويت و استفاده از مطالب و همچنين انتقال تجربيات خود به اين شماره پيام بزنيد.

علی

سلام بنده هم سه ساله تمامه این بیماری ر و دارم خداوکیلی بیماری بدیه الان هم که دارم این مطلب رو مینویسم حالم خوب نیست وتازه حمله پانیک بهم دست داده خدا تمامه بیماران رو شفا بده اگه کسی دکتر روانشناس خوب بلده که این بیماری رو داشته والا خوب شده ادرسه دکترشو به من هم بده ممنون میشم

ناشناس

سلام من جدیدا متوجه شدم ک این بیماری رو دارم البته بعد از کلی نوار قلب اندسکوپی و... ک همش نشون میداد من سالمم واقعا بدترین لحظه های زندگیه این حملات. و البته ترس از این ک هر لحظه ممکنه شروع بشه همه میگن نهایتا یک ساعت طول میکشه این حملات ولی متاسفانه تو من بعضی وقتا ب 3/4 ساعت میرسه
ازتون خاهش میکنم اگه کسی از اطرافیانتون این بیماریو داره فقط ارامش بهش بدین فقط شادش کنین خلاصه راحت بگم اعصابشو خورد نکنین همه چی رواله
با این ک بازم میدونم میاد ولی بیخیال

ناشناس

من بخاطر مادرم مبتلا به پانیک شدم دختری هستم با روحیه فوق العاده و توامند در هرکاری که شروع میکنم ولی از کودکی هم ارتباط خوبی با مادرم نداشتم هیچوقت محبت نکرد همیشه ناراخت بود و این خس بیشتر از همه اعضا خانواده به من انتقال میداد بطوری که وارد سن 21 سالگی شدم دیگه قادر به تحمل مادرم نبودم و مشاجره های وحشتناکی بین ما بوچود میاد که مادرم از بس سنگ دل بعد مشاجره حتی ناراحت هم نمیشه ولی من دچار حمله میشم دست و پاهام شروع به گزگز کردن میکنه بعد تپش قلب و به سختی نفس میگشم و فقط گریه میکنم و مادرم رو هیچوقت نمیبخشم و حسرت بچه هایی رو میخورم که مادر مهربون و دلسوزی دارن کاش هیچوقت مادر نداشتم

رهگذر2

واقعا بیماری خفنیه خستم کرده میخام از شرش راحت شم

حدیث

خیلی بده زندگی منو مختل کرده خسته شدم من الان نمیتونم تو مکان عمومی باشم سریع حمله بهم دست میده

علی

سلام من علی هستم 20سالمه یه سالیه به این بیماری مبتلا شدم خعلی اوایلش برام سخت بود چون نمیدونستم دردم چیه فک میکردم نزدیکای مرگمه خیلیم پیش دکتر رفتم ولی فایده ای نداشت چون اطلاعی نداشتن الانم سراغم میاد ولی پیش متخصص رفتم منو به یه مشاور حرفه ای معرفی کرد اونم گفت پانیکه خیالمو راحت کرد الان نمیترسم گرچه یه چند دقیقه تا نیم ساعتی بعد ازحمله تحملش میکنم قرص سرترآلینو کلونازپامو خوردم هیچ فایده ای نداشت گاعی وقتا حالت تهوع و احساس نفخ میگیرم میخوام برم سراغ یه متخصص خوب از شما میخوام این بیماریو به مردم اطلاع بدید که بشناسن اگه خدایی نکرده مبتلا شدن از ترسش بیماری قلبی نگیرن

Ya zeynab

دوستان سلام..نمیدانم چند نفر این متن را میخوانید.پژوهشگر و مخترع هستم و از ۷ سالگی به خیلی از چیز های علمی دست پیدا کردم...همیشه شاهد بیماران پانیک بودم و نمیتوانستم خوب درکشان کنم فقط کنارشان بودم تا اینکه این علائم در من بروز کرد بله پانیک و خلاصه...باید پژوهش از خودم آغاز میکردن و ازمون خطا انجام دهم و خدا را شکر به نتایجی رسیدم شاید باور کردنش سخت باشه...به معده رسیدم....وقتی هضم معده به مشکل میخوره و غذا سنگین مصرف میکنید به مغز فشار م اورد و در نهایت علائم پانیک...شاید خیلی حرفم را قبول نداشته باشید ولی همیشه به جواب قطعی در کارهایم به خواست خدا رسیدم و ایمان دارم نترسید....معدتون مراقب باشید من یکسال دچار شدم ولی حالا خوبم....شکر خدا...لب به قهوه دست ساز نمیزنم چون بعد ازمایشاتم بلافاصله علائم نمایان میشه

