در نکوهش یک ویژگی زشت (۱۰):
خاکستری؛ رنگ گمشده در قضاوتهای ما!
وقتی سخن به فلان شخص سیاسی میرسد، یا دربست قبولش داریم و به به و چه چه کنان به تعریفش مینشینیم و یا از او ابراز انزجار کرده و او را مایه همه رخدادهای ناگوار پیرامونمان مینامیم؛ اما همین خود ما توقع داریم دیگرانی که با ما در ارتباطند، کم ما را به بزرگیشان ببخشند؛ عادتی ناپسند که بخشی از ویژگیهای اخلاقیمان شده و شاید کمتر به آن توجه کنیم.

صحبت از رنگ نیست، میخواهیم ویژگی عجیبی را مرور کنیم که بیشترمان به آن مبتلا هستیم (ممکن است شما استثنا باشید!) و در کمال ناباوری میدانیم که خوب هم نیست؛ یعنی برای دیگران خوب میشماریمش، ولی دوست نداریم درباره خودمان این گونه باشد!
به گزارش «تابناک»، تقدیس و تکفیر، حب و بغض، صفر و یک و سرانجام سیاه و سفید دیدن همه چیز اینقدر برایمان عادی شده که گاه یادمان میرود، در نظر دادن درباره یک مقوله، میتوان چند عامل را لحاظ کرده و سنجش منصفانهتری داشت؛ مثلا ممکن است یک مقام مسئول هم به مانند من و شما باشد و در کنار معایبش، خوبیهایی نیز داشته باشد و لازم نیست که با لفظ «مرگ بر...» تحقیرش کرده و یا با «درود بر...» تقدیسش کنیم!
احتمالا تا اینجای کار ذهنتان بیشتر به سمت مسائل سیاسی و البته سیاستمداران معطوف شده و ناخودآگاه برخی موارد مرتبط را مرور کردهاید؛ شاید هم شما کلا از دایره قضاوت کنندگان دو وجهی بیرون باشید و «خاکستری» را هم در قضاوتهایتان لحاظ کنید، اما حتما حق خواهید داد که تقسیم بندی «خوب» و «بد» متأسفانه در جامعهم ا اینقدر فراگیر است که در همه ابعاد زندگی روزمرهمان به چشم میخورد.
تصور کنید که روزانه چند بار به محض رویارویی با یک اشتباه، همه چیز را فاجعه بار تفسیر کرده و با این نگرش یادمان میرود که خودمان هم مبرا از اشتباه نیستیم؟ مثلا به نانوایی میرویم و با دیدن نانی که ممکن است لبههایش خمیر یا کمی زیادتر از اندازه برشته شده باشد، انتقاد را به هدفمندی یارانهها و مسائل کلانتر هم میکشانیم!
این نوع نگرش آنجایی بیشتر نمود پیدا میکند که پای یک سیاستمدار، به ویژه از نوع معروفش در میان باشد؛ آنجاست که ممکن است با بیانصافی تمام، همه نکات مثبت رخ داده در دوران مدیریت وی را فراموش کرده و ایرادهای رخ داده را دستمایه حمله همه جانبه به وی قرار دهیم، که مثلا «از روزی که فلانی آمده، همه چیز افتضاح شده است!»؛ غافل از اینکه ممکن است در همین دورانی که افتضاح میخوانیمش، نقاط درخشانی رقم خورده باشد که اثرات آن در زندگی ما هم ملموس باشد.
مثلا از کنار نکته مهمی چون «آغاز هدفمندی یارانهها» ـ که بیگمان کاری مثبت بوده و تعریف و تمجید همگان را به همراه داشته ـ به سادگی میگذرانیم اما بازار نابسامان سکه و ارز را تماما به پای دولت مینویسیم؛ فارغ از اینکه به یاد بیاوریم خیلی از دور و اطرافیان خودمان ـ شاید هم خود من و شما ـ به بهانه کسب سودی کم و زیاد، گاه نقش عضوهایی را بازی میکنیم که در بیقرار کردن جامعه مالی برای دیگر اعضای جامعه، نقشی ایفا کردهایم.
