مرور روزنامههای یکشنبه هفدهم تیرماه؛
کار از ۶ صبح برای چه؟ /دوره بگو و دَر رُو مدیران سپری شده است/آینده بازار نفت چه میشود؟ /چند درس از ریخت و پاشهای ارز ۴۲۰۰ تومانی
ورود وزارت اطلاعات به ۱۵ پرونده مهم ارزی، غیبت مجدد روحانی و آملیلاریجانی در جلسه مجمع، داستان غمانگیز ویزا، جزئیات دستگیری ۱۶ زن داعشی در ایران، پرداخت وام ۵ میلیون تومانی به ۴۰۰ هزار بازنشسته کشوری، دشواریهای تضمین برجام، پرچمداری کیمیای تکواندوی ایران در جاکارتا، ذبح محلهها به بهانه توسعه شهری، مسیر گفت وگو با اروپا، تاراج ذخایر ملی با حراج ۶۰ تن طلا در ماراتن فروش سکه! و پیچیدهتر شدن ادعای صدور ۲۵۰۰ گرین کارت برجامی، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

ورود وزارت اطلاعات به ۱۵ پرونده مهم ارزی، غیبت مجدد روحانی و آملیلاریجانی در جلسه مجمع، داستان غمانگیز ویزا، جزئیات دستگیری ۱۶ زن داعشی در ایران، پرداخت وام ۵ میلیون تومانی به ۴۰۰ هزار بازنشسته کشوری، دشواریهای تضمین برجام، پرچمداری کیمیای تکواندوی ایران در جاکارتا، ذبح محلهها به بهانه توسعه شهری، مسیر گفت وگو با اروپا، تاراج ذخایر ملی با حراج ۶۰ تن طلا در ماراتن فروش سکه! و پیچیدهتر شدن ادعای صدور ۲۵۰۰ گرین کارت برجامی، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.
به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز یکشنبه ۱۷ تیرماه در حالی چاپ و منتشر شدند که پاسخ ظریف به ادعای صدور ۲۵۰۰ گرین کارت برجامی توسط ذوالنوری، مطالبه برخورد با ارزخواران و متخلفان بازار سکه و بسته برجامی اروپا و جنگ تجاری چین و آمریکا از عناوین متنوعی هستند که در صفحات نخست روزنامههای امروز دیده میشوند.
روزنامه شرق تیتر دروغ است را به عنوان واکنش ظریف به ادعای ذوالنور درباره گرین کارتهای برجامی برجسته کرد. این روزنامه همچنین با چاپ تصویری از آیت الله شهید بهشتی، بخشهایی از گفت وگوی تابناک با فرزند شهید بهشتی را با توضیح روایت محمدرضا بهشتی از آیتالله و عنوان پدر در دستگاه قضا در صفحه نخست خود جای داده است.
روزنامه خراسان عنوان بحران کاغذ را از گزارش اصلی خود که طی آن به بررسی مشکلات ارزی و سوء استفادههای داخلی که منجر به دشواری تأمین کاغذ شده است انتخاب کرد. این روزنامه در یادداشت روز خود مطلبی با عنوان ۷ درس از ریخت و پاشهای ارز ۴۲۰۰ تومانی منتشر کرده است.
روزنامه کیهان به سبک خود، عنوان آبی از اروپا گرم نشد، کشور را بیش از این معطل نکنید را تیتر یک امروز خود کرد و تصاویری از شمارههای گذشته تعدادی از روزنامههای اصلاح طلب و اعتدالگرا را تصویر یک صفحه نخست امروز خود قرار داد.