کاظمی

باسلام,,عرض شود اینجامب متولد ۱۳۵۶متاهل و صاحب ۲ فرزند هستم,در سال ۸۲به دلیل تزریق امپول پنی سیلین دجار استرس شدید گردیدم فشار خونم پایین امد پزشک درمانکاه و پرستاران توجیه نبودند به بنده دلداری نمیدادند و فقط میگفتند به خانواده اش اطلاع بدهید برخی دیگر میگفتند کارش تمامه راستش را بخواهید من از مرگ میترسیدم حدود دوساعت پزشکان ناامید شدند و دیگر خودمو برای مرگ اماده کردم ,خدایی اشهد خود را بجا اوردم و واقعا بار سنگینی از روی دوشم برداشته شد باور کنید که فشار خون بجای خود برگشت ,بله تلقین, تلقین تلقین,ترس از مرگ و کم تجربگی پزشکان درمانگاه باعث شده که من ۱۳سال اول اعتید به دارو پزشک اعصاب و روان دوم رو اوردم به مصرف خودسرانه قرص کلونازپام ۱میلی پونول ۱۰میلی به خدا چیزی مثل تلقین چه مثبت و چه منفی تاثیر گذار نیست باید بدانیم که تمام ادمها دارای اظطرابند و اتفاقا اظطراب به اندازه میتواند جبه مثبت و بازدارنده داشته باشد,حتی برای ازماش اولیه ازدواج از امپول میترسیدم و حالا از دیدن درمانگاه اظطراب دارم,,,تنها دکتری که اینجانب را کمک کرد متخصص اعصاب و.روان حبیبا,,,خزایی در کرمانشاه میباشد که هرموقع پیش ایشان میرم ,میگوید پانیک بیماری نیست ,تلقین است ناراحت نشو نمی میری,,,,,,,,,موفق باشید

م

با سلام من همین الان دارم با پانیک دست و پنجه نرم میکنم دلم بدجور گرفته خدایا این چه مرضی بود شکرت دوستان واقعا عذاب میکشم.

ناشناس

من هم پانیک دارم خیلی بده بام دعا کنین

ناشناس

من هم پانیک دارم خیلی بده بام دعا کنین

sa

من هم این بیماریو دارم یکبار ده سال پیش انگار دائم کسی تو گوشم میگفت زندگیت پایانشه اونبار خود به خود خوب شدم ولی ی باز الان با دیدن یک خولی که زمان مړگمو تو خواب بهم یکی از اقوام که فوت شده گفت باز دائم میترسم و همش‌اضطراب دارم ک پایان عمرمه

سایکولوژی

گروه تبادل انرژی مثبت

سیاوش دهقان

سلام .

دوستان عزیز میدانم که بیمارانی که با این مشکل و کابوس روبرو شده اند چه حس و حالی دارند چرا که خودم بیش از 7 سال با بیماری اضطراب و افسردگی و حملات ترس و پانیک زندگی کرده ام .
من ازسال 1370 تا کنون با این بیماری سروکاردارم و روش مطالعه میکنم خودم با مراجعاتم به متخصصین و روانپزشکان و با صرفا مصرف داروهای شیمیایی منونستم جوابی بگیرم عیر از کنترل اولیه و پیک بیماری اما بعد ازسالها راههای کنترل و درمان آن را بمرور آموختم و خودم تونستم 95 درصد خودم رو درمان کنم و در این مسیر تجربیات فراوانی کسب کردم ..درمان این بیماری به باورها و شخصیت و دانش ما بستگی داره و انگیزه های ما و خواست و اراده ی ما......

حسن افشار

من فقط باخوندن این مطالب شماآرامش میگیرم.توروخداتامیتونیدمطلب بذاریدتابخونم وبدونم چکاربایدبکنم.الان نزدیک به یکسال که گرفتارپانیک شدم.الانم که دارم مینویسم گلوم کیپ شده نفسم بالانمیادولی وقتی میبینم که شماهاداریدمطلب میذاریدکه چکارکنیم واقعاتشکرمیکنم.خوندن مطالب وتجربه شماهابه من روحیه میده.ممنونم ازهمتون

saleh

موفق باشید

سميه

سلام منم ٢ساله پانيك دارم. خيلي بيماري زجرآوري است

ساغـــــر

برای عضویت در گروه همدلی بیماران پانیک در تلگرام.....

ساغـــــر

برای عضویت در گروه همدلی بیماران پانیک در تلگرام.....

