چه به سر قلب مملکت خواهد آمد؟
سرنوشت ۸۰۰۰۰۰۰ ایرانی در دست جماعت سلبریتی
چهرههایی همچون افسانه بایگان که با افتخار خود را کاندیدای نهاد ریاست جمهوری در انتخابات شورای شهر تهران معرفی میکنند، هرچند در حوزه خود دارای سوابقی هستند، بیشترشان فاقد سوابق مدیریت کلان و حتی مدیریتهای میانی بوده و تجربه تصمیمهای کلان ـ که میتواند تبعات چندصدمیلیاردی داشته باشد ـ ندارند و ای کاش در حوزه تخصصیشان حضور کارآمدتری داشتند.

به گزارش «تابناک»، «۸۰۰۰۰۰۰»، یک هشت و شش صفر در مقابلش؛ آماری که در سالهای اخیر به عنوان جمعیت پایتخت ایران ذکر شده و گاه بهگاه چند ده هزار نفری بر آن افزوده شده اما اثرگذاری این کلان شهر بیش از ۹.۵ درصد جمعیت کشور است. کافی است اتفاقی که شرایط یک شهرستان و حتی مرکز یک استان را ماهها تحت الشعاع قرار داده، برای چند ساعت در تهران به وقوع بپیوندد تا کشور برای رفع مشکل بسیج شود.
این نگاه نه به خاطر حضور اکثریت نخبگان و تصمیمگیران در تهران، بلکه به واسطه میزان اهمیتی است که حتی یک طرح بزرگ عمرانی در این شهر بر معادلات سیاسی و اقتصادی میتواند داشته باشد و مثلاً موجب گرانی آهن و فولاد شود یا به عنوان ابزاری سیاسی مورد توجه قرار گیرد و رسانههای بینالمللی نیز با چنین نگاههایی به پایتخت ایران مینگرند و همین امر حساسیت تصمیماتی را که در پرتراکمترین منطقه جغرافیایی خاورمیانه عملیاتی میشود، دو چندان میسازد.
با شکلگیری شوراهای شهر، تصمیم گیری درباره تهران و سایر شهرها که پیشتر در انحصار شهردار منتصب وزارت کشور بود، به شورایی منتخب از مردم ساکن هر شهر واگذار شد که البته همچنان مصوبات شوراهای شهر به شکلی تقریباً تشریفاتی میبایست به تأیید فرمانداریها برسد. با این حال به هر ترتیب تصمیم گیرنده مدیریت شهری در حدود اختیارات شهرداریها، شوراهای اسلامی شهر شدند و این موضوع برای پایتخت بسیار بااهمیت بود.
در سالهای نخست، شهردارانی که به تصمیم گیری شخصی عادت داشتند، نتوانستند با شیوه جدید فعالیت کنند و در تهران چندین شهردار در مدت زمان نه چندان طولانی راهی بهشت شدند و به سرعت کرسیشان را تحویل دادند تا اینکه به مرور این فضای مدیریتی به اصطلاح جا افتاد و دستکم در تهران کشمکشها کاهش یافت اما کاهش حواشی تعامل شهردار و شورای شهر که انتخاب کننده شهردار بودند، با پررنگترین شدن دغدغههای دیگر در حوزه تصمیم گیری و اجرای برای تهران همزمان شد.

مهمترین چالش در این خصوص، حضور چهرههای غیرتخصصی در صف کاندیداهای عضویت در شورای شهر تهران و رأی آوردن گروهی از ایشان بود. در این زمینه نقدی مطرح است که شورای شهر را نهادی مدنی تلقی کرده که هر شهروندی حق دارد در آن عضویت داشته باشد و از حقوقش دفاع کند و کارکرد سیاسی چنین نهادی در حداقل ممکن تعبیر شده اما حقیقت آن است که پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم، اهمیت شورای شهر تهران به مثابه یک مجلس قانون گذاری کوچک مورد توجه واقع میشود.