روزنامه اعتماد با چاپ تصویری از زنگنه نوشت: وزیر نفت با اشاره به مقابله ایران با سیاستهای امریکا: این یک جنگ تجاری است. این روزنامه همچنین گفت وگویی با علی شکوری راد انجام داده و تیتر آن را کسیکه مال شبههدار دارد اصلاحطلب نیست برگزیده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشر شده در روزنامههای امروز را مرور میکنیم؛
آینده بازار نفت چه میشود؟
نرسی قربان در سرمقاله امروز اعتماد آینده بازار نفت را موضوع قرار داد و نوشت: رئیسجمهور امریکا اخیرا با توییتهایی سعی کرده تا اعضای اوپک را هم وادار به افزایش تولید نفت کرده و هم آنان را مجاب به کاهش قیمت نفت کند. دونالد ترامپ به جای آنکه در خفا و از طریق دیپلماتیک متحدان نفتیاش را وادار به افزایش تولید نفت کند از طریق سلسلهتوییتهایی قصد دارد هم علیه کشورهای منطقه به افشاگری بپردازد و اعلام کند پولی که آنان به امریکا میدهند ناچیز است و هم به نوعی با دستور و چند خط نوشته قیمتها را در بازار نفت کنترل کند.
اینگونه اقدامات نه تنها قیمت نفت را کاهش نداده بلکه سبب شده تا قیمت هر بشکه نفت را به حدود ٨٩ دلار در روز برساند.
شاهبیت اظهارات توییتی و غیرتوییتی ترامپ در این روزها فشار به خریداران نفت ایران برای صرفنظر کردن از خرید نفت کشورمان است. او هم در مذاکرات رو در رو با سران کشورهای خریدار نفت و هم از طریق توییتها و مصاحبههای خود خواسته تا آنان از ایران نفت نخرند.
در این میان برخی کشورهای منطقه نیز با او همدست شدهاند و وعده دادهاند که میتوانند جای خالی نفت ایران را در بازارهای جهانی پر کنند.
این درحالی است که واقعیت تولید و ذخایر استراتژیک نفتی دنیا چیز دیگری را میگوید. اگر امریکا و متحدان نفتیاش تمام تلاش خود را بهکار گیرند در نهایت قادر خواهند بود برای یک ماه به نیازهای بازار پاسخ دهند و پس از آن بازار نفت با کمبود عرضه مواجه شده و به طور طبیعی قیمتها بالا خواهد رفت.
بازار نفت نیز به مانند هر بازار دیگری تابع نظام عرضه و تقاضاست و تعیین قیمت بر این اساس صورت میگیرد. نمیتوان با یک توییت از واشنگتن دستور صادر کرد که قیمت نفت باید کاهش یابد یا سقف تولیدات باید افزایش پیدا کند.
این توییتها بیشتر اثر روانی در بازار خواهد داشت و به مرور هم که بیشتر میشود اثرگذاری خود را از دست داده و بازار رفتار طبیعی خود را در پیش خواهد گرفت. از این رو هر گونه بحث در خصوص حذف نفت ایران از بازارهای جهانی جدا جای تردید دارد. این موضوع نشان میدهد که اگر در گذشته تمام تلاشمان را روی افزایش تولید و صادرات نفت قرار میدادیم و به قول آقای زنگنه به سطح ٤ میلیون بشکه در روز میرساندیم، امروز کسی به راحتی از تحریم نفت ایران سخن نمیگفت.
به همین خاطر است که در بسته پیشنهادی اروپا به ایران یکی از بندهای اصلی، تضمین سطح فروش نفت ایران است. اگر این اتفاق رخ دهد و ایران و اروپا بر سر آن به اجماع برسند بخشی از نفت ایران بدون اینکه شامل تحریمهای بانکی شود، از طریق کشورهای اروپایی خریداری شده و منابع حاصل از آن به صورت یورو به کشور باز خواهد گشت.
ما امروز از نبود مشتری برای نفتمان نگرانی نداریم، اما با توجه به اینکه امریکا ار برجام خارج شده و تحریمهای آن کشور علیه ایران در حال بازگشت هستند، آنچه امروز بیشتر مورد بحث قرار گرفته چگونگی دریافت منابع حاصل از فروش نفت است که بخش قابل توجهی از آن از سوی اروپا با توجه به بسته پیشنهادی که ارایه داده قابل بازگشت است و سیاستگذاران کشور نیز راهحلهای دیگری را در این رابطه پیشنهاد کردهاند تا در دام تحریمهای امریکا علیه کشورمان نیفتند.