رضا

سلام به همه عزیزان. اگه به دلیل اینکه چرا کلا انسانها مریض میشن فکر بکنین متوجه میشین که علت همه مریضیا دور شدن از خداوند رحمان و ناشکری نسبت به خداست. بچه ها مرد مردونه اگه هیچکدومتون واقعا مریض نمیشدین اینقدر که الان خدارو یاد میکنینو ذکر اسمائ نیک اونو میکنین ایا قبل این بیماری هم همینقدر مومن و ذاکر و شاکر بودین،،؟؟ من خودمو به شخصه میگم که خالصترین یا الله و سبحان الله رو و تمامی صدا زدنامو تو این مرحله از بیماری به زبان اوردم...... اینم بدونین این بیماریا و نتیجه دنیوی و اخروی خوبش . نصیب هر کسی نمیشه. بیماری پانیک و همه بیماریهای دیگه یه دعوته خاص از طرف پروردگار هست که شامل همه بنده ها نمیشه جز کسایی که واقعا دلشون صافه اما تو برهه ای از زندگی یادشون میره که خدایی هم هست. پس نماز و روزه و ذکر خداوند رو فراموش نکنید و تو اون لحظه ای که فکر میکنین دارین میمیرین از شدت این حمله، بگین خداوندا جانم به قربانت.
یادتون نره روزه بگیرین و بعد نماز احوالاتتون رو به خدا بگین واقعا درمان میشین.. این بیماری ریشش توی کمبود ایمانه .. فکر کنید و در امان حق باشید رضا ی

بی نام

واقعا ممنونم که تجربیات خودتون و در اختیار دیگران میذارین،من هم این مشکل و داشتم الانم گاهی اوقات برام پیش میاد،خیلی سخته واقعا تحمل کردن این بیماری خیلی سخته،اما من امیدم به خداس و مطمئنم حالم خوبه خوب میشه.خدا همه ی مریضارو شفا بده به حقه امام حسین.

م . ح

سلام
من هم این بیماری را تجربه کردم . دکتر های مختلف و آزمایش های مختلف ولی بعد از تشخیص بیماری تنها دارویی را که مصرف کردم و اثر گذار بود پاراکستین بود که تقریبا شش ماه دوره درمان طول کشید ولی موثر ترین راه برای مقابله با این بیماری وحشتناک یاد خداوند است . قرآن خواندن و زیارت عاشورا تاثیر معجزه آسایی دارد و رژیم غذایی و ورزش کردن مرتب را هم فراموش نکنید.

م . ح

سلام
من هم این بیماری را تجربه کردم . دکتر های مختلف و آزمایش های مختلف ولی بعد از تشخیص بیماری تنها دارویی را که مصرف کردم و اثر گذار بود پاراکستین بود که تقریبا شش ماه دوره درمان طول کشید ولی موثر ترین راه برای مقابله با این بیماری وحشتناک یاد خداوند است . قرآن خواندن و زیارت عاشورا تاثیر معجزه آسایی دارد و رژیم غذایی و ورزش کردن مرتب را هم فراموش نکنید.

ناشناس

من دچار حملات پانیک شدم.هیچ کس باور نمیکنه ک این حملات ناخوداگاه ب سمت ادم میاد.ب دکتر مراجعه کردم برام آنسترا، پرپرانول10تجویز کرد.الان یک ماهی میشه ک دارم میخورم ولی هیچ تاثیری نداشته.وهمچنان من هنوز دچار حملات میشم.
لطفا کمکم کنید....

ناشناس

من هم 6 سال پیش این بیماری رو داشتم واقعا خیلی وحشتناکه ولی یه بیماری که تو 6 سال منو نکشته از این به بعد هم نمیکشه ولی یه چیزی بگم مرگ دست خداست هر چه خوب باشین ارتباط قوی با خدا داشته باشین (نماز، قرآن با معنی) خدا هم با شماست و لازم نیس از چیزی ترس داشته باشین چون خدا با شماست

shayanzomie

اساتی

پيمان

با سلام.
دوستان عزيز به تازگي در تلگرام كانالي جهت جمع شدن دوستاني كه اين بيماري رو دارن تشكيل شده، توي كانال لينك گروهي رو هم ميذارن كه همه كساني كه اين بيماري رو دارن ميتونن تجربيات خودشون رو بنويسن. خيلي مفيد هستش

مصطفی

سلام و تشکر از دوست خوبمون.من این بیماری رو در سال 94 تجربه کرده ام و اواخر سال تازه فهمیدم مشکلمو.اختلال شیمیایی مغز که بهم میخوره کد اشتباه میده و از وقوع یه اتفاقی خبر میده که اصلا وجود خارجی نداره با یه سری داروها و رفتار درمانی و اینکه بدونین جای هیچ نگرانی نیست خوب میشین . اوساکریم هم طبیب خوبیه به شرط اینکه ما دست از فراموشی برداریم

عادل

سلام.ممنونم از اطلاع رسانیتان خیلی آموزنده بود.من هم دچار حملات پانیک قرار گرفتم.هیچ دارویی بهتر ازذکر ویادخدا نیست.خیلی سپاسگزارم با خواندن این متن ها اعتماد به نفسم بیشتر شد.

دیدگاه خود را بنویسید

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.