با این تفاسیر به همان میزان که میتوان به شورای شهر به عنوان یک حق شهروندی نگریست، باید توجه کرد که هر شهروندی، توان تصمیمگیری برای هشت میلیون تهرانی را ندارد و با توجه به جمعیت و وسعت پایتخت و دیگر حساسیتهای اشاره شده، اندک تجارب مدیریتی و اجرایی جزو ملزوماتی است که در زمان انتخاب اعضای شورای شهر تهران میبایست مورد توجه صاحبین آرا قرار گیرد و به نوعی شاید ترکیب منتخبین شورای شهر پایتخت از ریاست جمهوری نیز پراهمیتتر باشد.
حال با رسیدن به هنگامه چهارمین دوره انتخابات شورای شهر و روستا، تجربه گرایی در احساس تکلیف برای حضور در انتخابات شورای شهر پایتخت رنگ باخته و سیلی از هنرمندان، ورزشکاران، ادبا و چهرههای محبوب در کنار چهرههای دارای سابقه اجرایی، مدیریتی و سیاسی خود را برای حضور در ترکیب ۳۱ نفره شورای شهرهای بزرگ به ویژه تهران کاندیدا کردهاند و متاسفانه این نگرانی وجود دارد، عادت به رأی دادن به چهرههای نام آشنا در چنین گزینشهای گروهی، منجر به شکلگیری شورایی متشکل از سلبریتیها شود که اساساً حتی کوچکترین شناختی نسبت به قوانین و ساختار اداری تهران ندارند.
چهرههایی همچون افسانه بایگان که با افتخار خود را کاندیدای نهاد ریاست جمهوری در انتخابات شورای شهر تهران معرفی میکنند، هرچند در حوزه خود دارای سوابقی هستند، بیشترشان فاقد سوابق مدیریت کلان و حتی مدیریتهای میانی بوده و تجربه تصمیمهای کلان ـ که میتواند تبعات چندصدمیلیاردی داشته باشد ـ ندارند و ای کاش در حوزه تخصصیشان حضور کارآمدتری داشتند.
بیشک تصمیم گیری در نهادی که مصوباتش به سرعتی به مراتب بیشتر از مصوبات مجلس جنبه اجرایی پیدا کرده و برای هشت میلیون تهرانی عینیت مییابد، نیازمند تجربه و شناخت کافی در ابعاد تصمیمات کلان در چنین شهری است و هرچند محبوبیت و یا مقبولیت را میتوان به عنوان شرطی لازم برای اعضای شورای شهر لحاظ کرد، اما شرط کافی نیست.
این امید هست که برای تهرانیها و ساکنان دیگر شهرهای بزرگ نیز، بررسی سوابق اجرایی و مدیریتی کاندیداهای عضویت در شورای شهرهایشان، بیش از میزان خاطرههای خوشی که از ایشان در ذهن دارند، در زمان رأیگیری مدنظر قرار گیرد تا چهار سال تاوان انتخابهای اشتباهشان را ندهند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
يك دليل اين وضعيت در تهران اينه كه مردم اكثرا هنر پيشه ها و ورزشكاران را مي شناسند و اونا مطمئن اند كه راي ميارند.
براي بهتر برگزار شدن انتخابات بايد افراد بصورت محلي، حزبي و صنفي انتخاب بشند.
هر کسی که میخواد وارد شورا بشه شورا باید معتقد و عامل به دین اسلام و نظام و انقلاب و رهبر باشه و فعالیت سیاسی علیه نظام نداشته باشه و هچنین یا تجربه داشته باشه یا علمشو و یا حداقل برنامه ی درست و منطقی و معقول داشته باشه و به عمل در گفتار شناخته شده باشه همین. حالا میخواد بازیگر و خواننده و هرکسی باشه.
دوست عزیز ما باید برای خودمون متاسف باشیم که به این افراد رای می دیم کلا ما ملت جوگیری هستیم
اتفاقا وجود گرایش های مختلف نیازه، یک چند وقته نظرامو تایید نمیکنی خیلی دلگیرم ازت تابناک؛ مخصوصا وقتیکه دل من خوشه به همین نظرات که تو میخونی، اون روز که آقا محسن اومد دانشگاه رفتم چوقولیتو بکنم، اما دلم نیومد، ولی یادت باشه ها.
فرقی هم نمیکنه برام تایید کنی یا نه! ولی وقتی تایید میکنی میفهمم برای منه هیچ، آیا ارزش قائلی. بله...