مثالهایی از این دست در حوزه سیاست بیشمار است؛ افرادی که سالها خدمتشان را به یک اشتباه رنگ سیاه میزنیم و یا برعکس، به حکم یک خوبی، مبرا از خطا میدانیمشان، در صورتی که هیچ کداممان معصوم نبوده و حتما منصفانهترین شکل قضاوت این است که راجع به برایند کلی اعمال یک فرد به قضاوت بنشینیم که در آن صورت از ترکیب سیاهیها و سفیدیهای افراد، به خاکستری خواهیم رسید؛ خاکستری، خاکستری تیره، خاکستری روشن و... نه سیاه یا سفید.
اکنون بیایید از عالم سیاست و افراد مشهور در سطح جامعه جدا شویم و به جوامع کوچکتر برسیم: مثلا دانشگاه، محل کار و یا حتی خانواده. چند بار شده که یک استاد دانشگاه را به دلیل اینکه مثلا شلخته لباس میپوشد با صفات زشت مورد قضاوت قرار داده باشیم؟ چند بار شده که یک ایراد از کسی دیده باشیم و حتی گاه رو در رو به وی گفته باشیم که مثلا فلان جور هستی؟ آیا این قضاوت ما مبنای استنتاجی و منطقی داشته یا صرفا نشان دهنده این موضوع است که به یک ویژگی زشت مبتلا هستیم؟
این رفتار را در موارد معکوس هم میتوان دید: جایی که از فردی حرکت خوبی سر میزند و این خوبی سبب میشود که وی را خوب مطلق دیده و دیگر اعمالش را هم به همین چوب برانیم؛ هرچند این شق دوم ماجرا کمتر برایمان روی میدهد که آن هم دلایل خاص خود را داراست.
به عبارتی بهتر، گاه آنقدر از مبنای تفکر و انصاف به دور میافتیم که کوچکترین حرکت مثبت یا منفی که از فردی در ذهنمان نقش ببندد، مبنای قضاوت در مورد آن فرد قرار میدهیم و اینجاست که یا رئیسمان خوب است و یا بد، استادمان یا عالی است یا فاجعه، همسایهمان یا فضول است یا مردم دار، پسر عمویمان یا به درد بخور است یا بیخیر، بقال سر خیابان یا دزد است یا منصف، کتاب یا مفید است یا... و خلاصه همه چیز در دایره محدود صفر و یکی دسته بندی میشوند اما در کمال ناباوری، خودمان آدم خوبی هستیم که ممکن است اشتباهاتی نیز در کارنامه داشته باشیم.
یعنی تنها جایی که قضاوت خاکستری ـ البته از نوع کم رنگ و مایل به سفیدش ـ رخنمون مییابد، خودمان هستیم و شاید چند نفر از نزدیکانمان، وگرنه کیست که با ادعای «آدمشناسی» آن هم از نوع «در یک نگاه» برخورد نکرده باشد؟!
اکنون بیایید برای تمرین مقابله با این قضاوت دو قطبی هم که شده، یک روز از صبح تا شب گفتههای خودمان و افرادی که با آنها در ارتباط هستیم پایش کنیم؛ ببینیم چند بار در روز قضاوتی را نسبت به دیگران روا میداریم که دوست نداریم به همان شکل درباره خودمان اعمال شود؛ اصلا بیایید در مقابل قضاوتهای سیاه و سفید خودمان و یا اطرافیانمان، به مرور دانستههایمان بپردازیم تا شاید به این روش نقاط سفید افرادی که سیاه میپنداریمشان (و یا برعکس) را بیابیم تا این روش از من و شما به جامعه تسری یافته و فردای روزی را ببینیم که ملاک قضاوت درباره افراد در آن، حاصل تفریق خوبیها بر بدیها باشد نه یک کار خوب یا بد.
احتمالا تا اینجای کار ذهنتان بیشتر به سمت مسائل سیاسی و البته سیاستمداران معطوف شده و ناخودآگاه برخی موارد مرتبط را مرور کردهاید؛ شاید هم شما کلا از دایره قضاوت کنندگان دو وجهی بیرون باشید و «خاکستری» را هم در قضاوتهایتان لحاظ کنید، اما حتما حق خواهید داد که تقسیم بندی «خوب» و «بد» متأسفانه در جامعهم ا اینقدر فراگیر است که در همه ابعاد زندگی روزمرهمان به چشم میخورد.
