چرا مردم از شکست ایران خوشحال شدند؟
مهدی خرم دل *

اگرچه ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در مسیر صعود به جام جهانی، اتفاقی پیش بینی شده از سوی معدود کارشناسان و رسانه های واقع نگر و مستقل بود اما بخش اعظمی از رسانهها علی رغم آگاهی از وضعیت فدراسیون فوتبال و تیم ملی ایران، خود را به خواب خرگوشی زده بودند و برای بهرهبرداری از موج احساسات مردم نسبت به فوتبال ملی در مقطعی حساس برای این گروه، صعود تیم ملی ایران را قطعی اعلام کردند.
این مسئله توسط سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال ایران که برای جلب نظر افکار عمومی با رقمی قابل توجه به خدمت گرفته شد و همچنین متولیان فدراسیون فوتبال کشورمان نیز موکداً مورد تایید قرار گرفت و با پیگیری این رویه، تمامی عوامل مسئول دست در دست هم داده و حجم چشمگیری از اذهان عموم با این باور ذهنی که تیم ملی ایران بخت صعود مستقیم به جام جهانی 2010 است، تحت تاثیر قرار دادند.
چنین تلاشی برای تصویرسازی غیرواقع از یک مجموعه ضعیف و تیمی فاقد تاکتیک و تکنیک در اغلب دیدارها البته بیحکمت نبود و مانورهای تبلیغاتی با هدف مصادره به مطلوب تیم ملی فوتبال به نفع یک طیف سیاسی داده شد، تنها دلیل قانعکنندهای میتوانست باشد که با امید کاذب مردم تشنه پیروزی ایران که بخش قابل توجهی از آنها را جوانان تشکیل میدهند، در پی خود کشان کشان تا هرجا که ضرورت ایجاب کند، برد.
همین میزان که تا موعد تحصیل هدفی که وسیله را هرچه باشد، توجیه میکند و برداشت میوه سیاسیکاری مدیران سایه فوتبال، ماهیت سرابگونه تضمینهای چهارقبضه صعود به جام جهانی، برای عوام در پرده باقی بماند، کفایت میکرد و هنگامی که محصول کاشته شده در زمین فوتبال برداشت و چشیده شود، رضایتمندی آنهایی که میبایست ابقاء مدیران فدراسیون فوتبال را تحت هر شرایطی تضمین دهند، حاصل گردید.
این میوه زمانی چیده شد که تیم ملی ایران پس از توقف برابر کره شمالی که وعده پیروزی بر آن داده شده بود، مقابل امارات متحده عربی در ورزشگاه آزادی تهران با ارائه یک بازی غیرقابل قبول به برتری دست یافت و گروهی از رسانهها با طرح قبلی، برتری برابر ضعیفترین تیم مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 در قاره آسیا فتح الفتوح جلوه داده و مقدمه پیروزی ایران بر کره جنوبی در سئول و صعود مستقیم به جام جهانی ارزیابی کردند.
البته برای آنکه در صورت عدم صعود تیم ملی به جام جهانی راه فراری در پیش پای این عده باقی بماند و بتوانند از کمند منتقدین بگریزند، سناریوی مضحکی نیز نوشته شد که تیم ملی قطعاً به جام جهانی میرود، مگر آنکه کنفدراسیون فوتبال آسیا به واسطه اعمال نظر برخی اشخاص ایرانی با انتخاب جهتدار داوران، زمینه حذف ایران را فراهم سازد و بر این مبنا مقرر شد برخی کارشناسان داوری نیز در صورت ناکامی ایران، برای تیم ملی ایران چندین ضربه پنالتی در نظر بگیرند و از خطای داوری سخن به میان آورند تا حلقههای این سناریو کاملاً به هم متصل شده و رسانهها نیز بتوانند داور دیدارهای مقدماتی که برای ایران انتخاب شده، تماماً دست نشانده و حتی فاسد جلوه دهند.