چند درس از ریخت و پاشهای ارز ۴۲۰۰ تومانی
محمد حقگو در بخشی از یادداشت روز روزنامه خراسان، مواردی را به عنوان درسهای ریخت و پاشهای ارزی اخیر آورده و نوشته است: سه ماه از اجرای سیاست جدید ارزی با نرخ دولتی ۴۲۰۰ تومانی که ماجرای آن به تفصیل در صفحه ۷ امروز چاپ شده است میگذرد. سیاستی که درسهای مهمی را در متن و حاشیه با خود به همراه دارد. از جمله این درسها میتوان به چند مورد زیر اشاره کرد.
۱- آلزایمر تاریخی برای به کارگیری سامانه نظارت بر عرضه و تقاضای ارز: تجربه ارزی اخیردولت را بر خلاف جهت گیریهای قبلی، به سوی مدیریت تقاضای ارز با استفاده از سامانهای به نام «نیما» کشاند. سامانهای که قرار است با استفاده از آن، عرضه ارز حاصل از صادرات و تخصیص آن به واردات صورت گیرد. با نگاهی به گذشته و دور قبلی تحریم ها، میتوان رد پای چنین سامانهای را در فضای سیاست گذاری ارزی مشاهده کرد. سامانهای که در سال ۹۱ تحت عنوان پورتال ارزی ایجاد شد. اما با دلخوری بیش از حد به رفع تحریم ها، بی توجهی، ندانستن فلسفه ایجاد یا نداشتن حوصله برای استفاده از سامانههایی این چنین توسط برخی مدیران، به محاق رفت. حال که مجدد پای چنین سامانهای پیش کشیده شده است، جای این سوال باقی است که مردم تا چه زمانی باید تاوان یادگیری سیاست گذاران را بدهند؟ عاقلانه این بود که پورتال ارزی ایجاد شده، در دوران دولت قبل، به دور از سیاسی کاری، به روز رسانی شود و مد نظر سیاست گذاران ارزی قرار گیرد تا امروز این چنین شاهد ریخت و پاشهای ارزی و سکهای دولت نباشیم.
۲- بی توجهی به تعدیل نرخ ارز طبق تفاوتهای تورمی ریال و دلار: یک قاعده سر انگشتی و نه زیاد دقیق اقتصادی، به این نکته تصریح دارد که نرخ ارز میبایست طبق فرمولی که وابسته به نرخ تورم دلار و ریال است، سالانه یا بلکه ماهانه تعدیل یابد. یافتههای پژوهشی هم اینک نشان میدهد؛ در صورتی که این تعدیلهای تورمی در سالهای گذشته و فارغ از سیاسی کاری دولت ها، صورت میگرفت و نرخ ارز، ثابت و میخکوب نگه داشته نمیشد، شوکهای این چنینی در بازار ارز، کل اقتصاد ایران را تحت الشعاع قرار نمیداد. یافتههای پژوهشی نشان میدهند که سرکوب نرخ ارز در بلندمدت، به هیچ عنوان مانع افزایش نرخ ارز نیست و این نرخ به هر حال، طبق قاعده یادشده، به ارقام محاسبه شده در آن فرمول میل خواهد کرد.
۳- نظام معیوب قیمت گذاری و رهاسازی بازار: در جریانات اخیر، شاهد از دست رفتن تعادل قیمتی بازارها با عوامل و بهانههای غیر واقعی بودیم. با وجود این شاید بتوان گفت: در کمتر اقتصادهای فعال و پیشرویی نظام بازرگانی داخلی را میتوان به مانند بازارهای موجود در ایران از نظر نظارت، نامطمئن یافت. رهاشدگی بخشهایی از بازار از نظر کنترل و رهگیری کالاها به خصوص کالاهای قاچاق و بی توجهی به پیاده سازی نظام مالیات بر ارزش افزوده و نیز ظهور و بروز قیمت گذاریهای سلیقهای در برخی کالاها، نمونهای از این نقایص در نظام بازرگانی داخلی هستند. جالب این جاست که در اوایل کار دولت، برخی صداها از درون دولت حکم به حذف نهادهای نظارت بر بازار میدادند، اما هم اینک دولت اولین مخاطب خود برای کنترل بازار را نهادهای نظارتی از قبیل: سازمان حمایت قرار داده است. این رویکردهای دوگانه حاصل چیزی جز سوء مدیریت و نبود استقرار سامانههای نظارتی تعریف شده و همه جانبه نیست؛ و این که نمیتوان به ایده تکیه به نظام بازار آزاد، با رویکرد رهاسازی دلخوش بود.