تصور کنید که روزانه چند بار به محض رویارویی با یک اشتباه، همه چیز را فاجعه بار تفسیر کرده و با این نگرش یادمان میرود که خودمان هم مبرا از اشتباه نیستیم؟ مثلا به نانوایی میرویم و با دیدن نانی که ممکن است لبههایش خمیر یا کمی زیادتر از اندازه برشته شده باشد، انتقاد را به هدفمندی یارانهها و مسائل کلانتر هم میکشانیم!
این نوع نگرش آنجایی بیشتر نمود پیدا میکند که پای یک سیاستمدار، به ویژه از نوع معروفش در میان باشد؛ آنجاست که ممکن است با بیانصافی تمام، همه نکات مثبت رخ داده در دوران مدیریت وی را فراموش کرده و ایرادهای رخ داده را دستمایه حمله همه جانبه به وی قرار دهیم، که مثلا «از روزی که فلانی آمده، همه چیز افتضاح شده است!»؛ غافل از اینکه ممکن است در همین دورانی که افتضاح میخوانیمش، نقاط درخشانی رقم خورده باشد که اثرات آن در زندگی ما هم ملموس باشد.
مثلا از کنار نکته مهمی چون «آغاز هدفمندی یارانهها» ـ که بیگمان کاری مثبت بوده و تعریف و تمجید همگان را به همراه داشته ـ به سادگی میگذرانیم اما بازار نابسامان سکه و ارز را تماما به پای دولت مینویسیم؛ فارغ از اینکه به یاد بیاوریم خیلی از دور و اطرافیان خودمان ـ شاید هم خود من و شما ـ به بهانه کسب سودی کم و زیاد، گاه نقش عضوهایی را بازی میکنیم که در بیقرار کردن جامعه مالی برای دیگر اعضای جامعه، نقشی ایفا کردهایم.
مثالهایی از این دست در حوزه سیاست بیشمار است؛ افرادی که سالها خدمتشان را به یک اشتباه رنگ سیاه میزنیم و یا برعکس، به حکم یک خوبی، مبرا از خطا میدانیمشان، در صورتی که هیچ کداممان معصوم نبوده و حتما منصفانهترین شکل قضاوت این است که راجع به برایند کلی اعمال یک فرد به قضاوت بنشینیم که در آن صورت از ترکیب سیاهیها و سفیدیهای افراد، به خاکستری خواهیم رسید؛ خاکستری، خاکستری تیره، خاکستری روشن و... نه سیاه یا سفید.
اکنون بیایید از عالم سیاست و افراد مشهور در سطح جامعه جدا شویم و به جوامع کوچکتر برسیم: مثلا دانشگاه، محل کار و یا حتی خانواده. چند بار شده که یک استاد دانشگاه را به دلیل اینکه مثلا شلخته لباس میپوشد با صفات زشت مورد قضاوت قرار داده باشیم؟ چند بار شده که یک ایراد از کسی دیده باشیم و حتی گاه رو در رو به وی گفته باشیم که مثلا فلان جور هستی؟ آیا این قضاوت ما مبنای استنتاجی و منطقی داشته یا صرفا نشان دهنده این موضوع است که به یک ویژگی زشت مبتلا هستیم؟
این رفتار را در موارد معکوس هم میتوان دید: جایی که از فردی حرکت خوبی سر میزند و این خوبی سبب میشود که وی را خوب مطلق دیده و دیگر اعمالش را هم به همین چوب برانیم؛ هرچند این شق دوم ماجرا کمتر برایمان روی میدهد که آن هم دلایل خاص خود را داراست.