ببخشيد اين سلبريتي كه مي گين چيه ؟
ظاهرا مد شده اين قضيه ، تو سياست هم ما مد داريم !!!
وقتی می بینن مناصب بالاتر رو ایکس و ایگرگ میگیرن میگن ما مگه چیمون کمتره. ریگ مفت و گنجشک مفت یه تیری تو تاریکی میندازیم گرفت که چه بهتر نگرفت هم که برمیگردیم میشینیم سر جامون. دیگه یک آن وجدان خودشونو راضی نمیکنن که ببینن واقعا این کاره هستند یا نه. ن....اتفاقا به چنین اتفاقاتی بسیار خطرناکه و خبر آینده ناگوار رو میده اگر به سرعت علاج نشه.
ما رای دهندگان باید شعور سیاسی خودمون رو بالا ببریم و به این افراد رای ندیم
ايشون مي تونن در قسمت بايگاني شهرداري بسيار مفيد باشند.
وقتی مدیریت فقط شعاردادن باشه خوب همه بلدند، به خصوص هنرپیشه ها. شخصی که رای می ده باید بدونه که باید به کی رای بده که بتونه به پیشرفت شهرش کمک کنه، نه این که چند صباحی بیاد، خدای نکرده بارش را ببندد و بعد آماده پرش به پله بالاتر بشه....
پايتختي كه بخواد توسط بازيگر و خواننده و كشتي گير اداره بشه تبعاتش را از الان ميشه حدس زد
آرنولد هم که قهرمان چندین دوره زیبایی اندام هست قرماندار ایالت کالیفرنیاست
این همه سال کشور رو مدیران متخصص چرخوندن ؟؟؟؟
خجالت بکشید حداقل اینا محبوبیت دارن می تونن رو معادلات اجتماعی تاثیر بزارن
برای شورای شهر از هر صنفی یکی باشه کجاش بده ؟ ورزش با تمام موارد مربوط به آن در شهر جایی داره یانه؟ اگه داره چه اشکالی داره یک ورزشکار تو شورای شهر باشه تا تصمیمات در این حوزه با تخصص باشه؟ هنر در شهر و جامعه جایگاه داره یا نه؟ خوب پس یک هنرمند هم باشه . یک حقوق دان هم باشه . یک کاسب بازاری هم باشه. یک معلم هم باشه . یک تاجر هم باشه . در کنار اینا هم چند تا باتجربه هم باشه . حالا این کجاش خوب نیست ؟ اصلا اینایی که تا حالا بودند چه گلی به سر این شهر و مردم زدند که این گروه نتونه بزنه ؟ تازه صبر کنید اگه بد بودند اون وقت بگید.
برادر جز عدالت و انسانیت واقعی راهی نداره - اگر بحث مدرک باشه همه در عرض 2 سال مدرک شهرسازی میگیرند
اما خوبه که بدانید رئیس جمهور رونالد ریگان ، رئیس جمهوری که در زمان وی گروگان های امریکایی از ایران آزاد شدند ، یک هنرپیشه بود.
قانون برای همه برابره ، اگر شرط ورود به شورا داشتن مدرک خاص یا سابقه ی خاصیست و این خانوم و غیر ایشون دارا باشند خوب بیان وارد بشوند میشوند نماینده ی قشر هنرمند و صرف اینکه وی بازیگر است هم نشد دلیل برای رو وی
کسی با هنرپیشه ها مشکلی نداره. بحث اینکه ملاک نباید هنرپیشه بودن و ورزشکار بودن و قهرمان بودن و امثال اینها باشه. اون ریگان از هنرپیشه گی یک دفعه سراز کاخ ریاست جهموری در نیاورده. برین نگاه کنین ببینین اون وسط چه مسیری رو طی کرده تا از بلاخره شده رئیس جمهور!