دوره بگو و دَر رُو مدیران سپری شده است
شیرزاد عبداللهی در سرمقاله امروز همدلی با عنوان دوره بگو و دَر رُو مدیران سپری شده است، نوشت: جنجال بر سر بخشنامه معاونت درمان وزارت بهداشت در فضای مجازی و روزنامهها مثل موضوعات دیگر داغ شد و کمکم به سردی گرایید. این برداشت از بخشنامه معاون وزیر در افکار عمومی جا افتاد که گویا تحت تاثیر تحریمهایی که هنوز اعمال نشده، دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانها، به استفاده مجدد از برخی «وسایل یکبار مصرفِ اتاق عمل» ملزم شدهاند.
عقل و عرف و قواعد زبان میگوید که وسیله یکبار مصرف (disposable) را نمیشود دوباره استفاده کرد. همانگونه که استفاده از لیوان و ظرف غذای یکبار مصرف یا پوشک بچه خلاف بهداشت و سلامتی است از وسایل پزشکی یکبار مصرف هم نمیشود استفاده کرد.
حرف اصلی بخشنامه معاون وزیر در میان حاشیهها گم شد. در کنار وسایل یکبار مصرف در اتاق عمل وسایلی هم وجود دارند که میشود که بعد از استریل و ضد عفونی کردن تحت پروتکلهای بهداشتی برای بیماران بعدی از آنها استفاده کرد. به عبارتی قابلیت استفاده مجدد (Reusable) را دارند. مثلا استتسکوپ (گوشی پزشکی) را میتوان بارها استفاده کرد. دستگاه اندوسکوپی هرچند با بافتهای داخلی بدن تماس دارد، اما بعد از استریلیزه کردن قابل استفاده است.
در هیچ جای دنیا دوربین اندوسکوپی یا کولونوسکوپی یا لاپارسکوپی را بعد از استفاده دور نمیاندازند. اداره مواد غذایی و دارویی ایالات متحده آمریکا (FDA) مسئول تنظیم مقررات و نظارت بر ایمنی مواد غذایی، محصولات تنباکویی، مکملهای غذایی، واکسن، تزریق خون، دستگاههای پزشکی، محصولات دامپزشکی و لوازم آرایشی است. با جستجو در سایت (www.fda.gov) و بخش ابزارهای پزشکی آن میتوان دید که در آمریکا هم همه ابزارهای اتاق عمل را بعد از استفاده دور نمیریزند.
من اطلاعات پزشکی ندارم و بخش فنی ماجرا را ادامه نمیدهم، اما روششناسی صدور این بخشنامه و تبعات رسانهای آن را باید آسیبشناسی کرد. اینکه در شرایط التهاب ناشی از احتمال تحریمها معاونت درمان یک وزارتخانه، ناگهان با ارائه فهرست وسایل پزشکی «یکبارمصرفی» که با استرالیزاسیون قابلیت استفاده دوباره را دارند افکار عمومی را درگیر کند، قابل دفاع نیست. خواننده با خواندن خبر یاد جوشاندن سرنگها در ۵۰-۶۰ سال پیش میافتد. با این حال جملاتی از بخشنامه که توصیه میکند بیمارستانها از استفاده از وسایل پزشکی یکبار مصرف به سمت استفاده از وسایل پزشکی با قابلیت استفاده مجدد (Reusable) بروند تا حدودی قابل دفاع و مطابق پروتکلهای بهداشتی جهانی است. هرچند هر ابزار پزشکی یک بار مصرف را نمیشود دوباره استفاده کرد.
واقعا چه ضرورتی برای بخشنامه کردن این یک امر بدیهی وجود داشته است؟ بخش درست و منطقی قضیه یعنی توصیه به استفاده از وسایل (Reusable) زیر آوار استفاده دوباره از وسایل پزشکی یکبار مصرف، دفن شده است. مسئولان دولتی و غیر دولتی باید بدانند که هیچ بخشنامه و دستورالعمل و سخنرانی آنها مخفی نمیماند.