به عبارتی بهتر، گاه آنقدر از مبنای تفکر و انصاف به دور میافتیم که کوچکترین حرکت مثبت یا منفی که از فردی در ذهنمان نقش ببندد، مبنای قضاوت در مورد آن فرد قرار میدهیم و اینجاست که یا رئیسمان خوب است و یا بد، استادمان یا عالی است یا فاجعه، همسایهمان یا فضول است یا مردم دار، پسر عمویمان یا به درد بخور است یا بیخیر، بقال سر خیابان یا دزد است یا منصف، کتاب یا مفید است یا... و خلاصه همه چیز در دایره محدود صفر و یکی دسته بندی میشوند اما در کمال ناباوری، خودمان آدم خوبی هستیم که ممکن است اشتباهاتی نیز در کارنامه داشته باشیم.
یعنی تنها جایی که قضاوت خاکستری ـ البته از نوع کم رنگ و مایل به سفیدش ـ رخنمون مییابد، خودمان هستیم و شاید چند نفر از نزدیکانمان، وگرنه کیست که با ادعای «آدمشناسی» آن هم از نوع «در یک نگاه» برخورد نکرده باشد؟!
اکنون بیایید برای تمرین مقابله با این قضاوت دو قطبی هم که شده، یک روز از صبح تا شب گفتههای خودمان و افرادی که با آنها در ارتباط هستیم پایش کنیم؛ ببینیم چند بار در روز قضاوتی را نسبت به دیگران روا میداریم که دوست نداریم به همان شکل درباره خودمان اعمال شود؛ اصلا بیایید در مقابل قضاوتهای سیاه و سفید خودمان و یا اطرافیانمان، به مرور دانستههایمان بپردازیم تا شاید به این روش نقاط سفید افرادی که سیاه میپنداریمشان (و یا برعکس) را بیابیم تا این روش از من و شما به جامعه تسری یافته و فردای روزی را ببینیم که ملاک قضاوت درباره افراد در آن، حاصل تفریق خوبیها بر بدیها باشد نه یک کار خوب یا بد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ما خیلی این بحث رو با دوستان داشتیم! در کل میشه گفت صفر و یکی خیلی نباید به مسائل نگاه کرد و کمی هم با منطق فازی به دنیای خودمون نگاه کنیم!!!!
حرف دلم بود!!!
به نظرم من هرچه آدم ها فهمیده تر باشند و با تحربشان بیشتر باشد با مسائل عمیق تر برخورد میکنند و همه چیز را به قول شما صفر و یک نمیبینند. البته این تحربه شخصی خودم هست که قبلا اینگونه بودم(ارفاق به خودم!!) و البته با دیدن این افراد به یاد قبلا خودم میافتم!!
در کشور عزیز من دورنگ بیشتر وجود ندارد یاسیاه یاسفید یابا مایی یابرما هرکه با ما نیست برماست هرکه برماست باید حذف شود هرکه در حزب ما نیست ازکشور برود در باز است
هدفمند سازی یارانه طرح خوبی بوده ؟
مصبتو شکر تابناک
بسیاری از رفتارهای های ما در مسایل مختلف محصول مهندسی ومعماری حاکمان ودر جهت منافع کوتاه ویا بلند انان است ولی تابناک جان شما وهمه ما باید برویم خودمان را اصلاح نیم
چه خوبه که شما به عنوان یک رسانه از بعضی گزارش های خودتان شروع کنید!!!!ما ایرانیها عادت بدتری داریم که نقد به خود را بلد نیستیم.احترام به افکار دیگران را بلد نیستیم .اما انتقاد از دیگران را به نهایت بلدیم.
مطلبتون درسته ولی نمی گید اگه اون ادم بزرگ اشتباهی بکنه به اندازه بزرگیش بزرگتره مثلا اگه یه ادم عادی تو جمع معمولی اشتباه بکنه با یه ادم ریاضی دان خیلی فرق داره؟نه عزیز اشتباه اگه در سطح بالاتر باشد باید گرانتر تمام بشه هر چند که تو کشور ما برعکسه اگه طرف بزرگ باشه هر چند اشتباهش بزرگتره و کمتر مجازات می شه.
خاکستری در قرآن وجود ندارد: اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
اهل نور و اهل ظلمات. حالا نمی دانم خاکستری کجاست. اتفاقا بنده فکر می کنم از بس خاکستری دیدیم وضع مملکت اینطور شده. و این همه اشتباهاتی که در قسمت های مختلف دیده می شود مورد اغماض قرار می گیرد.