این مسئله توسط سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال ایران که برای جلب نظر افکار عمومی با رقمی قابل توجه به خدمت گرفته شد و همچنین متولیان فدراسیون فوتبال کشورمان نیز موکداً مورد تایید قرار گرفت و با پیگیری این رویه، تمامی عوامل مسئول دست در دست هم داده و حجم چشمگیری از اذهان عموم با این باور ذهنی که تیم ملی ایران بخت صعود مستقیم به جام جهانی 2010 است، تحت تاثیر قرار دادند.
چنین تلاشی برای تصویرسازی غیرواقع از یک مجموعه ضعیف و تیمی فاقد تاکتیک و تکنیک در اغلب دیدارها البته بیحکمت نبود و مانورهای تبلیغاتی با هدف مصادره به مطلوب تیم ملی فوتبال به نفع یک طیف سیاسی داده شد، تنها دلیل قانعکنندهای میتوانست باشد که با امید کاذب مردم تشنه پیروزی ایران که بخش قابل توجهی از آنها را جوانان تشکیل میدهند، در پی خود کشان کشان تا هرجا که ضرورت ایجاب کند، برد.
همین میزان که تا موعد تحصیل هدفی که وسیله را هرچه باشد، توجیه میکند و برداشت میوه سیاسیکاری مدیران سایه فوتبال، ماهیت سرابگونه تضمینهای چهارقبضه صعود به جام جهانی، برای عوام در پرده باقی بماند، کفایت میکرد و هنگامی که محصول کاشته شده در زمین فوتبال برداشت و چشیده شود، رضایتمندی آنهایی که میبایست ابقاء مدیران فدراسیون فوتبال را تحت هر شرایطی تضمین دهند، حاصل گردید.
این میوه زمانی چیده شد که تیم ملی ایران پس از توقف برابر کره شمالی که وعده پیروزی بر آن داده شده بود، مقابل امارات متحده عربی در ورزشگاه آزادی تهران با ارائه یک بازی غیرقابل قبول به برتری دست یافت و گروهی از رسانهها با طرح قبلی، برتری برابر ضعیفترین تیم مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 در قاره آسیا فتح الفتوح جلوه داده و مقدمه پیروزی ایران بر کره جنوبی در سئول و صعود مستقیم به جام جهانی ارزیابی کردند.
البته برای آنکه در صورت عدم صعود تیم ملی به جام جهانی راه فراری در پیش پای این عده باقی بماند و بتوانند از کمند منتقدین بگریزند، سناریوی مضحکی نیز نوشته شد که تیم ملی قطعاً به جام جهانی میرود، مگر آنکه کنفدراسیون فوتبال آسیا به واسطه اعمال نظر برخی اشخاص ایرانی با انتخاب جهتدار داوران، زمینه حذف ایران را فراهم سازد و بر این مبنا مقرر شد برخی کارشناسان داوری نیز در صورت ناکامی ایران، برای تیم ملی ایران چندین ضربه پنالتی در نظر بگیرند و از خطای داوری سخن به میان آورند تا حلقههای این سناریو کاملاً به هم متصل شده و رسانهها نیز بتوانند داور دیدارهای مقدماتی که برای ایران انتخاب شده، تماماً دست نشانده و حتی فاسد جلوه دهند.

چنین طرحی عملاً زمینه مساعد را برای ضربه زدن موجه به تعدادی از اعضاء ایرانی کنفدراسیون فوتبال آسیا که به اصلاحطلبان گرایش داشته و به هیچ عنوان روابط حسنهای با مسئولان فعلی ندارند، نیز فراهم میساخت اما این نقشه آنچنان دارای نقصان بود که پس از طرح و پیش از چسباندن برچسب خائن به وطن به این اشخاص با بیتوجهی و حتی اظهار تاسف مردم نسبت به طرح چنین اتهامات بچهگانهای روبرو شد تا تنها آنچه بر جای باقی ماند، دست و پا زدنهای بیحاصل عدهای برای زنده نگه داشتن این تئوری توطئه تا پس از مشخص شدن تکلیف صعود تیم ملی به جام جهانی باشد.