همه ی انتخابات هایی که رأی مردم اثر گذاره تو نتیجش، باید به صورتی باشه که افراد در قالب احزاب سیاسی تو لیست قرار بگیرن تا اولاً مشی سیاسی مشخصی داشته باشن در ثانی اگه دوره موفقی رو سپری نکردن اون حزب مقبولیت خودشو بین مردم از دست بده
این دیگه بر میگرده به خودمان. هیچ ربطی به سیاست و حزب و تشکل و حکومت نداره. معیارهای من نوعی اگر معیارهای صحیحی باشند درنهایت فرد منتخب نیز از حداکثر شایستگی لازم برخوردار خواهد بود. ولی اگر قرار باشه بر اساس این باشه که من از شخصیت فلانی خوشم میاد و از قیافه فلانی خوشم نماید، مسلما فرد منتخب هم کسی خواهد در شان همین خواسته ها و حال و هوای حاکم بر من!
پس برای دمکراسی فقط انتخاب مردم کافی نیست.
مشکل با تمام وجود فریاد می زنه اونم نبود سازو کاره مناسب برای شوراهاست....
این سازوکاره که اجازه میده ایشان و همقطاران ایشان، ورزشکاران، قهرمانان و....در مسندی که با سرنوشت مردم سرو کار دارد ورود پیدا کرده و این مسند را به بازیچه گرفته و مسخره کنند در حقیقت این پیام را به مردم بیچاره برسانند که وای به حال شماها که ما میخواهیم سرنوشت 4 ساله شما را تعیین کنیم...
عزیزان،همیشه هنرمندان و ورزشکاران و کسانی که چهره محبوبی بودن اعتراضشون به این بود که چرا هیچ کس جای خودش نیست؟چرا افراد متخصص تو مدیریت کشور سهم کمی دارن؟ولی چند سالی هست که می بینم همین هنرمندان منتقد دیروز، الان زدن به کارهای غیر تخصصی خودشون و شدیدا از اون هم دفاع می کنن!!بازیگر میره خواننده میشه،خواننده بازیگر میشه،ورزشکار میره مدیریت شهری عمرانی متقبل میشه،مجری لیسانسه تاریخ میره تو فلان وزارتخونه مدیر روایط عمومی میشه،و اینا همش از مسئولین شروع میشه که ... افراد غیر متخصص رو می ذارن مدیر تا این عزیزان هم واسشون امر عادی بیاد...حیف و صد حیف
ای کاش قانونی وجود داشت که رشته هایی مانند عمران ، شهرسازی ، مدیریت (در گرایش های مربوطه ) ، اقتصاد وسایر رشته های مرتبط و در مقاطع تحصیلی بالاتر از لیسانس امکان ورود به شوراها را میداشتند . شاید خود من هم به خاطر علاقه ای که به بعضی از این افراد دارم با علم به اشتباه بودن این عمل به آنها رای بدهم ولی اگر از ابتدا جلوی ورود این افراد به اینگونه سمتها گرفته شود بهتر است.
مگه دیوانه شدی که می ری به این جماعت رای میدی؟!
به نظر من آنقدر دولت با روش آزمایش و خطا کار کرد که همه فکر می کنند می توانند هر کاری می خواهند بکنند و همه مدیر و اقتصادان هستند.......
مگه نمیشه ؟
خودتون جواب دادید دیگه
اگه با آزمایش خطا میشه کشور اداره کرد
مگه من و شما و خانم بایگان نمی تونه ؟!؟!؟!
به نظر شما یک هنرمند و یک ورزشکار می تواند قدرت فکر اقتصادی و مدیریتی لازم را دارد...
بهتر نیست این ورزشکارن و هنرمندان در دانشگاه های کشور هم به جای اساتید دانشگاه به کار گرفته شوند....
خودتان قضاوت کنید ....بدون شرح....
یه جایی باید باشه که گزینش علمی کنه که هر کسی کاندید نشه، مثلا الان خانم ..... که هنرپیشه خوشکلیه اگه کاندید ریاست جمهوری هم بشه شاید رای بیاره، اما شورای نگهبان نمی ذاره
تو آمریکا هم همینطوره، شاید اگه بوریس ویلیس کاندید ریاست جمهوری بشه رای بیاره بس که خوش تیپه، ولی ساز و کاری هستش که اصلا نتونه کاندید بشه.
منظورت "بروس" ویلیسه دیگه جعفرآقا، نه!؟
ضمناً یعنی شما هنرپیشه خوش تیپ تر از بروس ویلیس سراغ نداشتی تو امریکا!؟؟؟ جرج کلونی، الک بالدوین، ...