ما همه چیز را با نوع زندگی و معیشتمان می سنجیم
ما ایرانیها کلا اینطوری هستیم !
شب میخوابیم میگیم درود بر فلانی
صبح بلند میشیم میگیم مرگ بر فلانی!!
اعتدال تو کار هیچکی نیست
ولی انصافا دردولتی که شما مد نظرتون بود فکر نمیکنم کار خیلی مثبتی صورت گرفته باشه که درتاریخ ایران به عنوان یک گام مثبت بشه بهش نگاه کرد جز گرونی وفساد و فاصله طبقاتی بیشتر
مسئله اینه که ما به راحتی حق الناس میندازیم به گردن خودمون (غیبت کردن). خدا حق خودش رو می بخشه اما حق الناس رو باید همون طرف ببخشه.
...
با سلام
متن بسيار مفيد و تاثيرگذاري بود. نياز امروز جامعه ما در بخشهاي مختلف و نيز زندگي شخصي بيشتر ماست. از سايت تابناك و نويسنده محترم سپاسگزارم.
عضو هيئت علمي دانشگاه
چون میترسیم آیا شهامت اونو داریم که بگیم آمریکا مطلقا بد نیست یا حکومت ما مطلقا خوب نیست آیا حکومت ما میپذیره که چین ،روسیه و سوریه شاید از آمریکا بدتر باشند ومشکلات سیاسی اونا هم تو صداوسیمای ماعنوان بشه
خوب حالا که چی می خواستی بگی اوضاع اونجوری که فکر می کنیم بد نیست همه چی آرومه من چقدر خوبختم
ول کن بابا مثل اینکه یادت رفته ارز وزر مشکلش چیه بیکاری واعتیاد وطلاق وعزب موندن جوونا گرانی مرغ ولبنیات واقعا دلت خوشه
انصاف هم خوب چیزیست ، همه خوب میدانند که گرانی و بدبختی که دامن مردم را گرفته فقط و فقط مربوط به هدفمندی یارانه ها میباشد وگرنه ما در زمان جنگ تحمیلی هم تحریم بودیم و آن زمان چه زیبا مملکت مدیریت شد پول نفت باید صرف ایجاد مشاغل پایدار شود نه اینکه گداپروری کنیم . خوب است مسئولین نگاهی به کره جنوبی و ژاپن داشته باشند تا ببینند آهنا کجا هستند و ما کجائیم.چرا ما مثل کبک سرمان را زیر برف کرده ایم بخدا قسم طرح هدفمندی شکست خورده و باید پول آن صرف ایجاد شغل شود .ایها سیاه نمایی نیست بلکه واقعیت هست .ما همه ایرانی هستیم و دلمان برای کشورمان میسوزد
این مقاله شما شامل دولتهای گذشته و افراد مشهور اون دولتها هم می شه. شامل سران فتنه چی؟ شمال ادمهای معمولی چی؟
فرهنگ فرهنگ فرهنگ...............
در کل موضوع خوبی است؛ اسلام دین اعتدال است و رعایت اعتدال و انصاف در قضاوت های ما هم شرط عقل است و بصورت عامیانه شاید عقل را در اینجا اطلاعات فرض کرد ، در این صورت می توان نتیجه گرفت که با وجود عدم وجود اطلاعات کافی و حتی لازم افراد دچار قضاوت و اعلام نظر در موضوعات اجتماعی می شوند و بساده ترین شکل آنهم که نیازی به اطلاعات ندارد متوسل می شوند و آن قضاوت و نظر دهی صفر و یکی است یعنی قضاوت از روی معده نه از روی اطلاعات. و حتی می توان آنرا نشخوار کردن نامید با این معنی که حرف دیگران را بدون داشتن اطلاعات لازم و بدون تحلیل بیان کردن و این کار از کار شتر هم کمتر است که حداقل از معده خود نشخوار می کند درحالیکه اینجور آدم ها تکرارشان از خودشان هم نیست.