با توقف تیم ملی ایران برابر کره جنوبی و پس از آن حذف از گردونه رقابتهای جام جهانی به واسطه تساوی تیمهای ملی ایران و کره، برخلاف انتظارات سناریونویسان، مردم مواضعی کاملاً متفاوت با دوره پیشین حضور ایران در جامجهانی اتخاذ کرده و نه تنها به واسطه این نتایج خشمگین نشدند، بلکه خوشحالی وسیع مردم مشهود شد! سیل پیامهای دریافتی در ذیل اخبار مرتبط با شکست تیم ملی فوتبال ایران و تماسهای صورت پذیرفته بهتآور بود، چرا که نه تنها بخش وسیعی از مردم از این شکست و عدم صعود تیم ملی به جام جهانی که برای فوتبال ایران میتوانست حاصل فراوانی داشت، خرسند بودند، بلکه تعداد کثیری از اظهار داشتهاند که برای تحقق این ناکامی دست به دعا برداشتهاند!
حقیقتاً چه اتفاقی روی داده که نه یک هموطن بلکه قشر وسیعی از ایرانیان، برای نخستین بار آرزوی شکست تیم ملی فوتبال به عنوان یکی از برجستهترین و مورد توجهترین بخشهای ورزش ایران را در دل جای داده و برای وقوع آن دعا میکنند؟ آیا تمامی این قشر وسیع به وطن پشت کرده و خائن به این آب و خاک هستند یا بیم آن دارند که این توفیق به نام عدهای مصادره شده و ارزشهای ورزش ایران فدای تعلقاتی شود که چسبیدههای سیاسی به ورزش در پی آن هستند؟!
شاید برخی با طرح این حقایق تلخ از در انکار و اصرار بر مواضع ناصحیح گذشتهشان برآیند و مجدداً بر مختصات ناهمگونی تاکید بورزند که خدمات ایشان را حتی اگر اندکی برای کمک به رشد و توسعه ایران بوده، تماماً زیر سوال برده است لکن علیرغم آنکه نگارنده موافق مصلحتاندیشی بیجا نیست و تاکید این بوده که بر مواضع متخذه در مسیر صحیح همواره پافشاری شود، این توصیه صورت میپذیرد که برخی نه برای بقای خود که برای بقای ورزش که فوتبال نیز جزئی از آن تشکیل داده، اگر قصد پایین آمدن از گرده قدرت را ندارند، در روش و منش خویش تجدیدنظر کنند تا پس از حذف از بدنه ورزش که دیر و دور نخواهد بود، به نیکی و نه نفرت از ایشان یاد شود.
حوزه ورزش ایران که به حوزه فرهنگ این مملکت گره خورده و بسیاری از رفتارهای مردم غیرمستقیم در کوتاه مدت متاثر از آن است، پس از پشت سر گذاشتن روزهای دشوار و کمرشکن، نیاز به بازنگری جدی در تمامی سطوح دارد تا اعتماد از دست رفته قشری وسیع به این حوزه ترمیم شده و مردم بار دیگر به این باور دست یابند که پیروزی و شسکت تیمهای ملی و تیمهای باشگاهی صرفاً برای مردم و به دور از دستهای پشتپرده رقم میخورد که احساسات مردم را ابزار دست خویش قرار میدهند.
این امر نیز محقق نخواهد شد، مگر آنکه ورزش از چهرههای سیاسی و وابسته به جریانهای سیاسی به عنوان اتخاذکننده و یا مجری تصمیمات سیاسی تسویه شده و همانگونه که حق و عدالت حکم میکند، ورزش و بخشهای مرتبط با این حوزه حساس به اهلش سپرده شود. حال باید این پرسش را طرح کرد که آیا ارادهای برای برقراری عدالت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطح ورزش کشورمان با تکیه بر اهلش وجود دارد یا چهار سال دیگر، بازیهای تکراری دل بزرگان ورزش را خون خواهد کرد؟!