دوران بگو و دَر رُو سپری شده است. افکار عمومی یقه مسئولان را میگیرد و از آنها سوال میکند. سمت دیگر ماجرا رسانههایی هستند که دنبال خبرهای «فَست فودی» (حاضری و آماده) میروند و جملهای را از وسط یک متن بیرون میکشند تا بلاهت یک مدیر را نمایش دهند. ابهت مسئولان فروریخته و یک خواننده معمولی تلگرام خودش را از وزیر و وکیل یک سرو گردن بالاتر میداند. در فضای «جزیرهای» اطلاعرسانی گفتوگوی ملی غیرممکن است.
خبرهای نصفه و نیمه و گزینشی در رسانههای خرد و بزرگ، خواننده عادی را عصبی و سرخورده و ناامید میکند. شهروند عصبی و ناامید نه به درد اپوزیسیون میخورد و نه به درد پوزیسیون و نه به درد خودش و نه به درد جامعه مدنی. رسانه به جای تلاش برای جهتدهی به افکار خواننده باید در درجه اول اطلاعات درست در اختیار خواننده بگذارد.
کار از ۶ صبح برای چه؟
نسیم چالاکی، دکترای سیاستگذاری در بخشی از یادداشتی که روزنامه شرق در شماره امروز خود چاپ کرده نوشت: گویی راهحلها مقدم بر تعریف مسأله خواهند بود؛ بیآنکه اثرات انتخاب و اجرای آنها بر سایر عوامل مشخص باشد. تصمیم اخیر استانداری تهران مبنی بر شروع کار دستگاههای دولتی، ادارات، بانکها، شهرداریها و سایر مؤسسات عمومی غیردولتی از شش صبح، بهعنوان راهحلی برای صرفهجویی و مدیریت مصرف برق در سطح استان، یکی از نمونههای نادیدهگرفتن ارزیابی تأثیرات سیاستی از سوی سیاستگذاران است. کمترین اقدامی که سیاستگذاران در این مواقع انجام میدهند، ارائه توضیحات و دلایل اتخاذ آن تصمیم آنی و فوری برای شهروندان است. یکی از مهمترین اقداماتی که در ارزیابی تأثیرات سیاستها انجام میشود، بررسی تأثیرات آن سیاست روی تمام ذینفعان است. وقتی از تغییر ساعت کار ادارات در استان تهران سخن به میان میآید، نمیتوان بررسی اثرات این تصمیم را روی کارمندان، خانوادههای آنها، نهادهای خدمترسان به آنها و سایر ذیربطان نادیده گرفت. 
شاید از نظر سیاستگذار، تأثیرات این تغییر دوساعته در شروع روز کاری، به اندازه یک واحد افزایش قیمت گندم، تصمیمی محدود، مقطعی و کوتاهمدت باشد؛ اما باید پیش از اتخاذ آن، دنبال دهها عاملی بود که دچار تغییر و تحول میشوند. نادیدهگرفتن این عوامل و گستره آنها، نهاد سیاستگذار را به مرور از ارزش و اهمیت ساقط میکند و سرمایه اجتماعی را که باید هنگام وقوع بحرانها به کار آید، با آسیبی جدی روبهرو میکند. به همین دلیل است که در سیستم سیاستگذاری بسیاری از کشورهای دیگر، همراه یک سیاست، سند پشتیبان درباره تأثیرات آن سیاست نیز پیوست میشود که به آن پیوست سیاستی میگویند. انتظار میرود پیش از اتخاذ یک سیاست، اثرات احتمالی آن به درستی احصا و سنجیده شود و پیش از ابلاغ آییننامهای و اجباریکردن آن برای تمام ذینفعان سیاست مذکور، توضیحات لازم داده شود تا هم احساس نادیدهگرفتهشدن در بین آنها از بین برود و هم برای اجرای بهتر، بیشتر و همدلانهتر با آن همراهی کنند. در وضعیت کنونی که شرایط جوی امان میبرد، با چشمپوشی از اثرات سیاستها روی زندگی روزانه و شرایط زیستی ذینفعان، نباید شرایط نارضایتیها را فراهم کرد. فارغ از اینکه بهدرستی مشخص نیست مسئله مدنظر در این تصمیمگیری؛ یعنی مدیریت مصرف برق با این روش، به چه میزان حلشدنی خواهد بود. در واقع سیاستگذار بدون اینکه آمار و اطلاعات دقیقی از میزان صرفهجویی با این روش در مقایسه با روشها و راهحلهای دیگر داشته باشد، دست به این انتخاب زده است. گاهی ارائه توضیحی کوتاه درباره یک سیاست و تبیین اثرات اجرای آن، بیش و پیش از ابلاغیهها و دستورالعملها مؤثر خواهند بود؛ آنچه در روند تصمیمگیری اخیر استانداری تهران مشهود نبود.