ای بابا دلت خوشه تابی مگه اینایی که به قول تو سوابق مدیریت های کلان اجرایی دارن تونستن موفق عمل کنن که افراد فاقد این تجربه نتونن؟؟؟؟؟؟
به خاطر همین دلیل دوباره همون اشتباه رو کنیم؟
کشتی گیرها و تکواندوکاران در شورا هر کاری کردن ایشان هم انجام میدن
دموکراسی همینه دیگه! کاندید میشن، مردم بهشون رای میدن، رای میارن. شما کی هستید که با رای مردم مخالفت میکنید؟ اگه راست میگید رو فکر اون مردمی کار کنید که به آدمهای غیرمتخصص رای میدن.
یعنی مثلاً یک قاتل هم فردا ریا آورد، باید عضو شورای شهر بشه؟! این دموکراسی نیست، ضعف قانونه که مشخص نکرده مثلاً یک متخصص شهرسازی، یک معلم، یک حقوقدان و... باید عضو شورای شهر باشند و شما به نماینده های این اقشار رای بدید. چرا نباید چنین قانمون جامعی برای شوراها وجود داشته باشه؟ دیدی ربطی به دموکراسی نداره؟
واقعا جای تاسف داره به حال مردمی که نماینده هاشون یه همچین آدمایی باشن
البته وقتی مردم ما می رن به ..... رای می دن همسال این خانوم به خودشون اجازه می دن که کاندید بشن و از احساسات مردم سوء استفاده کنن و امیدم دارن که رای بیارن و ظاهرا هم که میارن
همسال نه عزیزم امثال!
سلام
خیلی خوب میشه اگه برای همه خبرها،لینک خبرهای مرتبط بذارید
ممنون
با يد ببينيم چه شده كه به اينجا رسيده ايم كه هركسي به راحتي خود را ذيحق در هر كاري مي داند مشكل فقط در شوراي شهر نيست اين مشكل عدم تخصص در خيلي از جاها مشهود است وتبعات آن را ديده ايم وخواهيم ديد
با آزمایش و خطا کارهای یک کشور را جلو بردن به جای علم و منطق .....
حالا يك مدتى چهره هاى موجه با سابقه مديريتى بودند ديديم چى كار كردند، يك مدت هم ورزشكار و هنرمند بيان ببينيم چى ميشه ، اصولاً مردم بايد خودشون انتخاب كنند ، نَكُنه شما ميخواين به مردم بگين چه كسى رو انتخاب كنند؟
جوابتو گرفتی؟منفی ها رو...
بهتره هنرمندان و ورزشکاران برن پی کارخودشون چون همه از حال روزشون خبردارن بیایین باهم عهدببندیم به افرادی غیراز اینان رای بدهیم.
لطفا سانسور نكنيد.
براي خودم متاسفم كه اينجا زندگي ميكنم كشتي گير،جودوكار،وزنه بردار، فوتباليست، هنرپيشه. براي شهر من تصميم ميگيرند مجلس بايد قانوني رو تصويب كند كه فقط كسي كانديدا شود كه رشته تحصيليش مربوط به شهرسازي بأشد
خوب ممکنه صاحبان بعضی شغلهای دیگر هم بتونن در راستای تخصص خودشون ؛ منشأ خدمات مؤثری در شهرشان شوند.
بسیار حرف بی منطقی بود
باید یه قانونی تصویب بشه تو مایه های رجل سیاسی تا طرف یه حداقل هایی رو داشته باشه
البته رشته های مدیریت اجتماعی نیز قابل قبول است
مگه قراره هر کسی سر جاش باشه ؟
حالا نه فقط شهرسازی! مدیریت، برنامه ریزی شهری، جامعه شناسی، ... شورای شهر که کارش بیل زدن نیست!
اگر رشته تحصیلی اش مدیریت، حقوق یا ... باشد، حق ندارد نامزد شود؟
فعلا دنبال در آمد میگردند
....
نه اینکه اینهایی که سالها در شورای شهر بوده اند متخصص هستند .
به همین دلیل، باز هم غیرمتخصص انتخاب کنیم؟!
از همین الان شکستهای پی درپی را از تیم احمدی نژاد با تمام وجود احساس کردید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.