با توقف تیم ملی ایران برابر کره جنوبی و پس از آن حذف از گردونه رقابتهای جام جهانی به واسطه تساوی تیمهای ملی ایران و کره، برخلاف انتظارات سناریونویسان، مردم مواضعی کاملاً متفاوت با دوره پیشین حضور ایران در جامجهانی اتخاذ کرده و نه تنها به واسطه این نتایج خشمگین نشدند، بلکه خوشحالی وسیع مردم مشهود شد! سیل پیامهای دریافتی در ذیل اخبار مرتبط با شکست تیم ملی فوتبال ایران و تماسهای صورت پذیرفته بهتآور بود، چرا که نه تنها بخش وسیعی از مردم از این شکست و عدم صعود تیم ملی به جام جهانی که برای فوتبال ایران میتوانست حاصل فراوانی داشت، خرسند بودند، بلکه تعداد کثیری از اظهار داشتهاند که برای تحقق این ناکامی دست به دعا برداشتهاند!
حقیقتاً چه اتفاقی روی داده که نه یک هموطن بلکه قشر وسیعی از ایرانیان، برای نخستین بار آرزوی شکست تیم ملی فوتبال به عنوان یکی از برجستهترین و مورد توجهترین بخشهای ورزش ایران را در دل جای داده و برای وقوع آن دعا میکنند؟ آیا تمامی این قشر وسیع به وطن پشت کرده و خائن به این آب و خاک هستند یا بیم آن دارند که این توفیق به نام عدهای مصادره شده و ارزشهای ورزش ایران فدای تعلقاتی شود که چسبیدههای سیاسی به ورزش در پی آن هستند؟!
شاید برخی با طرح این حقایق تلخ از در انکار و اصرار بر مواضع ناصحیح گذشتهشان برآیند و مجدداً بر مختصات ناهمگونی تاکید بورزند که خدمات ایشان را حتی اگر اندکی برای کمک به رشد و توسعه ایران بوده، تماماً زیر سوال برده است لکن علیرغم آنکه نگارنده موافق مصلحتاندیشی بیجا نیست و تاکید این بوده که بر مواضع متخذه در مسیر صحیح همواره پافشاری شود، این توصیه صورت میپذیرد که برخی نه برای بقای خود که برای بقای ورزش که فوتبال نیز جزئی از آن تشکیل داده، اگر قصد پایین آمدن از گرده قدرت را ندارند، در روش و منش خویش تجدیدنظر کنند تا پس از حذف از بدنه ورزش که دیر و دور نخواهد بود، به نیکی و نه نفرت از ایشان یاد شود.
حوزه ورزش ایران که به حوزه فرهنگ این مملکت گره خورده و بسیاری از رفتارهای مردم غیرمستقیم در کوتاه مدت متاثر از آن است، پس از پشت سر گذاشتن روزهای دشوار و کمرشکن، نیاز به بازنگری جدی در تمامی سطوح دارد تا اعتماد از دست رفته قشری وسیع به این حوزه ترمیم شده و مردم بار دیگر به این باور دست یابند که پیروزی و شسکت تیمهای ملی و تیمهای باشگاهی صرفاً برای مردم و به دور از دستهای پشتپرده رقم میخورد که احساسات مردم را ابزار دست خویش قرار میدهند.
این امر نیز محقق نخواهد شد، مگر آنکه ورزش از چهرههای سیاسی و وابسته به جریانهای سیاسی به عنوان اتخاذکننده و یا مجری تصمیمات سیاسی تسویه شده و همانگونه که حق و عدالت حکم میکند، ورزش و بخشهای مرتبط با این حوزه حساس به اهلش سپرده شود. حال باید این پرسش را طرح کرد که آیا ارادهای برای برقراری عدالت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطح ورزش کشورمان با تکیه بر اهلش وجود دارد یا چهار سال دیگر، بازیهای تکراری دل بزرگان ورزش را خون خواهد کرد؟!
*دبیر سرویس ورزشی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بابا ورزش ما همش شده فوتبال و مملکت به بقیه ورزش ها رسیدگی نمیکنه کاشکه تموم فوتبالیست ها از روی زمین نابود شوند
ورزش فقدر کیوکوشین
ازاین همه گذشته.پول نفت دارن مثل پیرزنا خرج میکنن.
تو اين روزها كه هر كاري ميكنن تا كوچكترين صدايي كه ساز مخالف ميزنه رو به اسم اسلاممون خفه كنن و اون رو خس و خاشاك و خائن به خاك مادري و ساپورت شده از آمريكا مينامن!ممنونم از شجاعتتون بابت اين متن كه حرف دل خيلي هامونه.