17تیر





تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگه تصمیمات و اقداماتشون بر پایه عقل و منطق بود که وضعمون این نبود.خب یان چند روز ساعت پایان کار رو می کردید ۱۳:۳۰
و شروه همون هشت یا هفت و نیم قبلی
نیست که خیلی کار می کنند
ساعت شش تا هشت می آن هزینه بیخود درست می کنن برای کشور
واقعا کار از ۶ صبح برای چه؟
فکر کنم یواش یواش مثل کره شمالی ساعت 5.30 صبح باید آزیر بیدار باش بکشیم.
این همه بیدار باش و ما حصل صرفه جویی حاصل از انرژی فقط به کام 20 درصد از آقازاده هایی خواهد بود که در تهران و شهرستانهای اطراف ویلاهای چند هزارمتری دارن و هزینه های نگهداری آنها رو ما باید بدیم.
معلوم نیست آقای شیرزاد عبداللهی چه می خواهد بگوید و از چه چیزی دفاع کند.تا بحال هم از گوشی بعنوان وسیله ی یکبار مصرف استفاده نمیشده چه رسد به وسایلی که نام بردند مردمی که به طعنه ی ذکر شده ی ایشان خود را یک سر و گردن بالاتر از وزیر میداند نگران بالا رفتن احتمال آلودگی ها مخصوصا در اتاقهای عمل هستند.هر چند ایشان تلویحا به تخطئه مردم پرداختند ولی باید بدانند زمان گفتن و در رفتن گذشته و مورد نقد همانهایی که ابشان قبولشان ندارد خواهند گرفت.
ولی در مورد مسئولین: کار بجایی رسیده که حرف غلطی را میزنند ،نه در میروند و نه ترسی از کسی دارند ،نه استیضاح میشوند ،نه عذر خواهی میکنند و نه استعفا میدهند.چون عقل خدا دادی دارند و بس.
ترسو مدت هاب ود که نمی اومدم سایت تون امروز هم اشتباه کردم اومدم . چرا نظرمو درج نکردیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
در هیچ جای دنیا دوربین اندوسکوپی یا کولونوسکوپی یا لاپارسکوپی را بعد از استفاده دور نمیاندازند. اداره مواد غذایی و دارویی ایالات متحده آمریکا (FDA) مسئول تنظیم مقررات و نظارت بر ایمنی مواد غذایی، محصولات تنباکویی، مکملهای غذایی، واکسن، تزریق خون، دستگاههای پزشکی، محصولات دامپزشکی و لوازم آرایشی است. با جستجو در سایت (www.fda.gov) و بخش ابزارهای پزشکی آن میتوان دید که در آمریکا هم همه ابزارهای اتاق عمل را بعد از استفاده دور نمیریزند...یعنی قبلا اینارو دور میرختن ..یعنی بعد از 40 سال تازه فهمیدید که همچین سازمانی وجود داره..
اگر كولر گازي اتاق مديران در طول روز خاموش وبجاي آن كولر معمولي ويا پنكه استفاده شود هيچ مشكلي پيش نمي آيد.