همیشه واقع بین باشیم . یک سوزن به خود بزن یه جوال دوز به دیگری
من سفر های زیادی به کشورهای دیگر داشتم متاسفانه مشکل بزرگ جامعه وکشور ما مشکل فرهنگی است وتمام مشکلات دیگر ماازهمین مسئله ناشی می شود مشکلی که عنوان کردید یکی از آنها بود دیگر مشکلات مثل خودبینی ،عدم اعتماد به همدیگر ،فرافکنی مسائلی ساده به نظر می آید ولی اگر فکر کنید می بینید مشکلاتی مثل گرانی ارز ناشی از همین مسائل است
20
خوب مطلق نیست اندر این جهان
بد به نسبت باشد این را هم بدان
مولانا
عالی بود !
من مدت زمان بسیار زیادی رو صرف اندیشیدن به پیامدهای این طرز تفکر کردم و به این نتیجه رسیدم که واقعا تو زندگی اجتماعی ، افراد رو تو درد سر میندازه
بدبینی و عدم ثبات روابط اجتماعی از نتایج دید سیاه و سفید است.
این به نوعی همان افراط و تفریطه که در اکثر کارها و گفتار ما وجود داره.انچه باعث میشه که انسانها به مقاصدشون برسند رعایت اعتدال در همه کارهاست.
تابناک تو هم در کنار عصر ایران و خبرآنلاین در سیاه نمایی ها مقصر هستی
کاملا صحیحه!
و امیدوارم شما هم این رویه را در پیش بگیرید چون چند وقت پیش شروع کرده بودید و فقط انتقاد می کردید ولی باز برگشتید و هر دو را انعکاس می دهید .با تشکر
همانطور که سایرین اشاره کردند,مطلب تامل برانگیزی بود ولی نیک میبود اگر برای مثال ها به مبحث هدفمندی یارانه ها و ارز اشاره نمیشد چرا که نابسامانی بسیار زیادی در این موارد وجود دارد و اشاره به انها شاید باعث شود که خواننده به اصل مطلب توجهی نکرده و شائبه طرفداری ایجاد شود.این همه مثال برای مطلق نگری ما وجود دارد دلیلی نداشت چنین مثال هایی زده شود.
با سلام
حرفهای شما بجا اما هنگامی که لیوان دارای نیمه پری باشد . متاسفانه من به عنوان عضو کوچکی در دستگاههای اجرایی این دولت مشغول به کار هستم اما نسبت خوبی با بدی موجود در کار را با هم مقایسه می کنم می بینم که کفه ترازو بس سنگین به طرف بد است . مهمترین موضوع رواج دروغ در بدنه اجرایی کشور از راس آن گرفته تا من کارمند جزء که برای انجام امور به نفع خود مجبور به توسل به دروغ می شویم . خدا عاقبت همه ما رو بخیر کنه .
در کوی نیک نامان مار را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
عجب مقاله زیبا و تأمل برانگیزی!
متشکرم
تو که لالایی بلدی برای خودت بخون.
تحویل بگیر
اینگار یاسین تو گوش ....
بسیار مطلب بجا و مفیدی بود. انشالله همه رعایت کنند.
کو گوش شنوا
من به این موضوع زیاد فکر کرده ام
در مورد قضاوت هم ما اصلا عادت ندارم که مثلا بگویم بله این فرد خیلی فصیح صحبت می کند ولی مثلا عقایدش راجع به دمکراسی را قبول ندارم ما معمولا مسایل را خیلی ساده می کنیم و می گویم آدم بدی است یا آدم خوبی است
....
به نام خدا
به مطلب بسیار خوبی اشاره کردید این موضوعیه که بعضی وقتا ذهن منو هم درگیر خودش میکنه
فکر میکنم این فرموده مولا علی که "هرچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند" درمان این درد ( وچه بسا همه ی دردهای ما) باشه...
اونايي كه الكي منفي ميزنن كجان،لطفأ يك چندتا منفي الكي بزنن،تابناك جان لطفأ اگه برات امكان داره يك مقاله هم براي اينايي كه الكي منفي ميزنن بنويس تا بفهمميم اينا مشكلشون چيه؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.