به گفتهء جناب نخبه مسيري كه به طور معمول بايد تو 10 سال طي ميشد ما*در 2 سال پيموديم.انصافاً هم اگه كلاه خودتون رو قاضي كنيد ميبينين كه خيلي هم پر بيراه عرض نفرمودن!تو كجاي دنيا همچين پشتكاري رو از يك شخصيتِ فرهيختهء سياسي سراغ داريد كه بتونه در رشتهء تخصصي سقوط آزاد تا اين حد حرفه اي عمل كنه،2سال كه سهلِ 200 سال هم خودشون رو پاره پاره كنن نميتونن همچين جايگاهي رو كسب كنن(باعرض معذرت به دليل چشم پوشي از افتخارات رنگارنگ در رشته ي چتر بازي كه در اين محفل نميگنجد)
**پاورقي: (ما در اينجا يعني دولت مهرورزي،كه از قضا اين روزها در خيابان هاي كشور شديداًٌ شاهد فوران اين مهرهاي قلمبه شدهء با خلوص نيت كه از ناحيهء فرق سر و گاهاً قلب به جوونا وارد ميشه هستيم و ميبينيم نداهايي رو كه مهر مرگ شدن !!!!)ش-20-تهران
باخت ایران را بخاظر ایرانن آرزو کردم.
کار کار انگلیسی هاست بعلاوه مزدوران استکبار جهانی به سرکردگی امریکا و اسراییل غاصب خیال همه راحت از این کشف برید سرتونو مثل کبک بکنید توی برف
ممنون بهم ثابت شد تابناک از دل عامه مردم خبر داره
با نهایت ناراحتی من هم از شکست این تیم بی در وپیکر واین ورزش ودولت بی در وپیکر خوشحال شدم
سر مردم ایران سلامت
متاسفم... این شمایید که همه چیزو سیاسی میکنید. اگه یه روز زلزله هم بیاد یه عده احمق میگن این زلزله سیاسی بود و زیر سر دولته!!!
خاک تو سر اون که از باخت کشورش خوشحال بشه بخاطر توهم این که یه عده خاص به خیال خامشون خراب بشن.
من طرفدار متعصب کس خاصی نیستم ولی از این سیاه نمایی و حماقت متنفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم
من از شکست کشورم خوشحال نشدم اما ناراحت هم نشدم...نتیجه بازی تیم کشورم تکرار میکنم کشورم برای من برد برد بود...شکست یعنی ازبین رفتن امکان سو استفاده ...برد هم که مشخص است...جای بسی تاسف
خوشحالم که نرفت
مرگ بر دیکتاتور
آخ جون ... منم خوشحال شدم ... خوب شد باختیم ... دوست دارم تیک آدمای دیکتاتور رو ببینم ... کیف می ده
برای ما بستن مچبند سبز بازیکنان از رفتن به جام جهانی خیلی مهمتر بود.
سلام ما اينجا امام زاده اي داريم كه زوار اون براي تبرك تكه پارچه اي سبز رنگ از متولي اونجا ميگرند و به مچ دسشتشون ميبندند تا تبرك بگيرند بي وجدان ها به اون هم رحم نكرديد و اون رو هم سياسي كرديد!!!!!!
خيلي خوشحالم كه صعود نكرديم چون اگه هم صعود مي كرديم همون مرحله اول حذف مي شديم و باز هم يه سرخوردگي ديگه
البته بعضي ها ميگن صعود كرديم و اسنادشم موجوده
اي ول به غيرت بازيكنايي كه دستبند سبز بسته بودند
انا لله و انا الیه راجعون
ما همه خوشحال شدیم تا چشم بعضی ها کور شود.
خوشحال شدم چون از اين برد برخي استفاده سياسي و تبليغاتي مي كردند و تمام ناكامي هاي چهار ساله خود را با اين برد توجيه مي كردند
شك نكنين با اينكه حذف شديم، در جام جهاني جزو چهار تيم ميشيم!