هیچ منطقی پشت این تصمیم(ساعت کاری جدید) نیست
اولا کارمندان هر ساعتی سر کار برن دستگاه های سرمایشی رو روشن می کنن تازه در شرایط جدید ممکنه چندتا لامپ هم به مدت یکی دو ساعت روشن کنن
دوما میزان ساعت کار کاهش نداشته بنابراین مصرف هم کمتر نمیشه
سوما کارمندان واقعا اذیت می شن اخیرا جایی خوندم که یک موسسه پژوهشی در انگلستان گفته قبل از ساعت 10 سر کار رفتن اثرات سوء بر فرد دارد
چهارما کدام ارباب رجوعی ساعت 6 میره دنبال کار اداری
پنجما مگه کار مفید در کشور ما 22 دقیقه نیست چرا باید حتما 44 ساعت در هفته یا 7 ساعت و 20 دقیقه در روز پوشش داده بشه اگه بگین چون تو قانون اومده میگم مگه قانون وحی منزله عوضش کنین مگه آلمانیا که یه قطب اقتصادی هستن هفته ای 35ساعت کار نمی کنن.
کی گفته هرچی ساعت کار بیشتر باشه حتما بیشتر هم کار می کنیم ولله این اشتباهه جز مصرف انرژی و چای و ... هیچ نفعی برای جامعه نداره تاییدیه این حرف هم ماه رمضانه که ادارات ساعت کارشون کمتره اما هیچ مشکلی هم پیش نمیاد من خودم توی چند اداره کار کردم هم نهاد حاکمیتی و هم دستگاه های اجرایی باور بفرمایید از ساعت یک و نیم به بعد تقریبا ادارات تعطیل هستن ....
سوالی که از مسئولین دارم این است که در ابتدای سال ، ساعتها به چه منظور یک ساعت به جلو کشیده می شود ؟
باید ساعت کاری را قبل از اذان صبح بیاندازند تا کارمندان یک ساعت هم برای نماز بروند...
یعنی تیتر اصلی ابتکار را انسان میخواند یک لحظه فکر میکنه تو سوئیس زندگی میکنه.... ممنون که هستید
ساعت کار خط 5 متروی کرج باید به 4:30 کاهش یابد تا ما کارمندان مقیم کرج بتوانیم به موقع در سر کار حاضر باشیم. هیچ فکری برای این مشکل نشده است.
با سلام
من به شخصه با تغییر ساعت موافقم
در ضمن این کار چندین سال در استانهای دیگر انجام می شود و متاسفانه همیشه تهرانی ها از مشکلات شهرستانی ها بی اطلاع هستند، مثل کردو خاک ف گرمای 50 درجه، نبود آب آشامیدنی، نبود امکانات تحصیلی، نا امنی ،گرسنگی و .. دود شدید پالایشگاهها و تخریب محیط زیست تهرانی ها در استانهای دیگر
و اضافه کنید بیشترین نقدینگی که از خون دل استانها به تهران منتقل میشود
راستی این زندگی راحت در تهران حاصل کدام دست رنج ما تهرانی هاست؟
سلام
تو استان مرکزی ساعت کاری را 6:30 کردند . خونه که میرم تا ساعت نزدیک 12 شب که نمیتونم بخوابم یعنی بچه ها نمیگذارند ، قبلا صبح ساعت 5:30 بلند میشدم نماز میخوندم دوباره یک ساعت میخوابیدم ، الان خوابم تو شبانه روز شده 3 یا 4 ساعت ، اداره میایی یکسره چشمت باید به کامپیوتر باشه ، دارید مریضمون میکنید ، تو این مملکت یه قانون نانوشته هست که خیلی خوب بهش عمل میشه که اونم اینه که ناکارامدی مدیران و مسئولین را مردم باید جورش را یکشند ..این مملکت فقط و فقط با یه چیز درست میشه اونم آموزشه ، باید هر کس حد اقل 1000 ساعت آموزشهای حقوق شهروندی ، استفاده از منابع ، احترام ، نوع دوستی ، مسئولیت پذیری و ... ببینه ، همین و بس
حالا اگر ساعت دو تعطیل می شدیم چی می شد ؟مگر دوران دولت قبل به خاطر آلودگی هوا نبود الان بازدهی کار بالا می رود ؟(همه خواب آلود هستن) یعنی دولت دلش نمی یاد دو ساعت پول بدون کار به ما بدهد؟ چه خوبه که می خوان درآمد ما حلال باشه.