جناب آقاي دبير سرويس ورزشي.حرفهاي غير منطقي شما درست .اما جنابعالي يك مطلب را فراموش گرده ايد و آن هم اين است كه ورزش در كشور ما همواره سياسي بوده و خواهد بود.من هم مثل خيلي هاي ديگر دعا كردم كه تيم ملي به جام جهاني نرود . اما نه به دلايلي كه شما و هم فكرانتان دارند.سياسي كردن ورزش زماني بيشتر جلوه مي كند كه ما بخواهيم اختلافات درون خانوادگيمان را با ابزاري مثل ورزش فرا مرزي كنيم .همانگونه كه خيلي ها از ديد شما دعا كردند كه تيم ملي به جام جهاني نرود ،خيلي ها هم بخاطر نوار سبز دور دست بازيكنان اين دعا را كردند.
مگه این واسه ورزش چیزی گذاشته
کاملا موافقم . امیدوارم ایران در هیچ رقابتی هیچ موفقیتی کسب نکنه تا وفتی ان شاءالله شر این ظالمای خدا نشناس از سرمون کم بشه اونوقت هی مدال بگیریم هی مدال بگیریم هی مدال بگیریم...آمین
حاك بر سرتون
همه جي رو سياسي مي بينيد
ای کاش آقایانی که مج بند سبز بسته بودند آن را باز نمی کردند تا در نیمه دوم 10 الی 15 گل به حریف می زدند و ما نیز به برکت بازیکنان سرشناسی که همیشه در باشگاه های خود
در خارج نیمکت نشین هستند جام جهانی فوتبال را تصاحب می کردیم چه حیف شد اگه می شد چی می شد.
واي از وقتي كه موهاي فوتباليستهامثل خانم هاشد غيرنشان هم.....
فوتبال سیاسی راه به جائی نمی برد
مردم هم فوتبال سیلسی نمی خواهند
برای همین ادامه این تئاتر شنیع را کسی نمی خواست بیبنه
همه از حذف تیم ایران در این وضعیت خوشحال شدیم
پیروزی ای که می توانست مورد سو استفاده قرار گیرد
خوشحال شدم چون افرادی اماده بودند این پیروزی را بنام خود ثبت نمایند
بابت اين موضوع متاسفم اما دروغ چرا؟! منم خوشحال شدم
نه از باخت تيم ملي. كه از ناكامي آنها كه مثل هميشه مي خواستند پيروزي ملت را به نام خود مصادره كنند و تازه بابت آن منت هم سر مردم بگذارن!!!!!
البته ايشان هنوز هم معتقدند اسناد برد تيم ملي موجود است!!!!!!
حيف اين همه پول
تو این وانفسای انتخاباتی که روشنایی روز را انکار و آن را شب جلوه می دهند ؛ همان بهتر که نرفتیم تا افتضاحی دیگر به نام ملت ایران در تاریخ جام جهانی ثبت شود.
چه قدر بعضيا ينجا مؤدبنا!
يادتان هست گريه بعدازباخت قديم چون چند تامرد درزمين بودنه چندتا پول پرست دختر نماسبز پوش
از اینکه صعود نکردیم خیلی خوشحالم ولی از اینکه این همه پول بیت المال حروم شد ناراحتم.
خوش به حال ما: اگر نبردیم باصداقت باختیم وقتی این آقا: موفقیتهای چشمگیرشان و توجه به ارای مردم درهمه عرصه ها دروغ محض باشد باخت راستکی ارامش بخشه که دروغهایش بروبال نگیرد
سلام.خیلی متاسف شدم که عدهای اضهار شادی از شکست تیم ملی میکنند.یه ایرانی وطن دوست هرگز اینچنین حرفهایی را به زبان نمیاره.اونهایی که در انتخابات باختن عقدشون رو میخوان اینجوری خالی کنن.انشا... در همه صحنها چه ورزشی سیاسی اقتصادی و... سربلند باشیم.ممنون
این مقاله اینقدر جالبه که فکر کنم رکورد کامنت ها رو شیکونده !!
- راستی پاسپورت نکونام و بقیه سبز ها رو چرا ضبط کردن ؟؟
- مهدی هم که قید پاس ایرانیشو زد و با پاس آلمانیش از سئول مستقیم رفت آلمان !