این چه کاری است تابستان تو تاریکی هوا از خانه بیایی بیرون تاکسی نیست به خدا خیلی ترسناکه برای خانم ها تو خلوتی سر صبح واقعا متاسفم از این راهکار ها
چرا کسی در مورد ارز، یکبار یقه معاون ارزی بانک مرکزی (جناب برادر زاده آقای عراقچی) که بدون تجربه در این مسند نشسته است را نگرفت؟
ما همه در یک جامعه زندگی می کنبم وبا فرهنگ ان اشنا هستیم.در این جامعه بعضی ها مستاجر وبعضی ها از خانه
۵۰متری تا بعضا"۵۰۰۰متری دارند حال ایا انها ئیکه خانه بالاتر
از ۵۰ متر دارند همه از طریق دزدی به دست آوروه اند؟یکی
توان خرید ربع سکه دارد یکی توان ۱۰میلیون قطعه!
یکی بیسواد یکی چندین تخصص دارد!
از سال قبل بانک مرکزی اعلام کرد ازیک سکه تا بینهایت می توانید ثبت نام کنید!
در موقع ثبت نام قبمت بازار ازاد سکه چقدر بوده؟که خیلی ها پس از محاسبه ثبت نام نمی کردند چون معتقد بودند
بانک سکه ها را گران می فروشد.
حال بعد از ۶ ماه که ارزش ریال سقوط کرده واگر اهل محاسبه باشید هیچ سودی عاید خریدار نشده فقط تا حدودی
ارزش پولش حفظ شده!
این چه بازی هستش که توسط بعضی مسئولین راه افتاده؟
چه کسی ترویج بی قانونی و بی اعتمادی می کند؟
خوب فرد سرمایه دار همه شرایط جامعه را رصد می کند
وقتی می بیند که چقدر راحت قدرت به قانون می چربد
هیچ موقع فکر سرمایه گذاری در یک جائی که امنیتی برای
سرمایه اش وجود ندارد نمی کند
پیرو مقاله ذکر شده از روزنامه همدلی بنده هم معتقدم که متاسفانه جامعه ما در فضای رسانه ها از جمله روزنامه ها سایتهای خبری فضای مجازی و کانالها و گروههای مختلف و حتی صحبتهای درگوشی خونوادگی پر شده از اخبار و صحبتهای غیر واقعی
در همه این فضاهایی که ذکر شد متاسفانه هر روز و هر دقیقه خبرهای دروغ یا بی پایه و بی سند یا صحبتهای ناقص و تقطیع شده یا خبرهایی که گوینده آن تفسیر به رای کرده یا خبری را به صورت جهت دار و با مطامع سیاسی و جناحی منتشر میشه و متاسفانه در جامعه احساساتی ما مردم و شنوندگان خبر بصورت هیجانی با اون خبر برخورد میکنند بدون اینکه لحظه ای از خودشون بپرسن که منبع خبر و سند اون چیه و یا حداقل در مورد اون خبر چند دقیقه ای تامل کنند و یا تحقیق کنند که آیا از جایی و یا منبعی دیگه تایید میشه یا نه اون خبر را صد در صد صحیح و معتبر به حساب میارن
متاسفانه مشکل بزرگ بعدی زمانی نمایان میشه که بعد از مدتی که اون خبر کلا تکذیب میشه یا اصلاحیه ای برای اون میاد و یا خبر بصورت کامل و نه تقطیع شده منتشر میشه و یا به هر دلیل دیگه ای مشخص میشه که خبر اول صحیح نبوده همه منتشر کنندگان خبر اول یا اصلا به روی خودشون نمیارن و یا نهایتا با یک اشاره گذرا از کنارش رد میشن و نتیجه این میشه که جامعه پر از التهاب و تناقض میشه و هم مردم و بخصوص مسئولین در انجام کارها و مسئولیتهاشون پر از تردید تناقض و یا عدم شفافیت میشن
لطفا بعد از اطلاع از هر خبری از صحت و مستند بودنش مطلع بشید و بعد در موردش تصمیم گیری کنید و یا برای دیگران نقل کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.