ببخشید در مورد چی دارید صحبت میکنید
لکه سیاهی دیگر بر عملکرد آقایون!نوش جونت.....ماشاالله اعتماد به نفس داره!بگم...بگم...... این افتضاحات که خوب است و نسبت به دوره های قبلی که عالی است....اینو راست میگه دکی...
مهم نیست بابا،چرا سخت میگیرین،اینهمه کشور اروپایی جام جهانی نمیرن مگه شاکی میشن در دوره قبل :اسکاتلند،اتریش،ولز،یونان...
البته این حذف شدن عاقبت فوتبال دولتی ماست + مدیران غیرورزشی
موفقیت های چشمگیر در عرصه ورزش دروغه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عالي بود . من هم خوشحال شدم البته بازيهارو خيلي هم پيگيري نمي كردم ، ولي وقتي فهميدم بازيكنها به دستشان پارچه سبز بستند تلويزيون امدي رو روشن كردم - من از علي كريمي خوشم نمي آمد ولي وقتي ديدم به دوتا دستش پارچه سبز بسته تحسينش كردم - وقتي سرمربي تيم ملي با نظر رئيس جمهور عزل و نصب ميشود بهتر از اين نميشود - اين اولين پيامد اين انتخاب 0انتصاب) شوم بود تا 4 سال آسمان ايران خاكستري است .. مرگ بر ديكتاتور
سلام به همه نظر دهندگان.
هیچ وقت از شکست غرور ملی خود خوشحال نشوید به هر دلیل که باشد.
چقدر بد که ورزش هم دیگه سیاسی شده، این حرفا چیه؟
من از عدم صعود تیم ملی کشورم به جام جهانی خوشحال نیستم اما از شکست دخالت سیاست در امور ورزشی خیلی خوشحالم
خيلي از دوستداران فوتبال خوشحال شدند كه ايران به جام جهاني نرفت
اگه گفتيد چرا؟
.
.
.
.
.
معلومه چون با رفتن به جام جهاني يه سري از انسانهاي پركار از آن سو استفاده سياسي ميكردند
در هد بندسليگا
واقعا ما برای هر پستی یک رئیس کاردان و حرفه ای گذاشتیم
شخصی که گفت آذربایجانی ها ترک نیستند، و حتی گفت در ترکیه هم 35 میلیون ترک وجود نداره، احتمالاً منظورش این بود که همه جهان ترک هم فارس هستند و اونهایی که داد می زنند "هارای هارای من تورکم" این ها توهم دارند. حتی آن هایی که فکر می کنند ما به جام جهانی نرفتیم، یا آن هایی که فکر می کنند همه به موسوی رای دادیم، همه این ها توهمه! کافیه صدا و سیما رو ببینید و از توهم در بیاید. ما همه به احمدی نژاد و دولت موفق اون رای دادیم و ایران هم به جام جهانی 2010 رفت، اگه باور نمی کنید، سندش هست 4 سال بعد در مناظره خواهید دید که جام جهانی هم بودیم!
این سخن از کیست !
تیم ملی ایران یکی از چهار تیم برتر جام جهانی خواهد بود .
استیلی باید سرمربی بشه.
این اولین بار نبود. المپیک اکثر مردم دعا می کردند که هیچ کس مدال طلا نیاورد تا پای خودشان نگذارد.
من به عنوان یک ایرانی وطن پرست وقتی کره گل مساوی رو به ایران زد به اندازه گل خداداد به استرالیا خوشحال شدم
به خدا قسم اگه دست از این فوتبال بردایم و ببوسیمش بزاریم کنار خیلی سنگین تریم .
و لازم نیست این همه پول بیت المال که برای فوتبال خرج میشه را حروم کنیم و بدیم یه عده ای بخورن که فقط مایه آبرو ریزین . به خصوص مدیران واقعا بی لیاقت فدراسیون فوتبال ایران .
به نظر من این فدارسیون باید خراب و از نو بنا شود . البته با مدیرانی جوان و صاحب عقل و شعور .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.